• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن مهدویت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
مهدویت (بازدید: 4802)
شنبه 23/7/1390 - 19:30 -0 تشکر 375023
تو کجایی گل نرگس؟؟؟

 dh lind

بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد
که چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسید است
چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسید است
دل عشق ترک خورد گل زخم نمک خورد
زمین مرد ، زمین مرد خداوند گواه است
دلم چشم به راه است و در حسرت یک پلک نگاه است
ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی برسد کاش صدایم به صدایش
عصر یک خلوت دلگیر و جود تو کنار دل هر بی دل آشفته شود حس تو کجایی گل نرگس
به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی ست
ز جنس غم و ماتم زده آتش به دل آدم و عالم
عزیز دو جهان یوسف در چاه دلم سوخته از آه نفس های غریبت
دل من بال کبوتر شده خاکستر پر پر شده همراه نسیم سحری روی پر فترس معراج نفس گشته هوایی وسپس رفته به اقلیم رهایی
به همان صحن سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رمابت ببری تا بشوم کرببلایی
به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد نگهم خواب ندارد قلمم گوشه ی دفترغزل ناب ندارد
شب من روزنه مهتاب ندارد همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد
تو کجایی، تو کجایی شده ام باز هوایی، شده ام باز هوایی
گریه کن، گریه و خون، گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیدست شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشوم چون تپش موج مصیبات بلند است به گستردگی ساحل نیل است و این بحر طویل است
و ببخشید اگر این مخمل خون بر تن تب دار حروف است
که این روضه ی مکشوف لحوف است عطش بر لب عطشان لغات است وصدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ولی حیف که ارباب قتیل الابرات است
ولی حیف که ارباب اسیر الکربات است
ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنه ی یار است
و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی
الف قا مت او دال همه هستی او در کف گودال و سپس آه که از شمر خدایا چه بگویم که شکستند سبو را و بریدند بماند دلت تاب ندارد آقا به خدا با خبرم میگذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی تو خودت کرببلایی
jk

 

امواج زندگی را بپذیر حتی اگر گاهی تو را به عمق ببرد، ماهی آسوده که بر سطح آبها می بینی مرده است!
يکشنبه 24/7/1390 - 18:40 - 0 تشکر 375656

سلام
خوش آمدین به انجمن خودتون
ممنون از تاپیک قشنگتون

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
جمعه 29/7/1390 - 12:45 - 0 تشکر 377914

ای امید سبز ما !

هر جمعه به جاده آبی نگاه می کنم و در انتظار قاصدکی می نشینم که قرار است خبر گامهای تو را برای من بیاورد، گامهای استوار و دستهای سبزت را. اگر بیایی، چشمهایم را سنگفرش راهت خواهم کرد. تو می آیی و در هر قدم، شاخه ای از عاطفه خواهی کاشت و قاصدکی را آزاد خواهی کرد. تو می آیی و روی هر درخت پر شکوه لانه ای از امید برای کبوتران غریب خواهی ساخت. صدای تو، بغض فضا را می شکافد. فضای مه آلودی که قلب چکاوکها را از هر شاخه درختش آویزان کرده اند. تو با دستهایت بر قلبهای شقایق ها رنگ سبز امید خواهی زد و با رنگ پر معنای دریا خواهی نوشت:" به نام خدای امیدها"!

جمعه 29/7/1390 - 12:46 - 0 تشکر 377916

تو می آیی در حالی که دستهایت پر از گلهایامام زمان علیه السلام نرگس است. تو دل سرد یکایک ما را با نواهای گرمت آفتابی می کنی و کعبه عشق را در آنها بنا خواهی کرد. دست نوازش بر سر میخک هایی خواهی کشید که باد کمرشان را خم کرده است. تو حتی بر قلب کاکتوسها هم رنگ مهربانی خواهی زد. تو می آیی و با آمدنت خون طراوت و زندگی در رگهای صبح جریان پیدا خواهد کرد...

مولای من ! وقتی بغض ناباور درد در حنجره ام زندانی است ، وقتی واژه ها در پستوی خاطرات گرد گرفته اند ، وقتی زبانم از تکرار کلام عاجز است ، وقتی می توانم با چشمانم سخن بگویم ، به کلام احتیاج نیست. وقتی نگاه من با نگاه تو آشناست ، زبان احتیاج نیست . پس چشمانم را به تو می سپارم تا در وسعت روشن نگاهت ، بغض های سبز درونم را با تو نجوا کنم.

جمعه 29/7/1390 - 12:47 - 0 تشکر 377917

ای معشوق ما که در عشقبازی ممتازی و در محبت استادی. ای آیینه کمال خلقت و ای زیباترین مصداق حضور خدا، اعجاز کن. ای معروف خدا! از احرام انتظار خارج شو و اعتکاف هجران را بشکن. روزه غربت را افطار کن و نفوس مردگان را زندگی بخش.

دلبرا! چمن چمن نرگسان بر آستانت خیمه زدند و در اشتیاق جمعه موعود گریبان می درند. نسیم نسیم در پی تو می وزند تا یک پیچک موی تو را بنوازند. عندلیب عندلیب نغمه کنان بال می سایند که واژه ای از اشعار تو را بربایند.

جمعه 29/7/1390 - 13:5 - 0 تشکر 377923

فراق یار جانم را گرفته     

             تب هجران توانم را گرفته

                        نه تاب درد گفتن دارم ای دل

                                             که گویی غم زبانم را گرفته

غم دلبر زده آتش به جانم

              که میسوزد ز سر تا استخوانم

بیا ای دل بیا با هم بسوزیم

                                            که خاکستر بر این خرمن نشانم

امان از دست صیاد زمانه

               که بگرفته دل ما را نشانه

                                کبوتر بچه ای در خواب میگفت

                                                  مرا نه بال و پر ماند نه لانه

دلم درد و سرم درد و تنم درد

                از آن بهتـر بگویم که منم درد

                            طبیبا زخم دل را مرحمی نیست

                                              بود  داروی زنده ماندنم درد

چه سازم با غم و دوری دلدار

                 که شبها مینشینم در غم یار

                                 مرا نی طاغت دوریست یارب

                                                نه می باشد توان حال بیمار

بیا ای مونس من یابن الزهرا

               عزیز نرگس من یابن الزهرا

                              بیا تا بی کس و کارم ندانند

                                             تویی مولا کس من یابن الزهرا

امواج زندگی را بپذیر حتی اگر گاهی تو را به عمق ببرد، ماهی آسوده که بر سطح آبها می بینی مرده است!
يکشنبه 1/8/1390 - 19:6 - 0 تشکر 379105

آقاجان!

جمعه ها در تلاطم ندبه ها خیره می شوم، تا مگر هرم نگاه گرمت مرا نیز در بر بگیرد. دلم در حجاب غیبت گرفت، بیا و مرا از این سکوت رها کن،

مولای من! تویی که در دلم شراره شور می افکنی و جاده لحظه هایم را پر از ترانه عبور می کنی، غنچه وجودمان به امید آبیاری تو تشنه مانده است. بیا ودل خشکیده مرا آب بده، آقا! بیا و مرا از این سکوت لحظه ها جدا کن.

مهدی جان! روزها از پی هم می گذرند و دلها در آتش هجرانت می سوزند، قناری ها دیگر نای نغمه سرایی ندارند و دلها دیگر هوس غزل گفتن.

دیگر نمی توانم بال های پرنده ی دلم را بشکنم تا مانع پروازش به سوی تو شوم دیگر نمی توانم غنچه ای را که با هزاران امید در باغ دلم روییده زیر خاکستر نیمه افروخته ی جانم مدفون کنم.

يکشنبه 1/8/1390 - 19:7 - 0 تشکر 379106

آقا! بیا بخاطر باران ظهور کن/ ما را از این هوای سراسیمه دور کن/ آقا! بیا به حرمت مفهوم انتظار / اشعار ساده ی ما را مرور کن

يکشنبه 1/8/1390 - 19:8 - 0 تشکر 379107

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب العصر والزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

اللهم ارنى الطلعة الرشیدة و الغرة الحمیده واکحل ناظرى بنظرة منه

يکشنبه 1/8/1390 - 19:9 - 0 تشکر 379108

مولای ما دعا کن برای ما

آه خدای من! نه پای توانایی دارم، نه مرکب راهواری و نه بالی برای پرواز، تنها می توانم در خلوت تنهائی ام عاشقانه با او حرف بزنم و او را از خودش تمنا کنم. پس با زبانی قاصر بر خرمن عشقم آتش می زنم و اینگونه با او نجوا می کنم

دوشنبه 2/8/1390 - 19:51 - 0 تشکر 379543

ای چهاردهمین بدر آسمان خدا! سلام بر تو آنگاه که پلک صبح با سر انگشت محبّتت گشوده می شود و آن هنگام که مهربانترین ماه ها با تبسّم دلنشینت طلوع می کند.

ای عزیز دل ما! سلام بر تو آن زمان که یوسف ماه از حُسن بی حد تو سر در چاه شب فرو می برد و آن هنگام که نسیم دست خدا نقاب از چهره زیبای تو برمی دارد و آفتابِ نگاهت بر اهل زمین سایه می افکند.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.