• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن نجوم > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
نجوم (بازدید: 3370)
شنبه 23/7/1390 - 10:57 -0 تشکر 374893
احادیث نجومی

در رابطه با اهمیت علم نجوم در دین اسلام مطالب متعددی در دست است كه نشانگر توجه شارع مقدس و اندیشمندان اسلامی به این موضوع است . در این فرصت من به نقل یك حدیث كه به خوبی می تواند جایگاه علم ستاره شناسی را از منظر امامان معصوم ما نشان دهد بسنده می كنم :

 

امام موسی كاظم فرمودند : بعد از علم قرآن هیچ علمی شریفتر از دانش اختران و اخترشناسی نیست ، چرا كه این دانش علم پیامبران ، اوصیاء و وارثان پیامبران است . ما پیشوایان شیعه نیز آن را می دانیم و به این دانش آگاهی كامل داریم و منكر آن نمی شویم .

 

سند :فرج المهموم سید بن طاووس ص 108بحار ص 252 ج 58

شنبه 23/7/1390 - 14:4 - 0 تشکر 374944

سلام
چه جالب، به ذهنمم خطور نمی کرد، قسمت آخر منظور از "منکر آن می شویم" چیه؟
ممنون

شنبه 23/7/1390 - 15:9 - 0 تشکر 374957

shahinf گفته است :
[quote=shahinf;424382;374944]سلام
چه جالب، به ذهنمم خطور نمی کرد، قسمت آخر منظور از "منکر آن می شویم" چیه؟
ممنون

این سوال من هم بود

يکشنبه 24/7/1390 - 9:51 - 0 تشکر 375324

عذرخواهی می كنم
مطلب اصلاح شد
در اصل " منكر آن نمی شویم " بوده كه من اشتباه نوشتم .
یا حق

سه شنبه 26/7/1390 - 17:46 - 0 تشکر 376471

«انّا زَیَّنا السَّماء الدُّنیاء بِزینه الكَواكِب»
ما آسمان پائین را با ستارگان تزئین كردیم.

در این آیه می‌گوید «آسمان پائین را با كواكب تزئین كردیم» در حالیكه فرضیه‌ای كه در آن زمان بر افكار دانشمندان حاكم بود می‌گفت فقط آسمان بالا، آسمان ستارگان ثابت است (آسمان هشتم طبق فرضیه بطلیموس) ولی چنانكه می‌دانیم بطلان این فرضیه اثبات شده و عدم پیروی قرآن از فرضیه نادرست مشهور آن زمان خود معجزه زنده‌ای از این كتاب آسمانی است.

نكته جالب دیگر اینكه از نظر علم امروز مسلم است كه چشمك زدن زیبای ستارگان بخاطر قشر هوایی است كه اطراف زمین را فرا گرفته و آنها را به این كار، وا می‌دارد و این، با تعبیر «السماء الدنیا» (آسمان پائین) بسیار مناسب است اما در بیرون جو زمین، ستارگان خیره خیره نگاه می‌كنند و فاقد تلألو هستند.

جمعه 11/9/1390 - 5:35 - 0 تشکر 395345

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیك یا ابا عبدالله الحسین
السلام علیك یا ابا عبدالله صالح المهدی
سلام
 ایام حزن و عزای حسینی را تسلیت عرض می كنم.
از شما دعوت می كنم به  "تاپیك ٤٠ نفر عاشق بیایند"  تشریف بیاورید.


اللهم عجل لولیك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

جمعه 20/5/1391 - 20:37 - 0 تشکر 502655

عظمت آفرینش و نظم خلقت از دیدگاه قرآن کریم

دكتر سید حسین امیدیانی

 عضوهیات علمی دانشگاه

 عضوپیوسته انجمن فیزیك ایران

 و عضوپیوسته انجمن نجوم ایران

Email:dr.omidiani@gmail.com

   در قرآن کریم نسبت به شگفتی آفرینش خداوند و اسرار خلقت و نظم حاکم بر عالم هستی آیات فراوانی آمده و از انسانها و مؤمنین خواسته با دیده بصیرت به اینگونه امور توجه کنند تا پی به عظمت خلقت ببرند از جمله این آیات:

الَذّی خَلَق سَبعَ سَمواتٍ طباقاً ما تری فی خَلقِ الرّحمن من تفاوُتٍ فارِجعِ البَصَرَ هَل تَری من فطورٍ 3 ثُمَّ ارجِعِ البَصَرَ کرّتین ینقَلبِ الیک البَصُر خاسِئاً وَ هُوَ حسیرٌ 4

«آیات 3 و 4 سوره مُلک»

ترجمه: ( از تفسیر نمونه جلد 24 )

3- همان کسی که هفت آسمان را بر روی یکدیگر آفرید، در آفرینش خداوند رحمان هیچ تضاد و عیبی نمی بینی، بار دیگر نگاه کن، آیا هیچ شکاف و خللی مشاهده                         می کنی؟

4- بار دیگر (به عالم هستی) نگاه کن سرانجام چشمانت (در جستجوی خلل و نقصان ناکام مانده) به سوی تو باز می گردد در حالی که خسته و ناتوان است.

تفسیر آیات:

در تفسیر نمونه جلد 24 صفحه 315 الی 324 ذیل این آیات نوشته اند:

هیچ نقصی در جهان هستی نمی بینی

این سوره با مسأله مهم مالکیت و حاکمیت خداوند و جاودانگی ذات پاک او آغاز می شود که در واقع کلید همه بحثهای این سوره است.

..... بعد از بیان نظام مرگ و زندگی به نظام کلی جهان پرداخته، و انسان را به مطالعه مجموعه عالم هستی دعوت می کند، تا از این طریق خود را برای آن آزمون بزرگ آماده کند، می فرماید: «همان خدایی که هفت آسمان را بر روی یکدیگر آفرید»(الذی خلق سبع سمواتٍ طباقا).

درباره آسمانهای هفت گانه کمی قبل از این در تفسیر آیه 12 سوره طلاق بحث کرده ایم و در مورد «طباقاً» در اینجا باید بیفزاییم که بر اساس این تعبیر آسمانهای هفت گانه هر کدام فوق دیگری قرار دارد، زیرا معنی «مطابقه» در اصل آن است که چیزی را فوق چیز دیگری قرار دهند. حال اگر آسمانهای هفت گانه را اشاره به کرات هفتگانه منظومه شمسی بدانیم که با چشم غیر مسلح قابل رؤیتند، هر کدام فاصله معینی از خورشید دارند و هر یک فوق دیگری است.

و اگر آنچه را از ستارگان ثوابت و سیار می بینیم همه را جزء آسمان اول بشمریم معلوم می شود که در مراحل بالاتر عوالم دیگری است که یکی برتر از دیگری قرار دارد. و به دنبال آن می افزاید : «در خلقت خداوند رحمان هیچ نقص و تضاد و عیبی نمی بینی» (ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت) .

با تمام عظمتی که عالم هستی دارد هر چه هست نظم است و استحکام، و انسجام، و ترکیبات حساب شده، و قوانین دقیق و اگر بی نظمی در گوشه ای از عالم جهان راه می یافت آن را به نابودی می کشید.

از نظام عجیب و شگفت انگیزی که بر یک دانه اتم، و ذرات الکترون و پروتون حاکم است گرفته، تا نظامات حاکم بر کل منظومه شمسی، آنها را در مسیر خاصی پیش      می برند، خلاصه همه جا قانون است و حساب، و همه جا نظم است و برنامه.

و در پایان آیه برای تأکید بیشتر می فرماید: «بار دیگر نگاه کن و عالم را با دقت بنگر، آیا هیچ شکاف و خلل و اختلافی در جهان مشاهده می کنی»؟! (فارجع البصر هل تری من فطور).

«فطور» از ماده «فطر» (بر وزن سطر) به معنی شکافتن از طول است، و به معنی شکستن (مانند افطار روزه) و اختلال و فساد نیز می آید، و در آیه مورد بحث به همین معنی است. منظور این است که هر چه انسان در جهان آفرینش دقت کند کمترین خلل و ناموزونی در آن نمی بیند.

و لذا در آیه بعد برای تأکید همین معنی می افزاید: «بار دیگر دیده خود را باز کن، و دو مرتبه به عالم هستی بنگر، سرانجام چشمانت به سوی تو باز می گردد در حالی که خسته و ناتوان شده و در جستجوی خلل و نقصان در این عالم بزرگ ناکام مانده است»! (ثم ارجع البصر کرتین ینقلب الیک البصر خاسئاً و هو حسیر).

«کرتین» از ماده «کر» (بر وزن شرّ) به معنی توجه و بازگشت به چیزی است، و«کره» به معنی تکرار و «کرتین» تثنیه آن است، ولی بعضی از مفسران گفته اند که منظور از«کرتین»در اینجا معنی تثنیه نیست، بلکه منظور توجه های مکرر و پی در پی و متعدد است.

بنابراین حداقل قرآن در این آیات دستور به مردم می دهد که سه بار در عالم هستی بنگرند، و اسرار آفرینش را مطالعه کنند، و به یک معنی بارها و بارها دقیق شوند و هنگامی که نتوانسته اند کمترین خلل و نقصانی در این نظام عجیب بیابند به آفریننده این دستگاه و خالق این جهان و علم و قدرت بی پایان آشناتر شوند.

«خاسئ» از ماده «خسأ» و «خسوء» (بر وزن مدح و خشوع) هرگاه در مورد چشم به کار رود به معنی خسته و ناتوان شدن است، و هر گاه در مورد «سگ» به کار میرود به معنی دور کردن آن است.

«حسیر» از ماده «حسر» (بر وزن قصر) به معنی برهنه کردن است، و از آنجا که انسان به هنگام خستگی تاب و توان خود را از دست می دهد و گویی برهنه از نیروهای خود می شود به معنی خستگی و ناتوانی آمده است، بنابراین «خاسئ» و «حسیر» در آیه فوق هر دو به یک معنی و برای تأکید در موضوع درماندگی و ناتوانی چشم از دیدن نقصانی در نظام عالم هستی است. بعضی میان این دو چنین فرق گذاشته اند «خاسئ» به معنی ناکام و «حسیر» به معنی ناتوان است.

  شاعر گرانمایه مولانا چه خوب درمورد این آیات ابیات زیر را سروده است که:

اندراین گردون مکرر کن نظر

                  زانکه حق فرموده ثُمَّ ارجِعِ البَصَر

یک نظر قانع مشو زین سقف نور

                   بارها بنگر ببین هَل من فطورٍ

چون که گفت کاندراین سقف نکو 

                   بارها بنگر چو مرد عیب جو  

* نکته ها: به هر حال از این آیات دو نتیجه مهم می توان گرفت:

1- * نخست اینکه قرآن به همه رهروان راه حق، دستور مؤکد می دهد که هر چه می توانند در اسرار عالم هستی و شگفتیهای جهان آفرینش بیشتر مطالعه و دقت کنند، و به یک بار و دو بار قناعت ننماید، چه بسیار اسراری که در نگاه اول و دوم خود را نشان نمی دهد، دیده های تیزبین لازم است که بعد از چندین نگاه آنها را بیابد.

2- ** دیگر اینکه هر قدر انسان در این نظام دقیق تر و باریک تر شود انسجام آن را بهتر درک می کند، انسجامی خالی از هر گونه نقص و خلل و کژی و اعوجاج.

و اگر در نظر سطحی و ابتدائی بعضی از پدیده های این جهان به عنوان شرور و آفات و فساد دیده می شود (همچون زمین لرزه ها، سیلابها، و بیماریها و حوادث ناگواری که گهگاه در زندگی انسان ها رخ می دهد) در مطالعات دقیق تر روشن می شود که آنها نیز اسرار و فلسفه های دقیق و مهمی دارد.

این آیات اشاره روشنی به برهان نظم دارد که می گوید:

وجود نظم در هر دستگاه نشانه وجود علم و قدرتی در پشت آن دستگاه است، وگرنه حوادث اتفاقی حساب نشده، و تصادف های کور و کر ، هرگز نمی تواند مبدأ نظام و حساب گردد، همانگونه که در حدیث معروف مفضل از امام صادق علیه السلام آمده است: ان الاهمال لایأتی بالصواب، و التضاد لایأتی بالنظام: «مهمل کاری هرگز نتیجه درست نمی دهد، و تضاد مبدأ نظام نمی گردد».

( به نقل از بحار الانوار - جلد 3 - صفحه 63 ).

نکته دیگر:

3- *** عظمت آفرینش

با اینکه قرآن مجید از محیط عقب افتاده عصر جاهلیت عرب برخاست ولی غالباً تأکید می کند که مسلمانان در اسرار با عظمت عالم هستی بیندیشند، مطلبی که در عصر جاهلیت مفهوم نداشت، و هر قدر علم و دانش پیش می رود عظمت تأکیدات قرآن در این زمینه آشکارتر می گردد.

می دانیم کره زمینی که ما در آن زندگی می کنیم با تمام بزرگی که دارد در مقابل مرکز منظومه شمسی یعنی قرص «خورشید» به اندازه ای کوچک است که اگر یک میلیون و دویست هزار کره زمین را روی هم بگذارند تازه به اندازه قرص آفتاب می شود!

از سوی دیگر منظومه شمسی ما جزئی از یک کهکشان عظیم است که همان کهکشان «راه شیری» نام دارد. طبق محاسبات دانشمندان فلکی تنها در کهکشان ما بالغ بر یکصد میلیارد (000/000/000/100) ستاره وجود دارد که خورشید ما با تمام عظمتش یکی از ستاره های متوسط آن محسوب می شود!

از سوی سوم در این جهان بزرگ آنقدر کهکشان وجود دارد که از حساب و شماره بیرون است. و هرقدر تلسکوپ های نجومی عظیمتر و مجهزتر می شوند                کهکشان های تازه ای کشف می شود!

و چه بزرگ است خدایی که این طرح عظیم را با آن نظام دقیق ریخته العظمه لله الواحد القهار. 1

* تفسیر المیزان:

در جلد 19 تفسیر المیزان نیز مرحوم علامه طباطبائی به شرح این 2 آیه پرداخته و می نویسد: ... پس منظور از نبودن تفاوت در خلق، این است که تدبیر الهی در سراسر جهان زنجیروار متصل به هم است، و موجودات بعضی به بعضی دیگر مرتبطند، به این معنا که نتایج حاصله از هر موجودی عاید موجود دیگر می شود ... و مراد از «ارجاع بصر» تکرار نظر است، و این کنایه است از اینکه اگر بخواهی یقین کنی که در سراسر خلقت تفاوتی نیست باید با دقت نظر کنی ...

4- * نکته ... پس در این دو آیه به این نکته اشاره شده که نظام جاری در عالم نظامی است واحد و متصل الاجزاء و مرتبط الابعاض. 2

توضیح:

منابع و ماخذ در اصل مقاله نزد نویسنده موجود است.

 استفاده از مقاله  با ذکر  منبع مجاز می باشد.                        

1- آیت العظمی مکارم شیرازی - تفسیر نمونه ، جلد 24 ، صفحات 315 الی 324 .

2- ترجمه تفسیر المیزان ( علامه طباطبایی ره ) - مترجم سید محمد باقر موسوی همدانی جلد 19 صفحات 587 الی 589 .

جمعه 20/5/1391 - 21:22 - 0 تشکر 502676

فیزیك جهان هستی و نجوم در قرآن



دكتر سید حسین امیدیانی

عضو هیئت علمی دانشگاه

عضو پیوسته انجمن فیزیك ایران

عضو پیوسته انجمن نجوم ایران

Email:dr.omidiani@gmail.com

 فیزیك جهان هستی و نجوم در قرآن

لَخَلقُ السموات و الارض أكبر من خلق الناس و لكن اكثر الناس لایعلمون

«غافر-57»

البته خلقت زمین و آسمان‌ها بسیار بزرگتر و مهمتر از خلقت بشر است و لیكن اكثر مردم این معنا را درك نمی‌كنند.

به نام خداوند جان و خرد
خداوند جان و خداوند رای
خداوند كیهان و گردون سپهر

كز این برتر اندیشه برنگذرد
خداوند روزی ده و رهنمای
فروزنده ماه و ناهید و مهر

مقدمه:

علم ستاره‌شناسی از قدیمی‌ترین و در عین حال پیشرفته‌ترین علوم بشری است. از آنجا كه جهان خارج از كرة خاكی ما و مسائل آن در محدوده ستاره‌شناسی قرار می‌گیرد، دامنة این علم بیش از همة علوم دیگر گسترده است. از نخستین تصورات و برداشتهای بشر اولیه نسبت به عالم لایتناهی و ماه و خورشید و ستارگان و كهكشانها تا پیشرفته‌ترین سفینه‌ها، آخرین تجهیزات فنی رصدخانه‌های كنونی، همگی دستاوردها و زمینه‌های علم ستاره‌شناسی هستند. امروزه بشر نه تنها پا از سیاره خود فراتر نهاده بلكه فضاپیماهای مصنوع وی تا آخرین سیارات منظومه شمسی را نیز پشت سر گذاشته‌اند و به آن سوی منظومه ما را یافته‌اند.

قرآن مجید در آیه فوق‌الذكر به عظمت خلقت آسمانها و كهكشانها و ستارگان و زمین اشاره می‌كند و در آیات فراوانی انسان را به تفكر و تدبر در آفرینش آسمانها و ستارگان درخشان و تحولات شگرفی كه در اوضاع آنها پدید می‌آید و نظام متقنی كه بر آنها حكمفرماست دعوت می‌كند. درست به دلیل وجود همین نظم است كه قوانین طبیعی مفهوم پیدا می‌كنند. دانشمندان علوم تجربی با تكیه و اعتماد به وجود نظم در طبیعت مشتاقانه در پی كشف قوانین علمی موجود در همه زمینه‌های جهان خلقت هستند.

در یك سری از آیات قرآن كریم به این مسئله كه خلقت تمام موجودات اعم از كوچكترین ذرات اتمی گرفته تا تركیب آنها و گیاهان و جانداران و انسان و زمین و آسمان و كهكشانها و جریان امور همگی آنها روی حساب می‌باشد و دارای اندازه‌ای معین و مشخص و در هر مورد قابل محاسبه دقیق می‌باشند اشاره شده است.

ذیلاً به برخی از این آیات اشاره می‌كنیم:

«... و ما یَعزَبُ عَن رَبِّكَ مِن مِثقالِ ذره فی‌الأرض و لا فی‌السماء و لا اَصغَرَ مِن ذلِك و لااكبَرَ اِلاّ فی‌ كِتابٍ مُبینٍ»

یونس 61

(... از علم پروردگار تو حتی هم وزن ذره‌ای پوشیده نیست، نه در زمین و نه در آسمان، و هیچ كوچكتری و یا بزرگتری از آن نیست مگر آنكه در كتابی روشن ضبط است».

و اما شرح مختصر آیه: در تفسیر نمونه ذیل آیة 40 سورة نساء در خصوص تفسیر «ذرّة» چنین آمده است: ... بعضی گفته‌اند «ذرّه» در اصل اجزاء فوق‌العاده كوچكی از غبار است كه در هوا معلق است، و به هنگام تابش آفتاب از روزنة كوچكی به نقاط تاریك، آشكار می‌شود، ... ولی تدریجاً به هر چیز كوچكی «ذرّه» گفته شده است، و امروز به «اتم» كه كوچكترین جزء اجسام است نیز ذرّه گفته می‌شود- زیرا اگر در سابق آن را به ذرات غبار اطلاق می‌كردند به خاطر این بود كه آن را كوچكترین اجزای جسم تصور می‌نمودند ولی امروز كه ثابت شده كوچكترین اجرای یك «جسم مركب» مولكول و كوچكترین اجزای یك «جسم بسیط» اتمها است كه به مراتب از مولكولها كوچكترند، این نام را در اصطلاح علمی برای «اتم» انتخاب كرده‌‌اند كه نه تنها با چشم دیده نمی‌شود بلكه با قویترین میكروسكوپهای الكترونیكی نیز قابل مشاهده نیست، و وجود آن تنها از طریق فرمولهای علمی و از طریق عكسبرداری‌های خاصی كه با وسایل فوق‌العاده مجهز ]شتاب‌دهنده[ انجام می‌شود اثبات شده است،‌و از آنجا كه «مثقال» به معنی «سنگینی» است، تعبیر «مثقال ذرّه» به معنی سنگینی یك جسم فوق‌العاده كوچك ]جرم یك اتم[ می‌باشد.(1) در المنجد كلمة «ذرّه» به «اتم» معنی شده است.(2) پس كوچكتر از اتم (اصغر من ذلك) در واقع شامل ذرات بنیادی عالم می‌باشد. (الكترونها، پروتونها، نوترونها، فوتونها، لپتونها و كواركها و...) و با عنایت به تفسیر المیزان مراد از كتاب مبین امری است كه نسبتش به موجودات، نسبت برنامة عمل است به خود عمل، و هر موجودی در این كتاب یك نوع اندازه و تقدیر دارد. از این جهت می‌توان حدس زد كه مراد از كتاب مبین، مرتبه واقعی اشیاء و تحقق خارجی آنها می‌باشد كه قابل پذیرفتن هیچگونه تغییر نیست.(3)

جدول ذرات بنیادی

همین برنامه عمل اجزاء عالم از كوچكترین ذرات تا دنیای كهكشانها و وجود حساب و كتاب در اندازة جرم، سرعت، زمان، بار الكتریكی، نوع حركت و مدارها، اندازه حركت، فشار، طرز قرار گرفتن ذرات بنیادی اتم‌ها كنار یكدیگر و... پارامترهای دیگر (مانند ثابت جاذبه نیوتن، سرعت نور در فضا، ثابت پلانك، بار الكترون و...) است كه دانشمندان بر مبنای آنها قوانین فیزیكی و شیمیایی و نجوم و... را به دست آورده‌اند.

نمونه آیاتی دیگر در این مورد عبارتند از:

«... و خلق كل شیء فقدره تقدیراً» (فرقان، 2)

«... و همه‌چیز را آفرید و برای آن اندازه‌ای معین مقرر داشت)

«... و كل شیء عنده بمقدار» (رعد،8)

(... و هر چیز نزد او مقدار معینی دارد)

«و السماء رفعها و وضع المیزان» (الرحمن، 7)

(و آسمان را برافراشت و میزان ]عدل و نظم[ را در عالم وضع نمود).

« و هو الذی جعل الشمس ضیاء و القمر نوراً و قدرناه منازل لتعلموا عدد السنین و الحساب ما خلق الله ذلك الا بالحق یفصل الایات لقومٍ یعلمون» (یونس، 45)

(اوست خدایی كه خورشید را روشنی‌بخش و ماه را نورانی قرار داد و برای آن منزلگاههایی مقدر كرد تا عدد سال‌ها و حساب ]كارها[ را بدانید. خداوند این را به جز بحق نیافریده‌ است. او آیات خود را برای دانشمندان شرح می‌دهد.)

«... ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تری من فطور» (الملك،3)

(... تو در خلقت خدای رحمان بی‌نظمی و نقصان نخواهی یافت. پس باز ]به دیده عقل در نظام آفرینش[ بنگر، آیا خللی در آن می‌یابی)؟

می‌توان نتیجه گرفت كه كشف نظم و انسجام طبیعت (یعنی قوانین طبیعی) و اتقان صنع باریتعالی یكی از مسائل عمدة طبیعت شناسی است.

كهكشان های برخوردی:

دو كهكشان مارپیچی در حال برخورد با یكدیگرند . گذر از كنار هم یا ادغام آنها میلیون ها سال طول می كشد.

عظمت خلقت آسمانها از دیدگاه قرآن كریم:

علاوه بر آیه 57 سوره غافر كه خداوند به اهمیت و عظمت خلقت آسمانها اشاره می‌فرماید در آیات دیگری نیز به این مطلب  عنایت فرموده و از جمله در آیات زیر:

ءَ انتم اشد خلقا ام السماء بنیها(27) رفع سمكها فسویها(28) و اعطش لیلها و اخرج ضحیها(28) و الارض بعد ذلك دحیها(30)

آیا خلقت شما سخت تراست یا آفرینش آسمان كه خدا بنایش كرده؟

و سقف آن را بالابرده و آن را منظم ساخته؟

شبش را تاریك و روزش را روشن كرده

و زمین را بعد از آن گسترده

مرحوم علامه طباطبایی(ره) ذیل تفسیر این آیات می‌فرماید:

این خطاب، خطابی است توبیخی به مشركین، كه منكر قیامت بوده و آن را مسخره می‌كردند، خطابی است هم بر سبیل عقاب، و هم متضمن جواب استبعاد آنان بر بعث كه گفتند: «ءَانا لمردو دون فی‌الحافره اذا كنا عظاماً نجزه»، می‌فرماید خدای تعالی چیزهایی خلق كرده كه خیلی بزرگتر از شما است، پس او می‌تواند دوباره شما را در نشأه دیگر زنده كند، و ایجاد نماید. پس جملة «ءَ انتم اشد خلقا ام السماءُ» استفهامی است توبیخی به داعی رفع استبعاد منكرین بعث بعد از مرگ، و نیز اشاره به تفصیل خلقت آسمان باجملة «بناها ...»، دلیلی است بر اینكه مراد تثبیت و مسجل نمودن این معنا است كه خلقت آسمان شدیدتر است.

و جملة «بناها» استینافی و بیانی تفصیلی است برای خلقت آسمان. «رفع سمكها فسویها»- یعنی سقف آسمان و نقطه مرتفع آن را بلند كرده و منظور از «تسویه آسمان»، ترتیب ]و نظم[ اجزای آن، و تركیب آن است، تا هر جزئی در موضعی كه حكمت اقتضاء دارد قرار گیرد، همچنان كه دربارة آدم فرمود: «فاذا سویته و نفخت فیه من روحی» (و چون او را تسویه كردم و هر جزء آن را درجایی كه باید قرار دادم، و سپس از روح خود در او دمیدم. سوره حجر-آیه 29). (4)

شناخت مختصری از فیزیك عالم: (جهان هستی =  آسمانها و كهكشانها و آنچه در آنهاست)

اگر در شبی صاف به آسمان نگاه كنید. گسترة عظیمی از ستاره‌های جذاب و درخشان و- احتمالاً- ماه و تعدادی از سیاره‌ها را خواهید دید. ما با چشمان خود حداكثر حدود 6000 ستاره را می‌بینیم درحالی كه در جهان هستی حدود 1022×8 یعنی 80 هزار میلیارد میلیارد ستاره وجود دارد! (الله اكبر)

خورشید ما یك ستارة معمولی است باجرم حدود 1030×2 كیلوگرم (یعنی بیش از یك میلیون برابر جرم زمین) برخی از ستاره‌های فوق‌العاده سنگین بیش از 100 برابر خورشید ما جرم دارند. محاسبات جرم ستاره‌های عالم را حدود 1052×16 كیلوگرم (عدد 16 با 52 تا صفر جلوی آن را بنویسید و بخوانید!) اگر جرم سیاهچاله‌های و ابرهای عظیم گاز كه فضای میان ستاره‌ای را تشكیل می‌دهند را نیز به آن اضافه كنیم عدد بزرگی كه خارج از تصور ماست به دست می‌آید. اما نكتة عجیب اینجاست كه این فقط 5 تا 10 درصد جرم كل عالم را تشكیل می‌‌دهد. بقیه به شكل مادة تاریك است كه ما نمی‌توانیم آنرا ببینیم. اما به دلیل اثری كه روی حركت ستاره‌ها و آنچه می‌بینیم می‌گذارد، شك نداریم كه وجود دارد و دانشمندان با شوق فراوان بدنبال شناخت بیشتر آن هستند.(5) عالم، از میلیاردها كهكشان كه توده‌های بسیار بزرگی از ستارگان، اجرام سماوی، گاز وغبار هستند، تشكیل یافته است كه كهكشانها نیز بر حسب نوعشان هر كدام از میلیون تا صدها میلیارد ستاره را در بر می‌‌گیرند. بیشترین جرم قابل مشاهدة جهان را در خود دارند، (یعنی بجز جرم ماده تاریك) و بیشترین جرم هر كهكشان نیز در ستارگان آن است. قطر كوچكترین كهكشانها كه كوتوله نامیده می‌شوند حدود هزار سال نوری می‌باشد در حالی كه قطر بزرگترین آنها ممكن است از دویست هزار سال نوری هم بیشتر باشد! (هر سال نوری تقریباً ده هزار میلیارد كیلومتر است!). طبق سیستم طبقه‌بندی «ادوین هابل» سه دستة عمده و اصلی از كهكشانها عبارتند از: نوع بییضوی، نوع مارپیچی و  نوع نامنظم. (كه بعدها هر كدام به انواع فرعی‌تر تقسیم شدند). (6)

تحلیل مقایسه ای انواع كهكشان ها


كهكشان راه شیری خودمان یك كهكشان مارپیچی است كه حدود بیش از 100 میلیارد ستاره دارد (7) و قطر آنرا تا حدود 110000 سال نوری برآورد نموده‌اند.

خود كهكشانها در گروه‌هایی كنار هم جمع می‌شوند و از این گردآمدن گروه‌ها خوشه‌های كهكشان پدید می‌آیند. خوشه‌ای شدن كهكشانها پدیده‌ای طبیعی می‌باشد و این امر حاكی از آن است كه كهكشانها در فضا تنها و سرگردان نیستند، بلكه جزئی از یك گروه كهكشانها به شمار می‌آیند. گروه محلی كهكشانها ما (كه كهكشان راه شیری نیز در آن است) فقط یكی از خوشه‌های كهكشانی بسیار متعدد است كه مركب از 28 عضو است كه درون كره‌ای به شعاع تقریبی 3 میلیون سال نوری واقع‌اند.(8) از اجتماع خوشه‌های كهكشان ابر خوشه پدید می‌آیند و عالم  مجموعه‌ای است از ابر خوشه‌ها.

خوشه كوره : تصویر ژرف تلسكوپ فضایی هابل از خوشه كهكشان های كوره كه در سال 2003 گرفته شده، صدها كهكشان این خوشه و هزاران كهكشان دور دست را نشان می دهد.

هر یك از این ساختارها حول نقطه‌ای كه مركز جرم مجموعه است می‌گردد. این حركت كاتوره‌ای و نامنظم نیست. بلكه مانند حركت‌های موزون و هماهنگی است كه همراه با موسیقی دقیقی اجرا می‌شود. دانشمندانی كه در این باره كار می‌كنند، آن را «موسیقی سپهر» می‌نامند. این دَوَران از قوانین دقیق فیزیكی و فرمول‌ها و رابطه‌هایی كه جرم و سرعت دوران را شامل می‌شود تبعیت می‌كنند.

هماهنگ كنندة‌ این حركت‌های موزون،‌آفریدگار همة اینها یعنی خداوند تبارك و تعالی می‌باشد. و كل مجموعة جهان هستی در حال تسبیح پروردگار عالم هستند. (یسبح‌لله ما فی‌السموات و الارض ..)

«و تری الجبال تحسبها جامده و هی تمرمر السحاب- سوره نمل- آیه 88»

( و می بینی كوهها را و گمان می‌كنی كه ایستاده‌اند در حالی كه آنها مانند ابرها در حركت هستند.)

«... و الشمس و القمر كل فی فلك یسبحون- سوره انبیاء- 33)

(... خورشید ماه هر كدام در مداری معین شناورند)

«و سخر الشمس و القمر كل یجری لاجل مسمی- سوره رعد-2»

(خورشید و ماه را رام گردانید، هر كدام برای مدتی معین به سیر خود ادامه می‌دهند)

خداوند متعال در قرآن كریم علاوه بر آیات فوق در آیات دیگر هم به برخی حركات زمین و ماه و خورشید و ستارگان اشاره فرموده است.

ذیلاً برخی از حركات كرات و ستارگان و كهكشانها اشاره می‌كنیم.

1-   حركت چرخشی زمین به دور محور خودش (پیدایش شبانه‌روز) كه با سرعت 20 كیلومتر در دقیقه می‌باشد.

2-   حركت انتقالی زمین به دور خورشید (پیدایش سال)‌كه دارای سرعت 9/29 كیلومتر در ثانیه می‌باشد.

3-   حركت‌های ماه حول محور خودش و كره زمین و پیدایش اهله‌های ماه 531/29 روز.

4-   حركت وضعی خورشید یعنی حركت به دور خودش در حدود 25 تا 27 روز

5-   حركت خورشید و كل منظومه شمسی حول مركز كهكشان راه شیری با سرعت 240 كیلومتر در ثانیه.

6-   حركت كل كهكشان راه شیری به سمت كهكشان آندرومدا با سرعت 100 كیلومتر در ثانیه.

7-   حركت خوشه كهكشانی گروه محلی ما به سمتی در ابر خوشة سنبله با سرعت 600 كیلومتر در ثانیه.

اینها نمونه‌هایی از حركات در دنیای ماكروسكوپی بود. ذرات تشكیل دهندة عالم یعنی اتم‌ها و ذرات بنیادی نیز حركات شگفت‌انگیز خود را دارند.


فاصله‌های نجومی:

در مقیاس كیهانی فاصلة محدودة شناخته شده 1024 كیلومتر است. (یعنی یك میلیون میلیارد میلیارد كیلومتر.!)

برای شناخت بیشتر فاصله‌های نجومی و كیهانی چند مثال می‌زنیم. شعاع زمین 6400 كیلومتر است و یك هواپیمای جت تجاری می‌تواند در مدت حدود 40 ساعت زمین را دور بزند. نزدیك‌ترین جسم كیهانی به زمین،‌كرة ماه است كه در فاصلة حدوداً چهارصد هزار كیلومتری قرار دارد. آپولوی 11- كه بشر را برای اولین بار به ماه برد، چهار روز در راه بود تا این فاصله را طی كرد. فاصله زمین تا خورشید حدود 150 میلیون كیلومتر است اگر آپولو 11- می‌خواست این فاصله را طی كند تقریباً 1/4 سال طول می‌كشید. برای فاصله‌های كیهانی از واحد سال نوری استفاده می‌كنند كه با توجه به سرعت نور كه در هر ثانیه 300 هزار كیلومتر می‌باشد مسافت طی شده توسط نور در یكسال حدود 1013 كیلومتر است. (ده هزار میلیارد كیلومتر) یك پرتو نور فاصله خورشید تا زمین را  در حدود 5/8 دقیقه و كل منظومه شمسی را در مدت 11 ساعت می‌پیماید. نزدیك‌ترین ستارة كهكشان راه شیری به ما در صورت فلكی قنطورس قرار دارد كه فاصله‌اش تا ما حدود 4 سال نوری می باشد. اگر قرار باشد با سفینه‌ی مثل آپولو 11- به نزدیك‌ترین ستاره كه همسایة خورشید است مسافرت كنیم یك میلیون سال طول می‌كشد. شعرای یمانی، درخشان‌ترین ستارة آسمان، در فاصله تقریباً هشت سال نوری از ما قرار دارد. (9)

حال ببینید قطر كهكشان راه شیری خودمان كه حدود 110 هزار سال نوری است چقدر وسعت دارد و یا كهكشانی كه در فاصله یك میلیارد سال نوری از ما قرار دارد چقدر دور می‌باشد!!؟ (الله اكبر)

ملاحظه می‌فرمائید كه چقدر بجاست خداوند تبارك تعالی از ما سئوال بفرماید:

«اولم ینظروا فی ملكوت السموات والأرض و ما خلق الله من شیءٍ اعراف-185» (آیا فكر و نظر در ملكوت و قوای آسمانها و زمین نمی‌كنند  و در هر چه خدا آفریده نمی‌نگرند؟ ]تا به قدرت و حكمت خدا و عاقبت عالم قیامت بینا و دانا شوند[).

همچنین این آیات را مرور می‌كنیم كه می‌فرمایند: «لخلق السموات والأرض اكبر من خلق الناس و لكن اكثر‌الناس لایعلمون» (غافر-57)

و «ءَ انتم اشد خلقاً ام السماء بینها- رفع سمكها فسویها» (نازعات 27 و 28)

ما معتقدیم كه قرآن كتاب هدایت برای انسانهاست و حاوی تمام چیزهایی است كه بشر در حوزه ایمان و عمل بدانها نیاز دارد. به نظر ما قرآن یك دائره‌المعارف علمی نیست، و نباید قرآن را با نظریه‌های متغیر علمی الزاماً تطبیق داد. از طرف دیگر نمی‌توان كتمان كرد كه در قرآن اشارات مكرر به پدیده‌های طبیعی آمده است. اما اینها برای تعلیم علوم نیست. بلكه هدف آنها تشویق مردم است به تعلم علوم طبیعی و در نتیجه به عظمت خلقت و در نهایت نزدیكی به خالق جهان.(10)

اما همین قرآن ما را به تدبر در آیاتش و تعقل و تفكر فراخوانده است:

«كتاب انزلناه الیك مبارك لیدبروا آیاته و لیتذكر اولوالالباب» (ص،29)

(كتابی خجسته بر تو فرستاده‌ایم تا در آیات آن بیندیشید و خردمندان دریابند و پندگیرند).

«انَّ فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار... لایات لقوم یعقلون». (بقره،164)

(در خلقت آسمانها و زمین و اختلاف شب و روز و... در همه اینها آیات روشنی بر وجود خدا برای اهل تعقل است).

«كذلك نفصل الایات لقوم یتفكرون» (یونس24)

«اولم یتفكروا فی انفسهم...» (روم،8)

نكته‌ای كه باید بپذیریم این است كه برای فهم بهتر آیات قرآنی تنها معلومات عمیق زبان عربی كافی نیست بلكه علاوه بر آن باید واجد اطلاعات علمی بسیار متنوع نیز بود.

این حقیقت از گذشته‌های بسیار دور مورد تأكید قرآن‌پژوهان قرار گرفته كه:

«كل من كان حظه فی العلوم اوفر، كان نصیبه من علم القرآن اكثر»(11)

(كسی كه از علوم زمانة خود بیشتر بداند، نصیبش از حقیقت قرآن بیشتر است). بنابراین، سخن از تفسیر عصری به معنای منطبق كردن علوم بر قرآن نیست، بلكه سخن از پرده‌برداری از معنای آیه در سایة دانستنیهای بیرونی است. یكی از ویژگیهای تفسیر عصری، تفسیر علمی است اما تأكید می‌كنیم كه منظور از تفسیر علمی در این جایگاه این است كه باید از علوم موجود هر عصر، در فهم نكات قرآن استفاده شود، زیرا در قرآن موارد بسیاری از مسائل خلقت زمین و آسمان، شمس و قمر، مشارق و مغارب، بروج و نجوم، شب و روز، ابر و باران، و دهها مسئله آفرینش هستی سخن گفته شده است. كه در آنها مفاهیم فیزیكی و ریاضیات نهفته می‌باشد.

مسلماً فهم كامل و تفسیر منطقی این دسته از آیات، متوقف بر دانستنیهایی از علوم تجربی و انسانی و تحولات علمی روز است. زیرا مفسر در برابر این همه آیات ناچار است توضیح دهد، نكات غامض و پیچیده آنها را بیان كند، موضوع قرآن را در برابر بسیاری از مسائلی كه خود به آنها اشاره كرده شرح دهد و چنین كاری با تفسیر عصری و علمی ممكن است، به این معنا كه معارف قرآن را بگونه‌ای بیان كند كه دست كم با مسلمیات علوم روز منافاتی پیدا نكند. ما معتقدیم قرآن كلام وحی و مافوق نظریات علمی است و سخنش برخاسته از فرهنگ زمانه و متأثر از دانستنیهای آن زمان نیست، تا قرآن در طرح این مسائل، عقاید آنان را در نظر گرفته باشد و طبق سلیقه و اعتقاد آنان سخن گفته باشد، بلكه قرآن در طرح نظریات علمی قصد جدی داشته است.

خداوند با آگاهی‌ای كه از تمام پدیده‌های جهان دارد، به گونه‌ای سخن گفته است كه مردم آن روز و هر عصر دیگر استیحاش نكنند و سخن قرآن برای آنان نامأنوس جلوه نكند، «قل انزله الذی یعلم السر فی‌السموات و الارض»(فرقان، 6): (بگو قرآن را كسی فرستاده كه از اسرار هستی آن‌گونه كه هست اطلاع دارد) اما مخالف با حقیقت جهان هم سخن نگفته است، چنانكه فرموده: «و انه لكتاب عزیز، لایاتیه الباطل...» (فصلت،41) (به راستی آن كتاب ارجمندی است، از پیش‌رو و از پشت سرش باطل به سویش نمی‌آید). یعنی معنی ندارد قرآن چیزی را بگوید كه با حقایق علمی ناسازگار و برخلاف آن باشد و با علم به باطل بودنش باطل را قصد كند. بنابراین، مفصر عصری باید در قسمتهایی از آیات مربوط، مفسر علمی هم باشد و نكات و اشارات قرآن را به خوبی توضیح دهد. اما مرز میان دانستنیها و تئوریها و فرضیه‌های علمی همچنان محفوظ و مفسر در این میدان گام سوز و محتاط است.(12) و باید در نظر بگیریم كه: «قرآن قطعی است و علوم غیرقطعی، بنابراین باید علوم بر قرآن تطبیق شود نه بالعكس».(13) البته برخی از مفسرین گذشته و معاصر در تفاسیر خود از مطالب علمی استفاده نموده‌اند. به طور مثال علامه طباطبایی (ره) و آیت الله مكارم شیرازی و... با رعایت اعتدال از تفسیر علمی در موارد لزوم استفاده فرموده‌اند.(14)

ما در اینجا فقط به چند نمونه از آیات قرآن كه درباره نجوم و ریاضیات و فیزیك ستارگان اشاره فرموده می‌پردازیم.

انبساط عالم:

«و السماء بنیناها بأیید و انالموسعون» (ذاریات،47)

(ما آسمانها را با قدرت بنا كردیم و همواره آن را وسعت می‌بخشیم. ]بسط می‌دهیم[

انبساط جهان باشكوهترین پدیدة مكشوف دانش نو می‌باشد و معرفتی است كه امروزه كاملاً به ثبوت رسیده و مباحثات تنها درباره الگویی است كه طبق آن انجام می‌گیرد.

انبساط جهان كه از تئوری نسبیت عمومی انیشتین الهام گرفته و در سال 1929 كشف آن توسط ستاره‌شناس امریكایی ادوین هابل اعلام شد مبنای فیزیكی در بررسیهای طیف كهكشانها دارد، تغییر محل طیفها با قاعده‌ی معین به سوی قرمز به وسیله‌ی دورشدن كهكشانها از یكدیگر بیان شدنی است. لذا وسعت جهان پیوسته رو به ازدیاد است و هر قدر فاصله از ما بیشتر شود فراخی به همان اندازه زیادتر خواهد گردید.

شرح آیه:

آنچه به «ما آنرا بسط می‌دهیم-وسعت می‌بخشیم» ترجمه شده اسم فاعل جمع «موسعون» از فعل «اوسع» است كه در مورد اشیاء,: عریض كردن، گستردن، وسیعتركردن، جادارتركردن معنی می‌دهد. عده‌ای كه برای تفسیرشان از آراء علمی صلاحیتدار استفاده می‌كنند همین معنی را كه نقل شد عرضه می‌دارند. همچنین تفاسیر «منتخب» كه از طرف «شورای عالی امور اسلامی قاهره» نشر  شده، انبساط جهان را بدون كمترین ابهام ذكر می‌كنند.(15)

مرحوم علامه طباطبایی(ره) در توضیح یكی از معانی موسعون می‌نویسند: منظور توسعه دادن به خلقت آسمان خواهد بود، كه بحث‌های ریاضی امروز هم آنرا تایید می‌كند.(16)

در تفسیر نمونه ذیل این آیه چنین آمده:

... با توجه به مسأله آفرینش آسمانها در جمله قبل و با توجه به كشفیات اخیر دانشمندان در مسأله «گسترش جهان» كه از طریق مشاهدات حسی نیز تأیید شده است معنی لطیف‌تری برای آیه می‌توان یافت و آن اینكه خداوند آسمانها را آفریده و دائماً گسترش می‌دهد.(17)

در كتاب «مرزهای نجوم» نوشته «فرهویل» می‌خوانیم: «تندترین سرعت عقب‌نشینی كرات ]كهكشانها[ كه تاكنون اندازه‌گیری شده نزدیك به 66هزاركیلومتر در ثانیه است، كهكشانهای دورتر در نظر ما به اندازه‌ای كم‌نورند كه اندازه‌گیری سرعت آنها به سبب عدم نور كافی دشوار است، تصویرهایی كه از آسمان برداشته شده آشكارا این كشف مهم را نشان می‌دهد كه فاصلة این كهكشانها بسیار سریعتر از كهكشانهای نزدیك افزایش می‌یابد».(18)

«جان الدر» در این زمینه می‌گوید:«جدیدترین و دقیقترین اندازه‌گیریها در طول امواجی كه از كهكشانها پخش می‌شود پرده از روی یك حقیقت عجیب و حیرت‌آور برداشته، یعنی نشان داده است مجموعة كهكشانهایی كه جهان از آنها تشكیل می‌یابد پیوسته با سرعتی زیاد از یك مركز دور می‌شوند، و هرقدر فاصله آنها از این مركز بیشتر باشد بر سرعت سیر آنها افزوده می‌گردد، مثل این است كه زمانی كلیه كهكشانها در این مركز مجتمع بوده‌اند، بعد از آن از هم پاشیده، و مجموعة كهكشانها بزرگی از آنها جدا و به سرعت به هر طرف روانه می‌شوند. دانشمندان از این موضوع چنین استفاده كرده‌اند كه جهان دارای نقطه شروعی بوده است.»(19)

«گیوركی ]ژرژ[ گاموف» فیزیكدان روسی در كتاب «آفرینش جهان» در این زمینه چنین می‌گوید: «فضای جهان كه از میلیاردها كهكشان تشكیل یافته در یك حالت انبساط سریع است حقیقت این است كه جهان ما در حال سكون نیست، بلكه انبساط آن مسلم است. پی‌بردن به اینكه جهان ما در حال انبساط است كلید اصلی را برای گنجینه معمای جهان شناسی مهیا می‌كند، زیرا اگر اكنون جهان در حال انبساط باشد لازم می‌آید كه زمانی در حال انقباض بسیار شدیدی بوده است».(20)

و اما جالب توجه اینكه تعبیر به «انا الموسعون» (ما گسترش دهندگانیم) با استفاده از جمله اسمیه و اسم فاعل دلیل بر تداوم این موضوع است و نشان می‌دهد كه این گسترش همواره وجود داشته، و همچنان ادامه دارد، و این درست همان چیزی است كه امروز به آن رسیده‌اند كه تمام كرات آسمانی و كهكشان‌ها در آغاز در مركز واحدی جمع و متمركز بوده (با وزن مخصوص فوق‌العاده سنگین) سپس انفجار عظیم و بی‌نهایت وحشتناكی ]بیگ‌بانگ[ در آن رخ داده، و به دنبال آن اجزای جهان متلاشی شده، و به صورت كرات و كهكشان‌ها درآمده ،و به سرعت در حالت انبساط و توسعه است.(21)

اینها مواردی بود كه در تفسیر نمونه ذیل آیه فوق به آن اشاره شد و در اینجا فقط به چند نكته دیگر در مورد انبساط جهان می‌پردازیم.

در جهان منبسط شونده، فقط فاصله بین خوشه كهكشانها زیاد می‌شود. جابجایی خطوط طیفی كهكشانها نشان می‌دهد كه آنها با سرعت بسیار زیاد نسبت به یكدیگر در حركتند. مثلاً تعدادی از كهكشانهای گروه محلی ما سرعتهایی حدود 300 تا 400 كیلومتر در ثانیه (حدود 1000000 كیلومتر در هر ساعت) دارند. به یاری اثر دوپلر، فقط سرعت آن مؤلفه از حركت اندازه‌گیری می‌شود كه در خط دید، یعنی در جهت و راستای رصد ما قرار دارد.

ماهیت انبساط چیست؟ مركز آن كجاست؟ عامل اصلی انبساط كدام است؟ اینها پرسش‌هایی هستند كه به هنگام بحث درباره انبساط جهان مطرح می‌شوند.

تقریباً همه ناظران توافق دارند كه عالم در حال انبساط است و همچنین جملگی توافق دارند كه آهنگ این انبساط رو به كاهش است. شتاب منفی یا شتاب كاهندة سرعت انبساط عالم به این علت است كه همة اشیاء دستخوش یك جاذبة گرانشی متقابل‌اند كه به كند شدن این حركت آنها گرایش‌دار. اما شتاب منفی ممكن است آهنگ‌های متفاوتی داشته باشد. و بسته به تفاوت این آهنگ شتاب منفی، نتایج كاملاً متفاوتی به دست آوریم. (22)

محاسبة سن جهان از طریق مطالعة انبساط امكانپذیر است، زیرا با در دست‌داشتن میزان انبساط می‌توان به زمانی در تاریخ جهان بازگشت كه تمام كهكشانها در نقطه‌ای متمركز بوده‌اند اما این زمان را اصطلاحاً آغاز جهان می‌نامیم بنابراین، زمان بین آغاز تا حال عبارت است از سن جهان.

با توجه به اینكه سن زمین حدود 4 تا (5/4) میلیارد سال و سن منظومه شمسی كه از اندازه‌گیری سن شهاب سنگها عملی شده حدود 6/4 میلیارد است، می‌توان اعتقاد داشت كه سن كل جهان نیز نمی‌تواند بیشتر از 11 میلیارد سال باشد. ولی در محاسبة سن پیرترین ستارگان كهكشان راه شیری به مقادیر بین 12 تا 15 میلیارد سال می‌رسیم. این محاسبات بر مبنای  مدل اقلیدسی جهان می‌باشد. ولی محاسبة سن جهان بر مبنای هندسه‌های غیراقلیدسی، رسیدن به مقادیر بیشتر از 15 میلیارد سال را ممكن می‌سازد.(23)

تقویم كیهانی
چگونگی پیدایش جهان:

قرآن مجید در سورة مباركه انبیاء آیه 30 به چگونگی آفرینش اولیه جهان اشاره كرده و می‌فرماید:

(اَوَلَم یرالذین كفروا ان السموات و الارض كانتا رتقاً ففتقناهما و جعلنا من الماء كل شیء حی افلا یؤمنون».

(آیا كسانی كه كافرند نمی‌دانند كه آسمانها و زمین پیوسته بود و ما از هم بازشان كردیم و هرچیز زنده را از آب آفریدیم پس چرا ایمان نمی‌آورند)؟

در تفسیر المیزان ذیل این آیه چنین آمده:

مراد از «رؤیت» علم فكری است و اگر آن را رؤیت نامید به خاطر این است كه علم فكری در هرامری آن را مانند رؤیت می‌سازد. دو كلمه «رتق» و «فتق» به دو معنای مقابل همند، راغب در مفردات گفته: كلمه «رتق» به معنای ضمیمه كردن و به هم چسباندن دو چیز است، چه اینكه در اصل خلقت به هم چسبیده باشد و چه آن را با صنعت عمل بچسبانند، همچنان كه قرآن كریم می‌فرماید: «كانتا رتقاً ففتقناهما» زمین و آسمان به هم چسبیده بودند، از یكدیگر جداشان كردیم... یعنی یك موجود بوده، كه دیگر امتیازی میان زمین و آسمان نبوده، یك موجود رتق و متصل‌الاجزاء بوده...(24)

در تفسیر نمونه نیز ذیل آیه فوق سه نوع تفسیر را اشاره كرده كه یكی از آنها چنین است:

به هم پیوستگی آسمان و زمین اشاره به آغاز خلقت است كه طبق نظرات دانشمندان، مجموعه این جهان به صورت توده واحد عظیمی از بخار سوزان بود كه بر اثر انفجارات درونی و حركت، تدریجاً تجزیه شد و كواكب و ستاره‌ها از جمله منظومه شمسی و كره زمین بوجود آمد و باز هم جهان در حال گسترش است.(25)

در اینجا به شرح مختصری در مورد نظریه دانشمندان فیزیك در خصوص پیدایش عالم كه به «انفجار بزرگ=بیگ=بانگ=مهبانگ» معروف است می‌پردازیم:

حدود پانزده میلیارد سال قبل، عالم، در طی یك انفجار عظیم كه حالا آن را مهبانگ می‌نامیم، از بطن هیچ بیرون آمد. در این لحظه بود كه همه چیز: كل ماده، انرژی، حتی فضا و زمان، بوجود آمد. ]انما امره اذا أراد شیئاً ان یقول له كن فیكون[ (یس،82) (خدای تعالی در ایجاد هر چیزی كه ایجاد آن را اراده كند، به غیر از ذات متعالی خود به هیچ سببی دیگر نیازمند نیست و همین كه هست شدن چیزی مورد اراده خدا قرار گرفت، بدون درنگ لباس هستی می‌پوشد) سعدی در این باره چه زیبا سروده كه:

به امرش وجود از عدم نقش بست                        كه داند جز او كردن از نیست هست

فردوسی نیز در این باره فرموده: 

ز آغاز باید كه دانی درست                                 سرمایة گوهران از نخست

كه یزدان ز ناچیز چیز آفرید                                بدان تا توانایی آمد پدید

 از آن لحظه آغاز آفرینش، خمیرة عالم در حال انبساط و سردشدن بوده است. نخستین لحظات مهبانگ، عالم حجم ناچیزی را اشغال می‌كرد و تا حدی غیر قابل تصور داغ بود. یك آتشگوی سوزان از تابش آمیخته با ذرات میكروسكوپی ماده بود. اما عاقبت عالم چندان سرد شد كه اتمها تشكیل شدند. به تدریج، این اتمها تحت تأثیر گرانش گرد هم آمدند تا میلیاردها كهكشان، یعنی جزایر عظیم ستارگان را بسازند كه كهكشان خود ما- كهكشان راه شیری- فقط یكی از آنهاست. در سال 1992 (1371هـ .ش)، وقتی ماهوارة كاشف زمینه كیهانی ناسا (cobe) «بذر» هایی را آشكار سازی كرد كه چنین كهكشانهایی درگاز سرد شوندة مهبانگ از آنها روییدند، یكی از واپسین تكه‌های پازل تصویر مهبانگ در جای خود قرار گرفت. اكنون كیهانشناسان معتقدند كه می‌توانند مسیر تكوین عالم را از نخستین لحظه پیدایش تا به امروز رهگیری كنند.

نشانه‌های مهبانگ (انفجار بزرگ = Big Bang)

ستاره‌شناسان به كمك سه نشانه اساسی به مهبانگ هدایت شده‌اند. اولین و چشمگیرترین نشانه‌ها این است كه كل عالم در حال انبساط است. همانطور كه اشاره شد ادوین هابل در سال 1929 (1308 هـ .ش) كشف كرد كه اجزای عمدة سازندة عالم- كهكشانها، مانند كهكشان خودمان- شبیه به تركشهای گلولة انفجاری كیهانی در لحظة پس از انفجار عظیمش، در حال گریختن از یكدیگرند.

اگر عالم در حال انبساط است، یك نتیجه اجتناب‌ناپذیر می‌نماید: عالم باید در گذشته كوچكتر بوده باشد. باید لحظه‌ای بوده باشد كه این انفجار آغاز شده است: لحظة زایش عالم. اهمیت واقعی كشف هابل در همین‌جاست. هرچند عالم قدیمی است، اما از ازل وجود نداشته است. اگر در خیال این انفجار را به عقب برگردانیم، مانند فیلمی كه به عقب برمی‌گردد، ستاره‌شناسان می‌توانند پی‌ببرند كه عالم در پانزده میلیارد سال پیش، از بطن یك انفجار غول‌آسا، زاده شد.

اولین شاهدی كه نظریه مهبانگ را تأیید می‌كند، وجود تابش زمینه كیهانی، یعنی «پس-تاب» سرد شده آتشگوی مهبانگ است. عجب اینكه، این پس تاب هنوز هم برهم رخنه فضا، پس از گذشت 15 میلیارد سال از آن رویداد نفوذ می‌كند. این آتشگوی كه اكنون تا دمای 726/2 درجه كلوین (حدود-C273) سرد شده است، به صورت امواج رادیویی موج كوتاه، یا میكروموج، تجلی پیدا می‌كند.

هر چند كه تابش  زمینة كیهانی 99 درصد تمامی انرژی نورانی را در برمی‌گیرد كه هم‌اكنون در عالم جاری است، اما این امر تا سال 1965 معلوم نشده بود، و كاملاً از روی تصادف به آن پی‌بردند. «آرنوپنزیاس» و «رابرت ویلسون»، دو ستاره‌شناس جوانی كه در آزمایشگاه بل در نیوجرسی كار می‌كردند، به خاطر این كشف خود، مشتركاً جایزه نوبل سال 1978 در رشته فیزیك را از آن خود كردند.

خیز تا بركلك آن نقاش جان افشان كنیم           كین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت

كهكشان مارپیچی غیر عادی NGC4622 ، در صورت فلكی قنطورس احتماما بر اثر برخورد یا تاثیر گرانشی یك كهكشان دیگر دارای چنین بازوها و ساختارهای حلقه مانند خاصی شده است.

در آغاز...

واپسین تكه‌ از شواهدی كه نوید دهنده نظریه مهبانگ‌اند، عبارت است از این دلیل كه حدود 25 درصد جرم عالم به صورت عنصر هلیم است. هرچند كه اكثر عناصر، مانند كربن و آهن، را حاصل هیدروژن می‌دانند كه بر اثر واكنش هسته‌ای در داخل ستارگان به وجود می‌آیند، اما طول عمر عالم كافی نبوده است تا ستارگان فرصت داشته باشند چنین مقدار زیادی هلیم بسازند. موجه‌ترین توضیح برای این موضوع عجیب و غریب این است كه در زمانی كه در گذشته تمامی عالم از یك مرحلة چگال داغ عبور كرد كه طی آن بر اثر واكنشهای هسته‌ای قسمت اعظم هلیم از هیدروژن ساخته شد. محاسبات نشان می‌دهند كه دراین مرحله (یا فاز)- یعنی مهبانگ داغ- تقریباً 25 درصد جرم عالم، به طوری كه مشاهده شده، به هلیم تبدیل شده است.

گیورگی (ژرژ) گاموف، فیزیكدان امریكای روس تبار، نخستین كسی بود كه پی برد این مهبانگ یك مهبانگ داغ بوده است. علت داغ بودن مهبانگ همان است كه هوای داخل تلمبه دوچرخه در هنگام متراكم شدن، گرم می‌شود. در سالهای 1940، گاموف با بهره‌گیری از فیزیك هسته‌ای، یعنی فیزیك ماده در دمای میلیونها و میلیاردها درجه، به خاطر فهم آنچه كه در چند دقیقه اول پیدایش عالم در آن پیش آمده، دقیقاً همین‌كار را انجام داد. گاموف به فیزیكدانان نشان داده است كه چگونه به لحظه‌های اولیه مهبانگ «بنگرند». فیزیكدانان امروزی، به پیروی از وی، دانش خود را درباره ماده در دمای تریلونها درجه و حتی بیشتر به كار می‌بندند، كه از آزمایشهایشان در شتابگرهای غول‌پیكر ذرات استنتاج كرده‌اند. اما، در حالیكه گاموف در چند و چون دقیقه پس از مهبانگ كندوكاو كرد، آنان شرایط نخستین هزارمهای یك ثانیه اول و پیش از آن را با اطمینان پیش‌بینی می‌كنند. میراث گاموف این است: ما اكنون پی‌می‌بریم كه پاسخ این پرسش‌هایی كه منشأ عالم كجاست، فقط به كمك فیزیك ذرات انرژی بالا داده می‌شود. فیزیكدانان ذرات اذعان می‌كنند كه رویداد مهبانگ پر انرژی‌ترین واكنشی بوده كه بوقوع پیوسته است. در واقع زمان با مهبانگ آغاز شده است.

عالم اولیه پاتیل جوشانی مملو از تابش الكترومغناطیسی، به شكل بسته‌های كوچك انرژی به نام فوتون، و ذرات میكروسكوپی ماده بود. با افت دما، چون انرژی موجود برای ساختن ذرات از فوتون رو به كاهش نهاد، مخلوط ذراتی كه بر عالم تسلط داشت، دستخوش تغییری بی‌وقفه شد... اما در زمانی كه یك هزارم ثانیه از عمر عالم می‌گذشت و دما به حدود 1000 میلیارد درجه افت كرده‌بود، عالم پر از ذرات عجیب و غریبی بود كه امروزه می‌توان به طور زودگذری آنها را در شتابگرهای ذرات تولید كرد. كواركها، اجزای تشكیل دهندة ذرات آشنای نوترون و پروتون از آن جمله‌اند.

عالم با دمای بسیار زیاد آغاز شده است ، كه سرد شدن آن بر اثر انبساط، حتی تا زمان حاضر هم ادامه یافته است. این فكر به صورت رویدادها و دورانهای بسیار اولیه ، به دنبال مهبانگ، در ارتباط با منحنی سرمایش نشان داده شده است . در كنار آن  برآورد های زمان وقوعشان آمده است.

بعد از آن كه حدود یك هزارم ثانیه از عمر عالم گذشت ذرات آشنا: فوتونها، الكترونها، پوزیترونها و نوترینوها بر آن مسلط شدند. كواركها به صورت سه تایی كنار هم قرار گرفتند تا نوترونها و پروتونها ساخته شوند.

رویداد مهم بعدی در تاریخ عالم وقتی اتفاق افتاد كه عالم حدود 100 ثانیه عمر داشت و دمای آن فقط به یك میلیارد درجه افت كرده بود. پروتونها و نوترونها اكنون چندان آهسته حركت می‌كردند كه مدتی طولانی در مجاورت یكدیگر توقف كنند تا چسب هسته آنها محكم شود. همین نیروست كه پروتونها و نوترونها را در هسته اتم به یكدیگر می‌چسباند. بدینسان دوران «سنتز هسته‌ای» آغاز شد، در این دوره هسته‌های اتمی سبك تشكیل شدند. این هسته‌ها شامل هلیم، دومین اتم سبك موجود در طبیعت، با دو پروتون و دو نوترون، همراه با سایر عناصر سبكی چون لیتیم بودند...

رویداد مهم بعدی در حیات اولیه عالم عبارت بود از تشكیل اتمها در حدود سیصد هزار سال پس از مهبانگ، وقتی عالم تا 3000 درجه افت كرده بود، سرانجام به اندازه كافی سرد شده بود كه اتمها بتوانند تشكیل شوند...

و اما دوران واپسین پراكندگی، اهمیتش در این است كه لحظه‌ای را مشخص كرده است كه ماده و تابش مسیرهای جداگانه‌ای پیمودند. تا آن زمان، فوتونها ذرات ماده را به همان سرعتی از هم جدا می‌كردند كه این ذرات می‌توانستند به هم نزدیك شوند. فقط وقتی ماده سرانجام از قید استبداد تابش رها شد، تحت گرانش شروع به توده شدن كرد و كهكشانها را شكل داد...(26)

ملاحظه فرمودید كه مواد تشكیل دهندة تمام كائنات اعم از زمین و ماه و خورشید و منظومه شمسی و كهكشان راه شیری و میلیاردها كهكشان و ستاره و سیاره و قمر دیگر در آغاز آفرینش همه بهم فشرده بودند. بطوریكه در 43-10 ثانیه بعد از انفجار بزرگ تمام كائنات در گلوله كوچكی جای داشته كه تجسم آن در ذهن آدمی مشكل است قطر این گلوله 33-10 سانتی‌متر بوده، یعنی میلیاردها میلیاردها میلیاردها بار كوچكتر از هستة یك اتم. وزن مخصوص و درجه حرارت این گلوله غیر قابل تصور است. به طور مثال حرارت آن 1032 درجه بوده یعنی عدد یك وازدنبال آن سی و دو سفر. و اما اینكه چه چیزی قبل از این لحظه آفرینش رخ داده است.

به نظر می‌رسد كه علم قادر به توصیف یا حتی تصور چیزی منطقی، در عمیق‌ترین مفهوم كلمه، در لحظة ابتدایی نیست، هنگامی كه هنوز زمان در صفر مطلق بوده و هنوز هیچ‌چیزی رخ نداده بوده است. در واقع فیزیكدانان تا همین لحظه 43-10 ثانیه پیش می‌روند، نه فراتر از آن و به «دیوار پلانگ» معروف برخورد می‌كنند كه از پشت آن خبر ندارند.(27)

تصویر از منبع شماره 39 صفحه 514

در واقع وجود تمام جهان هستی و كائنات ناشی از همان ذرة اولیه با مشخصات فوق است كه خداوند تبارك و تعالی آفریده است و بقول حافظ:

این همه عكس می و نقش نگارین كه نمود                      یك فروغ رخ ساقیست كه درجام افتاد

در اینجا یكبار دیگر آیه فوق را مرور می‌كنیم:

«... ان‌السموات و الارض كانتا رتقاً ففتقناهما...»

(... آسمانها و زمین بهم پیوسته بودند ما آنها را از هم شكافتیم...)

استیفن‌هاوكینك كیهانشناس معروف معاصر در این باره می‌نویسد:

كشف گسترش جهان یكی از انقلابهای فكری بزرگ سدة بیستم بود و همگان را در شگفتی فرو برد و گفتمان سرچشمة جهان را یكسره دگرگون ساخت. اگر كهكشانها از یكدیگر دور می‌شوند، در گذشته باید به یكدیگر نزدیك بوده باشند. از نرخ كنونی گسترش می‌توان تخمین زد كه ده یا پانزده میلیارد سال پیش آنها باید به راستی بسیار نزدیك به یكدیگر بوده باشند. راجر پنروزومن (در تحقیقات خود) توانستیم نشان دهیم كه نظریه نسبیت عام انیشتین متضمن آن است كه جهان و خود زمان باید در انفجاری مهیب، آغازی داشته باشند. توضیح تاریكی آسمان شبانگاهی این است: هیچ ستاره‌ای نمی‌توانسته است پیش از ده تا پانزده میلیارد سال، یعنی هنگام انفجار بزرگ درخشیده باشد.

ما به این اندیشه كه رویدادها معلول رویدادهای پیشتر هستند و آنان نیز به نوبة خود معلول رویدادهایی باز هم پیشتر می باشند، خو كرده‌ایم. یك زنجیره علت و معلولی وجود دارد كه تا گذشته‌ها گسترش می‌یابد. اما فرض كنید كه رویداد نخستینی وجود داشته باشد. علت رویداد نخستین چه بود؟ این پرسشی نبود كه دانشمندان زیادی مایل به طرح آن باشند. آنان از این پرسش پرهیز می‌كردند، یا همچون روسها ادعا می‌كردند كه جهان آغازی نداشته است!، یا بر آن بودند كه سرچشمة جهان در قلمرو دانش نیست بلكه مربوط به متافیزیك و مذهب می‌باشد ...

قضیه‌هایی كه پنروز و من ثابت كردیم، نشان می‌دادند كه جهان باید آغازی داشته باشد اما دربارة سرشت آن آغاز، اطلاعات چندانی به دست نمی‌دهند. آنها نشان می‌دادند كه جهان در یك انفجار بزرگ آغاز شد. همة جهان و هر آنچه در آن بود، در تك نقطه‌ای با چگالی بی‌نهایت (فشرده) مچاله شده بود. در این نقطه، نظریة نسبیت عام انیشتین درهم می‌شكند و نمی‌تواند برای پیش‌بینی چگونگی آغاز جهان به كار گرفته شود. سرچشمة جهان ظاهراً فراتر از قلمرو دانش قرار می‌گیرد. (28)

در این باره مولانا هم حیرت زده بوده و می‌فرماید:

كاشكی هستی زبانی داشتی                     تا ز هستان پرده‌ها برداشتی

هر چه گویی‌ ای دم هستی از آن              پرده‌ای دیگر بر او بستی بدان

یا عطار نیشابوری از شگفتی راز ذرات عالم می‌فرماید:

كس نداند كُنه یك ذرّه تمام       چند پرسی چند گویی والسلام

در ره او پا و سر گم كرده‌ای       پرده‌ای در پرده‌ای در پرده‌ای

معهذا استیفن‌ هاوكینگ در یكی از تازه‌ترین نظراتش در هفدهمین همایش بین‌المللی نسبیت عام و گرانش كه در جولای 2004 در دوبلین پایتخت ایرلند جنوبی برگزار شد دو نكتة اساسی را بیان داشت اول اینكه اطلاعات با استواری در جهان بر جای می‌ماند دوم اینكه پس از پایان سخنرانی به خبرنگاری كه از هاوكینگ پرسید اهمیت نتیجه‌گیی تازة وی برای «زندگی، جهان و همه چیز» چیست؟ هاوكینگ پذیرفت كه به این پرسش پاسخ دهد و پس از مدتی ور رفتن با برنامه رایانه‌اش پاسخ داد: «این نتیجه‌گیری نشان می‌دهد كه همه چیز در جهان زیرفرمان قوانین فیزیك می‌باشد».(29)

البته اینها نكاتی هستند كه قرآن كریم آنها را بیان فرموده است بطور مثال در سورة الملك- آیة 3 می‌فرماید:

«... ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تری من فطور» (... تو در خلقت خدای رحمن بی‌نظمی و نقصان نخواهی یافت. پس باز ]به دیدة عقل در نظام آفرینش[ بنگر، آیا خللی در آن می‌یابی؟

و یا در آیة 59 سورة انعام می فرماید:‌

«... و لارطب و لا یا بس الا فی كتاب مبین»

(... هیچ تری و خشكی نیست مگر اینكه در كتاب مبین خدا است)

همانطور كه قبلاً اشاره شد در تفسیر‌المیزان ذیل این آیه می‌فرماید: مراد از كتاب مبین امری است كه نسبتش به موجودات، نسبت برنامة عمل است به خود عمل،  هر موجودی در این كتاب یك نوع اندازه و تقدیر دارد، الا اینكه خود این كتاب موجودی است كه قبل از هر موجودی و در حین وجود یافتن و بعد از فنای آن، وجود داشته و خواهد داشت، و موجودی است كه مشتمل است بر علم خدای تعالی به اشیاء، همان علمی كه فراموشی و گم كردن حساب، در آن راه ندارد. از این جهت می‌توان حدس زد كه مراد از كتاب مبین، مرتبة واقعی اشیاء و تحقق خارجی آنها باشد كه قابل پذیرش هیچگونه تغییر نیست. (30) یعنی از نظر قرآن همه موجودات عالم از كرات آسمانی گرفته تا اتم‌ها و ذرات بنیادی دارای برنامه‌ای هستند كه خداوند متعال مقرر فرموده است و از قوانین و نظم خاص خود برخوردار می‌باشند. (نتیجه‌ای كه استیفن‌ هاوكینگ و دانشمندان دیگر به آن رسیده‌اند).


آینده عالم: (انقباض بزرگ)

یكی دیگر از سؤالات اساسی بشر در مورد جهانی كه در آن زندگی می‌كند همیشه این بوده كه سرنوشت این زمین و خورشید و آسمان چه خواهد شد؟ اول پاسخ قرآن مجید را می‌آوریم و سپس بحث علمی آن را به طور مختصر اشاره می‌كنیم:

قرآن در آیات مختلفی به موضوع محو و نابود شدن آسمان و خورشید و دیگر ستارگان اشاره می‌نماید به طور مثال:

«اذاالشمس كورت. و اذاالنجوم انكدرت» (تكویر، 2و1)

(زمانی كه خورشید در هم پیچیده می‌شود و آن روز كه ستارگان سقوط می‌كنند) و یا «اذا السماءانشقت» (انشقاق،1) (وقتی آسمان بشكافد)

«فاذاالنجوم طمست. و اذا السماء فرجب (مرسلات 8و9) (وقتی كه ستارگان بی‌نور و محو شوند و آسمان شكافته می‌شود) اذا السماء انفطرت. و اذا الكواكب انتثرت (انفطار، 2و1)

(وقتی كه آسمان بشكافد و روزی كه ستارگان هر یك مدار خود را رها كرده و در هم و برهم می‌شوند)

«...یَوم القیمه و السموات مطویت بیمینه سبحانه و...» (زمر67)

(... و اوست كمه روز قیامت زمین در قبضه قدرت او و آسمانها در پیچیده به دست سلطنت اوست...)

و اما در آیه 104 همان سوره انبیاء كه به آغاز آفرینش اشاره فرموده بود، سرنوشت نهایی این دنیا را نیز معلوم می‌فرماید:

«یوم نطوی السماء كطی السجل للكتب كما بد أنا اول خلقٍ»

(روز كه آسمانها را در هم پیچیم چون در هم پیچیدن طومار برای نوشتن، چنانكه خلقت را از اول پدید آوردیم دوباره آن را اعاده كنیم كه كار ما چنین است).

در تفسیر نمونه ذیل این آیه چنین آمده:

در این آیه تشبیه نسبت به در نوردیدن طومار عالم هستی در پایان دنیا شده است، در حال حاضر این طومار گشوده (منبسط) شده و تمام نقوش و خطوط آن خوانده می‌شود و هر یك در جایی قرار دارد، اما هنگامی كه فرمان رستاخیز فرارسد، این طومار عظیم با تمام خطوط و نقوشش ] آسمانها، كهكشانها و...[ در هم پیچیده خواهد شد... سپس اضافه می‌كند «همانگونه كه ما در آغاز آن را ایجاد كردیم باز هم بر می‌گردانیم».(31)

خلاصه اینكه كائنات و جهان خلقت از بهم پیوستگی اولیه شكافت و عالم منبسط شد و توسعه یافت، یك روزی عكس این حالت رخ می‌دهد و جهان منقبض و مثل طومار جمع می‌شود و به حالت اولیه‌ای كه خالق هستی اراده فرموده برمی‌گردد.

شرح مختصر علمی:

 به عقیده فیزیكدانان مسیر تكوین عالم از این پس به مقدار ماده‌ای كه در آن می‌گنجد بستگی دارد، زیرا تركیب گرانی همه كهكشانها همواره در كار است تا از انبساط شتابان آن جلوگیری كند. اگر عالم حاوی جرم كافی باشد، دیر یا زود این انبساط به تدریج كند می‌شود، باز می‌ایستد، و جهش برعكس می‌شود ]وشروع به كار می‌كند[ در این صورت تمامی پیدایش به رمبش لگام گسیخته‌ای به صورت یك «انفجار عظیم»، نوعی تصویر آینه‌ای مهبانگ، شروع می‌كند.(32)

كیهانشناس و ریاضیدان و فیزیكدان نابغه انگلیسی استیفن هاوكینگ كه تقریباً همه بدن اوفلج اما ذهنش سراسر عالم را درمی‌نوردد و تحقیقات بسیار گسترده‌ای در مورد جهان آفرینش دارد و واضع نظریه سیاهچاله‌های فضایی نیز می‌باشد، در مورد انقباض عالم، پژوهش‌های فراوانی انجام داده است. او در كتاب تاریخچه زمان می‌نویسد: نظریه نسبیت عالم انیشتین، مستقلاً پیش‌بینی می‌كرد كه (زمان-فضا) به هنگام تكینگی انفجار بزرگ آغازیده و پایان آن اگر كل كیهان دوباره درهم فرونشیند، در موقع تكینگی انقباض بزرگ رخ می‌دهد...(33)

هاوكینگ پس از یك سری توضیحات مفصل علمی ادامه می‌دهد:

«با این همه، به نظر می‌رسد كه مسیر تاریخ كیهان در زمان حقیقی، تفاوت بسیاری با مسیر آن در زمان موهومی داشته باشد. كیهان تقریباً در ده یا بیست‌هزار میلیون سال قبل كمترین اندازه را داشته كه برابر بوده است با بیشترین شعاع مسیر آن در زمان موهومی. سپس در زمانهای حقیقی بعد از آن، كیهان همانند مدل تورم‌زایی بی‌سامان یعنی مدل لینده انبساط یافته است. از آن پس كیهان به همین نحو به انبساط خود ادامه داده و سرانجام دوباره آنقدر منقبض می‌شود تا همانند یك تكینگی در زمان حقیقی به نظر آید».(34)

ژان‌گیتون و دو فیزیكدان دیگر در كتاب خدا و علم می‌نویسند:

«... اگر جرم كلی جهان فوق یك حد نهایی مطلوب باشد، آنگاه، در انتهای زمانی كم و بیش دراز، مرحلة انبساط به پایان خواهد رسید. در این صورت ممكن است كه یك انقباض جدید عالم را به نقطه ابتدایی خود بازگرداند، آنگاه ماده تشكیل‌دهند‌ة كهكشانها، ستارگان، كرات، تمام اینها تا درجه‌ای فشرده خواهد شد كه دوباره مبدل به یك نقطه ریاضی حذف كنندة فضا و زمان شود».(35)

در اینجا برای تأیید علمی انقباض عالم به بررسی جرم و گرانش عالم می‌پردازیم:

چگالی جرم- انرژی عالم

انیشتین در نظریة نسبت خود پیشگویی كرد كه انحنای فضا- زمان با چگالی جرم- انرژی عالم متناسب است. به بیان ساده‌تر، اگر جرم- انرژی كافی در عالم وجود داشته باشد، گرانی مربوط به این جرم انرژی سرانجام می‌تواند انبساط عالم را متوقف كند. اگر جرم-انرژی كافی وجود نداشته باشد، عالم برای همیشه منبسط خواهد شد. محاسبة چگالی لازم برای هر مدل امكانپذیر است و این ارقام درجدول زیر درج شده است.

اگر برآورد ما از چگالی عالم فقط به اشیای درخشانی مانند كهكشانها، ستارگان و سحابیهای روشن محدود می‌شد، چگالی حاصل از محاسبة ما g/cm321-10 می‌بود، كه نشان می‌دهد جرم- انرژی كافی برای “بسته” بودن عالم وجود ندارد و عالم همیشه در حال انبساط است. اما، با گذشت هر سال اكتشافات جدیدی از مادة تاریك موجود در كهكشانها به عمل می‌آید. بررسیهای اخیر پرتو x حاكی از تابش زمینة پرتو x است كه ممكن است منشأ آن منابع بی‌نور عالم باشد. اخترشناسان با بررسی تابش فروسرخ در حال شناسایی تعداد زیادی كوتوله‌های سرخ سرد هستند كه تا چند سال پیش ناشناخته بودند همچین باید جرم همة سیاهچاله‌هایی را كه فكر می‌كنیم وجود دارند به حساب آوریم. نكتة بسیار مهم دیگری كه به ادراك ما از جرم- انرژی عالم افزوده شده ناشی از تاج نامرئی عظیمی (پر جرمی) است كه فكر می‌كنیم كهكشان راه شیری ما را احاطه كرده باشد. اگر همة كهكشانها (یاحتی فقط مارپیچها) تاجهایی پر جرم داشته باشند، می‌توانند جرم شناختة عالم را با ضریب چشمگیری افزایش دهند. از این گذشته اگر كهكشانها مراكز ابرجرم (از نوع سیاهچاله) داشته باشند ممكن است پر جرمتر از آنچه قبلاً فكر كرده‌ایم باشند اخترشناسان در آستانة دسترسی به تكنیك‌های جدید و اكتشافات تازه‌ای هستند كه سر رشته‌هایی از جرم- انرژی كافی برای بسته بودن عالم به دست ما بدهد.

چگالی جرم – انرژی مربوط به مدلهای گوناگون جهان

فراوانی دوتریم

دوتریم در پی رویداد مهبانگ در مراحل اولیة تكامل عالم تشكیل شد. چون درصد ماده‌ای كه به صورت دوتریم (هیدروژن سنگین) باقی مانده، به چگالی دوتریم اولیة عالم بستگی دارد، و چون چگالی فعلی آن نیز به چگالی دوتریم اولیه مربوط می‌شود، درصد دوتریم فعلی در عالم امروز آزمونی برای مدلهای كیهان‌شناختی به وجود می‌آورد. فراوانی دوتریم یافت شده نشان می‌دهد كه چگالی اولیه دوتریم به طور قابل ملاحظه‌ای بیشتر از آن بوده است كه امروزه فقط با مادة روشن مشخص می‌شود. از این رو فراوانی دوتریم حاكی از آن است كه مادة تاریك بیشتری در مقایسه با مادة روشن وجود دارد. (36)

كشف حیرت‌انگیز مادة تاریك عالم:

بیش از نیم قرن است كه مسئله مادة تاریك در جامعه فیزیك مطرح شده است كیهان شناسان دریافته‌اند كه كهكشان‌های مارپیچی فقط با وجود ستاره‌ها و سحابی‌هایشان نمی‌توانند سرعت دورانی رصد شده در آنها را توجیه كنند. سرعت گردش ستاره‌‌ها به دور مركز كهكشان در نواحی حاشیه‌‌ای كهكشان، می‌بایست كُندتر از هر جای دیگری درون كهكشان باشد، اما این طور نیست و ستاره‌های بیرون كهكشان با سرعت زیادی در حركت‌اند، این نوع حركت كهكشان نشان از وجود گرانش عظیم ماده‌ای دارد كه در نواحی بیرون كهكشان پنهان شده است. از سوی دیگر جرم ناپیدای مشابهی با گرانش عظیم در خوشه‌های كهكشان‌ها وجود دارد. در واقع تمام آنچه به صورت ستاره‌ها و اجزایشان، سحابی‌ها و ابرهای میان ستاره‌ای و میان كهكشانی و تمام ماده عادی، یا آن طور كه در فیزیك نام می‌بریم ماده باریونی، می‌شناسیم،‌فقط 4 درصد جرم كل عالم است و مادة تاریك سهم بسیار بزرگی از جرم در كیهان را اشغال می‌كند. به طور مثال در كهكشان راه شیری فقط 10 درصد جرم به صورت ماده باریونی، مانند ستاره‌ها و گازهای میان ستاره‌ای، است 90 درصد دیگر را مادة تاریك تشكیل می‌دهد!

در سال‌های اخیر نامزدهای مختلفی از نوع ماده باریونی و دیگر مواد شناخته شدة طبیعت برای ماده تاریك مطرح شدند. به نظر می‌رسید كوتوله‌های قهوه‌ای (اجرامی با جرم كمتر از ستاره كه دمای كافی برای همجوشی نارس می‌مانند) كه بسیار كم فروغ‌اند اجرام پر شماری در هاله كهكشان باشند اما مشاهدات ریز همگرایی‌های گرانشی وجود مقدار كلان جرم به صورت كوتوله‌های قهوه‌ای را در هاله كهكشان رد كرد. در این روش اخترشناسان اثر گرانشی این كوتوله‌های قهوه‌ای ناپیدا در هاله كهكشان را بر نور ستاره‌های زمینه ردیابی می‌كردند، نامزد باریونی دیگر برای ماهیت مادة تاریك می‌تواند ابرهای ملكولی تاریك باشد. این ابرهای ملكولی درون كهكشان‌ها پراكنده‌اند و به علت خنثی بودن تابش ندارند. اما به نظر می‌رسد این نوع ابرها نیز سهم قابل توجهی از جرم كیهان را نداشته باشند. از طرف دیگر یكی از نامزدهای غیر باریونی ماده تاریك ذرات نوترینو است. نوترینوها دارای جرم اما با بر همكنش بسیار ضعیف با مادة باریونی‌اند. ممكن است سهمی از مادة ‌تاریك داشته باشند، فیزیكدانان نام ذرات سنگین و ناپیدای غیرباریونی را WIMP (سر واژة Massive Interacting Weakly) یا ذرات سنگین با بر همكنش ضعیف گذاشته‌اند كه به علت بر همكنش ضعیف به سختی قابل آشكار سازی‌اند.

در این تصویر نمای نور مرئی خوشه كهكشان های گلوله با نمای پرتوx خوشه كه نشان دهنده توده گاز داغ و گلوله مانند وسط تصویر است تركیب شده وسپس نقشه برداری توزیع ماده به روش همگرایی گرانشی وجود جرم نامرئی بسیار زیادی را علاوه بر كهكشان ها در خوشه نشان می دهد. (درون خط خاكستری)

به تازگی گروهی از اخترشناسان دانشگاه آریزونا با استفاده از تلسكوپ‌های فضایی چاندرا (پرتوایكس) و تلسكوپ هابل و چند تلسكوپ بزرگ زمینی به رصد و بررسی تصادم بین دو خوشه از كهكشان‌ها پرداختند. این خوشه كهكشان‌ها، در فاصله بیش از 3 میلیارد سال نوری از ما، «خوشه گلوله» نام دارد و حدود 100 میلیون سال پیش از برخورد بسیار شدید بین دو خوشه شكل گرفته است. نام این خوشه به علت وجود ابر هیدروژن عظیم و گلوله شكلی از گاز ابر داغ (پلاسما) در یك سوی آن است كه در تصاویر پرتو ایكس چاندرا به خوبی نمایان است، دمای این گاز میان كهكشانی صد میلیون كلوین است.

در این جفت خوشه برخوردی دو بخش مادة «روشن» و تاریك تحت فرایند برخورد از یكدیگر جدا شده است. بیشتر جرم روشن خوشه‌های كهكشان‌ها شامل ستارگان درون كهكشان و پلاسما یا گاز داغ و یونیده میان كهكشانی است. اگر بتوان با ساز و كاری مادة باریونی روشن ساختار را از كل ساختار جدا كرد، در این صورت اثر گرانشی آنچه می‌ماند مربوط به مادة تاریك است. البته برخورد دو خوشه چنین فرصتی را به كیهان‌شناسان داده است. این دو خوشه حدود صد میلیون سال قبل از درون یكدیگر رد شده‌اند اما پلاسمای موجود در فضای میان كهكشانی دو خوشه با یكدیگر ادغام و درگیر شده‌‌اند و از كل ساختار كهكشان‌ها و ماده تاریك جا مانده‌اند.

گام بعدی نقشه‌برداری از توزیع مادة دو خوشه به كمك اثر همگرایی گرانشی آنها بود. جفت خوشه برخوردی نور كهكشان‌های دورتر زمینه را در سر راه رسیدن به زمین خمیده می‌كند و مانند یك عدسی غول آسای كیهانی سبب همگرایی پرتوهای نور كهكشان‌های زمینه و آشفته شدن تصویر آنها می‌شود. از نقشه‌برداری همگرایی گرانشی ضعیف ایجاد شده در تصویر كهكشان‌های پس زمینه توزیع كل ماده در ساختار خوشه برخوردی به دست آمد. اما جالب این كه نقشه توزیع فضایی ماده كه از این روش به دست آمده با توزیع سیال پلاسما (گاز داغ میان كهكشانی كه بیشتر جرم روشن ساختار جرم روشن ساختار را تشكیل می‌دهد) در تصویر پرتوایكس چاندرا تطابق ندارد. نقشه گرانشی محل تمركز بیشتر جرم كل ساختار را به جای قلمرو گاز داغ جای دیگری نشان می‌دهد، دو منطقه بسیار گسترده در هالة هر كدام از خوشه‌ها. در واقع جرم عظیم موجود در هاله نه تنها تابش الكترومغناطیس آشكار شده‌ای ندارد، بلكه در عبور هر خوشه از یكدیگر هیچ بر همكنشی با محیط اطراف و حتی با مادة هم نوع خود از خوشه دیگر نداشته است. آنها همچون اشباحی از میان هم عبور كرده‌اند و همراه خوشه‌های میزبان خود از صحنة برخورد گریخته‌‌اند، در حالی كه پلاسمای میان كهكشانی در میان دوخوشه در فرایند برخورد درگیر شده و جا مانده است.

این كشف بزرگ كه نخستین بار در تاریخ كیهان‌شناسی نقشة دقیق قلمرو و جرم مادة تاریك را در خوشه‌های كهكشان‌ها نشان می‌دهد، آغاز غلبه نظریه ماده تاریك بر نظریه موند یا رهیافت «گرانش تعمیم یافته» است و نویدی برای فیزیكدانان ذرات بنیادی است كه در جستجوی ویمپ‌ها، یعنی ذرات ناشناخته سنگین و با بر همكنش بسیار ضعیف‌اند.(37)

با عنایت به موارد مذكور نتیجه‌گیری می‌شود كه جرم كافی برای انقباض عالم موجود می‌باشد.

اینها نمونه‌های از آیات قرآن كریم در ارتباط با موضوع كیهانشناسی بود. البته موارد متعدد دیگری نیز در این زمینه هست كه شرح آنها در این مقاله نمی‌گنجد. امید است مفسران گرانقدر قرآن همانطور كه علمای بزرگ سابقاً درس نجوم و ریاضی را در حوزه‌ها مطالعه می‌فرمودند با مطالعه آخرین كتب و مقالات حاوی پیشرفتهای بشر در این زمینه‌ها اطلاعات خود را بروز برسانند تا استفاده كنندگان از تفسیر آنان بخصوص نسل جوان بهره بیشتری برده و به مسیری كه قرآن آنان را هدایت می‌كند كه همانا رستگاری و سعادت فرد و جامعه در آن می‌باشد رهنمون گردند.

نكته دیگر اینكه در دوران شكوفایی تمدن اسلامی دانشمندان مسلمان حرف اول را در نجوم و ریاضی و ستاره‌شناسی می‌زده‌اند و رصدخانه‌های فراوانی در ممالك اسلامی فعال بوده‌اند. یكی از این مراكز رصدخانه‌ مراغه بود. زنده یاد پرفسور محمد عبدالسلام فیزیكدان فقید و برجسته پاكستانی و برنده جایزه نوبل فیزیك در سال 1979 میلادی می‌نویسد:

«رصدخانة مراغه با بیست اخترشناس از سرتاسر دنیای اسلام تحت سرپرستی دانشمند بزرگ خواجه نصرالدین طوسی احتمالاً اولین رصدخانه جهان به معنای واقعی كلمه بود»(38)

متأسفانه به دلایل مختلف تمدن اسلامی شكوفایی خود را از دست داد و پرداختن به علوم تجربی نیز به فراموشی سپرده شد و نتیجه آن شد كه قرون اخیر در ممالك اسلامی رخ داده است اكنون كه در آستانه قرن بیست و یكم میلادی هستیم، ضمن افتخار به گذشته درخشان اسلام و خدمات شایانی كه دانشمندان مسلمان مثل بوعلی‌سینا، فارابی، بیرونی، ابن‌هیثم، رازی، جابربن حیان و... در پیشرفت شاخه‌های مختلف علوم از قبیل طب، ریاضی، فیزیك، شیمی و نجوم داشته‌اند با یادآوری این مطلب كه اروپاییان با اكتساب این علوم از مسلمانان و ترجمه كتب آنها به پیشرفت‌های بعدی نائل شده‌اند. آنچه در حال حاضر ضروری بنظر می‌رسد این است كه دانشمندان گرانقدر فعلی خود را در تمام زمینه‌ها بخصوص علوم‌پایه مورد حمایت مادی و معنوی قرار داده‌ و بودجه‌های تحقیقاتی مراكز علمی و پژوهشی را افزایش دهیم و با برنامه‌ریزی‌های مناسب در تولید علم و فن‌آوری در همه زمینه‌های بكوشیم. البته جای خوشحالی است كه در این سالها پیشرفتهای خوبی هم داشته‌ایم.

كهكشان مارپیچی NGC3370 در صورت فلكی اسد، در زمینه تصویر ژرف تلسكوپ فضایی هابل از این

كهكشان چندهزار كهكشان دور دست در فاصله های چند میلیارد سال نوری از ما شناسایی شده است.

الله اكبر

نكته دیگر اینكه چه خوبست همه مردم همانطور كه از طریق اختبار علمی بطور مرتب توسط رسانه‌های جمعی مثل صدا  و سیما و مطبوعات و اینترنت و... در جریان پیشرفتهای علمی بشر در رشته ستاره‌شناسی و شناخت جهان هستی و تحولات كاینات قرار می‌گیرند و یا حتی بطور طبیعی و معمولی در شبهای صاف بخصوص در مناطقی كه آسمانی صاف و بدور از آلودگی هوا دارند به آسمان زیبا با این همه ستاره‌ها نظاره می‌كنند، اندكی هم به تأمل و تفكر در رمزكائنات بپردازند. زیرا قطعاً شناخت و معرفت آنها نسبت به خداوند متعال كه خالق این همه نظم و زیبایی و عظمت می‌باشد بیشتر خواهد شد به قول سعدی:

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود             

هر كه فكرت نكند نقش بود بر دیوار

كوه و دریا و درختان همه در تسبیحند                 

نه همه مستمعی فهم كند این اسرار

  و اتفاقاً قرآن از كسانی كه در اینگونه امور بی‌تفاوت هستند گله و شكایت می‌كند و آنها را مورد نكوهش قرار می‌دهد چنانكه در آیه 105 سوره یوسف می‌فرماید:

«وَكَأیِّن مِنّ آیه فِی‌السمواتِ و الارضِ یِمُّرونَ علیها و هم عنها معرضون».

(و ]این مردم بی‌خرد[ چه بسیار بر آیات و نشانه‌های قدرت الهی در آسمانها و زمین می‌گذرند و از آن روی می‌گرداند.

]و اعراض از تأمل و تفكر در آن می‌كنند.[

در پایان با این شعر زیبای مولانا مطلب را به پایان می‌رسانم:

چون نمی‌داند دل داننده‌ای؟
تو قیاس از گردش كیهان بگیر
جمله اطباق زمین و آسمان
گردش هر باد از معنی اوست
جنبش كفها ز دریا روز و شب
ما چو كشتیها بهم برمی‌زنیم
ای تو در كشتی تن رفته به خواب
آب را آبی است كو می‌راندش
ماهیانیم و تو دریای حیات
تو نگنجی در كنار فكرتی
عاشق صنع خدا با فرّ بود

هست با گردنده گرداننده‌ای
گردشش از كیست؟از عقل منیر
همچو خاشاكی در آن بحر روان
همچو چرخی كواسیر آب جوست
كف همی بینی و دریایی عجب
تیره چشمیم و آب روشنیم
آب را دیدی، نگر در آب آب
روح را روحی است كو می‌خواندش
زنده‌ایم از لطفت ای نیكو صفات
نی به معلولی قرنی چون علتی
عاشق مصنوع، او كافر بود

در پایان از خداوند تبارك و تعالی مسئلت داریم به همه توفیق تدرك مفاهیم عمیق قرآنی و عمل به قرآن را عنایت فرماید. انشاءالله.

والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته

توضیح:

 منابع و ماخذ در اصل مقاله نزد نویسنده موجود است.

 استفاده از مقاله  با ذکر  منبع مجاز می باشد.                        

جمعه 20/5/1391 - 21:29 - 0 تشکر 502680

مراحل مختلف خلقت جهان از دیدگاه قرآن کریم

دكتر سید حسین امیدیانی:

عضوهیات علمی دانشگاه

عضوپیوسته انجمن فیزیك ایران

و عضوپیوسته انجمن نجوم ایران

Email:dr.omidiani@gmail.com

هیچ چیزی ثابت و برجای نیست
ذره‌ها پیوسته شد با ذره‌ها
تا كه ما آن جمله را بشناختیم
ذره‌ها از یكدیگر بگسسته شد
بار دگر این ذرات آشنا
ذره‌ها بینیم كه از تركیبشان
صد هزاران نظم و آیین خدا
باز این خورشید آیین‌ها
ای زمین پست بی‌قدر و بها
آنچه داری در طریق كهكشان
جملگی تركیبشان زین‌ذره‌ها


جمله در تغییر و سیر سروری‌است
تا پدید آید همه ارض و سماء
بهر هریك اسم و معنی ساختیم
باز با شكل دگر پیوسته شد
غرق میگردند در گرداب‌ها
صد هزاران آفتاب آمد عیان
علت صوری این خورشید‌ها
برگرفته سوی گرداب فنا
با تمام برها و بحرها
از ثوابت یا كه از سیارگان
تا كه روزی می‌شوید از هم جدا

«مولانا»

مراحل مختلف شكل‌گیری و خلقت جهان از دیدگاه قرآن کریم:

در قرآن كریم در آیات مختلفی اشاره به خلقت جهان در مراحل مختلف می‌نماید از جمله:

و هوالذی خلق السموات و الارض فی‌سته ایام و كان عرشه علی الماء لیبلو كم احسن عملاً ...

«سوره هود- آیه 7)

او كسی است كه آسمانها و زمین را در شش روز خلق كرد و عرش( قدرت) او بر آب قرار داشت، و غرضش از این خلقت آن بود  كه شما را بیازماید كدامیك بهتر عمل می‌كنید(با این حال) اگر تو ای پیامبر به ایشان بگویی كه بعد از مرگ دوباره زنده می‌شوید آنهایی كه كافر شدند، بطور حتم خواهند گفت: این قرآن سحری آشكار است.

در بخشی از تفسیر المیزان جلد 10 صفحه 223 و 224 ذیل این آیه چنین آمده:

... پس آنچه از آیات گذشته به دست آمد یكی از این بود كه خلقت آسمان و زمین به این شكل و وضعی كه ما می‌بینیم ناگهانی نبوده  به این شكل از عدم ظاهر نشده بلكه از چیز دیگری خلق شده كه آن چیز قبلاً وجود داشته و آن، ماده‌ای متشابه الأجزاء و روی هم انباشته[ بصورت حیرت انگیزی متراكم بوده= ذرة اولیة قبل از انفجار بزرگ] بوده كه خدای تعالی این ماده متراكم را جزء جزء كرد، و اجزاء آن را از یكدیگر جدا ساخت...

مرحوم علامه(ره) اشاره می‌فرماید كه خلقت آسمانها و زمین در برهه‌های مختلفی از زمان صورت گرفته است.

وكلمة «یوم» را برهه‌ای از زمان در نظر گرفته‌اند.

در تفسیر نمونه جلد 20 ذیل آیاد 9 تا 12  سورة فصلت چنین نوشته شده است:

شاید نیاز به تذكر نداشته باشد كه«روز» در آیات فوق هرگز به معنی روز معمولی نیست، چرا كه قبل از آفرینش زمین و آسمان اصلاً روز به این معنی وجود نداشت، بلكه منظور از آن دورانهای آفرینش است كه گاه میلیونها یا میلیاردها سال به طول انجامیده.

قرآن كریم در آیات متعدد دیگری به مراحل مختلف خلقت جهان هستی اشاره می‌نماید از جمله در آیه 54 مختلف خلقت جهان هستی اشاره می‌نماید از جمله در آیه 54 سوره مباركه كه اعراف می‌فرماید:

ان ربكم الله الذی خلق‌السموات و الارض فی‌سته ایامٍ ثم استوی علی العرش یغشی الیل النهار یطلبه حثیثاً و الشمس و القمر و النجوم مسخّراتِ بأمره الا له الخلق و الأمر تبارك الله رب العالمین

«اعراف- آیه 54»

پروردگار شما خداوندی است كه آسمانها و زمین را در شش روز (شش دوران ) آفرید، سپس به تدبیر جهان هستی پرداخت، با (پردة تاریك) شب ، روز را می‌پوشاند و شب به دنبال روز به سرعت در حركت است، و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید در حالی كه مسخر فرمان او هستند، آگاه باشید كه آفرینش و تدبیر(جهان)برای او(و به فرمان او ) است. پربركت‌(وزوال ناپذیر) است خداوندی كه پروردگان جهانیان است.

تفسیر نمونه جلد 6 صفحه 199 و 200 به بعد مفصلاً شش روز آفرینش جهان را توضیح داده است.

در تفسیر نمونه ذیل آیه فوق (جلد 6 صفحه 200)

چنین فرموده است:…

ولی با توجه به مفاهیم وسیع كلمة‌«یوم» (روز و معادل آن در زبان‌های دیگر ، پاسخ این سؤال روشن است. زیرا بسیار می‌شود كه«یوم»‌به معنی «یك دوران» به كار می‌رود. خواه این دوران یك سال باشد یا صد سال یا یك میلیون سال و یا میلیاردها سال، شواهدی كه این حقیقت را ثابت می‌كند و نشان می‌هد یكی ازمعانی «یوم» همان«دوران» است فراوان می‌باشد:‌

1-   در قرآن كریم صدها بار كلمة «یوم» و «ایام »به كار رفته است، و در بسیاری از موارد به معنی شبانه‌روزی معمولی نیست. مثلاً تعبیر از عالم رستاخیز : «یوم‌القیامه» نشان می‌دهد كه مجموعة‌رستاخیز كه دورانی است بسیار طولانی به عنوان«روز رستاخیز كه دورانی است بسیار طولانی به عنوان«روز قیامت » شمرده شده است، از پاره‌ای از آیات قرآن استفاده می‌شود كه روز رستاخیز و محاسبه اعمال مردم پنجاه‌هزار سال طول می‌كشید.                                                                   (سوره معارج آیه 4)

2- در متن كتب لغت نیز می‌خوانیم كه «یوم» گاهی به مقدار زمان میان طلوع و غروب آفتاب گفته می‌شود و گاهی به مدتی از زمان و هر مقدار بوده باشد. (مفردات راغب)

3- در روایات و سخنان پیشوایان دینی نیز كلمة «یوم» به معنی دوران بسیار آمده است. چنانكه امیر‌مؤمنان علی‌علیه‌السلام در نهج‌البلاغه می‌فرماید: الدهر یومان یوم لك و یوم علیك دنیا برای تودو روز است، روزی به سود تو است و روزی به زیان تو . در تفسیر برهان در ذیل همین آیه از تفسیر علیبن ابراهیم نیز می‌خواهیم كه امام علیه‌السلام فرمود: فی‌سته ایام یعنی فی سته اوقات «شش روز یعنی شش وقت و دوران»

4- در گفتگوهای روزمره و اشعار شعرا در زبانهای مختلف نیز كلمه یوم و معادل آن نیز به معنی دوران زیاد دیده می‌شود.

همانطور كه ملاحظه فرمودید قرآن كریم 1400 سال قبل خلقت جهان را مرحله به مرحله بیان فرموده همانطور كه علم بشر امروزه به آن است یافته است.

جمله ثم استوی علی العرش كنایه از احاطه كامل پروردگار و تسلط او بر تدبیر امور آسمانها و زمین بعداز خلقت آنهاست. و این پاسخی است به آنها كه جهان را در آفرینش نیازمند به خدا می‌دانند نه در بقا و ادامة هستی!

مراحل مختلف شكل‌گیری و خلقت جهان هستی از دیدگاه علم:

ایده كلیدی مدل‌های تشكیل ساختار علم در این نكته است كه نحوه شكل‌گیری ساختارهای كوچك – مقیاس نظیر كهكشان‌ها و خوشه‌ها، به شكلی متفاوت با دینامیك كلی زمینه یكنواخت عالم، دنبال می‌شود. این موضوع با این فرض كه در گذشته، عالم بسیار یكنواخت بوده و افت و خیزهای چگالی اندك داشته است، ارتباط پیدا می‌كند.

مدل مهبانگ استاندارد به خوبی می‌تواند تحول عالم همگن را توصیف كنید. از لحظه‌ای كه سن عالم یك ثانیه بود تا موقعی كه ماده و تابش از هم جدا شدند – یعنی وقتی كه سن عالم چهارصد هزار سال بود – بررسی نحوة تحول عالم كاملاً میسر است. در این دوره، انرژی فرایندهای فیزیكی از چند میلیون تا چند الكترون‌ولت در تغییر بود. این بازه انرژی در ارتباط با فرایندهای فیزیك هسته‌ای، فیزیك اتمی و فیزیك مادة چگال به دقت مورد بررسی قرار گرفته است. فرایندهای فیزیكی را كه در این بازه انرژی عمل می‌كنند، به خوبی می‌شناسیم و از این رو، بسیار بعید است مدل‌های نظری بر این شناخت، غلط باشند. به بیان دیگر، در توصیف تحول عالم از وقتی كه سنش یك ثانیه بود تا چهارصد هزار سال بعد، می‌توانیم اطمینان داشته باشیم.

این مدل مهبانگ – كه در فصل 5 شرح داده شده – دارای دو پیش‌بینی اساسی درباره عالم است. نخست آن كه به توصیف مرحله‌ای می‌پردازد كه به دنبال فرایندهای سنتز هسته‌ای، هلیوم و دوتریوم تولید شدند. در فصل 5 دیدیم وقتی كه سن عالم بیشتر از چند دقیقه بود، هسته‌های هلیوم حدود 24 درصد جرم عالم را تشكیل می‌دادند. مقدار دوتریومی كه تولید شد تابع حساسی است از چگالی هسته‌ها و بر این اساس این مدل می‌گوید كه چگالی هسته‌ها در عالم كمتر از       10-30cm gm-3 است. به علاوه، مدل مهبانگ طی دوره‌های بسیار آغازین خلقت به توصیف عالم در حال تحولی می‌پردازد كه در آن ماده و تابش در تعادل گرمایی بودند. بقایای این دوره، تابش گرمایی مشخصه‌ای است كه اطراف ما را احاطه كرده است. چنین تابشی، موسوم به تابش زمینه ریزموج، در سال 1965 میلادی واقعاً كشف شد و به این ترتیب تا به امروز، به عنوان یكی از محكم‌ترین دلایل مدل مهبانگ محسوب می‌شود.

با فرض اینكه مدل ما برای عالم همگن یكنواخت از نظر اصولی درست باشد، باید به سؤال بعدی بپردازیم كه چگونگی شكل‌گیری ساختارهای مختلف است. در این راستا، شواهد رصدی مستقیمی در دست است – درست همانطور كه در مورد شكل‌گیری ستاره‌ها، اطلاعات رصدی مختلفی داریم. در حالی كه نظریه‌های شكل‌گیری ستاره‌ها (یا سیارات) هنوز محل بحث هستند، بسیاری از اخترشناسان معتقدند كه موضوعات مورد نظر در این نظریه‌ها صرفاً جزئیاتند و اصول كلی مشخص هستند. به همین دلیل، در این كتاب فقط درباره نحوه شكل‌گیری كهكشان‌ها بحث كردیم. برای درك چگونگی شكل‌گیری كهكشان‌ها و ساختارهای بزرگتر ناگزیر از شناخت مفهوم ناپایداری گرانشی هستیم. این فرایند بر این اساس استوار است كه تحت تأثیر نیروی گرانش، هر نوع افت و خیز چگالی در نهایت تقویت می‌شود و به دنبال رشد چنین افت و خیزهایی، ساختارها شكل می‌گیرند. اگر مراحل آغازین تولد عالم شامل افت و خیزهای كوچك چگالی بوده است، از نظر  اصولی، رشد این افت و خیزهای چگالی می‌تواند به شكل‌گیری انواع ساختارهایی كه امروزه می‌بینیم، بینجامد.

بیشتر اخترشناسان معتقدند كه این ایده از نظر اصولی درست است. در واقع، به سختی می‌توان ساز و كار قابل قبول دیگری برای رشد ساختارها در یك عالم در حال انبساط ارائه كرد. به علاوه این ایده – یعنی ایده ناپایداری گرانشی – نتیجه شگفت‌انگیزی را پیش‌بینی می‌كند: تابش زمینه موج كیهانی باشد شامل افت و خیزهای كوچك دما باشد كه نتیجه مستقیم افت و خیزهای موجود در زمانی‌اند كه عالم تقریباً هزار مرتبه كوچك‌تر بوده است. این پیشگویی در اواخر دهه 1970 میلادی انجام شد، و براساس مدلهای مختلف شكل‌گیری ساختار، محاسبات دقیق مربوط به این افت و خیزهای دمایی در اواخر دهه 1980 میلادی انجام شدند. مدارگرد كوبه موفق شد در سال 1992 میلادی چنین افت و خیزهایی را آشكارسازی كند؛ و بدین سان تا آنجا كه به شناخت كلی ما از شكل‌گیری ساختارها در عالم مربوط می‌شود، مدل‌های نظری به موفقیتی شگرف دست یافتند.

برای تكمیل این سناریو، ضروری است كه كسر جرمی مواد تشكیل‌دهنده عالم را نیز بدانیم. مشاهدات مستقیم در بازه‌های مختلف طیف الكترومغناطیسی، اطلاعات ارزشمندی درباره عالم مرئی، متشكل از ماده معمولی (پروتون‌ها، نوترون‌ها و الكترون‌ها) و تابش (فوتون‌ها) به دست می‌دهند. اما همان‌طور كه در فصل 5 دیدیم، شواهد غیرمستقیم ولی محكمی در دست است كه شكلی از ماده تاریك در عالم وجود دارد. در حقیقت، بر طبق این شواهدات مقدار ماده تاریك حدود ده تا صد برابر ماده مرئی عالم است. بنابراین، هنگام ارائه مدل برای شكل‌گیری ساختارها باید به این نكته كلیدی توجه داشت. بسیار جالب بود اگر شواهد مستقیم آزمایشگاهی درباره ذره ماده تاریك در اختیار داشتیم. شاید طی دهه آینده به چنین هدفی دست یابیم، ولی فعلاً در غیاب چنین اطلاعاتی، فقط براساس فرض‌هایی درباره ماهیت و نحوه توزیع ماده تاریك امكان بررسی و مطالعه بیشتر در این زمینه فراهم است.

بر طبق دو دستاورد بزرگ بالا، یعنی  شناخت تحول عالم در حال انبساط یكنواخت و وجود افت و خیزهای چگالی كوچك در گذشته، می‌توان تحول كلی عالم را بر اساس مراحل زیر توصیف كرد. برای وضوح بیشتر، این تحول را به مراحل مختلف تقسیم كردیم.

مرحله 1: عالم بسیار آغازین

مرحله‌ای از تحول عالم كه میانگین انرژی ذرات بیشتر از GeV100 بوده است؛ جزو مراحل بسیار آغازین محسوب می‌شود. بیشترین انرژی كه بشر موفق شده است در شتابدهنده‌ها به آن دست یابد، در حدئد GeV100 است. بنابراین، در مورد مراحل بسیار اولیه تحول عالم، اطلاعات رصدی مستقیم چندانی در دست نیست. با این حال، براساس نظریه‌های فعلی درباره این مرحله پیش‌بینی‌هایی می‌شود، به ویژه این مرحله نقشی اساسی در تعیین دو پارامتر كلیدی دارد: نخست آنكه عالم پس از این مرحله دارای عدم تقارن بارزی بین دو ماده و پادماده بود؛ یعنی مقدار ماده بر پادماده فزونی داشت. بیشتر اخترشناسان معتقدند فرایندهای پرانرژی كه در این مرحله اتفاق افتادند، عامل اصلی این عدم تقارنند. به علاوه، در پایان این مرحله، افت و خیزهای چگالی بسیار كوچكی به وجود آمدند كه در نهایت به شكل‌گیری ساختارها انجامیدند. البته این امكان هم وجود دارد كه چنین افت و خیزهایی در مراحل بعدتر هم شكل گیرند، ولی بیشتر مدل‌های رایج خاستگاه این افت و خیزها را در همین مرحله نخست می‌دانند. اگر این افت و خیزها در خلال تحول عالم به وجود آمده باشند، در این صورت به طور حتم خاستگاه آنها در مرحله 1 بوده است.

مرحله 2: دورة سنتز هسته‌ای

دومین مرحله، دوره‌ای است كه میانگین انرژی ذرات عالم از GeV 100 به keV1 كاهش می‌یابد. در این دوره، عالم سرد و منبسط می‌شود و افت و خیزها نقش كوچكی در دینامیك ایفا می‌كنند. در این مرحله، دو اتفاق اساسی رخ داد. بیشتر ذرات بنیادی بر اثر برخورد با پادذرات ناپدید شدند. (برای مثال، در پایان مرحله 1 مقادیر بسیار زیادی موئون و پادموئون وجود داشت. وقتی دما به كمتر از K  كاهش یافت، در حالی كه فوتون‌ها دیگر نمی‌توانستند زوج‌های موئون – پادموئون تولید كنند، بقیه زوج‌های موجود نابود شدند و از بین رفتند) بنابراین، در پایان مرحله 2 فقط پروتون‌ها، نوترون‌ها، الكترون‌ها، نوترینوها و فوتون‌ها باقی ماندند. همچنین اگر ماده تاریك از نوعی ذرات عجیب موسوم به ویمپ تشكیل شده باشد، در پایان مرحله 2 این ذرات هم وجود داشتند.

دومین واقعه مهمی كه طی این دوره اتفاق افتاد فرایند سنتز هسته‌ای بود. همچنان كه عالم به دمایی كمتر از انرژی قیدی هسته‌های اتم‌ها، سرد شد، این امكان فراهم شد كه هسته‌های دوتریوم و هلیوم از سوپ داغ اولیه شكل گیرند، به طوری كه سهم جرمی هلیوم حدود 24 درصد بود. اما آنچه مهمتر است، انبساط عالم است كه اجازه نداد مقادیر قابل توجهی از عناصر سنگین‌تر به دنبال سنتز هسته‌ای شكل گیرند. با توجه به این كه فرایند سنتز هسته‌ای در دماهای بسیار زیاد اتفاق می‌افتد، (می‌دانیم كه سنتز هسته‌ای در قسمت‌های مركزی ستاره‌ها رخ می‌دهد)  به این ترتیب، در پایان مرحله 2 عالم از هسته‌های هلیوم، هیدروژن، الكترون، نوترینو، فوتون و ویمپ تشكیل شده بود.

مرحله 3: دوره اتم‌ها

سومین مرحله زمانی را شامل می‌شود كه دمای عالم از حدود  (كه دمای پایانی مرحله 2 بود) به K 2500 تغییر كرد. بیشتر وقایع شگفت‌انگیز این دوره در پایان آن رخ داد. وقتی دمای عالم به حدود K  رسید، چگالی انرژی تابش به كمتر از چگالی انرژی ماده تقلیل یافت و در نتیجه، عالم تحت غلبه تابش‌گذاری داشت به عالم تحت غلبه ماده. البته، بخش عمده چگالی انرژی ماده ناشی از ذرات ماده تاریك بود كه آنها را ویمپ نامیده‌ایم. وقتی عالم تحت غلبه تابش شده، به علت ناپایداری گرانشی رشد افت و خیزهای چگالی ویمپ‌ها آغاز شد، این در حالی بود كه افت و خیزهای ماده معمولی (متشكل از هسته‌ها و الكترون‌ها) ثابت باقی ماند زیرا ماده معمولی در ارتباط با تابش بود. همچنان كه عالم هنوز هم سردتر می‌شد و به دمای K2700 رسید، زمینه برای شكل‌گیری اتم‌های خنثی فراهم شد. الكترون‌ها با پروتون‌ها و هسته‌های هلیوم تركیب شدند و به ترتیب، اتم‌های هیدروژن و هلیوم به وجود آمدند. به محض اینكه این بازتركیب اتفاق افتاد، برهمكنش فوتون‌ها با ماده متوقف شد و آنها آزادانه در فضا حركت می‌كردند. در نتیجه، در این وضعیت، ماده تحت تأثیر نیروی گرانشی ویمپ‌ها بود، و خیلی سریع چگالی افت و خیزهای ماده معمولی با ماده تاریك برابر شد. با این حال؛ این افت و خیزهای چگالی هنوز هم بسیار كوچك بودند، چیزی در حدود یك در ده هزار.

فرایندهای فیزیكی‌ای كه طی مرحله 3 رخ دادند این امكان را فراهم می‌كنند كه درباره عالم دو پیش‌بینی مهم مطرح شود. نخست آنكه، این فوتون‌های جدا شده از ماده، امروزه هم باید با یك طیف گرمایی مشخصه، وجود داشته باشند. دوم آنكه، در این طیف گرمایی باید افت و خیزهای قابل آشكارسازی كوچكی در حدود یك در

 وجود داشته باشد. این حقیقت كه مشاهدات هر دوی این پیشگویی‌ها را تأیید كرده‌اند؛ موفقیتی است مسلم برای مدلی كه ارائه می‌كنیم.

مرحله 4. دوره ناشناخته

دوره‌ای از تحول عالم كه هیچ شناخت مستقیمی از آن نداریم متناظر با زمانی است كه دمای عالم از 2500 درجه كلوین به حدود 2/16 درجه كلوین كاهش یافت. به زبان قرمزگرایی، این دوره مطابق با بازه قرمزگرایی 925=z  (پایان مرحله 3) و 5=z است. در حالی كه در قرمزگرایی‌های كمتر از 5=z مشاهدات مستقیم از ساختارهای مختلف در دست است، تابش ریزموج امكان مطالعه عالم در 1000 z فراهم می‌آورد. اما در قرمزگرایی‌های بین این دو مقدار به شدت به مشاهدات غیرمستقیم متكی هستیم. با  شناخت آنچه در مرحله 3 اتفاق افتاد و از  مشاهدات در قرمزگرایی‌های كم می‌توان به بازسازی مرحله 4 پرداخت.

به این ترتیب، می‌توان حدس‌های هوشمندانه‌ای درباره این دوره از تحول عالم ارائه كرد. نخست آنكه، تركیبات عالم نسبتاً به خوبی تعیین می‌شود: تركیبی گازی از هیدورژن و هلیوم كه با ویمپ‌ها برهمكنش می‌كردند. دوم آنكه، در این دوره بر طبق نظریه ناپایداری گرانشی ناهمگنی‌های چگالی باید به طور قابل ملاحظه‌ای رشد كرده باشند. در خلال مرحله 4، عالم از مرتبه دویست منبسط شد؛ براساس مباحثی كه در بخش 6، 6 ارائه كردیم، می‌توان نتیجه‌ گرفت كه طی این دوره افت و خیزهای چگالی هم از همین مرتبه رشد كردند. همچنین ممكن است ساختارهای زیر – كهكشانی با جرمی بین  تا  جرم خورشیدی قبلاً طی همین دوره شكل گرفته باشند. با این حال، این نتیجه كاملاً به نظریه‌اتی كه استفاده می‌شود و الگوی افت و خیزهای اولیه بستگی دارد. اما اگر این موضوع واقعاً درست باشد؛ آنگاه نسل نخست اجرام درخشان می‌بایست در پایان همین مرحله 4 شكل گرفته باشند. این اجرام می‌توانستند ستاره‌های پرجرمی با عمر بسیار كوتاه‌ باشند كه مقادیر زیادی تابش گسیل می‌كنند. این تابش بیشتر ماده عالم را كه ناحیه بین كهكشان‌های فعلی را پر می‌كنند، یونیده كرده است. مشاهدات عالم در قرمزگرایی‌های بالا – كه در فصل 7 توصیف شد – از این نكته حكایت دارند كه محیط میان كهكشانی یونیده است، سناریوی بالا ممكن است علت این موضوع باشد.

مرحله 5. عالم در قرمزگرایی بالا

عالم بین قرمزگرایی‌های 5=z و 1=z در این مرحله می‌گنجد. مشاهدات مستقیمی از عالم در این قرمزگرایی‌های بالا در دست است. در این بازه قرمزگرایی، عالم تحت غلبه اختروش‌ها، كهكشان‌های رادیویی و سایر كهشكان‌های فعال رادیویی است. البته، این موضوع بخشی  ناشی از این واقعیت است كه چنین اجرامی به علت درخشندگی بالایی كه دارند با تلسكوپ‌های موجود نسبتاً به ‌آسانی قابل آشكارسازی‌اند. یك كهكشان معمولی با یك خوشه؛ حتی اگر در در چنین قرمزگرایی‌هایی وجود داشته باشند، به سختی قابل آشكارسازی‌اند. این واقعیت سؤالی را پیش می‌كشد: در این صورت، در چه زمانی نخستین ساختارهای كهكشان‌گونه شكل گرفتند؟ مشاهدات عالم در قرمزگرایی‌های بالا می‌گویند كه بخشی از شكل‌گیری كهكشان‌ها، مسلماً در این دوره بوده است، اگر زودتر نبوده باشد.

همچنین در این دوره است كه انتظار می‌رود ماده تاریك و ماده معمولی از یكدیگر جدا شده‌اند. ماده معمولی می‌تواند ساختارهای درخشان را شكل دهد، تابش كند، و سرد شود؛ این در حالی است كه ماده تاریك ناتوان از همه این‌هاست. سرمایش ماده معمولی باعث تكه تكه شدن آن؛ و فروریزش این ماده به ناحیه‌های مركزی چاه‌های پتانسیل ناشی از ماده تاریك می‌شود. بقیه پدیده‌های مربوط به شكل كهكشان‌ها – یعنی اینكه چرا كهكشان‌ها بیضوی، مارپیچی، یا كوتوله می‌شوند- عمدتاً ناشی از فرایندهای پیچیده دینامیك گازهاست. دشواری‌های شناخت این مرحله در سطح مفهومی نیست؛ آن چنان كه بخواهیم ببینیم اصلاً فرایندهای فیزیكی در نظر گرفته شده برای مدل‌های تشكیل ساختار كار می‌‌كنند یا نه. رایانه‌های با سرعت بالا، چندی است كه برای شناخت فرایندهای هیدرودینامیكی این مرحله به كمك آمده‌اند. به احتمال زیاد طی دهه آینده دیدگاه و شناخت بسیار بهتری از عالم در قرمزگرایی‌های بالا خواهیم داشت.

مرحله 6. عالم نزدیك

دوره بین قرمزگرایی‌های 1=z و 0=z تحت غلبه اجرام كیهان‌شناختی نزدیك است، و به بیانی چیزی را تشكیل می‌دهد كه آن را «عالم امروز» می‌نامیم. در این دوره بیشتر ساختارها به الگوهایی تعریف شده می‌رسند، و شواهد روشنی داریم كه نشان می‌دهند ساختارها تمایل دارند به صورت كهكشان‌ها، گروه‌ها، خوشه‌ها و احتمالاً ابر خوشه‌ها باشند. كاوش كهكشانی نشان می‌دهند توزیع ماده عالم عموماً به صورت ساختارهای تخت و رشته‌ای است. مشاهدات ماده تاریك نشان می‌دهند این ساختارهای مرئی در احاطه هاله‌های رقیقی از ماده تاریكند. شناخت نظری ما از این دوره بار دیگر به علت ناتوانی در انجام محاسبات پیچیده فرایندهای هیدرودینامیكی دارای محدودیت است.

شكل‌گیری ستاره‌ها و سیارات ( و ظهور بشر) در همین دوره رخ داده است. بار دیگر، این فرایندها به طور مستقیم تحت تأثیر پدیده‌های كیهانی بزرگ‌ مقیاس نیستند. در ناحیه‌های مختلف كهكشان خودمان فرایند شكل‌گیری ستاره‌‌ها را می‌بینیم كه كاملاً تحت غلبه فرایندهای فیزیكی خود همان ناحیه‌هاست. همان‌طور كه پیش از این اشاره كردیم، نظریه‌های شكل‌گیری ستاره‌ها یا سیارات هنوز در ابتدای راهند؛ ولی به احتمال قریب به یقین، چنین نظریه‌هایی تحت تأثیر فرایندهای شكل‌گیری ساختار در مقیاس بزرگ‌ نخواهند بود. اختر فیزیكدانان، برخلاف كهیان‌شناسان، به همین دوره اكتفا می‌كنند.

توضیح:

منابع و ماخذ در اصل مقاله نزد نویسنده موجود است.

استفاده از مقاله  با ذکر  منبع مجاز می باشد.                        

يکشنبه 22/5/1391 - 21:1 - 0 تشکر 507217



عظمت آفرینش و نظم خلقت از دیدگاه قرآن کریم


دكتر سید حسین امیدیانی


 عضوهیات علمی دانشگاه


 عضوپیوسته انجمن فیزیك ایران


 و عضوپیوسته انجمن نجوم ایران



Email:dr.omidiani@gmail.com



   در قرآن کریم نسبت به شگفتی آفرینش خداوند و اسرار خلقت و نظم حاکم بر عالم هستی آیات فراوانی آمده و از انسانها و مؤمنین خواسته با دیده بصیرت به اینگونه امور توجه کنند تا پی به عظمت خلقت ببرند از جمله این آیات:


الَذّی خَلَق سَبعَ سَمواتٍ طباقاً ما تری فی خَلقِ الرّحمن من تفاوُتٍ فارِجعِ البَصَرَ هَل تَری من فطورٍ 3 ثُمَّ ارجِعِ البَصَرَ کرّتین ینقَلبِ الیک البَصُر خاسِئاً وَ هُوَ حسیرٌ 4


«آیات 3 و 4 سوره مُلک»


ترجمه: ( از تفسیر نمونه جلد 24 )


3- همان کسی که هفت آسمان را بر روی یکدیگر آفرید، در آفرینش خداوند رحمان هیچ تضاد و عیبی نمی بینی، بار دیگر نگاه کن، آیا هیچ شکاف و خللی مشاهده                         می کنی؟


4- بار دیگر (به عالم هستی) نگاه کن سرانجام چشمانت (در جستجوی خلل و نقصان ناکام مانده) به سوی تو باز می گردد در حالی که خسته و ناتوان است.


تفسیر آیات:


در تفسیر نمونه جلد 24 صفحه 315 الی 324 ذیل این آیات نوشته اند:


هیچ نقصی در جهان هستی نمی بینی


این سوره با مسأله مهم مالکیت و حاکمیت خداوند و جاودانگی ذات پاک او آغاز می شود که در واقع کلید همه بحثهای این سوره است.


..... بعد از بیان نظام مرگ و زندگی به نظام کلی جهان پرداخته، و انسان را به مطالعه مجموعه عالم هستی دعوت می کند، تا از این طریق خود را برای آن آزمون بزرگ آماده کند، می فرماید: «همان خدایی که هفت آسمان را بر روی یکدیگر آفرید»(الذی خلق سبع سمواتٍ طباقا).


درباره آسمانهای هفت گانه کمی قبل از این در تفسیر آیه 12 سوره طلاق بحث کرده ایم و در مورد «طباقاً» در اینجا باید بیفزاییم که بر اساس این تعبیر آسمانهای هفت گانه هر کدام فوق دیگری قرار دارد، زیرا معنی «مطابقه» در اصل آن است که چیزی را فوق چیز دیگری قرار دهند. حال اگر آسمانهای هفت گانه را اشاره به کرات هفتگانه منظومه شمسی بدانیم که با چشم غیر مسلح قابل رؤیتند، هر کدام فاصله معینی از خورشید دارند و هر یک فوق دیگری است.


و اگر آنچه را از ستارگان ثوابت و سیار می بینیم همه را جزء آسمان اول بشمریم معلوم می شود که در مراحل بالاتر عوالم دیگری است که یکی برتر از دیگری قرار دارد. و به دنبال آن می افزاید : «در خلقت خداوند رحمان هیچ نقص و تضاد و عیبی نمی بینی» (ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت) .


با تمام عظمتی که عالم هستی دارد هر چه هست نظم است و استحکام، و انسجام، و ترکیبات حساب شده، و قوانین دقیق و اگر بی نظمی در گوشه ای از عالم جهان راه می یافت آن را به نابودی می کشید.


از نظام عجیب و شگفت انگیزی که بر یک دانه اتم، و ذرات الکترون و پروتون حاکم است گرفته، تا نظامات حاکم بر کل منظومه شمسی، آنها را در مسیر خاصی پیش      می برند، خلاصه همه جا قانون است و حساب، و همه جا نظم است و برنامه.


و در پایان آیه برای تأکید بیشتر می فرماید: «بار دیگر نگاه کن و عالم را با دقت بنگر، آیا هیچ شکاف و خلل و اختلافی در جهان مشاهده می کنی»؟! (فارجع البصر هل تری من فطور).


«فطور» از ماده «فطر» (بر وزن سطر) به معنی شکافتن از طول است، و به معنی شکستن (مانند افطار روزه) و اختلال و فساد نیز می آید، و در آیه مورد بحث به همین معنی است. منظور این است که هر چه انسان در جهان آفرینش دقت کند کمترین خلل و ناموزونی در آن نمی بیند.


و لذا در آیه بعد برای تأکید همین معنی می افزاید: «بار دیگر دیده خود را باز کن، و دو مرتبه به عالم هستی بنگر، سرانجام چشمانت به سوی تو باز می گردد در حالی که خسته و ناتوان شده و در جستجوی خلل و نقصان در این عالم بزرگ ناکام مانده است»! (ثم ارجع البصر کرتین ینقلب الیک البصر خاسئاً و هو حسیر).


«کرتین» از ماده «کر» (بر وزن شرّ) به معنی توجه و بازگشت به چیزی است، و«کره» به معنی تکرار و «کرتین» تثنیه آن است، ولی بعضی از مفسران گفته اند که منظور از«کرتین»در اینجا معنی تثنیه نیست، بلکه منظور توجه های مکرر و پی در پی و متعدد است.


بنابراین حداقل قرآن در این آیات دستور به مردم می دهد که سه بار در عالم هستی بنگرند، و اسرار آفرینش را مطالعه کنند، و به یک معنی بارها و بارها دقیق شوند و هنگامی که نتوانسته اند کمترین خلل و نقصانی در این نظام عجیب بیابند به آفریننده این دستگاه و خالق این جهان و علم و قدرت بی پایان آشناتر شوند.


«خاسئ» از ماده «خسأ» و «خسوء» (بر وزن مدح و خشوع) هرگاه در مورد چشم به کار رود به معنی خسته و ناتوان شدن است، و هر گاه در مورد «سگ» به کار میرود به معنی دور کردن آن است.


«حسیر» از ماده «حسر» (بر وزن قصر) به معنی برهنه کردن است، و از آنجا که انسان به هنگام خستگی تاب و توان خود را از دست می دهد و گویی برهنه از نیروهای خود می شود به معنی خستگی و ناتوانی آمده است، بنابراین «خاسئ» و «حسیر» در آیه فوق هر دو به یک معنی و برای تأکید در موضوع درماندگی و ناتوانی چشم از دیدن نقصانی در نظام عالم هستی است. بعضی میان این دو چنین فرق گذاشته اند «خاسئ» به معنی ناکام و «حسیر» به معنی ناتوان است.


  شاعر گرانمایه مولانا چه خوب درمورد این آیات ابیات زیر را سروده است که:


اندراین گردون مکرر کن نظر


                  زانکه حق فرموده ثُمَّ ارجِعِ البَصَر


یک نظر قانع مشو زین سقف نور


                   بارها بنگر ببین هَل من فطورٍ


چون که گفت کاندراین سقف نکو 


                   بارها بنگر چو مرد عیب جو  



* نکته ها: به هر حال از این آیات دو نتیجه مهم می توان گرفت:


1- * نخست اینکه قرآن به همه رهروان راه حق، دستور مؤکد می دهد که هر چه می توانند در اسرار عالم هستی و شگفتیهای جهان آفرینش بیشتر مطالعه و دقت کنند، و به یک بار و دو بار قناعت ننماید، چه بسیار اسراری که در نگاه اول و دوم خود را نشان نمی دهد، دیده های تیزبین لازم است که بعد از چندین نگاه آنها را بیابد.


2- ** دیگر اینکه هر قدر انسان در این نظام دقیق تر و باریک تر شود انسجام آن را بهتر درک می کند، انسجامی خالی از هر گونه نقص و خلل و کژی و اعوجاج.


و اگر در نظر سطحی و ابتدائی بعضی از پدیده های این جهان به عنوان شرور و آفات و فساد دیده می شود (همچون زمین لرزه ها، سیلابها، و بیماریها و حوادث ناگواری که گهگاه در زندگی انسان ها رخ می دهد) در مطالعات دقیق تر روشن می شود که آنها نیز اسرار و فلسفه های دقیق و مهمی دارد.


این آیات اشاره روشنی به برهان نظم دارد که می گوید:


وجود نظم در هر دستگاه نشانه وجود علم و قدرتی در پشت آن دستگاه است، وگرنه حوادث اتفاقی حساب نشده، و تصادف های کور و کر ، هرگز نمی تواند مبدأ نظام و حساب گردد، همانگونه که در حدیث معروف مفضل از امام صادق علیه السلام آمده است: ان الاهمال لایأتی بالصواب، و التضاد لایأتی بالنظام: «مهمل کاری هرگز نتیجه درست نمی دهد، و تضاد مبدأ نظام نمی گردد».


( به نقل از بحار الانوار - جلد 3 - صفحه 63 ).


نکته دیگر:


3- *** عظمت آفرینش


با اینکه قرآن مجید از محیط عقب افتاده عصر جاهلیت عرب برخاست ولی غالباً تأکید می کند که مسلمانان در اسرار با عظمت عالم هستی بیندیشند، مطلبی که در عصر جاهلیت مفهوم نداشت، و هر قدر علم و دانش پیش می رود عظمت تأکیدات قرآن در این زمینه آشکارتر می گردد.


می دانیم کره زمینی که ما در آن زندگی می کنیم با تمام بزرگی که دارد در مقابل مرکز منظومه شمسی یعنی قرص «خورشید» به اندازه ای کوچک است که اگر یک میلیون و دویست هزار کره زمین را روی هم بگذارند تازه به اندازه قرص آفتاب می شود!


از سوی دیگر منظومه شمسی ما جزئی از یک کهکشان عظیم است که همان کهکشان «راه شیری» نام دارد. طبق محاسبات دانشمندان فلکی تنها در کهکشان ما بالغ بر یکصد میلیارد (000/000/000/100) ستاره وجود دارد که خورشید ما با تمام عظمتش یکی از ستاره های متوسط آن محسوب می شود!


از سوی سوم در این جهان بزرگ آنقدر کهکشان وجود دارد که از حساب و شماره بیرون است. و هرقدر تلسکوپ های نجومی عظیمتر و مجهزتر می شوند                کهکشان های تازه ای کشف می شود!


و چه بزرگ است خدایی که این طرح عظیم را با آن نظام دقیق ریخته العظمه لله الواحد القهار. 1


* تفسیر المیزان:


در جلد 19 تفسیر المیزان نیز مرحوم علامه طباطبائی به شرح این 2 آیه پرداخته و می نویسد: ... پس منظور از نبودن تفاوت در خلق، این است که تدبیر الهی در سراسر جهان زنجیروار متصل به هم است، و موجودات بعضی به بعضی دیگر مرتبطند، به این معنا که نتایج حاصله از هر موجودی عاید موجود دیگر می شود ... و مراد از «ارجاع بصر» تکرار نظر است، و این کنایه است از اینکه اگر بخواهی یقین کنی که در سراسر خلقت تفاوتی نیست باید با دقت نظر کنی ...


4- * نکته ... پس در این دو آیه به این نکته اشاره شده که نظام جاری در عالم نظامی است واحد و متصل الاجزاء و مرتبط الابعاض. 2



توضیح:


منابع و ماخذ در اصل مقاله نزد نویسنده موجود است.


 استفاده از مقاله  با ذکر  منبع مجاز می باشد.                        


1- آیت العظمی مکارم شیرازی - تفسیر نمونه ، جلد 24 ، صفحات 315 الی 324 .


2- ترجمه تفسیر المیزان ( علامه طباطبایی ره ) - مترجم سید محمد باقر موسوی همدانی جلد 19 صفحات 587 الی 589 .

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.