• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن سياسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
سياسي (بازدید: 595)
جمعه 22/7/1390 - 14:39 -0 تشکر 374459
Economic Boycott اهرم فشار امریکایی؛

در این گزارش تحلیلی، سیر تاریخی تحریم‌های یک‌جانبه‌ی آمریکا علیه ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون به طور مفصل تشریح شده است.

تحریم اقتصادی (Economic Boycott) به‌عنوان یکی از شیوه‌های وادارسازی کشورها به انجام رفتار سیاسی مورد نظر می‌باشد.
استفاده از ابزارهای مالی و اقتصادی، همواره یکی از روش‌های مؤثر نظام سلطه‌ی بین‌الملل در گسترش دامنه‌ی نفوذ خود در کشورهای هدف بوده است. در این راستا، دولت‌های استفاده کننده از اهرم‌های فشار و به تعبیری شمشیر داموکلس، برای وادار کردن ملت‌ها به تغییر رفتار مورد انتظار خود بهره می‌جویند.

 

ایران نیز در 2 صده‌ی اخیر و به خصوص در 32 سال گذشته همواره با این رفتار دولت‌مردان غربی به ویژه سردمداران کاخ سفید مواجه بوده است. در دوره‌ی نخست وزیری دکتر «محمد مصدق» و به خصوص در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت، دولت استعمارگر انگلستان از تحریم اقتصادی برای تغییر مواضع دولت ایران استفاده کرد.
 
با پیروزی انقلاب اسلامی ‌ایران در سال1357، اگرچه موضوع تحریم‌ها علیه ملت ایران شکل و دامنه‌ی گسترده‌تری به خود گرفت، اما با هوشمندی و درایت مسؤولین و مردم کشورمان منشأ تحولاتی عظیم در ایران شد. در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از ماجرای تسخیر سفارت آمریکا در سیزدهم آبان 1358، ایران به طور رسمی ‌با تحریم‌های تجاری و اقتصادی آمریکا و متحدان اروپایی آن مواجه شد.
 
پس از آزادی گروگان‌های آمریکایی در30 دی 1359، دولت‌های اروپایی به ظاهر از ادامه‌ی تحریم ایران دست کشیدند. اما ایالات متحده برخلاف تعهدات خود در بیانیه‌های الجزایر، مبنی بر لغو تحریم و مداخله نکردن در امور داخلی ایران، با مسدود کردن گسترده‌ی دارایی‌ها و امتناع از تحویل تجهیزات نظامی‌خریداری شده‌ی ‌ایران، هم‌چنان به اعمال تحریم‌ها بر علیه جمهوری اسلامی‌ در مقیاسی گسترده‌تر ادامه داد.
 
نشانه‌های گسترده و آشکار تحریم‌ها علیه ‌ایران، از دی 1362 (ژانویه 1984) زمانی که «جرج شولتز» وزیر خارجه‌ی آمریکا بود، آشکار شد. در زمان جنگ 8 ساله‌ی تحمیلی عراق علیه ‌ایران (1367- 1359)، آمریکا با حمایت آشکار از صدام و تجهیز نظامی‌ و اقتصادی عراق در کنار رژیم بعث قرار گرفت. در 7 آبان 1366 (29اکتبر 1987) طبق تصمیم کنگره‌ی آمریکا، ورود کالاها و فرآورده‌های آمریکایی به‌ ایران تحریم شد.
 
این تحریم دامنه‌ی وسیعی از محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های اقتصادی، فن‌آوری علمی، نظامی‌ و راه‌بردی را در بر می‌گرفت. پس از اتمام جنگ، آمریکا دور جدیدی از تحریم‌ها را برای تحقق نظم جدید بین‌المللی خود در منطقه‌ی خاورمیانه و سیاست مهار ایران در سال 1372 (1993میلادی) به اجرا درآورد. 2 سال بعد، پس از آن‌که برداشت بیش‌تر هیأت حاکمه‌ی آمریکا این بود که سیاست مهار ایران آن چنان که در ابتدا انتظار می‌رفت کارساز نبوده و موجب تغییر رفتار جمهوری اسلامی‌ مطابق با نظر قدرت‌های سلطه جو نشده است. «بیل کلینتون» رییس‌جمهوری وقت آمریکا در سال 1374 (مارس 1995 میلادی) تمامی ‌شرکت‌های آمریکایی را از سرمایه‌گذاری در توسعه‌ی منابع نفتی ایران در جزایر سیری، منع کرد.
 
وی همچنین در 16 اردیبهشت 1374 (6مه 1995) با امضای دستورالعمل اجرایی 12957، تقریباً تمامی ‌معاملات تجاری با ایران و سرمایه‌گذاری در این کشور را ممنوع اعلام کرد. در 29 شهریور 1374 (20سپتامبر 1995)، با تصویب طرح داماتو، رییس‌جمهور آمریکا اجازه یافت شرکت‌های غیرآمریکایی را که فن‌آوری صنعت نفت را در اختیار ایران می‌گذارند، تحریم کند.
 
قانون داماتو پس از آمیختگی با طرح «بنیامین‌گیلمن» رییس صهیونیستی کمیسیون روابط بین‌الملل مجلس نمایندگان آمریکا که محتوایی مشابه قانون داماتو داشت، در قالب قانون مجازات ایران و لیبی در 14 مرداد 1375 (5 اوت 1996) در کنگره‌ی آمریکا تصویب و سپس به امضای کلینتون رسید. این قانون که برای مدت 5 سال مقرر شده بود در 12 مرداد 1380 بار دیگر با تصویب کنگره و امضای «جرج دبلیو بوش» تمدید شد.
 
در کنار تحریم‌های اقتصادی، در سال 2006 میلادی، یک دادگاه فدرال آمریکا، دستور استرداد یکی از بزرگ‌ترین کلکسیون‌های باستان شناختی تخت جمشید (پارسه) متعلق به ‌ایران را به نفع صدمه‌دیدگان ناشی از عملیات شهادت‌طلبانه‌ی فلسطینان در سرزمین‌های اشغالی صادر کرد. در همین سال آمریکا 10فارغ‌التحصیل دانشگاه صنعتی شریف که به دعوت دانشمندان ایالات متحده جهت شرکت در یک گردهمایی به کالیفرنیا دعوت شده بودند را بازداشت و زندانی کرد.
 
در سال 2007 میلادی نیز شرکت‌های آمریکایی «مایکروسافت» و «یاهو»، ایران را از لیست کشورهایی که خدمات وب دریافت می‌کنند، خارج ساختند. هم‌چنین در روز 25 اکتبر 2007میلادی، وزارت خزانه‌داری آمریکا با وارد ساختن اتهاماتی مضحک، لیستی از بانک‌های ایرانی و تعدادی از نهادها و شرکت‌های وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ‌را در لیست تحریم‌های خود قرار داد و با استفاده از قدرت لابی‌های صهیونیستی چون تشکیلات «آیپاک»، بانک جهانی نیز اعلام کرد از دادن خدمات به ‌این بانک‌ها و مؤسسات خودداری خواهد کرد.
 
به دنبال آمریکا کشورهای مطیع و گوش به فرمان سیاست‌های کاخ سفید نظیر کانادا و انگلستان نیز به طور رسمی به آمریکا پیوستند. بانک (Barclays) انگلستان با مسدود کردن حساب‌های ایرانیان از جمله بانک‌های صادرات و ملی ایران در کنار آمریکا قرار گرفت و اعلام کرد اقدامات این بانک انگلیسی در پی تصمیم دفتر کنترل دارایی‌های خارجی در وزارت خزانه‌داری آمریکا برای قراردادن نظام بانکی ایران در لیست سیاه تحریم‌های بین‌المللی صورت گرفته است. کانادا نیز اعلام کرد از اقدامات کاخ سفید در فشار به ‌ایران حمایت خواهد کرد.
 
«باراک اوباما»، مستأجر جدید کاخ سفید نیز که در جریان کارزار انتخاباتی خود برای احراز مقام ریاست جمهوری اعلام کرده بود که آمادگی دارد بدون هیچ قید و شرطی با ایران مذاکره کند، روز پنج‌شنبه 12 مارس 2009 با تمدید تحریم‌های اقتصادی ایران اعلام کرد: «من این اضطرار ملی!!! را در رابطه با ایران برای یک سال دیگر تمدید می‌کنم.»
 
وی با خواندن ایران به عنوان «تهدیدی نامتعارف و خارق‌العاده» برای امنیت ملی آمریکا مدعی شد: «اقدام‌ها و سیاست‌های دولت ایران در تضاد با منافع آمریکا در منطقه است و تهدیدی نامتعارف و خارق‌العاده برای امنیت ملی و سیاست خارجی آمریکا محسوب می‌شود.» درهمین حال شبکه‌ی الجزیره از هم زمانی سفر یکی از مقامات رژیم صهیونیستی به آمریکا با تمدید تحریم‌های آمریکا برضد ایران خبرداد و تصریح کرد سفر این مقام بلندپایه‌ی نظامی ‌اسراییل به واشنگتن به‌ این دلیل است که گفته می‌شود این مقام صهیونیست قرار است با آمریکا درباره‌ی آن‌چه بلندپروازی‌های هسته‌ای ایران گفته می‌شود، بحث و گفتگو کند. شبکه‌ی خبری «سی ان ان» نیز در گزارشی با زیر سؤال بردن شعار انتخاباتی اوباما اعلام کرد: «به رغم این‌که برخی ناظران سیاسی از ذوب شدن یخ‌های روابط ایران و آمریکا سخن می‌گویند، باراک اوباما، تحریم‌ها علیه ‌ایران را برای مدت یک سال دیگر تمدید کرد.»
 
تجربه‌ی 32 ساله‌ی اخیر کشورمان در مواجهه با تحریم‌های بین‌المللی غرب و شرق خودگواهی است بر این ادعا که جمهوری اسلامی‌ ایران در هر مقطعی مورد ظلم و تحریم قرار گرفته، در همان مقطع به رشد و بالندگی دست یافته است. در واقع باید گفت که آمریکا و متحدان غربی کاخ سفید با ذهنیتی متعلق به بیش از 3 دهه‌ی پیش و حتی پیش‌تر از آن، هم‌چنان گمان می‌برند که با فشار اقتصادی به‌ایران خواهند توانست ضربه‌ای کاری به شاکله‌ی سیاسی و اقتصادی نظام جمهوری اسلامی‌ وارد آورند.

جمعه 22/7/1390 - 14:41 - 0 تشکر 374461

الف) دور نخست تحریم‌ها (سال‌های آغازین پس از پیروزی انقلاب)

· 17آبان 1358: 4 روز پس از تسخیر سفارت امریکا توسط دانشجویان انقلابی ایران که منجر به گروگان‌گیری دیپلمات‌ها و اتباع ایالات متحده‌ی امریکا شد، «جیمی‌کارتر» به استناد «قانون کنترل صادرات تسلیحات»، صادرات تسلیحات و جنگ‌افزار نظامی‌ به ‌ایران را ممنوع کرد.
· 23 آبان 1358: با فرمان اجرایی12170، تمامی دارایی‌های دولت ایران نزد بانک‌های آمریکایی مسدود شد.
· 18 فروردین 1359: هرگونه صادرات به جز غذا و دارو به‌ایران با فرمان اجرایی12205ممنوع شد.
· 28 فروردین 1359: با صدور فرمان اجرایی12111، آمریکاییان از هرگونه معامله‌ی مالی با ایرانیان منع شدند و آمریکا هر نوع واردات از ایران و تمامی ‌سفرها به ‌ایران یا از ایران را ممنوع کرد و تمامی‌ تجهیزات نظامی‌ خریداری شده یا سفارش داده شده توسط دولت ایران نیز، توقیف شد.


ب) دور دوم تحریم‌ها (هم‌زمان با تجاوز نظامی‌ عراق به ایران)

· 3 بهمن 1362: وزارت خارجه‌ی آمریکا، ایران را به فهرست کشورهای حامی ‌تروریسم بین‌المللی اضافه کرد و کنترل‌های شدید و سخت‌گیرانه‌تری در خصوص صادرات به ‌ایران وضع نمود.
· 6 مهر 1363: «رونالد ریگان»، به استناد «قانون اداره کل صادرات» محدودیت‌های صادراتی بیش‌تری را برای صادرات تجهیزات نظامی ‌با استفاده‌ی دوگانه به ‌ایران صادرکرد.
· 4 آبان 1366: با فرمان اجرایی12613، تمامی واردات از ایران به جز نشریات و مطالب برای نشر خبر و نیز محصولات تصفیه شده‌ی نفتی از کشورهای ثالث که از مواد خام نفتی ایرانی تهیه شده باشند، ممنوع شد.
· 7 آبان 1366 (29 اکتبر 1987 میلادی): تصویب ممنوعیت ورود کالاها و فرآورده‌های آمریکایی به ‌ایران توسط کنگره‌ی آمریکا.
· 16آبان 1368: وزارت خارجه‌ی امریکا، 657 میلیون دلار از دارایی‌های مسدود شده‌ی ‌ایران را به ‌ایران انتقال داد، اما هم‌چنان 900 میلیون دلار به اضافه‌ی تمامی دعاوی ایران برای «برنامه‌ی خریدهای نظامی‌خارجی» باقی مانده است.
· 25اسفند1373: با فرمان اجرایی12957، هرگونه معامله برای توسعه‌ی نفتی ایران ممنوع شد.
· 16 اردیبهشت1374: هرگونه تجارت (صادرات و واردات) و سرمایه‌گذاری متقابل بین ایران و آمریکا به استناد فرمان اجرایی 12959، ممنوع شد. این فرمان، هم‌چنین، هرگونه واردات نفت خام و محصولات تصفیه شده از مواد خام نفتی ایران و نیز فاینانس یا سرمایه‌گذاری تجاری در ایران را منع می‌کند.
· 13 مرداد 1375: «قانون تحریم‌های ایران و لیبی» به تصویب رسید.در این قانون  برای شرکت‌های غیرآمریکایی که در بخش انرژی ایران بیش از 20 میلیون دلار درسال سرمایه‌گذاری کنند، مجازات‌هایی را مشخص کردند.
· 28 مرداد 1376: «قانون تحریم‌های ایران و لیبی» با فرمان اجرایی13059 تشدید شد و تحریم‌های بیش‌تری برای کشورهای ثالث که به‌ ایران صادرات دارند، قایل شدند.
ج) دور سوم تحریم‌ها
· مارس 1995 میلادی: منع تمامی ‌شرکت‌های آمریکایی از سرمایه‌گذاری در توسعه‌ی منافع نفتی ایران در جزایر سیری توسط «بیل‌کلینتون» رییس‌جمهوری وقت آمریکا؛
شورای امنیت سازمان ملل با صدور قطع‌نامه‌ای مجموعه تحریم‌هایی شامل تحریم تأسیسات حساس هسته‌ای و توقیف دارایی‌ها و شرکت‌های ایرانی مرتبط با برنامه‌ی هستهای ایران را به تصویب رساند و به ایران 60 روز فرصت داده شد تا غنیسازی اورانیوم را به حال تعلیق درآورد، هرچند جمهوری اسلامی ‌ایران به این ضربالاجل توجه نکرد و نخواهد کرد.
· 16 اردیبهشت 1374 (6 مه 1995): ممنوعیت تقریباً تمامی ‌معاملات تجاری با ایران و سرمایه‌گذاری در کشورمان با امضای دستورالعمل اجرایی12957، توسط «بیل کلینتون» رییس‌جمهوری وقت آمریکا؛
· 29 شهریور 1374 (20 سپتامبر 1995): تصویب قانون موسوم به «داماتو» که بر اساس آن، رییس‌جمهوری آمریکا اجازه یافت شرکت‌های غیرآمریکایی را که فن‌آوری‌های صنعت نفت را در اختیار ایران می‌گذارند، تحریم کند.
· 14 مرداد 1375 (5 اوت 1996): قانون داماتو پس از آمیختگی با طرح «بنیامین‌گیلمن» رییس صهیونیستی کمیسیون روابط‌ بین‌الملل مجلس نمایندگان آمریکا که محتوایی مشابه با قانون داماتو داشت، در قالب مجازات ایران و لیبی در کنگره تصویب و سپس به امضای کلینتون رسید.
· 25 اکتبر 2007 میلادی: وزارت خزانه‌داری آمریکا با وارد ساختن اتهاماتی مضحک، حامی ‌مالی نهادهای لیستی از بانک‌های ایرانی و تعدادی از نهادها و شرکت‌های وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ‌را در لیست تحریم‌های خود قرار داد و با استفاده از قدرت لابی‌های صهیونیستی چون تشکیلات «آیپاک»، بانک جهانی نیز اعلام کرد از دادن خدمات به‌این بانک‌ها و مؤسسات خودداری خواهد کرد.

د) دور چهارم تحریم‌ها

· دسامبر 2006: شورای امنیت سازمان ملل با صدور قطع‌نامه‌ای مجموعه تحریم‌هایی شامل تحریم تأسیسات حساس هسته‌ای و توقیف دارایی‌ها و شرکت‌های ایرانی مرتبط با برنامه‌ی هستهای ایران را به تصویب رساند و به ایران 60 روز فرصت داده شد تا غنیسازی اورانیوم را به حال تعلیق درآورد، هرچند جمهوری اسلامی ‌ایران به این ضربالاجل توجه نکرد و نخواهد کرد.
· مارس 2007: دومین مجموعه تحریمهای شورای امنیت شامل تحریمهای جدید مالی و تسلیحاتی بود. این تحریمها توقیف داراییها را به 28 گروه، شرکت و افراد دیگری که در فعالیتهای حساس هستهای ایران یا تولید موشکها شرکت داشتند یا از آن حمایت میکردند، افزایش داد. بانک سپه و شرکتهای مرتبط با سپاه پاسداران نیز از جمله مؤسساتی بودند که نام آنها در این دور از تحریمها اضافه شد. این قطع‌نامه خواستار اجرای فصل 7 از بند 41 منشور سازمان ملل شد و اجرای بیش‌تر مفاد آن را با حذف اقدام نظامی، اجباری کرد.
· مارس 2008: در سومین قطع‌نامه، تحریمهای سازمان ملل نیز محدودیتهای مسافرتی و مالی بر افراد و شرکتها افزایش یافت و اجرای برخی از این محدودیتها را اجباری کرد. این قطع‌نامه ممنوعیت جزیی داد و ستد کالاهایی با کاربردهای نظامی ‌و غیرنظامی ‌را گسترش داد و ممنوعیت‌ها، فروش تمامی فن‌آوریها از این دست به ایران را شامل شد. 12 فرد و 13 شرکت نیز به فهرست افراد و شرکت‌های بهزعم آنها مظنون به کمک به برنامههای هستهای و موشکی ایران، افزوده شدند.
· پنج‌شنبه 8 مرداد 1388 (30 جولای 2009): تصویب تحریم شرکت‌های صادر کننده‌ی بنزین به‌ ایران در مجلس سنای آمریکا؛
· دوشنبه 4 مرداد 1389 (26 جولای 2010): تصویب دور جدیدی از تحریم‌ها توسط اتحادیه‌ی اروپا و کانادا علیه بخش انرژی و کشتیرانی جمهوری اسلامی‌./

جمعه 22/7/1390 - 14:43 - 0 تشکر 374462

علی‌رغم شکست عملی تروریسم مالی غرب علیه جمهوری اسلامی‌ ایران در طول 32 سال اخیر، روز دوشنبه 26 جولای2010 میلادی (4 مرداد 1389)، این بار اتحادیه‌ی اروپا و کانادا، دور دیگری از تحریم‌ها علیه بخش انرژی و کشتیرانی جمهوری اسلامی‌ را آغاز کردند.

اگرچه رسانه‌های غربی کوشیدند تا تحریم‌های وضع شده‌ی جدید را تهدیدهایی هوشمند معرفی کنند، اما باید گفت که این دسته از تحریم‌های اتحادیه‌ی اروپا علیه ملت ایران در بخش نفت، گاز و کالاهای به اصطلاح دارای مصارف دوگانه در حالی وضع و به سوژه‌ی خبری بسیاری از شبکه‌های خبری جهان تبدیل شده است که به دلایلی چند، موضوع جدیدی محسوب نمی‌شود:


1 ـ مهم‌ترین بخش تحریم‌های اخیر اتحادیه‌ی اروپای علیه ‌ایران از سوی محافل غربی، ممنوعیت انتقال سرمایه، تکنولوژی و تجهیزات از اتحادیه‌ی اروپا برای بخش نفت وگاز ایران است. اما آیا این موضوع تحریمی ‌اتفاق جدیدی محسوب می‌شود؟
برای پاسخ به ‌این پرسش کافی است نگاهی به موارد تحریمی‌ آمریکا و غرب در 3 دهه‌ی اخیر بیندازیم. نشانه‌های گسترده و آشکار تحریم علیه ملت ایران از ژانویه‌ی 1984 (دی 1362) زمانی که «جرج شولتز» وزیرخارجه‌ی آمریکا بود، آشکار شد. در زمان جنگ تحمیلی 8 ساله، رژیم بعث عراق علیه ‌ایران، آمریکا با حمایت آشکار از صدام و تجهیز نظامی ‌و اقتصادی بغداد، در کنار رژیم بعث قرار گرفت.
در 29 اکتبر 1987میلادی (7 آبان 1366) طبق تصویب کنگره‌ی آمریکا، ورود کالاها و فرآورده‌های آمریکایی به ‌ایران ممنوع شد. این تحریم دامنه‌ی وسیعی از محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های اقتصادی، فن‌آوری علمی‌ و راه‌بردی را در کنار تحریم‌های نظامی ‌در برمی‌گرفت.
پس از پایان جنگ تحمیلی، کاخ سفید دور جدیدی از تحریم‌ها را برای تحقق نظم نوین بین‌المللی خود در منطقه‌ی خاورمیانه و با شعار مهار ایران به اجرا درآورد. «بیل کلینتون» رییس‌جمهوری وقت آمریکا در مارس1995میلادی، تمامی‌ شرکت‌های آمریکایی را از سرمایه‌گذاری در توسعه‌ی منافع نفتی ایران در جزایر سیری منع کرد. وی در6مه1995میلادی (16 اردیبهشت 1374) با امضای دستورالعمل اجرایی12957، تقریباً تمامی ‌معاملات تجاری با ایران و سرمایه‌گذاری در کشورمان را ممنوع اعلام کرد. در 20 سپتامبر 1995میلادی (29 شهریور 1374) با تصویب طرح داماتو، رییس‌جمهوری آمریکا اجازه یافت شرکت‌های غیرآمریکایی را که فن‌آوری‌های صنعت نفت را در اختیار ایران می‌گذارند، تحریم کند.
قانون داماتو پس از آمیختگی با طرح «بنیامین گیلمن» رییس صهیونیستی کمیسیون روابط بین‌الملل مجلس نمایندگان آمریکا که محتوایی مشابه با قانون داماتو داشت، در قالب مجازات ایران و لیبی در 5 اوت 1996 (14 مرداد 1375) در کنگره تصویب و سپس به امضای کلینتون رسید. قانونی که تا به امروز مجدد تصویب و به امضای رؤسای جمهور آمریکا رسیده است.
به لطف این قانون و قانون‌های مشابه بعدی و با فشارهای آمریکا، برخی شرکت‌های غربی از ایران خارج و لیست متنوعی از سایر کشورها و کمپانی‌های داخلی جایگزین غرب در توسعه‌ی میادین نفتی و گازی ایران ‌شدند.

2- باید اذعان داشت که اروپا مدت‌هاست در بخش نفت و گاز ایران حضور جدی ندارد و جای خود را به کشورهای دیگر داده است. از سوی دیگر سال‌هاست که غرب به بهانه‌ی مهار ایران، صدور کالاهای دارای مصارف دوگانه به کشورمان را ممنوع ساخته است. در واقع این گونه می‌توان گفت گرچه پس از وضع تحریم‌های اخیر، مقامات غربی ادعا کردند، اتخاذ این تصمیم‌ها علیه صنایع نفت و گاز ایران از چهارمین دور تحریم‌های اعمال شده‌ی شورای امنیت فراتر می‌رود و سنگین‌ترین تحریم‌های وضع شده از سوی اتحادیه‌ی اروپا علیه ‌ایران به شمار می‌رود، اما تحریم‌های به اصطلاح جدید در بیش‌تر موارد مشابه با موارد تحریمی‌ سال‌های گذشته است و در حوزه‌های اندک جدید نیز به گونه‌ای است که غرب در آن بخش حضوری در ایران ندارد.

3 ـ صادرات کالاهای دارای مصارف دوگانه‌ی غیرنظامی ‌و هسته‌ای نیز که ادعا می‌شود اخیراً به لیست تحریمی ‌ایران اضافه شده است، نیز مورد جدیدی به حساب نمی‌آید و در چند دهه‌ی اخیر و به طور مشخص در قطع‌نامه‌ی چهارم شورای امنیت علیه ‌ایران تصویب شده است.
هم‌چنین محدودیت در زمینه‌ی معاملات اروپایی‌ها با بانک‌های ایرانی و شرکت‌های بیمه‌ای نیز اتفاقی جدید محسوب نمی‌شود. زیرا در روز 25 اکتبر 2007 میلادی، وزارت خزانه‌داری آمریکا با وارد ساختن اتهاماتی مضحک، لیستی از بانک‌های ایرانی و تعدادی از نهادها و شرکت‌های وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ‌را در لیست تحریم‌های خود قرار داد و با استفاده از قدرت لابی‌های صهیونیستی نظیر «آیپاک»، صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی اعلام کردند از ارایه‌ی خدمات به ‌این بانک‌ها و مؤسسات خودداری خواهد کرد. اقدامی‌که با پیروی برخی از کشورهای اروپایی نظیر انگلستان همراه شد، اما با انتقال سرمایه‌های بانک‌های ایرانی به مناطق امن، هیچ اتفاق حایز اهمیتی رخ نداد.


4 ـ در کنار شانتاژ خبری محافل غربی برای فاجعه خواندن تحریم‌ها برای ایران، روند موضع‌گیری برخی کشورها، مقامات و تحلیل‌گران سیاسی و اقتصادی علیه ‌این تصمیم یک جانبه کم‌اهمیت بودن تحریم‌های جدید اروپا علیه‌ایران را روشن می‌سازد.
«مهمت سیمسک» وزیر دارایی ترکیه با بی‌اثر خواندن این تحریم‌ها، از مخالفت آنکارا و پیروی نکردن کشورش از تصمیمات اخیر خبر داده و تحلیل‌گر ارشد مؤسسه‌ی «وود مکنزی» اذعان کرده که صنعت نفت ایران نقاط قوت خاص خود را دارد و بدون شک تحریم‌ها برای ایران فاجعه محسوب نمی‌شود. بی‌شک طی هفته‌های آینده مخالفت با وضع تحریم‌های به اصطلاح جدید اتحادیه‌ی اروپا تریبون‌های بیش‌تری پیدا خواهد کرد که خود مؤید این نکته‌ی کلیدی است که عصر وضع تحریم و تغییر رفتار دولت‌ها به پایان رسیده است.
رویکرد دوگانه‌ی غرب در وضع تحریم‌های اقتصادی و تجاری جدید علیه ‌ایران، در راستای سیاست قدیمی‌ «ارایه‌ی مشوق برای پیش بردن به سوی هدف و ارایه‌ی تنبیه برای رفتار بد» یا همان استراتژی «چماق و هویج» (Carrot and Stick Strategy) قابل ارزیابی است. روزنامه‌ی اقتصادی «لزاکو» چاپ پاریس در سپتامبر سال جاری میلادی، یادداشتی تحت عنوان «صف‌آرایی غرب علیه ‌ایران» به قلم «ژاک هوبرت» (Jack Hobart) به چاپ رساند. هوبرت در این یادداشت به نکاتی مهم اشاره می‌کند.
این ستون‌نویس و تحلیل‌گر فرانسوی، یادداشت خود را با طرح پرسشی آغاز می‌کند: «در مقابل ایران چه باید کرد؟ این پرسشی است که‌ ایالات متحده‌ی آمریکا از زمان پیروزی انقلاب اسلامی‌ در سال 1979 میلادی و سرنگونی رژیم شاه، از یافتن پاسخی برای آن عاجز مانده است ... از زمانی که غرب به واسطه‌ی گروه‌های اپوزیسیون فعالیت‌های هسته‌ای ایران را مورد حمله قرار داد، سیاست مواجهه با ایران را به سیاست چماق و هویج تغییر داد. اما علی‌رغم همه‌ی تلاش‌های صورت گرفته از جانب غرب، ایران متقاعد به صرف نظر از فعالیت‌های هسته‌ای نشده است.»
از سوی دیگر، پس از آن‌که در سال گذشته مجلس سنای آمریکا، با هدف تحت فشار قرار دادن کشورمان در چشم پوشی از حقوق قانونی ‌و صلح‌آمیز هسته‌ای خود، به تحریم شرکت‌های صادرکننده‌ی بنزین به ‌ایران رأی داد، «هوارد برمن»، رییس کمیته‌ی روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، در جلسه‌ای که به منظور بررسی مسایل مربوط به‌ایران پیش از رأی‌گیری تشکیل شده بود، در سخنانی قابل تأمل، هدف از تهیه، تصویب و اجرای این قانون را این‌گونه عنوان نمود: «من این لایحه را مثل یک شمشیر داموکلس بالای سر جمهوری اسلامی ‌می‌دانم که هشداری روشن به ‌ایرانی‌هاست که می‌گوید اگر به طور جدی وارد مذاکره با آمریکا نشوید و به سرعت غنی‌سازی اورانیوم را مطابق قطع‌نامه‌ی شورای امنیت سازمان ملل متحد متوقف نکنید، چه پیش خواهد آمد. اگر مذاکره‌ی مستقیم مورد پذیرش ایران قرار نگیرد آن ‌وقت من آماده‌ی پیشبرد لایحه‌ی تحریم فرآورده‌های نفتی علیه ‌ایران در پاییز پیش رو هستم.»
شمشیر «داموکلس» از نظر تاریخی نشان‌دهنده‌ی ‌وضعیتی است که حدود قرن4 پیش از میلاد در کنار خوشبختی، خطر مرگ و نیستی بالای سر انسان‌ها قرار دارد و هر لحظه ‌آن‌ها را تهدید به مرگ می‌کند و انسان‌ها در اتمسفری از خوشبختی و بدون اطلاع از مرگ زندگی می‌کنند. اما در این میان، شمشیر شکسته‌ی داموکلس آمریکا که سناتور «هوارد برمن» ادعا می‌کند بالای سر جمهوری اسلامی ‌ایران قرار داده شده تا ایران دست از فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای خود بردارد، شمشیر شکسته‌ای است که درآن از خوشبختی خبری نیست. تنها پیام سیاسی این اقدام یک‌جانبه و برخلاف تمامی‌ کنوانسیون‌های جهانی را باید در این عبارت دانست: «تسلیم بی قید و شرط ملت‌های آزادی‌خواه به خواست استثمارگرانه و ستم‌گرانه‌ی‌ قدرت‌های زورگو.»
هر چند به نظر می‌رسد هدف کاخ سفید از اتخاذ چنین سیاست‌هایی در برابر کشورهای مستقل و نوظهور، تحمیل شرایط زندگی همراه با ترس و هراس همیشگی از آمریکا در سراسر جهان است، اما سردمداران کاخ سفید گویا فراموش کرده‌اند که جهانیان دیگر در عصری به سر نمی‌برند که انسان‌ها به راحتی قرن‌های پیش، طوق برد‌گی و اسارات را یا به خاطر اعتقادی و یا از راه زور بر گردن نهند.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، مردم کشورهای تحت سلطه و یا پیرامونی برای مقابله با این شمشیر شکسته‌ی داموکلس قدرت‌های زورگو به پا خواسته‌اند و همگام با ملت آزاده‌ی ‌ایران راه مبارزه با سیاست‌های یک‌جانبه‌ی زورگویان را برگزیده‌اند.
واقعیت آن است که از بعد سیاسی و اقتصادی، تاریخ 32 ساله‌ی پس از پیروزی انقلاب نشان داده که تحریم‌ها انگیزه‌ای برای انجام اقدامات ضروری در ایران همانند تسریع در توسعه‌ی پالایشگاه‌ها، خودکفایی در تولید بنزین و اجرای طرح هدف‌مند کردن یارانه‌ها شده است. ایران امروزه خود به تولید کننده و صادر کننده‌ی بسیاری از کالاهای مهم تجاری و خدمات فنی و مهندسی تبدیل شده که ‌این موضوع بسیاری از معادلات پیشین را بر هم زده است. در این میان نکته‌ی ظریفی در ساختار سیاسی پیچیده‌ی نظام جمهوری اسلامی ‌وجود دارد: «مردم ایران به خوبی ضرورت‌ها را درک می‌کنند.»

جمعه 22/7/1390 - 14:44 - 0 تشکر 374463

دکتر «بهزاد کریمی» یکی از کارشناسان اقتصاد انرژی و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی معتقد است که دیپلماسی موفق کشورمان در این حوزه سبب شده تا این استراتژی با ناکامی مواجه شود. آن‌چه می‌خوانید مشروح مصاحبه‌ی ما با او است:


یکی از اهداف راهبردی مقامات آمریکایی و متحدان غربی این کشور برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی، وضع تحریم‌های اقتصادی به خصوص منزوی کردن ایران در بخش انرژی بوده است. ارزیابی حضرت‌عالی در این خصوص چیست؟ فکر می‏کنید واکنش اقتصاد ایران به تحریم‏ها چه بوده؟

کسانی که از تحریم اقتصادی ایران صحبت می‌کنند یا تاریخ را مطالعه نکرده‌اند و یا از اقتصاد چیزی نمی‌دانند! زیرا متوجه نیستند کشور بزرگی مانند جمهوری اسلامی ایران با این تعداد همسایه و شدت همبستگی اقتصادی، قابل تحریم شدن نیست. ما سال‌های جنگ را در حالی طی کردیم که بعضی از کشورها ما را تحریم کرده بودند و دشمن هم از آنها حمایت می‌کرد، اما با این وجود ایران ثابت کرد که تحریم اقتصادی مانع حیات آن نمی‌شود. از سوی دیگر، تحریم اقتصادی ایران درگذشته هم قابل قبول نبوده، چه برسد به امروز که رشد تکنولوژی روز نمی‌شناسد و بازار سیال سرمایه‌ی بین‌المللی بدون شناسنامه است.
اقتصاد ایران تنها محدود به مرزهای جغرافیایی نیست و در هر نقطه‌ای از دنیا که یک ایرانی هست، اقتصاد ایران آنجا هم هست. در خصوص موضوع در انزوا قرار دادن بخش نفت و گاز کشورمان نیز که اشاره کردید باید عرض کنم:  این موضوع چیز جدیدی نیست. با روی کار آمدن دولت «باراک اوباما»، ایالات متحده در این دوره می‌کوشد با استفاده از نفوذ در منافذ اقتصادی ایران، نظام جمهوری اسلامی را به چالش کشیده و مقاصد شوم استعماری را در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی دنبال کند. در همین زمینه «دنیس راس» یکی از صهیونیست‌های نشان‌دار که اوباما وی را به عنوان «هماهنگ کننده‌ی ارشد سیاست‌های آمریکا در قبال ایران» تعیین کرده است، در یادداشتی که، (31 دسامبر 2008) در هفته نامه‌ی آمریکایی (News Week) نوشته است، می‌گوید: «تحریم‌های سازمان ملل در 3 سال گذشته معطوف به صنایع هسته‌ای و موشکی ایران بوده و اقتصاد ایران را هدف قرار نداده است ... هدف قراردادن اقتصاد به شیوه‌ی مستقیم‌تر، تهران را وادار خواهد ساخت که انتخاب دیگری داشته باشد. ایران نقاط آسیب‌پذیر عمیقی در اقتصاد خود دارد. این کشور 43 درصد از بنزینش را وارد می‌کند و صنایع نفت و گاز طبیعی آن به شدت نیاز به مبالغ عظیم سرمایه‌گذاری و فن‌آوری دارد.»

آیا آمریکا و غرب توانسته به این هدف خود برسد؟

تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که از سال 1914 تا 1990(م) بیش از 170 مورد تحریم در جهان به اجرا درآمده که بیش از 70 درصد آنها بی‌نتیجه بوده است. هم‌چنین دوره‌ی ریاست جمهوری «بیل کلینتون» در آمریکا را باید دوره‌ی شاخصی از تحریم‌های اقتصادی علیه کشورهای جهان دانست. زیرا در زمان فعالیت دولت وی بیش از 160 بار تحریم اقتصادی علیه 35 کشور جهان صورت گرفت که آنها نیز حاصلی نداشتند.
در 3 دهه‌ی اخیر نیز جمهوری اسلامی ایران از سوی آمریکا و کشورهای داوطلب هم‌پیمان آمریکا مانند آلمان، انگلیس، فرانسه تحریم شده که هیچ نتیجه‌ی مثبتی برای غرب در پی نداشته است. اما در مورد ایران این مسأله به گونه‌ی دیگری است. زیرا 32 سال تحریم سبب شده که مسؤولان کشور عزم خود را جدی‌تر کنند تا با بهره‌گیری از منابع خدادادی، ‌توان‌مندسازی نیروی انسانی، اتکا به تجهیزات ساخت داخل و ... ، نیازهای اقتصادی، صنعتی و علمی کشور را تأمین کنند. در این سال‌ها نیز به مدد همین تفکر مقدس،‌ جمهوری اسلامی به جایگاهی دست یافته است که غرب و شرق و تمامی جهانیان به موفقیت‌های پی در پی آن اعتراف می‌کنند. با عملیاتی شدن قانون هدف‌مندسازی یارانه‌ها پس از 20 سال انتظار، این موفقیت وارد مرحله‌ی جدیدی می‌شود و حتی می‌توانیم ادعا کنیم که اقتصاد کشورمان به خصوص در بخش انرژی در مقابله با تحریم‌ها بیمه می‌شود.

به مطلب خوبی اشاره کردید، اجرای قانون هدف‌مند کردن یارانه‌ها تا چه اندازه در مرتفع شدن این پاشنه‌ی آشیل ایران مؤثر بوده است؟

بسیار زیاد؛ دلیل این مدعا نیز فعالیت شبانه‌روزی بیش‌تر از 300 پایگاه خبری است که روزانه علیه اجرای این قانون به شایعه پراکنی و دروغ پردازی دست می‌زنند. آن‌ها و دنباله‌های بی‌مقدار داخلی‌شان به خوبی می‌دانند که با اجرای قانون هدف‌مندسازی دیگر واردات بنزین پاشنه‌ی آشیل ایران نیست.

آیا وضع تحریم‌ها، اکتشاف نفت، گاز و به طور کلی استحصال نفت و گاز را هزینه بر نساخته است؟ حتی برخی‏ها معتقدند تحریم‏های غرب علیه ایران هزینه‏های اقتصادی ایران را به‏طور محسوسی افزایش داده است؟

ما به تحریم‌ها مدت‌هاست که عادت کرده‌ایم. ما 32 سال است که با آن‌ها زندگی می‌کنیم. تحریم‌ها ما را وادار کرده‌اند در پی فرصت‌های تازه‌ای باشیم. از جمله‌ی آن، گسترش و افزایش همکاری با سایر کشورهاست و یافتن تحویل‌گیرندگان دیگر؛ چین، هند و برزیل به عنوان 3 کشور نوظهور اقتصادی با نیاز عظیم‌شان به انرژی نقش بسیار بزرگی در این میان بازی می‌کنند. ما تحویل دهندگان سایر کشورها را جانشین کشورهای غربی می‌کنیم که اجازه ندارند به ایران تحویل دهند. کالاهای استراتژیکی که به دلیل تحریم‌ها نمی‌توانیم به طور مستقیم تحویل بگیریم به هر حال حداکثر پس از 6 ماه تأخیر به دست ما می‌رسند.
چندی پیش مجله‌ی انگلیسی تایمز یادداشتی با عنوان «تحریم ایران در واقع تحریم بسیاری از شرکت‌های آمریکایی است» به چاپ رساند. این مجله به نقل از «فیلیپ واست» سردبیر بولتن خبری اطلاعات آنلاین که قراردادهای انرژی را نظارت می‌کند، نوشت: «چینی‌ها و مالزیایی‌ها سرگرم خرید نفت ایران و فروش مجدد آن هستند. در واقع بسیاری از تحریم های شدید علیه ایران تحریم خود آمریکاست.» بنابراین مشاهده می‌کنیم که رقبا به سرعت جای شرکت‌هایی که ایران را ترک می‌کنند، می‌گیرند.
از سوی دیگر، سخنگوی «کاترین اشتون» رییس سیاست خارجی اتحادیه‌ی اروپا نیز چندی قبل به «وال استریت ژورنال» گفت: «تحریم‌های جدید اتحادیه‌ی اروپا ممکن است به بسته شدن طرح میدان گازی «رام بریتیش پترولیوم» در دریای شمالی اسکاتلند شود که این شرکت به طور مشترک با شرکت نفت ایران آن را دنبال می کرد.» اعمال این تحریم‌ها در حالی است که اروپا هم‌چنان روابط اقتصادی خود را با ایران حفظ کرده است. شرکت های اروپایی برخلاف شرکت‌های آمریکایی آزاداند که نفت خام و گاز طبیعی ایران را خریداری کنند و محصولات پالایش شده‌ی نفتی را به ایران بفروشند. به رغم انعطاف پذیری که در تحریم‌ها وجود داشته است بسیاری از سیاست‌مداران اروپایی بر این باوراند که آمریکا آن‌ها را برای اجرا کردن خواسته‌های واشنگتن درباره‌ی ایران تحت فشار گذاشته است.
در حوزه‌ی اکتشاف و بهره‌برداری از منابع نفتی و گازی نیز اگرچه تحریم‌ها برخی هزینه‌ها را به ما وارد می‌آورد، اما نتوانسته فعالیت‌های ما را در این حوزه، متوقف کند.

آقای دکتر اشاره کردید که غرب بزرگ‌ترین بازنده‌ در این نبرد بوده، آیا معتقدید که آمریکا و غرب یک بازی باخت ـ برد را آغاز کرده‌اند؟

نکته‌ی حایز اهمیت این است که هر بار از تحریم اقتصادی صحبت می‌گردد، این پرسش مطرح می‌شودکه اثر بخشی آن‌ها چه میزان بوده است. اولین نکته‌ی مهم در این زمینه، هزینه‌ی وقت و انرژی برای تغییر مناسبات تجاری و مالی کشورهای درگیر تحریم است و اکنون که برخی کشورهای اروپایی به تحریک آمریکا در اصطلاح با یک‌دیگر علیه جمهوری اسلامی ائتلاف کرده‌اند، نباید هزینه‌ی بیش‌تری را در فعالیت تجاری متحمل شوند و این برای آن‌ها ورود به یک بازی باخت است. زیرا تا قبل از این، بخش بسیار مهمی از نیازهای نفتی و هم‌چنین بسیاری از کالاهای غیرنفتی خود را از ایران تأمین می‌کردند. در این سال‌ها تغییر بازار برای همگی این کشورها هزینه‌ی قیمتی بالاتری داشته است که باید آن را متحمل شوند. به عبارت دیگر باید کشورهای تحریم کننده، کالاهای مورد نیاز خود را با قیمت بالاتری خریداری کنند. از سوی دیگر همین کشورها بازار مناسبی را برای فروش کالاهای خود به نام ایران از دست داده‌اند. در حالی که درگذشته کشورهایی مانند آلمان، ایتالیا، انگلیس و... در معاملات خود از شیوه‌ی «تهاتری» استفاده می‌کردند. به طوری که در قبال خرید نفت و بسیاری دیگر از کالاها از ایران، تولیدات خود را به سمت این کشور روانه می‌کردند.

به عنوان سؤال پایانی، پیام ایران به این رفتار غرب، به خصوص در حوزه‌ی انرژی چه بوده و آیا طرف غربی این پیام را دریافته است؟

تردید نداشته باشید که آن‌ها مدت‌هاست پیام ما را به وضوع دریافته‌اند. اهداف آنها از وضع تحریم چیز دیگری است. اما به شما عرض می‌کنم که ملت ایران با حضور مسؤولانه‌ی خود در همراهی با دولت در اجرای قانون هدف‌مندسازی یارانه‌ها در ادامه این رخداد بزرگ سبب خواهند شد تا دشمن اندک رؤیای مؤثر بودن تحریم‌ها را (ان شاءالله) از دست بدهد. البته این رویا هم اکنون با اجرای فاز اول قانون شکل گرفته است.

جمعه 22/7/1390 - 14:45 - 0 تشکر 374465

منبع : سایت برهان

جمعه 22/7/1390 - 21:9 - 0 تشکر 374706

سلام
دستتون درد نکنه سها خان.خدا رو شکر تحریمها واسه ایران بد که نشد خوب هم شد.خدا خوب ضایعشون کرد.
یا علی

جمعه 22/7/1390 - 21:26 - 0 تشکر 374716

سلام
تشکر میکنم
بحث بسیار خوبی بود

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
شنبه 23/7/1390 - 0:51 - 0 تشکر 374826

سلام.
ممنون.
اگر عمری باشه ... یکم مرتبش میکنم تا حوصله سر نره و بخوننش.
یا علی

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.