• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 662)
جمعه 15/7/1390 - 13:24 -0 تشکر 372904
بزرگان دنیای ادبیات

عزیزان کاربر

برای هر شخصیت ادبی که فکر می کنید به ارزش و زندگی نامه شان  کمتر توجه شده در این بخش مطلب تان را ارائه فرمایید.

چهارشنبه 13/7/1390 - 19:5 - 0 تشکر 372517

دکتر اریان همسر دکتر زرین کوب استاد ادبیات فارسی دانشگاه تهران است او داری درجه دکتری در ادبیات از دانشگاه تهران است و داری کتاب های بسیاری می باشد از جمله ان می توان به کتبی ماند مسیح در ادبیات فارسی و کتاب زن در داستان های قران که اشاره کرد که نتیجه تحقیق و ممارست بسیار ایشان بوده است  در باره ایشان ایا چیزی می دانید ؟

جمعه 15/7/1390 - 11:26 - 0 تشکر 372867

سلا م و روز بخیر

شما دکتر ژاله اموزگار را می شناسید ااو استاد زبان های باستانی در دانشگاه تهران است و. در این زمنپینه کتاب های زیادی تالیف کرده است کاش همه مثل او پر تلاش  و کوشا باشیم و برای کشور عزیزی خود خدمت کنیم

چهارشنبه 27/7/1390 - 21:23 - 0 تشکر 377243

محمدرضا شفیعی کدکنی 

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در سال 1318 ﻫ. ش در کدکن از روستاهای قدیمی بین نیشابور و تربت حیدریه به دنیا آمد. 

او تحصیلات ابتدایی و دوره متوسطه را در مشهد گذراند و از آن پس وارد دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد شد و به تحصیل پرداخت و لیسانس خود را در این رشته دریافت کرد.

دکتر شفیعی، همزمان با تحصیلات متوسطه و دانشگاهی در حوزه علمیه مشهد به تحصیل علوم ادبی و عربی پرداخت و ادبیات عرب را  نزد اساتید معظم این حوزه فراگرفت.

او در زمانی که در مشهد به تحصیل اشتغال داشت از اعضای موثر و فعال انجمنهای ادبی به شمار می رفت و از همان آغاز نوجوانی آثارش در مطبوعات خراسان با نام مستعار ش م سرشک به چاپ می رسید.

در سالهای بعد از 1332 ﻫ. ش با همکاری تنی چند از جوانان شاعر و اهل ادب انجمن ادبی تشکیل دادند که بیشتر طرفداران شعر نو و ادبیات داستانی و ترجمه ادبیات فرنگی بودند که دکتر علی شریعتی نیز از جمله اعضای آن انجمن بودند.

شفیعی پس از عزیمت به تهران در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران دوره فوق لیسانس خود را گذراند و سپس دوره دکترای زبان و ادبیات عرب را نیز پشت سر گذاشت.

او مدتی در بنیاد فرهنگ ایران و کتابخانه مجلس سنا به کار اشتغال ورزید و سپس به عنوان استاد دانشکده ادبیات تهران در رشته سبک شناسی و نقد ادبی به کار مشغول شد.

دکتر شفیعی همچنین مدتی را بنا به دعوت دانشگاههای آکسفورد انگلستان و پرینستون آمریکا  و ژاپن به عنوان استاد به تدریس و تحقیق اشتغال داشت.

دکتر شفیعی از استادان بارز و متبحر ادبیات معاصر ایران و از محققین بزرگ به شمار می‌رود که در نقد شعر و ادب فارسی صاحب نظر است و در شعر و شاعری نیز مقام والایی دارد و صاحب سبک و شیوه خاصی است که او را به عنوان شاعری پیشرو می‌شناسند.

آنچه که از آثار و تاألیفات دکتر شفیعی به چاپ رسیده است عبارتند از: زمزمه ها، شب خوانی، از زبان برگ، در کوچه باغهای نیشابور، از بودن و سرودن، مثل درخت در شب باران، بوی جوی مولیان، صور خیال در شعر فارسی، موسیقی شعر، ادوار شعر فارسی، شعر معاصر عرب، گزیده غزلیات شمس، حزین لاهیجی زندگی و زیباترین غزلهای او، شاعر آینه ها، بیدل و سبک هندی، اسرار التوحید از محمد بن منور، حالات و سخنان ابو سعید، ابو روح میهنی، مختار نامه، مجموعه رباعیات عطار، مرموزات اسدی در مرموزات داودی نجم الدین رازی، ترجمه تصوف اسلامی و رابطه انسان و خدا از نیکلسون ،مختار نامه، الهی نامه، مصیبت نامه، اسرار نامه و منطق الطیراز شیخ عطار، نقد و تحلیل شیخ محمود شبستری، خواجه عبدالله انصاری، ابوالحسن خرقانی، قلندریه در تاریخ و...

برگرفته از : همشهری آنلاین

پنج شنبه 28/7/1390 - 19:58 - 0 تشکر 377664

سید علی موسوی گرمارودی

خلاصه : على موسوى گرمارودى در سال ۱۳۲۰ در قم به دنیا آمده است. پدرش از بزرگان اهل گرمارود الموت قزوین بود. موسوى گرمارودى مدرك ‏كارشناسى خود را در رشته علوم قضایى وكارشناسى ارشد ودكتراى خود را در رشته ادبیات فارسى از دانشگاه تهران گرفته است. او در چندین ‏دوره در عرصه شعر و ادبیات كشور حضور مؤثر داشته است. على موسوى گرمارودى از پیشتازان شعر مذهبى امروز شناخته مى شود. او ‏تحصیلات مقدماتى خود را در قم و مشهد به پایان رساند و ادبیات عرب را نزد ادیب پیشاورى فراگرفت. ‏ 
والدین و انساب : خانواده های گرما رودی ازنظر اصل و نسب و ارتباط خویشاوندی به چند طایفه تقسیم می شوند كه شامل طایفه های قروچی بیگی ،‌اورس بیك و باقری و صادقی و اندجی و خانوا ده های غربال بند و موسوی و چند خانواده دیگر می باشند . خانوار موسوی از خانواده های مهاجر روستای میغ سازه كجوربه به مناطق «اوانك » و «گرمارود» می باشند. سید علی موسوی گرمارودی از پدری «الموتی » و مادر «تنكابنی» درمحله «چهارمردان » قم به دنیا آمد . نام پدرش حجت الاسلام سید محمد موسوی گرمارودی
اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : پدر موسوی گرمارودی وی ابتدا در مسجد جامع «گرمارود » مردم را راهنمایی می كرد ، پس دردوران جوانی به قم و سپس نجف هجرت و آنگاه دوباره به قم بازگشت و در همانجا سكنی گزیدند .
تحصیلات رسمی و حرفه ای : گرمارودی نخست نزد پدرش مقدمات را فراگرفت و پس از آن دبستان ملی «باقریه » رفت .او دوره دبیرستان را مدرسه شهید بهشتی (دین و دانش سابق ) هم سپری نمود و پس از آن به مشهد عزیمت نمود و درنزد علمای آن سامان ، به فراگیری علوم دینی پرداخت . درسال 1345 وارد دانشكده حقوق شد و كارشناسی آن رشته را در رشته علوم قضایی كسب كرد. او سرانجام پس از گرفتن مدرك كارشناسی زبان و ادب فارسی با اخذ درجه دكترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل گردید .
خاطرات و وقایع تحصیل : موسوی گرمارودی تحصیلات ابتدایی را دردبستان «باقریه » طی نمود ، او ازاین دوره چنین یاد می كند :« از آن دبستان تركه های اناری كه درحوض بزرگ مدرسه پیوسته درآن خیس خورد تا به كف دست شاگردان متخلف كوبیده شود ، همیشه چون كابوسی ، درذهن من مانده است . گرچه دستهای كوچك من هرگز با آن چوبها تماس نیافت اما سالیانی دراز بعد از آن روزها ،وقتی درزندان شاه ستمگر ،‌زیر كابلهای سیمی ساواك ، به خوداز درد می پیچیدم ،‌چهره شكنجه گرخودرا شبیه ناظم بی رحم آن دبستان می دیدم . »
استادان و مربیان : گرما رودی مقدمات رانزد پدر فرا گرفت و پس از عزیمت به مشهد نزد علمای بزرگی چون : فردوسی پور ، واعظ طبسی و ابب نیشابوری دوم نهنگ و به كسب علوم دینی پرداخت .
هم دوره ای ها و همكاران : موسوى گرمارودى با شاعر بزرگ معاصر اخوان ثالث نیز آشنایى و رفت و آمد داشت و اخوان شعرى نیز به نام او سروده بود. شاید از سر این ‏آشنایى بود كه كتاب «درباره هنر و ادبیات» را ناصر حریرى به گفت و شنودى با مهدى اخوان ثالث و على موسوى گرمارودى اختصاص داد كه به ‏وسیله انتشارات كتابسراى بابل در سال قبل از وفات اخوان یعنى در سال ۱۳۶۸ منتشر شد.‏
وقایع میانسالی : اولین رویداد سیاسی بوقوع پیوسته درزندگی موسوی گرمارودی ، غائله درانجمنهای ایالتی و ولایتی بودكه وی درمدرسه فیضیه حضور داشت. او تاآستانه دستگیری و زندانی شدن نیز رفت كه با كوشش آیت لالله ربانی شیرازی نجات یافت . باورود به دانشگاه با برخی فعالان سیاسی آشنا شد و باشدت گرفتن مبارزان او بر چند رژیم پهلوی ، درسال 1352 به وسیله ساواك دستگیر و نزدیك به چهار سال درزندانهای اوینو قصرحبس گردید.
مشاغل و سمتهای مورد تصدی : در اسفند ۱۳۵۷ شوراى انقلاب موسوى گرمارودى را به سرپرستى سازمان آموزشى نومرز منصوب كرد. همان مؤسسه فرانكلین سابق كه در ‏اواخر دهه ۶۰ با ادغام در تشكیلات «وزارت فرهنگ و آموزش عالى» از صورت یك مؤسسه خارج شد و از آغاز سال ۱۳۷۳ نیز با نام «شركت ‏انتشارات علمى و فرهنگى» با انتشارات علمى و فرهنگى (بنگاه ترجمه و نشر كتاب سابق) ادغام شد. علاوه بر این گرمارودى مدتى رایزن ‏فرهنگى ایران در تاجیكستان بود و مدتى نیز مسئولیت تالار وحدت تهران را بر عهده داشت. او در مدت اقامتش در تاجیكستان به جد جریان شعر ‏معاصر آن كشور فارسى زبان را دنبال كرد و در این باره مقالات تحقیقى متعدد نوشت.‏
فعالیتهای آموزشی : موسوی گرمارودی مدت یك سال درحوزه فردوس به امر تدریس مشغول گردید . وی پس از واقعه پانزده خرداد و دستگیری امام ،‌درتهران مستقیم گردید . او ابتدا در دبستان و سپس دردبیرستان علوی مشغول كار شد . او پس از انقلاب به تدریس دردانشگاه پرداخت. [تاریخ مطبوعات قزوین ‌،ص369 ]
مراكزی كه فرد از بانیان آن به شمار می آید : با پیروزی انقلاب اسلامی ،‌موسوی گرمارودی به همراه خانم طاهره صفارزاده «كانون فرهنگی نهضت اسلامی » را بنیاد نهاد . [ تاریخ مطبوعات قزوین ‌،ص369] ‏ موسوی گرمارودی راه اندازى، مدیریت و سردبیرى نشریه گلچرخ و انتشار یك مجله ادبی در تاجییكستان را نیز برعهده داشته است.‏ 
سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : موسوی گرمارودی علاوه بر سرودن شعرو شركت درانجمنهای ادبی ، انتشار دو دوره نشریه ادبی گلچرخ را به عهده گرفت . انتشار مجله ماهنامه «گلچرخ» راباید به دو دوره تقسیم كرد : دوره نخست بصورت ضمیمه ادبی روزنامه دراطلاعات از روز سه شنبه 12 شهریور 1365 لغایت خرداد ماه همین ماه منتشر شد. دور دوم فعالیت های این ماهنامه افزودن بر فعالیتهای روزنامه نگاری درقلمرو ادبیات داستانی و بازنویسی زندگانی معصومین ،‌آثار چندی ازوی منتشر شده است . [ ستایش امیرالمومنین سروده های سخنووارا ن قزوین با كوشش محمد علی حضرتی ،‌ص440 ]
آرا و گرایشهای خاص : ‏«من آنچه را برزبان شاعر مى آید و بر كاغذ نوشته مى شود، درخت صاعقه زده اى مى بینم كه روى زمین افتاده است. اگر گفته اند: من ‏گنگ خوابدیده و عالم تمام كر ‏‎‏/ من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش... مى تواند در باره همان جلوه نا پیداى شعر گفته شده باشد. آنچه از یك ‏شعر ناب بركاغذ یا زبان مى آید در واقع تنها صورت ناظم و مرحله هبوط آن اصل اعلاست. آنچه ما از یك شاعر مى خوانیم و مى بینیم آن درخت ‏برپاى ایستاده در جنگل سبز خاطر، او نیست. توسكایى است كه آذرخش خلاقیت شاعر برآن گرفته است و آن را پیش پاى ما افكنده است. ‏منتقد با آن عوالم چه مى تواند بكند؟او هرچه مى كند با بخش بیرونى شعر مى كند.» این جملات را شاعر نام آشنا و توانا على موسوى ‏گرمارودى در میهمانى انجمن شاعران ایران و در مراسم نكوداشت خویش بر زبان آورد. او میهمان نهمین برنامه میهمان ماه انجمن شاعران ایران ‏ودفتر شعر جوان بود كه در ۳۰ مرداد ۱۳۸۲ در محل خانه شاعران برگزار شد.‏ گرمارودى از آن دسته شاعرانى است كه ضمن توجه به مسیر گذشته در شعر معاصر ره تازه مى جوید. او درباره بسیارى از شاعران معاصر ‏و هم عصر خویش هم تحقیقات فراوان كرده وهم نظرات دقیق و عمیقى ارائه كرده است. از آن جمله است نگاه او درباره شاعر بزرگ معاصر ‏سهراب سپهرى: «سپهرى از كسانى است كه راه نیما را شناخته بود، اما این را با خود با شخصیت یگانه خویش پیمود. او خود را با رنگ و كلمه ‏بیان مى كرد، مصالح خلاقیت او هم رنگ بود و هم كلمه و او با این هر دو نقاشى مى كرد. یا با این هر دو مأموریت ادبى خود را انجام مى داد. ‏تعجب نفرمائید كه براى نقاشى او نیز تأمل به مأموریت ادبى شده ام. مى دانید كه در نقاشى ایرانى از گذشته هاى دور به خاطر منعى كه ‏اسلام در مبارزه با آثار بت پرستى پیش آورده بود، پرسپكتیو ناگزیر حذف شده. یكى از منتقدان غربى مى گوید نقاشى در آبستره به همانجایى ‏رسیده است كه نقاشى ایران اسلامى در طى قرون مى پیمود یعنى در این نقاشى نیز مانند آبستره رنگ ها یكدیگر را فرا مى خوانند. نقاشى ‏مأموریت ادبى مى یابد. اما شعر سپهرى، شعر او در نخستین برخورد داراى چند ویژگى است، یكى این كه سپهرى نخستین كسى یا دست ‏كم مهم ترین شاعرى است كه زبان شعر نو را با زبان محاوره پیوند زد. توضیح آن كه در شعر نو شاعران در همان حال برخى داراى زبان خاص ‏خویشند در یك چیز اشتراك دارند و آن زبان عام شاعرانه است در برابر زبان محاوره. در واقع مى توان گفت كه زبان شاعرانه هر شاعر و زبان ‏خاص وى جنس و فصل شعر او را تشكیل مى دهند.‏ زبان شاعرانه در این تعبیر یعنى زبانى كه علاوه بر حفظ ویژگى زبان خاص یك شاعر داراى ضخامت و اسلوب شعرى است و حوزه لغات و ‏تعبیرات و بیان در آن از نوعى است كه آن را از سویى از زبان نوشتار متمایز مى كند و از سویى دیگر از زبان گفتار. این ضخامت و اسلوب و تمایز ‏و تمایل به ارگانیسم در كاربرد لغات به دست مى آید. اما سپهرى و البته اسماعیل شاهرودى و دیگرانى هم شاعرانى هستند كه زبان شاعرانه ‏را با زبان محاوره پیوند زده اند و به جاى خود موفق هم بوده اند، اگر چه سپهرى از این لحاظ موفق تر است.» موسوى گرمارودى همچنان كه در عرصه شعر امروز و غزل امروز حرف تازه براى گفتن داشته، از آثار دیگر شاعران زمانه خویش نیز غفلت نكرده و ‏چه بسا خارج از باورهاى اعتقادى یا نگره سیاسى و فردى، شعر آنان را ارجح بر شعر خویش، به مخاطب شعر امروز توصیه كرده است. او در ‏مرگ نوذر پرنگ از غزلسرایان فقید معاصر این حساسیت و دقت و توجه را به خوبى به نمایش گذاشت: «از دست رفتن نوذر پرنگ براى غزل ‏‏ معاصر ما لطمه بزرگى خواهد بود. پرنگ بى گمان یكى از برجسته ترین شاعران غزل نو است و تأثیر او در نسل هاى بعد از خودش، بر كسى ‏پوشیده نیست. من درجلسه نقد و بررسى شعر پرنگ كه با حضور خود شاعر و مرحوم منوچهر آتشى برگزار شد هم به این موضوع اشاره كردم ‏كه اشیا هم ناطق اند و گویا، اما به زبان بى زبانى. اما این طور نیست كه پدیدار هاى عالم با همه سخن بگویند؛ شاعران و بخصوص ‏شاعرانى مانند پرنگ محرم رازهاى پدیدار ها هستند و پدیدار ها با كسانى مانند او بیگانه و نامحرم نیستند. برخى از غزل هاى پرنگ در ادبیات ‏‏ ما جاودانه خواهند بود. پرنگ با توجه به مضمون این شعرش كه مى گوید: كجایى اى همه جاى تو خوش رهایى، هاى‎‏/! دلم به سوى صداى ‏‏ تو رهسپار شده است، به سوى رهایى رفت. به جاى دلش كه در زندگى به سوى صداى رهایى رهسپار شد، حالا خودش به سوى رهایى ‏رفته است. خاك بر او خوش باد»!‏ 
جوائز و نشانها : على موسوى گرمارودى امسال (1385) به عنوان «چهره ماندگار بخش شعر» به وسیله بنیاد چهره هاى ماندگار انتخاب شد. او در مراسم این انتخاب ‏ضمن قرائت بخشى از شعر پیامبر اعظم (ص) گفت من افتخار مى كنم كه با شعر علوى بزرگ شده ام و امروز به عنوان یك شاعر آئینى از من ‏یاد مى شود. در سالى كه به نام پیامبر بزرگ اسلام نامگذارى شده است، باید در راستاى اهداف نبوى و توسعه مفاهیم اسلامى گام برداریم و ‏اندیشه هاى نبوى را در همه جامعه اسلامى خود جارى كنیم».‏
چگونگی عرضه آثار : بهاءالدین خرمشاهى در مقدمه گزینه اشعار گرمارودى نوشته است: كارنامه شعرى گرمارودى هم پر بار است هم پربرگ، كارنامه اى است كلان ومشتمل بر ۹ كتاب كه حاصل سلوك ۳۰ ساله شعرى اوست. ۹ ‏كتاب شعر او عبارتند از: عبور، در سایه سار نخل ولایت، سرود رگبار، چمن لاله، خط خون، دستچین، باران اخم، گزیده شعر نیستان، تاناكجا آباد. ‏گزینه شعر گرمارودى را نیز بهاءالدین خرمشاهى انتخاب كرده است. سهیل محمودى درباره گرمارودى مى گوید: موسوى گرمارودى یكى از كهن ترین قالب هاى شعر فارسى یعنى قصیده را در عرصه اى به نام ‏شعر سپید تعریف كرده است. او از كسانى است كه با تكیه برگذشته شعر فارسى و با ارزش گذارى به گذشته كه نه تقلید است و نه فقط ‏تقدیس آن، براى امروز بهره گرفته است. چیزى كه متأسفانه امروز در ادبیات ژورنالیست زده ما وجود ندارد و كسانى مانند اخوان یا سهراب در ‏این راه موفق بوده اند و بخشى از این سنت را به شكل پویا در آورده اند. این بخشى از توجه گرمارودى به پیشینیان در قالب قصیده است. بخش ‏دیگر نگاه معرفتى و دینى اوست كه البته گاهى آنقدر به آن پرداخته شده كه حجابى روى وجه شاعرى او شده است. اما نگرش و منبع فكرى ‏است كه به شعر عاشقانه ماهم معنى مى دهد و گرمارودى در این وجه هم موفق بوده است. على موسوى گرمارودى از پیشتازان شعر مذهبى امروز شناخته مى شود. او تحصیلات مقدماتى خود را در قم و مشهد به پایان رساند و ادبیات ‏عرآثار استاد گرمارودى به ۲ بخش كاملاً متفاوت تقسیم مى شود. نخست شعر، در این زمینه ۹ كتاب تا به حال از او منتشر شده است. «در ‏سایه سار نخل ولایت» و «خط خون»، معروف ترین دفترهاى شعر اوست. حوزه دیگر كارهاى او، داستان نوجوانان است كه در این زمینه هم ‏‏«داستان پیامبران» معروف تر از بقیه استب را نزد ادیب پیشاورى فراگرفت. از ویژگى هاى شعرى او تخیل گسترده و به دام آوردن اندیشه هاى ‏نو در قالب كهن قصیده است گرمارودى در كار بازخوانى و خوانش ادبیات كهن نیز بوده و مجموعه اى از دیوان حافظ با صداى او منتشر شده و انجمن شاعران ایران نیز گویا ‏روایت بوستان سعدى را با صداى او ضبط كرده است.‏

برگرفته از :  http://chehreha.mahblog.com

چهارشنبه 4/8/1390 - 22:38 - 0 تشکر 380309

علی معلم دامغانی

استاد علی معلم دامغانی درسال 1330دردامغان متولدشد. وپس ازاخذ دیپلم ازسمنان وشاهرود به تحصیل دردانشکده های حقوق وعلوم انسانی دانشگاه تهران پرداخت. وی علاوه بر تدریس شعر، موسیقی وادبیات، معاون فرهنگی حوزه هنری سازمان تبلیغات، عضو شورای شعر وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی و ریئس مرکز موسیقی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بوده است.

وی درسال1380 درنخسین همایش چهره های ماندگار به عنوان چهره ماندگار درعرصه شعروادب فارسی برگزیده شد. گروه: علوم انسانی رشته: حقوق تحصیلات رسمی و حرفه ای: علی معلم دامغانی پس ازاخذ دیپلم درسمنان وشاهرود به تحصیل دردانشکده های حقوق وادبیات وعلوم انسانی دانشگاه تهران پرداخت. و از آن پس به مطالعه آزاد دراین زمینه به ویژه سرودن اشعارانقلابی پرداخت.خاطرات و وقایع تحصیل: وقوع انقلاب اسلامی درسال1357 از وقایع مهم روزگار زندگی علی معلم دامغانی بود که به محتوای اشعار وی تاثیری اساسی داشته است. فعالیتهای ضمن تحصیل: علی معلم دامغانی درحین تحصیل در رشته های ادبیات وحقوق به موسیقی نیزعلاقه مند بود و در این زمینه نیز آموزشهایی دیده است. وقایع میانسالی: از وقایعی مهی که بر زندگی ادبی علی معلم دامغانی تاثیرنهاد،انقلاب اسلامی بود که محتوای شعرمعاصر وی را به خود اختصاص داد. وی پس ازانقلاب علاوه بر تدریس وتحقیق درشعر، موسیقی وادبیات، معاونت فرهنگی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، عضو شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ریئس مرکز موسیقی سازمان صداوسیما بوده است. مشاغل و سمتهای مورد تصدی: علی معلم دامغانی علاوه بر تدریس در زمینه شعر، موسیقی وادبیات، معاونت فرهنگی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، عضویت در شورای شعر وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی و ریاست مرکز موسیقی سازمان صداوسیما را برعهده داشته است. فعالیتهای آموزشی: علی معلم دامغانی مدتی را به تدریس شعر، ادبیات و موسیقی اشتغال داشته است. سایر فعالیتها و برنامه های روزمره: مطالعه آثارادبی و سرودن شعرهای انقلابی از اموری است که اوقات فراغت علی معلم دامغانی را به خود اختصاص می دهد. همچین با حضور در همایش های بزرگ ادبی حضور خود را پررنگ تر می کند. همفکران فرد: سید علی موسوی گرمارودی، مشفق کاشانی و محمود شاهرخی برخی از شاعران انقلابی و از همفکران علی معلم دامغانی هستند. آرا و گرایشهای خاص: علی معلم دامغانی از جمله شاعرانی است که در فضای معاصر در ستایش انقلاب اسلامی و عرفان اشعاری می سرایند. جوائز و نشانها: علی معلم دامغانی درسال1380 در نخستین همایش چهرهای ماندگار به عنوان چهره برگزیده درزمینه شعر و ادب فارسی برگزیده و معرفی شد. ریاست فرهنگستان هنر: استاد علی معلم دامغانی در سال 1388 بنابر تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی و با حکم رئیس جمهور به عنوان دومین رئیس فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران منصوب شد.

به نقل از : http://www.tarikhaneh.com 

چهارشنبه 4/8/1390 - 23:55 - 0 تشکر 380350

سلام مه خار برار......
درستی بوردی که بوردی....؟!
کجه دری برار؟ اتی امه ور هم برو......دیار نی؟؟!!!!
...::: ته خنآبدون:::...


از خـــــم ابروی توام هیچ گشــــایشی نشد***وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف

  چنــد بنـــاز پرورم مهــر بتـــــان سنـگ دل***یـــاد پدر نمی کــــنند این پســـران نا خــلف 

 حافظ اگر قدم زنی در ره خانــدان به صدق***بدرقــــه رهــت شود همت شحــنه نجـــــف

 

  ₪₪۩۞۩  بفرمایید اینجا ۩۞۩₪₪  
 

 

 

پنج شنبه 5/8/1390 - 9:25 - 0 تشکر 380408

سلام عزیز
خله خله خش بموئی
خله مره خشال هاکردی
حتما خدمت رسمبه
ته چش دور

جمعه 6/8/1390 - 23:35 - 0 تشکر 380906

قیصر امین پور

قیصر امین‏پور متولد دوم اردیبهشت 1338 دزفول است .وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پایان برد سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وی فعالیت هنری خود را از حوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد.

در سال 1367 سردبیر مجله سروش نوجوان شدو از همین سال تاکنون در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدریس اشتغال دارد.

در سال 1382 نیز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسی انتخاب شد.
اولین مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" که بخش عمده آن غزل بود و حدود بیست قطعه شعر آزاد؛ از سوى انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر کرد و در همین سال دومین مجموعه شعرش "در کوچه آفتاب" را در قطع پالتویى توسط انتشارات حوزه هنرى وابسته به سازمان تبلیغات اسلامى به بازار فرستاد.

در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار مى‏آید که شاعر در این منظومه 28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهایى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در نظر مى‏گیرد. سال 69 برگزیده دو دفتر تنفس صبح و در کوچه آفتاب با عنوان »گزیده دو دفتر شعر« از سوى انتشارات سروش از وى منتشر مى‏شود. »
"آینه ‏هاى ناگهان" تحول کیفى و کمى امین‏پور را بازتاب مى‏دهد؛ در این مرحله امین‏پور به درک روشن‏ترى از شعر و ادبیات مى‏رسد. اشعار این دفتر نشان از تفکر و اندیشه‏اى مى‏دهد که در ساختارى نو عرضه مى‏شود. آینه ‏هاى ناگهان، امین‏پور را به عنوان شاعرى تأثیرگذار در طیف هنرمندان پیشرو انقلاب تثبیت مى‏کند و از آن سو نیز موجودیت شاعرى از نسل جدید به رسمیت شناخته مى‏شود.

در اواسط دهه هفتاد دومین دفتر از اشعار امین‏پور با عنوان "آینه ‏هاى ناگهان 2"منتشر مى‏شود که حاوى اشعارى است که بعدها در کتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هایى از شعرهاى موفق نسل انقلاب مى‏آید.

در همین دوران است که برخى از اشعار وى همراه با موسیقى تبدیل به ترانه ‏هایى مى‏شود که زمزمه لب‏هاى پیر و جوان مى‏گردد. پس از تثبیت و اشتهار، ناشران معتبر بخش خصوصى علاقه خود را به چاپ اشعار امین‏پور نشان مى‏دهند و در اولین گام، انتشارات مروارید گزینه اشعار او را در کنار گزینه اشعار شاملو، فروغ، نیما و... به دست چاپ مى‏سپارد که در سال 78 به بازار مى‏آید. "گل‏ها همه آفتابگردانند" جدیدترین کتاب امین‏پور نیز در سال 81 از سوى انتشارات مروارید منتشر شد که به چاپ‏هاى متعدد رسید و با استقبال خوبى روبه‏رو شد.

دکتر قیصر امین ‏پور در سال 1382 علی رغم تمایلش از سردبیری سروش نوجوان استعفا داد ، و هم‏اکنون ضمن عضویت در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسى؛ در دانشگاه تهران و الزهرا تدریس می کند وبه کارهاى پژوهشى مشغول است.


ویژگی سخن


قیصر امین پور پیش از آنکه به عنوان شاعر کودک و نوجوان به شمار آید در جامعه ادبی امروز به خاطر ویژگی های شعری اش شناخته شده است و شعرهای عمومی اش بیشتر از شعرهای کودکانه و نوجوانانه اش بر سر زبانهاست. از نیمه ی دوم دهه شصت بود که قیصر امین پور به ثبات زبان و اندیشه در شعرش دست یافت. هر چند جامعه ادبی او را به عنوان یک ادیب آکادمیک و استاد دانشگاه می شناسد ولی حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان هنوز قیصر را از آن خود می داند. دو دفتر "به قول پرستو" و "مثل چشمه- مثل رود" آوازه خوبی دارند.

در طلیعه دفتر "به قول پرستو" شاعر با طرح چند پرسش ارتباط خود را با مخاطب آغاز می کند:

چرا مردم قفس را آفریدند؟ ----- چرا پروانه را از شاخه چیدند؟

چرا پروازها را پر شکستند؟----- چرا آوازها را سر بریدند؟


قالبهای مورد علاقه همین پور عبارتند ار: چهارپاره – غزل – دو بیتی- قالب نیمایی- مثنوی


ویژگی های شعری

الف: مضمون بکر

هوشیاری و دقت نظر امین پور از او شاعری مضمون یاب و نکته پرداز ساخته است. مضمون یابی و نکته پردازی او از نوعی نیست که وی را از واقعیت ها دور ساخته و نازک اندیشی های معما گونه را به ذهن و زبانش راه دهد. (مثل شاعران سبک هندی)

ویژگی زبان او در عین سادگی و روانی، از زیبایی چشمگیری برخوردار است.

مثلاً شعرهای لحظه سبز دعا- حضور لاله ها- لحظه شعر گفتن


ب: اندیشه های نو

یک تفکر سنتی در این مورد بر این باور است که هر چه بوده، گذشتگان و دیگران سروده و نوشته اند. پس آنچه سروده و نوشته می شود، تازگی و طراوت ندارد و دست کم تفسیری از آثار آنان است. اما پاسخی دیگر هست که می گوید: همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز و به خلق و کشف مدام هنری باور دارند.

قیصر یکی از شاعرانی است که در این زمینه تلاش خوبی را سرگرفت.

در قطعه "راه بالا رفتن" این نوگرایی در مضمون و اندیشه دیده می شود.


ج: زبان امروزی

امین پور در شعرهایش می کوشد از زبان امروزی در نهایت سلاست و روانی استفاده کند و رعایت کامل قوانین بکار گرفتن فرهنگ کنایات و اصلاحات به جمعیت زبان او کمک می کند. او در شعر "بال های کودکی" بیش از هر شعری فرهنگ زبانی توده مردم را وارد کرده است.


د: گوناگونی موضوعات

موضوعات برگزیده او ،عام و متعلق به نوجوانان و مردم است و تازگی و طراوت خوبی دارند و این فعالیت و حجم ذهنیت او را نشان می دهد.


هـ: وزن

یکی از راههای ارتباط با کودکان و نوجوانان در شعر استفاده از وزن ریتمیک و واژه های موزون و خوش آهنگ است و امین پور از این اوزان و نیز دیگر اوزان برای عام در شعرهایش به تنوع استفاده کرده است.


نمونه شعر

خلاصه خوبیها برای امام خمینی، از کتاب تنفس صبح


لبخند تو خلاصه خوبیهاست ----- لختی بخند خنده گل زیباست

پیشانیت تنفس یک صبح است ----- صبحی که انتهای شب یلداست

در چشمت از حضور کبوترها----- هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست

رنگین کمان عشق اهورایی----- از پشت شیشه دل تو پیداست

فریاد تو تلاطم یک طوفان----- آرامشت تلاوت یک دریاست

با ما بدون فاصله صحبت کن----- ای آن که ارتفاع تو دور از ماست

قصیر امین پور، در حوزه ی شعر کودک و نوجوان نامی آشناست ولی مانند بعضی از شاعران، در حوزه ی شعر کودک مکث چندانی از خود نشان نداد و بیشتر توجه خود را به نوجوانان معطوف داشت. نمونه آثار او در بخش شعر نوجوان: مثل چشمه، مثل رود(1368)- به قول پرستو(1375)- تنفس صبح(1363)- در کوچه انقلاب (1363)

راز زندگی: از کتاب به قول پرستو- نشر زلال- چاپ اول 1375

غنچه با دل گرفته گفت:
زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر میکنی
کدام یک درست گفته اند
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد اوگل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!


آثار

1- تنفس صبح
2- در کوچه آفتاب
3- مثل چشمه ، مثل رود
4- ظهر روز دهم
5- آینه‏ های ناگهان
6- گل‏ها همه آفتابگردانند
7- گزینه اشعار « مروارید »
8- بی بال پریدن
9- طوفان در پرانتز
10- به قول پرستو « مجموعه شعر نوجوان »
11-سنت و نو آوری در شعر معاصر

به نقل از : دانشنامه رشد daneshnameh.roshd.ir

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.