فرهنگ پایداری (بازدید: 348)
پنج شنبه 14/7/1390 - 22:50 -0 تشکر 372793
توصیه پدر به فرزند برای انتخاب دوست شایسته

توصیه پدر به فرزند برای انتخاب دوست شایسته

یا بُنَىَّ لاتَعدُ بَعدَ تَقوَى اللّه مِن اَن تَتَّخِذَ صاحِبا صالِحا؛
فرزندم! بعد از تقواى الهى، از گرفتن دوستِ شایسته نگذر.(لقمان حكیم علیه السلام ،الاخوان، ص 110، ح 25)


با نخبگان و فرهیختگان شهر
مصاحبه / عباس زمانی


دكتر اصغر فروغى ابرى، استاد دانشگاه، معاون فرهنگى دانشكده ادبیات و علوم انسانى و مسئول ایثارگران دانشگاه اصفهان

«خوراسگان اگرچه از نظر اقتصادى جزء قسمت هاى ضـعیف اصفهان است اما از نظر اعتقادى و فرهنگى و استعدادى و پشتكار و تلاش و كوشش یك سر و گردن از همه جا بالاتر است.مردم این شهر هم در ایام انقلاب و هم دفاع مقدس نقش بسزایى در پیشبرد اهداف انقلاب ایفا كرده اند و امروز هم در زمینه هاى علمى و فرهنگى در بخش هاى مختلف نخبگان خوراسگان در تمام كشور مى درخشند.
شاید كسب این افتخارات به نوع معیشت مردم برمى گردد چرا كه در این منطقه مردم با زحمات زیاد امرار معاش مى كنند كه قطعاً در پرورش و تربیت فرزندان موثر است. »
اینها گوشه اى از صحبت هاى دكتر اصغر فروغى ابرى است كه با در گفتگوى اختصاصى با نشریه نداى خوراسگان بیان نموده است.
وى از جمله چهره هاى علمى شهر خوراسگان است كه با وجود نائل شدن به درجه رفیع جانبازى و از دست دادن بینایى هرگز در راه كسب علم و معرفت از پاى ننشسته و علیرغم تمامى مسائل موجود بر مشكلات فائق آمده و اكنون به عنوان یكى از چهره هاى علمى و فرهنگى شهر و استان در راستاى تحقق اهداف فرهنگى انقلاب در میان جوانان و دانشجویان گام بر مى دارد.
در آستانه ایام دفاع مقدس بر آن شدیم تا با یكى از چهره هاى شاخص علمى - فرهنگى ایثارگر شهرمان گفتگویى انجام دهیم.
‌استاد فروغى اگرچه داراى مقام علمى و فرهنگى بالایى است اما آنچه در نگاه اول انسان را مجذوب وى مـى‌كـنـد، حسن خلق، تواضع، فروتنى، ساده زیستى و صحبت صادقانه و بى آلایش است كه امروزه در كمتر كسى تمامى این ویژگى ها جمع مى شود. در یك جمله دكتر اصغر فروغى جمع صفات نیكوست. ‌ ‌


"‌ جناب آقاى دكتر ضمن تشكر از وقتى كه در اختیار ما قرار دادید، لطفاً از خودتان بگویید؟
با تشكر از جنابعالى و اعضاى شوراى اسلامى شهر.
خوراسگان سابقه تاریخى درخشان دارد و شخصیت هاى برجسته اى از محلات مختلف این شهر همچون خاتون آباد، هفتشویه، راران و... به ویژه ابر به ایران و جهان معرفى شده اند و امروز در فرهنگ هاى مشاهیر بسیارى از مهندسین و مشاهیر عنوان ابرى اصفهانى را دارا هستند.
بنده مانند سایر مردم این خطه داراى خانواده اى متدین و مذهبى بودم كه علایق شدیدى به اهل بیت علیه السلام داشتند و هنوز هم روضه خوانى خانگى كه در سنت هاى گذشته ما وجود داشته در خانواده ما مرسوم است.بنده متولد 1340 در محله ابر هستم.
این محل در گذشته روستاى نسبتاً كوچكى بود كه در حال حاضر به عنوان یكى از محلات شهر خوراسگان قرار دارد اما شواهد نشان مى دهد كه در دروان باستان با توجه به مركزیت «شهرستان» داراى اهمیت و رونق بوده است.
مردم ابر عمدتاً كشاورز و كارگر بودند و بنده نیز در میان همین مردم به دنیا آمده و بزرگ شدم.این منطقه ارتباط نزدیكى با روحانیت و مسجد داشت و در دوران جنگ نیز نقـش آفـرینى كرد و داراى تعداد زیادى شهدا، آزدگان، جانبازان و ایثار گران است.دوران ابتدایى بنده دردبستان ابهر كه تازه ساخته شده بود سپرى شد.
قبل از آن بچه ها در حسینه اى تحصیل مى كردند و با همت مردم و خیرین این دبستان ساخته شد.
پس از آن دروان راهنمایى را در مدرسه اى در خیابان اباذرخوراسگان(مدرسه داریوش) سپرى نمودم و پس از آن، دوران دبیرستان را یكسال در دبیرستان ادب ادامه دادم و با توجه به علاقه بسیار زیاد به كارهاى فنى و برق به هنرستان برق فرخ روز در خیابان استاندارى رفتم.
سال دوم و سوم هنرستان را در رشته برق هنرستان شاه عباس در خیابان فروغى ادامه دادم و سال چهارم كه مصادف با ایام پیروزى انقلاب شد را در هنرستان انقلاب اسلامى در سه راه ملك شهر گذراندم و در سال 1359 دیپلم قدیم گرفتم.
بعد از آن در مغازه سیم پیچى موتورهاى الكتریكى یكى از اساتید هنرستان در خیابان ابن سینا مشغول شدم و حدود یكسال هم در مغازه اى دیگر در خیابان فلسطین مشغول بودم.
مقدارى هم پراكنده كار كردم تا در سال 1361 برادر كوچكترم حسین وارد سپاه شد و به جبهه رفت و در عملیات فتح المبین به شهادت رسید.همین كه مراسم خاكسپاریش به پایان رسید سه روز بعد من خود را آماده كردم و به جبهه رفتم.
مى خواستم به جبهه جنوب بروم اما در جبهه غرب نیاز به نیرو داشتند و در اوایل سال 1361 به سنندج و مریوان اعزام شدم.تا سال 1362 در آنجا ماندم تا اینكه در 24/4/1362 از ناحیه شكم، پا و چشم مجروح شدم.
مدتى معالجه شدم اما از ناحیه چشم بهبودى حاصل نشد. در سفرى كه براى معالجه به آلمان داشتم با تعدادى از رزمندگان جانباز آشنا شدم و با هم قرار گذاشتیم كه اكنون كه دیگر امكان ادامه حضور ما در جبهه ها فراهم نیست باید كارهاى اساسى ترى انجام دهیم.

"‌ با مشكل نابینایى به وجود آمده چگونه ادامه تحصیل دادید؟
اوایل كار یك روز به بنیاد شهید اصفهان مراجعه كردم و بـا آقـایـى آشنـا شـدم كـه معلـم آمـوزشگاه «ابابصیر» -آموزشگاهى براى نابینایان- بود. به آنجا مراجعه كردم و خط بریل را آموزش دیدم و یكسال هم در آنجا درس خواندم.
پس از آن در سال 1363 در كنكور شركت كردم. رشته من رشته برق بود و با این شرایط ادامه تحصیل برایم مشكل بود به همین دلیل تصمیم گرفتم در رشته علوم انسانى شركت كنم.
در این زمینه هیچ اطلاعى از منابع و كتاب هاى این رشته نداشتم پس به سازمان 7 تیر واقع در خیابان آبشار مراجعه كردم و در آنجا نوارهاى كاست درس هاى دوره دبیرستان رشته علوم انسانى را دریافت كردم و گوش دادم و با رتبه 420 مرحله تستى را پشت سر گذاشتم و پس از قبولى در مرحله دوم و آزمون تشریحى وارد دانشگاه اصفهان شدم.
اوایل برایم خیلى مشكل بود ولى ظرف مدت یكى دو ماه همه چیز عادى شد و در این رابطه با كمك دوستانم كه كتب و جزوات را به صورت نوار در مى آوردند و من گوش مى كردم ترم اول را گذراندم و پس از گذشت 4 سال در سال 1367 در رشته تاریخ دانشگاه اصفهان در مقطع كارشناسى فرغ التحصیل شدم و همان سال در مقطع كارشناسى ارشد رشته تاریخ گرایش ایران اسلامى در دانشگاه تهران پذیرفته شدم.
در سال 1369 نیز در مقطع كارشناسى ارشد فارغ التحصیل شدم و همان سال در امتحان اعزام به خارج شركت كردم و پذیرفته شدم اما معاون دانشجویى آن زمان على رغم اینكه دو بار پذیرش گرفته بودم اجازه اعزام نداد و مى گفت كه ادامه تحصیل در خارج با شرایط من برایم سخت است.
در سال 1374 در آزمون دكترى دانشگاه تهران شركت كـردم و پـذیرفته شدم و در سال 1379 فارغ التحصیل شدم.موقعى كه آزمون كارشناسى ارشد مى دادم بورس وزارت آموزش عالى شدم و من اصفهان را انتخاب كردم و موافقت شد.
در ابتدا با مشكلاتى مواجه بودم چرا كه حضور یك استاد نابینا برایشان نوظهور بود و معاون آموزشى دانشگاه موافقت نمى كرد اما با مساعدت دكتر رزم جو، رئیس وقت دانشگاه اصفهان و دید باز ایشان از مهرماه 1370 در گروه تـاریخ دانشگاه اصفهان مشغول تدریس شدم و نه تنها مشكلى پیش نیامد كه موفقیت آمیز هم بود.
از سال 1386 معاون فرهنگى دانشكده ادبیات شدم كه هنوز هم مشغول هستم و از آن زمان مسئولیت امور ایثارگران دانشگاه اصفهان را نیز برعهده گرفتم.
از سال 88 دفترى با عنوان «نهضت فراگیر قرآن در دانشگاه اصفهان» با مسئولیت بنده و همكارى دیگر استاید و دانشجویان علاقه مند جهت گسترش فرهنگ و معارف قرآنى راه اندازى شد.
در سال 1363 ازدواج نمودم كه حاصل آن سه فرزند است. دختر بزرگم كارشناس گفتار درمانى است، دختر دومم دنـدان پـزشك است و دختر سومم دانشجوى روانشناسى بالینى دانشگاه اصفهان است. در كنار تدریس هم یك سرى كارهاى تحقیقاتى نیز انجام داده ام.

"‌ در صحبت ها یتان اشاره كردید كه كارهاى تحقیقاتى هم انجام مى داده اید. لطفاً بیشتر توضیح دهید؟
بله. نتیجه این تحقیقات انتشار كتاب درسى «تاریخ غوریان» از انتشارات سمت، و كتاب عاشورا و نقش مراسم عزادارى در تحولات سیاسى و تاریخ ایران تحت عنوان«ایرانیان و عزادارى» توسط انتشارات موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(ره) در قم، مجموعه یك «مشت خاك، یك دشت خون» در خصوص وقایع شگفت انگیز كربلا در غالب داستان هاى جذاب براى جوانان و نوجوانان از انتشارات حروفیه، «مشكلات خلافت على(ع)» توسط انتشارات امام باقر(ع) مشهد و اثرى هم كه هم اكنون در دست دارم تحت عنوان «آخرین امتحان» كه مجموعه زندگى نامه و وصایاى شهداى دانشگاه اصفهان مى باشد و درمجموع تاكنون بیش از 50 مقاله و اثر داشته ام. ‌ ‌اخیراً هم براى تهیه مجموعه آثار و زندگى نامه هاى شهداى محله ابر با بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس استان اصفهان صحبت هایى شده است.


"‌ سخت ترین دوران زندگى شما چه دورانى ؟

در این دوران سختى احساس نكردم. اگرچه در اوایل به دلیل اینكه بیناییم را از دست داده بودم انجام كارها برایم مشكل بود اما به لطف خدا توانستم در زمانى كوتاه خود را با شرایط موجود وفق دهم و بر مشكلات غلبه كنم. ‌ ‌مى توانم بگویم آن موقع هم كه از جبهه ها به خاطر مجروحیت دور شدم و امكان بازگشت برایم نبود نیز از دوران سخت زندگیم بود چرا كه با خدا پیمان بسته بودم كه تا زمانى كه جنگ هست در كنار دیگر دوستانم در جبهه بمانم.
در مجموع انجام رسالتى كه شهدا برعهده ما نهاده بودند و حفظ و حراست از دستاوردهاى انقلاب و تمامیت ارضى میهنمان در ما ایجاد انگیزه اى مى كرد كه در مقابل سختى ها متوقف نشویم.

"‌ چه زمانى احساس شادى بیشترى كردید؟ ‌ ‌

هرجا كه احساس كنم وظیفه خود را به خوبى انجام داده ام خوشحال مى شوم و زیاد هم در بند امور مالى نیستم. معتقدم كه این فرصتى است كه خدا به ما داده تا در خدمت جوانان و دانش پویان راه علم و آینده سازان این مملكت باشیم. ‌ ‌بهترین لذت من در كلاس درس و با دانشجو است كه احساس مى كنم مى توانم نقشى در پیشرفت و شكوفایى جوانان داشته باشم.

"‌ نقش فرهنگ خانواده ها در تحصیل و رشد علمى فرزندان چگونه است و این موضوع در زندگى شما چه تاثیرى داشت؟
فرهنگ دامنه وسیعى دارد. فرهنگ آن چیزى است كه انسان را براى رسیدن به اهداف عالیه الهى متعادل مى كند. این نیاز به بصیرت و فهم و درك دارد و قطعاً كسى كه دارى فطرت پاك باشد مطالعات و تحصیل مى تواند آن را شكوفا كند اما به این معنى نیست كه كسانى كه تحصیلات كلاسیك ندارند فرهنگ ندارند.
دقت در مقوله هاى ایمان، صداقت، پاك بودن، حلال و حرام، حق الناس و.. انسان را در فضایى قرار مى دهد كه آن فضا در پیشرفت هاى مادى و معنوى كمك مى كند.
اگر دقت كنیم بسیارى از كسانى كه امروز سواد عالیه دارند، پدرانشان كشاورز، كارگر و... بوده اند و علیرغم اینكه خود از سوادكمى برخوردار بوده اند دغدغه با سواد شدن فرزندانشان را داشته و سعى مى كرده اند از امكانات زندگى و آسایش خود براى پیشرفت فرزندانشان گذشت كنند و زمینه تحصیل آنها را فراهم نمایند.
در ایام انقلاب در هنگام راهپیمایى ها در خیابان جى طول راهپیمایى به چند كیلومتر مى رسید كه مردان و زنان در آن شركت مى كردند و با وجود اینكه اغلب سواد زیادى نداشتند، از فرهنگ و درك زیادى برخوردار بودند.
وجود تعداد زیاد شهدا، ایثار گران و رزمندگان در این منطقه هم دلیل برخوردارى از فرهنگ ایثار و شهادت این مردم مى باشد.
اغلب خانواده هاى این خطه سعى مى كردند طورى فرزندان خود ار تربیت نمایند كه ضمن جلوگیرى از رفاه زدگى، از استقلال نسبى نیز برخوردار باشند و با استقلال رشد كنند. اغلب فرزندان در گذشته هم كار مى كردند و هم درس مى خواندند كه شاید یكى از دلایل علاقه آنها به تحصیل سختى هاى كار بود.
باید شكوفایى استعداد هاى این منطقه را مرهون زحمات پدران و مادران سخت كوشى بدانیم كه با پرورش اعتقادات دینى و مذهبى زمینه رشد و شكوفایى آنها را فراهم نمودند.
البته در حال حاضر در بعضى از خانواده ها به خاطر بى توجهى به اعتقادات مذهبى و سنتى و توجه افراطى به رفاه فرزندان بیش از حد خودسازى و رشد ایده آل باعث مى شوندكه آنها به آرامى در طول زندگى از مسیر اصلى خارج شده و منحرف شوند.
‌همچنین خانواده ها باید با شیوه هاى تربیتى مدرن روز آشنا باشند و در عین حال نباید از سنت هاى گذشته و اعتقادات مذهبى خود جدا شوند .كسانى كه به دام فرهنگ هاى بیگانه مى افتند، پیشینه فرهنگى خود را نا دیده گرفته و چون جایگزینى براى آن پیدا نمى كنند جذب فرهنگ هاى بیگانه مى شوند.

"‌ در سال هاى اخیر شوراى اسلامى و شهردارى در حركتى فرهنگى اقدام به تجلیل از نخبگان علمى، فرهنگى و ورزشى خوراسگان نموده است. تاثیر این حركت را چگونه ارزیابى مى كنید؟
انجام تجلیل در یك مراسم از نخبگان جامعه خوب اسـت ولى كفایت نمى كند. این افراد مى توانند با یك پشتیبانى مناسب از سوى نهادهاى فرهنگى استعداد هاى درونشان را بیشتر شكوفا كنند و در آینده در خدمت كشور قرار دهند.با یك تقدیر و دادن یك جایزه -اگرچه خوب و عامل تشویق است- اما كار خاصى اتفاق نمى افتد.
باید زمینه رشد و شكوفایى و پیشرفت آنها را فراهم كـرد.بـهـتـرین راه این است كه آنها را شناسایى كنیم و كمبودهایشان را برطرف كنیم و با سازماندهى در تشكل هاى مربوطه آنها را هدایت كنیم تا در آینده نتایجش معطوف به سرزمین مان شود.
این افراد در خارج از كشور جاذبه هایى براى تحصیل یا پیشرفت دارند و در بعضى مواقع به واسطه نداشتن امكانات یا ثبت و تولید اختراعات تمایل به خارج شدن از كشور دارند.
باید بنیاد یا سازمانى تشكیل تا هم راه هاى شكوفایى آنها هموار و هم در جهت تقویت هویت ملى- مذهبى در آنها تلاش شود.
باید در یك نخبه، مخترع یا مبتكر هویت ملى- مذهبى را تقویت كنیم تا مانند جوانان دوران دفاع مقدس براى پیروزى و پایدارى كشورمان از همه وجود خود بگذرند.

"‌ در این راستا چه توصیه اى به مسئولین دارید؟

هر مملكتى اگر بخواهد پیشرفت كند باید نیروهاى متخصص داشته باشد. در همه جوامع افرادى هستند كه دارى استعداد هاى خاصى هستند كه باید به آنها توجه كرد.
در مرحله بعد باید قبل از آنكه شخصیت جوانان و به ویژه نخبگان شكل گیرد و از همان دوران دبستان زمینه بروز استعدادهاى آنها را فراهم كرد و براى آینده آنها در جهت استعدادهاى آنها و نیاز كشور برنامه ریزى ویژه كرد.
جامعه ما همواره داراى نخبگان بسیارى بوده است واین نخبگان مانند ذخائرى هستند كه باید آنها را اكتشاف و استخراج كرد. باید آنها را فناورى كنیم و به عنوان نیروهاى مستعد و آینده ساز كشور تربیت نماییم.

"‌ چه صحبتى با جوانان و علاقه مندان دارید؟

در مرحله اول كانون خانوادگى خود را حفظ كنید و با تمام مشكلات سعى كنید چارچوب خانواده و رابطه عاطفى و عقلانى خانواده را حفظ نمایید.
جوامع بشرى امروز نشان داده كه بدون داشتن اعتقاد صحیح نمى توان به آرامش و سكون رسید و سعادت دنیا و آخرت را تامین كرد به همین دلیل جوانان سعى كنند از همان ابتداى زندگى در مسیر صحیح و شناخته شده مكتب شیعه قرار گیرند و آن را حفظ كنند.مساله بعدى توجه به قرآن، كتاب سعادت دنیا و آخرت است كه همواره مورد توجه مسلمانان بوده است.آنچه سرچشمه علم و معرفت را در ما شكوفا مى كند توجه به قرآن است و حتماً اهمیت داشته كه حضرت امام رضا(ع) هر سه روز یك بار قرآن ختم مى كرده اند و یا امام حسین (ع)كه سر مباركشان بر سر نیزه قرآن مى خواند.
در مورد حضرت امام خمینى هم گفته اند كه ایشان هم هر 10 روز یك بار ختم قرآن مى نموده اند.
ممارست در قرآن دریچه هاى علم و معرفت را رو به انسان باز مى كند.نكته دیگر توجه به اهل بیت(ع) است كه باید به همان سبك فرهنگ سنتى و اعتقادى با برپایى مراسم عزادارى، شبیه خوانى، وعظ و خطابه و... به آنها توجه و از سیره ائمه(ع) الگو گرفت.
مـسـالـه مهمتر دشمن شناسى و مبارزه با فرهنگ استعمارى است كه این فرهنگ سالهاست با تبلیغات فراوان به عنوان مدینه فاضله به جوانان ما معرفى مى شود و باید مـواظب بود كه در دام استعمارگران نیفتیم و استعداد و امكانات خود را براى اهداف آنها هزینه نكنیم.شناخت ملى- مذهبى جوانان از خود نیز دارى اهمیت بسیارى است كه باید جوانان خود را بشناسند و براى حفظ سرزمین و اعتقادات خود ارزش قائل شوند.در پایان یادآور مى شوم امروز حرف اول دنیا را علم مى زند و ملتى كه علم ندارد حرفى براى گفتن ندارد و به نظر بنده جهاد امروز جوانان ما جهاد علمى است.

"‌ ‌ و حرف آخر...
انشاء ا... تمامى كسانى كه به نوعى مسئولیت دارند مسئولانه وظایف خود را عمل كنند و از منیت و خودپسندى و خود رأیى ها كه منشأ نا بسامانى ها و ویرانى هاست جداً پرهیز كنند.
 
منبع: خبرنامه ندای خوراسگان ، شماره 52 ،شهریورماها1390

گردآوری توسط: سیّدحسام سیّدحسینی

سيّدحسام سيّدحسيني نويسنده و تئوري پرداز نظام هدفمند
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی