• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
ارتباطات و فن آوری اطلاعات (بازدید: 919)
پنج شنبه 14/7/1390 - 15:9 -0 تشکر 372684
استیو جابز در گذشت

استیو جابز بنیانگذار شرکت اپل درگذشت


http://www.up.98ia.com/images/z52jfgds9wiian94fq.png

http://www.up.98ia.com/images/zy2617s6oxnl8qlufikb.png


این خبر را وب سایت اپل با آپلود یک عکس سیاه وسفید از او که تنها با نام او و این تاریخها ٢٠١١-١٩٥٥ همراه بود مخابره کرداستیون جابز (Steven Jobs)، معروف به استیو جابز از بنیانگذاران اصلی و مدیرعامل شرکت فن‌آوری اپل (Apple) چندی پیش از سمت خود استعفا داده و تیم کوک مدیر عملیاتی اپل جانشین او شده بود
جابز در زمان مدیریت 14 ساله خود بر اپل با معرفی محصولاتی مانند آی پاد، آی فون و تبلت آی پد، اپل را به یکی از موفق‌ترین شرکت‌ها در زمینه تکنولوژِی تبدیل کرد
تیم دو نفره جابز و کوک در این کار موفق بودند و اپل را به باارزش ترین شرکت در دنیا تبدیل کردند.
استیو جابز را نه تنها به دلیل نوآوریها و مهارتهای بازاریابی تحسین میکردند، بلکه او را یکی از شخصیتهایی می دانستند که با پیوند زدن هنر و تکنولوژی چهره محصولات کامپیوتری را دگرگون کرد
همشهری آنلاین یادآوری می‌کند که استیو جابز ٥٥ ساله در سال 2004 اعلام کرده بود که به سرطان پانکراس دچار شده‌است.
سرطان پانکراس یا لوزالمعده یکی از کشنده‌ترین و بدخیم‌ترین انواع سرطان است

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
پنج شنبه 14/7/1390 - 15:10 - 0 تشکر 372685

واکنش ها به خبر درگذشت استیو جابز



رفتن استیو جابز خبر ناراحت کننده ای است که ثاثیر عمیقی به جای خواهد گذاشت به همراه خودش واکنش های زیادی را هم به وجود آورده است. بد نیست نگاهی بیاندازیم به برخی از آنها:

بیل گیتس: رییس هیات مدیره مایکروسافت
من واقعا از خبر درگذشت استیو جابز متاسف شدم. من و ملیندا با خانواده استیو، دوستان و تمام علاقمندانش همدردی می کنیم.

من و استیو اولین بار حدود ۳۰ سال پیش همدیگر را ملاقات کردیم. ما در نیمی از طول زندگی مان همکار، رقیب و دوست بودیم. دنیا به ندرت افرادی را به خود دیده که به تاثیر گذاری استیو جابز باشند. تاثیری که در نسل های آینده هم حس خواهد شد.

برای کسانی که آنقدر خوش شانس بوده اند که با استیو جابز کار کنند این یک افتخار بزرگ است. من همین الان دلم برای استیو تنگ شده است.

باراک اوباما: رییس جمهور آمریکا
من و میشل از درگذشت استیو جابز متاسف شده ایم. او یکی از بزرگترین مخترعین آمریکا بود و آنقدر شجاع که متفاوت فکر کند.

با ساختن یکی از موفق ترین شرکت های روی کره زمین از گاراژ خانه اش و با شخصی کردن کامپیوترها و با آوردن اینترنت به جیب ما او انقلاب فناوری اطلاعات را در دسترس همه قرار داد و آن را لذت بخش کرد.

استیو جابز گفته بود طوری زندگی می کند که انگار هر روز اش آخرین روز زندگی اش است. او واقعا اینگونه زندگی می کرد. او زندگی ما را تغییر داد و تمام صنایع را تحت تاثیر خودش قرار داد.

استیو بالمر: مدیرعامل مایکروسافت
من می خوام تاسف عمیق ام را از درگذشت استیوجابز بیان کنم. او یکی از موسسان صنعت ما و یک آینده نگر به معنای واقعی بود. قلب من به همراه خانواده اش، تمام کسانی که در اپل کار می کنند و هر کسی است که تحت تاثیر کارهای او قرار گرفته.

مارک زوکر برگ: مدیرعامل فیسبوک
متشکرم استیو از اینکه یک مربی و دوست خوب برای من بودی. متشکرم از اینکه نشان دادی چیزی که ساختی می تواند دنیا را تغییر دهد. دلم برایت تنگ می شود.

لری پیچ: مدیرعامل گوگل
من به خاطر این خبر بسیار بسیار ناراحتم. استیو مرد بزرگی با دستاوردهای فوق العاده و هوش عالی بود. او همیشه می توانست در چند کلمه بگوید که شما به چه چیز باید فکر کنید قبل از اینکه بخواهید به آن فکر کنید.

تاکید او بر روی user experience همیشه برای من الهام بخش بوده است. او انسان مهربانی بود و همیشه با اطلاعات و نصحیت هایش به من کمک میکرد. حتی اخیرا و در زمانی که حال خوبی نداشت.

سرگی برین: موسس دوم گوگل
از نخستین روزهای گوگل هر زمان که من و لری به دنبال الهام، نگاه به آینده و مدیریت می گشتیم نیاز داشتیم که به سمت دفتر اپل نگاه کنیم.

تمایل استیو برای عالی بودن توسط هر کسی که با محصولات اپل کار کرده است، احساس می شود. مانند همین مکبوکی که من دارم این متن را با آن می نویسم. من با چشمان خودم این تمایل به کمال را از نزدیک و در ملاقات هایی که داشتم دیده ام.

روبرت مرداک: مدیرعامل News Corp
امروز ما یکی از بزرگ ترین متفکران، مبدعان و کارآفرینان تمام تاریخ را از دست دادیم. استیو جابز بزرگ ترین مدیرعامل نسل خودش به شمار می رود. من در حالی که عمیقا از مرگ او متاسف هستم به تاثیر بزرگ او بر نوع استفاده کاربران از رسانه ها فکر می کنم.

دیک کوستولو: مدیرعامل توییتر
در هر دوره و به ندرت فردی پیدا می شود که فقط مسیر را به جلو نمی برد. بلکه یک استاندارد جدید برای اندازه گیری به وجود می آورد.

اریک اشمیت: رییس هیات مدیره گوگل
امروز روز ناراحت کننده ای برای همه ما است. استیو مجموعه ای از طراحی و تکنولوژی بود و دیگر مانند او را نخواهیم دید. او با استعداد و شخصیت کاریزماتیک اش، سایرین را برای انجام غیرممکن ها الهام می بخشید. بدون شک او به عنوان بزرگترین مخترع تاریخ دنیای کامپیوتر در ذهن همه ما به یادگار خواهد ماند.

باب ایگر: مدیرعامل دیزنی
استیو جابز یک دوست عالی و مشاور قابل اعتماد بود. میراث وی تنها چند ابزار تولید شده یا یک شرکت نیست، بلکه میلیون ها نفری هستند که از او الهام گرفتند، زندگی هایی هستند که تغییر کردند و فرهنگی است که آفریده شد. استیو مردی از جنس اصل با ذهنی خلاق و مبتکر بود. با وجود تمامی اختراعات او هیچ گاه لحظه ای آرام ننشست. با رفتن او دنیا یک مبتکر بی مانند، دیزنی یکی از اعضای خانواده اش و من یکی از بهترین دوستانم را از دست دادیم.

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
پنج شنبه 14/7/1390 - 15:11 - 0 تشکر 372686

هاوارد استرینگر رییس شرکت سونی با ارسال پیامی استیو جابز را به عنوان نور پیشروی عصر دیجیتال تعبیر کرد .
وی گفت : عصر دیجیتال نور پیشروی خود را از دست داده است اما نو آوری ها و خلاقیت های استیو برای متفکران نسل های آینده الهام بخش خواهد بود .


هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
پنج شنبه 14/7/1390 - 15:13 - 0 تشکر 372688

استیو جابز بنیانگذار اپــــل کامپیوتر، قدرتمندترین کمپانی جهان، نابغه دنیای تکنولوژی و یک انسان خارق العاده در سن ۵۶ سالگی به علت بیماری که داشت درگذشت....

اطلاعیه شرکت اپــــل:
اپــــل یک نابغه مبتکر و دنیا یک انسان خارق العاده را از دست داد و آنهایی از ما که شانس شناخت و کار با استیو را داشتیم، یک دوست بسیار عزیز و مربی‌ الهام بخشی را از دست دادیم.
استیو از خود شرکتی به یادگار گذاشت که تنها وی می‌توانست آن را بسازد و روح وی تا ابد شالوده اپــــل خواهد بود.

اینم یه خلاصه از زنگی این مرد بزرگ

استیون جابز (Steven Jobs)، معروف به استیو جابز یکی از بنیانگذاران اصلی و مدیرعامل فعلی شرکت فن‌آوری اپل (Apple) بود
وی در 24 فوریه 1955 در شهر سان‌فرانسیسکو ایالت کالیفرنیای آمریکا به دنیا آمد. سپس پائول و کلارا جابز وی را به فرزندی قبول کردند. پائول یک مکانیک بود.
در 1961 استیو و پدر و مادرش به شهر مانتین ویو (Mountain View) کالیفرنیا نقل مکان کردند. در آن زمان این شهر در حال تبدیل به منطقه خاصی برای تأسیس شرکت‌های فن‌آوری و الکترونیک بود. مانتین ویو بعد از مدتی به علت تعدد شرکت‌های الکترونیکی در آن به Silicon Valley‌ معروف شد.
اولین تجربه استیو جابز در زمینه فن‌آوری در پارکینگ یکی از همسایه‌های خانه پدریش شروع شد. همسایه خانواده جابز در شرکت الکترونیک هیولت پکارد (HP) کار می‌کرد و استیو از نوجوانی به کار با قطعات الکترونیکی علاقه مند شد.

استیو جابز استعفا داد
سپس در یک کلوپ طرفداران شرکت HP ثبت نام کرد و در آنجا با جدیدترین ابداعات صنعت الکترونیک و کامپیوتر آشنا شد. استیو 12 ساله در همان کلوپ تجربه کار با اولین کامپیوتر را کسب کرد.
در تمام طول دبیرستان استیو در نشست‌ها و سخنرانی‌های عمومی شرکت HP حضور داشت و حتی یک بار در بین سخنرانی ویلیام هیولت؛ بنیانگذار شرکت HP در بین جمع از او خواست تا چند قطعه الکترونیکی برای ساخت یک پروژه درسی را در اختیارش گذارد. ویلیام هیولت که از درخواست جابز جوان متعجب شده‌بود قطعات مورد نیاز را در اختیارش گذاشت و او را برای دوره آموزشی به شرکت HP دعوت کرد.
بعد از پایان دوره دبیرستان جابز به کالج رفت ولی تنها بعد از یک ترم کالج را رها کرد و برای مطالعه برروی ادیان شرقی به هند سفر کرد. جابز در 1975 به آمریکا بازگشت و به عضویت گروهی به نام کلوپ کامپیوترهای خانگی درآمد.
تأسیس شرکت اپل
جابز در همانجا با استیو وزنیاک (Steve Wozniak) آشنا شد. این دو بعداً شرکت اپل را راه‌اندازی کردند. در آن زمان استیو وزنیاک در حال کار برروی یک کامپیوتر کوچک بود. جابز که به پتانسیل‌های بازاریابی کامپیوتر ساخت وزنیاک پی برده‌بود با او وارد کار شد.
در 1976 جابز و وزنیاک شرکت اپل را با نام Apple Computer Company راه‌اندازی کردند. جابز می‌گوید نام اپل (سیب) را به این جهت انتخاب کرد که یک تابستان برای کار به چیدن سیب در یک مزرعه مشغول بود.

در اوایل کار جابز و وزنیاک از فروش مایکروباس و ماشین حساب ساخت خود هزار و 300 دلار سود بردند. کار اصلی آن‌ها در آن زمان فروش بوردهای مدار و کار برروی ساخت یک کامپیوتر شخصی بود.
بعد از مدت کوتاهی در بازار کامپیوتر و الکترونیک، جابز به این نتیجه رسید که خلاء وسیعی در بازار کامپیوتر وجود دارد. در آن زمان تمام کامپیوترها مینفریم (Mainframe) بودند ولی پیشرفت‌های صنعت الکترونیک، در حال متحول کردن ساخت کامپیوترهای شخصی بود.
ساخت اولین کامپیوترهای شخصی اپل
جابز و وزنیاک کامپیوتر پیشینی که به نام Apple I فروخته بودند را دوباره طراحی کردند و با ایجاد تغییراتی آن را با نام Apple II در سال 1977 به بازار عرضه کردند و تنها در یک سال 2.7 میلیون دلار از فروش این کامپیوتر درآمد کسب کردند.
تنها در سه سال فروش شرکت آن‌ها به 200 میلیون دلار رسید. بسیاری از تحلیل‌گران رشد شرکت اپل را یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های رشد شرکت‌های تولیدی در تاریخ آمریکا می‌دانند.
اپل در آن زمان بخش بزرگی از بازار کامپیوترهای شخصی را در دست گرفت. جابز و وزنیاک در 1980 نسخه جدیدی از کامپیوتر خود به نام Apple III را معرفی کردند ولی این کامپیوتر مشکلات فنی و بازاریابی زیادی داشت و سرانجام نتوانست موفقیت Apple II را تکرار کند.
جابز که بیشتر در زمینه بازاریابی در اپل کار می‌کرد، در 1983 کامپیوتر جدیدی به نام Lisa را به بازار معرفی کرد. این کامپیوتر نیز به علت بالا بودن قیمتش نسبت به محصولات رقبای دیگر شکست خورد. در آن زمان شرکت ماشین‌های تجاری جهانی (IBM) بزرگترین رقیب اپل بود.
تا سال 1983 اپل نزدیک به نیمی از سهم خود در بازار کامپیوترهای شخصی را به IBM‌ واگذار کرد.

در 1984 اپل مدل کاملا متفاوتی از کامپیوترهای شخصی به نام Macintosh را معرفی کرد. این کامپیوتر اولین کامپیوتر شبیه به کامپیوترهای رومیزی کنونی دارای ماوس و رابط گرافیکی بود. این کامپیوتر نیز به علت افزایش رقابت از سوی شرکت‌های دیگر به موفقیت خوبی نرسید و همین امر شروع جدا شدن استیو جابز از شرکت اپل بود.
جداشدن از اپل و تاٰسیس NeXT
جابز در 1985 از مدیرعاملی شرکت اپل استعفا داد و به همراه چندی از کارمندان پیشین خود شرکت کامپیوتری دیگر به نام NeXT راه‌اندازی کرد. در 1988 این شرکت در مراسمی در شهر سان فرانسیسکو به عنوان یک شرکت فعال در زمینه کامپیوترهای آموزشی معرفی شد.
اولین محصولات شرکت NeXT با قدرت پردازش بالا، گرافیک مناسب و سیستم صدای قدرتمند بسیار پرطفدار بودند. بار دیگر مشکلی که برای کامپیوترهای اپل پیش آمده بود گربیانگیر NeXT شد. قیمت بالا، صفحه نمایش سیاه و سفید، عدم سازگاری با نرم‌افزارهای روز و قابلیت اتصال به کامپیوترهای دیگر از مشکلات محصولات NeXT بود.
تاٰسیس شرکت Pixar
NeXT یک شکست دیگر برای جابز بود. در 1986 استیو جابز شرکت کوچکی به نام Pixar را از جورج لوکاس، کارگردان معروف هالیوود خریداری کرد. حوزه کار Pixar انیمیشن‌های کامپیوتری بود.
نه سال بعد از پیوستن جابز به این شرکت اولین فیلم انیمیشن این شرکت به نام داستان اسباب بازی (Toy Story) منتشر شد و به فروش بسیار بالایی در جهان رسید. شرکت Pixar بعدها تولید سری فیلم‌های انیمیشن داستان اسباب بازی را ادامه داد و شرکت دیزنی بعد از مدتی تهیه کنندگی و پخش فیلم‌های تولید Pixar را برعهده گرفت. فیلم Mosters Inc. محصول شرکت Pixar بیشترین فروش آخر هفته در تاریخ فیلم‌های انیمیشنی در آمریکا را داشت.
بازگشت به اپل
در دسامبر 1996 اپل شرکت NeXT را به قیمت 400 میلیون دلار خریداری کرد و جابز به عنوان مشاور مدیرعامل به اپل بازگشت. بعد از یکسال از ورود مجدد استیو جابز، اپل در اقدامی غافلگیر کننده به همکاری با رقیب جدیش، مایکروسافت پرداخت.
در این همکاری اپل و مایکروسافت در زمینه تولید و معرفی فن‌آوری‌های کامپیوتری جدیدی با یکدیگر همکاری کردند.
در نوامبر 1997 استیو جابز اعلام کرد کاربران می‌توانند کامپیوترهای اپل را از طریق اینترنت یا تلفن سفارش دهند. از آنجا فروشگاه اپل به عنوان یک موفقیت بازاریابی جدید معرفی شد. تنها بعد از یک هفته از راه‌انداری، این فروشگاه به بزرگترین فروشگاه تجارت الکترونیک تبدیل شد. در 1997 استیو جابز به عنوان مدیرعامل موقت شرکت اپل معرفی شد.
در 1998 جابز نسل کامپیوترهای iMac را معرفی کرد که قدرت پردازش بسیار بالا و در عین حال قیمت مناسبی داشتند. در 1999 نیز iBook به عنوان نسل اول لپ‌تاپ‌های اپل معرفی شد. لپ‌تاپ‌های اپل آن زمان اولین کامپیوترهایی بودند که به فن‌آوری AirPort اپل مجهز شدند. این فن‌آوری به کاربران اجازه می‌داد به صورت بی‌سیم به اینترنت متصل شوند. در همین دوره استیو جابز مدیر عامل شرکت اپل شد.
استیو جابز تا اکتبر 2009 میزان 5.426 میلیون دلار از سهام اپل را در اختیار داشت. وی همچنین تا آن زمان 138 میلیون دلار از سهام شرکت دیزنی را در اختیار دارد. مجله فوربز (Forbes) سرمایه استیو جابز را تا سال 2009 حدود 5.1 میلیارد دلار تخمین زد. به این ترتیب وی چهل و سومین پولدار در آمریکاست.
یکی از شاخص‌ترین نکات در مورد استیو جابز که همکارانش همواره به آن اشاره می‌کردند، نحوه مدیریت اوست. بسیاری از کارمندان و همکارانش می‌گویند روحیه چالشگر و رقابتی جابز او را از دیگر رقبایش جدا می‌سازد.
جابز در 1991 با لاورین پاول ازدواج کرد. حاصل این ازدواج سه فرزند است.
سرطان لوزالمعده و مرخصی‌های جابز از اپل
در سال 2004 استیو جابز اعلام کرد که به سرطان پانکراس دچار شده‌بود. سرطان پانکراس یا لوزالمعده یکی از کشنده‌ترین و بدخیم‌ترین انواع سرطان است البته جابز می‌گوید نوع سرطان وی بسیار نادر و تقریباً خوشخیم است. در جولای 2004 طی عمل جراحی تومور از بدن جابز خارج شد.
در سال 2009 جابز اعلام کرد که از عدم توازن هورمون رنج می‌برد و طی یک عمل جراحی کبد پیوندی دریافت کرد و به مدت 6 ماه در مرخصی به سر میبرد.
در ژانویه 2011 استیو جابز اعلام کرد که به علت مشکلات پزشکی دوباره قصد دارد به مرخصی برود و در طول این مدت، تیم کوک وظیفه نظارت بر کارهای شرکت اپل را بر عهده خواهد داشت
در اوایل سال 2011 روزنامه انگلیسی Financial Times استیو جابز را به عنوان چهره برتر سال 2010 انتخاب کرد.
سرانجام در آگوست سال 2011 وی به علت پیشروی بیماری‌اش (سرطان لوزالمعده) از سمت خود (مدیر عامل شرکت اپل) استعفا داد و تیم کوک جای او را گرفت. جابز نیز به عنوان رئیس شرکت به فعالیت خود ادامه داد.

استیو در روز 5 اکتبر 2011 , تنها یک روز پس از معرفی آیفون جدید یعنی iPhone 4S درگذشت

روحت شاد

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
پنج شنبه 14/7/1390 - 15:15 - 0 تشکر 372689

مرگ بهترین ابتکار زندگی است. او مامور تغییر آن است.

هیچ کس نمی خواهد بمیرد. حتی افرادی که می خواهند به بهشت بروند حاضر نیستند به خاطر آن بمیرند. و همچنین مرگ مقصدی است که همه ی ما در آن شریک هستیم. هیچکس تا به امروز از آن فرار نکرده است. و باید هم چنین باشد. چرا که مرگ بهترین ابتکار زندگی است. او مامور تغییر آن است. او افراد قدیمی را از صحنه پاک می کند تا راهی برای افراد جدید باز شود. در حال حاضر فرد جدید شما هستید٬ البته نه خیلی دور از زمان حال٬ شما به آن فرد قدیمی تبدیل شده و می بایست که از صحنه پاک شوید. متاسفم که انقدر دراماتیک صحبت کردم. اما این یک واقعیت است.
زمان شما محدود است٬ پس سعی نکنید زندگی فرد دیگری را انجام دهید. به دام عقاید متعصبانه نیافتید – چرا که زندگی کردن با نتایج عقاید دیگران است. نگذارید صدای ناهنجار نظرات دیگران صدای شما را از بین ببرد. و مهم تر از هر چیز دیگری٬ شجاعت آن را داشته باشید که دنبال آن چیزی که قلب و بینش تان می گوید بروید. آنها یک جورایی همیشه می دانند که شما به دنبال چه چیزی هستید. همه ی چیزهای دیگر در درجه دوم قرار دارند.


هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
پنج شنبه 14/7/1390 - 15:17 - 0 تشکر 372690


هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
پنج شنبه 14/7/1390 - 16:11 - 0 تشکر 372697

دانش و فناوری

ادای احترام رهبران سیاسی و اقتصادی جهان به استیو جابز

۱۳۹۰/۰۷/۱۴
استیو جابز، بنیانگذار شرکت عظیم اپل که با ابداعات و ابتکارهای خود انقلابی را در صنعت رایانه، موسیقی و تلفن های هوشمند بوجود آورد، روز چهارشنبه پس از دست و پنجه نرم کردن با یک بیماری نادر درگذشت.

مرگ وی موجی از اندوه و واکنش ها را در جهان برانگیخت و رهبران سیاسی و اقتصادی، مدیران شرکت های بزرگ و صاحبان صنایع با ستایش از خلاقیت های استیو جابز از فقدان وی ابراز تاسف کردند.

باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا:

من و میشل با شنیدن خبر از دست دادن استیو جابز اندوهناک شدیم. استیو در میان بزرگترین مخترعان آمریکا جای دارد- شجاع برای متفاوت اندیشیدن، توانا به تغییر دادن جهان و به آنچنان باهوش تا بتواند این خواسته را جامه عمل بپوشاند.

استیو جابز با خلق یکی از موفق ترین شرکت های روی زمین از یک پارکینگ، قوه مبتکرانه آمریکایی را به نمایش گذاشت. جهان فردی با بینش را از دست داد و چه تقدیری از موفقیت استیو می توانست بهتر از این باشد که بیشتر مردم جهان توسط دستگاهی که او اختراع کرده است از درگذشت استیو جابز باخبر شوند.

بیل گیتس، رییس و بینانگذار شرکت مایکروسافت:

استیو و من ۳۰ سال پیش با هم آشنا شدیم و بیش از نیمی از عمرمان را همکار، رقیب و دوست بوده ایم. جهان به ندرت فردی را به خود دیده است که همانند جابز اثرگذار بوده باشد؛ تاثیراتی که برای چندین نسل باقی مانده است. برای کسانی که این بخت را داشته اند تا با او کار کنند، این یک افتخار بزرگ بوده است. من بی اندازه دلتنگ استیو خواهم بود.

نیکلا سرکوزی، رییس جمهور فرانسه:

توانایی او برای ایجاد انقلاب در همه بخش های اقتصادی با نیروی تخیل و فناوری، الهام بخش میلیون ها مهندس و کارآفرین در سراسر جهان بوده است.

تلاش های او برای جذاب ساختن فناوری های نوین و ساده سازی آن به منظور بهره گیری از آنها در موفقیت های اقتصادی، صنعت رایانه در جهان، ارائه محصولات فرهنگی، ارتباطی و حتی دنیای سینما را دگرگون ساخت.

مارک زاکربرگ، بنیانگذار فیس بوک:

استیو، ممنون برای اینکه یک مرشد و دوست بوده ای. ممنون که به ما یاد دادی، با آنچه که ساخته ای می توان دنیا را تغییر داد.

استفن الوپ، رییس شرکت نوکیا:

جهان یک فرد تصویرپرداز را امروز از دست داد. علاقه استیو به ساده سازی و ظریف کاری، میراثی را برای ما به جا گذاشت که نسل های بعدی را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. امروز، تاسف من و دیگر کارکنان نوکیا همراه دوستان و خانواده ای خواهد بود که وی در کنار خود داشته است.

روپرت مورداک، رییس شرکت نیوزکورپوریشن:

امروز ما یکی از با نفوذترین متفکران، مبتکران و کارآفرینان همه دوران ها را از دست دادیم. استیو جابز به راحتی بزرگترین مدیر نسل عصر خود به شمار می رفت.

هاوارد استرینگر، رییس شرکت سونی:

عصر دیجیتال یکی از ستاره های تاثیرگذار خود را از دست داد اما ابداعات و ابتکارات استیو برای رویاپردازان و اندیشه گران همه نسل ها الهام بخش است.

مایکل دل، رییس شرکت دل:

امروز جهان یکی از رهبران تصویرپرداز و یک شمایل افسانه ای دنیای صنعت را از دست داد و من یک دوست و بنیانگذار پیشرو را از دست دادم. میراث استیو جابز در خاطر همه نسل ها خواهد ماند.

جف بیزوس، رییس شرکت آمازون:

استیو برای هر کسی یک آموزگار بود و امروز روزی اندوهناک برای کسانی است که به ابداع و استانداردهای بالا اهمیت می دهند.

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
پنج شنبه 14/7/1390 - 16:47 - 0 تشکر 372701

خدا رحمتش کنه....درسته واسه کاری که انجام میداد پول میگرفت ولی خب بالاخره انسان مفیدی برای جهان بود

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

پنج شنبه 14/7/1390 - 19:11 - 0 تشکر 372735

خدا او را بیامرزد و در کنار ادیسون جای دهد .

 

    عکس های طبیعت زیبای ایران 

 

 از وقتی ول کردیم شهید شدن رو و قناعت کردیم به شید نمایی ، کار خرابه . ...... (جلال آل احمد - کتاب ارزیابی شتابزده) 

 

جمعه 15/7/1390 - 11:27 - 0 تشکر 372869

سه داستان استیو جابز در سخنرانی دانشگاه استنفورد



استیو جابز در سال ۲۰۰۵ در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استنفورد شرکت کرد و یک سخنرانی مشهور در آنجا انجام داد. شاید بسیاری از شما قبلا این سخنرانی را دیده باشید اما در چنین روزی خواندن مجدد آن نکات زیادی را به ما یادآوری می کند و کسانی هم که تا به حال آن را ندیده اند می توانند از سخنان استیو جابز لذت ببرند.

توضیح نارنجی: برگردان این سخنرانی توسط نارنجی صورت نگرفته و متاسفانه به خاطر کپی شدن های متعدد، ما نتوانستیم منبع اصلی ترجمه را پیدا کنیم. بنابراین فقط آن را بازنشر می کنیم:

من امروز خیلی خوشحالم كه در مراسم فارغ‌التحصیلی شما كه در یكی از بهترین دانشگاه‌های دنیا درس می‌خوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده‌ام. امروز می‌خواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است.

اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی است:
من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در كالج رید ترك تحصیل كردم ولی تا حدود یك سال و نیم بعد از ترك تحصیل به دانشگاه می‌آمدم و می‌رفتم و خب حالا می‌خواهم برای شما بگویم كه من چرا ترك تحصیل كردم. زندگی و مبارزه‌ی من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیكی من یك دانشجوی مجرد بود كه تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد كه یك خانواده مرا به سرپرستی قبول كند. او شدیداً اعتقاد داشت كه مرا یك خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی قبول كند و همه چیز را برای این كار آماده كرده بود.

یك وكیل و زنش قبول كرده بودند كه مرا بعد از تولدم ازمادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود تا اینكه بعد از تولد من این خانواده گفتند كه پسر نمی خواهند و دوست دارند كه دختر داشته باشند. این جوری شد كه پدر و مادر فعلی من نصف شب یك تلفن دریافت كردند كه آیا حاضرند مرا به فرزندی قبول كنند یا نه و آنان گفتند كه حتماً. مادر بیولوژیكی من بعداً فهمید كه مادر من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده و پدر من هیچ وقت دبیرستان را تمام نكرده است. مادر اصلی من حاضر نشد كه مدارك مربوط به فرزند خواندگی مرا امضا كند تا اینكه آن‌ها قول دادند كه مرا وقتی كه بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند.

اینگونه شد كه هفده سال بعد من وارد كالج شدم و به خاطر این كه در آن موقع اطلاعاتم كم بود دانشگاهی را انتخاب كردم كه شهریه‌ی آن تقریباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت برای شهریه‌ی دانشگاه خرج می‌كردم بعد از شش ماه متوجه شدم كه دانشگاه فایده‌ی چندانی برایم ندارد. هیچ ایده‌ای كه می‌خواهم با زندگی چه كار كنم و دانشگاه چگونه می‌خواهد به من كمك كند نداشتم و به جای این كه پس انداز عمر پدر و مادرم را خرج كنم ترك تحصیل كردم ولی ایمان داشتم كه همه چیز درست می‌شود.

اولش كمی وحشت داشتم ولی الآن كه نگاه می‌كنم می‌بینم كه یكی از بهترین تصمیم‌های زندگی من بوده است. لحظه‌ای كه من ترك تحصیل كردم به جای این كه كلاس‌هایی را بروم كه به آن‌ها علاقه‌ای نداشتم شروع به كارهایی كردم كه واقعاً دوستشان داشتم. زندگی در آن دوره خیلی برای من آسان نبود. من اتاقی نداشتم و كف اتاق یكی از دوستانم می‌خوابیدم. قوطی‌های خالی پپسی را به خاطر پنج سنت پس می‌دادم كه با آن‌ها غذا بخرم.

بعضی وقت‌ها هفت مایل پیاده روی می‌كردم كه یك غذای مجانی توی كلیسا بخورم. غذا‌هایشان را دوست داشتم. من به خاطر حس كنجكاوی و ابهام درونی‌ام در راهی افتادم كه تبدیل به یك تجربه‌ی گران بها شد. كالج رید آن موقع یكی از بهترین تعلیم‌های خطاطی را در كشور می‌داد. تمام پوستر‌های دانشگاه با خط بسیار زیبا خطاطی می‌شد و چون از برنامه‌ی عادی من ترك تحصیل كرده بودم، كلاس‌های خطاطی را برداشتم.

سبك آن‌ها خیلی جالب، زیبا، هنری و تاریخی بود و من خیلی از آن لذت می‌بردم. امیدی نداشتم كه كلاس‌های خطاطی نقشی در زندگی حرفه‌ای آینده‌ی من داشته باشد ولی ده سال بعد از آن كلاس‌ها موقعی كه ما داشتیم اولین كامپیوتر مكینتاش را طراحی می‌كردیم تمام مهارت‌های خطاطی من دوباره تو ذهن من برگشت و من آن‌ها را در طراحی گرافیكی مكینتاش استفاده كردم. مك اولین كامپیوتر با فونت‌های كامپیوتری هنری و قشنگ بود.

اگر من آن كلاس‌های خطاطی را آن موقع برنداشته بودم مك هیچ وقت فونت‌های هنری الآن را نداشت. هم چنین چون كه ویندوز طراحی مك را كپی كرد، احتمالاً هیچ كامپیوتری این فونت را نداشت. خب می‌بینید آدم وقتی آینده را نگاه می‌كند شاید تأثیر اتفاقات مشخص نباشد ولی وقتی گذشته را نگاه می‌كند متوجه ارتباط این اتفاق‌ها می‌شود. این یادتان نرود شما باید به یك چیز ایمان داشته باشید، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، زندگی تان یا هر چیز دیگری. این چیزی است كه هیچ وقت مرا نا امید نكرده است و خیلی تغییرات در زندگی من ایجاد كرده است.

داستان دوم من در مورد دوست داشتن و شكست است:
من خرسند شدم كه چیزهایی را كه دوستشان داشتم خیلی زود پیدا كردم. من و همكارم «وز» شركت اپل را درگاراژ خانه‌ی پدر و مادرم وقتی كه من فقط بیست سال داشتم شروع كردیم ما خیلی سخت كار كردیم و در مدت ده سال اپل تبدیل شد به یك شركت دو بیلیون دلاری كه حدود چهارهزار نفر كارمند داشت.

ما جالب ترین مخلوق خودمان را به بازار عرضه كرده بودیم؛ مكینتاش. یك سال بعد از درآمدن مكینتاش وقتی كه من فقط سی ساله بودم هیأت مدیره‌ی اپل مرا از شركت اخراج كرد. چه جوری یك نفر می‌تواند از شركتی كه خودش تأسیس می‌كند اخراج شود؟ خیلی ساده. شركت رشد كرده بود و ما یك نفری را كه فكر می‌كردیم توانایی خوبی برای اداره‌ی شركت داشته باشد استخدام كرده بودیم. همه چیز خیلی خوب پیش می‌رفت تا این كه بعد از یكی دو سال در مورد استراتژی آینده‌ی شركت من با او اختلاف پیدا كردم و هیأت مدیره از او حمایت كرد و من رسماً اخراج شدم.

احساس می‌كردم كه كل دستاورد زندگی ام را از دست داده‌ام. حدود چند ماهی نمی دانستم كه چه كار باید بكنم. من رسماً شكست خورده بودم و دیگر جایم در سیلیكان ولی نبود ولی یك احساسی در وجودم شروع به رشد كرد. احساسی كه من خیلی دوستش داشتم و اتفاقات اپل خیلی تغییرش نداده بودند. احساس شروع كردن از نو.

شاید من آن موقع متوجه نشدم اخراج از اپل یكی از بهترین اتفاقات زندگی من بود. سنگینی موفقیت با سبكی یك شروع تازه جایگزین شده بود و من كاملاً آزاد بودم. آن دوره از زندگی من پر از خلاقیت بود. در طول پنج سال بعد یك شركت به اسم نكست تأسیس كردم و یك شركت دیگر به اسم پیكسار و با یك زن خارق العاده آشنا شدم كه بعداً با او ازدواج كردم.

پیكسار اولین ابزار انیمیشن كامپیوتر دنیا را به اسم توی استوری به وجود آورد كه الآن موفقترین استودیوی تولید انیمیشن در دنیا ست. دریك سیر خارق العاده‌ی اتفاقات، شركت اپل نكست را خرید و این باعث شد من دوباره به اپل برگردم و تكنولوژی ابداع شده در نكست انقلابی در اپل ایجاد كرد. من با زنم لورن زندگی بسیار خوبی را شروع كردیم.

اگر من از اپل اخراج نمی شدم شاید هیچ كدام از این اتفاقات نمی افتاد. این اتفاق مثل داروی تلخی بود كه به یك مریض می‌دهند ولی مریض واقعاً به آن احتیاج دارد. بعضی وقت‌ها زندگی مثل سنگ توی سر شما می‌كوبد ولی شما ایمانتان را از دست ندهید. من مطمئن هستم تنها چیزی كه باعث شد من در زندگی ام همیشه در حركت باشم این بود كه من كاری را انجام می‌دادم كه واقعاً دوستش داشتم.

داستان سوم من در مورد مرگ است:
هفده ساله بودم که در جایی خواندم اگر هر روز جوری زندگی كنید كه انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یك روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی كه توی آینه نگاه می‌كنم از خودم می‌پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم كارهایی را كه امروز باید انجام بدهم، انجام می‌دهم یا نه.

هر موقع جواب این سؤال نه باشد من می‌فهمم در زندگی ام به یك سری تغییرات احتیاج دارم. به خاطر دانستن این كه بالآخره یك روزی خواهم مرد برای من به یك ابزار مهم تبدیل شده بود كه كمك كرد خیلی از تصمیم‌های زندگی ام را بگیرم چون تمام توقعات بزرگ از زندگی، تمام غرور، تمام شرمندگی از شكست، در مقابل مرگ رنگی ندارند.

حدود یك سال پیش دكترها تشخیص دادند كه من سرطان دارم. ساعت هفت و سی دقیقه‌ی صبح بود كه مرا معاینه كردند و یك تومور توی لوزالمعده‌ی من تشخیص دادند. من حتی نمی دانستم كه لوزالمعده چی هست و كجای آدم قرار دارد ولی دكترها گفتند این نوع سرطان غیرقابل درمان است و من بیشتر از سه ماه زنده نمی مانم. دكتر به من توصیه كرد به خانه بروم و اوضاع را رو به راه كنم. منظورش این بود كه برای مردن آماده باشم و مثلاً چیزهایی كه در مورد ده سال بعد قرار بود به بچه‌هایم بگویم در مدت سه ماه به آن‌ها یادآوری بكنم.

این به این معنی بود كه برای خداحافظی حاضر باشم. من با آن تشخیص تمام روز دست و پنجه نرم كردم و سر شب روی من آزمایش اپتیك انجام دادند. آن‌ها یك آندوسكوپ را توی حلقم فرو كردند كه از معده‌ام می‌گذشت و وارد لوزالمعده‌ام می‌شد. همسرم گفت كه وقتی دكتر نمونه را زیر میكروسكوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه كردن كرد

چون كه او گفت كه آن یكی از كمیاب ترین نمونه‌های سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است. مرگ یك واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ كس دوست ندارد كه بمیرد حتی آن‌هایی كه می‌خواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترك در زندگی همه‌ی ما ست.

شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ كهنه‌ها را از میان بر می‌دارد و راه را برای تازه‌ها باز می‌كند. یادتان باشد كه زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی كردن به جای زندگی بقیه هدر ندهید.

هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید كه هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش كند و از همه مهمتر این كه شجاعت این را داشته باشید كه از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی كنید.

موقعی كه من سن شما بودم یك مجله‌ی خیلی خواندنی به نام كاتالوگ كامل زمین منتشر می‌شد كه یكی از پرطرفدارترین مجله‌های نسل ما بود این مجله مال دهه‌ی شصت بود كه موقعی كه هیچ خبری از كامپیوترهای ارزان قیمت نبود تمام این مجله با دستگاه تایپ و قیچی و دوربین پولوراید درست می‌شد. شاید یك چیزی شبیه گوگل الآن ولی سی و پنج سال قبل از این كه گوگل وجود داشته باشد.

در وسط دهه‌ی هفتاد آن‌ها آخرین شماره از كاتالوگ كامل زمین را منتشر كردند. آن موقع من سن الآن شما بودم و روی جلد آخرین شماره‌ی شان یك عكس از صبح زود یك منطقه‌ی روستایی كوهستانی بود. از آن نوعی كه شما ممكن است برای پیاده روی كوهستانی خیلی دوست داشته باشید. زیر آن عكس نوشته بود:

stay hungry stay foolish

این پیغام خداحافظی آن‌ها بود وقتی كه آخرین شماره را منتشر می‌كردند

stay hungry stay foolish

این آرزویی هست كه من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغ‌التحصیلی شما آرزویی هست كه برای شما می‌كنم.

اگر به یوتیوب دسترسی دارید می توانید ویدیوی این سخنرانی را با زیرنویس فارسی اینجا ببینید:

http://www.youtube.com/watch?v=4hIInsiQMho

منبع:narenji

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
جمعه 15/7/1390 - 13:59 - 0 تشکر 372919

سلامبهمگی

جهان نخبه ی بسیار هنرمندی رو از دست داد. مبتکر نابغه ای که واقعا کم نظیر بود. خیر بسیار ناراحت کننده ای بود. صد حیف و افسوس...
عمر نسبتا کوتاه اما بسیار بابرکتی داشتند ایشون...جهان فناوری خیلی مدیون این آقاست.
امیدوارم روح ایشون قرین آرامش باشه.

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.