• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن دانشجویی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
دانشجویی (بازدید: 836)
پنج شنبه 14/7/1390 - 3:41 -0 تشکر 372609
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با نخبگان و برگزیدگان علمی

 

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

 

حقیقتاً از ته دل خدا را شاكرم و با همه‌ى وجود از خداى متعال سپاسگزارى میكنم، به خاطر شما جوانهاى عزیز. به نظر من هر دلسوزى براى كشور، هر علاقه‌مندى به سرنوشت كشور، باید از این كه خدا امثال شماها را به كشور و به ما داده، از خداى متعال تشكر كند. من خیلى سپاسگزار این نعمت بزرگ هستم. الحمدللَّه ما جوانهاى خوب، مؤمن، بااستعداد، آماده‌ى به كار، زنده و پرطراوت داریم؛ دیگر بیش از این، یك ملت براى پیشرفت چه میخواهد؟

 

مطالبى كه دوستان اینجا گفتند، بسیار خوب بود؛ حقیقتاً فكر شده بود، كار شده بود. البته من این را عرض بكنم، هر حركتى آسیبهائى دارد؛ به تعبیر معروف، هر دیكته‌اى بالاخره غلطهائى دارد. راه غلط نكردن، دیكته ننوشتن است. ملت ما امروز دارد یك دیكته‌ى سنگینى را مینویسد؛ مسئولین، دولت، ملت، راه دشوارى را دارند طى میكنند. یك جاهائى سكندرى خوردن، لغزش پیدا كردن، زمین خوردن، طبیعى است. یك جا یك قدرى خسته شدن، عقب ماندن، هیچ نبایستى ما را متوحش كند كه چرا اینجورى شد. نه اینكه من از ذكر اشكالات و ایرادها ناراحت بشوم؛ اصلاً، این را مطمئن باشید. یكى از دوستان به عنوان اعتذار میگفتند نمیخواهم انتقاد كنم؛ میخواهم درددل كنم. انتقاد هم بكنید، اشكال ندارد. ما كه از انتقاد و بیان عیوب و اشكالات هیچ ابائى نداریم. خود ما هم میگوئیم، خوب هم حاضریم بشنویم؛ یعنى هیچ اشكالى ندارد. نبادا تصور شود كه گفتن ایرادها ایراد دارد؛ لیكن آنچه كه مهم است، این است كه وجود ایرادها ما را در صحت راه مردد نكند؛ در درستى كار، ما را متزلزل نكند. بمجردى كه یكى از همراهان فرضاً خسته شد، یا نشست، یا خواست ذره‌اى آب بخورد، یا برایش اشكالى پیش آمد، فراموش نكنیم كه كجا داریم میرویم. همیشه قله را در مقابل چشم داشته باشیم. حرف من این است.

 

مطالبى كه دوستان گفتند، بعضى از اینها البته مربوط به مسائل نخبگان است - كه به بنیاد نخبگان مربوط میشود - بعضى فراتر از مسئله‌ى نخبگان است، كه من اسمها را یادداشت كردم و ان‌شاءاللَّه گفته‌هاى برادران و خواهران هم در مجموعه‌ى دفتر مورد توجه قرار خواهد گرفت و به مسئولین منتقل هم میشود. خب، بعضى از حضرات مسئولین هم اینجا حضور دارند، كه این مطالب مورد توجه آنها قرار خواهد گرفت. بنابراین بعضى از اینها فراتر از مسئله‌ى نخبگان است؛ مربوط به مسئله‌ى علم است، مربوط به پیشرفت علم است. در این زمینه‌ها نكاتى گفته شد كه به نظر من اینها بسیار درست بود. یك چیزهائى هم جنبه‌هاى اجرائى دارد، كه این باز مربوط میشود به خانم سلطانخواه، به حیث معاونت علمى رئیس جمهور. البته ایشان درست میگویند؛ این كار شبیه رشته‌هاى بین‌رشته‌اى دانشگاه است؛ یك كارِ بین‌رشته‌اى است و به نحوى به همه ارتباط پیدا میكند. باید دستگاه‌هاى مختلف هم به ایشان كمك كنند. من شنیده‌ام - نه از گزارشهاى رسمى؛ از گزارشهاى غیر رسمى اطلاع دارم و شنیده‌ام - كه كارهاى خیلى خوبى انجام گرفته یا ان‌شاءاللَّه در شرف انجام است، كه امیدواریم خروجى آنها را مشاهده كنیم.

 

همین جا من عرض بكنم؛ این سندى كه ایشان ذكر كردند، كار بسیار مهمى است. این كه گفتند سند ملى نخبگان تدوین شده یا دارد تدوین میشود یا در مراحل تصویب است، براى من خبر خوشى بود. همه‌ى این مشكلاتى كه گفته شد، ناشى از فقدان چنین سندى است. ما مسئله‌ى شناسائى نخبه را داریم. پیش از شناسائى نخبه، شناسائى استعداد برتر را داریم كه در طول زمان تبدیل به نخبه خواهد شد؛ چون هر صاحب استعداد برتر كه نخبه نیست؛ بتدریج به نخبه تبدیل میشود. پس اول شناسائى استعداد برتر است، بعد مسیر این صاحب استعداد برتر به سمت نخبه شدن، بعد رسیدن به نقطه‌ى ثمردهى - كه در واقع همان نقطه‌ى نخبه شدن است، كه معمولاً در مقطع تحصیلات تكمیلىِ كارشناسى ارشد و دكترى یك چنین چیزى پیش مى‌آید و این جوان به نخبه تبدیل میشود - بعد از آن، ادامه‌ى كار نخبه.

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

پنج شنبه 14/7/1390 - 3:43 - 0 تشکر 372610

همه توجه داشته باشند - شاید هم همه‌تان توجه دارید - وقتى كسى حائز عنوان «نخبه» میشود، تازه كار او شروع میشود. خطاست اگر خیال كنیم كه حالا كسى نخبه شد، پس خیالش راحت، یك امتیازاتى هم دارد، یك نامى هم دارد؛ نه، وقتى كه نخبه شدیم، این اول راه است. خب، اگر بخواهیم همه‌ى این مراحل را ببینیم و درست دنبال كنیم و تدوین كنیم، احتیاج است به همین سندى كه ایشان اشاره كردند. بنابراین، این سند مهم است. من تأكید میكنم؛ حالا كه تدوین شده، ان‌شاءاللَّه زودتر تكمیل بشود یا اصلاح بشود یا تصویب بشود - هر كارى كه بناست بشود - و به مرحله‌ى اجرا دربیاید و عملیاتى شود.

به چند مطلبى كه دوستان بیان كردند، اشاره میكنم. راجع به آن مسئله‌ى اَشرافیت فرهنگى و آقازاده‌هاى فرهنگى كه آن دختر عزیزمان گفتند، من در این زمینه واقعاً چیزى نشنیده‌ام. با اینكه تصور خودم این است كه در مسائل گوناگون گزارشهاى متنوعى را میشنوم، اما این براى من خیلى حرف تازه‌اى بود. ایشان گفتند مصادیقى هم در اختیار دارند. حتماً به من منعكس بشود، یعنى گزارش بنویسید. واقعاً اگر چنین چیزى هست، خیلى بد است. من چیز قابل توجهى در این زمینه نشنیده‌ام. البته ممكن است پسر یا دخترِ فلان مسئول توى دبیرستان یا توى دانشگاه پُز بدهد كه من مثلاً پسر فلانى‌ام،

اما این به صورت یك فرآیند تربیتى دربیاید، تأثیراتى بگذارد بر روى گزینش، بر روى سوادِ بیشتر پیدا كردن و چه و چه، خیلى چیز بدى است. اگر چنین پدیده‌اى وجود داشته باشد، باید جلویش را گرفت. من از خانمى كه این مطلب را بیان كردند، میخواهم كه این موارد را بنویسند و براى من ذكر كنند.

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

پنج شنبه 14/7/1390 - 3:48 - 0 تشکر 372612

نكته‌ى دیگر این است كه یكى از دوستان گفتند جوانها كارهاى خوبى دارند میكنند، در مسائل گوناگون فكر میكنند، منتها براى اینها مجالى به منظور مطرح شدن و منشأ اثر قرار گرفتن وجود ندارد. فرض بفرمائید در شوراى عالى انقلاب فرهنگى، یا در همان نشستهاى راهبردى كه اشاره كردند - كه ان‌شاءاللَّه ادامه پیدا میكند - جوانها هم حضور پیدا كنند. البته این حرفِ منطقى است، این حرف درستى است؛ حتماً حضور جوانها در بعضى از بخشها تأثیر میگذارد. این را من بگویم؛ ببینید شماها همه‌تان جوانید و من در حضور شما جوانهاى عزیز - كه خب، همه‌تان بچه‌هاى من هستید، فرزندان من هستید - دوستانه و پدرانه به شما عرض میكنم؛ اینجور نیست كه در همه‌ى بخشهاى گوناگون، حضور جوان مثبت باشد. یكى از خانمها در مورد قضا انتقاد كردند و گفتند وارد كردن قاضى‌هاى جوان، به ناكارآمدى دستگاه قضا منتهى میشود؛ قاضى‌ها بایست پخته باشند.

خیلى خوب، این خیلى حرف جالبى بود؛ من این حرف را یادداشت كردم. یك جاهائى همین جور است. البته در یك بخشهائى - كه بخشهاى محدودى هم نیست - حضور جوان تأثیرات بسیار مثبت و سازنده و پیشبرنده‌اى دارد؛ اصلاً فضاى جدید و افق جدیدى را در مقابل چشم همه باز میكند؛ اما همه جا اینجور نیست. به هر حال حتماً بایستى از جوانها استفاده بشود، منتها من این نكته را بگویم؛

ببینید عزیزان! فكر شما و كارى كه كردید و راه نوئى كه پیدا كردید، پیشنهادى كه به نظرتان رسیده، تأثیرگذارى‌اش فقط این نیست كه این فوراً به دستگاه اجرائى منتقل بشود و فوراً یك ترجمه‌ى عملیاتى بشود و اجرائى و عملیاتى شود؛ نه، این تنها تأثیر نیست. یكى از مهمترین تأثیرات همین فكر كردنها این است كه شما فضاسازى میكنید، گفتمان‌سازى میكنید. در نتیجه، در یك فضاى معتقد به یك مبناى فكرى یا عملى، رئیس جمهور هم همان جور فكر میكند، وزیر هم همان جور فكر میكند، مدیركل هم همان جور فكر میكند، كاركنان هم همه همان جور فكر میكنند؛ این خوب است. و شما این كار را انجام میدهید. فكر كنید، بگوئید، بنویسید، در مجامعِ خودتان منعكس كنید؛ آن كرسى‌هاى آزاداندیشى را كه من صد بار - با كم و زیادش - تأكید كردم، راه بیندازید و اینها را هى آنجا بگوئید؛ این میشود یك فضا. وقتى یك فضاى گفتمانى به وجود آمد، همه در آن فضا فكر میكنند، همه در آن فضا جهتگیرى پیدا میكنند، همه در آن فضا كار میكنند؛ این همان چیزى است كه شما میخواهید.

بنابراین اگر چنانچه این كارى كه شما مثلاً در فلان نشستتان، در فلان مجموعه‌ى دانشجوئى‌تان كردید، فكرى كه كردید، ترجمه‌ى عملیاتى نشد، به صورت یك قانون یا به صورت یك دستورالعمل اجرائى درنیامد، شما مأیوس نشوید؛ نگوئید پس كار ما بى‌فایده بود؛ نخیر. و من به شما عرض بكنم؛ در این پانزده شانزده سال اخیر، همین حركت علمى‌اى كه آغاز شده، همین جور آغاز شده؛ همین جور امروز علم شده یك ارزش؛ چند سال قبل اینجورى نبوده. ما همین طور روزبه‌روز هى پیش رفتیم.

یك روزى یك چیزهائى گفته میشد كه به گوشها سنگین مى‌آمد. من یك روزى مسئله‌ى «تولید علم» را مطرح كردم، بعد دیدم بعضى جاها نشسته‌اند روى كلمه‌ى «تولید علم» دارند خدشه میكنند - حالا یك مناقشه‌ى لفظى - كه علم قابل تولید نیست! امروز این به صورت یك گفتمان قطعى در آمده؛ شماها گله‌مندید از این كه این كار در مقطع خاص خودش پیش نمیرود. این خیلى پیشرفت است. بنابراین بایستى كار كرد. و كار كنید، فكر كنید؛ حتماً تأثیر دارد.

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

پنج شنبه 14/7/1390 - 3:56 - 0 تشکر 372613

از من سؤال شد نظرم در مورد علوم پایه چیست؟ همین طور كه اشاره كردند، من چندین بار راجع به علوم پایه بحث كرده‌ام. من علوم پایه را خیلى مهم میدانم. من یك وقتى گفتم علوم پایه در مقایسه‌ى با علوم كاربردى‌اى كه ما داریم، مثل یك ذخیره‌ى بانكى است در مقابل پولى كه شما توى جیبتان میگذارید. شما براى خودتان یك مقدار ذخائر بانكى دارید كه پشتوانه‌ى كار شما، مایه‌ى امید شما، منشأ درآمدهاى شما آن است. البته یك مقدار هم پول توى جیبتان میگذارید و خرج میكنید. نمیخواهیم جسارت كنیم؛ واقع قضیه این است. این علوم كاربردى‌اى كه امروز وجود دارد، اینها همه‌اش همین پولهائى است كه ما داریم خرج میكنیم. یك ملت مجبور است مهندسى داشته باشد، شهرسازى داشته باشد، صنایع داشته باشد، پزشكى داشته باشد، سلامت و درمان داشته باشد؛ اینها پولهائى است كه روزانه داریم خرج میكنیم؛ اما مایه و ریشه‌ى اصلى این علوم، علوم پایه است.

من امسال ماه رمضان هم راجع به علوم انسانى یك صحبتى با همین دانشجوها و جوانها كردم، قبلاً هم یك صحبتهائى داشتم، ان‌شاءاللَّه بعداً هم ما یك جلسه‌اى مخصوص علوم انسانى با همین اصحاب فكر و فرهنگ و امثال شما جوانهاى خوب خواهیم داشت. علوم انسانى روح دانش است. حقیقتاً همه‌ى دانشها، همه‌ى تحركات برتر در یك جامعه، مثل یك كالبد است كه روح آن، علوم انسانى است. علوم انسانى جهت میدهد، مشخص میكند كه ما كدام طرف داریم میرویم، دانش ما دنبال چیست. وقتى علوم انسانى منحرف شد و بر پایه‌هاى غلط و جهان‌بینى‌هاى غلط استوار شد، نتیجه این میشود كه همه‌ى تحركات جامعه به سمت یك گرایش انحرافى پیش میرود.

امروز دانشى كه غرب دارد، شوخى نیست؛ چیز كوچكى نیست. دانش غرب یك پدیده‌ى بى‌نظیر تاریخى است؛ اما این دانش در طول سالهاى متمادى در راه استعمار به كار رفته، در راه برده‌دارى و برده‌گیرى به كار رفته، در راه ظلم به كار رفته، در راه بالاكشیدن ثروت ملتها به كار رفته؛ امروز هم كه مى‌بینید چه كار دارند میكنند. این بر اثر همان فكر غلط، نگاه غلط، بینش غلط و جهتگیرى غلط است كه این علم با این عظمت - كه خود علم یك چیز شریفى است، یك پدیده‌ى عزیز و كریمى است - در این جهتها به كار مى‌افتد. البته در مورد علوم انسانى نكات خوبى را یكى از دوستان اینجا بیان كردند.

من چند تا نكته را اینجا یادداشت كرده‌ام كه به شما عرض بكنم. یك مسئله این است كه كشور نیاز دارد به دانشمندانى كه عاشق كشور و عاشق مردم و عاشق هویت خود و سرنوشت ملت خودشان باشند. بدون این احساس دلبستگى، كار پیش نمیرود. آن دانشمندى كه دانش برایش ابزارى است براى پول درآوردن و اینها، او نمیتواند خیلى به سرنوشت كشورش كمك كند. من به شما عرض بكنم؛ در طول زمان - البته همیشه همین جور بوده، اما امروز بیشتر است - دنیا یك مصاف بوده است، محل درگیرى بوده است، یك عرصه‌ى معارضه و مبارزه‌ى انسانها بوده است به خاطر طبیعت انسانها؛ هر كسى كه احساس قوّت كرد، پنجه مى‌اندازد در آن فرد ضعیف؛ ترحمى وجود ندارد. مگر اینكه مهار و زمام دین و اعتقاد دینى وجود داشته باشد.

سرداران صدر اسلام وارد كشورها كه میشدند، هرچند آن ملتهاى مغلوب نهایت سختگیرى را با آنها كرده بودند، اما وقتى وارد میشدند، با اخلاق وارد میشدند و رفتار دینمدارانه میكردند. حتّى تا زمان جنگهاى صلیبى - چند قرن بعد از آغاز اسلام - همین معنا وجود داشته. وقتى مسیحى‌ها كه از اروپا آمده بودند، وارد بیت‌المقدس میشدند، مسلمانها را قتل‌عام میكردند - میدانید جنگهاى صلیبى نزدیك دویست سال طول كشیده، هى رفت و برگشت داشته - وقتى مسلمانها غالب میشدند، بعكس؛ نسبت به آنها محبت میكردند. در صدر اسلام، در همین منطقه‌ى شامات كه متعلق به امپراتورى روم شرقى بود، یك اقلیت یهودى وجود داشتند؛ وقتى مسلمانها آمدند، اینها قسم میخوردند - عین عبارت آنها در تاریخ ثبت شده - میگفتند به تورات قسم، شماها بهترین مردمانى هستید كه تا حالا اینجا بر ما حكومت كرده‌اید. واقع قضیه هم همین بود. این به خاطر مهار دین است.

دین كه نبود، یك ملت غالب، ملت مغلوب را میفشرد؛ دینش را، فرهنگش را، اخلاقش را، حیثیتش را، غرورش را نابود میكند، افتخاراتش را محو میكند. من نمیخواهم از بعضى از دولتهاى غالب اسم بیاورم. البته آمریكا و غرب و اینها ظلم و جنایت میكنند، اما مخصوص آنها نیست؛ بعضى از كشورهاى دیگر هم اینطور هستند؛ یك جاهائى غلبه پیدا كردند، آنقدر وحشیگرى كردند كه بعد از گذشت سالهاى متمادى، از خواندن آن وقایع و از شدت قساوتى كه اینها به خرج دادند، مو بر تن انسان راست مى‌ایستد.

خب، یك ملت حالا میخواهد قدرت خودش را حفظ كند؛ مانع بشود از این كه به او هجوم بیاورند؛ چه هجوم ظاهرى و مادى و نظامى و امنیتى، چه هجوم نرم‌افزارى، هجوم اخلاقى، هجوم فرهنگى، تحقیر فرهنگى - كه در دهه‌هاى اخیر در دنیا باب شده - باید چه كار كند؟ باید هم سیاستمدارش، هم دانشمندش از خود فداكارى نشان بدهند. مقصودم این نیست كه حالا شما كه نخبه هستید، جوانید، بروید خودتان را فدا كنید، هیچ چشمداشت مادى نداشته باشید؛ نه، ما این پرتوقعى‌ها را هم نداریم. اما بدون دلبستگى‌هاى معنوى، یك مجموعه‌ى نخبه - چه نخبه‌ى سیاسى، چه نخبه‌ى علمى - نمیتوانند كشورشان را حفظ كنند؛ نمیتوانند به او قدرت بدهند.

در بین سیاستمدارها هم همین جور است. اگر سیاستمدار به فكر خودش بود، به فكر راحتى خودش بود، به فكر جیب خودش بود، به فكر شهوترانى خودش بود، نخواست بپردازد به آن همّ و غم اساسى و اصلى كه به طور طبیعى آسایش خودش را تحت تأثیر قرار میدهد، این كشور شكست خواهد خورد؛ نشانه‌اش شكست سلسله‌هاى پادشاهىِ متمادىِ پشت سر هم است. صفویه یك دولت مقتدر بود؛ با اقتدار سر كار آمد، با ایمان سر كار آمد؛ بعد به خاطر همین ضعفها، به خاطر غلبه‌ى همین خصوصیات، كارش به آنجا رسید كه میدانید. قاجاریه بدتر از آنها، پهلوى از همه‌شان بدتر.


ادامه دارد...!

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

پنج شنبه 14/7/1390 - 11:18 - 0 تشکر 372646

اقا دستت درد نکنه
خیلی عالی بود کاش قسمت بشه ما هم در چنین جایگاهی به دیدار ایشون نائل بشیم

شهدا را یاد کنیم با ذکر یک صلوات

 

اظهار دوستی به مردم نیمی از خرد است.امیرالمومنین علی(ع)

جمعه 15/7/1390 - 12:19 - 0 تشکر 372894

به نام خدا - سلام .

دهکده ی گرامی ممنون که این مطلبو در انجمن قرار دادی .

 برای امام زمان صلوات فرستادی ؟      

خدایا شکرت که هر چه دادی بهترین بود . 


 

دوشنبه 23/8/1390 - 13:38 - 0 تشکر 387627

فكر شما و كارى كه كردید و راه نوئى كه پیدا كردید، پیشنهادى كه به نظرتان رسیده، تأثیرگذارى‌اش فقط این نیست كه این فوراً به دستگاه اجرائى منتقل بشود و فوراً یك ترجمه‌ى عملیاتى بشود و اجرائى و عملیاتى شود؛ نه، این تنها تأثیر نیست. یكى از مهمترین تأثیرات همین فكر كردنها این است كه شما فضاسازى میكنید، گفتمان‌سازى میكنید.

خیلی عالی بود تا حالا به این نکته توجه نکرده بودم!

 

 -------------------------------------------------

چو ایران نباشد تن من مباد

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.