• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 1112)
دوشنبه 21/6/1390 - 18:12 -0 تشکر 364988
نه!نمی خواهم شهید شوم

سلام و سلام و سلام و سلام و.....

خلاصه بگم...شاید به عنوان یک مهمون ناخونده در اینجا.

من واقعا نمی خوام شهید بشم...

به صورت کلی مذهبیم. محجبه...ولایتی...حتی سه بار هم با کاروان راهیان نور به مناطق جنگی جنوب رفته ام. جزو بهترین خاطرات زندگی ام بود... و به خیلی از شهیدان هم عشق می ورزم.

اما ...

نمی خوام شهید شوم...هفتاد سال!!!...چون کار دارم...خیلی خیلی کار دارم تو دنیا...

واقعا تمایل دارم عمری خیلی طولانی به من عطا بشه و آرزو دارم سراسرش رو خدمت کنم...

چرا شهادت؟ تا وقتی زندگی موثری می تونم داشته باشم و تمام عمر به اسلام و شیعه و انسانیت خدمت کنم چرا شهادت؟ می خوام یک عالم بزرگ...یک دانشمند بشم...یک متفکر که میلیونها نفر رو هدایت کنه...و انقدر برکت داشته باشه عمرم که بعد مرگ دنیا به گریه بشینه...

من واقعا راجع به شهید و شهادت  اطلاعات و مطالعات زیادی دارم خیلی هم عمیق...ولی نمی خوام دشمن منو شهید کنه...با اینکه والاترین مقامه...نمی خوام حذف فیزیکی بشم...

با اینکه شهید به وجه الله می رسه و همیشه زنده ست و در آغوش خدا...و خیلی با اینکه های دیگه...ولی

حالا حالاها ایکاش نه جنگی بشه و نه دروازه شهادتی باز! 

انشاءالله اگه توفیقش رو هم کسب کنم بعد هفتاد سال خدمت و زندگی گهربار...

تا وقتی توی این دنیا میشه هزاران بندگی کرد و برای خدا تمام زندگی رو وقف کرد...

من آرزو دارم زنده بمانم...

حالا حالاها................

--------------------------------------------

پ.ن: شاید نظرم بعدها عوض بشه. ولی خیلی راجع به این قضیه فکر کردم. فعلا همینه.

ویرایش1-سیر تحول فکری و روحی ام رو می نویسم تا دریابید از کجا به چنین تفکری رسیدم:

یادمه بار اول در 16 سالگی(دوم دبیرستان) همراه راهیان نور و مدرسه رفتیم مناطق. این اولین بار شد سراسر شور و حال و شیدایی. واقعا از خود
بیخود شدم.(اگه رفته باشید می فهمید چی میگم) خلاصه تب شهید و شهادت ما رو گرفت. گمون میگنم این سال شور بر شعورم غلبه داشت. برگشتیم و از

برکات این سفر محجبه شدنم، نماز اول وقت و ترک بزرگترین گناه شخصیم بود.و البته شیفتگی به همه ی شهدا و خصوصا چند فرمانده خاص. که تا حالا

هم باقی مونده خدارو شکر.

دومین بار درست یک سال بعد بود(سوم دبرستان) با همان کاروان و دوستان. این بار هم عاشقانه بود نه در همان شدت. اما حسابی تنور فکری ام داغ

شده بود و با  دوستان  مباحثه می کردیم. سعی کردم خیلی عقلانی تر به دفاع مقدس و مباحث جهاد و شهادت نگاه کنم و به فکر برداشت هایی عملی تر

باشم.، کمتر گریه کنم و هنگام بازگشت به جای خیلی ها که ماتم زده بودند ازاینکه این سفر هم به اتمام رسیده، شادی عمیقی حس می کردم. می خواستم

دیگر جوگیر نباشم و در تهران رویه معقولی در پیش بگیرم که منطبق با آرمان های شهدا باشه...
برکات این سفر شد وقتی دو سه  ماه بعد در بهار 88 کلید فتنه زده شد با هشیاری تمام مسائل رو تحلیل می کردیم و خداروشکر هر چه پیش آمد از قبل

پیشبینی کرده بودم. این بود که به لطف خدا راه رو در مسائل سیاسی گم نکردم.

و اما بار سوم بهمن89(سال اول دانشگاه) اینبار هم با راهیان نور...نمی دانم چه برسرم آمده بود که خیلی درگیر شور و احساسات نشدم هیچ، نتیجه ی

تفکراتم به غم خاصی مبدل شد، بخاطر آن همه شهید جوان پرپر شده و بزرگمردانی که خون داده بودند و امروز جامعه ما چقدر خوب(!) جواب خونهایشان را ... میداد...

خلاصه جای خالی همه ی آن مردان خدا بدجور در قلبم سنگینی می کرد.
 دیگر داشتم به این نتیجه می رسیدم که بس است هرچقدر خون داده ایم و زجر کشیده ایم و بس است همه ی مظلومیت های جامعه و مکتب ما
گفتم دیگر مسئولیتمان شهیدپرستی نیست. رهبر عزیزمان چقدر به نیاز علمی و فنی کشور تاکید دارد؟ امروز جهاد ما چیست؟
در همان بهمن با اتوبوس می رفتیم تشییع جنازه دانشجوی شهید ژاله صانع...به دوستانم گفتم:
نه، من تا کارخیلی خیلی بزرگی در این دنیا انجام ندهم، نمی خواهم حتی(!) شهید شوم.شاید بعد هفتاد سال اگر خدا توفیق دهد اما فعلا کارهای زیادی در پیش است. دوستانم حرفم را عجیب یافتند!
---------
گفتم دیگر آرمان من این باشد: انتقام از خون همه ی شهدایی که داده ایم. انتقام از هرچه ضربه که مستکبران و طاغوتیان دنیا برپیکر میهن و مکتب ما زده اند...

امام مهدی(عج) زنده است تا منتقم خون حسین ...تا برپاکننده ی همه ی آرمان های محقق نشده ی ایدئولوژی اسلام باشد
رهبر ما به خواست خدا هنوز زنده است. ما واقعا در نمازهایمان شهادت ایشان را خواستاریم یا عمر طولانی و سلامتی؟
آری امام ما، حضرت خامنه ای بوی شهادت می دهد، سینه اش را برای شهادت آمده فرموده و شوق وصال دارد...اما همه می دانیم که چقدر حضور

فیزیکی ایشان بین ما لازم و حیاتی است...که اگر بروند...خدا به داد انقلابمان رسد! که اگر رفته بودند در6 شهریور60...:(

خود ایشان به یقین اینها را بهتر درک می کنند...که اگر صبر و ایثارشان نبود...فداییان و بسیجیان نبودند...شک نکنید تا حالا از جام شهادت سرمست شده بودند.

این مثالی بود تا بهتر درکم کنید.

 

 

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


دوشنبه 21/6/1390 - 18:34 - 0 تشکر 364997

این رو هم اضافه کنم که به نظرم آن کسی که خداوند توفیق میده و به شهادت نائل میشه، واقعا خیلی به نفع خودشه(اگه کلمه ی به نفع درست باشه) یعنی قطعا رستگاره درست؟ ولی به نفع بقیه...به نفع مردم نیست.

در واقع اگر شهید نمی شد به نفع همه بود!

یه مثال: همین شهیدان بزرگوار "مسعود علی محمدی" و "شهریاری" که از دانشمندان بزرگ ما بودند...به تازگی...شهید شدند...پرپر شدند...فکر می کنید به سود که شد؟ فقط دشمن!

اگه خدایی نکرده مثلا صهیونیستهای ملعون بیان تک تک دانشمندان ما رو به شهادت برسونند...فقط به سود آنهاست. شک نکنید.

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


دوشنبه 21/6/1390 - 18:48 - 0 تشکر 365004

سلام.

خب هرکسی برای خودش هدفی داره هرکسی چیزی دوس داره.سلیقه ها متفاوته.

خب همین دانشمندامون و شهید کردن به ضرر ما تموم میشه. این شکی درش نیست.

به گفته شهید آوینی:زندگی زیباست اما شهادت زیباتر است.

خب میدونی آدم احساس میکنه بمونه تو دنیا شاید بعدا ها آخر زمون دووم نیاره پیش

این فتنه هایی که در پیش داریم. بعدشم کسی که شهید میشه بعضی سوال جواب هارو

ازش نمیپرسن.آدم دوس داره شهید بشه تا بمیره. چون شهید بشه جایگاهش فرق داره

بالاتره تا مردن.خب آدم میگه آخرش قراره بمیره پس چرا بمیره بیاد شهید بشه تازه

بهتره یه راست بهشت.

          کربلای جبهه ها یادش به خیر       سرزمین نینوا یادش به خیر               

 

       "شادی روح امام و شهدا صلوات"          

 

                                               

 
 
دوشنبه 21/6/1390 - 22:13 - 0 تشکر 365107

سلام بر سرداران عشق سلام بر شما
بله درسته...ولی با سخنان شما من می تونم اینطور برداشت داشته باشم که کسی که می خواد یک شهید باشه بیشتر از هرچیز به والاترین رویاهای شخصی خودش...به اوج سعادت خودش و حیات ابدی خودش می اندیشد...
این ابدا بد نیست ولیکن می تونیم نتیجه بگیریم کسی که حاضره از این همه امتیازات و اجر و ارج و قرب و مقام شهادت صرف نظر کنه انسان از خود گذشته تر و فداکارتریه در حقیقت...و اتفاقا اصصصصلا به "خویشتن" نمی اندیشد.
بنده ابدا ادعایی ندارم و حقیرتر از اونی هستم که حتی لیاقت شهادت داشته باشم
فقط از لحاظ تئوریک این برایم مسئله شده...
که آرزوی شهادت در اعماق خود خودخواهی ظریفی پنهان کرده.
این بدان معنا نیست که از جهاد پرهیز کرد. برعکس باید شوق جهاد را داشت ولی با آرزوی زنده ماندن و زندگی در راه خدا. نه شوق شهادت!
به این منطق که عرض کردم چه خورده ای می توان گرفت؟

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


چهارشنبه 23/6/1390 - 0:40 - 0 تشکر 365666

سلام

به به دوست خوبمون.. بحث فلسفی راه انداختیا...

خب .. ببین عزیز، قضیه رو یه جور دیگه ببین... اولا اینکه عمل به این چیزایی که گفتی هیچ منافاتی با شهادت نداره... اگه داستان ها و خاطرات مربوط به شهدا رو بخونی می بینی که زندگیشون چندبعدیه.. واقعاها ... هم تو اخلاق .. هم تو مذهب.. هم تو شوخی.. هم تو زندگی مشترک.. تو همه چی اول بودن.. نه.. اول شدن.. یعنی تلاش کردن

دوما.. مگه حتما باید جوون بود و شهید شد؟ که میگی میخوای عمر طولانی داشته باشی؟ خدا بهت عمر طولانی و باعزت بده رفیق:)..... بعدشم.. اونی که شهادت نصیبش میشه مطمئنا آدمیه که از فرصتهای زندگیش به بهترین نحو بهره می بره.. انشاءالله شهادت نصیبت بشه

و اینکه شهادت اصلا هم خودخواهی نیست عزیزجان، شهادت بهترین نوع ملاقات با خداست.. حیف این جونمون نیست که هدیه نکنیمش؟.. تازشم... شهید با مرگش ماندگار میشه و بعد از مرگش هم اثرش می مونه. همون طوری که الان خیلی از ماها از برکاتشون بهره مندیم......

کلا همین دیگه.

یاحق

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

چهارشنبه 23/6/1390 - 14:18 - 0 تشکر 365792

سلام بر شما
اول: ممنون از حضورت دوست عزیزم. و ممنون از نقد خیلی خیلی خوبت...خیلی لذت بردم...واقعا به نظرم این مسئله رو خیلی عمیق و درست فهمیده ای. و اشارات به جایی کردی...خیلی روش تأمل کردم.
-----------------
دوم: خوبه که نیتم از این بحث رو درک کردی: بحث فلسفی. بله وگرنه من عددی نیستم که از این ادعاها داشته باشم. خواستم از نظر عقلانی "برترین حالت ممکن" رو به چالش بکشم.
----------------
سوم: بله...قبول اینها منافاتی با شهادت نداره...(در واقع تفکرات من هم با این جوابیه شما منافاتی نداره اما شما حق داری، اون چیزی که من نوشتم ظاهرش این طور برمیاد...شاید بهتر بود جور دیگه ای مقصودم رو بیان می کردم)

چهارم: حق با شماست...زندگی شهدا مطابق با آرمانهای من هم هست...یعنی در همه ی جنبه ها برتر بودن و خدایی بودن و وقف خدا بودن...فقط یک نکته رو در مورد شهدا نمی فهمم و برنمی تابم. که عرض می کنم. بعد خط چینها:
-------
دوما شما کاملا درسته. اما پس چرا خیلی از رزمنده های ما در دفاع مقدس از خداوند شهادت رو میطلبیدن؟
چرا دعا نمی کردن که زنده بمونن تا بیشتر خدمت کنن؟تا بیشتر بندگی کنن؟ تا جنگ تموم بشه و برای اسلام به فعالیتهای خودشون ادامه بدن؟ این طوری برای همه بهتر نبود؟ برای اسلام؟ برای انسانها؟
شهادت اصلا خودخواهی نیست. همین که حاضر بودند تا جان عزیز و مبارکشان رو بگذارند کف دست و در راه خدا به میدان جهاد برن یعنی ایثاری بی نظیر و عظیم...یعنی اوج از خودگذشتگی...ولی الان من به نقطه ای رسیدم که چرا بگیم اوج از خود گذشتگی؟

اونی که زنده میمونه و زجر میکشه و همه زندگشیو وقف میکنه در راه آرمانش، از خود گذشتگی اش والاتر نیست؟
شاید بگی شهادت رو خدا عطا میکند به اون کس که به لیاقتش نائل بشه. من می گم پس بگذاریم خود خداوند عطا کنه. ما دعا نکنیم. شاید این موضوع الان منطقی به نظر نیاد
ولی اون فرهنگی که در زمان دفاع مقدس بود. فرهنگی که شوق شهادت داشتند...
یه کم منو اذیت میکنه!
چرا شهید همت از خداوند می خواهند که نه اسیر بشوند و نه جانباز فقط شهادت؟ چرا ایشون نطلبیدند زنده ماندن را برای خاطر حضرت دوست؟

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


چهارشنبه 23/6/1390 - 14:31 - 0 تشکر 365801

شاید بگویید عاشق نشده ای تا بفهمی...شهادت را عمیق درک نمی کنی...
شاید عقیده ام با عقیده و نگاه عارفانه جور درنیاد...
شاید بگویید شهادت در دین و عرفان و سیره ی ما برترین راه رسیدن به خداست...
می گویم: درست...
ولیکن از اونجایی که دانشجوی فلسفه ام و به دنبال برترین ایده از لحاظ نظری... میگویم به نظرم می آید آمادگی برای شهادت با شوق شهادت تفاوت ظریفی داره...و آمادگی داشتن برای شهادت برتره تا شوق شهادت داشتن...
و هر دو تاشون از همه ی حالتهای دیگه برترن...
گفتم که...من در حد این حرفها نیستم. می خوام به یک فلسفه ی درست برسم.

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


چهارشنبه 23/6/1390 - 15:28 - 0 تشکر 365811

با سلام حضور helella16 عزیز

نمیدانم بتوانم درست بیان کنم ولی تا حد توانم سعی میکنم واضح برایت بگویم . به نظر من با اینکه می گویی شهید وشهادت را میشناسی ولی به عمق مطلب  معرفت نداری .ولی این مسئله چنان واضح است که برایت میگویم امیدوارم موثر بشود ان شاء الله

دوست عزیز، وقتی میگویی ما با زندگی کردن  موفقتریم تا در شهادت . این را بخاطر بسپار که همه چیز طبق روال وپیش بینی و خواست ما اتفاق نمی افتد

یعنی ما همه دوست داریم که دانشمند شویم .هیچ کس دوست ندارد که شغل پایین اجتماع را داشته باشد هرچند آن هم لازم است برای گذران احتیاجات جامعه . ولی حال که همه ما دوست داریم  دانشمند شویم موقعیت آنرا پیدا میکنیم ؟

.عوامل مختلفی در این کار دخیل است

1- سلامتی 2- هوش 3- خلاقیت و استعداد 4- پول و درآمد 5- وقت وزمان 6- اساتید 7- امکانات استانی و اجتماع 8- پشتکار و...............  هزازان نکته دیگر

آیا فکر کرده ای در رابطه با آنها؟

 تمام  اینهارا خدا به همه کس نمی دهد و گرنه همه دانشمند میشدند.

دوست عزیز اگر  ان شاء الله  حتی توانستی دانشمند شوی دلیل نمیشود که آرزوی شهادت نکنی

شهادت برای این دنیا فایده بسیار دارد که یکی از آن فرهنگ ظلم ستیزی را می سازد و زیر بار ظلم نرفتن . آیا خود شهادت دانشمند می پروراند .من بسیار کسان را میشناسم که به خاطر شهدا وفرهنگ آنها سطح معلومات خود را بالا برده اند

چه بسیارند دانشمندان خود فروخته و کسانی که علم خود را به بیگانگان برای نابودی بشر فروخته اند

پس هر دانشمندی نمی تواند خوب باشد اگر تزکیه نکرده باشد

شهید با شهادتش و مرگ مظلومانه اش دعوت به خیر وخوبی و تقوا میکند و راهش را به معرض دید میگذاردو رهرو میطلبد

حتی یکی از شاگردان این اساتید شهید در تشییع جنازه استادش در جلوی دوربین اعلام کرد که من قسم میخورم که با خوب درس خواندنم استاد هسته ای شوم وراه شهید راادامه و انتقام  ایشان را این چنین بگیرم و این را بدان که دشمن سوء استفاده نمی تواند بکند ممکن است ما ظاهرا کسی را از دست بدهیم ولی هزاران منفعت دیگر در پرتو شهادت برای جامعه عاشق شهادت می آید

وشهید با شهادتش فرهنگ سازی می کند .سخنرانی وکتب  شهید مطهری در مورد شهید وشهادت کمکت خواهد کرد.

ضمنا آیا نمیدانی که شهید فقط برای این دنیا نیست شهید 70 نفر را میتواند شفاعت کند .پس بدرد افراد جامعه  و برای عاقبت به خیر شدن ایشان می خورد

با ریختن اولین قطره خون شهید ،خودش از همه گناهان پاک میشود آیا در مورد یک دانشمند ضمانت میکنی که هیچ گناهی نداشته باشد  و بعد از فوت عادی  عاقبت به خیر شود و مشکلی درآن دنیا نداشته باشد

نمیخواهم بگویم من خود لیاقت شهادت را دارم ولی بی صبرانه آرزوی شهادت برای همه عاشقان شهادت میکنم.

حرفها زیاد است اما نکته آخری که برایت مفید میدانم این است ومن دیگران را اینگونه به آرزوی شهادت داشتن دعوت میکنمم

مگر ما نباید روزی بمیریم و روزی عمرمان به پایان میرسد پس چه بهتر که این مردن با شهادت در راه خدا همراه باشد .

. پس چه بهتر که بگوییم خداوندا مرگ ما را شهادت در راه خود قرار ده

همه می میرند ولی همه شهید نمی شوند پس چه بهتر که پایان عمرمان با شهادت ورق بخورد .آمین یا رب العالمین.

 شهادت هنر مردان خداست

چهارشنبه 23/6/1390 - 17:34 - 0 تشکر 365846

mother گفته است :
[quote=mother;22312;365811]

با سلام حضور helella16 عزیز

نمیدانم بتوانم درست بیان کنم ولی تا حد توانم سعی میکنم واضح برایت بگویم . به نظر من با اینکه می گویی شهید وشهادت را میشناسی ولی به عمق مطلب  معرفت نداری .ولی این مسئله چنان واضح است که برایت میگویم امیدوارم موثر بشود ان شاء الله

دوست عزیز، وقتی میگویی ما با زندگی کردن  موفقتریم تا در شهادت . این را بخاطر بسپار که همه چیز طبق روال وپیش بینی و خواست ما اتفاق نمی افتد

یعنی ما همه دوست داریم که دانشمند شویم .هیچ کس دوست ندارد که شغل پایین اجتماع را داشته باشد هرچند آن هم لازم است برای گذران احتیاجات جامعه . ولی حال که همه ما دوست داریم  دانشمند شویم موقعیت آنرا پیدا میکنیم ؟

.عوامل مختلفی در این کار دخیل است

1- سلامتی 2- هوش 3- خلاقیت و استعداد 4- پول و درآمد 5- وقت وزمان 6- اساتید 7- امکانات استانی و اجتماع 8- پشتکار و...............  هزازان نکته دیگر

آیا فکر کرده ای در رابطه با آنها؟

تمام  اینهارا خدا به همه کس نمی دهد و گرنه همه دانشمند میشدند.

دوست عزیز اگر  ان شاء الله  حتی توانستی دانشمند شوی دلیل نمیشود که آرزوی شهادت نکنی

شهادت برای این دنیا فایده بسیار دارد که یکی از آن فرهنگ ظلم ستیزی را می سازد و زیر بار ظلم نرفتن . آیا خود شهادت دانشمند می پروراند .من بسیار کسان را میشناسم که به خاطر شهدا وفرهنگ آنها سطح معلومات خود را بالا برده اند

چه بسیارند دانشمندان خود فروخته و کسانی که علم خود را به بیگانگان برای نابودی بشر فروخته اند

پس هر دانشمندی نمی تواند خوب باشد اگر تزکیه نکرده باشد

شهید با شهادتش و مرگ مظلومانه اش دعوت به خیر وخوبی و تقوا میکند و راهش را به معرض دید میگذاردو رهرو میطلبد

حتی یکی از شاگردان این اساتید شهید در تشییع جنازه استادش در جلوی دوربین اعلام کرد که من قسم میخورم که با خوب درس خواندنم استاد هسته ای شوم وراه شهید راادامه و انتقام  ایشان را این چنین بگیرم و این را بدان که دشمن سوء استفاده نمی تواند بکند ممکن است ما ظاهرا کسی را از دست بدهیم ولی هزاران منفعت دیگر در پرتو شهادت برای جامعه عاشق شهادت می آید

وشهید با شهادتش فرهنگ سازی می کند .سخنرانی وکتب  شهید مطهری در مورد شهید وشهادت کمکت خواهد کرد.

ضمنا آیا نمیدانی که شهید فقط برای این دنیا نیست شهید 70 نفر را میتواند شفاعت کند .پس بدرد افراد جامعه  و برای عاقبت به خیر شدن ایشان می خورد

با ریختن اولین قطره خون شهید ،خودش از همه گناهان پاک میشود آیا در مورد یک دانشمند ضمانت میکنی که هیچ گناهی نداشته باشد  و بعد از فوت عادی  عاقبت به خیر شود و مشکلی درآن دنیا نداشته باشد

نمیخواهم بگویم من خود لیاقت شهادت را دارم ولی بی صبرانه آرزوی شهادت برای همه عاشقان شهادت میکنم.

حرفها زیاد است اما نکته آخری که برایت مفید میدانم این است ومن دیگران را اینگونه به آرزوی شهادت داشتن دعوت میکنمم

مگر ما نباید روزی بمیریم و روزی عمرمان به پایان میرسد پس چه بهتر که این مردن با شهادت در راه خدا همراه باشد .

. پس چه بهتر که بگوییم خداوندا مرگ ما را شهادت در راه خود قرار ده

همه می میرند ولی همه شهید نمی شوند پس چه بهتر که پایان عمرمان با شهادت ورق بخورد .آمین یا رب العالمین.

شهادت هنر مردان خداست


سلام بر شما مادِر گرامی و بسیار ممنون از اینکه به بهترین نحو سعی کردید روشنم کنید.

1-بله من هنوز خیلی مونده به عمق مطلب پی ببرم. ولی لازمه ذکر کنم که متن بحث رو سعی کردم "سهل ممتنع" بنویسم(!) یعنی در برخورد اول بی نهایت خام به نظر می آید و کاملا ممکن است برداشت کنند که من با شهادت مسئله دارم! در حالی که من این لحن را به کار بردم تا بگویم شهادت والاترین راه وصل به معبود است اما هر چه باشد زیر سایه "زندگی فقط در راه خدا" قرار می گیرد.

------------------------------

2- اگر دقت کنید منظور من هر جا کلمه ی "زندگی" را به کار بردم "بندگی" بوده است...
(«وقتی میگویی ما با زندگی کردن موفقتریم تا در شهادت») _ما یعنی نه مایی که به خوشبختی خود می اندیشیم. ما یعنی مایی که فقط خدا و بندگی او و پیروزی اسلام در جهان برایمان اهمیت دارد.
--------------------
3- منظور من یک دانشمند عادی نبود. همان طور که می دانید، «مداد العلما افضل من دماء الشهدا» از امام خمینی.
------------------

4-(«ولی حال که همه ما دوست داریم دانشمند شویم موقعیت آنرا پیدا میکنیم»)_ من تنها به نفس آرزوی دانشمند و عالم شدن و خدمت کردن اشاره داشتم که اولین قدم است. در قدم های بعدی حق با شماست.

-----------------

5-(«تمام اینهارا خدا به همه کس نمی دهد و گرنه همه دانشمند میشدند.»)_ من هم می گویم ما باید عمیقا این را بخواهیم و همت پیشه کنیم تا لایق شویم خدا به ما بدهد. یعنی قدم اول.

-----------------

6-(«ان شاء الله حتی توانستی دانشمند شوی دلیل نمیشود که آرزوی شهادت نکنی»)_درسته. اما آرزوی شهادت را نمیکنم نه چون شهادت است. به خاطر اینکه نمی خواهم دشمن مرا حذف فیزیکی کند و مطمئنا در این دنیا این به سود دشمن است و اگر من واقعا بنده مخلص باشم خداوند خود بهترین راه وصالش را برایم فراهم خواهد کرد.

----------------

7-(«شهادت برای این دنیا فایده بسیار دارد که یکی از آن فرهنگ ظلم ستیزی را می سازد و زیر بار ظلم نرفتن»)_ ولی یک اصل عقلانی به من می گوید اصولا این که با دشمن جهاد شود و مسلمین با حداقل شهید پیروز گردند خیلی خیلی بیشتر فایده دارد. فکر نکنم بتوانید ثابت کنید که اگر شهدای ما در 8سال دفاع مقدس کمتر بودند بهتر نمی شد تا الان.

----------------

8-(«آیا خود شهادت دانشمند می پروراند .من بسیار کسان را میشناسم که به خاطر شهدا وفرهنگ آنها سطح معلومات خود را بالا برده اند»)_ همان که گفتم. مداد العلماء افضل من دماء الشهدا" و اصولا عالم شهیدپرور است. اگر امام خمینی(ره) ای نبود انقلاب و دفاع و شهیدان هم به این صورت رقم نمی خورد.

---------------

9-(«چه بسیارند دانشمندان خود فروخته و کسانی که علم خود را به بیگانگان برای نابودی بشر فروخته اند »)_ این دانشمندی اصلا برای من محلی از اعراب ندارد. دانش در خدمت حق. فقط.

----------------
-10-(«وشهید با شهادتش فرهنگ سازی می کند .سخنرانی وکتب شهید مطهری در مورد شهید وشهادت کمکت خواهد کرد.»)_ تعدادی از کتب ایشون رو خونده ام و دارم میخوانم. به نظر شما اگر همین شهید، بجای آنکه از دنیا برود بماند و خود فرهنگ جهادی اسلام را گسترش بدهد بهتر نیست؟

---------------
-11-(شهید فقط برای این دنیا نیست شهید 70 نفر را میتواند شفاعت کند .پس بدرد افراد جامعه و برای عاقبت به خیر شدن ایشان می خورد)_ اگر بماند و 70 نفر بل بیشتر را هدایت کند که مستقیما بروند بهشت چه؟

--------------
12-(با ریختن اولین قطره خون شهید ،خودش از همه گناهان پاک میشود آیا در مورد یک دانشمند ضمانت میکنی که هیچ گناهی نداشته باشد و بعد از فوت عادی عاقبت به خیر شود و مشکلی درآن دنیا نداشته باشد)_نه ضمانتی نیست و البته هزاران بار سخت تر است. اگر می خواستم راه آسان تر را انتخاب کنم اصلا این تاپیک را نمی زدم!

-------------
13- از قضا نوع مردن خیلی بیشتر از انچه فکر میکنید برایم مهم است. و نکته آخر عرایضم نسبت به سخنان اخیر شما:
آیا پیامبر اکرم حضرت محمد(ص) که بی شک از محبوب ترین بندگان خدا هستند مستقیما از راه شهادت واصل شده اند؟ آیا امام خمینی با آن عمر طولانی سراسر عزت و برکت _ما ایشان را راحل می خوانیم_جایگاهی کمتر از شهدا دارند؟
آیا نباید از ظاهر شهادت گذر کرد و به عمق فلسفه آن رسید؟
گفتم:انشاءالله اگه توفیقش رو هم کسب کنم بعد هفتاد سال خدمت و زندگی گهربار...
جای خالی این است: به بهترین نحوی که خدا می پسندد از دنیا بروم. همان طور که مثلا خداوند برای حضرت ابراهیم یا محمد یا امام خمینی(سلام و درود و رحمت بر ایشان باد) آن گونه خواست.
و اگر شهادت بهترین است اگر لایق باشم اینطور میمیرم.

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


شنبه 26/6/1390 - 10:4 - 0 تشکر 366696

helella16 گفته است :

[quote=helella16;399461;365792]سلام بر شما
دوما شما کاملا درسته. اما پس چرا خیلی از رزمنده های ما در دفاع مقدس از خداوند شهادت رو میطلبیدن؟
چرا دعا نمی کردن که زنده بمونن تا بیشتر خدمت کنن؟تا بیشتر بندگی کنن؟ تا جنگ تموم بشه و برای اسلام به فعالیتهای خودشون ادامه بدن؟ این طوری برای همه بهتر نبود؟ برای اسلام؟ برای انسانها؟
شهادت اصلا خودخواهی نیست. همین که حاضر بودند تا جان عزیز و مبارکشان رو بگذارند کف دست و در راه خدا به میدان جهاد برن یعنی ایثاری بی نظیر و عظیم...یعنی اوج از خودگذشتگی...ولی الان من به نقطه ای رسیدم که چرا بگیم اوج از خود گذشتگی؟

اونی که زنده میمونه و زجر میکشه و همه زندگشیو وقف میکنه در راه آرمانش، از خود گذشتگی اش والاتر نیست؟
شاید بگی شهادت رو خدا عطا میکند به اون کس که به لیاقتش نائل بشه. من می گم پس بگذاریم خود خداوند عطا کنه. ما دعا نکنیم. شاید این موضوع الان منطقی به نظر نیاد
ولی اون فرهنگی که در زمان دفاع مقدس بود. فرهنگی که شوق شهادت داشتند...
یه کم منو اذیت میکنه!
چرا شهید همت از خداوند می خواهند که نه اسیر بشوند و نه جانباز فقط شهادت؟ چرا ایشون نطلبیدند زنده ماندن را برای خاطر حضرت دوست؟


سلام

اول بگم که کاش sadra2554 بود چون ایشونم فلسفه خوندن.. منتها الان نیستن تا چند ماه دیگه ما هم هرچی در توانمونه در خدمتتیم:)

اما بحثمون

خب گمونم متوجه منظورت شدم... اینکه چرا باید آرزوی شهادت کنن؟.. می فهمم چی میگی؟

اما خب شما بگو چرا نباید بکنن؟ ببین، به هرحال که همه ی ما باید از این دنیا بریم، دیر یا زود، خب، این عزیزان هم مرگ خودشون رو ، نوعش رو، خودشون انتخاب کردن، اونیکه رفتش جبهه میدونست هر لحظه امکان مردنش هست...

راستی یه چیزی، هیچ وقت اینو فکر نکن که اونا نمی خواستن تو این دنیا باشن، نه، اتفاقا اونا می خواستن اینجا باشن تا هم خدمت خلق کنن و هم توشه جمع کنن برا آخرت(که امیدوارم از این حرفم برداشت نکنی خودخواهن!!).. منظورم اینه که اونا، در عین تلاش برای این دنیا و خدمت به مردم، از خدا شهادت و مرگ رو می خواستن، اما سخنت اینه که چرا؟ خب همون دیگه باید عاشق باشی تا بفهمی :دییی

والا چی بگم.... الان با خودم گفتم کاش یه شهیدی اینجا بود.. گاهی دوست دارم یه شهیدی بیاد و برام صحبت کنه :)... البته شهید زنده دارم که برام می حرفه... ولی اون شهید هم میخوام:-). واسه اینکه من با فهم ناچیز خودم میگم و می ترسم چیزی بگم که درست نباشه... خودشون بهمون کمک کنن.

من احساس می کنم ، این شهدای ما، این تنکنا و زندان بودن دنیا رو احساس می کردن، خب حدیث هم داریم "الدنیا سجن المومن" واقعا هم اینطوره برای مومنین که در عذابن در این دنیا.. الهی بمیرم براشون... برا همین گمونم شهادت رو می طلبیدن... هم ملاقات خدا بود هم بهترین نوع ملاقات.. البته اینطور هم نبوده که تا قبل شهادت بشینن و متظر باشن نه، تا آخرین لحظه همون زندگی و یا همون بندگی رو داشتند

اما بااجازه در مورد پاسخهات به خانم mother

-(«ان شاء الله حتی توانستی دانشمند شوی دلیل نمیشود که آرزوی شهادت نکنی»)_درسته. اما آرزوی شهادت را نمیکنم نه چون شهادت است. به خاطر اینکه نمی خواهم دشمن مرا حذف فیزیکی کند و مطمئنا در این دنیا این به سود دشمن است و اگر من واقعا بنده مخلص باشم خداوند خود بهترین راه وصالش را برایم فراهم خواهد کرد.

خب دختر خوب، بهترین راه وصال از نظر دین مگه شهادت نیست؟... مرگ ملاقات با خداست، پس چه بهتر که به بهترین نحو باشه.. چرا فکر میکنی کشته شدن در راه خدا توسط دشمن بده؟ خب ما آیه قرآن داریم : ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا عند ربهم یرزقون  (خدا منو ببخشه گمونم دو تا آیه روقاتی کردم :دیی. ولی همینه کلش)

-(«آیا خود شهادت دانشمند می پروراند .من بسیار کسان را میشناسم که به خاطر شهدا وفرهنگ آنها سطح معلومات خود را بالا برده اند»)_ همان که گفتم. مداد العلماء افضل من دماء الشهدا" و اصولا عالم شهیدپرور است. اگر امام خمینی(ره) ای نبود انقلاب و دفاع و شهیدان هم به این صورت رقم نمی خورد.

کلامت صحیح، ولی با این نمیتونی شهادت رو رد کنی.. اینا دو مقوله ی جدا از هم هستند. شهادت شهادته ، و تربیتش توسط علما هم یه چیز دیگه است، دست علما درد نکنه ولی خیلی از همین علما هم دست رزمندگان اماده ی شهادت رو می بوسیدن بخاطر ارزش بالاشون.. خیلی از همین علما از شهدا خط میگیرن.

-(«وشهید با شهادتش فرهنگ سازی می کند .سخنرانی وکتب شهید مطهری در مورد شهید وشهادت کمکت خواهد کرد.»)_ تعدادی از کتب ایشون رو خونده ام و دارم میخوانم. به نظر شما اگر همین شهید، بجای آنکه از دنیا برود بماند و خود فرهنگ جهادی اسلام را گسترش بدهد بهتر نیست؟

گیر دادی ها :D...

خب عزیزجان، این شهید مطهری دیگه عمر نوح نمی خواست داشته باشه که، من  اینو نمیفهمم.. ببین.. هرکی یه روزی می میره، حالا اگه شهید بشه ایراد نداره که

حالا یه مثال می زنم تو خوشت بیاد:)،  حاج عبدالله والی رو می شناسی؟... ایشون تو زمان جنگ تو اون جو و حال، به دستور امام میرن یه منطقه ای به اسم بشاگرد جاییکه مردمش کمترین امکاناتی نداشتن حتی مرغ هم بلد نبودن چجور میشه باهاش غذا خورد یا چیزای دیگه... تو گوگل سرچ کنی می تونی ازش مطلب پیدا کنی.. حالا این شخص کی فوت می کنن، سال 85 اینا گمونم..یه سال بالا پایین نمیدونم ،خب ایشون جبهه رو ول میکنه میره اونجا رو اباد میکنه... الانم اونجا واسه خودش دانشگاه داره و الی آخر... نه من نه شما نمی تونیم بگیم ارزش ایشون بالاتره یا شهید همت، اصلا نمیتونیم بگیم... بازم به نظر من شهید ارزش خودشو داره

-(شهید فقط برای این دنیا نیست شهید 70 نفر را میتواند شفاعت کند .پس بدرد افراد جامعه و برای عاقبت به خیر شدن ایشان می خورد)_ اگر بماند و 70 نفر بل بیشتر را هدایت کند که مستقیما بروند بهشت چه؟

بالاخره که باید بره.. همون قبلیا:)

از قضا نوع مردن خیلی بیشتر از انچه فکر میکنید برایم مهم است. و نکته آخر عرایضم نسبت به سخنان اخیر شما:
آیا پیامبر اکرم حضرت محمد(ص) که بی شک از محبوب ترین بندگان خدا هستند مستقیما از راه شهادت واصل شده اند؟ آیا امام خمینی با آن عمر طولانی سراسر عزت و برکت _ما ایشان را راحل می خوانیم_جایگاهی کمتر از شهدا دارند؟
آیا نباید از ظاهر شهادت گذر کرد و به عمق فلسفه آن رسید؟
گفتم:انشاءالله اگه توفیقش رو هم کسب کنم بعد هفتاد سال خدمت و زندگی گهربار...
جای خالی این است: به بهترین نحوی که خدا می پسندد از دنیا بروم. همان طور که مثلا خداوند برای حضرت ابراهیم یا محمد یا امام خمینی(سلام و درود و رحمت بر ایشان باد) آن گونه خواست.
و اگر شهادت بهترین است اگر لایق باشم اینطور میمیرم.

بابا زودتر میگفتی من دق کردم.

ببین، این وسواس فکریه به نظرم... بله صددرصد شهادت بیشتر از ظاهرش بالاتر از اون اینه که به خاطر خدا میگذری از همه چی..... ببین داریم در دینمون که هرکس در حین کار یا درس خوانذن بمیره عین شهیده، خب؟ چرا؟ بخاطر اون جهاد و تلاشش بخاطر خدا، پس مرگ امام خمینی یا خیلیا دیگه رو میشه شهادت دونست.. اصلا شهادت چی هست مگه؟ به نظرم شهادت زیباترین مرگ طبیعیه... مرگیه که خودت اختیار میکنی... فرقی هم نداره...

نمیدونم والا

نظرت رو بگو

تابعد

یاعلی

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

شنبه 26/6/1390 - 10:16 - 0 تشکر 366701

به نام خدا
سلام
بحث شیرینی بود خیلی وقت بود تو مبحث شرکت نکرده بودم لذت بردم از نظرات تک تک کاربرااا
اما این حرف شما منو یاد سخن مولا علی ع تو نهج البلاغه انداخت دقیق ادرسش یادم نیست
حضرت میفرماید :من از اینکه چند سال عمر کنم وخدارو باعمق وجودم بشناسم بعد بمیرم رو بیشتر دوست دارم تا اینکه در طفولیت بمیرم
انسان وقتی طفله معصوم ه واگر در ان سن بمیره بهشتیه اما بعد که چند سالی عمر کرد خوب وبد رو میدونی وممکنه درحالی بمیره که گناهانی هم داشته باشه
مولا علی ع مردن در بزرگسالی رو بیشتر میپسنده ؟؟اخه وقتی ادم بزرگ میشه اگر خدارا انگونه که هست بشناسه هیچ وقت گناه نمیکنه
شماهم میگید نمیخواید شهید بشید میخواید عمر طولانی داشته باشید
اینم نظر خیلی خوبیه
هدفتون مقدسه ...عمر طولانی برای خدمت به خدا وخلق الله
اما اینکه عده ای ارزوی شهادت میکنن میدونید برای چیه؟؟
حضرت سجاد ع در صحیفه سجادیه تو دعاهاش میفرماید خدایا پیش از اینکه عمرم چراگاه شیطان شود وغضب تو شامل حالم شود از من بگیر
ما ادمها یک پایانی داریم وان هم مرگه
وخبر از پایان عمرمون هم نداریم
نمیدونیم ایا این عمر طولانی که از خدا میخوایم میتونیم بخوبی ازش استفاده کنیم یا نه؟
خبر نداریم که اگر روزی دانشمند شدیم ایا مغرور میشیم یانه؟؟
اگر روزی هادی هزاران ادم شدم ایا خودمم هدایت یافته میمیرم یا نه ؟؟
داستان بلعم باعورا وعبادتهاش
وخیلی های دیگه تو تاریخ داریم
پس اگر کسی ارزوی شهادت میکنه برای اینه که پایان سعادتمندی داشته باشند
حدیث داریم که ادم نباید از خدا بخواد خدایا هرچه زودتر مرگ مرا برسان
سفارش به خواستن از خدا برای عمر طولانی زیاد شده اما نه هر عمری
عمریکه درخدمت خدا باشه
شما خدا وپیامبر ص رو پیروی کن من بهت قول میدم ان دنیا در دریف نبیین وصدیقین وشهدا وصالحین ببینمت بدون اینکه مرگت(بعد از 200 سالهاا)شهادت باشه
دلیل حرفم ایه 69نسا
اینکه بعضی ها شهید میشن بعضی ها هم نمیشن اینم لطفا خداست
من دعا میکنم خدایا مرگ را شهادت قرار بده شاید لطف خدا شامل حالم بشه معلوم نیست بشه یا نشه باید حالت خوف ورجا داشته باشم
احادیث زیاد داریم خانمیکه درمنزل خوب خانه داری کنه انگار جهاد کرده ودر راه خدا شهید شده
یا کسیکه هنگام افطار وسحر سوره قدر بخونه انگار شب تا صبح جهاد کرده ودرراه خدا شهید شده
پس مهمترین چیز اینه ما خوب عمل کنیم از شر شیطان به خدا پناه ببریم حالا مرگمون هم شهادت شد چه بهتر
هدف شما خیلی خوبه سعی کنید راه امام وشهدا رو انتخاب کنید از خدا هم بخواید عمر طولانی با عزت بهتون بده
واینم دعاتون باشه وجعلناللمتقین اماما
ربنا لاتزغ قلوبنا بعد از هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب سوره العمران 8
این دعا رو زیاد بگید
شهید هم نشدی نشدی دیگه خدا کنه عاقبت بخیر بشی
ته حرفاتون یک چیزیه که خیلی خوشم میاد شهادت خیلی خوبه علاوه برخیر دنیا خیر اخرت هم داره
اما بقول مولا علی ع اگر ما با شناخت بمیریم خیلی بهتره میدونید شهدا هم دارای مقاماتی هستند؟؟
همشون تو یک ردیف نیستناااا
تو دوره جنگ وهمین دوره خودمون خیلی ها ارزو شهادت دارن اما سعی نمیکنن تو عملشون نشون بدن
فقط دوست دارن به شهادت برسن برای خیر اخرویش اما شناخت ندارن
اما انهاییکه مثل شهدای بزرگ ما خدارو خوب شناختند وبه عشقش رفتند جلو وارزوی شهادت هم کردند بیشتر بخاطر این بوده که شوق دیدار خدارو داشتند انقدر به شناخت رسیده بودند که دیگه دوست ندارن این دنیا بمونن
مولا علی وقتی فرقشون شکافته میشه میفرما فزت برب الکعبه
رستگار شدم ....
خدایا ارزو میکنم قبل از اینکه جانم را بستانی به انچنان شناختی از تو رسیده باشم که زمانیکه فرشته مرگ به سراغم میاید جان مرا به بهترین وجه یعنی شهادت در راه تو به راحتی بستاند که دیگر ارزویی به برگشت این دنیا نداشته باشم

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.