• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
سينما و تلویزیون (بازدید: 3087)
پنج شنبه 10/6/1390 - 12:10 -0 تشکر 361187
بررسی فیلم هزار توی پن

 pan"s labyrinth یک فیلم عمیق در مورد داستان یک دختر جوان که در تلاش برای فرار از ظلم و ستم فاشیسم(دیکتاتوری) اسپانیایی است.در این فیلم شاهد پیش رفتن دو داستان مختلف به طور موازی هستیم ، وجود نمادهای رمز آلود و کهن نشاندهنده داستان دیگر این فیلم است.


آزمایش های مختلف شخصیت اول (اوفیلاOfelia) در موقعیت های فانتزی و همچنین تشریفات مذهبی خاص در این فیلم به چشم می خورد.ما به نماد های کهن و سحرآمیز که در فیلم پیداست نگاهی خواهیم انداخت و رابطه آنها با خواسته های اوفیلا را بررسی میکند.

Pan’s Labyrinth (نام اسپانیایی : El laberinto del fauno) فیلمی فانتزی به زبان اسپانیایی به نویسندگی و کارگردانی گیلرمو دل تورو (Guillermo del Torro) ، کارگردان فیلم ستون فقرات شیطان(Devil’s Backbone) ، پسر جهنمی (Hellboy) و تیغ دو (Blade II) است. داستان جذاب فیلم ، پس زمینه سرشار اساطیری و دنیای خیالی عجیب و غریب باعث انتخاب به عنوان بهترین فیلم سال ۲۰۰۶ از طرف منتقدان شد.

مانند اکثر داستان های خیالی از جن و پری ، فیلم مذکور یک داستان رمزی است که می توان آن را به گونه های مختلف به طور همزمان و در بسیاری سطوح تفسیر و بررسی کرد.
تعابیر مختلفی را در موضوعات روانشناسی و  جامعه شناسی و  سیاسی در مورد هزارتوی فن می توان تحقیق کرد، اما تقریبا هیچ کدام مربوط به نماد رمز آلود نیستند .

در این حال حیرت زده خواهید شد اگر بدانید  که خود گیلرمو فیلمش را یک تمثیل بیان می کند و منابع سری و رمزآمیز بسیاری به این روش اشاره کرده اند (روش بکار بردن تمثیل برای انتقال مفاهیم سری).بنابراین ما نگاهی به نماد های مخفیانه و کهن این فیلم می اندازیم و خواهیم دید چگونه آنها وارد داستان غنی این فیلم میشوند!
قطعا یکی از دلایلی که این فیلم بینندگانش را متاثر میکند حضور اسطوره های کهن باشدکه عمیقا بیننده را درگیر خودش می کند.

خلاصه داستان فیلم

فان (موجود افسانه ای) از دختر (اوفیلا) در برابر بیرحمی های دنیا مراقبت میکند.
صحنه های فیلم از اردوگاه نظامی فاشیستی در اسپانیا شروع می شود.

اوفیلا یک دختر جوان است که دارای روحیه ماجراجویانه ای است ،‌او همیشه خودش را درگیر کتاب و قصه های پریان و جنیان می کند.او از مسافرت بیزار است ، مادر حامله اش برای دیدن ناپدری جدید اوفیلا ،یک کاپیتان بیرحم  ارتش اسپانیا ،به همراه اوفیلا به اردوگاه می روند.به محض رسیدنشان ،‌اوفیلا یک هزارتو (ماز Maze`) را پیدا میکند و فانی (faun) که او را « پرنسس دنیای پایین» می خواند.

فن با او پیمان می بندد که اگر برایش سه کار را انجام دهد ، فن اوفیلا را دوباره به دنیای پایین برگرداند و او بتواند پدر اصلی خودش را (که شاه عالم پایین است) را ببیند.


داستان دائما از  دنیای واقعی و خشن به دنیای خیالی و نگران کننده تغییر داده می شود ، در واقع دو داستان در این فیلم به طور موازی پیش می روند.


فان(به انگلیسی Pan) یک چهارپایی شاخدار است که اوفیلا را در سراسر کارهایش راهنمایی می کند و همچنین به او راه رخت بستن از پوچی های دنیا و بازگشت به شکوه معنوی را نشان میدهد ، حرکت به سوی جایی که آن را عالم پایین(Underworld) می نامد.

 


پنج شنبه 10/6/1390 - 12:35 - 0 تشکر 361195

وجود نماد چشم برای دیدن

در شروع فیلم ، اوفیلا به طور غیر ارادی به سوی مقبره اسرار آمیز وکهن که  به شکل یک فان (Pan) با یک چشم آسیب دیده است، هدایت می شود.

سپس اوفیلا چشم آسیب دیده را پیدا میکند و اون رو درجای چشم در آمده مجسمه مقبره قرار می دهد.در این هنگام یک پری به طور ناگهان ظاهر می شود ، خواسته های جادویی اوفیلا از این زمان شروع می شود.
در این سکانس فیلم با تماشاگر حرف میزند : خواسته های اوفیلا در طبیعت مخفی شده اند همانطور برای خیلی از افراد جهان ماورا قابل دیدن نیست (البته در این فیلم منظور از جهان ماورا ، بیشتر جهان شیاطین است !).
اوفیلا در اینجا تحت یک آزمایش قرار میگیرد.
نکته مهم در مورد چشم این است که بیشترین اهمیت را در نمادهای سری داراست و می تواند به مصر باستان برگردد !  افسانه ای که می گویید چشم کور شده ی هورس (خدا مصر باستان ، نماد تک چشم یا چشم دجال از همین خدای مصر گرفته شده است.) توسط توث شفا پیدا کرد.(در واقع در این قسمت شاهد بازسازی این افسانه در این فیلم هستیم !).
هنگامی که چشم راست با  اطلاعات حقیقی  سر و کار دارد(قسمت منطقی درک وشعور)، چشم  چپ هورس چیز های ماورایی و عرفانی را درک می کند.(این همان معنی سمبولیک چشم راست و چپ است).
وقتی که اوفیلا چشم گمشده مجسمه مقبره را در جایش قرار میدهد ،‌ دارای توانایی ویژه ای می شود و آن توانایی دیدن جهان دیده نشدنی(Invisible world) است !
اوفیلا خیلی سریع متوجه می شود که بزرگسالان اطراف او چیزهایی که او می بیند را نمی بینند.و آنها اوفیلا را تحت فشار قرار می دهند که از خیال بافی دست بر دارد.

پدر خوانده دیکتاتور و ظالم اوفیلا

پدر خوانده ی اوفیلا (کاپیتان ویدال) در حال فحاشی به اوفیلا زمانی که وارد اردوگاه جنگی شدند، اوفیلا با پدر خوانده جدیدش ملاقات می کند، کاپیتان یک مرد ظالم و خشن است.
این مرد نمایشی از فاشیست اسپانیایی است ، و در سطح فلسفی ، نمادی از اطاعت بی چون و چرا از بعضی از افراد است .این پدیده به نام «مجموعه کرانوس» (Cronus Complex) معروف است.(توضیح اینکه کرانوس یکی از اسطوره های یونان باستان است ، اون نماینده زمان و مرگ بوده است ، همچنین او فرزند خودش را می خورده است ! )

کرانوس در حال بلعیدن فرزندش کرانوس همچنین با نام پدر زمان نیز شناخته می شود.در این فیلم نیز کاپیتان ویدال مرتبا به ساعت نگاه می کند و از ساعتش مراقبت می کند.(کاپبتان ویدال استعاده از کرانوس است چه به خاطر فاشیست بودن و چه به خاطر اهمیت دادنش به زمان!)


فان و هزارتویش

اوفیلا از زندگی جدیدش متنفر بود ، پری کوچکی که حالا همراهش بود او را به سمت یک هزارتویی راهنمایی میکرد که فان درون هزارتو  در تاریکی منتظر بود.اوفیلا بلند گفت ”که تو که هستی ؟ ” فان پاسخ داد ”من رو با نام های زیادی صدا می زنند و فقط باد و درختان هستند که اسم من رو صدا میزنند، من کوه ، جنگل و زمین هستم. من یک فان هستم !” او همچنین در ادامه می گوید ”پدر واقعی ات منتظر بازگشت توست ، اما قبل از آنکه تو را برگردانم باید مطمئن شوم که تو خطرناک نیستی.”.

در افسانه های کهن فان موجودی نیمه انسان و نیمه بز است و یکی از خدایان یونان باستان تا حدی به مانند او دارای ، بدن و همچنین شاخ بز است.فان یک تمثیل از انرژی طبیعت است و بدون شک همان خدای بارور کننده (همانند اوزیریس پدر هورس در خدایان مصر)، و نمادی از  قدرت بارور کنندگی خورشید است

فان تبدیل به یک راهنمای فرابعدی برای اوفیلا می شود، یاری گر او در تمام مشکلات و پیچیدگی هایی که به آنها دچار است.
فان ظاهری ترسناک دارد و این خود سبب می شود که بیننده در ابتدا فکر کند که او یک موجود منفی است ،او در واقع تنها در زندگی اوفیلا آمده است تا به او بفهماند که چگونه برتر شود و دارای پتانسیل بیشتری شود.در واقع در اینجا فیلم اینطور القا می کند که موجودات با ظاهر زشت و ترسناک ممکن است خیلی مهربان باشند برعکس پدر خوانده اوفیلا که ظاهری وحشتناک ندارد اما ظالم است.

هزارتو های جای بسیار مناسبی برای آشنایی وظاهر شدن اسطوره ها است ، امروزه بقایای خیلی از این هزارتو های در آمریکا ، هند ، مصر ، ایران و .. کشف شده است.
در بسیاری از تمدن های کهن دیده شده است که هزارتو ها سمبلی از درگیر شدن و فریب خوردن از جهان مادی است که روح بشر ی را که به دنبال حقیقت میباشد سرگردان و گمراه می کند.
هزارتوی فان اساسا یک تمثیل از دنیا است که اوفیلا باید از آن دوری کند تا بتواند از بن بست ها خارج شده و پدر واقعی خودش را ببیند.همانطور که اشاره کردم فان در ازای راهنمای و بازگرداندن اوفیلا به جایی که به آن تعلق دارد و در واقع بازگرداندن اوفیلا به نزد پدرش از او انجام سه کار را می خواهد.

پنج شنبه 10/6/1390 - 12:46 - 0 تشکر 361206

ماموریت اول : پیدا کردن روحانیت زنانه

احساسات و رفتار های زنانه اوفیلا در خیلی از جاهای فیلم مشهود است ، مرگ او در آخر فیلم به  اساسا خاطر نجات جان مادر ضعیف و حامله اش است.در یکی از صحنه های فیلم، اوفیلا در کتابش طرح یک رحم را که در آخر تبدیل به خون می شود را می بیند ، این پیشگویی از حال بد مادر اوفیلا در آینده میدهد.


ماموریت دوم : مرد رنگ پریده
با انجام موفقیت آمیز ماموریت اول ، فان به او ماموریت دوم را که گرفتن یک خنجر از یک مرد رنگ پریده (The pale man) می گوید ، نکته مهم این است که اوفیلا نباید در این ماموریت چیزی بخورد.
مرد رنگ پریده بی حرکت با کره چشمانش در بشقاب جلویش.

مرد رنگ پریده موجودی است با عضلات شل و پوستی کشیده شده که در بر سر میز مهمانی نشسته است.اوفیلا به اطرافش نگاه می کند ، اوفیلا تپه ای از کفش ها و چهره مرد رنگ پریده در هنگام خوردن کودکان را می بیند.

که باز هم این سکانس یادآور کورانوس است.

مرگ رنگ پریده تصویر و نمایش مخوفی از قدرت های ظالم جهان اوفیلاست – در واقع همان کپیتان ویدال ، یک اسپانیایی فاشیست و یک کاتولیگ – .

علاوه بر این می توان شباهتی بین این سکانس و سکانس که کاپیتان ویدال در حال خوردن ناهار با مهمانانش به طور مثال با یک کشیش کاتولوگ است دید . این دو به طور همزمان نمایش داده می شوند، که کسی جرات سوال کردن از انگیزه کاپیتان ظالم رو نداشته باشد.

به هر صورت اوفیلا خنجر رو به چنگ می آورد ،‌اما در راه بازگشت ، نتوانست جلوی هوس خودش را بگیرد و یک لیوان بزرگ آبمیوه را خورد.

این صحنه نمادی از ثروت انبار شده کرانوس صفتان است (مانند کاپیتان ویدال پدر خوانده ی اوفیلا ).

در این هنگام ناگهان مرد رنگ پریده بیدار می شود اول بلافاصله چشم هایش را در دستش می گذارد و به سرعت اوفیلا را تعقیب می کند.

مرگ رنگ پریده چشمانش در کف دستش است ، نمادی از اینکه تنها چیزهای قابل لمس حقیقت دارند.

ماموریت سوم :نهایت فداکاری

فان به خاطر وسوسه شدن اوفیلا و رفتن به سوی مادیات از دست او بسیار عصبانی بود و از او خواست که خودش را متعالی کند ، فان اوفیلا را پس از این گفته به مدت سه روز در دنیای واقعی ترک کرد. بعد از مدت کوتاهی مادرش مرد و به هر صورت فان دوباره خودش را به اوفیلا نشان داد. او دوباره به اوفیلا فرصتی داد تا خودش را تعالی بخشد و به جایگاه اصلی اش برگردد ، بنابراین آخرین کار را به اوفیلا گفت او می بایست برادر نوزاد خود را در شبی با ماه کامل سریعا به هزار تو می آورد.
او می بایست به کاپیتان ویدال یک دارو بخوراند و سپس نوزاد را سریع بدزد و به هزارتو ببرد جایی که فان منتظر او بود.

فان ، در حال انتظار برای آمدن اوفیلا با خنجری در دست !
فان از اوفیلا می خواهد که بچه را به او بدهد تا یک خراشی به اول وارد کند تا قطره خونی از او بچکد ، اوفیلا قبول نمی کند. فان بار دیگر به او یادآوری می کند که اوفیلا باید به طور کامل از او اطاعت کند ، اما باز هم اوفیلا درخواستش را رد می کند.

در این لحظه کاپیتان ویدال ، اوفیلا را پیدا می کند ، کاپیتان اوفیلا را در حال حرف زدن با خودش می بیند (ویدال نمیتواند فان را ببیند و می پندارد که اوفیلا با خودش حرف می زند) او بچه رو از دست اوفیلا می گیرد و به اوفیلا شلیک می کند.
اوفیلا غرق در خون پس از شلیک گلوله توسط کاپیتان ویدال
یک قطره از خون اوفیلا روی زمین چکید و بدین شکل در واقع اوفیلا آخرین ماموریت را یعنی «نهایت فداکاری» رو با موفقیت انجام می دهد.زمانی که ما اوفیلا را در خون می بینم او در جایی دیگر است ، اوفیلا به سرزمین خودش ، عالم پایین (Underground) نزد پدر و مادر واقعی اش رفته است.
اوفیلا به پدر و مادر واقعی اش رسید.


ورودی کاخ (پدر اوفیلا) دربردارنده خیلی از نماد های سری است ، به طور مثال نماد مادگی ، ورود به رحم و  دروازه دنیایی دیگر !

سه ستون ، ستون پدر و ستون مادر و بزودی اوفیلا در کنار پدر مادرش در ستون سوم خواهد نشت و اینگونه سه گانه ی دنیای پایین تشکیل می شود، فان به اوفیلا خوش آمد می گوید و در ادامه به اوفیلا می گوید که : ”کار خوبی کردی که از دستور من سرپیچی کردی و  خودت رو بخاطر حفاظت از جان برادرت قربانی کردی”
سپس صحنه دوباره اوفیلا را که غرق در خون است نشان می دهد و این سوال برای بیننده پیش می آید که این اتفاق ها افتاده است . اوفیلا واقعا به جهان پایین رفت یا این ها تخیلات اوفیلا هستند ؟

منبع ظهور 12

پنج شنبه 10/6/1390 - 13:3 - 0 تشکر 361225

سلام.
این فیلم رو خودمم هم دیدم ... فیلم روونی هست یعنی از اول تا اخرش نمی خوای از پاش بلند شی.
موسیقی متن خوبی هم داره ... جدای از تحلیل می تونید موسیقی متنش رو دانلود کنید.
ساخته ی Javier Navarrete هستش زیادی غمگینه ولی قشنگه

جمعه 11/6/1390 - 2:29 - 0 تشکر 361603

یک سوال از خدمت شما داشتم
الان ما تو خیلی از جاهای شهر نماد ها رو می بینم
بنظر شما ساخت این بناها با اینگونه نماد ها چه معنایی دارد ؟

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

جمعه 11/6/1390 - 11:28 - 0 تشکر 361680

سلام.
نماد های سطح شهر ها رو شاید حدس زدم کدوم ها.
ولی نماد های این فیلم فکر نکنم شبیه اون نماد ها باشند.
به هرحال فیلمی که قرار دادم رو سال 86 شبکه ی 4 نشون داده بود ولی تحلیلی که گذاشته بود فقط به قسمت رئال ماجرا یعنی رفتار پدر افیلیا پرداخته بود و به این بخش پر از نماد و راز گونه زیاد توجه نکرده بود.
اگر بشه یه بحث دیگه هم راجع به پینوکیو هم بذارم ... البته اگه بشه.
یا حق

شنبه 12/6/1390 - 19:47 - 0 تشکر 362235

سلام

تحلیل جالبی بود ممنون....

داشتم الان اینو میخوندم... موقع خوندن قسمت مرد رنگ پریده یادم اومد که دیدم اینو... آره فیلم خیلی درگیر کننده ای... یادمه خونه شلوغ بود ولی من یه سره نشسته بودم پای این فیلمه... هنوزم اون حس ترس و تاثیری که روم گذاشته بود یادمه :)... اه اه... همین قسمت مرد رنگ پریده... یادمه چجوری اوفیلا میخواسته فرار کنه از همین مرد رنگ پریده..

یادمه هیچی هم نفهمیدم ازش :D...یعنی بیشتر بخاطر همین موجودات عجیب غریبش توش غرق شده بودم :))... موضوع خاصی نداشت ولی این نمادها گیجم کرده بود...


اصلا فکرشم نمیکردم این فیلما بخوان اینطور اهدافی داشته باشن.... خیلی دوست دارم یه بار دیگه ببینم این فیلم رو.

خیلی وقته این طور فیلمایی رو ندیدم...

منتظر پینوکیو هستیم.

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

يکشنبه 13/6/1390 - 3:12 - 0 تشکر 362388

سلام
منظور من این نبود که نماد ها به هم ارتباط دارن یا نه
منظور من این بود که وجود این نماد ها تو شهر ما چه معنا و مفهومی داره ؟

موفق باشی

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

يکشنبه 13/6/1390 - 13:27 - 0 تشکر 362500

seyed68 گفته است :
[quote=seyed68;517566;362388]سلام
منظور من این نبود که نماد ها به هم ارتباط دارن یا نه
منظور من این بود که وجود این نماد ها تو شهر ما چه معنا و مفهومی داره ؟

موفق باشی

سلام دوباره.
خب، چشم.
ولی کدوم نماد توی شهر هست؟ مثلا بنایی هست مثل اون درخته؟ یا بنایی هست مثل پدر اوفیلیا؟ یا هزار تو؟

اما یه مطلب کلی می شه راجع به جاسازی نماد ها اثارشون گفت؛ ببینید اگربخوایم خودمون شبیه به افرادی کنیم که اخلاق خوبی دارن یکی از راه هاش اینه که ابتدا ظاهرمون رو شبیه اون فرد می کنیم ... مثلا من پرسپولیسیم! بیشتر لباس ورزشی هام توی دبیرستان سرخ بود، ولی هیچ وقت شی ابی رنگ مهمی نداشتم :)) خودکارمم بیشتر مشکی بود! حالا توی این شرایط هرکس از پرسپولیس دفاع می کرد منم از همون نفر حمایت می کردم.

خب حالا تصور کنید من می خوام واسه شما ذائقه ای بسازم که شما هم مثل من فکر کنی.

خب اگر روایتی بسازم که توش شخصیت مورد علاقه ی من همه فن حرفه و اخلاق هم داره و کلی براش با تکنیک سینمایی ارزش بتراشم شما تحت تاثیرش قرار می گیری و دوست داری  خودت رو شبیهش در بیاری.

مثلا شما اسپایدرمن رو در نظر بگیرید، فیلم های سه گانه شو پخش کردیم و در سینمای خانگی هم نسخه های کارتونیش هم فروش رفت  خیلی از بچه ها هم دیدن که یادمه مشهد که رفته بودم وقتی می رفتم از باب الرضا بیرون یه پسر بچه با لباس اسپایدرمن داشت می رفت با خانواده زیارت.

خب، پس شد قهرمان سازی؛
حالا اگر این قهرمان داستان نماد های شیطانی و یا حتی نمادهای الحادی مردم باستان رو داشته باشن کودک یا فردی که می خواد شبیه قهرمانش بشه ... بدون اینکه بخواد از نماد هایی شیطانی و الحادی استفاده می کنه.
خب شاید بگید استفاده از نمادها برای مخاطب هایی که قهرمان فیلم رو دوست دارن چیه؟
ایمان تدریجی ریشه می کنه و به تدریج هم از بین می ره.
منظور که شما اول به نماد هایی که الحادی هستند، حب و بغض دینی رو از دست می دی، و بعدا توسط همون رسانه نسبت به مفاهیم الحادیش حب و بغض رو از دست می دی و همین جور می رسه به از دست دادن حب و بغض نسبت به مثلا یه امری مثل حجاب یا هرچیز دیگه ای.

اگر نمیگین طولانی شد و انشام خوبه ... ادامه بدم.

ببینید کسی که به اهل بیت ع عشق می ورزه از صورت تا سیرتش رو شبیه اون درمیاره.
یعنی میشیم مصداق این سخن حضرت امیر ع که می فرمایند: ایمان بر شناخت با قلب، اقرار با زبان، و عمل با اعضا و جوارح استوار است.
مطمئنا شیطان از اول بسم الله زیر اب ایمان فرد رو نمی زنه.
ابتدا تاثیراتی رو رفتار ظاهری ... بعد عملی ... زبان ... و در نهایت قلب.

در جای دیگه حضرت می فرمایند که : اگر بردبار نیستی خود را بردبار نشان ده، زیرا اندک است کسی که خود را همانند مردمی کند که از جمله ی انان به حساب نیاید.

این مشابه سازی خود با صالحان معنی خاصی به ذهن می رسونه ... که رفتار مادی ما روی رفتار معنوی ما تاثیر داره ... حالا در نظر بگیرید که افراد جامعه ای اسلامی ذائقه شون جوری تغییر کنه که ظاهر افرادی رو بپسندند که مال خودشون نیست و هیچ تناسبی با اعتقاداتشون نداره.
مثلا حجاب مردان و زنان،مشابه اولیای خدا نیست ... و برای بخشی دختران ذائقه ی ساختند که حجاب رو نمی پسندند.
البته سطح این ها زیاد هست مثلا در شهرسازی هم می بینید شهر سازی اسلامی و مدرن تفاوت های زیادی هست.

در یک فیلم ... حرف از نماد قهرمان هست ... حرف از دیالوگ های قهرمان هست ... حرف از اعتقادت قهرمان هم هست.
یعنی ظاهر پیشنهادی ... حرف ها و اعتقادات پیشنهادی ... یا رفتارهایی که قهرمانان نسبت به مشکلاتی که توش گیر می کنند از خودشون نشون می دن ...
همون حرفی که مواظب افکارت باش چون گفتارت میشوند..مواظب گفتارت باش چون رفتارت میشود.. مواظب رفتارت باش چون عادات میشود.مواظب عاداتت باش چون منش و شخصیتت میشود.. مواظب شخصیتت باش چون سرنوشتت را موجب میشود.

فیلم فقط یه سرگرمی 2.5 ساعته نیست. فکر و گفتار و رفتار و عادت و شخصیت سازی خودش رو داره ... و مخاطب می تونه انتخاب کنه ...

یا علی.

يکشنبه 13/6/1390 - 22:36 - 0 تشکر 362617

آقا قبول
دست شما درد نکنه

ولی مشکل اینه که مثلا هرم برای ماسون ها یه نماد هست
حالا وقتی فلان ساختمون تو پایتخت که خیلی مهمه هرم میشه که آرم مقدس این نظام رو داره
دیگه برای مردم نمی تونی بگی که آقا هرم اینه و اونه
چون دچار تناقض میشن
قاطی میکنن کحه اگه هرم بده
چرا تو مرقد یا ساختمون های مهم داره بال بال میزنه

حالا منظورمو متوجه شدی ؟

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

يکشنبه 13/6/1390 - 23:6 - 0 تشکر 362623

seyed68 گفته است :
[quote=seyed68;517566;362617]آقا قبول
دست شما درد نکنه

ولی مشکل اینه که مثلا هرم برای ماسون ها یه نماد هست
حالا وقتی فلان ساختمون تو پایتخت که خیلی مهمه هرم میشه که آرم مقدس این نظام رو داره
دیگه برای مردم نمی تونی بگی که آقا هرم اینه و اونه
چون دچار تناقض میشن
قاطی میکنن کحه اگه هرم بده
چرا تو مرقد یا ساختمون های مهم داره بال بال میزنه

حالا منظورمو متوجه شدی ؟

سلام
عزیزم؛
من نمادهایی مثل هرم و چشم هوروس رو به طور بارز توی تحلیل این فیلم ندیدم، اگر این نماد ها رو زیاد روش مانور می داد اصلا نمی ذاشتم.
می دونید اینکه توی کشور ما بنا مجلس مثلثی هست و با توی مرقد امام چیزهایی شبیه هرم هست ... یا حتی برج های کنار مکه ... دلیل ماسونی بود نمی تونه باشه من خود زیاد اعتقادی به این مسئله ندارم و اصلا به این قدرتی که دوستان برای ماسون ها متصور هستند هم اعتقادی ندارم.
اینکه نیت سازنده ی بنای یه بانک در چی هست که یه بنای بانک رو هرمی می سازه من نمی دونم ... ولی در شهر خودم بناهایی هست که معمارش رو خودم میشناسم و مطلعم که نمونه نقشه ی بناش کپی از یه ساختمونه که خودش بهم گفت از طرحش خوشش می اد.

اما می دونید بعد شایع شدن نماد شناسی، خیلی ها با مشکل برخوردن از جمله خودم
امضای من یه مدتی این عکس بود

خب عیبش کجاست؟دوستی وقتی که امضام توی تبیان رو دید گفت علی تو هم ماسونی؟ گفتم چرا؟ گفت این شکل مثلثه ... چون پایین ترین قسمته هرم قدرت ماسون همه برده های بده کارن اینجا هم تو دستای بردگیت بسته هست و انتهای زنجیر هم معلوم نیست به کجا وصله می شه و ...

خب من چی بگم؟

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.