• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن جراحان > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
جراحان (بازدید: 3628)
پنج شنبه 3/6/1390 - 23:30 -0 تشکر 358256
آلکاپتونوریا

بیماری آلکاپتونوریا

۱-الکاپتونوریا:یک بیماری متابولیکی ارثی است که در اثر نقص انزیم اسیدهموژنتیسیک اکسیداز در مسیر متابولیکی فنیل الانین-تیروزین ایجاد می شود.این بیماری اختلال اتوزومی مغلوب اتوزومال رسسیو است.فقدان انزیم هموژنتیسیک اسید اکسیداز متابولیسم فنیل الانین-تیروزین را درمرحله اسید هموژنتیسیک مهارمی سازد.بنابراین اسیدهموژنتیسیک دربدن تجمع می یابد.به طورطبیعی

اسیدهموژنتیسیک درخون یا ادراروجودندارد ولی درالکاپتونوریا این اسید دربین سلولها و داخل سلولهابه صورت گراندلریاهوموژن تجمع می یابدومقادیرزیادی ازآن ازطریق ادراردفع میگردد.اکسیداسیون و پلی مریزاسیون این ترکیب درادرار(کهنه)ودرمعرض هوا قرارگرفته ماده ای شببه ملانین وسیاه رنگ را به وجود می آورد که تیرگی ادرارنظیر جوهر(urine as ink)را سبب می گردد.2- اوکرونروز چیست؟ َاسید هموژنتیسیک علاوه بر رسوب مستقیم دربافتها با مهار آنزیم لیزیل ئیدروکسیلاز مهارکننده بیوسنتز کلاژن نیز هست بدین ترتیب که اسیدهموژنتیسیک نگهداری شده دربدن به طورانتخابی به الیاف کلاژن بافت همبند و تاندونها و وترعضلانی وغضروفها متصل شده وآنها را به رنگ آبی مایل به سیاه در می آورد.اوکرونروز اصطلاحی است که تیره شدن بافتهارا توصیف می کندبه دلیل تجمع پلیمر سیاه اسیدهموژنتیسیک در غضروف و بافتهای مزانشیمی دیگر میباشد.اوکرونروز در بافتهای مختلف مانند غضروفها(بینی.گوش.دنده.حنجره.نای.مفاصل)و تاندونها و نسوج نرم(گونه.دست.فقرات....)اپیدرم.اندوکارد و انتیمای عروق.کلیه.پروستات.ریه.صلبیه.ملتحمه و قرنیه.پرده صماخ رخ می دهد ولی بیشتر در گوشها.بینی و گونه ها دیده می شود .و به دلیل تجمع پلیمر سیاه اسیدهموژنتیسیک در غضروف و بافتهای مزانشیمی دیگر میباشد.اوکرونروز در بافتهای مختلف مانند غضروفها(بینی.گوش.دنده.حنجره.نای.مفاصل)و تاندونها و نسوج نرم(گونه.دست.فقرات....)اپیدرم.اندوکارد و انتیمای عروق.کلیه.پروستات.ریه.صلبیه.ملتحمه و قرنیه.پرده صماخ رخ می دهد ولی بیشتر در گوشها.بینی و گونه ها دیده می شود .3- چگونه الکاپتونوریا بر  مفاصل تاثیر می گذارد ؟جدی ترین عارضه اوکرونروز ناشی از رسوب رنگدانه ها درغضروفهای مفصلی می باشد.به دلایل نامشخصی این پیگمانتاسیون موجب می شود که غضروف لغزندگی طبیعی خود را از دست داده شکننده و شیاردار گردد.فرسایش و پاره شدگی این غضروف رشته رشته به درون استخوان زیرین رانده می شود و باعث تشدید بیشتر آسیب می گردد.ستون مهره ای و مخصوصا دیسک بین مهره ای اولین هدف این تهاجم است.اما بعدا مفاصل زانوها شانه ها و لگن ممکن است مبتلا شوند.مفاصل کوچک دستها و پاها معمولا مبتلا نمی شوند با آنکه نقص متابولیکی از هنگام تولد وجود دارد.آسیب مفصلی دژنراتیو به آهستگی به پیش می رود و معمولا با دهه چهارم زندگی از نظر بالینی قابل تشخیص نمی باشد .

آرتریت در مردان معمولا شدیدتر است.آرتریت ناشی از این بیماری خصوصیات بالینی آرتریت روماتیسمی را دارد  ولی در پرتونگاری خصوصیت استئوآرتریت را دارا می باشد.تغییرات دژنراتیو و مهره های کمری همراه با کم شدن فضای مفصلی و چسبیدن جسم مهره ها مشخصه بیماری است پاتوژنز تغییرات آرتریتی هنوز مشخص نشده است . آسیب مفصلی دژنراتیو با وجود آنکه تهدیدی جهت ادامه زندگی نیست ناتوانی موجود در اشکال حاد استئوآرتریت افراد مسن می باشد ولی در عارضه آلکاپتونوری این آرنروپاتی در سنین بسیار پایینی رخ می دهد.

نظرات تکمیلی

برگرفته از آموزش زیست شناسی یزدتاریخ زیست شناسیآلکاپتونوریا بیماری " آلکاپتونوریا " نوعی بیماری ژنتیکی است که در اثر نارسایی در فرایند تجزیه‌ی اسیدآمینه‌های فنیل آلانین و تیروزین به وجود می‌آید. این بیماری پیامد کمبود آ نزیمی است که اسید هموجنتیسیک (آلکاپتون) را به اسید مالیل استواستیک تبدیل می‌‌کند. در اثر کمبود این آنزیم، که هموجنتیسیک اسید اکسیداز نام دارد، آلکاپتون در بدن بیمار انباشته می‌شود و از راه ادرار به بیرون راه می‌یابد . این نارسایی به بیماری خطرناکی نمی‌انجامد، اما وقتی ادرار در برخورد با هوا قرار می‌گیرد، آلکاپتون با اکسیژن واکنش می‌دهد که پیامد آن، تبدیل آلکاپتون به فراورده‌‌ای تیره رنگ است و این فراورده باعث تیره شدن رنگ ادرار می‌شود. از این رو، مردم عادی نوزادنی را که با این نارسایی به دنیا می‌آمدند، انسان‌هایی سیاه بخت و تیره روز می‌پنداشتند.آرچیبلد گرود با پژوهش گسترده‌ای که روی این بیماری انجام داد، به این نتیجه رسید که این نارسایی، به علت یک عامل ژنی نادر (باتوار ث مندلی) رخ می‌دهد و ازدواج بستگان درجه‌ی اول، زمینه‌ی بروز این صفت نهفته و نادر را آماده می‌سازد. برای این پژوهش بود که نظریه‌ی " یک ژن، یک آنزیم " ، با نام این پژوهشگر گره خورد. البته، همان‌طور که در ادامه می‌خوانید، وی با گردآوری و تفسیر داده‌های به دست آمده از پژوهش‌های دانشمندان دیگری، به این مفهوم پایه‌ای دست پیدا کرد.در پژوهش‌های گرود، کم‌تر با طراحی آزمایش روبه‌رو می‌شویم. در حقیقت ، او با مشاهده و گردآوری اطلاعات توانست، فرضیه‌های خود را تا اندازه‌ای اثبات کند. سرانجام، زیست‌شیمی‌دان‌ها با پژوهش‌ هایی که طی نیم سده انجام دادند، توانستند تصویر دقیق‌تری از اساس بیماری آلکاپتونوریا عرضه کنند.در این مقاله، شما با شیوه‌ی پژوهشی گرود آشنا می‌شوید و درمی‌یابید که چگوه گردآوری داده‌ها و تفسیر آن‌ها به یک یافته‌ی زیست‌شناسی می‌انجامد. طرح مسئلهدر سال 1898 میلادی، خانواده‌ای به دکتر گرود مراجعه کردند که ادرار کودکشان پس از برخورد با هوا ، تیره رنگ می‌شد ( پوشاک نوزاد در بخش جلو قهوه‌ای تیره تا سیاه می‌شد). سه سال بعد، کودک دیگری در همان خانواده به دنیا آمد که به همین بیماری دچار بود. مشاهد ه‌های آغازین گرود نشان داد، این بیماری در خانواده‌ها تکرار می‌شود، یعنی اگر یکی از خویشاوندان نسبی این صفت را داشته باشد، احتمال بروز آن در خویشاوندان دیگر نیز هست. اما به طور معمول، والدین کودکان بیمار ، این صفت را ندارند. مسئله:- چرا ادرار کودکان دچار شده به آلکاپتونوریا ، پس از برخورد با هوا، تیره می‌شود؟-  آیا این بیماری ارثی است؟-  الگوی توارث آن چگونه است؟ گردآوری اطلاعات:در سال 1859، شیمیدان‌ها ثابت کردند در ادرار این بیماران ترکیبی به نام اسید هموجنتیسیک (آلکا پت ون) وجود داردکه پس از واکنش با اکسیژن هوا ، به ماده ‌ی سیاه رنگی تبدیل می‌شود و ساختمان شیمیایی آن، شبیه ملانین (رنگیز ه ی پوست) است.چند پژوهشگر مقدار اسید هموجنتسیک ادرار بیماران را اندازه‌گیری کردند. 
شمارهجنسیتسن (سال)اسید هموجنتیسیک (گرم)پژوهشگر
1مرد5/22/3اریک مایر
2مرد5/36/2آرچیبلد گرود
3مرد87/2ایوالد استایر
4مرد189/5استانج
5مرد446/4میتلباخ
6مرد457/4اوگدن
7مرد603/5هامارستن
8زن603/2املسن
9مرد688/4ولکاو/ بومن
 توجه: میانگین ترشح اسید هموجنتیسیک به گرم در 24 ساعت و با رژیم غذایی معمولیپژوهشگران دریافتند :1. این مولکول در ادرار افراد سالم وجود ندارد2. همه‌ی بیماران از کودکی این نارسایی را دارند

3. تغییر رژیم غذایی، باعث تغییر مقدار آلکاپتون در ادرار نمی‌شود

 فرضیه سازیداده‌های جدول نشان می‌دهد، بین سن بیمار ا و میزان ترشح اسید هموجنتیسیک ( و در واقع ، بیماری آلکاپتونوریا ) ارتباطی وجود ندارد و مردها بیش از زن‌ها به این بیماری مادرزادی دچار می‌شوند. همچنین ، گرود و پژوهشگران دیگر دریافتند، بین این بیماری و رژیم غذایی افراد، ارتباط معناداری وجودندارد. از این رو، می‌توان نتیجه گرفت، این بیماری به اختلالی در واکنش‌های شیمیایی بیماران مربوط می‌شود و مبتلایان این نارسایی را از والدین خود به ارث برده‌اند.

فرضیه : اگر این نارسایی ارثی باشد، احتمال بروز آن در بستگان بیمار (برادرها و خواهرها) نیز وجود دارد.

 بررسی فرضیه گرود، برای بررسی این فرضیه، اطلاعات مربوط به موارد بیماری را که پژوهشگران دیگر گزارش کرده بودند، بررسی کرد 
شماره تعداد افراد خانواده (برادر و خواهر) تعداد مبتلایان به آلکاپتونوریا تعداد افراد عادی خانواده پژوهشگر
1 14 4 10 پاوه
2 4 3 1 کایرس
3 7 3 4 وینتر نیز
4 2 1 1 استایر
5 2 2 0 بومن
6 1 1 0 مایر
7 10 1 9 نوکیولی
8 5 2 3 گرود
9 3 2 1 گرود
جمع 48 19 29  
 پرسش1 : داده‌های جدول را چگونه تفسیر می‌کنید؟ آیا این داده‌ها فرضی ه‌ی گرود را ثابت می‌کنند؟  الکاپتون از کجا می‌آید ؟

بررسی‌های گرود نشان داد، آلکاپتونوریا یک بیماری ارثی است. اما چرا در ادرار مبتلایان مقدار زیادی آلکاپتون وجود دارد؟ در آن زمان، شیمیدان‌هایی که دربار ه‌ی واک نش‌های زیست‌ شیمیایی مطالعه می‌کردند، می‌دانستند که آنزیم‌ها باعث سرعت این واکنش‌ها می‌شوند و در نبود آنزیم، این واکنش‌ها انجام نمی‌شوند. آنان نشان داده بودند که واکنش‌هایی زیست‌ شیمیایی زنجیره ‌و ‌ا ر انجام می‌شوند؛ به طوری که ماد ه‌ی آغازین ، نخست به چند ماد ه‌ی میانی و سپس به فراورده تبدیل می‌شود. هر کدام از مرحل ه‌های یک زنجیر ه‌ی زیست‌ شیمیایی را یک آنزیم پیش می‌برد و اگر یکی از آنزیم‌ها وجود نداشته باشند، ماد ه‌ی میانی، که آن آنزیم روی آن کار می‌کند، انباشته می‌شود و در صورتی که در آب محلول باشد، با ادرار به بیرون راه می‌یابد .

 فرضیه سازی ساختمان شیمیایی اسید هموجنتیسیک شباهت زیادی به ساختمان شیمیایی اسید آمین ه‌ی تیروزین دارد. (شکل زیر ). از این رو به نظر می‌رسد، اسید هموجنتیسیک از این اسید آمینه به دست می‌آید . افراد دچار شده به آلکاپتونوریا ، آنزیمی را که ماد ه‌ی میانی آلکاپتون را به ماده‌ی میانی دیگری تبدیل می‌کند ، ندارند.

فرضیه: اگر این بیماری پیامد کمبود آنزیمی باشد که روی اسید هموجنتیسیک اثر می‌گذارد، پس میزان فعالیت این آنزیم باید در بیماران پایین باشد.

 بررسی فرضیه شکل زیر فعالیت آنزیم را در سه گروه افراد عادی، والدین بیماران و افراد بیمار نشان می‌دهد. پرسش2 : با توجه به شکل، آیا فرضیه ثابت می‌شود؟ ادرار والدین بیماران ، پس از قرار گرفتن در معرض هوا به رنگ تیره در نمی‌آید. با وجود این، فعالیت آنزیم در آنان از افراد عادی کم‌تر است. این حقیقت را چگونه توجیه می‌کنید؟ اگر به هر سه گروه مقداری اسید هموجنتیسیک بخورانیم، انتظار دارید ترکیب ادرار آنان چه تغییری پیدا کند؟ 50 سال طول کشید تا با نمونه‌برداری از کبد مشخص شد، فعالیت آنزیم‌های درگیر در تجزی ه‌ی اسیدآمینه‌های فنیل آلانین و تیروزین در افراد سالم و بیمار، به جز آنزیم هموجنتیسیک اسید اکسیداز، یکسان است (شکل زیر ). این آنزیم هموجنتیسیک را به مالیل استواستیک تبدیل می‌کند و کمبود فعالیت آن، باعث انباشته شدن این اسید در سلول‌ها و سرانجام ترشح آن به ادرار می‌شود. پرسش 3 : کودک دو ساله‌ای به بیمارستان آورده شده است. مادرش می‌گوید، او زیاد استفراغ می‌کند ( به ‌ویژه پس از شیر خوردن ). وزن کودک و میزان تحرکش زیر اندازه‌ی عادی است. موهایش تیره‌اند، اما رگه‌های سفیدی دارند. نتیج ه‌ی بررسی ادرار کودک به صورت زیر است. 
غلظت برحسب میلی مول
ماده ادرار بیمار ادرار عادی
فنیل آلانین فنیل پیرووات فنیل استات 0/7 8/4 3/10 01/0 0 0
 الف) با توجه به شکل زیر ، این کودک دچار کمبود چه آنزیمی است؟ ب) برای درمان کودک، چه پیشنهادی دارید.

ج) چرا موهای کودک، رگه‌های سفید دارند؟

 پژوهش‌های فراکلاسی 1. همان طور که گفته شد، اسید هموجنتیسیک در برخورد با هوا به ماده‌ای سیاه رنگ تبدیل می‌شود که ساختمان آن شبیه ملانین (رنگیز ه‌ی پوست) است. پژوهش کنید، بین سوخت و ساز ملانین و اسیدهموجنتیسیک چه ارتباطی وجود دارد؟ 2. آلبینیسم یکی دیگر از نارسایی مادر زادی در سوخت و ساز است. این نارسایی که به کاهش تولید ملانین و در نتیجه سفید شدن مو می‌انجامد، به علت کمبود فعالیت یکی از آنزیم‌های دخیل در تولید ملانین به وجود می‌آید. دربار ه‌ی این نارسایی اطلاعات بیش‌تری گردآوری کنید.

3. فنیل کتونوریا ( PKA ) نوعی نارسایی مادرزادی در سوخت و ساز است که بر خلاف دو نارسایی دیگر که گفته شد، می‌تواند با پیامدهای خطرناکی مانند کند ذهنی همراه باشد.

جمعه 4/6/1390 - 0:12 - 0 تشکر 358288

سلام

اینو تو زیست پیش خوندیم.

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

جمعه 4/6/1390 - 10:16 - 0 تشکر 358378

اِ این که تو زیست شناسی ما بود یادش بخــــــــیر اسمشو که خوندم همینطوری داشت تعریفش از تو ذهنم میگذشت :دی باورم نمیشه هنوز یادم باشه :دییییی

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد * نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهدساخت *

 ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد * به دست کودکی گستاخ و بازیگوش*

و او یکریزو پی در پی دم گرم و چموش خویش را بفشارد برگلویم سخت * و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد *

بدین سان بشکند در من * سکوت مرگبارم را ......

 ***دکتر علی شریعتی ***

جمعه 4/6/1390 - 20:2 - 0 تشکر 358609

سلام به دوست عزیزم
دستت درد نکنه .... یکم متن کمتر باشه خوندنش راحت تر میشه .... می تونید عنوان بزنید و متن رو توی پاسخ قرار دهید ...

مرسی عزیز

 

thank you for attention

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.