• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 995)
پنج شنبه 27/5/1390 - 18:4 -0 تشکر 354830
شب قدر باشهدا

شب قدر مرا می بینی ای شهید گمنام.می شود به من بگویی آن سوی هستی قصه

 

چیست؟می شود دستی برآری و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب

 

بیرون بکشی؟می شود فرشته من امشب تو باشی؟...

 

شب قدر هیچ کجا بهشت زهرا نمی شود. اینکه بنشینی کنار قبر یک شهید گمنام و قرآن بر سر بگیری. شهیدی که حتی نمی دانی اسمش چیست. شهیدی که فقط خدا اسمش را می داند. عده ای جاویدالاثرند و برخی شهید گمنام. ما اسم فاطمه را می دانیم اما مزارش را نمی دانیم و برعکس؛ شهدایی هستند که مزارشان را می دانیم اما اسم شان را نمی دانیم. برخی حتی به اندازه یک اسم، یک نام، جایی از این دنیای فانی اشغال نکرده اند. اصلا بنده خدا باشی، چه فرقی می کند اسمت چه باشد؟ آهای شهید گمنام، با تو هستم. می گویند؛ فرشته ها در شب قدر نازل می شوند از آسمان به زمین. فرشته باران است امشب. می شود فرشته من تو باشی؟ بارها برایت فاتحه خوانده ام و اصلا نمی دانم تو کیستی. بیا امشب از آسمان به زمین و برایم فاتحه بخوان. ثواب دارد. من مرده ای هستم که مزارم سنگ ندارد. دلم از سنگ است. چه بلایی آورده ام سر این لوح سپید. گناه، مرا بی آبرو کرده. لازم نیست پرده ها کنار رود. تو از آسمان همه گناهان مرا دیده ای. گناهان ریز و درشت...

شب قدر مرا می بینی ای شهید گمنام. مقدرات یک سال من امشب بسته می شود. خدا از همین الان می داند سرنوشت مرا. نکند مرا بخشیده باشد، با اینکه می داند دوباره دلم را آلوده گناه می کنم؟ برنگردم دوباره سوی گناه؟ می ترسم. می ترسم باز زبان شیطان را دراز کنم جلوی فطرس ملک. می ترسم باز زبان ابلیس را باز کنم جلوی ملائک. کاش این ترس این ترس مقدس این هراس نیکو مانعم شود از گناه. کاش به کرم به عنایت به لطف به فضل، خدا نگاه کند مرا...
شب قدر مرا می بینی ای شهید گمنام. می شود به من بگویی آن سوی هستی قصه چیست؟ می شود دستی برآری و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون بکشی؟ می شود فرشته من امشب تو باشی؟...

شب قدر مرا می بینی ای شهید گمنام. تو پیش خدا آبرو داری. فقط خدا اسم تو را می داند و فقط خداست که می داند الان مادر تو کجای این گیتی است. بنده خدا مادرت، نمی داند مزار فرزندش کجاست. کاش به جای من، مادرت کنار تو نشسته بود  و کاش هر شب با اشک چشم نمی خوابید.

مادرت ای شهید گمنام، شاید هنوز فکر می کند تو زنده باشی. هنوز شاید امید دارد که تو برمی گردی. غافل که سالها از شهادت تو گذشته است. شاید هم به دلش افتاده باشد که تو گمنام به شهادت رسیده ای. چرا، چرا. حتما به دلش افتاده. روزی دیدم در همین بهشت زهرا ای شهید گمنام، بین خودمان بماند؛ مادر شهیدی را که نمی دانست قبر شهیدش کجاست اما می گفت: پسرم مطمئنم شهید شده. گمنام شهید شده. گفتم: اسمش چه بود؟ گفت: حسین. گفتم: حسین؟ … چه اسم قشنگی. گفت: حسین برمی گردد. گفتم: مگر نمی گویی حسین به شهادت رسیده است؟ گفت: یقین دارم. گفت: بنیاد قبول ندارد که حسین به شهادت رسیده است اما هر بار که خواب حسین را می بینم، می بینم که لباسش خاکی، حنجره اش پاره، پهلویش شکسته و صورتش خونی است. گفت: حسین برمی گردد. گفت: حسین حتما برمی گردد. گفت: حسین برمی گردد. گفت: حسین، امام زمانی بود. عاشق مهدی بود. گفت: دعای فرج از زبانش نمی افتاد. گفت: هر روز دعای عهد می خواند. گفت: اهل ندبه بود. اشک چشم داشت. گفت: موقع شهادت فقط ۱۹ سال سن داشت. گفت: لحظه آخری که دیدمش جگرم سوخت. دلم آتش گرفت. اجازه داد اسلحه اش را ببوسم. گفت: عصای دستم بود. ۲ دست بیشتر پیراهن نداشت. شور به شور می پوشید. پدرش پول می داد، برود کفش بگیرد، جنس معمولی می خرید تا ۲ تا کفش بگیرد. یکی را خودش می پوشید و آن یکی را می داد به بنده خدایی که تمکن مالی نداشت. گفت: نماز شب می خواند گاهی. هر دوشنبه و پنج شنبه روزه می گرفت. گفت: به او می گفتم پسرم، چرا اینقدر روزه می گیری؟ چرا اینقدر عذاب می دهی خودت را؟ گفت: حسین برمی گردد. گفت: حسین، امام زمانی بود. آخرین حرفش در این دنیا این بود؛ یا مهدی، ادرکنی. گفت: گاهی خوابش را می بینم و گاهی در بیداری، می بینم انگار یکی هست که همیشه هوایم را دارد. گفت: حسین برمی گردد.

          کربلای جبهه ها یادش به خیر       سرزمین نینوا یادش به خیر               

 

       "شادی روح امام و شهدا صلوات"          

 

                                               

 
 
پنج شنبه 27/5/1390 - 18:8 - 0 تشکر 354831



          کربلای جبهه ها یادش به خیر       سرزمین نینوا یادش به خیر               

 

       "شادی روح امام و شهدا صلوات"          

 

                                               

 
 
پنج شنبه 27/5/1390 - 23:38 - 0 تشکر 355010

شهید گمنام، بیا... * بیا امشب از آسمان به زمین و برایم فاتحه بخوان. ثواب دارد. من مرده ای هستم که مزارم سنگ ندارد.*

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

جمعه 28/5/1390 - 15:57 - 0 تشکر 355443

بسم الله الرحن الرحیم

و كسانى را كه در راه خدا كشته مى‏شوند
مرده نخوانید
بلكه زنده‏اند
ولى شما نمى‏دانید

(۱۵۴-بقره)

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
شنبه 29/5/1390 - 16:40 - 0 تشکر 355926

هر چه داریم، به برکت جانفشانیها و فداکاری هاست، به برکت روحیه شهادت طلبانه است.

عده ای دائم مینالند که گل سرخ خار دارد، ما باید شاد باشیم که خارها گل دارند.
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.