• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
وبلاگ نویسان (بازدید: 529)
سه شنبه 18/5/1390 - 12:13 -0 تشکر 350087
مختصری پیرامون ادبیات وبلاگ نویسی

سعیم در اینجا، این است که نشان بدهم چیزى به نام ادبیات وبلاگ نویسى وجود دارد یا نه و اگر وجود دارد، چه شباهتها و تفاوتهایى با سایر شاخه‏‌هاى ادبیات دارد. البته نباید از یاد بُرد که سایر شاخه‏هاى ادبیات و حتى خودِ ادبیات، بر اساسِ قراردادهاى ما به وجود آمده‏اند وگرنه چیزى از آسمان به عنوانِ قوانینِ ادبیات بر ما وحى نشده‏اند. همه چیزِ ادبیات را ما (یعنى کسانى که آن را به وجود آورده‏اند) به وجود آورده‏اند و همین ما هستیم که مى‏توانیم دامنه‏اش را کم یا زیاد کنیم. هر چند شاید به نظر برسد که این کار بسیار ساده‏اى است، اما پیشنهاد مى‏کنم که امتحانش نکنید، چون مثلِ انجام بسیارى از کارها، فقط اولش ساده به نظر مى‏رسد.

ما درباره چیزهایى پرسش مى‏کنیم، که حداقل چیزى از آن بدانیم. به عنوان مثال، شاید هیچوقت براى شما این پرسش پیش نیامده باشد که مونادها در فلسفه جناب لایب نیتس چه معنایى مى‏دهند. زیرا احتمالاً تا به حال حتىِ نامِ آنان را هم نشنیده‏‌اید. شما چیزى از مونادها نمى‏دانید، بنابراین هیچ پرسشى هم از آن ندارید. شما همیشه از چیزهایى مى‏پرسید که حداقل چیزِ اندکى از آن بدانید. طبیعتا تا یک دهه گذشته، هیچکدام از ما از ادبیات وبلاگ نویسى سخن نمى‏گفتیم، چون تا به حال نمى‏دانستیم که چیزى هم به نام وبلاگ و وبلاگ نویسى وجود دارد که حالا بخواهد صاحبِ ادبیات شود. بنابراین ادبیات وبلاگ نوسى، زمانِ کمى را گذرانده است، در مقایسه با ادبیات داستان نوسى که احتمالاً چیزى بیشتر از چند هزار سال قدمت دارد یا ادبیات روزنامه نوسى که به چند قرن مى‏رسد. هر چند باید مراقب بود که قدمتِ هیچ چیزى (به جز دوست) دلیلِ برترى‏اش نیست.

بنابراین ادبیات وبلاگ نویسى در طول دهه‏‌اى که از عمرش مى‏گذرد، کم کم و آرام آرام به خود شکل و فرم داده است. این دختر بچه هنوز بالغ نشده، در حال یادگیرى و امتحان است و در دوره‏هاى مختلف، سبکهاى متفاوتى را امتحان مى‏کند. گاهى وقتها با دختربچه‏هاى نابالغِ دیگرى دست به رقابت مى‏زند. گاهى وقتها عروسکهایش را مى‏دزدند و او گریه مى‏کند. شبکه‏هاى اجتماعى، میکروبلاگها و چت رومها، همبازیهاى این دختربچه نابالغ هستند که میانِشان حسادتِ دخترانه زیادى هم وجود دارد.

با این حساب و بر طبق تاریخى که گذشته است، ادبیات وبلاگ نوسى بخشى از ادبیاتِ شتاب زده است. ادبیاتِ شتاب زده هم بخشى از بد نویسى است که به عنوان سبکى از ادبیات، قابل پیگیرى و شناسایى است.

بد نویسى به معناى بد نوشتن نیست، بلکه سبکى در ادبیات است که تمرکزش را روى فوران و بازیهاى ذهنى و زبانى مى‏گذارد. در این سبکِ نوشتارى، تصمیمات در لحظه، ساختار، شخصیتها و همه چیزى که مربوط به نوشتن مى‏شود را به وجود مى‏‌آورند. در این سبک نوشتارى، به جاى رفتن به عمق، فقط در سطح شنا مى‏کنیم و این یک مسئله بسیار مهم است. مثلاً فرض کنید که شما مى‏خواهید یک شخصیت را براى یک داستان به وجود آورید. در این سبک به جاى پرداختن به گذشته و حال و آینده‏اش و اینکه خاله و عمه و عمو و دایى و پدر بزرگها و مادربزرگها و همسایه‏هاى دوران کودکى او چه کسانى بودند، فقط کافى است که چند اطلاعاتِ جزئى درباره او بدانید. یا بهتر است بگویم که جعل کنید.

اما ادبیات شتابزده، به معناى این نیست که شما براى رفتن به سَرِ کار دیرتان شده و غذایتان هم روى گاز در حال سوختن است و یک پسر بچه هم در حال غرق شدن در استخر مى‏باشد و دوستتان هم در اتوموبیل بیرون از آپارتمان در حال بوق زدن است که شما زودتر بروید، و شما در همان حال باید چند صفحه‏‌اى بنویسید. بنابراین تصمیم مى‏گیرد که شتاب زده بنویسید و به جز این، چاره‏اى ندارید. ادبیات شتابزده به این معناست که شما روى مسائلى که مى‏خواهید بپردازید، زیاد صبر نکنید و صرفا اشاره‏اى گذرا به آنان بکنید و سعى کنید که از راههاى غیر مستقیم براى اشاره استفاده کنید و خیلى هم به دنبالِ هدف و نتیجه نباشید.

مثلاً شما مى‏‌خواهید درباره طلاق و پیامدهاى آن بنویسید. مى‏توانید یک خانواده کاملاً بخت برگشته را در نظر بگیرید که طلاق، چه پیامدهایى براى بچه‏هایشان داشته است. پسرِ خانواده معتاد مى‏شود، دزدى مى‏کند، کارش به قتل و تجارتِ آدم مى‏رسد، احتمالاً از جانب سرویسهاى جاسوسى خارج از کشور استخدام مى‏شود، چند بمبِ اتم روى سَرِ آفریقایى‏ها مى‏اندازد و احتمالاً به تولید یک ویروس دست مى‏زند که یک چهارمِ ساکنانِ کره زمین را نابود مى‏کند. دخترِ خانواده که فرارى مى‏شود، با چند پسرِ معتاد دوست مى‏شود، خیابانى مى‏شود، بعد هم ایدز مى‏گیرد، بعد هم براى انتقام، باقیمانده بازماندگان از آن ویروس ساخته برادرش را به ایدز مبتلا مى‏کند. شما مى‏توانید به جاى همه این اتفاقات، در چند خط به مسئله دیگرى اشاره کنید که فقط به یک شوک تا تلنگر نسبت به آن موضوع ختم شود.
اما وبلاگ نویسى و ادبیاتى که با خود دارد، چطور با این سبکهاى نوشتارى ارتباط پیدا مى‏کنند؟ این همان پرسشى است که در ادامه، مى‏خواهیم تطبیقى میانشان برقرار کنیم.

شما در وبلاگ نویسى، تقریبا در انجامِ این کارها هستید، شاید حتى بدونِ آنکه متوجه شوید. نکته در اینجاست که اکثر بلاگرها، روى موضوعاتى که مى‏نویسند، عمیق نمى‏شوند و فقط در سطح حرکت مى‏کنند. وبلاگهاى تخصصى چندان ارتباطى با سایر وبلاگها ندارند و معمولاً هم در بدنه اصلىِ وبلاگ نویسان قرار نمى‏گیرند. اما مسئله فقط در این نیست، بلکه در این است که موضوعاتِ موردِ طرح، بیشتر از اینکه نتیجه فکر کردن و تعمق باشد، به صورت روزانه و لحظه‏اى نوشته مى‏شوند. به همین دلیل، روزانه نویسى تا این اندازه در میان وبلاگ نویسان، جا باز مى‏کند و طرفدار دارد.

شما در وبلاگ نویسى، موضوعات را به چالش نمى‏کِشید و صرفا با یک اشاره چند خطى از همه‏‌شان عبور مى‏کنید. قرار نیست در وبلاگها، روى چیزى بمانید، در اینجا مهم این است که خیلى سریع و شتابزده، به موضوع دیگرى بپردازید. شاید امروز، موضوعى داغ و مهیج باشد ولى فردا، روزِ دیگرى است و موضوعِ دیگرى داغ و مهیج مى‏شود. بنابراین شما در وبلاگ نویسى به دنبال پرداختن به همه جوانب یک موضوع و نتیجه و پیامدهایش نیستید، شما فقط یک اشاره غیر مستقیم یا مستقیم کوتاه مى‏کنید تا یک شوک به وجود بیاورید.

شما در وبلاگ نویسى، چیزهایى مى‏نویسید که شاید هیچ کسى از آن چیزى نفهمد. درباره احساساتِ روزانه خود مى‏نویسید که کاملاً سطحى هستند و فردا مطمئنا تغییر خواهند کرد. درباره تجربیاتِ مرموز و خصوصىِ خود مى‏نویسد که شاید فردا از آنها پشیمان شوید. یا حتى با یک هویت کاملاً ساختگى مى‏نویسید که شاید چند وقت بعد، به شخصیتِ اصلىِ خودتان تبدیل شود. مهم این است که شما روى هیچکدام از مسائلِ یاد شده، نمى‏مانید و با فضاى وبلاگ نویسى به جلو مى‏روید.

با این حال، ادبیاتِ وبلاگ نویسى فضاى بسیار منعطفى دارد که مى‏تواند در طولِ گذرِ زمان، خود را به شکلهاى مختلفى بروز دهد. موجهاى اجتماعى تأثیرِ زیادى در وبلاگها مى‏گذارند و شما مى‏توانید در یک جامعه آمارى، مسائلِ جارىِ در جامعه و میانِ نسلهاى مختلف را به راحتى تشخیص دهید. به یاد داشته باشید که هنوز وبلاگ نویسى، هویتِ خود را در میان قشر و نسلهاى مختلف پیدا نکرده است. هنوز در مرحله کودکى سیر مى‏کند و شاید در دهه‏‌هاى بعدى، با ظاهر و باطنى کاملاً متفاوت از چیزى که ما امروز مى‏شناسیم، خود را نشان بدهد. اما هر چه که باشد، یک چیز را مى‏توانیم مطمئن باشیم. اینکه وبلاگها، ظاهر و باطن ما را هم تحتِ تأثیر قرار مى‏دهند و آن را تغییر مى‏دهند. تغییر یعنى زندگى، کسى که تغییر نمى‏کند، زندگى نمى‏کند.

تذکر: حتما متوجه شده‏اید که من هم فقط به نحوهِ کاملاً سطحى و سریع از روى وبلاگ نوسى گذر کرده‏ام، بنابراین فقط بخوانید و براى موضوعِ فردا آماده شوید.

منبع : http://www.teribon.ir/archives/35622

شنبه 29/5/1390 - 17:39 - 0 تشکر 355969

خوب بود
ممنون

عده ای دائم مینالند که گل سرخ خار دارد، ما باید شاد باشیم که خارها گل دارند.
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی