انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 17392)
دوشنبه 10/5/1390 - 13:15 -0 تشکر 346390
"شرح و تفسیر دعای مكارم الاخلاق"

 

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یا بقیة الله الاعظم

سلام

 

حلول ماه مبارك رمضان را به همه شما مهمانان ضیافت الهی تبریك می گویم
و از همه شما خوبان التماس دعا دارم.

 

 

 

 

 

مکارم اخلاق همان اخلاق خوب و حسن می‌باشد که از انسان سر ‌زده و انسان در مقابل انجام آن کارها مورد ستایش قرار گرفته و ثواب نیز خواهد برد. با این توضیح که مکارم جمع مکرمه به معنای کریمه و پسندیده و اخلاق نیز جمع خلق به معنای ملکه نفسانیه است که از آن فعل و کار به سهولت و بدون دیدن و تفکر در مورد آن کار از انسان صادر می‌شود با این بیان که دو نوع اخلاق داریم یکی اخلاق زیبا و پسندیده که حسن خلق نامیده می‌شود و دیگری اخلاق قبیح ومذموم که خلق سیئه نامیده می‌شود.

دعای معروف مکارم الاخلاق بیستمین دعا  از صحیفه سجادیه می‌باشد  كه در آخر مفاتیح الجنان هم آمده است.این دعا یک
برنامه انسان سازی است که خلقیات کریمه و سجایای انسانی را بیان فرموده است، اگر کسی بتواند آن طوری که شایسته است به عمق معنا و مفهوم این دعا پی ببرد و آنها را به عمل بگیرد طبق فرموده امام سجاد علیه السلام به مقام رفیع انسانیت نایل می‌گردد.

این دعا از سی قسمت تشکیل شده که هر قسمت با درود بر محمد و آل محمد شروع ‌گردیده و با در خواستهایی که هر کدام اخلاق پسندیده می‌باشد دنبال می گردد و همه آن سی قسمت مضمونشان درخواست توفیق الهی  می‌باشد"موضوعات و درخواستهایی که در این سی فراز آمده بدین ترتیب می‌باشد:


ایمان کامل ، بهترین عمل، تکمیل نیت، وسعت رزق، بی اعتنایی به ثروت مال اندوزان، توازن بین جسم و روح پایداری در راه حق، درخواست طول عمر مشروط، اصلاح خصلت ناپسند، درخواست تبدیل حسد به مودت، تبدیل دشمنی نزدیکان به دوستی، درخواست دستی توانا در مقابل ظالم، درخواست رفع خدعه مکاران، رد عیب جویی به خواهان گسترش عدل، درخواست رزق در کهنسالی، درخواست دفع ستم دیگران به حریم آمرزش الهی وارد شده، درخواست سخن گفتن در هدایت مردم و پیمودن راه برتر، درخواست پیروزی قیامت و عوامل استخلاص نفس، درخواست کفایت از عیب جویی مردم و دفع عوامل ضرر و زیان، درخواست تاج لیاقت وگشایش مالی، برکناری از اسراف و مصونیت از تباه شدن رزق، درخواست قضا حوائج، درخواست پایان عمر با عفو الهی، به یاد خدا بودن در تمام مواقع ، برترین درود خدا بر پیامبر، درخواست حسنه دنیا و آخرت و مصونیت از عذاب.

 

 

 

مرحوم محمد تقی فلسفی این دعای شریف را شرح كرده اند،كه در سه جلد با عنوان "شرح و تفسیر دعای مكارم الاخلاق" چاپ شده است.برای شادی آن مرحوم صلوات و فاتحه ای نثار كنیم.

 

در راستای ویژه برنامه انجمن قران وعترت در رمضان 90 كه goolha  گرامی مسولیت هماهنگی آن را به عهده گرفته اند؛من در این مبحث به یاری خدای متعال متن این دعای شریف و شرح آن را به مرور می آورم.انشاءالله در این ماه مبارك رمضان كه فرصت مغتنمی برای خود سازی است،بتوانیم از مضامین بلند این دعا درسهایی اخلاقی بیاموزیم و در زندگی خود به كار بندیم.

 

 دعای مكارم الاخلاق را بشنوید

 

این بحث و آثار نیك به جای مانده از آن را تقدیم می كنم به مولایم مهدی روحی لتراب مقدمه الفداه

 

 

 

خدا كند آقایمان همین ماه ظهور كنند تا نماز عید رابه امامت ایشان به جا بیاوریم

و عید فطرمان عید در عید شود.

 

اللهم عجل لولیك الفرج

(جلد ۱)

 

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

دوشنبه 10/5/1390 - 16:11 - 0 تشکر 346457

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یا بقیة الله الاعظم

سلام

شرح و تفسیر دعای مكارم الاخلاق
(جلد ۱)

محقق دانشمند مرحوم حجت الاسلام و المسلمین آقاى محمد تقى فلسفى


مقدمه
كتابى كه از نظر شما مى گذرد، ترجمه و تفسیر دعاى مكارم الاخلاق از صحیفه سجادیه است كه بخش اول آن در سى فصل تنظیم شده و به چاپ رسیده و هم اكنون در اختیار علاقه مندان و خوانندگان محترم قرار گرفته است .
صحیفه سجادیه كتابى است آموزنده و گنجینه اى است پر محتوى كه بسیارى از معارف الهى ، مبانى ایمانى ، علوم دینى ، فرهنگ اسلامى ، و معالى اخلاق را در بر دارد.
حضرت سجاد (ع) در اختناق شدید و محیط استبداد، این مطالب را به صورت دعا و نیایش در پیشگاه بارى تعالى عرض نموده و از این راه به نشر تعالیم اسلام اقدام فرموده است .
ترجمه و تفسیر دعاى مكارم الاخلاق از گوینده توانا ومحقق دانشمند حجت الاسلام و المسلمین آقاى محمد تقى فلسفى خطیب نامى است كه شنوندگان محترم را با بیانى روان و شیوا و خوانندگان عزیز را با قلمى ساده و رسا مجذوب مى نماید.
معظم له سالیان دراز در روایات اهل بیت علیهم السلام مطالعه و دقت نموده و احادیث را از جهات متعدد مورد بررسى و توجه قرار داده است ؛ به طورى كه ملاحظه مى كنید، در این كتاب ضمن ترجمه و تفسیر كلام امام (ع) به مناسبت هر جمله ، یك یا چند حدیث ذكر شده است .
دعاى مكارم الاخلاق برنامه انسانسازى است . حضرت زین العابدین (ع) در این دعا خلقیات كریمه و سجایاى انسانى را بیان فرموده است . اگر كسانى آن طور كه باید در كلام امام دقت نمایند، به عمق سخن واقف شوند، با تمرین ، خویشتن را آنچنان كه فرموده بسازند و به آن خلقیات متخلق گردند، و عملا آنها را به كار بندند به مقام رفیع انسانیت نایل مى گردند.
ترجمه و تفسیر دعاى مكارم الاخلاق ابتدا در حوزه علمیه قم با حضور جمعى از دانشجویان روحانى توسط آن خطیب توانا شروع شد و سپس در جلسات متعددى در تهران ادامه یافت .
عده اى از علاقه مندان به بسط معارف اسلامى درخواست داشتند كه نوارهاى آن سخنرانى ها به صورت كتاب درآید تا مورد استفاده عموم واقع شود. معظم له ضمن موافقت با این درخواست ، به دلیل ضرورت بعضى اصلاحات و تغییرات در نوارها به تنظیم مجدد سخنرانى ها و افزودن پاره اى مطالب به آنها اقدام نموده اند، كه بخش اول آن در اختیار خوانندگان محترم قرار گرفته است .
همان طور كه ملاحظه مى فرمایید، در این كتاب آیات و اخبار اعراب گذارى شده و منابع تمامى احادیث و وقایع تاریخى در پاورقى آمده است .
ترجمه و تفسیر دعاى مكارم الاخلاق مشتمل بر سه بخش است كه بخش دوم آن نیز آماده چاپ مى باشد و امید است كه بخش سوم با توفیق بارى تعالى در آینده مهیا گردد.

دفتر نشر فرهنگ اسلامى

اللهم عجل لولیك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

دوشنبه 10/5/1390 - 16:12 - 0 تشکر 346458

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یا بقیة الله الاعظم

سلام

بر روی هر جمله کلیک کنید تا شرح آن را ببینید.

قطعه اول دعاى مكارم الاخلاق كه شرح و تفسیر آن در بخش اول این كتاب به چاپ رسیده است .
(1) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ بَلِّغْ بِإِیمَانِى أَكْمَلَ الْإِیمَانِ،  وَ اجْعَلْ یَقِینِى أَفْضَلَ الْیَقِینِ ،  وَ انْتَهِ بِنِیَّتِى إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ، وَ بِعَمَلِى إِلَى أَحْسَنِ الْأَعْمَالِ.
(2) اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِیَّتِى ، وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَكَ یَقِینِى ، وَ اسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ مَا فَسَدَ مِنِّى .
(3) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اكْفِنِى مَا یَشْغَلُنِى الِاهْتِمَامُ بِهِ، وَ اسْتَعْمِلْنِى بِمَا تَسْأَلُنِى غَداً عَنْهُ، وَ اسْتَفْرِغْ أَیَّامِى فِیمَا خَلَقْتَنِى لَهُ، وَ أَغْنِنِى وَ أَوْسِعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِكَ، وَ لَا تَفْتِنِّی بِالنَّظَرِ، وَ أَعِزَّنِی وَ لَا تَبْتَلِیَنِّی بِالْكِبْرِ، وَ عَبِّدْنِی لَكَ وَ لَا تُفْسِدْ عِبَادَتِی بِالْعُجْبِ، وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى یَدِیَ الْخَیْرَ وَ لَا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ، وَ هَبْ لِى مَعَالِىَ الْأَخْلَاقِ، وَ اعْصِمْنِى مِنَ الْفَخْرِ.
(4) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تَرْفَعْنِى فِى النَّاسِ دَرَجَةً إِلَّا حَطَطْتَنِى عِنْدَ نَفْسِى مِثْلَهَا، وَ لَا تُحْدِثْ لِى عِزّاً ظَاهِراً إِلَّا أَحْدَثْتَ لِى ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِى بِقَدَرِهَا.
(5) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ مَتِّعْنِى بِهُدًى صَالِحٍ لَا أَسْتَبْدِلُ بِهِ، وَ طَرِیقَةِ حَقٍّ لَا أَزِیغُ عَنْهَا، وَ نِیَّةِ رُشْدٍ لَا أَشُكُّ فِیهَا، وَ عَمِّرْنِى مَا كَانَ عُمُرِى بِذْلَةً فِى طَاعَتِكَ، فَإِذَا كَانَ عُمُرِى مَرْتَعاً لِلشَّیْطَانِ فَاقْبِضْنِى إِلَیْكَ قَبْلَ أَنْ یَسْبِقَ مَقْتُكَ إِلَیَّ، أَوْ یَسْتَحْكِمَ غَضَبُكَ عَلَیَّ.
(6) اللَّهُمَّ لَا تَدَعْ خَصْلَةً تُعَابُ مِنِّى إِلَّا أَصْلَحْتَهَا، وَ لَا عَائِبَةً أُوَنَّبُ بِهَا إِلَّا حَسَّنْتَهَا، وَ لَا أُكْرُومَةً فِیَّ نَاقِصَةً إِلَّا أَتْمَمْتَهَا.
(7) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَبْدِلْنِى مِنْ بِغْضَةِ أَهْلِ الشَّنَآنِ الْمَحَبَّةَ، وَ مِنْ حَسَدِ أَهْلِ الْبَغْیِ الْمَوَدَّةَ، وَ مِنْ ظِنَّةِ أَهْلِ الصَّلَاحِ الثِّقَةَ، وَ مِنْ عَدَاوَةِ الْأَدْنَیْنَ الْوَلَایَةَ، وَ مِنْ عُقُوقِ ذَوِی الْأَرْحَامِ الْمَبَرَّةَ، وَ مِنْ خِذْلَانِ الْأَقْرَبِینَ النُّصْرَةَ، وَ مِنْ حُبِّ الْمُدَارِینَ تَصْحِیحَ الْمِقَةِ، وَ مِنْ رَدِّ الْمُلَابِسِینَ كَرَمَ الْعِشْرَةِ، وَ مِنْ مَرَارَةِ خَوْفِ الظَّالِمِینَ حَلَاوَةَ الْأَمَنَةِ.
(8) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ لِى یَداً عَلَى مَنْ ظَلَمَنِى ، وَ لِسَاناً عَلَى مَنْ خَاصَمَنِى ، وَ ظَفَراً بِمَنْ عَانَدَنِى ، وَ هَبْ لِى مَكْراً عَلَى مَنْ كَایَدَنِى ، وَ قُدْرَةً عَلَى مَنِ اضْطَهَدَنِى ، وَ تَكْذِیباً لِمَنْ قَصَبَنِى ، وَ سَلَامَةً مِمَّنْ تَوَعَّدَنِى ، وَ وَفِّقْنِى لِطَاعَةِ مَنْ سَدَّدَنِى ، وَ مُتَابَعَةِ مَنْ أَرْشَدَنِى .
(9) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ سَدِّدْنِى لِأَنْ أُعَارِضَ مَنْ غَشَّنِى بِالنُّصْحِ، وَ أَجْزِیَ مَنْ هَجَرَنِی بِالْبِرِّ، وَ أُثِیبَ مَنْ حَرَمَنِی بِالْبَذْلِ، وَ أُكَافِیَ مَنْ قَطَعَنِی بِالصِّلَةِ.

اللهم عجل لولیك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

دوشنبه 10/5/1390 - 16:41 - 0 تشکر 346473

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یا بقیة الله الاعظم

سلام


1 - اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ بَلِّغْ بِإِیمَانِى أَكْمَلَ الْإِیمَانِ


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
دعاى شریفه ((مكارم الاخلاق (1))) حاوى تعالیمى مهم و درسهایى آموزنده و انسانساز است و به هر نسبت كه افراد علاقمند و با ایمان در مضامین آن دقت كنند و محتواى آن را بنیكى فرا گیرند و دستورهایش را عملا به كار بندند، به همان نسبت از سعادت واقعى و كمال راستین برخوردار مى گردند و به مكارم اخلاق و سجایاى انسانى متخلق مى شوند. البته اگر این دعا شرح و تفسیر شود و جملات آن با استفاده از آیات و اخبار، مورد بحث و بررسى قرار گیرد، قطعا فواید و نتایج آن براى مسلمانان بیشتر خواهد بود. براى نیل به این هدف مقدس ، اینك به خواست خداوند متعال ، شرح و تفسیر آن آغاز مى گردد.
امام سجاد (ع) در ابتداى دعا، بر پیامبر گرامى اسلام و اهل بیت معظمش درود مى فرستد و در پیشگاه الهى عرض مى كند:


اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ بَلِّغْ بِإِیمَانِى أَكْمَلَ الْإِیمَانِ (2)
خداوندا! بر محمد و آل محمد درود فرست و ایمان مرا به كاملترین مدارج برسان .

در جمله اول ، یعنى ((صلوات بر پیامبر اسلام )) دو مطلب قابل بحث است : یكى مشروعیت اصل دعا در آیین مقدس اسلام ، و آن دیگر درود بر نبى معظم اسلام قبل از آغاز دعا.
اما موضوع اول ، یعنى ((مشروعیت دعا از نظر شرع مقدس )) یكى از قطعى ترین امور دینى و از جمله ضروریات اسلام است ، یعنى قرآن شریف و روایات پیغمبر و ائمه معصومین علیهم السلام این مطلب را به مردم آموخته اند كه مسلمانان و پیروان قرآن باید حوائج و مقاصد خود را و حل مشكلات و گرفتارى هاى خویش را در پیشگاه خدا عرضه كنند و از ذات اقدس او بخواهند كه آن مشكلات را حل نماید و آن گرفتارى ها را برطرف سازد. بنابراین اصل مشروعیت دعا در اسلام قطعى و مسلم است .
جالب آنكه نه تنها در دین اسلام دعا امرى است قطعى و مسلم ، بلكه در ادیان انبیاى گذشته و نزد پیامبران سلف نیز مساله دعا یك امر حتمى بوده و پیشوایان الهى این مطلب را به مردم گفته و آموخته اند.
علاوه بر این خودشان در مواقع و موارد متعدد در پیشگاه بارى تعالى دعا كرده اند و خداوند بعضى از آن دعاها را در قرآن شریف آورده است . یك مورد در قضیه حضرت شیخ الانبیاء و المرسلین ، ابراهیم خلیل است . موقعى كه هاجر و اسماعیل را به سرزمین بى آب و گیاه مكه آورد و آنان را در آنجا مستقر نمود، عرض ‍ كرد:
ربنا انى اسكنت من ذریتى بواد غیر ذى زرع عند بیتك المحرم ربنا لیقیموا الصلوه (3 )
پروردگارا! من كسانى از اهل بیت و ذریه خود را در این سرزمین بى آب و گیاه ، در كنار بیت مقدست اسكان داده ام براى آنكه اقامه نماز كنند و دینت را بر پا دارند. آنگاه دعا مى كند و مى گوید:
فاجل اءفئده من الناس تهوى الیهم (4)
بارالها! تفضل كن و در مقابل این خدمت دینى ، دلهاى مردم را به آنان متمایل بنما.
دعاى دیگر كه خدا در قرآن آورده ،از حضرت زكریاست . او در ایام پیرى و شكستگى خود و در روزگار پیرى همسر خود به پیشگاه الهى عرض مى كند:
و انى خفت الموالى من و رائى و كانت امراتى عاقرا فهب لى من لدنك و لیا(5)
خداوندا! من بعد از خود در امر دین تو از كسان و بستگانم خائفم . پروردگارا در این سنین پیرى خودم و همسرم ، به لطف و كرمت به ما فرزندى عنایت كن كه جانشین من شود و مسائل مربوط و متناسب با من را انجام دهد. بارى تعالى دعاى او را مستجاب كرد و حضرت یحیى را به وى عطا فرمود.
اما دعاى سوم از حضرت موسى بن عمران (ع) است . موقعى كه موسى (ع) از طرف خداوند ماءمور مى شود نزد فرعون برود و او را به لطف الهى مى پذیرد ولى دعا مى كند و مى گوید:
رب اشرح لى صدرى و یسرلى امرى واحلل عقده من لسانى یفقهوا قولى (6)
بارالها! تو به من در این كار بزرگ ، شرح صدر عنایت فرما، مشكلات مرا در این راه آسان كن و زبان مرا گویا نما تا آنان سخنان مرا بفهمند و به دین تو متوجه شوند.
آیات دیگرى نیز در قرآن شریف هست كه خداوند در آنها از دعاى پیامبران سخن گفته و قضایاى آنان را نقل نموده است .
مقصود از ذكر این چند آیه توضیح این مطلب است كه مسئله مشروعیت دعا نه فقط در دین مقدس اسلام است و نه فقط پیغمبر اسلام و ائمه معصومین علیهم السلام خود دعا كرده اند، بلكه دعا در ادیان سلف هم مشروعیت داشته و جزو تعالیم الهى بوده و پیامبران خدا و پیشوایان دین هم مشكلات و تمنیات خود را در پیشگاه خدا عرضه مى كردند، دعا مى نمودند، و از او اجابت مى خواستند.

1- دعاى بیستم از ادعیه صحیحفه سجادیه .
2- دو جمله آغاز دعاى ((مكارم الاخلاق ))
3- سوره 14، آیه 37.
4- سوره 14، آیه 37.
5- سوره 19، آیه 5.
6- سوره 20، آیه هاى 25 الى 28.

اللهم عجل لولیك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

دوشنبه 10/5/1390 - 16:55 - 0 تشکر 346483

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یا بقیة الله الاعظم

سلام

در اولین جمله اى كه امام سجاد (ع) در دعاى ((مكارم الاخلاق )) آورده ، درود به پیغمبر است :
اللهم صلى على محمد و آله .


این جمله داراى دو بعد است . بعد اول این است كه دعا مشروعیت دارد، خواه موضوع دعا درود بر پیغمبر اسلام باشد و خواه موضوع آن مسائل و مطالب دگر، و انبیاى گذشته نیز این برنامه را داشتند.


اما مسئله درود بر پیغمبر اكرم در آغاز دعا مطلب دگرى را هم در بر دارد و آن اینكه تمنیات و تقاضاهاى مردم ، به علل متعدد، گاهى قابل پذیرفتن نیست . آنجایى كه مقبول درگاه الهى است عمل مى شود اما آنجایى كه مورد قبول واقع نمى شود، علل و عوامل متعدد دارد و موانعى بر سر راه تحقق آن تقاضاست كه بدان سبب قابل قبول پروردگار نیست . این مطلب در خلال روایات و اخبار اهل بیت آمده و قسمتهایى را خاطر نشان ساخته اند.


از جمله دعاهاى مردود، دعاهایى است كه برخلاف نظام احسن عالم و قضاى قطعى خدا باشد. مثلا اگر كسى دعا كند كه ((پروردگارا! من همیشه زنده بمانم و هرگز از دنیا نروم ))، دعایش پذیرفتنى نیست ، زیرا:
كل نفس ذائقه الموت .(7)
هر نفسى شربت مرگ را مى چشد.


یا دعا كند كه ((بارالها! جوانى من همیشه ثابت بماند و من هرگز به پیرى و فرسودگى دچار نشوم ))، این دعا نیز قابل عمل و استجابت نیست ، زیرا قضاى قطعى خداوند این است كه انسان از طفولیت به نوجوانى و جوانى برسد، سپس به میانسالى برسد، و اگر عمر داشته باشد به پیرى برسد و آنچنان فرسوده شود كه تمام قوا را از دست داده و معلومات خود را فراموش كرده باشد.این برنامه ها را خداوند به قضاى خود مقرر فرموده و در قرآن شریف آمده است .


گاهى افراد از روى عدم توجه و بى علمى دعاهایى مى كنند كه از نظر حفظ نظام عالم عملى نیست و ائمه معصومین علیهم السلام در مواقعى به افراد تذكر داده اند و آن تذكرات به صورت حدیث در كتب اخبار آمده ، تا مردمى كه از آن به بعد مى آیند و پیرو اسلام اند متوجه آن دقایق و نكات باشند. در حدیثى از امام صادق (ع) آمده است كه فرموده ، دعا كننده نگوید:
اللهم لا تحوجنى الى احد من خلقك فانه لیس من احد الا هو محتاج الى الناس بل یقون اللهم لا تحوجنى الى شرار خلقك ، و لایقول اللهم انى اعوذبك من الفتنه بل یقول من مضلات الفتن و ان لا یسال فوق قدره فانه یستحق الحرمان (8)
آن كس كه دعا مى كند نگوید: بارالها! مرا محتاج به هیچیك از مخلوقین خود منما، زیرا انسانى نیست مگر آنكه محتاج به مردم است . اگر مى خواهد دعاى صحیح بنماید بگوید: خداوندا! مرا به اشرار خلقت محتاج منما.
در جمله دوم مى فرماید: كسى نگوید: خدایا! از فتنه و امتحان به تو پناه مى برم ، زیرا آزمایش مردم قطعى است و حتما همه افراد در زندگى باید مورد آزمایش قرار گیرند، بلكه در مقام دعا بگوید: خدایا! از آن امتحاناتى كه موجب لغزش مى شود و باعث گمراهى و كجروى انسان مى گردد به تو پناه مى برم .
و همچنین مى فرماید: هیچ فرد دعا كننده اى از خداوند، بالاتر از قدر و منزلت و ارزش خود تقاضا ننماید، زیرا چنین انسانى كه تقاضاى بى مورد و فوق مقدار و وزن خود مى نماید شایسته محرومیت است كه به آن دعا دست نیابد و آن دعا از وى پذیرفته نشود.


حدیث دیگر از على (ع) است :
سمع (ع) رجلا یدعو لصاحبه فقال : لا اراك الله مكروها. فقال (ع): انما دعوت له بالموت ، ان من عاش ‍ فى الدنیا لابد ان یرى المكروه (9)
مردى در حضور على (ع) درباره دوست خود دعا كرد و گفت : خداوند هیچ ناملایم و مكروهى را براى او پیش نیاورد و درباره او روا ندارد. على (ع) كه این دعا را شنید به او فرمود: شما براى دوستت دعا كرده اى به مرگ ، یعنى مى گویى : خدایا دوست مرا از دنیا ببر و به حیات او خاتمه بده ، زیرا انسان زنده و كسى كه در دنیا زندگى مى كند لابد و ناچار باید به ناملایمات و مكروهاتى دچار گردد.


این چند نمونه روشنگر این حقیقت است كه مردم بدانند چرا اغلب دعاها مستجاب نمى شود. یك قسمت بى اثر ماندن دعاها مستند به این است كه خواسته هاى آنها برخلاف نظام آفرینش است . اما علل و عوامل دیگرى هم هست كه موجب عدم استجابت است و دعا در پیشگاه الهى مورد قبول واقع نمى شود و به اجابت نمى رسد.


7- سوره 3، آیه 185
8- سفینه البحار، مجلد اول ، صفحه 447.
9- شرح ابن ابى الحدید بر نهج البلاغه ، ج 20، ص 289.

اللهم عجل لولیك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

دوشنبه 10/5/1390 - 17:12 - 0 تشکر 346492

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یا بقیة الله الاعظم

در بین تمام دعاها یك دعا كه قطعا و جزما همیشه مستجاب مى شود، دعاى صلوات است ، یعنى اینكه انسان بگوید:
اللهم صلى على محمد و آل محمد


این یك تمنایى است كه قطعا پذیرفته درگاه الهى است و هر دعا كننده اى ذكر صلوات را بگوید و تقاضاى درود براى پیغمبر و آل پیغمبر بنماید خداوند دعاى مستجاب مى كند و به پیغمبرش درود مى فرستد. در این مورد پذیرش است ، شما براى اینكه دعاهاى دگرتان مستجاب شود قبل از دعا كردن ، به رسول اكرم و اهل بیتش صلوات بفرستید و سپس تقاضاى خود را بگویید، زیرا دعاى صلوات به پیشگاه خدا عرضه شده زمینه پذیرش بهتر و عالى تر دارد و در این باره روایاتى است كه به بعضى از آنها اشاره مى شود.


امام صادق (ع) مى فرماید:
لا یزال الدعا محجوبا حتى یصلى على محمد و آل محمد(10)
همیشه دعاها در پشت پرده است ، یعنى نمى تواند آزادانه به پیشگاه الهى راه پیدا كند تا وقتى كه مشتمل بر درود به پیغمبر باشد.


حدیث دوم : على (ع) مى فرماید:
كل دعاء محجوب عن السماء حتى یصلى على محمد و آل محمد(11)
دعاها محجوب و محروم از وصول به مقامات عالیه است تا وقتى كه درود به پیغمبر فرستاده شود.


اما حدیث سوم :
عن ابیعبد الله (ع) قال : اذا دعا احد كم فلیبدء بالصوه على النبى فان الصلوه على النبى مقبوله و لم یكن الله لیقبل بعض الدعا و یرد بعضه (12)
امام صادق (ع) مى فرماید: وقتى یكى از شما در پیشگاه خداوند دعا مى كند البته تقاضاى خود را با صلوات بر پیامبر آغاز كند چه آنكه درود بر پیامبر، مقبول درگاه الهى است و خداوند چنین نمى كند كه دعایى را كه شامل چند مطلب است و با صلوات بر نبى آغاز شده قسمتى را بپذیرد و قسمت دیگر آن را رد كند. در اینجا بمورد است تذكر داده شود كه روایت دگرى هم از امام صادق (ع) آمده كه فرموده است :
و اءن یختم دعاءه بالصلوه على محمد و آل محمد(13)
علاوه بر آنكه در آغاز دعا صلوات بفرستد، در پایان دعا هم درود بفرستد و مجموعه تمنیات خود را آغاز كند با دعاى به پیغمبر و پایان دهد با دعاى به پیغمبر.


از آنچه مذكور افتاد دو مطلب به دست آمد: اول آنكه دعا در دین مقدس اسلام و تمام ادیان آسمانى مشروعیت دارد، انبیاى سلف و همچنین پیمبر اسلام و ائمه معصومین ، خود دعا بسیار كرده اند و پیروان خود را به تقاضاى صلوات بر محمد و آل محمد است . اولیاى دین توصیه كرده اند كه مستدعیات خود را محفوف به صلوات بنمایید و در ابتدا و انتهاى آن بر پیامبر درود بفرستید تا دعاى شما شایسته قبول باشد و در معرض ‍ اجابت خداوند بزرگ واقع شود و مقصد و مقصود شما تحقق یابد. از این رو امام سجاد (ع) دعاى ((مكارم الاخلاق )) را با صلوات بر پیامبر آغاز نموده ، بدین منظور كه سایر مطالب مورد درخواست كه قسمت به قسمت در این دعا به پیشگاه خدا عرض مى كند به اجابت برسد و مورد قبول درگاه بارى تعالى واقع شود.

10- كافى ، ج 2 ص 491
11- سفینه البحار، ص 488، ضمن شرح كلمه ((دعا)).
12- امالى شیخ طوسى ، ج 1، ص 157.
13- سفینه البحار، ص 488، ضمن شرح كلمه ((دعا)).

اللهم عجل لولیك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

دوشنبه 10/5/1390 - 18:57 - 0 تشکر 346528

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یا بقیة الله الاعظم

بشنویم

اول خوانیم خدا را ،رسول انبیا را ،علی مرتضی را،

صلی علی محمد صلوات بر محمد

صلوات را خدا گفت جبرئیل بارها گفت در شان مصطفی گفت

صلی علی محمد صلوات بر محمد

شاه نجف علی است سر ور دین علی است شیر خدا علی است


صلی علی محمدصلوات بر محمد

یارب به حق زهرا شفیع روز جزا یعنی که خیر النساء

صلی علی محمد صلوات بر محمد

بعد از علی حسن بود چون غنچه در چمن بود ،نور دو چشم من بود

صلی علی محمد صلوات برمحمد

بوی حسین شنیدیم چون گل شکفته دیدیم به مدعا رسیدیم

صلی علی محمد صلوات برمحمد

زین العباد بیمار ،سجاد است وتبدار یعنی که شاه کبار

صلی علی محمد صلوات برمحمد

اللهم عجل لولیك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

دوشنبه 10/5/1390 - 18:57 - 0 تشکر 346529

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یا بقیة الله الاعظم

بشنویم

عکس با طرح صلوات بسیار زیبا (عکس صلوات سری 2)

باقر امام دین است نور خدا یقین است فرزند عابدین است

صلی علی محمد صلوات بر محمد

عکس با طرح صلوات بسیار زیبا (عکس صلوات سری 2)

جعفر صبح صادق ،هم نور وهم موافق ،تاج سر خلا یق

صلی علی محمد صلوات برمحمد

allah.gif

موسای با سعادت با ذکر و با عبادت سر دار با جلالت

صلی علی محمد صلوات برمحمد


هشتم رضا امام است از ضامنی تمام است شاه غریب بنام است

صلی علی محمد صلوات برمحمد


ما شیعه تقی ایم خاک ره نقی ایم محتاج عسکری ایم

صلی علی محمد صلوات بر محمد


مهدی به تاج و نورش با احمد ورسولش نزدیک شد ظهورش

صلی علی محمد صلوات برمحمد

اللهم عجل لولیك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

جمعه 14/5/1390 - 12:28 - 0 تشکر 348117

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یا بقیة الله الاعظم

سلام

وبلغ بایمانى اكمل الایمان


امام سجاد (ع) بعد از ذكر صلوات ، اول درخواستى كه از خدا مى نماید این است كه مى گوید: بارالها! ایمان مرا به كاملترین مدارج آن برسان .
درباره ایمان ، سخن بسیار است و مطالب متعددى درباره آن در كتب اسلامى آمده كه در اینجا به اختصار به بعضى از آنها اشاره مى شود:
جمعى از آقایان مى گویند ((ایمان )) از ماده ((امن )) است و آن حالت آرامش و اطمینان خاطرى است كه در باطن انسان تحقق مى یابد.
بنابراین مى گویند
((ایمان )) در اسلام عبارت است از حالت باور معنوى و آرامش نفس ، مطلبى كه بسیار قابل توجه است و درباره آن هم بحث شده این است كه آیا ((ایمان )) عقد قلبى صرف است و بس ، یا متضمن اقرار به زبان ، شهادت به زبان ، و عمل به بدن نیز هست . در این مورد، عقیده عده اى از علماى بزرگ قدیم و حدیث این است كه ((ایمان )) فقط عقیده قلبى است و بس ، شهادت به زبان و عمل به بدن از شرایط ((ایمان ))
است ، به این معنى كه كسى كه مى خواهد ایمان به معناى تعالیم قرآن داشته باشد باید در دل مؤ من و به زبان مقر باشد و در مقام عمل هم وظایف لازم را انجام دهد. كسانى كه عقیده دارند كه ایمان فقط عقد قلب است به آیاتى استشهاد مى نمایند. در یك آیه خداوند مى فرماید:
كتب فى قلوبهم الایمان
(14)
ایمان را در دلهاى آنان نوشته است .
در آیه دیگر مى فرماید:
قالت الاعراب آمنا. قل لم تومنوا ولكن قولوا اسملنا ولما یدخل الایمان فى قلوبكم
(15)
كسانى از اعراب گفتند: ما ایمان آورده ایم . بگو ایمان نیاورده اید بلكه اسلام آورده اید و هنوز ایمان در دلهاى شما داخل نشده است .


14- سوره 58، آیه 22.
15- سوره 49، آیه 14.


اللهم عجل لولیك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

جمعه 14/5/1390 - 12:45 - 0 تشکر 348127

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یا بقیة الله الاعظم

سلام

البته آیات دیگرى هم در قرآن هست كه كلمه ((ایمان )) در آنها آمده و آن را به عمل مستند و مرتبط كرده و در قرآن آیات شامل این ارتباط، بسیار است مانند:
ان الذین آمنو و عملوا الصالحات (16)
و بشر الذین آمنو و عملوا الصالحات (17)
و العصر ان الانسان لفى خیر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات (18)


قرآن شریف در این آیات ، بعد از ایمان ، عمل صالح را مى گوید. معلوم مى شود عمل صالح خودش جزء ایمان و مجموع عقد قلب و عمل زبان یك چیز واحد باشد، در آن صورت باید بگوییم ((عمل صالح )) كه خودش جزء ایمان است عطف به نفس خود از نظر ادبى غلط است و نمى شود یك چیزى را به خودش ‍ عطف كنند و نسبت دهند. پس ناچار باید بگوییم ((عمل صالح )) ایمان نیست تا بتوانیم بگوییم نسبت دادن عمل صالح به ((ایمان )) از نظر اصل ادبى درست است و بجا.
این یك خلاصه مختصر از بیان آقایانى است كه عقیده دارند ایمان فقط به دل است و بس ، ربطى به زبان ندارد و ربطى به عمل هم ندارد.
اما در مقابل آنان آقایانى هستند كه مى گویند: خیر، ایمان هم عقد دل است و هم عمل بدن . در اینجا مطلبى را از شیخ طوسى مى آورم كه ایشان ایمان را هم عقیده قلبى مى داند و هم اقرار به زبان و عمل بدن . شیخ طوسى مى فرماید ایمان مركب است از تصدیق درونى و اقرار ظاهرى و استدلال ایشان بر این اساس است كه مى گویند: اقرار به زبان تنها ایمان نیست . به دلیل این آیه :
قالت الاعراب آمنا قل لم تومنوا(19)
اعراب آمدند، مى گویند ما ایمان آوردیم . خدا نفى مى كند مى گوید: ایمان نیاورده اید، چون در دلتان ایمان نیست پس مؤ من نشده اید. اینان به زبان كه مى گویند، خدا مى فرماید مقبول نیست . پس معلوم مى شود كه ایمان در شرع مقدس فقط به زبان نیست .
در مقابل ، شیخ طوسى از نظر جنبه معنوى هم مى گوید: این قضیه تصدیق هم بدون اقرار زبان ، آن هم ایمان نیست و براى اثبات این مطلب به یك آیه استشهاد مى كند و آن آیه مربوط به حضرت موسى (ع) است كه مى گوید:
و جحدوا بها واستیقنتها انفسهم ظلما و علوا(20)
مى گوید: معجزات موسى را دیدند، در دل یقین داشتند كه موسى پیغمبر خداست ، اما به زبان انكار كردند. پس معلوم مى شود اگر آدمى در دل به نبوت موسى (ع) یقین داشته باشد اما آن را به زبان نیاورد به موسى (ع) ایمان نیاورده . درباره پیغمبر اسلام هم قرآن مى گوید: علماى یهود كه آشنا به كتب سماوى هستند،
یعرفونه كما یعرفون ابناء هم (21)
اینان پیغمبر را آنچنان خوب مى شناسند كه فرزندان خودشان را، پس كسانى كه پیامبر اسلام را فرستاده خدا مى دانند و نبوت او را همانند شناختى كه نسبت به فرزندان خویش دارند مى شناسند اما عقیده قلبى خود را با زبان انكار مى كنند ایمان ندارند، و آیات از اینگونه بسیار داریم .
نمونه دیگرى از یقین قلبى اما خوددارى از اقرار در ابوجهل بود. ابوجهل مظهر شرك است ، آدمى بسیار بد و سمبل كفر است . یك روز پیغمبر اكرم با بعضى از رفقاى خود از آنجا مى گذشت . او هر وقت به پیغمبر مى رسید قیافه تلخ ، زننده ، تند، و بى ادب به خود مى گرفت ، اما این دفعه استثنائا با گشاده رویى پیش آمد و دست محكمى به پیغمبر داد و رفت . این امر بسیار شگفت آور بود. رفقاى خود ابوجهل گفتند: عجبا! آیا پیغمبر گرویده ؟ پس جبهه ما ضعیف شده - مسلمانان گفتند: امرى حیرت آور است ! آیا ابوجهل قبول اسلام كرده ؟ پس اسلام از قوت بیشترى برخوردار گردیده . او مردى بسیار نیرومند است .
آنگاه مى نویسد: فقیل له . به ابوجهل گفتند: این چه بود؟ پاسخ داد:
قال والله انى لا علم انه صادق ولكن متى كنا تبعا لعبد مناف (22)
گفت : به خدا قسم ، من مى دانم كه این مرد صادق و راستگوست ولكن چه موقع چنین بوده كه ما پیرو عبد مناف و فرزندان او باشیم .
ملاحضه مى كنید كه ابوجهل آنچنان به پیمبر ایمان باطنى و اعتقاد واقعى دارد كه هم قسم یاد مى كند و هم سخن خود را با لام تاكید مى آورد ولى با زبان صریحا انكار مى كند و جلوه گاه كفر است . بنابراین همانطور كه یهود مى دانستند موسى بن عمران فرستاده خداست و یقین باطنى داشتند اما چون به زبان انكار كردند، كافرند، ابوجهل هم كه مى داند كه پیغمبر اسلام فرستاده خداست ولى به زبان انكار مى كند، با ایمان نیست ، باید زبان هماهنگ دل باشد. اگر كسى به دل معتقد است و عقیده قلبى را با زبان مى گوید، اما در عمل از روى طغیان و تكبر نسبت به اوامر الهى بى اعتناست و تعالیم بارى تعالى را نفى مى كند، واپس مى زند و اعراض ‍ مى نماید، او هم داراى ایمان نیست ، زیرا اعراض از امر خدا و استكبار در مقابل فرمان آفریدگار جهان ، منافى با ایمان دل و منافى با اعتراف زبان است .


نمونه این امر ابلیس ، در جریان سجده آدم است . از آیات قرآن استفاده مى شود كه ابلیس به خدا ایمان داشت ، آنچنان ایمانى كه در صف فرشتگان قرار گرفته بود، ایمان خود را هم به زبان مى آورد و حتى در مواقعى نام حضرت حق را با احترام بسیار یاد مى كرد تا جایى كه وقتى مطرود درگاه الهى شد و از قضیه آدم رنجیده خاطر گردید، گفت :
فبعزتك لا غوینهم اجمعین (23)
آنقدر در مقام بیان ، به خدا احترام كرد كه به عزت او قسم یاد نمود - اما این شیطانى كه ایمان باطنى دارد و به زبان هم اقرار مى كند، در مقام عمل و اطاعت از فرمان الهى سركشى كرد، طغیان نمود و از امر خدا رویگردان شد. خدا به فرشتگان فرمود، آدم را سجده كنند:
و اذ قلنا للملائكه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس ابى و استكبر و كان من الكافرین (24)


ابلیس از اطاعت امر خدا ابا كرد، در مقابل فرمان الهى استكبار نمود و زیر بار اطاعت از فرمان خالق جهان نرفت و خدا تصریح مى كند به اینكه ابلیس ، با این عمل به كفر گرایید و تمام اعمال گذشته اش بر باد رفت .

16- سوره 2، آیه 277.
17- سوره 2، آیه 25.
18- سوره 103، آیه 1.
19- سوره 49، آیه 14.
20- سوره 27، آیه 14.
21- سوره 2، آیه 146.
22- بحار جدید، ج 7، ص 157.
23- سوره 38، آیه 82.
24- سوره 2، آیه 34.

اللهم عجل لولیك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

جمعه 14/5/1390 - 12:53 - 0 تشکر 348129

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یا بقیة الله الاعظم

سلام

بنابراین من حیث المجموع استفاده مى شود كه ایمان دل ، زمانى ارزش دارد كه با انكار زبان مواجه نشود، و همچنین ایمان دل زمانى ارزنده است كه به طغیان و سركشى در عمل مواجه نگردد. اگر دل بود، زبان هم معترف بود، و بدن هم انجام وظیفه كرد، مجموع این سه امر ایمان است ، و این مطلب در كتب روایات آمده كه به پاره اى از آنها اشاره مى شود.

رسول اكرم صلى الله علیه و آله فرموده است :
الایمان معرفه بالقلب و قول باللسان و عمل بالاركان (25)
ایمان عبارت از عرفان قلب است و عقیده باطنى و همچنین گفتارى است به زبان و عملى است به اركان و جوارح .


عن النبى صلى الله علیه و آله : الایمان قول مقول و عمل معمول و عرفان العقول (26)
ایمان گفته اى است كه به زبان آید و عملى است كه انجام شود و معرفتى است كه در قلب مستقر گردد.


عن ابى الصلت الخراسانى قال ساءلت الرضا (ع) عن الایمان فقال : الایمان عقد بالقلب و لفظ باللسان و عمل بالجوارح ، لا یكون الایمان الا هكذا(27)
ابوالصلت خراسانى مى گوید از حضرت على بن موسى الرضا علیهما السلام درباره ایمان سؤ ال كردم ، در پاسخ فرمود: ایمان ، عقد و اعتقاد به قلب است و لفظى است به زبان و عملى است به جوارح ، و ایمان نیست مگر آنچه كه گفتم .


راغب در كتاب مفردات غریب القرآن درباره ((ایمان )) مى گوید:
و ذلك باجتماع ثلاثه اشیاء: تحقیق بالقلب و اقرار باللسان و عمل بحسب ذلك بالجوارح و یقال لكل واحد من الاعتقاد و القول الصدق و العمل الصالح ایمان (28). قال تعالى : و ما كان الله لیضیع ایمانكم (29)، اى صلاتكم
تحقق ایمان به اجتماع سه چیز است : اول باور قلبى ، دوم اقرار به زبان ، و سوم عمل به جوارح ، و درباره هر یك از این سه امر ایمان گفته مى شود و راغب به آیه 143 سوره بقره استشهاد مى كند كه خدا در آن آیه مى فرماید:
و ما كان الله لیضیع ایمانكم ، اى صلاتكم
خداوند ایمان شما را ضایع نمى كند، یعنى نماز شما را بى اجر نمى گذارد. گفته راغب در معنى كردن
((ایمان ))
به نماز ضمن حدیثى مفصل از امام صادق (ع) آمده است :
عن عیاشى عن ابیعبد الله (ع) اءنه سئل عن الایمان اءقول هو و عمل اءم قول بلا عمل . فقال : الایمان عمل كله والقول بعض ذلك العمل مفترض من الله مبین فى كتابه واضح نوره ثابته حجته یشهد له الكتاب و یدعو الیه و لما انصرف نبیه الى الكعبه عن بیت المقدس قال المسلمون للنبى صلى الله علیه و آله اءراءیت صلواتنا التى نصلى الى بیت المقدس ما حالنا فیها و حال من مضى من امواتنا وهم یصلون الى بیت المقدس فانزل الله تعالى : و ما كان الله لیضیع ایمانكم فسمى الصلوه ایمانا(30)
از امام صادق (ع) سؤ ال شد درباره اینكه آیا ایمان قول همراه با عمل است یا قول است بدون عمل . حضرت در پاسخ فرمود تمام ایمان عمل است و اقرار قسمتى از آن است كه از طرف بارى تعالى واجب شده ، در كتاب الهى تبیین گردیده ، نورش آشكار است و حجتش ثابت . قرآن شریف به این امر شهادت مى دهد و مردم را به آن فرا مى خواند. آنگاه فرمود پس از آنكه نبى اكرم در نماز از بیت المقدس متوجه كعبه شد و قبله تغییر كرد، مسلمانان گفتند یا رسول الله وضع ما در نمازهایى كه به طرف بیت المقدس خوانده ایم چه خواهد بود و همچنین وضع درگذشتگان ما كه نمازها را به سوى بیت المقدس خوانده اند چه مى شود؟ این آیه نازل شد:
و ما كان الله لیضیع ایمانكم (31)
خداوند ایمان شما را ضایع نمى كند.


آنگاه امام صادق (ع) فرمود: پروردگار نماز را ایمان خوانده است .


نتیجه بحث این شد كه
((ایمان )) مجموعه عقد قلب و اقرار به زبان و عمل به جوارح است و امام صادق (ع) در پاسخ به پرسش سائل فرموده است : تمام ایمان عمل است ، به این معنى كه عمل روح عقد قلب است ، عمل زبان اقرار است ، و عمل جوارح اطاعت از اوامر الهى است . اگر برادران و خواهران مسلمان بخواهند طبق گفته قرآن شریف ، واجد ایمان باشند، باید هر سه بعد مطلب را در نظر داشته باشند: از نظر معنوى ، مؤ من و داراى باور روحى باشند، از جهت زبان اعتراف كنند، و در مقام عمل ، اوامر الهى را اطاعت كنند تا بتوانند جایگاه خود را در صف مردم با ایمان و مؤ منین راستین قرار دهند.


25- میزان الحكمه ، ج 1، ص 301.
26- میزان الحكمه ، ج 1، ص 301.
27- معانى الاخبار، ص 186.
28- مفردات راغب ، ماده ((امن )).
29- سوره 2، آیه 143.
30- تفسیر صافى ، ص 51.
31- سوره 2، آیه 143.

اللهم عجل لولیك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی