• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
سينما و تلویزیون (بازدید: 224)
سه شنبه 21/4/1390 - 17:20 -0 تشکر 338408
مصاحبه با نرگس محمدی

«ستایش» جزو معدود سریال‌های هفتگی است كه در سال‌های اخیر حسابی گل كرده و توانسته توجه مخاطبان را به خود جلب كند و ثابت كند آن چیزی كه برای دیده شدن یك سریال مهم است صرفاً زمان و نوع پخش آن نیست بلكه قصه‌ای است كه در آن روایت می‌شود و بازی‌ای است كه بازیگران از خود به نمایش می‌گذارند. قصه این سریال در مورد زنی است كه با مشكلات زیادی دست و پنجه نرم می‌كند و همین قصه پركشش باعث شد كه عوامل این سریال به فكر ساخت سری دوم آن بیفتند. بار اصلی این اثر برعهده نرگس محمدی بازیگر نقش ستایش است؛ فردی كه چند تجربه سینما و تئاتر در كارنامه هنری‌اش داشت؛ اما آن چیزی كه باعث دیده شدنش شد، سریال ستایش و یك نقش پرچالش بود. او فارغ‌التحصیل رشته پرستاری است اما در كنار تحصیل به آموزشگاه‌های بازیگری رفت و این حرفه را زیر نظر پرویز پرستویی و حبیب رضایی آموخت. با او پیرامون نقشش و نگاهی كه به آینده بازیگری‌اش دارد به گفت‌وگو نشستیم. خواندن این گفت‌وگوی متفاوت را از دست ندهید.

 

«ستایش» جزو نقش‌هایی بود كه توانست شما را خیلی زود در سطح یك بازیگر سرشناس مطرح كند، فكر می‌كنید چه اتفاقی افتاد كه برای این نقش انتخاب شدید؟

فكر می‌كنم بهتر است این سؤال را از آقای سعید سلطانی بپرسید چرا كه ایشان بود كه مرا برای این نقش انتخاب كردند. من قبل از بازی در این سریال نقشی را در سریال «شاید برای شما اتفاق بیفتد» بازی كرده بودم و تهیه‌كننده «ستایش» قسمتی را كه من در آن اثر بازی كرده بودم دیدند و به آقای سلطانی معرفی كردند. ظاهراً ایشان هم ملاكشان برای انتخاب این نقش مثبت بودن چهره و فیزیك بازیگر بود. وقتی من به جمع بازیگران این سریال پیوستم حدود هشت ماه از كار گذشته بود كه شرایط را هم تا حدی برای من سخت می‌كرد.

وقتی فیلم‌نامه كار را برای اولین بار خواندید «ستایش» را چگونه شخصیتی دیدید؟

وقتی فیلمنامه را می‌خواندم هر چه بیشتر جلو می‌رفتم بر تعجبم بیشتر اضافه می‌شد چرا كه شباهت عجیبی با این نقش داشتم. ستایش دختر خانواده‌دوست و مهربانی بود و خب گاهی اوقات فكر می‌كردم كه اگر من هم در یك سریال قرار می‌گرفتم برخوردی مشابه او در مصیبت‌ها داشتم. همین رفتار را از خودم نشان می‌دادم طوری كه اوایل پخش سریال هم وقتی دوستانم این اثر را می‌دیدند به من می‌گفتند كه خصوصیات رفتاری ستایش شبیه خود توست.

پس رسیدن به كاراكتر «ستایش» برای شما كه احساس این همه شباهت با این نقش را می‌كنید چندان سخت نبود؟

اتفاقاً اصلاً این طور نبود و رسیدن به این نقش برای من كار چندان ساده‌ای نبود و حدود یك ماه طول كشید تا بتوانم با آن نقش ارتباط برقرار كنم. از طرفی قصه این سریال در دهه شصت می‌گذرد و طبیعی است كه من حال و هوای آن دهه را آن طور كه باید به یاد ندارم چرا كه من اساساً جوانی‌ام را در دهه هشتاد گذرانده‌ام و قطعاً نمی‌توانم تفكرم را به راحتی به یك جوان دهه شصتی نزدیك كنم ولی خب بر اساس فیلمنامه و راهنمایی‌های آقای سلطانی به این كاراكتر نزدیك شدم، در هر حال ستایش جزو نقش‌هایی بود كه من خیلی آن را دوست دارم.

شما اولین تجربه جدی بازیگری‌تان با یك نقش اول آن هم در یك سریال پربازیگر و پرمخاطب بود. این قضیه ضمن اینكه مسئولیت شما را سنگین‌تر می‌كرد ممكن بود باعث شود كه نتوانید آن طور كه باید توانایی‌هایتان را نشان دهید.

من تا حدی با تحلیلتان موافق هستم. نقش‌هایی از این دست با اینكه جذابیت‌های خاص خود را دارند اما ایفای آن با این حجم كار ساده‌ای نیست البته من قبل از بازی در این سریال نقشی را در فیلم‌سینمایی «ریسمان باز» معیریان ایفا كردم كه نقش محوری بود اما در این سریال قضیه فرق می‌كرد. محوریت كلی قصه به گونه‌ای بود كه همه نگاه‌ها ناخواسته به سمت ستایش بازمی‌گشت و تمام اركان‌ به گونه‌ای چیده شده بود كه در دیده شدن این كاراكتر تأثیر به سزایی داشتند.

وقتی برای اولین بار جلوی دوربین سریال ستایش قرار گرفتید، چه احساسی داشتید؟

اولین سكانس من با مهدی پاكدل بود و می‌دانستم كه در طول كار بیشترین بازی را با او دارم، پس طبیعی بود كه تعامل من با ایشان تأثیر زیادی در ارائه بازی مطلوب من داشته باشد. وقتی كار فیلمبرداری تمام شد آقای پاكدل حسابی به من انرژی داد و گفت بازی‌ات خیلی روان و خوب بود و این همه حس خوب باعث شد كه روحیه من برای ادامه كار صدچندان شود.

غیر از ایشان كدام بازیگر روی بازی بهتر شما تأثیرگذار بود؟

داریوش ارجمند واقعاً مرد نازنینی است. ایشان در طول كار به من انرژی زایدالوصفی را می‌دادند و پدرانه و صبورانه با من همفكری می‌كردند. مهدی سلوكی هم چنین شرایطی داشتند وقتی با هم روی دیالوگ‌ها كار می‌كردیم برادرانه به من كمك می‌كرد طوری كه وقتی فكر می‌كردم در سریال او قرار است از دنیا برود، دلم می‌گرفت و بغض می‌كردم. دلم نمی‌خواست برادری به این مهربانی را در طول كار از دست بدهم.

به نظر می‌رسد ستایش در برخی از صحنه‌ها رفتارهایی كه انجام می‌دهد كمی دور از واقعیت است، دختری این همه مهربان كه مصیبت‌ها به سمت او سرازیر است.

من با شما موافق نیستم، اتفاقاً ستایش كاراكتری بود كه همواره نویسنده و كارگردان كار تلاش می‌كرد كه او دچار شعارزدگی و اغراق‌های رایج نشود. شاید به همین خاطر است كه ما شاهد هستیم او در عین حال كه دختر مهربانی است یك جاهایی هم بسیار لجباز است، طوری كه من نرگس محمدی هم ممكن بود به این رفتار او اعتراض داشته باشم. اگر قرار بود كه او را صرفاً یك كاراكتر مثبت نشان دهند دیگر نمی‌آمدند این رفتارها را نشان دهند. شاید او در مقابل خانواده‌اش بسیار ایثارگر بود یا رفتاری كه در مقابل مرگ برادرش داشت متأثركننده بود، اما همه این رفتارها برای مردم قابل درك بود. ما هیچ جا نمی‌دیدیم كه مخاطب صحنه‌هایی كه مربوط به ستایش است را پس بزند. پس ما می‌بینیم كه مخاطب آن را باور دارد چراكه وقتی با او همذات‌پنداری می‌كند به این نتیجه می‌رسد كه اگر خودش هم در این موقعیت قرار داشت احتمالاً همین رفتارها را از خود نشان می‌داد به همین خاطر من ستایش را شخصیتی برگرفته از دل جامعه می‌دانم.

پس فكر می‌كنید ستایش با دختران همسنش در آن مقطع به لحاظ فكری و رفتاری كاملاً مطابقت داشت؟

همینطور است، به همین خاطر است كه می‌گویم ستایش مثبت است ولی نه آنقدر كه به نظر می‌رسد چراكه او دختری است كه شبیه هم‌نسلانش رفتار می‌كند. دختران دهه 60 اكثراً دختران مطیع، حرف گوش‌كن و صبور بودند و شاید به همین خاطر میزان توقعاتشان از خانواده و جامعه تا این حد بالا نبود. پرواضح است كه شما وقتی توقع‌تان از محیط پیرامون و خانواده كمتر است، قدرت سازگاری‌تان بیشتر است و می‌كوشید تا در مقابل مشكلات استقامت بیشتری را از خودتان نشان دهید و صبورانه رفتار كنید، ستایش هم چنین دختری بود كه براساس تربیت دهه خودش رفتار می‌كرد.

كار كردن با سعید سلطانی چطور بود و چقدر دستتان را در ایفای یك نقش باز می‌گذاشت و اجازه می‌داد كه نظرتان را در كار دخیل كنید؟

من نمی‌توانم حرف زدن در مورد سعید سلطانی را فقط در چند جمله بگنجانم. او فرد كم‌نظیری است و با رفتاری كه از خود نشان می‌داد حس می‌كردم با یك فرد كاملاً حرفه‌ای طرف هستم. او در طول كار كه نسبتاً هم طولانی بود رفتار فوق‌العاده‌ای با بچه‌ها داشت و به همه احترام می‌گذاشت! و به خوبی می‌توانست اتفاقاتی كه پشت و جلوی دوربین می‌گذرد را كنترل كند و شاید به همین خاطر تمام توجه‌ها به كار معطوف می‌شد تا حواشی‌اش... در هر حال او صبورانه نظر همه بازیگران را می‌شنید و اگر نظر بچه‌ها روی ارتقای كیفیت كارشان تأثیر می‌گذاشت از آن دریغ نمی‌كرد. در هر حال من از او چیزهای زیادی را در حین كار آموختم.

با اینكه در سال‌های اخیر مخاطب دیگر تمایل چندانی به تماشای آثار هفتگی ندارد و ترجیح می‌دهد كه بیننده سریال‌های روتین باشد اما «ستایش» با موفقیتی كه كسب كرد نشان داد اگر یك فیلم همه اركانش درست سر جای خودش قرار گرفته باشد، دیده می‌شود حتی اگر پخش آن مغایر با شرایط رایج باشد.

خوشحالم كه این مسئله را مطرح كردید و از این زاویه به آن اشاره كردید. قصه‌ای كه سریال «ستایش»‌ داشت آنقدر جذاب بود و به آن متفاوت پرداخته شده بود كه ناخودآگاه مخاطب را با خود همراه می‌كرد. قصه این سریال راجع به یك زن زجركشیده بود؛ زنی كه تقدیر سر سازش با او نداشت و دائم سر راه او مشكلاتی را قرار می‌داد، قصه‌ این كار آنقدر روان بود كه مخاطب هر لحظه خودش را كنار ستایش می‌دید، چرا كه در اطرافش قصه‌هایی مانند سرگذشت این دختر را شنیده بود و شاید فقط احتیاج به كسی بود كه می‌آمد و قصه این كار را برای آنها تعریف می‌‌كرد. به نظر من جای یك چنین داستان‌هایی واقعاً در تلویزیون ما خالی است. قصه‌هایی كه تصویر واقعی از یك جامعه را نشان دهد و مشكلات یك زن را با خانواده همسرش حسادت‌ها، تهدید‌ها و یا مصیبت‌هایی كه ممكن است در یك زندگی تجربه كند، نشان دهد. به نظر من لج بازی كردن ستایش و یا شخصیت‌پردازی انیس و یا حشمت فردوس آنقدر قوی و حساب‌شده است كه مخاطب هر لحظه حق را به یكی از آنها می‌دهد یعنی كارگردان با خلاقیت خود توانسته بیننده را در جایگاه قضاوت بنشاند و دائم با خودش همراه كند. در هر حال من عامل موفقیت این كار را ورای كارگردانی خوبش، فیلمنامه قوی‌اش می‌دانم.

پس به نظر شما كاراكتر‌هایی مانند «حشمت فردوس» و «انیس» در مقام پدر شوهر و جاری در جامعه عینیت دارد و به خاطر همین حس همذات‌پنداری است كه مخاطب آن را دنبال می‌كند؟

بله، ما پدر شوهر‌هایی مانند «حشمت فردوس» را ممكن است در جامعه خودمان هم ببینیم. مردی كه دوست دارد برای سرنوشت پسر و عروسش تصمیم بگیرد. شاید یك جاهایی فردوس فكر كند كاری كه انجام می‌دهد دخالت نیست بلكه سرو سامان دادن به زندگی پسرش است اما... انیس زن صابر هم از كاراكتر بسیار پیچیده‌ای‌ برخوردار است. رفتارهای پدر شوهرش باعث شده كه او به خودش این اجازه را بدهد كه در زندگی ستایش دخالت كند و زندگی را برای خودش و او تا این حد تلخ كند. من این رفتارها را جدا از بخشی از جامعه نمی‌بینم.

چهره شما این قابلیت را دارد كه شما را بیشتر برای نقش‌های مثبت انتخاب كنند و از این حیث حسابی در معرض كلیشه شدن قرار دارید. با این اوصاف نمی‌ترسید از اینكه تنها به شما بازی در نقش‌هایی از این دست پیشنهاد شود؟

حق با شماست. چهره من و نقشی كه تجربه كرده‌ام باعث می‌شود كه اكثر كارگردان‌ها به خاطر ایفای نقش‌هایی از این دست به سراغ من می‌آیند در حالی كه من این مسئله را به خوبی می‌دانم كه اگر من دوباره بخواهم نقشی مانند «ستایش» را تجربه كنم نزد مخاطب خیلی زود به تكرار كشیده می‌شوم. در همین مدتی هم كه از پخش سریال ستایش گذشته است پیشنهادهای زیادی را با این مضمون داشتم اما همه آنها را رد كرده‌ام. در هر حال آن چیزی كه مخاطبان قطعاً دیگر از من نخواهند دید تكرار نقشی مانند ستایش است. با اینكه من این نقش را خیلی دوست دارم و برایم بسیار عزیز است اما فكر می‌كنم بعد از ایفای كاراكتری این چنین بهترین فرصت برای ارائه توانایی‌های من این است كه به سراغ یك نقش خاكستری یا منفی بروم.

اگر نتوانید در آن قالب هم به اندازه نقش مثبت خوب ظاهر شوید ممكن است كه به لحاظ بازیگری و شهرت لطمه بخورید.

بالاخره ترس‌هایی مانند این مسئله همیشه همراه یك بازیگر است اما مهم این است كه شما بر این ترس‌ها و احتمالات غلبه كنید و بازی را از خودتان در یك قالب جدید نشان دهید كه برای همه جالب باشد و هیچ كس شما را دیگر با نقش قبلی‌تان مقایسه نكند و كاملاً شما را در این قالب جدید باور كند. من همه تلاشم را به كار می‌بندم و امیدوارم كه موفق شوم.

این روزها خبر ساخت سری دوم سریال «ستایش» هم به گوش می‌رسد. به نظرتان سری دوم می‌تواند موفقیت سری اول را تكرار كند؟

چرا كه نه، در ساخت سری دوم ما این شانس را داریم كه ری‌اكشن مردم را دریافت كردیم و راحت‌تر می‌توانیم خودمان را به سلیقه آنها نزدیك كنیم. از طرفی موفقیت «ستایش» باعث شده است كه انگیزه كلیه عوامل بالاتر رود و آن‌ها به موفقیت این سریال بیشتر خوشبین باشند.

این طور كه شنیدم این روزها مشغول بازی در یك فیلم سینمایی به نام «ساعت شلوغی» هستید. 

بله، این فیلم آخرین ساخته آرش معیریان است. معیریان هم كارگردان بسیار توانایی است و با توجه به فیلمنامه‌ای كه این كار دارد انتظار دارم كه این اثر هم در گیشه به موفقیت برسد. 

شما جزو بازیگرانی هستید كه فعالیتتان را در این عرصه با تئاتر آغاز كردید و بعد جذب كار تصویری شدید، در تلویزیون درخشیدید و دوباره روانه سینما شدید، اساساً رسانه‌ای كه در آن فعالیت می‌كنید چقدر برایتان مهم است؟

من خیلی اهل مرزبندی كردن نیستم كه مثلاً بگویم من صرفاً در تئاتر یا سینما و تلویزیون فعالیت می‌كنم. به نظر من آن چیزی كه مهم‌تر از رسانه‌ای است كه در آن حضور دارید نقشی است كه قرار است آن را ایفا كنید به همین خاطر من در انتخاب‌هایم دائم به فیلمنامه‌ها توجه می‌كنم و به اینكه قرار است با چه عواملی كار كنم، چرا كه مطمئن هستم اگر اركان‌ یك اثر خوب فراهم باشد فرای رسانه‌ای كه قرار است آن اثر در آن پخش شود دیده می‌شود، به همین خاطر خودم را در ژانر و رسانه خاصی محدود نمی‌كنم و ممكن است شما هر بار من را در رسانه‌ای ببینید.

در جایی از قول شما خوانده بودم كه بازیگری را از آموزشگاه كارنامه شروع كردید. به نظرتان آموزشگاه‌های بازیگری چقدر در موفقیت یك بازیگر اثرگذار است؟

من جزو آخرین گروه مؤسسه «كارنامه» بودم كه در آن استادهایی مانند پرستویی و حبیب رضایی حضور داشتند. آقای رحمانیان، پیام دهكردی، رؤیا تیموریان، مسعود رایگان و ... هم جزو استاد‌های ما محسوب می‌شوند و چون من از مؤسسه‌‌ای آموختن را شروع كردم كه همه چیزش سرجای خودش قرار داشت طبیعی است كه نقش چنین آموزشگاه‌هایی را در میزان موفقیتم بسیار پررنگ می‌بینم. به نظرم چنین كلاس‌هایی باعث می‌شود كه شما دیدگاهتان نسبت به بازیگری كاملاً تغییر كند و در ابتدای راه متوجه شوید كه پشت آن دیوار شیشه‌ای شهرت باید چه سختی‌هایی را متحمل شوید.

در مجموع من از آموزشی كه در آن مقطع دیدم بسیار راضی هستم. یادم است وقتی برای اولین بار سر كلاس رفتم آقایان پرستویی و رضایی گفتند اگر صرفاً به دنبال شهرت یا رنگ و لعاب بازیگری آمدید بهتر است رهایش كنید چون ما در اینجا آنقدر به شما سخت می‌گیریم كه تنها عصاره‌ای از آن آدم‌های علاقه‌مند و واقعاً پیگیر باقی بماند و در عمل هم واقعاً همین اتفاق افتاد چرا كه از بین چهل، پنجاه هنرجویی كه در كلاس شركت كرده بودند تنها 15 نفر تا آخر كلاس‌ باقی ماندند. من از همان ابتدا می‌دانستم كه با چه كار پرچالشی طرف هستم اما آن را پذیرفتم چون می‌دانستم فردی كه زحمت می‌كشد بالاخره روزی مزد تلاش و زحمت شبانه‌روزی‌اش را می‌بیند به همین خاطر به آنهایی كه به كار بازیگری علاقه دارند پیشنهاد می‌كنم كه از راهش وارد شوند كه همان آموزش است.

فكر می‌كنید ارائه یك بازی مطلوب حسی به یك بازیگر بیشتر كمك می‌كند یا تكنیك؟

به نظر من حس و تكنیك مكمل یكدیگر هستند تا یك بازیگر بتواند بازی خوبی را از خود ارائه دهد. فردی كه می‌خواهد در این حرفه پیشرفت كند باید بداند كه تكنیك و حس تا چه حد می‌تواند به او كمك كند و باید هر كدام را به طور جداگانه بیاموزد مثلاً اگر یك بازیگر صرفاً بخواهد به تكنیك فكر كند بازی او شبیه یك مجسمه می‌شود و اگر هم صرفاً روی حس تكیه‌ كند نمی‌تواند آن طور كه باید بازی خوبی را از خود ارائه دهد. در طول مدتی كه در آموزشگاه مشغول آموزش بودم دائم روی مسئله تلفیق حس و تكنیك كار می‌كردیم. 

این روزها سینمای ما به دو بخش تجاری و هنری تقسیم شده و سینماگران معمولاً در یكی از این دو دسته قرار می‌گیرند. نظرتان در این باره چیست؟

به نظر من این چیزی نیست كه بخواهیم به آن دامن بزنیم و من چندان به این تقسیم‌بندی معتقد نیستم چون به عقیده من سینمای تجاری و هنری مانند پازل كامل‌كننده یكدیگر هستند و نباید یكی را به خاطر دیگری حذف كرد. به نظر من حركت كردن صرفاً در یك مسیر باعث تك بعدی بودن سینمای ما می‌شود. من فكر می‌كنم یك بازیگر همانقدر كه باید در آثار تجاری حضور داشته باشد و با مخاطب عام ارتباط برقرار كند و چرخه اقتصاد سینما را بچرخاند از طرفی باید نیم‌نگاهی هم به آثار هنری داشته باشد تا ثابت كند كه سینما برای او در چه جایگاه باارزشی قراردارد اما در مجموع من فكر می‌كنم كارگردانی موفق است كه بتواند تلفیقی كار كند یعنی فیلمی بسازد كه در عین حال كه تم فاخر و هنری دارد در عرصه گیشه هم موفق باشد و مخاطبان زیادی را با خود همراه كند. 

این روزها در میان بازیگران باب شده است كه وقتی می‌خواهند خودشان را از كلیشه دور كنند سراغ نقش‌های منفی می‌روند. به نظرتان چرا نقش‌های منفی قابلیت بیشتری برای بروز توانایی‌های یك بازیگر دارد؟

معمولاً نقش‌های مثبت یك سری المان‌هایی شبیه به هم دارد و معمولاً چون یك قالب مشخص دارد بازیگر دستش برای ارائه آن چندان باز نیست در حالی كه نقش‌های منفی كه این روزها بازیگران سرشناس دنیا به آن رو می‌آورند به دلیل پیچیدگی‌های بیشتری كه دارند دست یك بازیگر را بیشتر باز می‌گذارند كه بخواهند قابلیت‌های متفاوتی از خود به نمایش بگذارند. در هر حال نقش‌های خاكستری و منفی شانس بیشتری را به یك بازیگر مطرح می‌دهد اما خب بهتر است كه بازیگر در هر دو جنبه یعنی نقش مثبت و منفی بتواند بازی خوبی را ارائه دهد. 

این روزها موجی از عشق به بازیگری در میان مردم به راه افتاده است و جوان‌ها دوست دارند وارد این عرصه شوند. به نظرتان در این گرایش عامل شهرت و دیده شدن چقدر مطرح است؟

مسئله شهرت را در میزان علاقه‌مندی افراد به بازیگری نمی‌توان انكار كرد. واقعیت این است كه اگر شما درست وارد این حرفه شوید و در این زمینه با استعداد باشید می‌توانید به پول و شهرت دست یابید اما نباید این نكته را فراموش كرد كه اگر شما صرفاً انگیزه‌تان از ورود به این حرفه پول و شهرت باشد نمی‌توانید در این زمینه موفق باشید چرا كه با وجود مشكلات و دشواری‌های احتمالی كه سر راهتان قرار دارد عطای این كار را به لقایش می‌بخشید اما زمانی كه می‌خواستم وارد این عرصه شوم اصلاً به مسئله پول یا شهرت فكر نمی‌كردم و بیشتر دوست داشتم به آرزویم كه همان بازیگر شدن است دست پیدا كنم. 

پس چه چیزی باعث شد كه به بازیگری علاقه‌مند شوید؟

نمی‌توانم به راحتی از آن حسی كه من را به سمت بازیگری كشاند حرف بزنم چرا كه یك حس عجیبی در من وجود داشت كه من را به سمت بازیگری می‌كشاند. احساسی كه از بچگی در من وجود داشت و دلم می‌خواست جای دیگران قرار بگیرم. آن زمان یكی از بهترین تفریحات زندگی من فیلم تماشا كردن و تخیل‌پردازی با آن بود. 

آن طور كه شنیدیم شما تحصیلات آكادمیك بازیگری ندارید و در رشته پرستاری فارغ‌التحصیل شدید.

من دوست داشتم در رشته هنر ادامه تحصیل بدهم و در دانشگاه هم بازیگری بخوانم اما در روزی كه باید امتحان ورودی می‌دادم اتفاقی برایم پیش آمد كه از امتحان دادن بازماندم به همین دلیل این موضوع را پای قسمت گذاشتم. در رشته پرستاری آزمون دادم و پذیرفته شدم و زمانی هم كه به دانشگاه می‌رفتم همزمان در كلاس‌های بازیگری شركت می‌كردم.

خانواده‌تان نسبت به علاقه شما به بازیگری چه نظری داشتند؟

آنها نه تنها مخالف این قضیه نبودند بلكه همواره من را مورد حمایت قرار دادند چرا كه مادر من كارمند صدا و سیما بود و نسبت به هنر و به ویژه بازیگری دیدگاه كاملاً مثبتی داشت به همین خاطر وقتی از میزان علاقه‌مندی من مطلع شدند امكانات بیشتری را در اختیارم قرار دادند و مسیر را برای ورود من هموار كردند. منتها آنها برای من یك شرط تعیین كرده بودند و آن این بود كه اول درسم را تمام كنم و بعد وارد دنیای بازیگری شوم. به نظر من نگاه و طرز رفتار خانواده‌ام در بازیگری‌ام تأثیر به سزایی دارد. 

این روزها حاشیه جزء لاینفك هنر به ویژه بازیگری محسوب می‌شود و گاهی كار به جایی می‌رسد كه بیشتر از خود هنر در مطرح شدن بازیگر نقش دارد. كمی راجع به این موضوع صحبت كنید و اینكه شما چطور این حاشیه را كنترل می‌كنید؟

به نظر من یكی از نكته‌هایی كه یك بازیگر حرفه‌ای باید به خوبی بداند و سعی كند از آن عدول نكند همین حاشیه‌هاست هر چند كه بعضی‌ها این حاشیه را باعث موفقیت یك بازیگر می‌دانند اما تصور من بر این است كه عملكرد حاشیه‌ها مقطعی است یعنی شما ممكن است در كوتاه مدت موفق شوید اما زمانی كه حاشیه‌ها شما را احاطه كرد، می‌بینید اوست كه جای شما تصمیم می‌‌گیرد و به نوعی زندگی حرفه‌ای و شخصی‌تان را مدیریت می‌كند به همین خاطر تصمیم گرفتم همیشه از حاشیه دور باشم و تنها به پیشبرد كارم فكر كنم چرا كه در نهایت تنها چیزی كه از شما باقی می‌ماند كارنامه هنری‌تان است. 

در سال‌های اخیر معمولاً آثاری در تلویزیون بیشتر گل می‌كند كه قصه حول و حوش یك زن مظلوم و ستم‌كشیده باشد و برخی علت محبوبیت سریال «ستایش» را هم به این موضوع ربط می‌دهند.

من خیلی با شما هم‌نظر نیستم. شاید اشاره شما در بخش اول درست باشد و آثاری كه محوریتش یك زن مظلوم باشد مخاطب را بیشتر جلب كند اما واقعیت این است كه من اصلاً ستایش را زن مظلومی نمی‌بینم كه بخواهد در شرایطی كه به او ستم می‌شود سكوت كند بلكه او همواره در حال مبارزه است. او یك زن فداكار است كه در مقابل همه مشكلات می‌‌ایستد تا از خانواده‌اش دفاع كند. یك زن مدیر و درس خوانده و دنیا دیده است و من شرایط و نوع زندگی او را بسیار می‌پسندم.



منبع:جوان

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.