• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 8041)
دوشنبه 20/4/1390 - 20:23 -0 تشکر 338121
خاطرات عاشقانه وبه یاد ماندنی من وهمسرم

سلام

از خانم ها وآقایون متاهل میخوام خاطرات بیاد موندنی خودشون از زندگی مشترکشون ،رو اینجا بنویسند

به نظرم هم برای دیگر متاهلین وهم برای ما مجردها خیلی خوب باشه

پس خواهش میکنم حتما بیاید بنویسید

که شاید ثواب هم داشته باشه،چون وقتی ما از زندگی پر عشق ومحبت شما با خبر بشیم،به زندگی وازدواج دلگرم هم میشیم

الته هم خاطرات خوب وهم بد رو بنویسید،چون هر دو درس آموزه

مثلا از توجه همسر یا حتی از بی توجهیش

تاجایی هم که مجبور نشدید،برای تشکر مطلب ننویسید،فقط روی گزینه موفقم کلید کنیدیا مخالفم

بسم الله

تشکر

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

دوشنبه 20/4/1390 - 20:46 - 0 تشکر 338129

البته من ازدواج نکردم
ولی تو تالارهای یکی از سایتها که میگشتم
یک خاطره از یک خانم خودنم که در مورد شوهرش نوشته بود،آنقدر زیباست که آرزو میکنم زندگی منم در اینده اینقدر عاشقانه باشه
ببینید:
""همسرم خاطره خوب برام زیاد ساخته.. اونقدر که نمیتونم در موردش صحبت کنم، یک نمونه کوچیکش اینه که هر روز صبح طوری از خواب بیدار میشه و کاراشو می کنه که نکنه منو از خواب بیدار کنه. بهش گفتم دوست دارم صبح ها ببینمت برای همین آروم منو می بوسه و خداحافظی می کنه..
اگه یه شب دیر بیاد حتما یه شاخه گل برام میخره که دیر اومدنش رو جبران کنه..
حتی اگه از خستگی نتونه چشماشو باز کنه، منتظر میمونه تا من خوابم ببره..
هر از چند گاهی برام نامه مینویسه و غافلگیرم می کنه..
تمام چیزهایی که متعلق به خاطراتمون هست رو نگه می داره، مثل یه بلیط سینما یا تئاتر و روش تاریخ می زنه..

بزرگترین خاطره ای که توی ذهنم ساخته، سالگرد ازدواجمون بود، که وقتی شب برگشتیم خونه، دیدم کل خونه رو پر از گل کرده، از جلوی در گلها رو چیده بود تا توی سالن و اتاقها... هیچ وقت اون روز رو فراموش نمیکنم..


خدا رو به خاطر وجودش شکر می کنم وامیدوارم لیاقت این عشق رو همیشه داشته باشم..

""

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

سه شنبه 21/4/1390 - 14:15 - 0 تشکر 338323

سلام

هه.. چه جالب... به قول یكی از دوستان باید شمع هم بیاریم :D

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

چهارشنبه 22/4/1390 - 0:58 - 0 تشکر 338589

سلام

سید جان همین خاطرات عاشقانه به ظاهر کوچیک و زودگذر هستن که زندگی رو زیبا و با معنی کردن

اون خاطره هم خیلی زیبا و دلنشین بود ....به نظرم زوج های که از این کارها برای هم نکنن اصلا نتنها از زندگی لذت

نمیبرن بلکه زندگی کردنشون با زندگی نکردنشون هیچ فرقی نداره!

با مدعی مگوئید اسرار عشق و مستی

تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

چهارشنبه 22/4/1390 - 8:27 - 0 تشکر 338637

rasoolalah گفته است :
[quote=rasoolalah;354883;338129]البته من ازدواج نکردم
ولی تو تالارهای یکی از سایتها که میگشتم
یک خاطره از یک خانم خودنم که در مورد شوهرش نوشته بود،آنقدر زیباست که آرزو میکنم زندگی منم در اینده اینقدر عاشقانه باشه
ببینید:
""همسرم خاطره خوب برام زیاد ساخته.. اونقدر که نمیتونم در موردش صحبت کنم، یک نمونه کوچیکش اینه که هر روز صبح طوری از خواب بیدار میشه و کاراشو می کنه که نکنه منو از خواب بیدار کنه. بهش گفتم دوست دارم صبح ها ببینمت برای همین آروم منو می بوسه و خداحافظی می کنه..
اگه یه شب دیر بیاد حتما یه شاخه گل برام میخره که دیر اومدنش رو جبران کنه..
حتی اگه از خستگی نتونه چشماشو باز کنه، منتظر میمونه تا من خوابم ببره..
هر از چند گاهی برام نامه مینویسه و غافلگیرم می کنه..
تمام چیزهایی که متعلق به خاطراتمون هست رو نگه می داره، مثل یه بلیط سینما یا تئاتر و روش تاریخ می زنه..

بزرگترین خاطره ای که توی ذهنم ساخته، سالگرد ازدواجمون بود، که وقتی شب برگشتیم خونه، دیدم کل خونه رو پر از گل کرده، از جلوی در گلها رو چیده بود تا توی سالن و اتاقها... هیچ وقت اون روز رو فراموش نمیکنم..

خدا رو به خاطر وجودش شکر می کنم وامیدوارم لیاقت این عشق رو همیشه داشته باشم..
""

سلام

خیلی خوبه که مرد اینقدر به همسرش و زندگیش اهمیت میده خیلی کم میشه مردی اینجوری باشه اصلا فک کنم همین یک مورد باشه:D

 

  به طواف كعبه رفتم ،به حرم رهم ندادند          كه برون درچه كردي، كه درون خانه‌آئي

 

                                    

چهارشنبه 22/4/1390 - 10:9 - 0 تشکر 338667

سلام
تشکراز شما دوستان که نظر دادید
متاهلین هنوز نیومدند؟
بابا تو یکی از انجمن ها 17 صفحه پر شده بود،
بیاید وتجربه هاتون رو در اختیار ما هم بذارید

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

جمعه 24/4/1390 - 1:17 - 0 تشکر 339584

سید جان اینجا همه مجرد هستن مگر اینکه خلافش ثابت بشه!

من برات دعا میکنم همین نیمه شعبان همسر مورد علاقه ات رو پیدا کنی و ایشالله متاهل بشی و بیای اینجا خاطراتتو ثبت کنی

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

جمعه 24/4/1390 - 12:31 - 0 تشکر 339726

عیبی نداره،شاید خاطرات عاشاقانه همون سایت رو اینجا قرار دادم،تا متاهلین اینجا هم یک تحرکی بکنند
البته ما صبوریم،
اووو نیمه شعبان؟خیلی زود نیست؟بابا ما دیگه اینقدر هم عشق ازدواج نیستیمفکه 10 بیست روزه بریم خونه بخت(لبخند)

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

جمعه 24/4/1390 - 12:43 - 0 تشکر 339728

اینم یک خاطره دیگه از اون انجمن(انجمن سایت همدردی)
خانم
بالهای صداقت نوشته:
همه خاطره های من و دلبندم قشنگ هست
همشون رو بذارید به حساب قشنگ ترین


***
یادمه تقریبا یک ماه و نیم پیش وقتی با علی داشتیم صحبت می کردیم تا مشکلاتمون حل بشه --- بعد از یکسری اتفاق ها من دیگه اصلا تمایلی به ادامه زندگی با علی نداشتم، تحت هیچ عنوانی دلم نمی خواست به زندگی با علی ادامه بدم ، طلاق برایم بهترین راه بود ... فرشته و شاد و مدیر خیلی راهنمایی دادند و قرار شد من یک بار دیگه این فرصت را به هردوتامون بدم تا دوباره از نو شروع کنیم ---
برای خودم سخت بود که علی را بپذیرم ... ازش پرسیدم
"چرا برای طلاق موافق نیستی؟"
"چرا اصرار داری دوباره با هم زندگی کنیم؟"
"چرا می گی منو دوست داری؟"
بهم گفت : چون دوستت دارم فقط همین
یادمه خیلی ناراحت شدم
هیچ دلیلی نداشت ... فقط می گفت چون دوستت دارم ...
خیلی سعی کردم آرام باشم و منطقی رفتار کنم و تصمیم بگیرم و یه فرصت دیگه برای با هم بودن داشته باشیم
تا اینکه امروز متن زیر رو خوندم

***

نقل قول:
مثل همیشه پسر و دختر که مدتی بود به هم خیلی دل بسته بودند توی یه کافه شیک نشسته بودند و داشتن به هم نگاه می کردند و حرف می زند.دخترک یه سوال از پسر پرسید :چرا منو دوست داری؟

پسر به من و من افتاده بود نمی دونست چی جواب بده :

دختر دوباره سوال کرد

پسر یه ذره فکر کرد و گفت به خاطر برق چشمات به خاطر صدای خنده هات به خاطر حرفای شیرینت به خاطر گرمی دستات

دختر خندید و گفت خوبه

وقتی از هم خدا حافظی کردند دختر تو راه خونه دائم به پسرک فکرمی کرد ناگهان صدای بوق یه کامیون اومد و ...

کامیون با دخترک تصادف کرد راننده اونو رسوند به بیمارستان ولی حالش خیلی بد بود دکترا به خانوادش گفتند چند روزی تو کماست شاید به هوش بیاد ولی زیاد امید نداریم

خبر به گوش پسر رسید دوان دوان اومد ببینه چی شده نشست کنار تخت دخترک یه کاغذ از جیبش بیرون اورد و یه نامه واسه دختر نوشت و گذاشت کنار دختر و رفت

توی نامه نوشته بود

خیلی دوست داشتم

دوست داشتم به خاطر برق چشمات ولی حالا چشمات بسته شدن

دوست داشتم به خاطر گرمی دستات ولی حالا بدنت سرد سرده

دوست داشتم به خاطر صدای خنده هات به خاطره حرفای شیرینت ولی حالا ساکته ساکتی


-----------------------------------------------------

دوست داشتن هیچ وقت دلیل نمی خواد خود دوست داشتن یه دلیل اگه اونی که عاشقشی ازت پرسید چرا دوسم داری بهش بگو چون دوست دارم

نمی خوام بگم تحت تاثیر نوشته شدم نمی خوام هم بگم متاثر نشدم
انگار یه جرقه توی وجودم زده شد و عشق علی رو با تمام وجود لمس کردم
چه خوب میشه بدون دلیل و انتظار همدیگر رو دوست داشته باشیم

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

جمعه 24/4/1390 - 13:3 - 0 تشکر 339740

سلام خاطره جالبی بود.
به قول این خانم اگه همه زن و وشوهر ها بدون اینکه از هم توقعی داشته باشن وبدون توقع همسرشون و دوست داشتن این همه زن و شوهر طلاق نمی گرفتن

 

  به طواف كعبه رفتم ،به حرم رهم ندادند          كه برون درچه كردي، كه درون خانه‌آئي

 

                                    

شنبه 25/4/1390 - 3:47 - 0 تشکر 339997

نه سید جان دوست داشتن دلیل داره...آدم عاقل پشت هر کارش دلیل داره....فقط دیوونه ها برای کاراشون دلیل ندارن:D

یکی رو دوست داری به خاطر شخصیتش....به خاطر ادبش...متانتش...ایمانش...یعنی چیزهایی که به همین سادگی و با یه زیر کامیون رفتن از بین نمیره

یعنی چی بدون توقع؟....بله من از کسی که تا دیروز ادبش متانتش ایمانش شخصیتش اونقدر خوب بود که دوستش داشتم اگه رنگ عوض کنه و اینها رو از دست بده دیگه دوستش نخواهم داشت....چون دیگه چیزی واسه دوست داشتن وجود نداره

منظورم چشم و ابرو و اینا نیستا....اینا که دست خودم آدم نیست با یه اتفاق ممکنه از دست بره ولی حفظ زیبایی روح انسان دست خودشه!

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی