• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن حوزه علميه > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
حوزه علميه (بازدید: 260)
سه شنبه 31/3/1390 - 14:17 -0 تشکر 334372
لزوم خليفه و جانشين پيامبر خدا صلى اللّه عليه

لزوم خليفه و جانشين پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله اين موضوع را با اين پرسش آغاز مى كنيم كه آيا بعد از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله لازم است جانشين و خليفه اى براى آن بزرگوار باشد، يا لازم نيست؟ در پاسخ اين پرسش مى گوييم: همه امّت اسلام بر وجوب و لزوم امامت بعد از پيامبر اكرم صلى اللّه عليه وآله اتفاق نظر دارند. اين مطلب از سخنان بسيارى از دانشمندان شيعه و سنّى ظاهر بوده; بلكه به آن تصريح كرده اند. براى مثال حافظ ابن حزم اندلسى در كتاب الفِصَل في الأهواءِ والمِلَلِ والنِّحَل مى نويسد: اِتَّفَقَ جَميعُ فِرَقِ اَهْلِ السُّنَّةِ وَجَميعُ فِرَقِ الشّيعَةِ وَجَميعُ الْمُرْجِئَةِ وَجَميعُ الْخَوارِجِ عَلى وُجُوبِ الإِمامَةِ;1 همه فرقه هاى اهل سنّت، فرقه هاى شيعه، تمامى مرجئه و همه خوارج بر وجوب و لزوم امامت اتّفاق نظر دارند. بنابراين، اختلافى نيست كه بعد از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله امامى باشد. 1 . الفصل في الاهواء والملل والنحل: 4 / 72.    امامت چيست؟ همه اهل نظر از شيعه و سنّى، امامت را اين گونه تعريف كرده اند: اَلاِْمامَةُ هِيَ الرِّئاسَةُ الْعامَّةُ في جَميعِ اُمُورِ الدّينِ وَالدُّنْيا نِيابَةً عَنْ رَسُولِ اللّهِ صَلّى اللّه عليه وآله;1 امامت، رياست عمومى است بر امّت در همه كارهاى دنيا و دين به نيابت از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله. علماى شيعه و اهل سنّت، امامت را چنين تعريف و بيان كرده اند.2 بنابراين امام، نايب رسول خدا صلى اللّه عليه وآله و مورد اطاعت افراد امّت در همه موارد است. بنابراين تعريفِ مورد قبول همه، اختلافى نيست كه امام بايد نايب رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله) باشد و امامت، نيابت از پيامبر است تا خلأ نبوّت پر گردد و امام، كار پيامبر را در ميان افراد امّت انجام مى دهد، با اين تفاوت كه او پيامبر نيست. 1 . شرح المقاصد: 5 / 232. به رغم اين كه در منابع اهل سنّت درود و صلوات پس از نام مبارك پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله به صورت ناقص (ابتر) آمده است، ما طبق فرمايش حضرتش، درود و صلوات را به صورت كامل آورده ايم. 2 . براى آگاهى بيشتر ر.ك: تجريد الاعتقاد و شروح آن، شرح المواقف، شرح المقاصد و ديگر منابع كلامى.   والحمدلله رب العالمين   سيد سعيد خاتمي

سه شنبه 31/3/1390 - 14:12 - 0 تشکر 334368

جانشين پيامبر كيست؟ بسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد للّه ربّ العالمين، والصّلاة والسّلام على سيّدنا محمّد وآله الطيّبين الطّاهرين، ولعنة اللّه على أعدائهم أجمعين من الأوّلين والآخرين. مسأله امامت از مسائلى است كه ديدگاه شيعه اماميه با اهل تسنّن متفاوت است. شيعه معتقد است كه منصب امامت همانند منصب نبوّت بوده و ادامه آن راه است و تعيين امام و جانشين براى پيامبر، مانند تعيين خود پيامبر، حقِّ خداوند متعال است و مردم در اين امر خطير حقّى ندارند. اهل سنّت مى گويند: تعيين امام با مردم است. آنان شرايط و صفاتى را در امامِ منتخبِ مردم، معتبر مى دانند. آن گاه بحث مى شود كه اگر چنين باشد، آيا خلفايى را كه آنان بعد از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله انتخاب نموده اند، واجد آن شرايط و صفات معتبر در امام بوده يا نه؟ بنابراين بحث در دو جهت خواهد بود و اين بحث از نظر مبناى اعتقادى و مبانى مناظره صحيح، نتيجه خواهد داد; چرا كه با اسقاط اصل مبنا يا اثبات واجد نبودن خلفاى آنان، آن شرايط را كه خودشان معتبر دانسته اند امامت بلافصل اميرالمؤمنين عليه السلام، بلامنازِع خواهد بود و راهى جز اعتقاد به امامت و خلافت بلافصل آن بزرگوار نخواهد ماند، زيرا كه از سويى براى امامت آن حضرت دلايل نقلى و عقلى فراوان وجود دارد و از سوى ديگر براى امامت ديگران دليلى وجود ندارد. سيد على حسينى ميلانى ولحمدلله رب العالمين سيد سعيد خاتمي

سه شنبه 31/3/1390 - 14:19 - 0 تشکر 334374

امامت و ديدگاه شيعه با تعريفى كه براى «امام» و «امامت» شده است، شيعه اماميّه به لوازم اين تعريف پايبند بوده و آن ها را از معتقدات خود به شمار مى آورد; ولى پيروان مكتب سقيفه و توجيه گران قضاياى پس از رحلت پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله، از پذيرش آن و التزام به لوازم تعريفى كه خود به صحّت آن اعتراف دارند، سر باز زده اند. شيعه مى گويد: بنابر تعريفى كه براى امامت شده است، آن چه براى پيامبر ثابت است ناگزير بايد براى امام نيز ثابت باشد، مگر منصب نبوّت; كه در نتيجه، امام نيز همانند پيامبر هم داراى ولايت تكوينى و هم تشريعى خواهد بود. امام ولايت تكوينى دارد به اين معنا كه به اذن و عطاى خداوند متعال، در امور جارى در جهانِ هستى تصرّف مى كند و اين قدرت و حقّ را از طرف خداوند متعال دارد كه در موجودات تصرّف نمايد. امام ولايت تشريعى دارد به اين معنا كه حقّ امر و نهى در همه امور دين و دنيا ـ  به حسب تعريفى كه براى امامت شده است ـ بر جميع افراد امّت براى او ثابت است و كسى نمى تواند از فرمان او سرپيچى نمايد. البتّه در ميان علماى اهل سنّت، آنان كه داراى مذاق و مشرب عرفان بوده و به تصوّف گرايش دارند، مقام ولايت تكوينى را براى ائمّه ما عليهم السلام قائل هستند; چراكه آنان اين مقام را براى مطلق «اولياء اللّه» ثابت مى دانند و ائمّه ما را گرچه «امام» نمى دانند، ولى از اولياى بزرگ به شمار مى آورند. سوّمين مقامى كه شيعه براى امامان عليهم السلام قائل است، مقام حكومت و فرمانروايى و اجراى احكام و قوانين الهى است. حكومت بُعدى از ابعاد امامت است، نه اين كه امامت و حكومت يك حقيقت باشند و مترادف دانستن اين دو واژه، اشتباه محض است. حكومت، شأنى از شؤون امامت است كه گاهى در دست امام بوده و به دست او واقع گرديده، مانند حكومت امير مؤمنان على عليه السلام و حكومت امام حسن مجتبى عليه السلام و گاهى هم چنين نبوده، مانند حال بقيّه ائمّه عليهم السلام كه در زندان هاى حكومت جابر و ظالم وقت بوده اند و يا تحت فشار آن ها بوده، و يا مثل زمان ما كه امام عليه السلام در پسِ پرده غيبت است، كه به حسب ظاهر امام عليه السلام بسط يد و نفوذ كلمه ندارد، ولى در عين حال امامتش محفوظ است. ولحمدلله رب العالمين سيد سعيد خاتمي

سه شنبه 31/3/1390 - 14:20 - 0 تشکر 334377

امامت و اصول دين پيش تر اشاره شد كه شيعه با اهل سنّت در مسأله امامت اختلافاتى دارند، يكى از موارد اختلاف اين است كه آيا امامت، از اصول دين است يا فروع؟ بنا بر عقيده شيعه، امامت از اصول دين است. براى تثبيت اين اعتقاد، چند دليل مى توان ارائه كرد كه ساده ترين آن ها چنين است: 1 . بدون ترديد بحث از امامت، بحث از نيابت از نبوّت است و از تعريفى كه براى امامت شده به وضوح و بدون هيچ ابهامى اين معنا استفاده مى شود; چرا كه در تعريف آمده: «امامت، نيابت و خلافت از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله است» كه مفاد اين عبارت همان است كه بيان شد. پس بحث از امامت، بحث از شؤون نبوّت است، نظير بحث از عصمت و هر بحثى كه از شؤون نبوّت و اعتقاد به آن واجب باشد، از اصول دين خواهد بود. 2 . دليل ديگر بر اين كه امامت اصلى از اصول دين است، حديث معروفى است كه از پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله نقل شده است. پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله فرمود: مَنْ ماتَ وَلَمْ يَعْرِفْ اِمامَ زمانِهِ ماتَ ميتَةً جاهِليَّةً;1 هر كس بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد ، به مرگ جاهليّت از دنيا رفته است. دانشمندان شيعه و اهل سنّت اين حديث را در كتاب هاى خود از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله نقل كرده اند. روشن است كه منظور از مرگ جاهليّت، مرگ كفر و نفاق است و چيزى كه جهل به آن، فرجام كار انسان را به كفر و نفاق مى انجامد، بايد با اصل دين ارتباط داشته باشد، وگرنه جهل به مسائل فروع هيچ گاه انسان را به اين سرحدّ نمى رساند. البتّه در بين دانشمندان صاحب نظر اهل سنّت، كسانى هستند كه به آن ها نسبت داده شده كه امامت را از اصول دين مى دانند. براى نمونه قاضى ناصرالدّين بيضاوى از بزرگان و مشاهير اهل سنّت در تفسير و كلام، امامت را از اصول دين مى داند. ولى اكثر قريب به اتّفاق اهل سنّت، در برابر شيعه، قائلند كه امامت از فروع دين است. هر چند بعضى به طور قطع به اين مسأله تصريح نمى كنند، بلكه مى گويند: فروع بودن امامت انسب است، ولى در عين حال به اين كه امامت از اصول دين باشد نيز تصريح نمى كنند. در هر صورت، چه امامت اصلى از اصول دين باشد; آن سان كه شيعه معتقد است، يا از فروع دين باشد; آن سان كه اهل سنّت مى گويند، بايد بحث كرد كه امام چه كسى است تا او را بشناسيم و از او پيروى كنيم، بر اوامر و نواهى او گردن نهيم و بر گفتار و كردار او ترتيب اثر بدهيم; چون او را نايب و خليفه پيامبر مى دانيم. 1 . اين حديث با اين متن در شرح المقاصد، و شرح العقائد النّسفيّه آمده است. امّا به متون ديگر در بسيارى از كتاب هاى كهن تفسيرى، كلامى، حديثى روايت شده است. ر.ك: الإمامة في أهم الكتب الكلاميه: 154. والحمدلله رب العالمين سيد سعيد خاتمي

سه شنبه 31/3/1390 - 14:22 - 0 تشکر 334379

وحدت در سايه امامت شايد گفته شود كه بحث در پيرامون امامت به وحدت مسلمانان ضرر مى رساند، از اين رو بايد اين مباحث ترك شود. ما در اين باره به تفصيل در مباحث گوناگون خود سخن گفته ايم، خلاصه پاسخ از اين ديدگاه چنين است: بحث از امامت نه تنها به وحدت مسلمانان و اتّحاد كلمه آن ها مضر نخواهد بود; بلكه به برهان عقلى و نقلى، بهترين، بلكه تنها راه تحقّق اين آرمانِ گران قيمت و پرارزش، روشن ساختن موضعِ امامت و منصب منيعِ خلافت و نيابت از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله است.1 سخن در اين است كه منظور از وحدت چيست؟ و راه تحقّق آن كدام است؟ برخى از معاصرين براى تحقّق وحدت اين گونه پيشنهاد مى كنند كه شيعه و اهل سنّت بايد تمام كتاب هاى تفسيرى، حديثى و فقهى خود را با توافق يك ديگر از نو بنويسند; چون تنها علّت اختلافات، راهيابى اباطيل، اساطير و اكاذيب در كتاب هاى شيعه و اهل سنّت است و با شناسايى امور خلافِ واقع و جدا كردن حقايق از اكاذيب، چهره واقعى دين، نمايان شده و مورد اتّفاق همگان قرار خواهد گرفت; زيرا كسى با حقّ، نزاع واختلاف ندارد، در نتيجه تمام اختلافات از بين خواهد رفت. در پاسخ ابتدايى به اين پيشنهاد اين پرسش ها مطرح مى شوند: 1 . كسانى كه بايد كتاب هاى شيعه و اهل سنّت را بررسى كنند چه افرادى و از چه گروهى باشند؟ 2 . معيار و ملاك براى شناخت حقّ، از باطل و راست، از دروغ چيست؟ 3 . آيا اهل سنّت حاضرند از كتاب هايى را كه از آغاز تا فرجام صحيح مى دانند و با آن ها معامله وحى منزل مى كنند (مانند صحاح ششگانه يا دست كم دو كتاب صحيح بخارى و صحيح مسلم) و تمام مبانى و عقايدشان را بر پايه مندرجات آن ها بناگذارى كرده اند، دست بردارند و آن ها را بازنويسى كنند؟ برخى ديگر پيشنهاد مى كنند كه بايد مشتركات دو فرقه اخذ گردد. در پاسخ اين پيشنهاد مى گوييم: مشتركات كدامند؟ آيا توحيد و عقيده به يگانگى بارى تعالى است؟ در همين مقام، نخستين نزاع بر سر صفات بارى تعالى است، آيا خداوند متعال جسم است؟ اهل سنّت مقامى را براى ابوبكر قائلند كه براى احدى قائل نيستند، مى گويند: خداوند متعال براى او به خصوص تجلّى خواهد كرد و او خدا را آن چنان كه هست، خواهد ديد.2 البتّه خودشان در سند اين حديث خدشه مى كنند، ولى بايد دانست كه جاعلان اين گونه اباطيل چه كسانى هستند؟ ملاك و معيار شناخت اين افراد چيست؟ از مشتركات، همين مسأله امامت است. پس دست كم بايستى اهل سنّت قائل شوند كه بحث از امامت و تحقيق از امام واقعى كه نايب رسول خدا صلى اللّه عليه وآله است، بحث از يكى از مشتركات بوده و از اسباب تقريب بين مذاهب است. پس چرا آن را از اسباب تفرقه به حساب مى آورند؟ آرى، عدّه اى بحث از امامت را بحثى غير ضرورى مى دانند و با اين وجود ما را به تقريب بين مذاهب فرا مى خوانند و اين درست در زمانى است كه گروهى از آنان هنوز شيعيان را مسلمان نمى دانند(!!) آرى، آنان فرقه هاى مجسّمه، مرجئه و خوارج را مسلمان مى دانند، ولى نسبت به ما، نه اين كه در اسلام ما شكّ داشته باشند، بلكه ما را مسلمان نمى دانند. شاهد اين كه در اين اخير در عربستان سعودى كتابى به نام مسألة التّقريب بين أهل السّنّة والشّيعة نوشته شده، كه به مؤلّف كتاب به جهت تأليف اين كتاب، مدرك تحصيلى اعطاء شده است(!!) نگارنده اين كتاب پس از ورود به مباحث و ذكر مطالبى، چنين مى نويسد: راهى براى تقريب بين ما (يعنى اهل سنّت) و بين شيعه نيست، مگر اين كه شيعيان مسلمان شوند(!!) و تا اينان مسلمان نشوند تقريب معنا ندارد(!!) ولى ما در حقّ آنان چنين نمى گوييم; بلكه مى گوييم: بياييد به كتاب خدا و سنّت قطعى رسول خدا صلى اللّه عليه وآله كه خود معترف به آن هستيد، عمل كنيد! ما در بحث از سند و دلالت «حديث ثقلين» به تفصيل در اين باره سخن گفته ايم.3 1 . براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر.ك: نگاهى به حديث ثقلين: ص 50، از همين نگارنده. 2 . الدر النضيد: 97. 3 . ر.ك نگاهى به حديث ثقلين: 31 ـ 53. والحمدلله رب العالمين سيد سعيد خاتمي

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.