• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 1248)
چهارشنبه 18/3/1390 - 20:10 -0 تشکر 328889
چهل داستان و چهل حدیث امام هادی علیه السلام

 

 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِیمِ

 اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مَوْلاىَ یا اَبَا الْحَسَنِ عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ

 سلام  

 

 

پدید آورنده : محمود مهدی پور

امام هادی(ع) دهمین رهبر آسمانی است که از سوی پیامبر گرامی(ص) برای اداره امور امت اسلامی معرفی شده است. از نگاه پیروان اهل بیت(ع) امامت و رهبری جامعه تا دوازده نسل بر اساس فرمان الهی و پیامبر(ص) و امامان قبلی تعیین و به جامعه معرفی شده‌اند، در این زنجیره نورانی امام علی النقی معروف به امام هادی و ابوالحسن ثالث دهمین خورشید هدایت امت اسلامی است.

این رهبر بزرگوار، فرزند امام جواد(ع) نوه امام رضا(ع) است که در روستایی از اطراف مدینه به نام «صریا» به دنیا آمد. مادرش کنیزی با فضیلت و پارسا بود که سمانه نام داشت.

تاملی در معنی و مفهوم «هادی» که معروف‌ترین لقب آن بزرگوار است، بسیاری از حقایق را روشن می‌سازد.

هدایت در کتب لغت دو معنای «ارائه طریق » و «رساندن به مقصد و مطلوب» را در بردارد. و معمولاًٌ در ارائه راه مطلوب و مثبت به کار می‌رود.

در فرهنگ قرآن و عترت هدایت و هادی، بار مفهومی و معنایی بسیار عمیق‌تر از رهنمای جغرافیایی دارد. شناخت راه، شناخت مقصد، شناخت امت و کاروانیان همراه، شناخت موانع و مشکلات مسیر، شناخت دزد‌ها و گردنه‌ها، ایجاد انگیزه برای حرکت، دمیدن روح استقامت در رهروان، حفظ اتحاد و هماهنگی کاروان، حمایت و حفاظت از جان و مال و حقوق کاروانیان وظیفه دلیل و رهنمای کاروان و بخشی از مفهوم «هادی» در فرهنگ اسلامی است.

امام هادی، حضرت علی بن محمد النقی و معروف به ابن الرضا(ع) خورشید نورافشانی بود که از سالهای 220ق تا سال 254 رسالت رهبری و هدایت امت بزرگ اسلامی را بر دوش داشت و حدود سی و چهار سال ناخدای کشتی اسلام در میان امواج وحشتناک عصر عباسی بود.

آن بزرگوار در تاریک‌ترین روزگار سلطه اشرار به زندگی بشریت نور و گرمی بخشید و در دشوارترین شرایط فرزندان پیامبر و قرآن را حمایت و سرپرستی کرد.

هادی آل محمد(ع) هم قبله را به خوبی می‌شناخت، هم قبیله را، هم مردم را، هم مردان ساحت سیاست را، او راه دست‌یابی به مقام قرب خدا را از اولیای او آموخته بود. از حیله‌ها و نیرنگ‌ها و مطامع و خواسته‌های دشمنان توحید و عدالت آگاه بود. او ضعف‌ها و کمبود‌ها و جهل و غفلت عمومی و بیماری انسانهای عصر خویش را به خوبی می‌شناخت . قربانیان بیماری‌های اجتماعی را می‌دید و از درد و رنج و مشکلات زندگی مردم می‌سوخت. پزشکی بود که با مریض به خوبی آشنا و مهربان بود. آفات و آسیب‌ها و خطرها و بیماری‌ها مسلمانان و نامسلمانان را به خوبی تشخیص می‌داد.

او در حدود چهل و یک سال زندگی و سی و چند سال رهبری، بر آسمان زندگی بشریت فروغ هدایت پاشید و خورشیدوار گمشدگان وادی غفلت و حیرت و گرفتاران کویر شرک و بیداد را رهایی بخشید. در روزگاری که جهل و غفلت عمومی از یک سو و شهوات و شبهات حکومتی از سوی دیگر، فضای زندگی را از ظلمت و ظلم پر کرده بود و به دست‌گرفتن شمعی کوچک هم، گناهی بزرگ تلقّی می‌شد، هادی امت، خورشیدوار بر آفاق زندگی بشریت تابیدن گرفت و بشریت مظلوم و حق طلب را از افتادن در پرتگاه هواپرستی و جهالت و چاهسار بیداد و کفر و شرک و نفاق مصون داشت.

 

صلوات بر امام هادی(ع)

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَصِىِّ الْأَوْصِیآءِ، وَاِمامِ الْأَتْقِیآءِ،وَخَلَفِ اَئِمَّةِ الدّینِ، وَالْحُجَّةِ عَلَى الْخَلائِقِ اَجْمَعینَ، اَللّهُمَّ کَماجَعَلْتَهُ نوُراً یَسْتَضیى ُ بِهِ الْمُؤْمِنوُنَ فَبَشَّرَ بِالْجَزیلِ مِنْ ثَوابِکَ، وَاَنْذَرَ بِالْأَلیمِ مِنْ عِقابِکَ، وَحَذَّرَ بَاْسَکَ، وَذَکَّرَ بِآیاتِکَ، وَاَحَلَّ حَلالَکَ، وَحَرَّمَ حَرامَکَ، وَبَیَّنَ شَرایِعَکَ وَفَرایِضَکَ، وَحَضَّ عَلى عِبادَتِکَ، وَاَمَرَ بِطاعَتِکَ، وَنَهى عَنْ مَعْصِیَتِکَ، فَصَلِّ عَلَیْهِ اَفْضَلَ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیآئِکَ، وَذُرِّیَّةِ اَنْبِیآئِکَ، یا اِلهَ الْعالَمینَ. 

 

«بارالها! بر علی بن محمد (امام هادی) درود فرست.او که جانشین اوصیای پیامبر(ص) و پیشوای پارسایان است.و جایگزین رهبران دین و حجت بر تمام آفریدگان.

بارالها! همانگونه که او را نوری قرار دادی تا مؤمنان از او فروغ بگیرند. او به پاداش بزرگ تو بشارت داد و از کیفر تو مردم را بر حذر داشت و ایات تو را یادآور گردید، حلال تو را حلال دانست و حرام تو را حرام شمرد. آئین تو و واجبات تو را روشن کرد و مردم را به عبادت تو برانگیخت. و به طاعت تو فرمان داد و از معصیت تو بازداشت.

خدایا! بر او درود فرست برترین درودی که بر هر کدام از اولیای خودت و ذرّیه پیامبرانت می‌فرستی ای معبود جهانیان».

 

پایگاه حوزه   

 

انشاءالله می خواهیم به مرور مطالب كتاب

"چهل داستان و چهل حدیث از امام هادى علیه السلام"

كه مؤ لّف آن عبداللّه صالحی است را با هم بخوانیم.

منبع   

 

 

اللهم عجل لولیك الفرج

 

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

چهارشنبه 18/3/1390 - 20:19 - 0 تشکر 328892

بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليك يا بقية الله الاعظم اللهم عجل لوليك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

چهارشنبه 18/3/1390 - 20:20 - 0 تشکر 328894

بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليك يا بقية الله الاعظم گرفته جان نفسم در ثناى حضرت هادى دُر سخن بفشانم به پاى حضرت هادى نداشت طوطى جانم هنوز لانه به جسمم که بود مرغ دلم آشناى حضرت هادى صفا و مروه کجا و حريم يوسف زهرا صفاست در حرم با صفاى حضرت هادى مقربان الهى فرشتگان بهشتى کشند منت لطف و عطاى حضرت هادى ز دست رفته شکيبم خدا کند که نصيبم شود زيارت صحن و سراى حضرت هادى درندگان زمين التجا برند به سويش پرندگان هوا در هواى حضرت هادى اگر به سامره‏ ام اوفتد گذر سرو جان را کنم نثار به گنبد نماى حضرت هادى دلم که درد گناهش به احتضار کشانده پناه برده به دارالشفاى حضرت هادى مرا چه قدر که گردم گداى خاک نشينش که هست خازن جنت گداى حضرت هادى دهد به روح لطيف ملک، صفا و طراوت ملاحت سخن دلرباى حضرت هادى به خاک عطر بهشتى پراکند اگر آيد نسيمى از طرف سامراى حضرت هادى به عمر دهر مرا گر دهند عمر، نيرزد به لحظه‏ اى که کنم جان فداى حضرت هادى به تيرگى نبرى روى و راه خود نکنى گم هدايت است به ظل لواى حضرت هادى بخوان زيارت پر فيض جامعه که برى پى به ارزش سخن دلرباى حضرت هادى مرا رضايت ابن الرضا خوش است که دانم بود رضاى خدا در رضايت حضرت هادى غلامرضا سازگار اللهم عجل لوليك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

پنج شنبه 19/3/1390 - 9:39 - 0 تشکر 329007

بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليك يا بقية الله الاعظم سلام پيشگفتار به نام هستى بخش جهان آفرين شكر و سپاس بى منتها، خداى بزرگ را كه ما را از امّت مرحومه قرار داد و به صراط مستقيم ، ولايت اهل بيت عصمت و طهارت صلوات اللّه عليهم اءجمعين هدايت نمود. درود بر روان پاك پيامبر عالى قدر اسلام صلى الله عليه و آله ؛ و بر اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام ، خصوصا دهمين خليفه بر حقّش حضرت ابوالحسن ، امام علىّ هادى عليه السلام ؛ و لعن و نفرين بر دشمنان و مخالفان اهل بيت رسالت ، كه در حقيقت دشمنان خدا و قرآن هستند. زندگى سراسر آموزنده آن انسان برتر و شخصيّت برگزيده و ممتازى كه خداوند متعال ، در ضمن حديث لوح حضرت فاطمه زهراء عليها السلام در عظمت و جلالت مقام آن بزرگوار فرموده است : نام او علىّ است ؛ و او ياور و نگه دارنده شريعت و شاهد بر اعمال و حركات بندگان خواهد بود. نيز جدّ بزرگوارش ، حضرت ختمى مرتبت ، ضمن يك حديث طولانى فرمود: دهمين خليفه و وصىّ من ، شخصيّتى با نام علىّ بن محمّد عليه السلام مى باشد، كه داراى سكينت و وقار خاصّى است ، تمام علوم و اسرار نزد او موجود خواهد بود؛ و او از تمام جريانات و نيّات افراد آگاه مى باشد. احاديث قدسيّه و روايات بسيارى در منقبت و عظمت آن امام والامقام ، با سندهاى متعدّد در كتاب هاى مختلف ، وارد شده است . و اين مختصر، ذرّه اى از قطره اقيانوس بى كران فضائل و مناقب و كرامات آن وجود مقدّس مى باشد. كه برگزيده و گلچينى است از ده ها كتاب معتبر (1) ، در جهت هاى مختلف : عقيدتى ، سياسى ، اقتصادى ، فرهنگى ، اجتماعى ، اخلاقى ، تربيتى و ... خواهد بود. باشد كه اين ذرّه دلنشين و لذّت بخش مورد استفاده و إ فاده عموم علاقه مندان ، خصوصا جوانان عزيز قرار گيرد. و ذخيره اى باشد: (( لِيَوْمٍ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إ لاّ مَنْ اءتىَ اللّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ لى وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ لَهُ عَلَيَّ حَقُّ )) ، انشاءاللّه تعالى مؤ لّف 1- فهرست نام و مشخّصات بعضى از كتابهائى كه مورد استفاده قرار گرفته است در آخرين قسمت جلد دوّم اين مجموعه نفيسه موجود مى باشد. اللهم عجل لوليك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

پنج شنبه 19/3/1390 - 9:59 - 0 تشکر 329018

بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليك يا بقية الله الاعظم طلعت نور بين مكّه و مدينه طبق آنچه تاريخ ‌نويسان آورده اند: يكى از اصحاب امام محمّد جواد عليه السلام - به نام محمّد بن فرج حكايت كند: روزى حضرت ابوجعفر، امام جواد عليه السلام مرا در محضر مبارك خويش فرا خواند. وقتى بر آن حضرت وارد شدم و نشستم ، اظهار داشت : امروز قافله اى به اين محلّ آمده است و تعدادى كنيز براى فروش همراه خود آورده اند. و سپس كيسه اى را - كه مبلغ شصت دينار در آن بود - تحويل من داد و ضمن فرمايشاتى ، مطالبى را پيرامون كنيزى بيان نمود؛ و حالات و خصوصيّات آن كنيز را از جهت قيافه ، قامت و لباس توصيف كرد. بعد از آن كه امام جواد عليه السلام ، مطالب لازم را بيان نمود، به من دستور داد تا به سمت آن قافله حركت كنم و آن كنيز مورد نظر را خريدارى نمايم . پس طبق دستور حضرت حركت كردم ، هنگامى كه به محلّ فروش كنيزان رسيدم ، كنيزان را يكى پس از ديگرى تفحّص و جستجو كردم تا سرانجام ، كنيز مورد نظر حضرت جواد عليه السلام را - كه توصيف و معرّفى نموده بود - پيدا كردم . و در نهايت ، او را به همان مقدارى كه حضرت داده بود خريدارى كرده و خدمت امام عليه السلام آوردم . اين كنيز نامش سمانه (جمانه ) بود؛ و طبق إ قرار و اعتراف خودش ، دست هيچ نامحرمى به او دراز نشده بود؛ و صحيح و سالم در خدمت امام محمّد جواد عليه السلام حضور يافت . اين همان كنيزى مى باشد كه حضرت امام علىّ هادى عليه السلام از آن بانوى مجلّله ، متولّد شد. همچنين مورّخين و محدّثين به نقل از علىّ بن مهزيار و محمّد ابن فرج حكايت كنند: ولادت پُر ميمنت و با سعادت امام هادى عليه السلام همچون ولادت ديگر امامان و اوصياء رسول خدا صلوات اللّه و سلامه عليهم ، واقع شد. و مادر آن حضرت ، نيز يكى از زنان بافضيلت و باكمال زمان خويش بوده است ، همان طورى كه امام هادى عليه السلام ، ضمن فرمايشاتى در رابطه با منزلت و مقام والاى آن بانوى مكرّمه و بزرگوار، چنين اظهار نمود: مادرم ، زنى با معرفت و با فضيلت بود؛ و نسبت به من معرفت كامل داشت و تمام مسائل و حقوق الهى را در همه موارد رعايت مى كرد، او اهل بهشت مى باشد. و سپس افزود: تا قبل از پدرم ، حضرت جواد الا ئمّه عليه السلام دست هيچ انسانى به او نزديك نشده بود. همچنين آورده اند: منوّره مراجعت مى نمود، چون در محلّى به نام صُريا - سه فرسخ مانده به شهر مدينه طيّبه - رسيدند، نوزادى عزيز و مبارك به نام حضرت ابوالحسن ، امام علىّ هادى عليه السلام ، همانند ديگر اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام ، پاك و پاكيزه ؛ و همچون جدّ بزرگوارش ، امام موسى كاظم عليه السلام در حال بازگشت از شهر مكّه معظّمه به مدينه طيّبه ، ديده به جهان گشود. (8) 8- مدينة المعاجز: ج 7، ص 419، ح 242، دلائل الا مامه طبرى : ص 410، ح 368، إ ثبات الوصيّة : ص 228. اللهم عجل لوليك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

پنج شنبه 19/3/1390 - 10:3 - 0 تشکر 329023

بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليك يا بقية الله الاعظم فراهم شدن آب براى نماز مرحوم شيخ حُرّ عاملى رضوان اللّه عليه ، به نقل از كافور خادم حكايت كند: در يكى از روزها حضرت ابوالحسن ، امام هادى عليه السلام مرا مخاطب قرار داد و اظهار نمود: اى كافور! آن سطل را پر از آب كن و در فلان محلّ مخصوص كه حضرت خود معيّن نمود بگذار، تا هنگام نماز به وسيله آن وضو بگيرم . و بعد از اين دستور، مرا براى انجام كارى روانه نمود و فرمود: هرگاه بازگشتى ، سطل آب را در همان جائى كه گفتم ، بگذار تا براى وضوء گرفتن آماده باشد. كافور خادم افزود: سپس آن حضرت ، چون خسته بود در گوشه اى دراز كشيد تا استراحت نمايد؛ و در آن شب ، هوا بسيار سرد بود. ولى متأ سّفانه من فراموش كردم كه طبق دستور آن حضرت ، سطل آب را در آن محلّ معيّن شده بگذارم . پس چون لحظاتى گذشت ، متوجّه شدم كه امام عليه السلام از جاى خود برخاسته است و در حال آماده شدن براى نماز مى باشد و من - چون سطل آب را فراهم نكرده بودم از ترس آن كه روبروى هم نگرديم و احياناً حرفى به من نزند - مخفى شدم . ولى در پيش خود، خيلى احساس ناراحتى و شرمسارى مى كردم ، كه چرا آب را فراهم نكرده ام ؛ و به همين جهت مى ترسيدم كه مورد سرزنش و ملامت حضرت قرار گيرم . در همين افكار بودم ، كه ناگهان امام عليه السلام با حالت غضب مرا صدا نمود، با خود گفتم : به خدا پناه مى برم . و هيچ عذرى نداشتم كه مثلاً بگويم فراموش كردم ؛ و به هر حال پاسخ حضرت را دادم و جلو رفتم . چون نزديك شدم ، فرمود: اى كافور! چرا چنين كرده اى ، آيا نمى دانستى كه من براى وضوء از آب گرم استفاده نمى كنم ؛ بلكه بايد آب ، عادى و سرد باشد، چرا آب را گرم كرده اى ؟! با حالت تعجّب عرضه داشتم : اى مولا و سرورم ! به خدا قسم ، من فراموش كردم كه آب در سطل بريزم و حتّى دست به سطل نزده ام . سپس حضرت فرمود: الحمدللّه ، كه خداوند متعال در هيچ حالى ما را فراموش و رها نمى كند و ما نيز سعى كرده ايم تا مستحبّات الهى را نيز انجام دهيم و در هيچ حالى آن ها را ترك نكرده ايم . (9) 9- اثبات الهداة : ج 3، ص 368، ح 25. اللهم عجل لوليك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

جمعه 20/3/1390 - 13:5 - 0 تشکر 329444

بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليك يا بقية الله الاعظم سلام آگاهى از درون اشخاص همچنين مرحوم شيخ طوسى ، راوندى و ديگر بزرگان به نقل از اسحاق بن عبداللّه علوى حكايت كند: روزى از روزها پدرم با عمويم با يكديگر اختلاف كردند، درباره آن چهار روزى كه در طول سال براى روزه گرفتن ، نسبت به بقيّه روزها فضيلت و اهمّيتى بيشتر دارد. لذا براى حلّ اختلاف و گرفتن جواب صحيح تصميم گرفتند تا به ملاقات و زيارت حضرت ابوالحسن ، امام هادى عليه السلام بروند. و در آن روزها، حضرت در محلّى - به نام صريا - نزديك مدينه ساكن بود؛ و هنوز به شهر سامراء منتقل نشده بود. به همين جهت ، به قصد زيارت و ملاقات آن حضرت حركت نمودند، هنگامى كه وارد منزل امام هادى عليه السلام شدند و در محضر شريفش نشستند، حضرت قبل از هر سخنى اظهار فرمود: نزد من آمده ايد تا از روزهائى كه در طول سال بهتر است ، در آن ها روزه گرفته شود، سؤ ال نمائيد؟ عرضه داشتند: بلى ، ياابن رسول اللّه ! ما از محلّ خود فقط براى همين موضوع ، آمده ايم . حضرت فرمود: پس بدانيد كه آن ها چهار روز است : روز هفدهم ربيع الاوّل سالروز ميلاد مسعود پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، روز بيست و هفتم رجب سالروز بعثت حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله ، روز بيست و پنجم ذى القعده سالروز دَحْو الاْ رض ؛ و آن روزى است كه زمين از زير كعبه الهى پهن و گسترده شد - . و روز هيجدهم ذى الحجّه سالروز غدير خُمّ - كه پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله از طرف خداوند متعال ، حضرت علىّ بن ابى طالب عليه السلام را به عنوان (( اميرالمؤ منين )) و خليفه بلافصل خويش ، منصوب و معرّفى نمود. (10) 10- إ ثبات الهداة : ج 3، ص 363، ح 15، به نقل از تهذيب الا حكام ، بحار الا نوار: ج 50، ص 157، ح 47، به نقل از مصباح المتهجّد و خرائج . اللهم عجل لوليك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

جمعه 20/3/1390 - 13:8 - 0 تشکر 329446

بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليك يا بقية الله الاعظم سلام خبر از دگرگونى رؤ ساى حكومت مرحوم كلينى ، طبرسى و ديگر بزرگان به نقل از خيران ساباطى حكايت كنند: در آن ايّام و روزگارى كه حضرت ابوالحسن ، امام علىّ نقىّ صلوات اللّه عليه در مدينه منوّره بود، به خدمت ايشان شرف حضور يافتم ، حضرت ضمن صحبتهائى به من فرمود: از واثق چه خبر دارى ؟ عرضه داشتم : قربان شما گردم ، ده روز قبل با او بودم و چون خواستم از او خداحافظى كنم ، مشكلى نداشت ؛ بلكه در كمال صحّت و سلامتى بود. امام عليه السلام فرمود: ولى مردم و اهل مدينه مى گويند كه واثق مرده است . پس فهميدم كه منظور حضرت از اهل مدينه ، خودش مى باشد. و سپس حضرت فرمود: از جعفر چه خبر دارى ؟ گفتم : در وضع بسيار بدى بود و در زندان به سر مى برد. بعد از آن ، امام عليه السلام اظهار داشت : او از زندان آزاد شده و به منصب رياست خواهد رسيد. و آن گاه افزود: اكنون بگو كه وضع محمّد بن زيّات چگونه است ؟ عرض كردم : و امّا محمّد بن زيّات بر مسند رياست تكيه زده و مردم حكم او را نافذ مى دانند. حضرت فرمود: او آينده خطرناكى را در پيش دارد؛ و پس از لحظه اى سكوت ، افزود: بايد مقدّرات الهى جارى گردد و چاره اى جز تسليم در برابر آن نيست . سپس امام هادى عليه السلام در ادامه فرمايشاتش افزود: اى خيران ساباطى ! تو را آگاه مى كنم بر اين كه واثق مرده است و متوكّل عبّاسى ، جعفر را جايگزين او كرده ؛ و نيز دستور قتل محمّد بن زيّات را صادر و او را كشته اند. عرض كردم : ياابن رسول اللّه ! چند روز مى شود كه اين جريانات و دگرگونى ها رخ داده است كه ما نسبت به آن ها بى اطّلاع مى باشيم ؟ در جواب فرمود: شش روز بعد از آن كه از عراق خارج گشتى ، اين وقايع رخ داده است . خيران گويد: و چون از محضر مبارك حضرت بيرون آمدم ، بررسى و تحقيق كردم ، همان طورى كه حضرت خبر داده بود، اين وقايع و جريانات به وقوع پيوسته بود. (11) 11- اصول كافى : ج 1، ص 498، ح 1، اءثبات الهداة : ج 3، ص 360، ح 4، إ علام الورى طبرسى : ج 2، ص 114، مناقب ابن شهرآشوب : ج 4، ص 410، هداية الكبرى حضينى : ص 314، كشف الغمّة : ج 2، ص 378، مجموعة نفيسة : ص 466. اللهم عجل لوليك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

شنبه 21/3/1390 - 19:28 - 0 تشکر 329960

بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليك يا بقية الله الاعظم نان در سفره و بلعيدن جادوگر يكى از درباريان متوكّل - به نام زرافه - حكايت كند: روزى درباريان متوكّل عبّاسى شخصى را از اهالى هندوستان كه شعبده باز و جادوگر بود، نزد متوكّل آورده تا با بازى هاى خويش او را سرگرم كند، چون وى اهل هوى و هوس بود. روزى از روزها متوكّل به آن شخص هندى گفت : چنانچه علىّ بن محمّد هادى (صلوات اللّه و سلامه عليه ) را در جمع عدّه اى شرمنده و خجالت زده كنى ، هزار دينار هديه خواهى گرفت . آن شخص شعبده باز هندى نيز درخواست متوكّل - خليفه عبّاسى - را پذيرفت . و آن گاه حضرت را در جمع عدّه اى دعوت كردند؛ و چون همگان در آن جلسه حضور يافتند، متوكّل مرا كنار خود نشانيد؛ و دستور داد تا سفره اطعام گسترانيدند. همين كه خواستند مشغول خوردن غذا شوند، شعبده باز هندى متوجّه حضرت هادى عليه السلام شد و حركات مخصوصى را انجام داد، كه چون حضرت دست به سوى نان دراز مى نمود، نان پرواز مى كرد؛ و تمامى افراد مى خنديدند. و اين كار چند مرتبه تكرار شد، به ناچار، چون امام علىّ هادى عليه السلام چنين ديد، به عكس شيرى كه بر پرده ديوار نقش بسته بود، دستى زد و آن را مخاطب قرار داد و فرمود: اى شير! اين دشمن خدا را بگير و نابود كن . پس ناگهان شير به حالت يك حيوان واقعى در آمد و آن مرد شعبده باز هندى را بلعيد. و سپس حضرت خطاب به شير كرد و فرمود: اكنون به حالت اوّل بازگرد و همانند قبل روى پرده مجسّم شو. تمام افراد حاضر در مجلس با تماشاى ابن صحنه ، وحشت زده شده و متحيّرانه به يكديگر نگاه مى كردند. پس از آن ، امام عليه السلام از جاى برخاست كه از مجلس خارج شود، متوكّل گفت : ياابن رسول اللّه ! خواهش مى كنم بفرما بنشين و دستور دهيد تا شير آن مرد هندى را بازگرداند؟ حضرت فرمود: به خدا سوگند، ديگر او را نخواهيد ديد، آيا دشمن خدا را بر دوستان خدا مسلّط و چيره مى كنيد؟! و آن گاه ، حضرت از آن مجلس خارج شد. (12) 12- إ ثبات الهداة : ج 3، ص 374، ح 41، هداية الكبرى حضينى : ص 319. اللهم عجل لوليك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

چهارشنبه 8/4/1390 - 12:22 - 0 تشکر 338078

دو تا عکسه؟ عکس اول باز نشد!

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

شنبه 21/3/1390 - 19:31 - 0 تشکر 340316

بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليك يا بقية الله الاعظم پيدايش دو درخت بزرگ همچنين يكى از درباريان متوكّل ، معروف به ابوالعبّاس - كه دائى نويسنده خليفه بود - حكايت كند: من با ابوالحسن ، علىّ هادى عليه السلام سخت مخالف و نسبت به او بدبين بودم ، تا آن كه روزى متوكّل مرا به همراه عدّه اى براى احضار آن حضرت از شهر مدينه به سامراء بسيج كرد. پس از آن كه وارد شهر مدينه شديم ، به منزل حضرت وارد شده و پيام متوكّل عبّاسى را ابلاغ كرديم ؛ و حضرت هادى عليه السلام موافقت نمود كه به سوى شهر سامراء حركت كنيم . پس از آن ، از شهر مدينه به سمت سامراء خارج شديم ، هوا بسيار گرم و ناراحت كننده بود؛ و چون موقع حركت ، آب و غذا نخورده بوديم ، مقدارى راه را كه پيموديم ، پيشنهاد داديم تا پياده شويم و اندكى استراحت كنيم ؟ امام هادى عليه السلام فرمود: در اين جا مناسب نيست ، بهتر است كه به راه خود ادامه دهيم تا به محلّى مناسب برسيم . به همين جهت به حركت خود ادامه داديم تا اين كه در بيابانى قرار گرفتيم كه هيچ آب و گياهى يافت نمى شد و گرمى هوا و تشنگى و گرسنگى تمام افراد را بى طاقت كرده بود. در اين هنگام حضرت توجّهى به افراد نمود و اظهار داشت : چرا اين قدر بى حال و ناتوان شده ايد، چنانچه خسته ، تشنه و گرسنه هستيد، همين جا اُتراق كنيد. ابوالعبّاس گويد: من گفتم : يا اباالحسن ! در اين صحراى بزرگ چگونه استراحت كنيم ؟ حضرت فرمود: همين جا مناسب است . بنابر اين ، طبق دستور حضرت در حال بار انداختن بوديم كه ناگهان متوجّه شديم در همان نزديكى - كنار ما - دو درخت بسيار بزرگ با شاخه هاى زياد بر زمين سايه افكنده و كنار يكى از آن ها چشمه اى است و آب آن بر زمين جارى مى باشد، كه بسيار سرد و گوارا بود. بسيارى از همراهان با حالت تعجّب گفتند: ما چندين مرتبه از اين مسير رفت و آمد كرده ايم ؛ ولى هرگز چنين چشمه و درختانى را در اين مكان نديده ايم . و من بسيار در تعجّب فرو رفته و با تمام وجود، به آن حضرت خيره شده بودم كه ناگهان تبسّمى نمود؛ و سپس روى مبارك خود را از من برگرداند. با خود گفتم : اين موضوع را بايد خوب بررسى كنم ؛ لذا از جاى خود برخاستم و كنار يكى از آن دو درخت آمدم و شمشير خود را زير خاك پنهان نموده و دو سنگ به عنوان علامت و نشانه روى آن ها نهادم ، و بعد از آن آماده نماز شدم . و چون افراد استراحت كردند، حضرت فرمود: چنانچه خستگى افراد برطرف شده است ، حركت كنيم . ه رفتيم ، من بازگشتم ؛ وليكن هيچ اثرى از درخت و چشمه آب نيافتم و شمشير خود را برداشتم و به قافله ، ملحق شدم و بسيار در فكر فرو رفتم و دست به سمت آسمان بلند كرده و از خداوند خواستم كه مرا از دوستان و معتقدان به حضرت ابوالحسن ، امام هادى عليه السلام قرار دهد. در همين لحظه ، حضرت متوجّه من شد و فرمود: اى ابوالعبّاس ! بالا خره كار خود را كردى ؟ عرضه داشتم : بلى ، ياابن رسول اللّه ! من نسبت به شما مشكوك بودم و الا ن به حقانيّت شما معتقد گشتم و به لطف خداوند منّان هدايت يافتم . حضرت فرمود: آرى چنين است ، همانا افراد مؤ من و اهل معرفت ، كمياب هستند. (13) 13- إ ثبات الهداة : ج 3، ص 378، ص 47، به نقل از خرائج راوندى . اللهم عجل لوليك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.