• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن اجتماعي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
اجتماعي (بازدید: 1218)
شنبه 14/3/1390 - 19:40 -0 تشکر 327318
تحلیلهای اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

انشاء الله در این بحث تحلیلهای مرتبط با مسائل اجتماعی قرار میگیرد دوستان هم میتوانند تحلیلهای خود را بیان نمایند

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
يکشنبه 19/4/1390 - 14:53 - 0 تشکر 336374


دیروز خواهر و برادر بودیم

یک دورانی در این کشور مردها به زنها خواهر می گفتند و زنها به مردها برادر. نه از این جهت که همه با هم محرمند!! بلکه از این جهت که زنهای نامحرم بسان خواهر، ناموس مردهای این سرزمین بحساب می­آمدند و مردها، بسان برادر، پشتیبان و امین زنهای این سرزمین . ... زمین چرخید و چرخید تا اینکه برادر خواهر گفتن مرد و زن به یکدیگر، نوعی لوس بازی، عقب افتادگی و خشک مذهبی شد. از زمین گفتگوی تمدنها، احترام به آزادیها و حقوق مدنی، علفهای هرزی چون ژستهای روشنفکرمآبانه و پُزهای مدرنیته جوانه زد. نگاه مستقیم و خیره به زن نامحرم نداشتن، نوعی توهین به شخصیت زن تلقی شد . ما دیگر خواهربرادر یکدیگر نبودیم بلکه یک شهروند متشخص شده بودیم. وقتی ما را فقط به نام شهروند مخاطب کردند ناخودآگاه به فکر آن افتادیم که حقوق شهروندی خودمان را از دل یک جامعه ای که به زور قانون مکتوب و نه قانون اخلاق اداره می شود، استیفاء نماییم. به ما گفتند در مرام شهروندی اگر حقی ضایع شود دادگاه قانون به داد می­رسد (اگر برسد!) و نه قانون وجدان . ما تنها شهروند هستیم و همشهری یکدیگر. ما همگی مواظب حقوق شهروندیمان هستیم تا کسی آنرا ضایع نکند. ما به هرکسی در دانشگاه جزوه درسی نمیدهیم، به ماچه میخواست سرکلاسها بیاید (ولی به بعضیها میدهیم!!) همسایه، دوست، آشناهای ما تا وقتی محترم هستند که تقاضای مالی نداشته باشند، به ما چه میخواست محتاج نباشد. به ما چه صندلی اتوبوس، نوبت وام، فرصت شغلی خود را به دیگری بدهیم این حق شهروندی ماست که از فرصتهای قانونیمان استفاده کنیم. ما دخترپسرها و مردها و زنها دیگر ناموس همدیگر نیستیم پس می­توانیم به هر دیدی که آزادی مدنی و حقوق دست ساز بشر! به ما اجازه میدهد به یکدیگر نگاه کنیم و در مورد هم حرف بزنیم. شهر ما خانه ما تنها یک شعار است...به ماچه در خیابانهای شهر ما نگاه هرز پسری بدرقه راه خانمیست! نه ما با آن خانم نسبتی داریم نه با آن پسر!! موسی به دین خود عیسی به دین خود !!! ایثار، گذشت، دلسوزی، مهربانی، خیرخواهی در مرام مدنیّت برخاسته از منیّت و اومانیسم لیبرال خواه جایی ندارد. چاره چیست!؟ در آرمانشهر وارداتی که با مدینه فاضله ما کیلومترها فاصله دارد و از زیر آسفالتهای داغش دیگر شمیم سبزه های تازه جوانه زده به مشام هیچکسی نمیرسد، خیلی از نواهای مردانگی به اتهام تحجر و عقب افتادگی، به دادگاه مُدرنیته احضار شدند و به حکم ماده قوانین هزاره سوم به حبس ابد در گلوی آزادمردان محکوم شدند. اگر شهروندی و مَدنیّت مُدرن یعنی حبس و انزوای برخی از آداب و رسوم سرزمین ایثارگریها و مهربانیها و یا هجرت و تبعید خواهربرادریهای زلال به ناکجاآبادها و یا مسخ فرهنگ چفیه ها ایکاش هیچگاه هیچگاه شهروندِ روشنفکر هیچ جامعة مدرن و متشخّصی نبودیم .


منبع جهان نیوز

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
يکشنبه 19/4/1390 - 14:54 - 0 تشکر 336376

به گزارش شیعه آنلاین، کتاب «نابودی عفاف، ارمغان فمینیسم» نوشته خانم "وندی شلیت" چاپ آمریکا

«چقدر خوشبختم که در عصر آزادی زندگی می کنم، این روزها یک دختر می تواند پزشک یا قاضی شود، در ارتش ثبت نام کند، به تیم بسکتبال بپیوندد؛ می تواند مدارج شغلی را طی کند، بچه های خودش را در مهد کودک رها کند، هر قدر دلش می خواهد سقط جنین داشته باشد، گزینه های جنسی او دیگر محدود نیستند، روابط جنسی نامشروع برای وی امکان پذیر است، به طور خلاصه یک دختر می تواند هر کاری که دلش می خواهد انجام دهد، هر چه می‌خواهد بشنود، ""تنها یک استثناء وجود دارد، او نمی تواند زن باشد""».

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
پنج شنبه 6/5/1390 - 18:23 - 0 تشکر 344872

حجت‌الاسلام پناهیان:
حجاب بیرق مبارزه با تمدن پوسیده غرب است
بدحجابی‌‌ یك نوع ناسپاسی برای نعمت حجاب محسوب می‌شود
حجت‌الاسلام پناهیان گفت: حجاب و پوشش اسلامی در غرب می‌تواند بیرق مبارزه با تمدن پوسیده غرب شود.

 حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: تمدن غرب بر فكری كه محور آن بر پایه خود‌خواهی‌های انسان با توجه به هوای نفسانی بنا نهاده شده است، قرار دارد.

وی عنوان كرد: سرمایه‌داری غرب مبتنی بر خودپرستی و جذب حداكثر منافع برای خود است، هرچند به قیمت آسیب‌رساندن به دیگران است؛ از نظر فرهنگی‌ هم بغضی كه در لیبرالیسم فرهنگی مشاهده می‌كنیم در واقع آزادی انسان نیست بلكه آزادی هوای نفس است.

این استاد اخلاق در ادامه بیان كرد:‌ در غرب انسان آزاد نیست فقط خود‌خواهی‌ها و هوی نفس و مسائلی از این قبیل آزاد بوده و به آن اصالت داده شده است.

وی ادامه داد: وقتی یك زنی با حجاب در جامعه حاضر می‌شود به دو شیوه با هوای نفس مبارزه می‌كند یكی با هوای نفس خود مبارزه و اعلام می‌كند كه اهل جلب توجه و هوس‌هایی از این دست نیست و دیگر اینكه در مقابل هوای نفسانی دیگران ایستاده و با چشم‌چرانی‌ها و لذت‌های هواپرستانه مردان جامعه مبارزه كرده است.

حجت‌السلام پناهیان افزود: وقتی مبارزه با هوای نفس از سوی یك دین با عقلانیت كافی و معنویت وافی پشتیبانی می‌شود می‌تواند به دیگر شئون جامعه سرایت كند و بنیاد تمدن غرب را فرو بریزد؛ تمدنی كه در ارضاء هواهای نفسانی انسان بنا شده است، در مقابل حجاب خود را متزلزل و آسیب‌پذیر می‌بیند.

وی ادامه داد: وقتی‌ انسان‌هایی در جامعه پرچم مبارزه با هوای نفس را بر اساس یك منطق قوی و گرایش‌های فطری به دوش گیرند، بیم این است كه اساساً با حاكم شدن چنین منطقی، هوا پرستی كه ریشه اومانیسم است، از بین برود.

این استاد اخلاق عنوان كرد:‌ لذا حجاب و پوشش اسلامی در غرب می‌تواند بیرق مبارزه با تمدن پوسیده غرب شود، غرب به این دلیل با حجاب مواجه سخت و سنگین دارد كه دقیقاً می‌داند ضرر حجاب برای تمدن دروغینی كه ساخته است تا چه حد بالاست.

وی افزود: باید برای ما مایه افتخار باشد كه حجاب این حكم بسیار ساده و روشن، نقش استراتژیك و مهمی در احیاء فرهنگ انسانی و اسلامی دارد و از سوی دیگر چه ضربه مهلكی بر تمدن كفر آلود غرب وارد می‌آورد.

حجت‌الاسلام پناهیان تأكید كرد: بیش از اینكه بدحجابی برخی در جامعه برای ما مشكل محسوب شود، حجاب برای جوامع غربی مشكل‌ساز است البته همین میزان بدحجابی‌‌ها در جامعه‌ ما هم ناشی از كم‌آگاهی و عدم تبلیغات صحیح است و یك نوع ناسپاسی برای نعمت حجاب محسوب می‌شود كه باید برطرف شود.

وی اظهار داشت: بدحجابی هیچ‌زمانی در جامعه ما ریشه عمیقی نداشته و آثار زیان‌بار و مهلك نیز برای جامعه اسلامی ما نخواهد داشت، بلكه حجاب و پوشش اسلامی برای اساس جریان استكبار آثار مهلكی دارد منتهی امیدوارم كه بتوانیم جامعه خود را به عنوان جامعه‌ای الگو و پیشتاز در امر حجاب به جهانیان معرفی كنیم و گرایش مردم جهان به حجاب بیش‌ از گذشته شود به حدی كه دولتمردان كشورهای غربی نتوانند با وضع قوانین جعلی به مقابله با حجاب برخیزند.

این استاد اخلاق تأكید كرد: از سوی دیگر بسیاری ‌از جوان‌های با فضیلت در جامعه ‌ما به عمق حجاب پی‌بردند و از نظر معرفتی و معنوی انگیزه و معرفت لازم را نسبت به تبلیغ حجاب دارند كه امیدواریم همت كنند و به تبلیغ حجاب در جهان بپردازند.

وی در پایان خاطر‌نشان كرد: اكنون تبلیغ حجاب در جهان نسبت به تبلیغ حجاب در داخل كشور برای تعداد كمی كه به دلایل مختلف از حجاب فاصله گرفتند، بیشتر نتیجه خواهد داد؛ گاهی اوقات مشاهده تأثیر حجاب در جامعه غرب موحب می‌شود افراد جامعه ما منطق حجاب را آسان‌تر بپذیرند.

http://www.yalasarat.com/vdce.w8vbjh8vn9bij.html

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
جمعه 4/6/1390 - 22:47 - 0 تشکر 358649

به گزارش ابنا ـ حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان در اردوی ضیافت اندیشه تكمیلی دانشجویان سراسر كشور در مشهد مقدس با بیان اینكه از جهات مختلفی می‌توان به ابزارهای تبلیغ و رسانه نگاه كرد، گفت: اساساً یك امام نباید به این راحتی جانش را فدا كند. همه باید فدای امام شوند. پس چرا اباعبدالله الحسین(ع) این ضرورت را احساس كردند كه جانشان را فدا كنند؟ امام حسین(ع) دیدند اسلام در خطر است به گونه‌ای كه جز با شهادت ایشان اسلام نجات پیدا نمی‌كند.

وی افزود: حال من از شما می‌پرسم كه اسلام در خطر است یعنی چه؟ اینكه امام حسین(ع) اسلام را نجات داد معنایش چیست؟ آیا معنای این كار اعتراض به این بود كه عدالت اجرا نمی‌شد؟ عدالت كه در زمان‌های دیگر ائمه هم اجرا نمی‌شد! اسلام در خطر است یعنی ظالمان حاكم‌اند؟

این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: اسلام در خطر است یعنی مسلمانان در خطرند؟ اسلام در خطر است یعنی به اسلام عمل نمی‌شود؟ اسلام در خطر است یعنی ظاهرش را گرفتند و باطنش را رها كرده‌اند؟ همه این موقعیت‌ها در زمان دیگر ائمه هم بود. اسلام چگونه در معرض خطر قرار گرفت كه امام قیام شهادت‌طلبانه كردند و در این راه به شهادت رسیدند. چه چیز اسلام در خطر بود؟

پناهیان با بیان اینكه اسلام در خطر است یعنی امكان انتقال اسلام به نسل‌های بعدی منتفی شده است، تصریح كرد: این یعنی اسلام در حال نابود شدن است. ما مسئول اسلام هستیم. اسلام باید انتقال پیدا كند. پس سیدالشهدا(ع) برای اسلام به شهادت رسید.

وی ادامه داد: این كلمه اسلام را می‌توان به ۲ كلمه بقای اسلام ترجمه كرد، بقای اسلام را می‌توان به امكان ابلاغ اسلام به نسل‌های بعد ترجمه كرد. پس اسلامی كه امام حسین(ع) بخاطر آن شهید شد ابلاغ اسلام است نه عمل به اسلام. از مقوله معرفت دینی هم حتی نیست. از مقوله تبلیغ معارف دین است.

پناهیان با مطرح كردن این پرسش كه تبلیغ دین به‌وسیله رسانه چقدر اهمیت دارد، گفت: جان امام به اندازه این مقوله اهمیت دارد. به این معنی كه اگر امام ببیند كه امكان تبلیغ دین در حال منتفی شدن است جان می‌دهد. چون می‌گوید این آخرین سنگر است. كسی كه به تبلیغ دین اقدام كند كاری حسینی كرده است اگر چه شهید نشود. قیام با عظمت امام‌حسین(ع) را من در یك كلمه خلاصه می كنم؛ "رسانه".
این استاد حوزه و دانشگاه عنوان كرد: تمام مختصات قیام با مختصات رسانه‌ای هماهنگی دارد. از حضرت می‌پرسند چرا فرزندان را با خود می‌بری؟ حضرت می‌فرمایند خدا می‌خواهد آن‌ها را اسیر ببیند. اسیر شدن فرزندان اباعبدالله(ع) هیچ اثری ندارد جز اثر تبلیغی.

حجت الاسلام پناهیان با بیان اینكه ارزش كار رسانه در حد و اندازه ارزش رسانه است، تأكید كرد: شهادتی كه همراه با خون باشد خود یك رسانه است. قوی‌ترین رسانه هم هست. در قرآن آمده است: "والذین قتلوا فی سبیل الله فلن یضل اعمالهم " خداوند اثر اعمال شهیدان را تباه نمی‌كند.

وی ادامه داد: رسانه و شهادت پدیده‌های اثر گذارند. آیا هركسی لیاقت دارد شهید شود؟ آیا هركسی لیاقت ندارد كار رسانه‌ای كند؟ هم‌اكنون عده‌ای فكر می‌كنند كه كار رسانه‌ای یك شغل است، یك ذوق است، كار فوق برنامه برای فعالیت‌های فرهنگی است درحالیكه این همه‌ی معنا نیست.

وی با استناد به این آیه "كنتم خیر امة اخرجت للناس " بهترین مردم باید برخیزند تا امر به معروف و نهی از منكر را سامان دهند؛ یادآورشد: خدا را امتحان كنید. ببینید خدا اجازه می‌دهد بخشی از زندگی شما برای رسانه‌ای شدن در حوزه دین وقف شود؟

مشاور رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها با نقل قول از امیرالمومنین(ع) كه می‌فرمایند "نصیحت كردن وظیفه مؤمن نه بلكه غریزه مؤمن است " ادامه داد: انسان به صورت غریزی در باب نصیحت وارد می‌شود ولی بعضی از مؤمنین هستند كه متأسفانه غریزه رسانه‌ای‌شان بیدار نشده است.

وی افزود: رسانه‌ای شدن فقط مختص علما نیست. همه باید به حقانیت دین اقرار كنند. برای نجات دین كه یك نگاه حداقلی است به رسانه نیاز است و باید گفت برای به قله رسیدن هم به رسانه نیاز داریم تا " لیظهره علی الدین كله ". امام زمان علیه السلام هم كه بیایند می‌خواهند حكومت كنند و انسان‌ها برای بد شدنشان آزادند ولی اكثراً خوب می‌شوند.

این استاد حوزه و دانشگاه تأكید كرد: قدرت رسانه‌ای امام‌زمان(عج) آنقدر بالاست و در این رسانه آنقدر استدلال‌های زیبا و قوی وجود دارد كه بی‌دین‌ها قدرت عرض اندام نخواهند داشت.

حجت الاسلام پناهیان یادآور شد: اگر جبهه كفر استدلال جبهه حق را بشنوند یعنی حرف حق خوب زده شود، جبهه كفر ساكت می‌شود. اگر فیلم خوب تولید شود، فیلم بد نمی‌تواند نشر پیدا كند.

وی با بیان اینكه حكومت امام زمان(عج) مبلغ دارد، افزود: تا وقتی كه مؤمنین ضعیف‌اند و حرف خوب را نمی‌زنند یا بلد نیستند بزنند، باید نشست و حرف بیهوده شنید اما با تبلیغ دیناست كه بطلان راه‌های ضلالت را می‌شود ثابت كرد. هم‌اكنون بطلان راه‌های ضد دینی ثابت شده است فقط كافی است فقط شما آن را مورد نقد قرار دهید. شما امروز در دانشگاه های خودتان مشكل حجاب دارید؛ مگر ندیدید كه این بی‌حیایی‌ها در غرب چه بر سرشان آورده است.

حجت الاسلام پناهیان با بیان اینكه در زمانه‌ای كه كسی جرأت ندارد از بی‌بند و باری دفاع كند آنوقت ما هنوز در دانشگاه مشكل حجاب داریم، تصریح كرد: می‌فرمائید "جاء الحق ، ذهق الباطل " ؛ نه بفرمایید "جاء الحق ، ذهب الباطل " خاصیت حق این است كه حق وقتی آمد باطل نابود شده نه اینكه باطل می‌رود. در ادامه هم می‌فرمایید "ان الباطل كان ذهوقا " اصولا باطل نابود شدنی است پس جنگ بین حق و باطل زمانی است كه حق ضعیف باشد.
http://www.jahannews.com/vdcjiyevmuqeo8z.fsfu.html

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
سه شنبه 22/6/1390 - 16:4 - 0 تشکر 365396

حجت الاسلام پناهیان:
جامعه ما عفیف است نیازی به توزیع عفاف نداریم
مسئول اتاق فکر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها گفت: هم‌اکنون مشکل کلیدی جامعه حجاب است نه عفاف و نیازی به توزیع عفاف در جامعه نداریم افراد بد حجاب هم عفیف هستند.

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله به نقل ازفارس حجت الاسلام علیرضا پناهیان مسئول اتاق فکر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها در حاشیه نشست اهالی قلم با موضوع حجاب و عفاف در جمع خبرنگاران در‌باره کمبود عفاف در جامعه اظهار داشت: فکر نمی‌کنم افراد بد حجاب به دلیل فاصله داشتنشان از عفاف غیر محجبه هستند ما نیازی نداریم تا عفت را در جامعه توزیع کنیم افراد بدحجاب انسان‌های عفیفی هستند.

مسئول اتاق فکر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها ادامه داد: هم‌اکنون عفت در جامعه وجود دارد و اگر بر عفاف نسبت به حجاب تأکید بیشتری داشته باشیم به این مفهوم است که نسبت به جامعه خود سوءظن پیدا کرده‌ایم و تصور می‌کنیم که تمام افراد بدحجاب از عفاف دورند اما این‌طور نیست.

* مشکل کلیدی جامعه حجاب است نه عفاف

وی با بیان اینکه هم‌ اکنون مشکل کلیدی جامعه حجاب است نه عفاف،‌افزود: طرز رفتار و نوع پوشش افراد موضوعاتی است که مربوط به ضعف حجاب در آنهاست، عفاف عمیق‌تر از این مسائل است و هیچ فردی تمایل ندارد تا از حریم عفاف عبور کند و اکثر افراد هم این کار را نمی‌کنند.

* رویکرد رسانه ها را به حجاب و عفاف نمی‌پذیرم

حجت الاسلام پناهیان در‌خصوص رویکرد رسانه به موضوع حجاب و عفاف عنوان کرد: رویکرد رسانه را به موضوع حجاب و عفاف نمی‌پذیرم و افرادی که از درک عمیق و حکمت بالایی برخوردارند باید اقدام به تهیه فیلمنامه مجموعه‌های نمایشی کنند، فیلمنامه نویسی قبل از اینکه یک حرفه هنرمندانه باشد یک حرفه حکیمانه است.

مسئول اتاق فکر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها بیان کرد: کار فیلمنامه نویسی برای افرادی که از معرفت عمیق و گسترده نسبت به معارف دینی، انسان و جامعه برخوردار نیستند، دشوار است، آموزش عالی ما در جهت تربیت این افراد اقدام نکرده است از این رو نیازمند تحول در آموزش عالی و رسانه هستیم تا افرادی که می‌خواهند تولیدات ویژه‌ای برای رسانه داشته باشند باید به‌گونه‌ای دیگر تربیت شوند.

* حوزه با آگاهی از هنر در این عرصه ورود پیدا کند

وی در‌باره ورود روحانیون به عرصه هنر بیان کرد: حوزه باید در عرصه هنر ورود پیدا کند اما علم و آگاهی نسبت به معارف دینی برای ورود به حوزه هنر کافی نیست ممکن است فردی عالم باشد اما شیوه استفاده از این ابزار را بلد نباشد و از یک حکمت هنری برخوردار نبوده و مخاطب شناسی عمیقی را در عرصه هنر نداشته باشد.

حجت الاسلام پناهیان ادامه داد: حوزه باید افرادی را تربیت کند که علاوه بر برخورداری از معارف دینی عمیق با نحوه استفاده از این ابزار در عرصه هنر آشنایی داشته باشند.

* ‌استفاده از افرادی که اعتقادی به حجاب ندارند برای تبلیغ حجاب ممانعتی ندارد

مسئول اتاق فکر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها درباره استفاده از هنرمندانی که اعتقادی به حجاب ندارند برای تبلیغ موضوع حجاب تصریح کرد: این موضوع گاهی ممکن است مؤثر باشد به شرطی که آن هنرمند با دین مشکلی نداشته باشد ما می‌توانیم یک هنرمند از هالیوود بیاوریم که نسبت به دین اسلام هیچ حساسیتی ندارد و از او برای تولید یک فیلم خوب در زمینه حجاب که در آن افراد محجبه تحقیر نمی‌شنود، استفاده کنیم.

وی افزود: در برخی از فیلم‌های غربی زمانی که می‌خواهند به تبلیغ جامعه یهود بپردارند یکی از ویژگی‌های ممتاز آنها را حجاب نمایش می‌دهند اما هنرمندان ما نمی‌توانند یک اثر تأثیرگذار در زمینه حجاب تولید کنند که این جای تعجب دارد.

* افزایش جذابیت و مخاطب هدف اصلی نمایش ماورا در سریال‌های تلویزیون

حجت الاسلام پناهیان درباره استفاده از ماورا در سریال‌های تلویزیونی عنوان کرد: ماورا با زندگی عینی ما در ارتباط تنگاتنگ است اما ما نیاز نداریم در فیلم‌های خود به صورت مستقیم به مسائل ماورایی بپردازیم اکثر افراد برای افزایش جاذبه فیلم و نه از روی دلسوزی نسبت به نمایش مفاهیم معنوی دینی اقدام می‌کنند.

*‌درک عمیق از دین در نمایش‌های دینی تلویزیون مغفول مانده است

مسئول اتاق فکر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها گفت: هر آنچه که از ماورا به تصویر کشیده می‌شود عجیب است و اکثر افراد به دنبال خلق صحنه‌های عجیب در آثار خود هستند و آن چه که در نمایش‌های دینی مغفول مانده است درک صحیح و عمیق از دین است.

http://www.yalasarat.com/vdcfejdy.w6dxjagiiw.html

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
يکشنبه 20/9/1390 - 16:29 - 0 تشکر 399579

عنصر شجاعت در هنر و حماسه در سخنرانی پناهیان
ترس ازمسخره شدن،عامل بسیاری از بی‌دینی‌هاست


ترسیدن از مسخره شدن عامل بسیاری از بی‌دینی‌ها است. مراقبت کنیم که به دلیل ترس از مسخره شدن، قسمتی از دین را کنار نگذاریم.
اشاره: آنچه در ادامه می خوانید خلاصه ای از سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در هیئت دانشجویان دانشگاه هنر است که به موضوع «عنصر شجاعت در هنر و حماسه» اختصاص دارد.

جایگاه ویژه ترس در میان انگیزه‌های انسان

* ما در زندگی خیلی با این مفهوم درگیر نیستیم که آیا ما شجاع هستیم یا خیر؟ اگر شجاع نیستیم چگونه باید شجاعت را به دست بیاوریم؟ شجاعت نه در متون دینی ما فراوانی بالایی دارد و نه در زندگی ما، به عنوان یک مسأله یک نیاز و یک درگیری به چشم می‌خورد. همانطور که شجاعت در اخلاق و در روایات ما به عنوان یک فضیلت تحسین شده است، ما هم در زندگی خود آن را تحسین می‌کنیم و بیشتر از این درگیر شجاعت نمی‌شویم.

* ولی روی دیگر سکه شجاعت، ترس است که موضوع بسیار مهمی است که هم در متون دینی بسیار مورد توجه قرار گرفته است و هم در زندگی ما فراوان یافت می‌شود. ترس در زندگی ما فراوان است، ولی انواع و اقسام مختلفی دارد.

* ما بخش هایی از ترس خود را نمی‌بینیم، چون به آن عادت کرده‌ایم و بخش‌هایی از ترس را بد نمی‌دانیم، چون روحمان با آن عجین شده است؛ در حالیکه همین ترس‌ها کم کم روح ما را سیاه می‌کند، معنویت ما را می‌گیرند و به ما قساوت قلب هدیه می‌دهند. یکی از دلایل قساوت قلب، ترس‌های کوچکی است که در زندگی ما بسیار زیاد است.

محبت و ترس، دو انگیزۀ اساسی در زندگی انسان

* ترس، خاستگاه انسانی دارد که باید طبیعت انسان را مطالعه کرد تا ضرورت ریشه کن کردن ترس‌های موهوم و شرک آلود مشخص شود.

* در بررسی انسان‌شناسانه ترس می‌توان چنین گفت که انسان دو انگیزه اساسی برای همه حرکت‌ها و برنامه‌ریزی‌هایش دارد: ۱. محبت ، ۲. ترس‌؛ اگر چه روی دیگر سکۀ محبت، نفرت است ولی نفرت در زندگی انسان خیلی به کار نمی‌آید، همانطور که آن روز سکه ترس هم شجاعت است ولی شجاعت در زندگی خیلی مورد اهتمام نیست. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «ضَبْطُ النَّفْسِ عِنْدَ الرَّغَبِ وَ الرَّهَبِ مِنْ أَفْضَلِ الْأَدَب‏؛ کنترل نفس هنگام دوست داشتن و هنگام ترسیدن، برترین ادب و تربیت‌یافتکی است.»(غررالحکم/۴۲۸)

یکی از روش‌های غلط در تربیت فرزند، ترساندن است

* یکی از روش‌های غلط در تربیت فرزند، ترساندن است؛ ترساندن در سنین خردسالی از چیزهای موهوم و در نوجوانی و جوانی با ترساندن از قبول نشدن در کنکور، ترساندن از نداشتن شغل و درآمد و .... مادرها باید دقت کنند که بچه را ترسو تربیت نکنند.

* محبت (خوب یا بد) نیمی از انگیزه‌های انسان را تشکیل می‌دهد، ترس هم نیمی دیگر از انگیزه ها را. چه لبخندهای فراوانی که نه از روی خوش اخلاقی است، بلکه از سر ترس است. چه مهربانی‌های فراوانی که نه از سر محبت، بلکه از سر ترس است. چه حیا و نجابت و تواضعی که نه از سر حیاء و تواضع و نجابت، که از سر ترس است. بعضی‌ها که به ظاهر با کلاس و با ادب و مقید به آداب هستند، می‌ترسند که نتوانند نزد مخاطب موقعیت خوبی پیدا نکند و آداب را رعایت می‌کنند. شاید فکر کنیم کسی که ادب را رعایت می‌کند، دیگران را دوست دارد و آنان را قابل احترام می‌داند که ادب را رعایت می‌کند، ولی خیلی اوقات اینطور نیست، او از مسخره شدن می‌ترسد.

ترس از مسخره شدن عامل بسیاری از بی‌دینی‌ها / تمام انبیاء الهی مورد تمسخر واقع شده‌اند

* ترسیدن از مسخره شدن عامل بسیاری از بی‌دینی‌ها است. مراقبت کنیم که به دلیل ترس از مسخره شدن، قسمتی از دین را کنار نگذاریم. قرآن می‌فرماید: یا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما یَأْتیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُن(یس/۳۰) ؛ تمام انبیاء الهی مورد تمسخر واقع شده‌اند. در یک نظرسنجی که در مورد انگیزه کم رنگ شدن حجاب در دانشکده‌ای برگزار شده بود، ۷۰ درصد از کسانیکه حجاب آن‌ها در دانشگاه کمتر شده است، علت آن را ترس از مسخره شدن اعلام کرده‌اند. اشتیاق به گناه یا میل به شهوترانی در بسیاری از موارد عامل بی‌دینی نیست، بلکه غالباً ترس از تمسخر عامل بسیاری از بی‌دینی‌ها در جامعه است.

ترس یکی از عوامل مهم سیطره صهیونیسم بر کشورهای غربی است

* اگر قرار باشد مملکتی از دشمنانش نترسد، تک تک آدم هایش نباید بترسند و شجاعت داشته باشند. ما در جامعه فعلی خود، علی رغم تمام مشکلاتی که داریم، اما جامعه خیلی خوبی در این زمانه داریم. در حالی که ترس یکی از عوامل مهم سیطره صهیونیسم بر کشورهای غربی است. یا مثلاً ترس از پلیس در غرب باعث رعایت نظم در رانندگی شده است. در روایات ما یکی از ریشه‌های ترس را قمار کردن دانسته‌اند که متاسفانه در غرب رواج فراوان دارد.

* نجات این انسان ها کار شما جوانان است. ۹۹درصدی که در غرب قیام کرده‌اند، تشنه عنایت شما هستند. اینکه یک درصد حاکم در غرب این همه با شما دشمنی می‌کنند، علتش این است که ملت‌ها را بیدار نکنید، که البته بیدار کرده‌اید. در این بازی دومینو که با پیروزی انقلاب اسلامی شروع شده، غرب فهمیده است که این بازی تا آخر ادامه می‌یابد و آخرین مهره‌هایی که به زمین می‌افتد در خود آمریکا خواهد بود. بدون اینکه ماها کاری کرده باشیم، این بیداری ایجاد شده است، درحالیکه هر کدام از ما باید یک سفارتخانه در دل مردم مغرب زمین داشته باشیم.
http://www.yalasarat.com/vdchqvnz.23n-kdftt2.html

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
چهارشنبه 5/11/1390 - 21:17 - 0 تشکر 421728

پناهیان:
ترسوها، شجاعت خود را بر سر مظلوم خالی می‌کنند

حجت الاسلام علیرضا پناهیان در دانشگاه هنر با موضوع «عنصر شجاعت در هنر و حماسه» به ایراد سخنرانی پرداختند. گزیده‌ای از هشتمین جلسۀ این سخنرانی در ادامه می‌آید:

کسی که با ترس‌های رایج در زندگی، خو کرده، شیرینی زندگی بدون ترس را درک نمی‌کند

· امیرالمؤمنین علی (ع) درباره زندگی توأم با ترس می‌فرمایند: «ولا تَهنَأُ حیاةٌ مَع مَخافَةٍ»(میزان‌الحکمه/۴/۱۷۴) زندگی با ترس گوارا نیست، شیرین نیست، قابل تحمل نیست. اگر انسان بترسد، راحت و خوب زندگی نمی‌کند. ولی خیلی‌ها عادت کرده‌اند به زندگی تلخ و سرد، و تلخی زندگی خود را نمی‌بینند. وقتی کسی به عیبی عادت کرد دیگر آن عیب را نمی‌بیند و با نتایج بد آن عیب هم خو می‌گیرد و آن‌ها را طبیعی می‌داند. کسی هم که با ترس‌های رایج در زندگی، خو کرده است، شرایط شیرین‌تری از این زندگی را درک نمی‌کند و به همین شرایط تلخ قانع می‌شود.

ترسوها، شجاعت خود را بر سر مظلوم خالی می‌کنند

· یکی دیگر از عوارض زندگی تلخ شده بوسیلۀ ترس این است که اگر شما با ترس زندگی بکنی، چون به صورت فطری شجاعت را دوست داری، و در جاهایی باید شجاعت خود را نشان بدهی تا احساس کنی که وجودی داری. آدم ترسو، شجاعت و تقاضای شجاعتش که نمی‌میرد، محبتش به شجاعت که از بین نمی‌رود، در نتیجه وقتی یک مظلوم گیر بیاورد، شجاعتش را بر سر آن مظلوم خالی می‌کند. در تاریخ هم بسیار بوده است که افرادترسو در مقابل ائمه شیر می‌شده‌اند. کسی که به امام مظلوم خودش توهین می‌کند، در زندگی ترس‌های زیادی از اربابان خود داشته است، ولی در زمانی نسبت به امام خودش شیر می‌شود.

عبدالله بن عمر، نمونه‌ای از ترسوهایی که در مقابل مظلومیت ائمه؛ شجاع شد

· یکی از این افراد عبدالله بن عمر است که نسبت به حضرت علی(ع) شجاعت ویژه‌ای پیداکرده بود و این شجاعت را در مقام اندیشه و بیان علیه حضرت ابراز می‌کرد. او ۵ سال با امیرالمؤمنین(ع) بیعت نکرد، ولی وقتی حجاج بن یوسف ثقفی والی مدینه شد، نیمه شب به دارالخلافه رفت و با اصرار خواست تا با حجاج بیعت کند. حجاج که او را فرد احمقی یافت که حتی یک شب هم نمی‌تواند بدون بیعت با امامش سر کند، برای تحقیر بیشتر او گفت الآن حال ندارم برخیزم و بنشینم، چون وقت استراحت من است و در نهایت، عبدالله بن عمر در کمال خفت و خواری با پای حجاج بیعت کرد. کسی که ۵ سال با دست ولی خدا بیعت نکند و شجاعتش را در مقابل امامش بروز دهد، روزی مجبور می‌شود با پای دشمن خدا بیعت کند.

اگر غیرخدا پیش کسی بزرگ شود، ترسو می‌شود / غربزده‌ها، همگی ترسو هستند/ عظم الغرب فی أنفسهم فصغر الاسلام فی أعینهم

· یکی دیگر از نتایج ترس از غیرخدا این است که واقعیت‌ها طور دیگری خودشان را نشان می‌دهند و بزرگ‌نمایی و کوچک‌نمایی‌های عجیبی ایجاد می‌گردد. ترس از غیرخدا باعث می‌شود که غیر خدا بزرگ و خدا را کوچک می‌بینی. در حالیکه باید برعکس باشد، انگونه باشد که امیرالمؤمنین در وصف متقین فرمودند «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ وَ صَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِم‏»(نهج‌البلاغه، خطبه متقین). اگر غیرخدا پیش کسی بزرگ شود، ترسو می‌شود. مانند کسانیکه در مقابل غرب مرعوب هستند. مرعوب شدن در مقابل غرب علائمی دارد مانند استفاده غیر منطقی از اصطلاحات غربی، پذیرفتن فرهنگ غرب، با شکوه دانستن تمدن غرب و ...غربزده‌ها، همه ترسو هستند. ترس از مسخره شدن، ترس از سرزنش شدن و... در این افراد آمار بالایی دارند. چرا افراد دلباخته غرب می‌شوند؟ این تشخیص غلط در توجه و ارادت به غرب، ناشی از روحیه بدی است که در نتیجه ترس حاصل شده است. در مورد این افراد اینطور است که «عظم الغرب فی أنفسهم فصغر الاسلام فی أعینهم».

شکفته شدن استعدادهای آحاد بشر، به صورت خودجوش، بزرگترین فایده آزادی است/ خدا از راه دیگری همین فایده را بدست می‌دهد

· در جلسه قبل اشاره شد که خدا از راههای دیگری به نتایج آزادی می‌رسد. مثلاً یکی از نتایج آزادی این است که هرکس هر استعدادی دارد، بتواند آن را شکوفا بکند و فرد به دوست داشتنی‌های معقول و محبوب خودش برسد. شکفته شدن استعدادهای آحاد بشر، به صورت خودجوش، بزرگترین فایده آزادی است. خدا از راه دیگری همین فایده را بدست می‌دهد.

چرا در این فضای آزاد، همیشه فقط استعدادهای کارتل‌ها و تراست‌ها شکوفا می‌شود؟

· آزادی در حقوق بشر امروزی آسیب‌های و فریب‌های زیادی هم دارد، کسی هم تضمین نکرده است که آزادی را حفظ کند، پس شعاری است که هنگامیکه «هست» فریب می‌دهد و دروغ می‌گوید، وقتی که هم بنا شود، «نباشد» حضور و استقرار مجدد آن هیچ تضمین‌کننده‌ای ندارد. سؤال قابل تأمل این است که در فضای به ظاهر آزادی که آزادی ایجاد می‌کند و در شرایطی که این آزادی حضور دارد، چرا همیشه فقط استعدادهای کارتل‌ها و تراست‌ها شکوفا می‌شود؟ مگر قرار نبود استعداد همه رشد کند؟ پس چرا اجازه رشد غیرصهیونیست‌ها محدود است و از مقدار معینی بیشتر نمی‌شود؟

با ولایت می‌توان به اهداف آزادی رسید و از آسیب‌های آن در امان بود

· خدا برای شکوفا شدن استعدادها از ولایت استفاده می‌کند. خدا بر ولایت تأکید می‌کند تا تمام نقطه ضعف‌های آزادی را برطرف کند. اولاً ولی‌الله مانع می‌شود که گرگ‌ها انسان‌ها را به اسارت بگیرند و آزادی آن‌ها را سلب کنند. ولیّ خدا مأموریت دارد که شرایطی مهیا کند که استعدادها شکوفا شوند. در زمان امام زمان(عج) مردم به میل خودشان دیندای می‌کنند و دینداری اجباری نیست ولی چون طاغوت از بین رفته است، شرایط برای دینداری با مانع بیرونی مواجه نیست. امروزه اگر عده‌ای دینداری نمی‌کنند، به این دلیل است که جلوی شکوفایی استعدادهای مردم توسط طاغوت گرفته شده است. طاغوت در قرآن، اصطلاحی است که استعدادها را نابود کرده و نمی‌گذارد کسی به گرایش‌ها و استعدادهای خودش بپردازد و بفهمد اصلاً چه چیزی را دوست دارد تا بعد بدنبال آن برود. ولایت تمام فواید خوب آزادی را ضمانت شده اجرا می‌کند.

 http://www.yalasarat.com/vdcauen6.49noi15kk4.html

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
چهارشنبه 24/12/1390 - 22:24 - 0 تشکر 440882

آیت الله العظمی مظاهری:
بی اعتنایی به مردم جنگ با خداست

حضرت آیت الله مظاهری تصریح کردند: بی‌اعتنایی به مردم که متأسفانه امروزه عادی و رایج شده ، جنگ با خداست و غضب خداوند متعال را به همراه دارد که نتیجه‌ای جز نابودی نخواهد داشت.

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله به نقل از مرکز خبر حوزه ، این مرجع تقلید، طی سخنانی در درس اخلاق خویش با اشاره به مطلب فوق اظهار داشتند: بی‌اعتنایی به مردم، مخصوصاً برای کسانی که از ثروت یا ریاست خاصّی برخوردارند، منجر به سقوط و بیچارگی آنان خواهد شد. در وضع فعلی بسیاری از افراد، به عنوان سیاست یا به عنوان طرفداری از این و آن، به دیگران توهین می‌کنند. الان وضع ما به اینجا رسیده که بسیاری از روزنامه‌ها، فحش‌نامه شده و توهین آمیز است. سایت‌های اینترنتی که دچار مصیبت بدتری شده‌اند و مملوّ از اهانت، غیبت و تهمت شده‌اند. 

متأسفانه فراوان مشاهده می‌شود که جوانان به عنوان سیاسی بودن و به عنوان انقلابی بودن، در جلسات فقط فحش می‌دهند، توهین می‌کنند و ناسزا می‌گویند. این اهانت‌ها و این تهمت‌ها گرفتاری دارد. خداوند متعال دوست ندارد کسی به بندگانش توهین کند و از این جهت، اهانت کننده را دشمن خود می‌داند. همین امر، موجب سقوط و تباهی است.

ایشان گفتند: رفع حوائج مردم و گره‌گشایی از کار هم‌نوعان در فرهنگ تعالیم دینی بسیار ارزشمند است و ثواب والایی دارد؛ بسیاری از مردم تصوّر می کنند که صرفاً عزیمت به کربلا و مکه ثواب دارد، در حالی که ارزش و ثواب خدمت به خلق خدا بسیار والاتر است. رفتن به زیارت خیلی خوب است و ثواب دارد، امّا گره‌گشایی از گرفتاری مردم، باید در اولویت قرار گیرد؛ اکنون وضعیّت جامعه به جایی رسیده است که با وجود نیازمندان و مستضعفین فراوان، مردم تا چندین سال دیگر برای عمرۀ مفرده ثبت نام کرده‌اند.

حضرت آیت الله مظاهری همچنین از خدمت به خلق خدا و مراعات قانون مواسات، به عنوان یکی از موانع مهم سقوط انسان یاد کرده و گفتند: قانون مواسات اقسام و مراتبی دارد که مرتبۀ اوّل آن، دستگیری از فقرا و درماندگان است.

*مسلمانی با بی‌تفاوتی منافات دارد

معظم له اضافه کردند: یکایک آدمیان و به خصوص مسلمانان باید در خوراک، پوشاک، مسکن و ازدواج، به فکر یکدیگر باشند؛ به گونه‌ای که حتی یک نفر گرسنه و بدون لباس، یک نفر بدون مسکن و یک مرد یا زن بی همسر، در بین آنان یافت نشود. اگر جامعۀ اسلامی نسبت به این موارد بی‌تفاوت باشد، نمی‌تواند ادعای مسلمانی کند. قرآن کریم در سورۀ ماعون می‌فرماید: وای به این نامسلمان! که در وقت نماز غافل از نماز است و وای به آدم‌های متظاهر که می‌توانند حوائج دیگران را رفع کنند، امّا نمی‌کنند.

ایشان بیان داشتند: این مطلب ساده نیست، هشدار قرآن کریم جدّی است و باید همۀ مسلمانان نسبت به آن توجّه ویژه داشته باشند و بدانند که اگر بخواهند، اگر همّت و ارادۀ خود را به کارگیرند، میتوانند در صدد رفع حوائج همدیگر باشند و یک جامعۀ عاری از فقر و درماندگی و به طور کلی، عاری از احتیاج تشکیل دهند.

حضرت آیت الله مظاهری همچنین با بیان این که ایثار خصلت پسندیده‌ای است که قرآن کریم از خواصّ جامعه انتظار دارد به آن اهمیّت بدهند، گفتند: حاکمیّت روح ایثار، گذشت و فداکاری در مسلمانان صدر اسلام باعث شده بود که جامعه یک‌رنگ و یک‌شکل باشد و مشکل و درماندگی یک نفر، مشکل همه تلقّی شود. لذا اگر بنا بر احتیاج، فقر و گرسنگی بود، همه محتاج و گرسنه بودند و اگر قرار بود در رفاه باشند، همه از نظر خوراک، پوشاک، مسکن و ازدواج، راحت و در رفاه بودند.

ایشان یادآور شدند: پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم»، جامعۀ اسلامی و مسلمانان را به‌گونه‌ای تربیت کرده بودند که خدمت به همدیگر را واجب و ضروری می‌دانستند و اساساً رعایت قانون مواسات، جزو امور عادی و رایج زندگی مسلمانان بود و ترک آن، با نکوهش شدید آن حضرت همراه می‌شد. چنان‌که همواره به مسلمانان می‌فرمودند: کسی که سیر بخوابد و همسایۀ او گرسنه باشد، مسلمان نیست.

رییس عالی حوزه علمیه اصفهان در ادامه با اشاره به این که مرتبۀ دوم از قانون مواسات، گره گشایی است، خاطرنشان کردند: همه وظیفه دارند به رفع گرفتاری همدیگر بپردازند و به گونه‌ای عمل کنند که هیچ‌کس ناراحت و غمگین نماند و همۀ جامعه شاد باشند. جامعۀ اسلامی و مورد پسند خداوند متعال، جامعه‌ای است که در آن اگر بنا بر گرفتاری است، همه گرفتار باشند، وگرنه همه راحت و خوشحال و آسوده خاطر باشند. چنین جامعه‌ای وقتی پدید می‌آید که همه، گرفتاری دیگران را گرفتاری خود بدانند و به هر صورت ممکن برای رفع آن تلاش کنند؛ امام حسن (ع) می فرمایند: اگر کسی گره از کار مسلمانی بگشاید، ثوابش از یک ماه اعتکاف در مسجد بالاتر است و این در حالی است که اعتکاف، ارزش و ثواب والایی دارد. این روایت و روایات مشابه آن که فراوان است، به ما می‌فهماند که باید به قانون مواسات و گره‌گشایی از خلق خدا اهمیّت دهیم. اگر جوانان عزیز می‌خواهند عاقبت به خیر شوند و اگر می‌خواهند سقوط نکنند و با یک جرقّۀ انحرافی نابود نشوند، باید به اندازۀ وسع و توانایی خود از کار مردم گره گشایی کنند.

چگونه امام حسین (ع) را خوشحال کنیم؟

ایشان افزودند: همگان باید توجه جدی داشته باشند که خشنودی خداوند متعال و اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» در به دست آوردن دل یک انسان است. کسی که امام حسین«سلام‌الله‌علیه» را دوست دارد و می‌خواهد ایشان را خوشحال کند، باید بداند که آن حضرت، با گره‌گشایی از کار و گرفتاری مسلمین خوشحال خواهند شد. حتی به دست آوردن دل دیگر مسلمان، با سلام و تعارف و با اعتنا به آنان و تحویل گرفتن آنان خداوند و اهل بیت را خشنود می‌سازد و بسیار ارزشمند است.

معظم له همچنین گفتند: مرتبۀ سوم در قانون مواسات،‌ شخصیّت قائل شدن برای دیگران و احترام به شخصیّت دیگران و مرتبۀ چهارم، دفاع از شخصیبت دیگران است. هرکس با هر موقعیّت اجتماعی که باشد و هر شغلی که داشته باشد، شخصیّت دارد و همه وظیفه دارند شخصیّت او را محترم شمارند. ملاک احترام به شخصیّت از منظر اسلام و تعالیم قرآن و عترت، انسانیّت انسان‌ها است و میزان دارایی مالی و نیز مرتبۀ شغلی و اجتماعی، در این باره تأثیری ندارد. حتی پایین بودن سطح تحصیلات افراد نیز نباید مانع احترام به آنان شود.

احترام گذاشتن به شخصیت دیگران؛ فضیلتی فراموش شده

ایشان افزودند: احترام گذاشتن به شخصیّت دیگران، یکی از فضیلت‌هایی است که در جامعۀ فعلی فراموش شده است. امروزه بسیاری از جوانان، برای دیگران شخصیّت قائل نیستند که سقوط آنان را در پی خواهد داشت. در بسیاری از اداره‌ها، هنگام مراجعۀ ارباب رجوع، کارمند اداره به او بی‌اعتنایی می‌کند؛ سرش را بلند نمی‌کند و جواب سلام او را هم نمی‌دهد، آن ارباب رجوع مجبور است صبر کند تا کم کم آن کارمند سرش را بلند کند و بعد هم بگوید: برو هفتۀ دیگر بیا، در حالی که کارمند اداره باید خدمت‌گزار مردم باشد و وظیفه دارد به حوائج آنان رسیدگی کند، ولی به او بی‌اعتنایی و اهانت می‌کند که جنگ با خدا است. 

همچنین حضرت آیت الله مظاهری ابراز داشتند: در این سی و چند ساله که از پیروزی انقلاب می‌گذرد، من افراد زیادی را دیده‌ام که ابتدا موفق و نمره اول بودند، امّا تندی کردند و تندی آنان که با اهانت به اشخاص یا بی‌اعتنایی به مردم همراه بود، منجر به سقوط آنان شد و عاقبت به خیر نشدند؛ بنابراین همه باید مواظب رفتار و گفتار خود باشند و از توهین به دیگران به شدّت بپرهیزند که عواقب سختی در پی خواهد داشت. 

بسیار دیده شده است که مرد در خانه بداخلاق است و به همسر خود توهین می‌کند و ناگهان یک روز صبح که از خواب بیدار می‌شود، می‌بیند که فلج شده است و تا آخر عمر به همان زن محتاج می‌شود. آن‌ وقت التماسش شروع می‌شود، اما دیگر فایده‌ای ندارد. آن زخم زبان‌ها، سرزنش‌ها و بداخلاقی‌ها کار خودش را کرده است.

عامل سقوط دختران و پسران جامعه کنونی

ایشان گفتند: چرا دختران جامعۀ کنونی این‌قدر سقوط کرده‌اند؟! برای اینکه معمولاً پدران آنان بدجنس و بدکردار هستند. چرا پسرهای امروزی تا این اندازه سقوط کرده‌اند؟! برای اینکه پدران آنان به مردم بی‌اعتنایی کرده‌اند. خداوند دست این پسر را نمی‌گیرد و او محکوم به سقوط است. ناگهان با دوستی نامشروع با یک دختر، نه آبروی خودش و خانواده، بلکه آبروی طایفه را می‌ریزد.

خدمت به والدین؛ بالاتر از عبادت در مسجد سهله

معظم له در بخش دیگری از سخنان خود، خدمت به پدر و مادر، برتر از چهل شب عبادت در مسجد سهله عنوان و تاکید کردند: زیاد دیده‌ایم که جوان به پدرش توهین کرده و در اثر شکستن دل پدر، آبرویش می‌رود و بعد سقوط می‌کند. راوی می‌گوید: من چهل شبانه روز به مسجد سهله رفتم. شب‌های چهارشنبه از اوّل شب تا صبح در مسجد بودم. شب چهلم که خدمت آقا امام زمان«ارواحنافداه» رسیدم، ایشان یک جمله به من گفتند و رد شدند. فرمودند: اگر خدمت پدر را کرده بودی، بهتر از آمدن به مسجد سهله بود. متأسفانه برخی جوانان به جای خدمت به پدر و مادر که ارزش والایی دارد، به آنان توهین می‌کنند. معلوم است که این افراد سقوط خواهند کرد و عاقبت به خیر نخواهند شد.

ایشان در خاتمه بیان داشتند: من از همۀ شما، مخصوصاً جوانان عزیز تقاضا دارم که توهین نکنید، مخصوصاً مراقب باشید به پدر و مادر و پیرمردها و افراد متشخص و به ویژه به مراجع، علما و بزرگان اهانت نکنید. به قول مرحوم آیت الله وحید بهبهانی، توهین به علما و مراجع، مانع عاقبت به خیری است و موجب می‌شود انسان در «وادی تیه» واقع شود. یعنی یک زندگی تلخ و همراه با سرگردانی و چه کنم چه کنم، برای او رقم می‌زند تا از دنیا برود. به تجربه اثبات شده است که اهانت به دیگران انسان را بیچاره می‌کند و راه سعادت را به روی او می‌بندد.

 http://www.yalasarat.com/vdceww8w.jh8xpi9bbj.html

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
يکشنبه 13/1/1391 - 21:29 - 0 تشکر 444072

4 گناه نحس که خداوند سخت می بخشد

به گزارش سرویس فرهنگی جهان استاد فاطمی نیا در جلسه ای با ذکر چند نکته اخلاقی و عرفانی فرمودند: خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفته اند آبرو بردن را.

ببینید خدا چند گناه را نمی بخشد: 1- عمدا نماز نخواندن.2- به ناحق آدم کشتن.3- عقوق والدین.4- آبرو بردن.

این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می کرد: "به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می گویی؟

می گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!" الان در زمان ما هیئتی ها، مسجدی ها و مقدس ها آبرو می برند.

عزیز من اسلام می خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی ها با زبانشان می روند جهنم.

روایت داریم که می فرماید اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می خورند و از دیوار مردم بالا می روند. یک مشت مومن مقدس را می آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می برند.

امیرالمومنین به حارث همدانی می فرماید: اگر هر چه را که می شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی. 

گناهکار چند نوع است. عده ای گناه می کنند، بعد ناراحت و پشیمان می شوند. سوز و گداز دارند. توبه می کنند و هرگز فکر نمی کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می شود. 

منبع: تبیان

http://www.jahannews.com/vdcayun6e49new1.k5k4.html

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
يکشنبه 13/1/1391 - 21:30 - 0 تشکر 444075

جهان - حضرت على (علیه السلام) مى فرمایند: «اَلْحَذَرَ الْحَذَرَ! فَوَ اللهِ لَقَدْ سَتَرَ، حَتّى کأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ ؛ بترس، بترس (از خدا!) به خدا سوگند آن قدر پرده پوشى کرده که گویى تو را بخشیده و آمرزیده است».(1)

ستار العیوب

چند نکته درباره این حدیث:

نکته اوّل

خداوند پوشنده گناهان و عیب هاى افراد است، مراد از ستّارالعیوب بودن خداوند چیست؟ دو نوع ستّاریّت داریم، یکى تکوینى و دیگر تشریعى.

تکوینى این است که خداوند انسان را چنان آفریده است که بسیارى از عیب هایش پنهان است مثلاً صفات درون انسان مانند حسادت، تکبّر، و خودخواهى و انحرافات اعتقادى پنهان است اگر انسان طورى آفریده مى شد که بشود اخلاق و اعتقادات او را از چهره اش فهمید، زندگى براى او بسیار مشکل مى شد، امّا خداوند به خاطر ستّاریّتى که دارد چنان انسان را آفرید که عیب هایش مخفى است امّا در روز قیامت «یُعْرَفونَ بِسیماهُمْ» که از چهره ها افراد شناخته مى شوند.

ستّار العیوب تشریعى این است که خداوند دستور داده مردم عیب هاى همدیگر را بشناسند، غیبت نکند، تهمت نزنند و آبروى همدیگر را نریزند.

 فایده ستّارالعیوب بودن چیست؟

1. شخصیّت و احترام افراد حفظ مى شود که دادن شخصیّت به افراد یکى از موانع سقوط در گناه است چرا که اگر شخصى در جامعه معروف به گناه و زشتى باشد دیگر باکى براى گناه کردن ندارد، و خود را بیشتر آلوده به گناه مى کند، امّا همین که دید گناهش را پوشش دادند، شرم و حیا مانع مى شود که گناه کند، و اینکه اسلام مى گوید غیبت نکن، یکى از دلایلش همین است که وقتى رسوا شد مى گوید: حالا که آبروى ما رفت پس هر کارى که دلمان مى خواهد انجام دهیم، و درباره تربیت بچّه هم اسلام مى گوید او را تحقیر نکن و نزن و نگو که نمى فهمى و بى شعورى، بلکه به او شخصیت بده تا به ارزش خود پى ببرد و کار خلاف انجام ندهد .

2. فایده دوم این است که پایه هاى امتحان الهى محکم شود. اصل آزادى و اختیار با ستّاریّت محفوظ است، چرا که اگر کسى با یک گناه رسوا مى شد دیگر گناه نمى کرد و گناه نکردنش به خاطر ترس از رسوایى بود، نه پایبند بودن به اصول اخلاقى و اسلامى، و تکامل شکل نمى گرفت و مسأله جبر پیش مى آمد.

نکته دوم

مبادا از این ستّاریّت خداوند سوء استفاده کنیم و خیال کنیم خداوند ما را بخشیده است بلکه شاید این مقدّمه عذاب و مجازات دردناک الهى باشد .

و کلام امام على(علیه‌السلام) بر همین مطلب اشاره دارد که بیدار باشید و از ستّارالعیب‌ها بودن خداوند سوء استفاده نکنید.

نکته سوم

باید پرتوى از صفات خداوند در بندگانش باشد، خداوند از هر عیبى منزّه است و بنده هم باید سعى کند خود را از عیب ها منزّه کند، باید متخلّق به اخلاق خداوند بشود و آبروى دیگران را نریزد و تنها نقطه ضعف ها را نبیند.

یکى از ویژگى هاى انسان مؤمن عیب زدایى است و عیب جویى از صفات زشت است که در مؤمن وجود ندارد، انسان وقتى به کمال مى رسد که عیب هاى خویش را بشناسد و آن را برطرف سازد و این در صورتى امکان دارد که انسان اوّل عیب هاى خود را بشناسد چون تا انسان به نواقص خود آگاه نشود نمى تواند چاره جویى کند.

انسان از چند راه مى تواند به عیب های خود آگاه شود:

1. از راه مراقبه و محاسبه، که انسان مواظب اعمال و رفتار خود باشد و خود را مورد حسابرسى قرار دهد، به خصوص اگر بتواند خود را با افراد صالح مقایسه کند، چرا که وقتى خود را فاقد فضایل کمالات آنها مى بیند مى تواند به عیب هاى خود پى ببرد.

2. عبرت گرفتن از رفتار افراد نادرست و بداخلاق که باید ادب را از بى ادبان آموخت یعنى آنچه را که آنها انجام مى دهند انسان برخلافش را انجام دهد.

3. معاشرت با دوستان خوب که او را نصیحت کنند و عیب هایش را به او تذکر دهند چرا که امام صادق(علیه السلام) فرموده اند: «أحَبُّ إخوانى إلَىَّ مَن أهْدى إلَىَّ؛ محبوب ترین برادرانم نزد من، کسى است که عیب‌هایم را به من هدیه کند.»(2)

امام هفتم (علیه السلام) وقتى اوقات شبانه روز را به چهار قسمت تقسیم مى کند یک ساعتش را معاشرت با برادران قرار مى دهد و مى فرماید: «وَ ساعَةٌ لِمُعاشِرَةِ الإخوانِ وَالثِّقاتِ الَّذینَ یُعَرِّفُونکم عیب هاکم وَ یُخْلِصون، لَکمْ فِى الْباطِنِ؛ ساعتى براى رفت و آمد و معاشرت با برادران مورد اعتمادى که شما را به عیب هایتان آگاه مى سازند و قلباً نسبت به شما خلوص و صفا دارند، اختصاص دهید.»(3)

روایات ما دوست واقعى را کسى مى دانند که تو را از کارهاى زشت باز دارد: «صَدیقُک مَنْ نَهاک». (4)

امام على(علیه السلام) مى فرمایند: «لا تَبْتَهِجَنَّ بِخَطَاءِ غَیْرِک فإنَّک لَنْ تَمْلِک الإصَابَةَ أبَداً ؛ از خطاى دیگران هرگز شادمان مشو، زیرا تو نیز براى همیشه از خطا کردن مصون نیستى».(5)

و همان حضرت فرمودند: «مَنْ عابَ عِیْبَ، وَمَنْ شَتَمَ اُجِیبَ ؛ هر کس عیب جویى کند، عیب جویى شود و هر کس دشنام دهد، پاسخ شنود». (6)

به فرموده امام صادق(علیه السلام): «الأثرارُ یَتْبَعونُ مَساوِىءَ النّاسِ وَیَترکونَ مَحاسِنَهُم کما یَتْبَعُ الذُّبابُ المَواضعَ الفاسِدَة مِن الجَسَدِ وَیَتْرُک الصَّحِیحُ؛ افراد عیب جو همانند مگس هستند که روى ناپاکى ها و آلودگى ها مى نشینند و دنبال کارهاى زشت و عیب های مردم هستند و خوبى هاى آنان را نادیده مى گیرند.»(7)

از خداوند مى خواهیم خودش عیب هاى ما را به ما بنمایاند و توفیق دهد تا درصدد رفع آنها برآییم.

------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها :
1. نهج البلاغه، حکمت 30.
2. تحف العقول، حکمت 89.
3. تحف العقول، حکمت 18.
4. غرر الحکم، ح 5857.
5. همان مدرک، ص 150.
6. میزان الحکمه، ج 7، ص 151.
7. سفینة البحار، ج 2، ص 295.
منبع : کتاب  گفتار معصومین (علیهم اسلام) ج 2،آیت الله مکارم شیرازی
تلخیص: بصیرت/تبیان


http://www.jahannews.com/vdcefn8wfjh8zni.b9bj.html

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.