• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن طنز و سرگرمی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
طنز و سرگرمی (بازدید: 2531)
يکشنبه 8/3/1390 - 8:44 -0 تشکر 323155
لطیفه های قدیمی

سلام

در اینجا می خواهیم لطیفه ثبت كنیم.حواستون باشه گفتم لطیفه ..نه جوك.

خصوصیات این لطیفه ها اینه كه به گذشته بر می گرده وخیلی ازاونا هم شاید واقعا اتفاق افتاده باشه.اینم اولیش:

خواجه منعمى مقبره منقش بسیار عالى براى خود ساخت و بنّایان در مدت یكسال تمام آن را به اتمام رسانیدند. روزى كه مقبره تقریباً نیمه‏تمام شده بود خواجه به بناء گفت: این مقبره دیگر به چه احتیاج دارد و چه مى‏خواهد؟! بناء گفت: وجود مبارك!!

                          این نیز بگذرد.....
يکشنبه 8/3/1390 - 9:7 - 0 تشکر 323156

سلام

یكى در باغ خویش رفت. دزدى را دید كه پشتواره پیاز بسته و قصد بردن آن را دارد!

گفت: در این باغ چه كار دارى؟

گفت: در راه مى‏گذشتم ناگاه گردبادى وزید و مرا در این باغ انداخت!

گفت: چرا پیاز كندى؟!

گفت: چون باد مرا مى‏ربود دست در بته پیاز مى‏زدم و از زمین برمى آمد!

گفت: بسیار خوب! آنها را كه گرد كرده و پشتواره بست؟!

گفت: واللَّه من نیز در این اندیشه بودم كه تو آمدى!!

                          این نیز بگذرد.....
يکشنبه 8/3/1390 - 11:28 - 0 تشکر 323233

خیلی جالب بود
ممنون

 

غرق نعمتیم ؛ حالیمون نیست ...

الهی رضا برضائک!

 
يکشنبه 8/3/1390 - 11:31 - 0 تشکر 323234

سلام

حسینقلی خان بختیاری را ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه حکمران اصفهان به میهمانی به شهر آورده و بسیار تجلیل می کرد. روزی که حکمران و میهمان با جمعی از سران شهر در تالار حکومت نشسته بودند. لری سر و پا برهنه وارد شده، سلام گفت. خان سر برداشت و خشمگین گفت: برای چه به شهر آمده ای؟ گفت: آمده ام ترا زیارت کنم. خان گفت: احمق! خر و گاو و گوسفند خود را رها کردن و چندین فرسخ پیاده به دیدن من آمدن چه ضرورت دارد .گفت:

ای خان! خرم تویی، گاو تویی، گوسفندم تویی.

                          این نیز بگذرد.....
يکشنبه 8/3/1390 - 11:34 - 0 تشکر 323236

سلام

اعرابی‌ در روز عید شتری‌ قربانی‌ كرده‌ بود و در هر مجلسی‌ كه‌ می‌رسید می‌گفت‌ كه‌ من‌ شتری‌ در راه‌ خدا قربانی‌ كرده‌ام‌.
به‌ او گفتند: «چه‌ معنی‌ دارد كه‌ هر جا می‌رسی‌ ذكر قربانی‌ كردن‌ شتر می‌كنی‌؟ قربانی‌ كردن‌ در راه‌ خدا كه‌ این‌ همه‌ گفتن‌ ندارد!»
اعرابی‌ گفت‌: «سبحان‌ الله! خدای‌ تعالی‌ خودش‌ یك‌ گوسفند فدای‌ اسماعیل‌ كرد، در چند جای‌ قرآن‌ آن‌ را ذكر كرده‌، آن‌ وقت‌ من‌ شتری‌ به‌ این‌ بزرگی‌ قربانی‌ كردم‌ هیچ‌ جا نگویم‌؟»

                          این نیز بگذرد.....
يکشنبه 8/3/1390 - 11:37 - 0 تشکر 323239

سلام

جامی در محفلی این شعر را می خواند:

بس که در جان فگار و چشم بیدارم توئی
هر که پیدا میشود از دور پندارم توئی
یکی گفت اگر خری پیدا شود چی ؟ جامی گفت باز پندارم توئی !!

                          این نیز بگذرد.....
يکشنبه 8/3/1390 - 11:45 - 0 تشکر 323247

وقتی نایب الحکومه ی جوشقان به محل ماموریت می رفت در بین راه شب شد و بکاروانسرایی رسیدو با خود گفت:امشب اینجا می مانم و فردا به محل ماموریت حرکت میکنم.
رفت و مشغول کوبیدن در کاروانسرا گردید.
کاروانسرا دار از پشت در پرسید:کیست؟

نایب الحکومه برای اینکه اولین مرتبه اهمیت مقام و موقعیت خودش را به طرف حالی کند.گفت: مقام منیع و موقع رفیع بندگان اجل امجد اشرف ، اعظم عالی نایب علی اکبر خان ؛ نیابت عظمای حکومت جلیله ی کل جوشقان و توابع تشریف آورده اند!
کاروانسرادار از پشت در گفت:برای اینهمه جمعیت کاروانسرای ماجانداره! برو یک جای دیگه!

يکشنبه 8/3/1390 - 12:11 - 0 تشکر 323268

zahrafayyaz گفته است :
[quote=zahrafayyaz;593774;323247]وقتی نایب الحکومه ی جوشقان به محل ماموریت می رفت در بین راه شب شد و بکاروانسرایی رسیدو با خود گفت:امشب اینجا می مانم و فردا به محل ماموریت حرکت میکنم.
رفت و مشغول کوبیدن در کاروانسرا گردید.
کاروانسرا دار از پشت در پرسید:کیست؟

نایب الحکومه برای اینکه اولین مرتبه اهمیت مقام و موقعیت خودش را به طرف حالی کند.گفت: مقام منیع و موقع رفیع بندگان اجل امجد اشرف ، اعظم عالی نایب علی اکبر خان ؛ نیابت عظمای حکومت جلیله ی کل جوشقان و توابع تشریف آورده اند!
کاروانسرادار از پشت در گفت:برای اینهمه جمعیت کاروانسرای ماجانداره! برو یک جای دیگه!

سلام

جالب بود

ممنون از مشاركت شما

                          این نیز بگذرد.....
يکشنبه 8/3/1390 - 16:14 - 0 تشکر 323419

سلام
روزی مردی زیر سایه‌ی درخت گردویی نشست تا خستگی در كند در این موقع چشمش به كدو تنبل‌هایی كه آن طرف سبز شده بودند افتاد و گفت: "خدایا! همه‌ی كارهایت عجیب و غریب است! كدوی به این بزرگی را روی بوته‌ای به این كوچكی می‌رویانی و گردوهای به این كوچكی را روی درخت به این بزرگی!" همین كه حرفش تمام شد گردویی از درخت به ضرب بر سرش افتاد. مرد بلافاصله از جا جست و به آسمان نظر انداخت و گفت: "خدایا! خطایم را ببخش! دیگر در كارت دخالت نمی‌كنم چون هیچ معلوم نبود اگر روی این درخت به جای گردو، كدو تنبل رویانده بودی الان چه بلایی به سر من آمده بود."

                          این نیز بگذرد.....
يکشنبه 8/3/1390 - 16:45 - 0 تشکر 323448

سلام برزخ جانم
من از لطیفه شتری شما خوشم اومد بسیار !!!

:-)

 

جاده دوستی پایانی ندارد، اگر بیایی و همسفرم باشی

 

http://img1.tebyan.net/Big/1391/09/fbc019f9a0b44c799f5f3ee58ba495e3.jpg 

 

يکشنبه 8/3/1390 - 21:54 - 0 تشکر 323636

مرده می خواره به نرده بر می گرده

___________________________________________________________________________________________________
یا امام حـــــــــــــین
مهدی جــــــــــــــان بیا
برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.