• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن حوزه علميه > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
حوزه علميه (بازدید: 716)
شنبه 7/3/1390 - 14:23 -0 تشکر 322669
روایتی از یك طلبه تخریب‌چی

روایتی از یك طلبه تخریب‌چی

خبرگزاری فارس: سید مهدی آمده بود بجنگد، اما روحیه اطاعت پذیری این سید جای هر گونه چون و چرایی را از او گرفته بود. سید آن قدر تو دل برو و دلنشین بود كه ظرف چند روز جای خودش رو میان بچه های قدیمی بازكرد.

 

 

به گزارش گروه "حماسه و مقاومت " خبرگزاری فارس، گردان تخریب معروف بود به "گردان مخلصین ". می گفتند فیتله معنوی در تخریب خیلی بالاست. جبهه، دانشگاه معنویت بود هر كس طالب معنویت بود پا تو جبهه می گذاشت و به اعتراف بچه های جبهه معنویت بین بچه های تخریب در اوج بود و حضور طلبه های بسیجی در این جمع، به این جمع باصفا طراوت خاصی بخشیده بود.

 

از جمله این نازنینان و به عرش سفر كردگان شهید "سیدمهدی اعتصامی " بود. این عزیز به دنبال گمشده اش، اسفند ماه سال 1364 پا به گردان تخریب لشكر ده سیدالشهدا (ع) گذاشت. آمدن سید تو گردان مصادف شده بود با شهادت "شهید نوریان "، فرمانده گردان تخریب ومهندسی كه اوایل اسفند درفاو شهیدشده بود .

 

فضای آن روز "مقر الوارثین " (موقعییت یا مقر الوارثین اردوگاه رزمندگان گردان تخریب لشگرده سیدالشهدا علیه السلام طی سالهای 1364تا 1367 بود. این مقر درنزدیكی سایت 5 در مسیر فكه قرار داشت كه درعملیات فتح المبین توسط رزمندگان اسلام آزادشده بود) توام باحسرت شهادت بازماندگان عملیات والفجر 8 و غم از دست دادن فرمانده و پدر معنوی بچه های تخریب بود. وقتی سید مهدی آمد چون طلبه و مضافا ملبس هم نبود، او را فرستادن چادر تبلیغات. سید مهدی آمده بود بجنگد، اما روحیه اطاعت پذیری این سید جای هر گونه چون و چرایی را از او گرفته بود. سید آن قدر تو دلبرو و دلنشین بود كه ظرف چند روز جای خودش رو میان بچه های قدیمی بازكرد.

 

روز هفتم یا هشتم بعد از حضورش در گردان، بین نماز ظهر و عصر اعلام كردند كه كلاس تجوید قرآن توسط برادر اعتصامی در حسینه الوارثین عصر هر روز برگزار می شود. ما به خاطر علاقه ای كه به سید داشتیم در كلاس درس شركت می كردیم. روز اول به سید گفتم: سید مهدی من شاید ده بار كلاس تجوید رفتم اما تجوید یاد نمی گیرم. با مهربانی گفت: این كلاس بهانه رفع دلتنگی ماست، فقط تو بیا توی كلاس بنشین . از این همه اخلاص و مهربانی سید همه به وجد می آمدند.

 

در همان روزهای اول سید با رفتارش كاری كرد كه شد رفیق شفیق همه، اگر چند ساعت او را نمی دیدی دل تنگش می شدی. عید سال 65 فرارسید، شب عید مصادف بود باشب ولادت جواد الائمه(ع). ولادت های ماه رجب وخصوصا ولادت مولا علی (ع) فضای حزن حاكم بر گردان را یك مقدار عوض كرد . فردا یا پس فردای بعد از ولادت یك دسته از بچه ها مهیای مین گذاری جلوی دشمن در فاو شدند چون دشمن در اطراف كارخانه نمك و جاده فاو - البحار فشار زیادی می آورد و شهید " صاحبعلی نباتی " مسوول این دسته بود.

 

عليک بالآخره تاتک الدنيا صاغره

  تو مراقب آخرتت باش دنيا ذليلانه پيش تو مي آيد.              اميرالمومنين علي (ع) 

شنبه 7/3/1390 - 14:29 - 0 تشکر 322671

سید به همراه بچه های گردان تخریب اعزام شدند به فاو برای مین گذاری، اما این مجسمه عاطفه و مهربانی از فاو كه برگشت حال خوشی نداشت، شهادت مظلومانه همرزمان تخریبچی اش در فاو سید را حسابی غصه دار كرده بود.( 7 تن ازرزمندگان گردان تخریب لشگرده سیدالشهدا(ع) در حالی كه هركدام دو عدد مین ضدتانك ام 19 دردست داشتند و می رفتند با كارگذاشتن آن ازنفوذ تانك ها به جاده فاو - البحار جلوگیری كنند به علت آتش پر حجم دشمن، مین ها كه هركدام حاوی 10 كیلوگرم مواد مننفجره بود در دستانشان منفجر شد و همگی در شب ولادت علمدار كربلا حضرت قمربنی هاشم (ع)به شهادت رسیدند واز بدن مطهرشان فقط چند كیلو گوشت له شده باقی ماند. كه یكی از بچه های تخریب بعد از شهادت، آن عزیزان را درخواب دید كه هفت نفرشان دربهشت دور هم هستند. ازآنها سوال كرده بود كه شما چه می كنید درجواب گفته بودند كه دور هم صفا می كنیم كه لذا به "هفت تن آل صفا " درفرهنگ بچه های تخریب سیدالشهدا معروف هستند. شهدای این حماسه عبارتند از: شهیدان صاحبعلی نباتی- حسین مسیبی- غلامرضا زند- منصوراحدی- توحید ملازمی- مجیدرضایی- رحمان میرزازاده)

اواخر فرودین سید غمدیده و غمگین در حسرت شهادت از فاو برگشت . بعد از این اتفاق دیگر خنده های سید ظاهری بود، شاید در ظاهر می خندید اما دلش پر غم بود. حتی عید ولادت حضرت مهدی(ع) روحیه سید را عوض نكرده بود. انگار تو آسمون هاست، سید شب تا صبح بیدار بود. قبل از نماز صبح صدای نوار مناجات حضرت امیر مقر الوارثین را عطر آگین می كرد. وقتی ما می آمدیم برای نماز صبح میدیم نوجوان كوتاه قدی كنار ستون حسینه تكیه داده و گریه می كند.

اوایل اردیبهشت ماه 65 بود كه دشمن به تلافی شكست فاو تحركاتی را در جبهه شروع كرد كه به "دفاع متحركت " مشهورشد. دشمن از سمت فكه هم تحركاتی داشت كه فرماند هان جنگ را نگران كرده بود. مقر ما كه مقر الوارثین نام داشت در جاده فكه نرسیده به سایت 5 در معرض خطر هجوم دشمن بود. به جهت نگرانی از حضور گشتی های دشمن، قرار شد بچه ها شب ها در مقر نگهبانی بدهند. یك شب هم نوبت شهید سیدمهدی اعتصامی و شهید سید محمد زینال الحسینی بود. این دو با هم تا به صبح نگهبانی دادند.

عليک بالآخره تاتک الدنيا صاغره

  تو مراقب آخرتت باش دنيا ذليلانه پيش تو مي آيد.              اميرالمومنين علي (ع) 

شنبه 7/3/1390 - 14:30 - 0 تشکر 322672

آن شب اتفاقی افتاد كه "سیدمحمد زینال الحسینی " (شهید سیدمحمد زینال الحسینی فرمانده گردان تخریب وجانشین تیپ سوم كربلا از لشگرده سیدالشهدا علیه السلام ، كه تیرماه سال 1366 درعملیات نصر4 درماووت عراق به شهادت رسید) بعد از شهادت سید مهدی گفت كه گویا از زبان سید شنیده بود. در عالم رویا و یا مكاشفه وقتی مقابل درب حسینه الوارثین مشغول نگهبانی بودم. آقایی به من فرمود به چادرها سر زدم دیدم بچه ها خوابیده اند. چرا اینقدر زیاد می خوابند؟ سحر وقت مناجات با خداست، و از قول سیدمهدی می گفت: آقا آمد داخل الوارثین و به چادرها سر كشید، دید همه خوابند و رفت. شهید زینال الحسینی این مطلب را از قول سید مهدی با سوز و گداز می گفت و ما آنرا به شوخی گرفتیم.

سیدمهدی در این مدت كوتاه با مقر الوارثین انس گرفته بود و سعی می كرد در جای جای آن تلاوت قرآن و مناجات داشته باشد. قرآن سید به علت استفاده زیاد و مداوم ورق ورق شده بود. همه بچه ها به این مطلب رسیده بودند كه سید دیگه نمی ماند، تا اینكه سر و صدای عملیات و مقابله با دشمن آغاز شد. خبر رسید دشمن در جبهه فكه پیشروی كرده و تیپ سید الشهداء ماموریت مقابله با دشمن را دارد. نزدیك ماه رمضان بود. یك عده از بچه ها صفر بیست و یكشون عود كرده بود.!!!!!! بعضی ها هم رفته بودند بلیط بگیرند برای تهرون، نزدیك عصر بود كه گردان حضرت علی اكبر(ع) و گردان حضرت علی اصغر (ع) وارد مقر الوارثین شدند، همه با تجهیزات كامل آمدند. مثل اینكه كار خیلی جدی بود.

شهید "سعید صدیق " برای شناسایی رفته بود. وقتی برگشت از حضور پر حجم دشمن در منطقه فكه می گفت. ازسعید عمق میدان مین را پرسیدم و گفت كه ما به میدون نرسیدیم و هنوز وقت نكرده میدان مین و موانع ایجاد كنه. قرارشد بچه ها تقسیم شوند و تیم های معبر به گردان ها مامور شوند . سیدمهدی هم كه بو برده بود عملیات درپیشه، مدام دور و بر شهید زینال الحسینی می پلكید تا اینكه سید را راضی كند كه او هم با بچه ها به عملیات بره.
شهید سیدمحمد اجازه نمی داد تا اینكه برادرش، شهید سیدمجتبی زینال الحسینی (تخریبچی شهید سید مجتبی زینال الحسینی درعملیات سیدالشهدا دراردیبهشت 1365 درفكه به شهادت رسید) هم به جمع اضافه شد. با حیا مقابل برادرش ایستاد و گفت: آقا سید ما را هم بفرست. سید یك مقدار مِن مِن كرد اما اصرار مجتبی را كه دید، گفت سریع وسایلت را جمع كن و تجهیزات بگیر... مجتبی كه رفت. سیدمهدی با التماس دوباره به آقا سید گفت: آقا سید ما چی !!!!ما بمونیم؟ شهید سیدمحمد خیلی عاطفی بود و علاقه شدید به سیدمهدی داشت. گفت تو بمون با گردان های بعدی برو. سیدمهدی گفت: آقا سید ما را جواب میكنی. خلاصه از سید مهدی اصرار تا اینكه شهید زینال الحسینی راضی شد و سید مثل باز شكاری رها شد. سریع ساكش رو تحویل داد و تجهیزات گرفت و مهیا شد كه با گردان حضرت علی اصغر (ع) برود.

نماز مغرب را خوندیم، بچه ها حركت كردند و رفتند. ما داخل مقر الوارثین نگران بچه ها بودیم. گفتیم با گردان هایی كه ادامه دفع تجاوز می كنند به منطقه برویم. صبح روز عملیات بود كه دیدم مقر الوارثین شلوغه. یك عده زن ومرد مسن داخل حسینیه هستند. جویا شدم گفتند آقای مسجدی(مسوول اردویی لشكر) خانواده شهدا را برای بازدید از جبهه آورده و شنید كه عملیات شده خانوادهای شهدا را در مقر رها كرد و خودش را به فكه رساند. خانواده های شهدا فهمیده بودند كه در منطقه عملیات شده خصوصاً وقتی صدای انفجار توپ ها و خمپاره ها از داخل مقر الوارثین شنیده می شد. نزدیك اذان ظهر بود، كماكان تجهیزات پوشیده آماده برای ادامه عملیات بودیم كه تویوتایی وارد گردان شد همه دویدیم سمت ماشین، دیدیم عقب وانت تویوتا غرق خون است و پر بود از لباس های خونی. ما كه رفتم سمت تویوتا مادران شهدا هم دنبال ما دویدند. هر چی كردیم آنها منظره لباس ها و تجهیزات خونی را نبینند نشد. در یك لحظه مقر الوارثین را فریاد و شیون خانواده شهدا فرا گرفت. در بلندگو اعلام می شد، "عجلو بالصلاه "، مثل اینكه گوش ها نمی شنید. آنقدر فضا سنگین شد كه بچه های گردان تخریب و سایر رزمندگان كه آماده باش بودند در مقر الوارثین دور ماشین را خالی كردند. و مادران شهدا و پدرانشان دور ماشین حلقه واویلا زدند. شهید سید محمد از خط رسید و ماشین را از مقر خارج كرد . سیدمحمد كه آمد حامل اخباری از منطقه درگیری بود، اولین سوالی كه از شهید سیدمحمد كردم گفتم سید؟ از سیدمهدی اعتصامی چه خبر؟ سید بلادرنگ گفت: سید مهدی رفت ملكوت. این خبر سید همه بچه ها را غصه دار كرد. بچه ها یكدیگر را تسلی می دادند. سید هم می خواست گریه كند، با بچه ها، اما خودش را به سختی نگه می داشت. آن روز نماز ظهر و عصر با تاخیر برگزار شد. نماز كه تمام شد همه رفتند برای نهار داخل چادرها. اما شهید سید محمد داخل حسینه در غم از دست دادن بچه ها می سوخت. با اصرار سید را از جا بلند كردیم و از درب حسینیه الوارثین بیرون آمدیم تا برای نهار به چادر فرماندهی برویم. كه تویوتای گردان رسید و مستقیم آمد مقابل حسینیه الوارثین. یكی از بچه ها آمد پائین و با سید رو بوسی كرد. شهید سیدمحمد ازش پرسید: چه خبر؟ اون بی معرفت هم بدون ملاحظه گفت: سید داداشت.... سید مجتبی رفت. تا اینو گفت سید با یك حسرتی گفت: خوش به حالش.... من كنارش بودم. دیدم همانطور كه ایستاده بود، عقب عقب رفت و تكیه به دیوار حسینه الوارثین داد و یواش یواش پاهاش سست شد و روی زمین نشست. گفت: مجتبی به آرزویش رسید و اما من جواب مادرم را چی بدم.

عليک بالآخره تاتک الدنيا صاغره

  تو مراقب آخرتت باش دنيا ذليلانه پيش تو مي آيد.              اميرالمومنين علي (ع) 

شنبه 7/3/1390 - 14:32 - 0 تشکر 322674

سید ناهار نخورده سوار ماشین شد به سمت خط حركت كرد. سید می دانست وضعیت خط چطوره. هنوز نهار بچه ها تمام نشده بود كه بلندگوی مقر الوارثین به صدا درآمد. صدا صدای شهید "چهاردولی " بود كه صدا می زد برادران رزمنده توجه فرمائید. از بیمارستان شهید كلانتری اعلام كردند نیاز مبرم به تمام گروه های خونی است، برادرها داوطلب مهیا شوند برای خون دادن. خیل كثیری از رزمندگان و خانواده های شهدا اعلام آمادگی كردند...

خلاصه، شهید سید مهدی اعتصامی به عنوان تخریبچی، مامور شد به گردان حضرت علی اصغر(ع) كه شهید حاج حسین اسكندرلو فرمانده آن بود. سید در حین زدن معبر كنار جاده فكه در حالی كه طناب معبر می كشید با روشن شدن مین منور بدن نازنینش آماج گلوله های دوشكا قرار گرفت و بعد از این اتفاق آتش دشمن روی معبرگردان حضرت علی اصغر (ع) متمركز شد و دراین لحظه حماسه عاشورایی حاج حسین اسكندرلو آغاز شد . شهید اسكندرلو در حالی كه تعداد زیادی از بچه های گردانش زخمی و شهید شده بودند زیر آن آتش ایستاد و شروع به سخنرانی كرد، كه امشب شب عاشورا است، حفظ انقلاب و این منطقه خون می خواهد و اگر نتوانیم این منطقه را حفظ كنیم دشمن تا جاده اندیشمك اهواز پیش خواهد رفت ... . با این سخنان حماسی حاج حسین موجب شد، بچه های گردان حضرت علی اصغر (ع) هم مردانه جنگیدند . شهید اسكندرلو در حال رجزخوانی بود كه گلوله ای گردن مباركش را شكافت و به شهادت رسید. با رفتن حاج حسین كار گره خورد. حجم آتش و انبوه نیروهای دشمن موجب شد كه ازكنارهای جاده فكه بچه ها عقب رفته و از پهلو به دشمن بزنند . این عقب رفتن باعث شد بدن مطهر شهید اسكندرلو و شهدای گردانش و شهدای تخریب از جمله شهید سیدمهدی اعتصامی ده ها روز درمنطقه درگیری بماند . تا اینكه خرداد ماه سال 65 این ابدان مطهراز خاك برداشته شد. اما سایه ای از بدن نازنین آنها روی زمین بود. حُرم گرما به قول بچه ها، روغن بدن ها را كشیده بود. بدن شهید سیدمهدی وقتی از روی زمین برداشته شد. موهای سر مهدی روی زمین ماند و بچه ها از محل شهادتش عكس گرفتند. بدن شهید سیدمهدی را به كرج منتقل و در امامزاده محمد كرج به خاك رفت. مقداری از بدن و موها او كه روی زمین مانده بود به مقر الوارثین انتقال دادند و در روی تپه ای در جوار حسینه الوارثین به خاك سپردند. شهید سیدمجتبی زینال الحسینی هم پیكر مطهرش در حالی كه توسط دشمن در زیر خاك قرار گرفته بود و وسایل شخصی و پوتین های او بالای سرش گذاشته بودند پیدا شد و به تهران منتقل و در قطعه 53 بهشت زهرا(س) به خاك سپرده شد.
واین حماسه دیگری بود ازكربلای فكه و نبرد عاشورایی رزمندگان گردان حضرت علی اصغر(ع) و حماسه معبر شهید سید مهدی اعتصامی باشد كه حماسه سازان آن روز را از یاد نبریم.

*راوی:جعفرطهماسبی
منبع:خبر گزاری فارس

عليک بالآخره تاتک الدنيا صاغره

  تو مراقب آخرتت باش دنيا ذليلانه پيش تو مي آيد.              اميرالمومنين علي (ع) 

شنبه 7/3/1390 - 15:43 - 0 تشکر 322691

به نام خدا
اجرتون با شهدا-جزاک الله خیرا
به روح همه شهیدان و امام شهیدان اجماعا صلوات
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

   

مدیر انجمن حوزه علمیه 

تماس بامن:

forum:www.mahdiyavar.mihanbb.com

e-mail:ya_lasaratelhosain@yahoo.com


 

شنبه 7/3/1390 - 21:32 - 0 تشکر 322923

اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
دعا کنید نصیب ما هم بشه

عليک بالآخره تاتک الدنيا صاغره

  تو مراقب آخرتت باش دنيا ذليلانه پيش تو مي آيد.              اميرالمومنين علي (ع) 

جمعه 1/7/1390 - 7:16 - 0 تشکر 369180

به مناسبت هفته دفاع مقدس آپ گردید.

   

مدیر انجمن حوزه علمیه 

تماس بامن:

forum:www.mahdiyavar.mihanbb.com

e-mail:ya_lasaratelhosain@yahoo.com


 

جمعه 11/9/1390 - 5:40 - 0 تشکر 395348

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیك یا ابا عبدالله الحسین
السلام علیك یا ابا عبدالله صالح المهدی
سلام
 ایام حزن و عزای حسینی را تسلیت عرض می كنم.
از شما دعوت می كنم به  "تاپیك ٤٠ نفر عاشق بیایند"  تشریف بیاورید.


اللهم عجل لولیك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی