فرهنگ پایداری (بازدید: 196)
جمعه 6/3/1390 - 13:32 -0 تشکر 322166
آرش كمانگیر ایران اسلامی كه بود؟

مروری بر زندگینامه شهید خلعتبری چه بسیارند دلیر مردانی كه در هشت سال دفاع مقدس، جان پاك خود را فدای میهن كرده اند، ولی گذشت زمان، حتی یاد آنان را هم از یاد ما غافلان برده است! شهید سرلشكر خلبان حسین خلعتبری، معروف به حسین ماوریك، از مشهورترین و ورزیده ترین خلبان های ایرانی بوده كه دشمن بارها بر درماندگی در برابر شهامت این فرزند پاك ایران زمین اعتراف نموده است؛ او شكارچی قهرمان ناوهای اوزا و قهرمان جنگ های دریایی با عراق بود. خلعتبری، یكی از لیدرهای عملیات غرور آفرین كمان 99 و پرواز 140 عقاب ایرانی بر فراز عراق... یادآور اسطوره ملی ایران زمین، «آرش كمانگیر» در تعیین مرزهای دو كشور ایران و توران بود؛ افزون بر این كه عدد 99 از طرح 99 صفحه ای نبرد البرز برگرفته بود و بزرگترین حمله هوایی پس از جنگ جهانی دوم در جهان به شمار می آید. حمله به اچ 3، بی نظیرترین حمله هوایی و حضور پررنگ خلعتبری حماسه هفت آذر 59 و عملیات مروارید بر فراز خلیج فارس به هلاكت رساندن 48 افسر عالی رتبه و دو ژنرال عراقی، تنها در یك عملیات جملات آغازین وصیت نامه ایشان جالب توجه است: «اگر ذره ای از خاك وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد، آن را با خونم در خاك وطن می شویم و نمی گذارم حتی ذره ای از خاك پاك ایران را این وحشی های بی سر و پا (بعثی) با خود ببرند. مرگ در این راه را افتخار می دانم و اگر ارزشمندتر از جانم هدیه ای داشتم، حتما به این مردم خوب تقدیم می كردم.» و در بخشی دیگر از وصیت نامه نیز اینچنین آمده است: «در ولایت خودمان شیرود، كوهی است كه می گویند در آنجا علیه روسیه می جنگیده اند. اگر افتخار شهادت پیدا كردم، آن چه از من باقی ماند، حتی اگر ذره ای از گوشت بدنم باشد، را در كنار قله آن كوه دفن كنید تا روح من هم پاسدار این مرز و بوم باشد». وی در سال 1328 در روستای «بصل كوه» شهرستان رامسر به دنیا آمد؛ كسی كه بعدها در بین بعثیون به «حسین ماوریك» شكارچی ناوهای اوزای عراقی معروف شده بود و برای خود او یا پیكرش، جایزه تعیین كرده بودند و كسی كه مهارت او در خلبانی و شلیك موشك ماوریك (نوعی موشك هوا به سطح) در نیروی هوایی شهره بود. حسین دوران كودكی و جوانی را در رامسر گذراند و پس از گذراندن دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان، در سال 1349 به خدمت مقدس سربازی رفت. پس از گذراندن دوران سربازی، در سال 1351 به دلیل علاقه وافری كه به فن خلبانی داشت، وارد دانشكده خلبانی نیروی هوایی شد و پس از گذراندن دوره مقدماتی، پرواز برای پشت سر گذاردن دوره پیشرفته به كشور آمریكا رهسپار شد. پیش از سفر به آمریكا، حسین خلعتبری به دیدار خانواده می شتابد و به مادرش وكالت می دهد كه: «مادر تمام حقوق ماهیانه ام را برای رفع مشكلات نیازمندان هزینه كن». او در كشور آمریكا، نخست دوره خود را در دانشگاه شپارد آغاز كرد و سپس به دانشگاه تگزاس منتقل شد. استعداد خیره كننده او در یادگیری و در پی آن هدایت هواپیما، باعث شده بود، به عنوان دانشجوی ممتاز شناخته شود و نام او را همه اساتید به عنوان یك دانشجوی برجسته بر زبان آورند. در همین حین، به دلیل مهارت خاصی كه در خلبانی داشت، دوره شلیك موشك ماوریك را ـ كه یك موشك هوا به سطح است و به وسیله آن می توان انواع شناورها را هدف قرار داد ـ با موفقیت پشت سر گذاشت. سرانجام دوره خلبانی پایان می یابد و او با دریافت گواهینامه خلبانی در هواپیمای اف 4 به ایران بازمی گردد و در پایگاه ششم شكاری بوشهر با درجه ستوان دومی مشغول به خدمت می شود. با آغاز جنگ، عقاب تیزپرواز مازنداران به دشمن می تازد و بلافاصله پس از حمله عراقی ها، نیروی هوایی ارتش ایران، دست به كار شده و ترتیب انجام دو عملیات را در همان روز می دهد كه بنا بر آن، یكی از عملیات ها با رمز البرز به پایگاه هوایی بوشهر می رسد. هدف پایگاه شعیبیه در استان بصره بود. با رسیدن به هدف، حسین با مهارت خاصی كه در شیرجه زدن با هواپیما داشت، همه اهداف از پیش تعیین شده را بمباران می كند و سالم بازمی گردد. حمله 140 عقاب به عراق او از پایگاه ششم شكاری به پرواز درآمده و به عنوان فرمانده یك دسته 8 فروند به بغداد حمله می كند. مانورهای عالی از میان ساختمان ها و پرواز با ارتفاع بسیار پایین او و شماری دیگر از خلبانان در شهر بغداد، باعث می شود خبرگزاری ها لب به تحسین از مهارت خلبانان ایرانی باز كنند. مأموریت، پایگاه الرشید و المثنی وی در فروردین سال 1360 در مصاحبه با نشریه روابط عمومی عقیدتی ـ سیاسی نیروی هوایی گفت: مأموریت های من شامل اهداف دریایی، بنادر، پل، تأسیسات پالایشگاهی، تأسیسات برقی و پشتیبانی نیروی زمینی دشمن بوده و هیچ گاه قانون «موشك جواب موشك را» عمل نكردیم و... . شهید«خلعتبری» از جمله نخستین خلبانانی بودند كه پس از حمله هوایی عراق به فرودگاه مهرآباد به بغداد حمله كردند. وی با آوردن خاطره ای از نخستین پرواز دفاع مقدس می گوید: «نخستین مأموریت برون مرزی من، اول مهر ماه 1359 بود، پس از بمباران مهرآباد توسط عراق به ما دستور مأموریت داده شد تا بلافاصله با هشت فروند هواپیما به بغداد حمله كنیم. در طول مسیر، هر پنج مایل ما را هدف قرار می دادند و موشك می زدند، ولی ما همچنان در دل آسمان پیش می رفتیم تا سرانجام به هدف رسیدیم و پایگاه «الرشید» و «المثنی» را در بغداد درهم كوبیدیم و خاطره جالب من در این مأموریت دیدن یك گنبد طلایی در بخش جنوبی بغداد بود. از رادیو به هواپیماهای همراه گفتم: من یك گنبد طلایی می بینیم.» جناب سرهنگ محققی در پاسخم گفت: زیارتتان قبول، آنجا حرم مطهر حضرت امام موسی كاظم (ع) است. بناگاه اشك از چشمانم سرازیر شد و گفتم: «السلام علیك یا اباعبدالله». مأموریت، پایگاه شعیبه مأموریتی برای نابودی تأسیسات پایگاه شعیبه به پایگاه ششم شكاری واگذار شد. خلعتبری برای این مأموریت انتخاب می شود. مأموریت را با موفقیت انجام می دهد و خسارات جبران ناپذیری به پیكره بعثیون وارد می كند. در راه بازگشت خلبان كمك می گوید: «حسین، مثل این كه نوك مگسك این موشك ها كج است». شهید خلعتبری می گوید: چطور؟ و كمك پاسخ می دهد: تا حالا 28 موشك برای ما شلیك كرده اند، ولی هیچ كدام به ما نخورده است؛ واقعا معجزاتی بوده كه ما شاهدش بوده ایم. حماسه هفت آذر 59 ( عملیات مروارید) در روزهای آغازین آذر ماه سال 1359 بنا بر هماهنگی های انجام شده از سوی نیروهای هوایی و دریایی ارتش ایران، قرار می شود در روز هفتم آذر ماه، نیروی دریای و هوایی به دو اسكله «البكر» و «الامیه» حمله كنند. روز عملیات فرا می رسد و حسین این دلاور مازندرانی، سوار بر اسب آهنین خود می شود و به همراه شماری دیگر از خلبانان شجاع نیروی هوایی همچون شهید سرلشكر خلبان عباس دوران و شهید سرلشكر خلبان یاسینی در دل آسمان جای می گیرند. اینجاست كه حسین كاری می كند كه تا مدت ها حتی پس از شهادتش، افسران نیروی هوایی و دریایی عراق از شنیدن نام او لرزه به اندامشان می افتاد. پرواز آغاز شده و حسین با مانورهای دیدنی، خود را در بهترین موقعیت ها قرار می دهد و یكی پس از دیگری ناوچه های عراقی را غرق می كند. شهید خلتعبری در این عملیات توانست ناوهای اوزا، ناوهای مین جمع كن، ناو نیروبر و چندین اژدر افكن به ارزش كلی 240 میلیون دلار را هدف قرار دهد و نیروی دریایی عراق را نابود كند و پس از این عملیات بود كه به شهید خلعتبری، لقب «حسین ماوریك» (شكارچی ناوهای اوزا) را دادند. به ایشان می گفتند: «قاتل اوزا»؛ حالا نمی دانم چقدر شما از ناوچه های اوزای عراق اطلاعات دارید. از آن قایق های موشك اندازی بود كه به علت برد بلند موشك و قابلیت مانورش، به راحتی ناوهای ما را در خلیج فارس آماج قرار می داد. این دلاور هنگامی كه در بوشهر خدمت می كرد و زمان عملیات از هواپیمای خودش پیاده و سوار هواپیمای دیگر می شد و با موشك های «ماوریك تلویزیونی» این ناوها را آماج قرار می داد و به همین سبب به نام قاتل اوزا معروف شد. بنا بر گفته كارشناسان، شهید خلعتبری در استفاده از هواپیمای اف 4، انجام مانورها و عملیات جنگی، انهدام هدف و شلیك موشك ماوریك همتا نداشت و به اندازه ای مهارت داشت كه در هر شیرجه به چندین هدف می توانست حمله كند. حمله به اچ 3 بی نظیر ترین حمله هوایی و حضور پررنگ حسین در اواخر سال 1359 بود و با توجه به این كه عراق همه هواپیماهای ذخیره خود را به دلیل سالم ماندن از حملات تیزپروازان نیروی هوایی ارتش ایران، به مجموعه پایگاه های الولید در نزدیكی مرز اردن انتقال داده بود، نیروی هوایی تصمیم می گیرد این پایگاه ها را هر طور شده، هدف قرار دهد. طرح اولیه آماده و شماری از برجسته ترین خلبانان نیروی هوایی برای این عملیات برگزیده می شوند؛ البته دلیل این كار، آن است كه اگر فرمانده دسته پروازی مورد هدف قرار گرفت، خلبانان حاضر مهارت این را داشته باشند كه خود هدف را پیدا و آن را نابود كند. پس جمعی از بهترین ها انتخاب شدند كه در بین آنها، نام حسین خلعتبری نیز به چشم می خورد. و سرانجام روز پانزدهم فروردین ماه سال 1360 هشت فروند هواپیمای فانتوم از پایگاه هوایی همدان به پرواز درآمدند و با چهار بار سوخت گیری هوایی و پشت سر گذاشتن مسافتی بالغ بر هزار كیلومتر، پایگاه های الولید را بمباران كردند و همگی سالم برگشتند. نقش حسین در این عملیات هم خیره كننده بود. در هنگام رسیدن به یكی از پایگاه ها، او ارتفاع را زیاد می كند و با شیرجه ای زیبا و مانورهای پی در پی، همه بمب های خود را روی اهداف فرو می ریزد و افتخار دیگری برای خود و میهن عزیزمان می آفریند؛ این عملیات هنوز هم در بزرگترین مدرسه های هوایی آمریكا و ... تدریس و برسی می شود. مأموریت، زدن پل العماره از سوی فرماندهی به پایگاه ششم شكاری مأموریت داده می شود تا پل العماره را بزنند. خلعتبری و چند تن از خلبانان شجاع این پایگاه انتخاب می شوند. پل درست وسط شهر بود. خلعتبری وقتی روی پل می رسد، حملات ضد هوایی دشمن به اوج خود رسیده بود. اتومبیل هایی كه مشخص بود شخصی است، روی پل در حال حركت بودند. او با پذیرفتن خطر دور می زند و پس از عبور آنها، پل را سرنگون می كنند. وقتی از او سوال كردند، چرا چنین كردی، گفت: فرزندی یك سالهدارم، یك لحظه احساس كردم كه ممكن است، توی ماشین بچه ای مثل «آرش» من باشد. چگونه قبول كنم كه پدری بچه سوخته اش را در آغوش بگیرد؟ بچه سوخته دزفولی یادم نمی رود در دزفول بودم. زن لری بچه سوخته اش را گذاشت بغل من و گفت: بی غیرت تو خلبان مایی؟ بگیر! خواستم به او بگویم مادر! ما بی غیرت نیستیم، لكن دیدم زن خیلی عصبانی است. هنگامی كه خبر سقوط خرمشهر را شنیدم و دریافتتم كه به پیرها و بچه ها رحم نكرده و به زن ها هم تجاوز كرده اند، به خدای لایزال و به شرفم قسم خوردم كه این بار اگر وارد خاك عراق شدم، شهرك «صفوان» را در هم بكوبم. با این كه بیش از هفتاد بار به خاك عراق حمله كرده ام، ولی قانع نیستم. من باید بجنگم و مرگ برای من افتخار است. دولتمردان عراق با بودن او آرامش ندارند. با توجه به مهارت او در بیشتر عملیات به عنوان فرمانده دسته پروازی به دفاع از میهن می پردازد. تاسیسات نفتی، یگان های دریایی، پل الاماره و پالایشگاه كركوك بارها به دست او مورد حمله و تخریب قرار گرفت كه تنها بخشی از دلاوری های این مرد بزرگ است. مأموریت حیاتی از سوی فرماندهی نیروی هوایی، مأموریتی به پایگاه ابلاغ و خلعتبری برای انجام آن برگزیده می شود. مأموریت بدین شكل بود كه: هدف پشت سر نیروهای پشتیبانی عراق بمباران شدید شود. مأموریت حیاتی بود. جنگنده ها باید 460 مایل از وسط پدافند قوی عراق در ارتفاع بالا پرواز كنند. در حین مأموریت لحظه به لحظه به سمت اف 4 های نیروی هوایی موشك می زدند. فانتوم ها درست روی هدف رسیده بودند كه ناگهان یك موشك سام ـ 6 از بالای كاناپی خلعتبری رد شد. هواپیما لرزید. در وسط نیروهای عراقی، شماری از خانه های متحرك دیده می شود. خلعتبری متوجه این خانه ها می شود و گویا به او الهام شده بود كه این خانه ها را بزند. هدف بمباران تانك های دشمن بود، ولی خلعتبری ارتفاع هواپیما را زیاد می كند و در یك آن به سمت خانه ها شیرجه می رود. با توجه به مهارتی كه او در این كار داشت، خانه ها را هدف گرفته و دقیقا با یك شیرجه همه آنها را نابود می كند. در این هنگام ساعت شش و نیم صبح را نشان می دهد. خلعتبری بلافاصله پس از مأموریت با سرعت به پایگاه برمی گردد و در گزارش پس از پرواز خود این گونه می نویسد كه شماری از خانه های متحرك را دیدم و به جای اهداف از پیش تعیین شده آنها را آماج گرفتم. روز پس از آن، از اتاق ویژه اطلاع دادند كه: به خلعتبری بگویید دیدت عالی بود. زمانی كه آنجا را زدی 48 افسر عالی رتبه و دو ژنرال عراقی داخل این خانه ها بودند كه به درك واصل شدند. پزشكان: نباید پرواز كنی شهید خلعتبری در حضورش در دوران جنگ تحمیلی، بیش از هفتاد پرواز برون مرزی بر فراز خاك دشمن انجام می دهد. البته این تنها پروازهای عمقی به خاك عراق است و پروازهایی كه او روی خلیج فارس، از جمله در عملیات مروارید انجام می داد، بسیار بیشتر از این است. با این كه پزشكان او را به خاطر پروازهای متعدد و پی در پی و فشارهایی كه بر جسم او وارد شده بود، از ادامه پرواز منع كرده بودند، ولی خلعتبری كسی نبود كه جسمش را بر خاك و مردم كشورش ترجیح دهد و از این روی، توصیه پزشكان و فرماندهان جنگی اش را برای توقف پروازهای جنگی نپذیرفت. قهرمان جنگ های دریایی برای همیشه خاموش می شود تعطیلات نوروز سال 1364 در پیش است، ولی گویا حسین، هوس سفری دیگر در سر دارد. او در پایگاه می ماند و به زادگاهش نمی رود. در پاسخ دوستانش هم كه می گویند چرا به دیدن خانواده نمی روی، می گوید: در این شرایط بحرانی، مردم هر لحظه به كمك ما نیاز دارند. وجدانم اجازه نمی دهد كه آنان را تنها بگذارم. روز یكم فروردین ماه سال 1364، خلعتبری و ستوان محمد زاده، شیفت آلرت پایگاه سوم شكاری همدان هستند. ناگهان صدای آژیر بلند و در پایگاه اعلام اسكرامبل (حالت آماده باش) می شود. حسین خلعتبری به همراه كمك خود ستوان یا یك فروند هواپیمای فانتوم دی با نام رمز آریو 31 برای مقابله با هواپیماهای دشمن به پرواز درمی آید. در كردستان در منطقه سقز با دو فروند میگ 23 عراقی و یك فروند میگ 25 عراقی درگیر می شود. سریع به سمت یكی از هواپیما گردش كرده و به پرواز ادامه می دهد و در ارتفاع 35000 پایی یكی از میگ های 23 را آماج قرار می دهد كه پس از برخورد موشك، میگ نابود می شود. در همین حین، از ایستگاه های رادار زمینی مرزی به آگاهی خلعتبری می رسانند كه یك فروند میگ 25 پی دی، در تعقیب آنهاست. در این نبرد كه حتی تعقیب و گریز آن نابرابر است، میگ 25 اقدام به شلیك یك تیر موشك r-40 می كند و موشك با فانتوم برخورد می كند. ستوان محمد زاده موفق می شود، اجكت كند و به سختی از ناحیه دست راست آسیب می بیند و توسط نیروهای امداد و نجات نیروی هوایی نجات پیدا می كند، ولی سرلشكر خلبان حسین خلعتبری فرصت اجكت پیدا نمی كند و بدین شكل، قهرمان جنگ های دریایی برای همیشه خاموش می شود و به معراج ابدی می رود. بدن قطعه قطعه شده اش را به عنوان سند افتخاری به این امت همیشه بیدار تقدیم می كند و پیكر مطهرش در میان اندوه انبوه بسیاری از مردم منطقه كه می گفتند تاكنون در منطقه سابقه نداشته تشییع شد و بنا بر وصیت خودش، در قله میرزا كوچك خان (گلزار چهل شهیدان رامسر) به خاك سپرده می شود تا آن گونه كه خود می خواست، روحش نیز پاسدار مرز و بوم وطن اسلامی مان باشد. تلویزیون عراق با اعلام این خبر با آب و تاب اعلام كرد كه موفق شده، یكی از بهترین خلبانان ایرانی را از بین ببرد (شهید كند)، ولی آنها نمی دانستند، با شهید شدن خلعتبری و خلعتبری ها، هزاران خلعتبری دیگر از بین مردم سلحشور ایران به پا می خیزد و سلاح به دست می گیرد و علیه آنها دلاورانه می جنگند كه این چنین هم بود. نام او هنوز بر سر زبان هاست در هنگام زندگی و حتی پس از شهادت در مجله های جنگی آمریكا، بارها از شهید خلعتبری به عنوان یك نابغه جنگی و خلبان توانمند در هدایت هواپیمای اف 4، در پروازها و مانورهای حساس نظامی و عملیاتی نام برده شد همچنین نام او به عنوان یكی از شاگردان موفق و ممتاز دانشگاه شپارد و تگزاس در فراگیری علوم خلبانی اف 4 در دوران آموزشش در مصاحبه ها و گفت وگوهای اساتید این دانشگاه برده شد. در سال 2006 یكی از مجلات جنگی آمریكا، ویژه نامه ای درباره مهارت های پروازی و ابتكار عمل ها و خلاقیت های شهید خلعتبری منتشر كرد و او را بهترین خلبان اف 4 جهان معرفی نمود.

                                                                                                   ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم / در ره عشق جگر دار تر از صد مردیم
هر زمان عطر خمینی به سر افتد ما را / دور سید علی خامنه ای میگردیم

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی