• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن سياسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
سياسي (بازدید: 464)
دوشنبه 26/2/1390 - 14:49 -0 تشکر 318156
فائزه هاشمی: پدرم اصلا یار " آقای " خمینی نبود!

به گزارش جهان، سید محمد هادی طباطبایی برادر مدیرمسئول نشریه نسیم بیداری که اخیرا این نشریه مصاحبه ای با فائزه هاشمی داشته است، در وبلاگ خود "وبلاگ گوشه نشین" خبر داده که فائزه هاشمی در تماسهایی با این نشریه به استفاده از برخی کلمات در متن مصاحبه اعتراض کرده و خواستار عذرخواهی این نشریه شده است.

بر اساس آنچه که سید محمد هادی طباطبایی در وبلاگ خود نقل کرده، فائزه هاشمی در اعتراض به بخش هایی از متن مصاحبه اش گفته است: از قول من نوشته شده "مقام معظم رهبری"، من اصلا توی عمرم اینو نگفتم، همیشه میگم آقای خامنه ای! اصلا این برای من خوب نیست که از زبون من بنویسن مقام معظم رهبری، این حرف من نیست و اصلا به ادبیات من نمیخوره..."

فائزه هاشمی در بخش دیگری از سخنان خود افزوده است: "از قول من نوشتن که "آقای هاشمی، یار امام بوده"، درحالی که من اصلا به آقای خمینی نمیگفتم امام، همیشه میگفتم و الان هم میگم آقای خمینی؛ و اصلا قبول ندارم که آقای هاشمی، یار آقای خمینی بودن و از این حرفا، بلکه میگم همراه امام بودن و به ایشون کمک کردن..."!

به گفته این مدیر نشریه نسیم بیداری، فائزه هاشمی رفسنجانی از این نشریه خواسته بود که هرچه زودتر اصلاحیه ای به خبرگزاریها و سایتها و روزنامه ها ارسال کنند تا آبروی "فائزه" نرود!

دوشنبه 26/2/1390 - 19:18 - 0 تشکر 318215

وقاحت برای این خانم حدی ندراد.

دوشنبه 26/2/1390 - 19:40 - 0 تشکر 318221

هیاهو برای هیچ...! (رونوشت به خانم فائزه هاشمی)

نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی

دوشنبه 19 اردیبهشت، ساعت 8 و چند دقیقه صبح: اول وقت اومدم دفتر؛ دارم مهیا میشم برای مراسم عبادی صرف صبحانه که تلفن دفتر زنگ میزنه؛ رحمانی، مثل همیشه با دهانی مملو از نون پنیر! گوشی رو برمیداره، به زحمت سلام علیک میکنه... یهو می بینم داره تند تند میگه "بله، خودشون نیستن، یه لحظه گوشی..." با فشار، لقمه شو قورت میده! و با ایما و اشاره بهم میگه که با من کار دارن...

گوشی رو که میگیرم، سلام میکنم، از اون طرف حواب میده "سلام، من فائزه هاشمی هستم، میخواستم با آقای طباطبایی صحبت کنم" جواب دادم: "منظورتون مدیرمسئول مجله ست؟" گفت "بله، آقای سید مهدی طباطبایی" گفتم "ایشون نیستن، من اخوی ایشونم، امری دارید، بفرمایید" گفت "شما سید هادی هستین؟ من از روی مجله دارم اسمتونو می بینم..." جواب دادم "بله، بفرمایید..."

وقتی گفتم بفرمایید، یهو شروع کرد به حرف زدن: "ببینید آقای طباطبایی، من خیلی به مجله تون اعتراض دارم، شما حرف منو عوض کردین..." خیلی از شیوه حرف زدنش تعجب کردم، با این حال، گذاشتم تا حرفاشو راحت بزنه... "ببینید، آقای شمس، خبرنگار شما، اومده با من مصاحبه کرده، بعدشم به من قول داده که مصاحبه رو به من نشون بده، اما با وجود این که من متن مصاحبه رو ویرایش کردم و براشون فرستادم، اما امروز که مجله رو خریدم و مصاحبه رو خوندم، دیدم ایشون متن خودشو چاپ کرده و از متن من استفاده نکرده؛ این اصلا کار خوبی نیست، من حتما به این کار شما اعتراض می کنم..."

کلا برام عجیبه حرفاش، چون با این که یه جورایی بهم ثابت شده که بچه های خبرنگار و کلا، روزنامه نگارها، بعضی وقتا زیرآبی میرن و کاری میکنن که نباید، اما میدونم و ایمان دارم که توی "نسیم بیداری" از این خبرا نیست، چون از همون روز اول، یعنی اواخر آبان 88 که استارت اولیه کار زده شد، داداش توی حرف های اولیه ش با همه بچه های روزنامه نگاری که قرار بود توی نسیم مشغول به کار بشن؛ از محدث گرفته تا نیلی، از محمدی گرفته تا شفیعی، از حقیقت جوان گرفته تا افروزمنش؛ به همه گفته بود نسیم بیداری، با بقیه جاها فرق داره و اگه میخوان توی نسیم باشن، باید چه شرایطی رو رعایت کنن و اتفاقا، توی این مدت، بعضی ها هم رعایت نکردن و دیگه با مجله ادامه ندادن!

با این حال، بازم حرفای فائزه هاشمی برام عجیب بود، اینه که ازش پرسیدم: "خانم هاشمی، مشکل چیه؟ چی رو توی حرفاتون عوض کردن؟ کجاش مشکل داره الان؟"

آروم تر ادامه داد: "بیینید آقای طباطبایی، اونجا از قول من نوشته شده "مقام معظم رهبری"، من اصلا توی عمرم اینو نگفتم، همیشه میگم آقای خامنه ای! اصلا این برای من خوب نیست که از زبون من بنویسن مقام معظم رهبری، این حرف من نیست..." حرفشو قطع میکنم، میگم: "خانم هاشمی، همه اعتراضتون اینه؟ ما که چیز بدی نگفتیم، تازه، حرف شما را تبدیل به احسن کردیم؛ این که حرف خوبیه..." زود واکنش نشون میده "ببینید آقای طباطبایی، من چند روزیه که وقت دادگاه دارم، منتظر نامه دادگاه هستم، اونم این روزا که آقای احمدی نژاد با ولایت فقیه مشکل پیدا کرده و منم نامه دادگاهم اومده، اگه یکی این حرفای منو اینجوری ببینه، فکر میکنه منم دارم مصلحت اندیشی میکنم تا دادگاه رو بدون مشکل بگذرونم..." خنده م گرفته از حرفاش، میگم "خب، آخه ما که توی مجله مون مرسوم نیست بزنیم آقای خامنه ای، حرف شما رو ویرایش کردیم، بهتر شده، نه؟" میگه: "نه، این اصلا به ادبیات من نمیخوره آقای طباطبایی، تازه، یه جایی دیگه از قول من نوشتن که "آقای هاشمی، یار امام بوده"، درحالی که من اصلا به آقای خمینی نمیگفتم امام، همیشه میگفتم و الان هم میگم آقای خمینی؛ و اصلا قبول ندارم که آقای هاشمی، یار آقای خمینی بودن و از این حرفا، بلکه میگم همراه امام بودن و به ایشون کمک کردن..."! موندم چی بگم، میگم "خب، دیگه چی؟ مشکل دیگه ای هم هست؟" جواب میده "ببینید، مثلا یکی دو جای دیگه هم، آقای شمس، جوری سؤال رو بازنویسی کرده بود که با جواب من جور در نمی اومد، اینم کار درستی نیست..."! موندم چی بگم، میگم "خب، حالا چی کار باید کرد؟" میگه: "ببینید، باید یه متن بنویسین و توی اون، از من عذرخواهی کنید که متن مصاحبه من، با بی دقتی مواجه شده و دارای اشکال است و اون رو توی رسانه ها و خبرگزاری ها منتشر کنید..." بهش میگم "خانم هاشمی، این که کار درستی نیست، آخه اینجوری که نبوده؛ باشه، ما یه متن کار میکنیم واسه شماره بعد نسیم، و توی اون یه توضیحی میدیم به مخاطبان" زود جواب میده "نه، من نمیتونم یه ماه صبر کنم آقای طباطبایی، اینجوری آبروم میره؛ حتما باید زودتر کار کنید، اگه هم نمی تونید، من خودم به چند تا رسانه میگم که اون خبر رو کار کنم..." بهش میگم "خانم هاشمی، اجازه بدید من با آقای طباطبایی صحبت کنم، به خبرنگار مجله هم بگیم ببینیم داستان چیه؟ باشه، من تماس می گیرم خدمتتون تا ببینم چه جوری مشکال حل میشه..." قبول میکنه حرفمو، اما وقتی میام خداحافظی کنم، میگه "ببینید آقای طباطبایی، من اصلا نمیخوام تهدید کنم، ولی اگه کاری نکنید، مجبور میشم خودم دست به کار بشم و یادداشتی بدم که "مصاحبه من با نسیم بیداری تحریف شده است" بهش اطمینان خاطر میدم که تماس می گیرم، خانم هاشمی هم شماره منزل و دفتر کارشو بهم میده و تمام!

ساعت حدودا 10 صبح؛ خیلی زود موضوع رو مطرح میکنم، قرار میشه به سعید شمس، زنگ بزنم... بهش خبر میدم، میگم "سعید، زود پاشو بیا، فایل صوتی مصاحبه با فائزه رو هم با خودت بیار، ببینیم ماجرا چیه..."

به دفتر خانم هاشمی زنگ میزنم، تلفن رو که وصل میکنن و گوشی رو جواب میده، با خنده میگه: "چی شد؟ به همین زودی متن عذرخواهیتون آماده شد؟" میگم: "نفرمایید خانم! اتفاقا نه! تماس گرفتم، ببینم اگه ممکنه، متن اون فایلی که آقای شمس واستون فرستاده، رو برام ایمیل کنین، در ضمن، متن نهایی رو هم که از نظر خودتون قابل چاپ هست، واسم بفرستید... ممکنه؟" یه مکث کوتاهی میکنه و میگه "آره، اشکالی نداره، الان میگم این کار رو بکنن، حالا چی شد اون عذرخواهی؟" میگم "اجازه بدین ببینیم مشکل از کجاست، ما با هم هنوز حرف داریم..."

حدودا توی دو سه ساعت بعدی دوشنبه، دو سه تا اتفاق می افته؛ از دفتر خانم هاشمی، تماس میگیرن و اون دو تا ایمیل رو میفرستن؛ سعید شمس، فایل صوتی رو برمیداره و میاد؛ ما هم اینجا، دو تا متن ارسالی از خانم هاشمی رو با هم تطبیق میدیم و به نتایجی جالبی می رسیم؛ از جمله این که "متن تنظیم شده از سوی سعید شمس که از نوار مصاحبه با خانم هاشمی پیاده شده، حدودا 2200 واژه هست، اما متنی که خانم هاشمی تنظیم کرده و کلی هم اون رو به دلخواه خودش تغییر داده، حدودا 1200 کلمه ست! یعنی حدود 1000 کلمه از متن مصاحبه اصلی توسط خانم هاشمی حذف شده؛ از جمله این که خانم هاشمی، جوری مصاحبه رو تنظیم کرده که در پاسخ خودش، نیازی به این نباشه که اسم "آقای خامنه ای" رو ذکر کنه! جالبه ها، کم کم داشتم معنی تحریف رو هم می فهمیدم!

سه شنبه 20 اردیبهشت، ساعت 8 صبح: اول وقت، گوشی دفتر زنگ میزه، جواب میدم، صدایی از اون طرف خط میگه "سلام. با آقای سید هادی طباطبایی کار داشتم" میگم "بفرمایید، خودم هستم... شما؟" میگه "هاشمی بودم، حالتون خوبه؟" هنوز کاملا لود نشدم!، نفهمیدم ماجرا چیه؛ با این حال میگم "ممنون، شما خوبین آقای هاشمی؟ بفرمایید..." دارم حرف میزنم که با صدای بلند خنده جواب میده "فائزه هاشمی بودم، خوبین آقای طباطبایی؟" صورتم از پشت گوشی، کِش میاد، موندم چی بگم، میگم "وای، ببخشید، من اشتباه گرفتم، خوبید خانم هاشمی؟ "تشکر میکنه و میگه اشکالی نداره و بعد ادامه میده "چی شد آقای طباطبایی؟ من منتظر تماستون بودم..." براش توضیح میدم که فایل ها رو با هم تطبیق دادیم و همه چیز رو کامل میگم... بعدشم میگم "ولی خب، با همه این حرفا، ما ایشالا واسه شماره آینده، یه متنی توی مجله می نویسیم و درباره مصاحبه با شما توضیح میدیم..." قبول دار نیست، روی حرف خودش پافشاری میکنه "من نمیتونم تا اون ماه صبر کنم، شما باید توی خبرگزاری ها و روزنامه ها، خبری کار کنید تا این کار جبران بشه..." توضیح میدم و میگم "که این کار، نه از نظر ما، درسته و نه برامون مقدوره... با این حال، بازم تماس میگیرم خدمتتون و هماهنگ میکنیم با هم..." تلفن رو که قطع میکنه، یه جورایی حس میکنم تونستم قانعش کنم!

پنجشنبه 22 اردیبهشت: ساعت حدودا 10 شبه، سایت نسیم رو که چک میکنم، میبینم یکی از خوانندگان، اینجا کامنت گذاشته که فائزه هاشمی مصاحبه رو تکذیب کرده و از این حرفا... خیلی برام عجیبه، چک که می کنم، می بینم درسته، ظهر پنجشنبه، دفتر فائزه هاشمی، یادداشتی داده به چند تا سایت و از قول فائزه هاشمی نقل کرده که "مصاحبه ام با نسیم بیداری تحریف شده است"! خیلی عجیبه برام!

جمعه 23 اردیبهشت: با داداش که صحبت میکنم و موضوع رو میگم، میگه "مشکلی نیست، ما که خطایی نکردیم، واسه خودش بدتره داداش..." فکر که میکنم، میبینم انصافا حق با داداشه! بی خیال میشم...

شنبه 24 اردیبهشت: اول وقت، به داداش میگم که اگه شما موافقی، یه خبر کار کنم واسه سایت نسیم، یه توضیح بدیم راجع به یادداشت فائزه، که حداقل واسه خوانندگان و مخاطبان، ایجاد شک و بدبینی نکنه... داداش موافقه، میگه "اول، عین متن یادداشت خودشو کار کن، بعدشم یه توضیحی بده، شفاف و صادقانه..." بقیه ماجرا، خیلی روشنه؛ متن یادداشت "توضیح نسیم بیداری" رو می نویسم، داداش می بینه و اوکی میده و متن، میره تو سایت نسیم! اتفاقا، همین روز شنبه هم چند تایی تماس گرفتن که "قضیه فائزه و تکذیب مصاحبه چیه؟" که اونا رو ارجاع دادم به سایت مجله... خوب شده بود به نظرم.

در کل، فکر کنم پاسخ محترمانه، صادقانه و البته از موضع عزت بود و همه حرفا رو هم با مخاطبان زده بودیم... اما با این حال، هنوز هم دلیل این رفتار "فائزه هاشمی" برام عجیبه؛ البته شاید هم نه، حالا دیگه خیلی هم عجیب نیست...!

http://gusheneshin.mihanblog.com/post/540

دوشنبه 26/2/1390 - 19:45 - 0 تشکر 318222

توضیح نسیم بیداری پیرامون تکذیبیه فائزه هاشمی

در پی انتشار مصاحبه با خانم فائزه هاشمی در شماره 16 ماهنامه «نسیم بیداری»، ایشان با انتشار متنی، اعتراض خود را به آن مصاحبه بیان کرده ­است. متن اعتراض خانم هاشمی و پاسخ نسیم بیداری، در ادامه می­ آید:

«به ­دنبال انتشار مصاحبه اینجانب در شماره شانزدهم (اردیبهشت ماه) ماهنامه «نسیم بیداری»، ضمن تشکر از مدیران نشریه، از خوانندگان محترم به­ دلیل ایجاد تغییراتی در مصاحبه مذکور، که بدون اطلاع اینجانب توسط تحریریه آن نشریه صورت گرفت و شامل حذف بخش­هایی و اضافه­ کردن کلمات و عباراتی دیگر، و همچنین عمل­ نکردن به توافقات انجام­ شده قبل از مصاحبه برخلاف اخلاق و تعهدات حرفه­ ای که نتیجه آن، تغییر روح و فلسفه مصاحبه و پدید آمدن متنی با ده مورد برخلاف اعتقادات و منش اینجانب بود، عذرخواهی می­کنم. فائزه هاشمی»

* توضیح نسیم بیداری: پیرو انتشار متن خانم فائزه هاشمی، ناگزیر شدیم از یادآوری چند نکته کوتاه:

1. متن مصاحبه با ایشان، مندرج در شماره 16 نسیم بیداری، پیاده­ شده فایل صوتی مصاحبه با خانم هاشمی است که در مصاحبه با خبرنگار مجله و در پاسخ به سؤالات مطرح­ شده بیان شده­ است.

2. طبق قرار قبلی، متن تنظیم­ شده مصاحبه، قبل از چاپ نشریه در اختیار ایشان قرار گرفت، منتها با کمال تعجب، ایشان تغییرات فراوانی را در متن مصاحبه اعمال کردند، به­ گونه­ ای­که تقریبا نصف مصاحبه را سانسور و حذف کردند و نکته جالب این­که، دامنه اعمال اصلاحات خانم هاشمی به­ اندازه­ ای بود که حتی در موردی، سؤال مطرح­ شده از سوی خبرنگار نسیم بیداری را نیز به دلخواه خود تغییر دادند و با توجه به سؤال جدید! به آن پاسخ دادند!

3. بلافاصله پس از انتشار مجله و پیرو تماس شخص خانم هاشمی با دفتر مجله، تمام موارد رخ­داده به ایشان توضیح داده شد و حتی به ایشان یادآور شدیم که در شماره آینده مجله، در توضیحی برای خوانندگان عزیز، شرح ماجرا را بیان خواهیم­ کرد، به همین دلیل، انتشار متن اعتراضی ایشان، بیش از پیش، عجیب به نظر می­ آید.

4. بدیهی­ست فایل صوتی مصاحبه با خانم فائزه هاشمی، متن تنظیم­ شده بر اساس آن مصاحبه که برای شخص ایشان ارسال شده و متن تنظیم­ شده و البته متفاوت! ایشان از آن مصاحبه، به­ صورت کامل در دفتر مجله موجود، و در صورت لزوم، قابل انتشار است.

5. نسیم بیداری اعلام آمادگی می­کند که در صورت وجود ده مورد اختلاف در متن منتشر شده (بنا بر ادعای خانم فائزه هاشمی)، موارد مذکور از سوی ایشان، احصاء و گردآوری شود تا در شماره آینده به­ طور مستقل، منتشر گردد.
http://nasimebidari.ir/news.php

پنج شنبه 29/2/1390 - 17:49 - 0 تشکر 318916

به نام خدا
این افراد اگر بزرگان رو شناخته بودن که این جور به کوچیکی خودشون افتخار نمیکردن کلا از این خانواده زیاد انتظاری نمیرود

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
دوشنبه 6/4/1390 - 16:56 - 0 تشکر 337588

ن از اين ها سر در نمياورم .

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.