انجمن ها > انجمن صندلی داغ > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
صندلی داغ (بازدید: 5247)
شنبه 4/12/1386 - 12:3 -0 تشکر 31405
نقد داغ "yalda_eshgh" عزیز

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

در راستای اهداف انجمن صندلی داغ و با توجه به صندلی داغ خانم "yalda_eshgh" نقد داغ ایشون رو با امید به خدا شروع می‌کنیم.

دوستان و همراهان گرامی می‌تونن بعد از مطالعه صندلی داغ یلدا خانم، نکات و نظرات و پیشنهادهایی که به نظرشون جای بحث و بررسی داره رو، در اینجا مطرح کنن تا ایشالله در موردشون بحث بشه و به نکات مثبت و قشنگی برسیم.

اهالیه‌ی محترم انجمن صندلی داغ این فرصتی برای بهبود نقاط ضعف و ارتقاء نقاط قوت هستش و میشه نکات قشنگی رو از این میزگرد بدست آورد، امیدوارم با حضور سبزتون مثل همیشه شاهد این اتفاق قشنگ باشیم، با تشکر.

 صندلی داغ "yalda_eshgh"...

مراقب خودتون باشید

چیزهایی نصیب ما میشود که آن‌ها را باور داریم

MCLAREN SUPER CARS

مسئول انجمن صندلی داغ

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

عمر دست خداست، پراید فقط وسیلس 

 

يکشنبه 5/12/1386 - 23:28 - 0 تشکر 31603

به نام تو که تنها تویی که می دانی درون سینه ها چه می گذرد

سلام دوستای خوب و عزیزم

جا داره همین اول کار یه تشکر و خداقوت ویژه به آقا مهدی گل بگم که با به راه انداختن این بحث،کارهای قشنگشون رو تو انجمن تکمیل کردن و یواش یواش دارن انجمن رو به سمت اون هدفهای خیلی زیبا و کاربردیش نزدیک می کنن.

ضمناً از اینکه خودتون رو "مسئول" انجمن معرفی می کنین،واقعاً خوشحالم!

.....................................

اما حالا بریم سر اصل مطلب،یعنی نقد یلدای عشق عزیز یا بهتر بگم

"نقد رفتار و خصوصیات اخلاقی yalda_eshgh "

...............

البته یه نکته رو باید خدمت یلدا خانم عرض کنم و اونم اینه که من در بیشتر مواقع سعی کردم و می کنم،نقدها و احیاناً نکات مفیدی رو که در مورد دوستان،خصوصاً شما به نظرم می رسید،به صورت غیر مستقیم و گاهاً مستقیم بهتون اطلاع بدم.چون اعتقاد دارم بهترین نقد می تونه به صورت عملی و تا حد ممکن،غیرمستقیم باشه تا باعث جبهه گیری در طرف مقابل نشه و همچنین بتونه یه الگوی رفتاری مناسب به اون فرد ارائه بده.اما خب گاهی بهترین راه حل نقد مستقیمه که البته باید اصولش رو هم رعایت کنیم.وصد البته بستگی به ظرفیت طرف نقد شونده داره که خب مطمئنم که شما از این ظرفیت برخوردارین،و گرنه الان اینجا نبودین و نبودم.

....................................

یلدای عشق دختریه که دو تا شخصیت کاملا متفاوت داره...و به همین علت مادربزرگش تشبیهش کرده به هوای بهار....یه لحظه صاف و آفتابی و دقیقا یه ثانیه بعدش گرفته و ابری و بارونی و ...

و مامانش هم به خاک تشبیهش کرده و میگه تو مثل خاکی همه چیزو به خودت میگیری و هر کس حرفی زد فکر میکنی منظورش تویی...و کاملا درست میگه...

دختریه فوق العاده احساساتی...فوف العاده احساساتی...رمانتیک...

عاشق شعر و رمان و *مناجات های عاشقانه عارفانه*...

خجالتی در جمعی که دوستشون نداره یا آشنا نیست باهاشون...

حساس، خیلی زودرنج، همیشه در استرس و اضطراب،قسمت منفی ذهنش فوقالعاده فعال(به قول یکی از دوستان اگه لیوان پر هم باشه و فقط یه کوچولوش خالی باشه من اونو میبینم)

همیشه نگران،حسود(فقط در یه مورد خاص)

دختری که میخواد تو معنویت برسه به قله...اون نوک نوک...هر چه زودتر بشه بنده مطلوب...

و ....

............................................

خیلی خوبه که شما تا این حد خودتون رو میشناسین.اولین و مهمترین قدم برای کمال مسلماً خودشناسیه.

حکمت 149:ضرورت خودشناسى

نابود شد کسى که ارزش خود را ندانست.

............................................................................................

ادامه در پست بعدی...

يکشنبه 5/12/1386 - 23:38 - 0 تشکر 31607

...ادامه پست قبل

حالا من نظرم رو در مورد این خصوصیاتی که اشاره کردین میگم.

اولاً که همه ما دارای فاکتورهای شخصیتی پیچیده ای هستیم که در هر شرایط و محیطی ممکنه یکی از اونا رو جلوه بدیم که همه این موارد در حقیقت یک مجموعه می سازن،به نام "من" یا "شخصیت من".همه ما در درون خود بیش از صدها نمود شخصیتی متفاوت داریم:

مهربان،صمیمی،منطقی،باگذشت،عصبانی،زودرنج،

احساساتی،خونسرد،شاد،غمگین،خجالتی،اجتماعی،حساس،بی خیال،کنجکاو و ...

هر کدوم از این نمودها اگه به جا و در موقعیت مناسب استفاده بشه،می تونه ما رو به کمال برسونه،یعنی هیچ کدوم به خودی خود بی فایده و یا مانع پیشرفت ما نیستن.در حقیقت هنر ما اینه که بفهمیم از کدوم یکی از این فاکتورها و نمودهای شخصیتی کجا باید استفاده کنیم.

اما چیزی که من از تمامی ویژگی هایی که برای خودتون عنوان کردین و روی خیلی از فاکتورهای شخصیتی شما تأثیر می ذاره،استنباط کردم،فوق العاده حساس یا به قول خودتون احساساتی بودنتون هست.البته این موضوع برای خانمها اونم تو سن و سال و وضعیت شما تا حدودی طبیعیه.اما همون طور که گفتم،این حساسیت باید در موقعیت درست خودش استفاده بشه تا شما رو به هدف ارزشمندتون نزدیک تر کنه.این حساسیته که باعث میشه،با یه خبر خوش هوای صاف و با طراوت بهاری بشید و با اندک غصه و غمی ابری و بارونی.این حساسیته که باعث میشه تو هر جمعی که وارد میشی مثل خاک خصوصیت اونها رو به خودت بگیری؛باعث می شه زودرنج بشی،تو جمع های غریبه راحت نباشی و ...

علاوه بر اینها همین حساسیت هدایت نشده باعث شده که همیشه فکر کنی دو تا چشم خیره دارن با دقت به تو نگاه می کنن و رفتارتو زیر نظر دارن.به همین علت می ترسی در مقابل اونها اشتباهی از تو سر بزنه و به خاطر همین سعی می کنی بعضی وقتا از جایی که ممکنه ایده ها و تفکرات تو به چالش کشیده بشه،فرار کنی!البته این موضوع رو قبلاً دربارش بحث کردیم و فکر میکنم به مرور بتونی این نقطه ضعف رو به یکی از نقاط قوتت تبدیل کنی؛می دونم که می تونی،چون همون طور که قبلاً بحث کردیم،راه حلش خواستنه که شما هم خواستین و به نتایج خوبی هم دارین می رسین!

یلدای عشق گاهی بدجوری از رویارویی با مشکلات و مصیبتها فرار میکنه،نمونش رو خیلی زیاد توی همین صندلی داغ میشه دید،اما باید بدونه گاهی حوادث بر خلاف دلخواه ما اتفاق میفتن،پس عاقلانه تر اینه که از قبل خودمون رو برای روبرو شدن با اونها آماده کنیم و بدونیم که هر اتفاقی یه نوع آزمایشه برای ما و کسی سربلند میشه که از قبل خودش رو آماده کنه .یلدای عشق باید همیشه به این نکته حیاتی دقت کنه که

بیشترین ترس ما از ترسیدن است،نه موضوعات ترسناک!!!

...................................

همیشه توجه کن که همه ما آدمیم و آدمها همه اشتباه می کنن؛اگه پذیرفتی که تو هم مثل بقیه می تونی اشتباه کنی،مطمئن باش کمتر اشتباه می کنی! اینو امتحانش کردم و بهش ایمان دارم.

یلدای عشق استعداد خیلی خوبی توی خلق کردن یا به قول خودش آفریدن داره،اما میگفت ندارم.اما من میگم داره،هر لحظه داره خلق می کنه و اونوقت میگه...مثل اینکه من الان دارم تایپ میکنم،اما بگم نمی تونم تایپ کنم.بازم میگم،برای رسیدن به هر چیزی کافیه انسان اونو با تمام وجودش بخواد! یلدای عشق اگه بگه می خوام خلق کنم،پس خلق می کنه!

حقیقت خیلی ساده ست،غیر حقیقته که سخته و پیچیده!!!

........................................

ادامه در پست بعدی...

يکشنبه 5/12/1386 - 23:38 - 0 تشکر 31608

...ادامه پست قبل

در مورد منفی بافی و استرسی که عنوان کردی: علاوه بر نکات بالا این داستان کوتاه که تازه ساختم! رو بخون:

مربی وزنه برداری در حین تمرین با یکی از ورزشکاراش،درخواست وزنه 200 کیلوگرمی داد.اما ورزشکار گفت: من فعلاً نمی تونم این وزنه رو بلند کنم.پس مربی به اون گفت: خب حالا بیا این وزنه 180 کیلویی رو بلند کن.ورزشکار هم به راحتی اون وزنه رو بالای سرش برد.بعد مربی گفت: خب حالا بیا این وزنه 200 کیلویی رو امتحان کن.ورزشکار این بار هر چی تلاش کرد،نتونست وزنه رو بلند کنه.بعد از چند دقیقه مربی رو به وزنه بردار کرد و گفت:وزنه اولی 220 کیلویی بود و دومی 160 کیلویی!!! تو با نیروی ایمان و نگرش مثبتی که داشتی تونستی بار اول از همه قابلیت خودت و حتی بیشتر استفاده کنی،اما بار دوم با اینکه وزنه از حد قدرت واقعی تو کمتر بود،چون نگاهت منفی بود و دیگه معجزه ایمان رو نداشتی،نتونستی حتی از توان واقعی بازوهات استفاده کنی!

........................

پس همیشه به نیروی ایمان،ایمان داشته باشیم.داریم، اما بیشتر و بیشتر داشته باشیم.

............................

گفتی در سختی ها سعی می کنم به خدا توکل کنم،خب روش صحیحش چیه؟! همه محتاجیم به دونستن و رعایت کردنش،پس همه با هم نشنویم! بلکه گوش کنیم:

ضرورت توکّل به خداوند

به یقین بدانید خداوند براى بنده خود هر چند با سیاست و سخت کوش و در طرح و نقشه نیرومند باشد، بیش از آنچه که در علم الهى وعده فرمود، قرار نخواهد داد، و میان بنده، هر چند ناتوان و کم سیاست باشد، و آنچه در قرآن براى او رقم زده حایلى نخواهد گذاشت، هر کس این حقیقت را بشناسد و به کار گیرد، از همه مردم آسوده‏تر است و سود بیشترى خواهد برد. و آن که آن را واگذارد و در آن شک کند، از همه مردم گرفتارتر و زیانکارتر است، چه بسا نعمت داده شده‏اى که گرفتار عذاب شود، و بسا گرفتارى که در گرفتارى ساخته شده و آزمایش گردد، پس اى کسى که از این گفتار بهرمند مى‏شوى، بر شکر گزارى بیفزاى، و از شتاب بى جا دست بردار، و به روزى رسیده قناعت کن.

........................

البته این حکمت برای بعضی بهانه جوها برداشت به جبر الهی میشه و باعث میشه دست از تلاش بردارن،اما منظور امام این نیست و نمیتونه باشه،می دونم که شما برداشت مثبتی ازش می کنین!

....................................................

شما در بعضی موارد از لحاظ عقلی و منطقی به نتایجی رسیدین،اما هنوز توی اجراش مشکل دارین.یلدای عشق عزیز،تنها راه عمل کردن،عمل کردنه،پس همین حالا شروع کن!!!

حکمت 274:ضرورت عمل گرایى

علم خود را نادانى، و یقین خود را شک و تردید مپندارید، پس هر گاه دانستید عمل کنید، و چون به یقین رسیدید اقدام کنید.

.............................................

ادامه در پست بعدی...

يکشنبه 5/12/1386 - 23:47 - 0 تشکر 31611

...ادامه پست قبل

یه نکته دیگه اینکه یلدای عشق گاهی کم حوصله و عجول میشه.گاهی در رسیدن به قله عجله می کنه!گاهی در مورد آدمها زود قضاوت میکنه!(حداقل این طوری به نظر میاد) ...البته خصلت خیلی خوبش اینه که خیلی سریع هم متوجه میشه و سعی می کنه هر جور که شده،از دل طرف مقابل دربیاره.اما اگه از اول طبق حرف همیشگی و قشنگ خودش،خودش رو به جای بقیه بذاره و یه کم بیشتر تو انتخاب واژه ها و لحن صحبتاش دقت کنه،می تونه نیت پاکش رو بهتر جلوه بده تا خدایی نکرده دوستی ازش دلخور نشه.

.........................

یه مورد دیگه،یلدای عشق مدیریت زمانش رو باید قویتر کنه.باید برنامه ریزیش رو همه جانبه و دقیق تر کنه.برای پیشرفت و تکامل همه جانبه که می دونم آرزوی نهاییش هست،باید برنامه ریزی کنه که تو همه ابعاد پیشرفت کنه.بزرگان می گن،کسی که تو زندگیش هدف و برنامه ریزی داره،همیشه وقت کم میاره! و برعکس افراد بی برنامه یا بد برنامه،وقتهای اضافه زیادی دارن!

برای برنامه ریزی بهتر درسی و حتی زندگی بهش توصیه می کنم،دفتر برنامه ریزی به روش قلم چی رو(اگه نداره) حتماً تهبه کنه.این دفتر فقط برای کنکور نیست و خیلی خیلی می تونه بهش کمک بکنه.

یلدای عشق باید بدونه تو هر سن و شرایطی چه کار و وظیفه ای براش اولویت داره،باید بدونه بعضی کارای خوب نباید جای کارای خوبتر یا وظایفش رو بگیره:

حکمت 39:جایگاه واجبات و مستحبّات

عمل مستحب انسان را به خدا نزدیک نمى‏گرداند، اگر به واجب زیان رساند.

..........................................

یلدای عشق باید همه چیزش رو در رسیدن به هدفش هم سو و هم جهت کنه.باید بیشتر و با کیفیت بالاتر و با نگاه هدفمندتر درس بخونه.باید توی کتابا،توی مطالعاتی که انجام میده دنبال ردپای خدا باشه!دنبال توحید باشه! هست،می دونم! اما باید حواسش جمع تر باشه!

باید از این خوشحال بشه که تمام تلاشم رو کردم و قبول نشدم،نه اینکه تلاشی نکردم و قبول شدم!! یلدای عشق باید بدونه خدا استعداد و نعمتهای زیادی به اون داده،پس باید تلاشش رو مضاعف کنه تا جلوی خدا شرمنده نشه.اگه خدا به یلدا به اندازه نمره 19 استعداد داده،پس نباید به 18.75 راضی بشه! نمی گم باید حتماً 18.75بشه،نه! بلکه، نباید اگه به 18.75رسید،راضی بشه و تلاشش رو برای رسیدن به 19 انجام نده!

یلدای عشق ظرفیتش رو داره! اینو خودش هم می دونه،پس باید تلاشش رو بیشتر و برنامه زندگیش رو هدفمندتر کنه!

......................

یلدای عشق باید توجه کنه که خدا بین بنده هاش فرق نمی ذاره،دارا و ندار،زشت و زیبا،دختر و پسر...و فقط عمل اونهاست که اونا رو پیش خدا عزیز یا ذلیل میکنه.پسری خوبه که به معنای واقعی کلمه پسر باشه و بر عکس.و در نهایت آدمی خوبه که حق آدمیت رو رعایت کنه و به درجه انسان شدن برسه.اگه با این دید و از این زاویه نگاه کنی،جذابیت آدمها رو تو چیزای خیلی قشنگ تر و اصیلتری می تونی جستجو کنی.که می دونم و ایمان دارم،فکر و نیتت همین بوده و هست،فقط اینو بروز بده.

این حکمت در این رابطه خیلی مهمه،باید هممون به مفهومش خوب دقت کنیم:

حکمت 234:تفاوت اخلاقى مردان و زنان

برخى از نیکوترین خلق و خوى زنان، زشت‏ترین اخلاق مردان است، مانند، تکبّر، ترس، بخل، هر گاه زنى متکبّر باشد، بیگانه را به حریم خود راه نمى‏دهد، و اگر بخیل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ مى‏کند، و چون ترسان باشد از هر چیزى که به آبروى او زیان رساند فاصله مى‏گیرد.

حکمت 124:روانشناسى زن و مرد

غیرت زن، کفر آور، و غیرت مرد نشانه ایمان اوست.

..................................

اما می دونم که حتماً متوجه شدین که منظور امام از این تکبر و بخل و ترس یا غیرت،حالتهای عادی و ظاهری اونها نیستن و جای بحث دارن،اما فقط خواستم بگم برای زن خوب بودن باید وظایفی که خدا برای زن در نظر گرفته بشناسیم و برعکس.(البته چند جا تو صحبتاتون خیلی قشنگ به این موضوعها اشاره کردین و حتی به نتایج فوق العاده ای رسیدین)

ادامه در پست بعدی...

يکشنبه 5/12/1386 - 23:50 - 0 تشکر 31612

...ادامه پست قبل

از عشق و علاقت نسبت به مادرت گفتی و اینکه برات سخته ابراز کردنش،می دونم برای منم سخته بروز دادن این حس قشنگ،اما باید سعی کنیم بروزش بدیم،البته بیشتر با اعمال و رفتارمون،با کمک کردن به اونا،با احترام گذاشتن بهشون،با هدیه دادن بهشون،با خوب درس خوندمون،با درددل کردن باهاشون و درددل شنیدنشون و اگه تونستیم باید این احساس رو به زبون هم بیاریم.چون باعث تداوم و تقویت این عشق و علاقه و این احساس پاک میشه.

"مادر" مترادفه با "عشق"

.........................................

اما در رسیدن به قله خودتون خیلی خوب گفتین باید اول وسایلش آماده بشه،پس عملاً قبول دارین که راه کمال باید شرایطش مهیا بشه و در ضمن یکی از کمالیات انسان همین صبور بودن و شکیبایی داشتنه! همین تسلیم خدا شدنه و پس از تلاش کافی،نتیجه رو به اون واگذار کردنه!

حکمت 153:صبر و پیروزى

انسان شکیبا، پیروزى را از دست نمى‏دهد، هر چند زمان آن طولانى شود.

.......................

تازه من اعتقاد دارم پیمودن و جستجوی حقیقت،خودش اصیل ترین حقیقته.یعنی مهم نیست که شما به نوک قله برسید یا نه،همین که شما در مسیر رسیدن به قله گام برمی دارید،در حقیفت به قله رسیده اید! گاهی هدف مقصد نیست؛بلکه سفر و طی مسیر تا مقصد همون هدفه! یعنی قله همین تلاش و کوشش شما در جهت رسیدن به حقیقته.

لحظه ای به این موضوع شک نکنین.شما همین الان نوک قله این،فقط باید مواظب باشین پایین نیفتین،نندازنتون!!!

حقیقت جستجوی حقیقت است،همین و بس!!!

........................

شما بهترین ابزار رو برای رسیدن به قله در اختیار دارین و اون همین صادق بودن شما،نه تنها با بقیه،بلکه بیشتر با خودتونه.صداقت و راستی زیباترین و عاشقانه ترین هدیه ای هست که خدا می تونه به بنده هاش بده و این صداقت نفس شما باعث شده همیشه جستجوگر حقیقت باشین،ساده و صمیمی باشین،مغرور و از خودراضی نباشین،انتقادپذیر باشین و قابل تغییر به سمت ارزشها و مطمئنم با داشتن این خصلتهای خوب و با توکل حقیقی بر خدا می تونین به اهداف ارزشمندتون دست پیدا کنین.ان شاءالله

نکته پایانی:جز راست نباید گفت،هر راست نشاید گفت

...............................................................

می دونم همه این نکاتی رو که بهش اشاره کردم می دونی ،اما ما آدما باید همیشه مورد یادآوری قرار بگیریم،چون ذاتاً فراموشکاریم! در ضمن ببخش اگه برداشت من در بعضی موارد ممکنه اشتباه بوده باشه،به هر حال سعی کردم طبق اطلاعاتی که داشتم و با توجه به مطالب صندلی داغت،صادقانه هر نکته مفیدی که به ذهنم می رسید عنوان کنم.

.............................................

خدایا به همه ما توفیق معرفت و شناخت نفس عطا کن تا در خود تو را ببینیم،تو را بشناسیم و آنگاه عاشقانه زمزمه کنیم:

در کهکشان زلف خود سیاره ام تابنده کن*خورشید نورافزای من،چون مه مرا شرمنده کن

گفتی برو خالی بیا تا جام لبریزت کنم*من بیخود از خویش آمدم،از خود مرا آکنده کن

.......................

عزیز ترینم،به خاطر همه نعمتهایت،چه بدانیم و چه ندانیم،شکر!

دلسوزترینم،به خاطر داده و نداده ات،شکر!

دوست ترینم،به خاطر خودت،شکر!

..............................................................

در پناه دوست مشترکمان موفق باشیم

دوشنبه 6/12/1386 - 11:17 - 0 تشکر 31647

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

قبل از هر چیزی دو نكته رو متذكر بشم!

1- جناب نظری لطف كردن و تقریباً هر چی كه میشد گفت رو عنوان كردن. به همین دلیل شاید چیزایی كه من مینویسم تكرار مكررات باشه.

2- اگه من با یلدا خانوم صمیمی صحبت میكنم و ایشونو خواهر خودم خطاب میكنم، دلیلش اولاً فعالیتهای مشتركمون توی قرآن و عطرت و ثانیاً وظیفه‌ی انسانی منه كه ایشون وهمه‌ی دخترای خوب تبیان رو خواهر دینی خودم بدونم.

به هر حال یلدا خانوم یكی از خواهرای خیلی خوب من توی این دنیاست. تعارف نمیكنم.

اما من اومدم كه اگه قبول كنه و قابل بدونه مثل یه برادر، حرفامو بهش بزنم. برداشتهای من هم برگرفته از صندلی داغ ایشون و برخوردایی هست كه توی انجمنها ازشون دیدم.

یلدا خانوم! خصوصیاتی كه من از تو دیدم اكثراً همون خصوصیاتیه كه باید یه دختر داشته باشه! مثل ارزش قائل بودن برای خودت.

این خیلی مهمه كه یه انسان و بالاخص یه دختر ارزش واقعی خودشو بدونه. خودش رو و دیگران رو بازیچه ندونه. دختری که تنها آرزوش اینه که خدا بهش بگه :ازت راضیم... واقعاً هدفش متعالیه! دختری كه همیشه سعی کرده صاف و صادق باشه... بهترین خصوصیات یه مؤمن واقعی رو داره!

ولی در كنار اینا یلدا خصلتهایی داره كه نمیشه اونا رو نادیده گرفت. با عرض معذرت!

یلدا خانوم اكثر اوقات خودش نیست! یعنی نمیخواد باشه. یعنی خودشو گول میزنه! بیشتر وقتا نمیخواد باور كنه كه میتونه. شاید به همین خاطر بعضی جاها زود جا میزنه. مثل همون قضیه چادر كه البته فكر میكنم الان دیگه باهاش كنار اومده باشه. ایشالله كه كنار اومده.

یلدا خانوم همونطور كه خودش هم میدونه نمیتونه احساساتشو پنهون كنه! طبق گفته‌ی خودش: همیشه کسایی که دوستشون داره رو اذیت میکنه ...دست خودش نیست... و این خیلی جاها خوب نیست. چرا كه ناخواسته موجب رنجش دیگرون میشه. هر چند كه یه خصلت خیلی خوب داره كه موجب میشه نذاره كسی ازش دلخور بمونه، اما همیشه میگن: علاج واقعه قبل از وقوع باید كرد.

یلدا خانوم باید یاد بگیره و تمرین كنه كه احساساتشو تحت كنترل خودش در بیاره. اون‌وقته كه لذت صبور بودن در مقابل افكار و نظرات دیگرون رو درك میكنه! یلدا میتونه و این كارو میكنه.

یلدا خانوم خیلی تحت تأثیر شرایط دور و برشه! به همین خاطر خیلی وقتا مجبور میشه كه مطیع باشه و نتونه اون كاری رو كه میخواد انجام بده. همونجور كه گفتم یلدا باید خودش باشه و سعی كنه بیشتر تأثیر گذار باشه تا تأثیر پذیر.

یلدا خانوم بعضی وقتا خیلی تنبله! یعنی برای اون چیزی كه میخواد تلاش نمیكنه. دوست داره براش آماده كنن تا اینكه خودش بدست بیاره. این برای كسی كه خواهان تغییره خوب نیست. البته همیشه اینطور نیست. و گاهی وقتا اونقدر مایه میذاره كه همه انگشت به دهن میمونن!

یلدا خانوم بیش از حد بدبینه! البته نسبت به خودش. همیشه به خودش سوء ظن داره و فكر میكنه دیگرون اونو جور دیگه‌ای تصور میكنن. همیشه و همه جا تردید داره! به همین خاطر خیلی زود مجبور به معذرت‌خواهی میشه.

یلدا خانوم همون طوری كه خودش هم عنوان كرد، اعتماد به نفس داره ولی نمیتونه یا نمیدونه چطور و كجا ازش استفاده كنه. شاید یكی از دلایل زود عصبانی شدنش همین باشه!

یلدا خانوم دختر صادقیه! و فكر میكنه بیشتر آدما مثل خودشن. كه این شاید موجب اعتماد ناخواسته نسبت طرف مقابلش بشه.

یلدا خانوم با دنیای مجازی انس زیادی داره! این میتونه ناشی از همون خجالتی بودنش باشه؛ كه باید بهش غلبه كنه؛ چون ممكنه باعث بشه كه از رویارویی با چهره‌های حقیقی فرار كنه. یلدا خانوم باید بدونه كه دنیای حقیقیه كه دنیای مجازی رو میسازه. پس باید با اجتماع حقیقی دور و برش ارتباط بیشتری برقرار كنه. یلدا خانوم باید این كارو بكنه.

یلدا خانوم تعریف عشقو به خوبی نمیدونه! به همین دلیل میترسه عاشق بشه. البته من میگم عاشقه و خودش بیخبره. مگه عشق به خدا چیه كه یلدا میگه من نمیتونم؟ غیر از اینه كه به خاطر خدا خودشو تغییر بده؟ اصلاً همین عشق به مادرش، به برادراش، به دوستاش، به آدما نمونه‌ای یا بهتر بگم نمودی از عشق به خداست! چون همه‌ی اینها مملوك خدا هستن؛ و خدا خودشو در مخلوقاتش متجلی میكنه. یلدا خانوم به خاطر اینكه خودشو باور نداره از همه چیز فرار میكنه. حتی از اینكه بگه عاشقه!

...................................................................................

اما یلدا خانوم دیدگاههای فوق العاده متعالی و قشنگی داره. و به همین خاطره كه من اونو خواهر خودم میدونم. به نظر من یلدا دید خیلی قشنگی نسبت به ازدواج داره. من واقعاً تحسینش میكنم.

یلدا خانوم حرف قشنگی زده كه من آرزو میكنم فقط حرف نباشه! اون خیلی قشنگ گفته كه:

بودن با معشوق زندگی باهاش خیلی مهم نیست مهم بودن معشوق هست...

این خودش معنی تمام و كمال عشقه كه یلدا ازش بیخبره!

خوش بحالت یلدا خانوم كه چنین طرز تفكری داری!

ایشالله همونجوری كه خودت دوست داری، و خدا دوست داره، به كمال برسی.

همین قدر سطح درك من بود. معذرت میخوام كه اینقدر پایینه.

یلدا خانوم! شاید خیلی از برداشتهای من درست نبود. ولی قبول كن برادرانه و بی هیچ غرضی گفتم. و میدونم اونقدر منطقی هستی، و توانایی و استعداد داری كه از همه چیز برای متعالی شدن استفاده كنی.

موفق و سلامت، و زیر سایه‌ی خداوند در همه‌ی امور باشی انشاءلله.

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود

قلبم به چشم هم زدنی سنگ می شود

آقا ببخش گر که دلم گرم زندگی است

کمتر دلم برای شما تنگ می شود

دوشنبه 6/12/1386 - 19:33 - 0 تشکر 31689

هوالمعشوق

دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خدا معشوقه من بالایی است.

*******************************************************

سلام

اول تشکر میکنم از جناب مکلارن که تاپیک نقد من رو هم ایجاد کردند..لطف کردید جناب مکلارن

دوم هم تشکر از دوستای خوبم جناب نظری و روح زنگار زده عزیز...که اینقدر قشنگ منو نقد کردند...

خیلی خوب بود...واقعا لذت بردم لازم دیدم یه چیزایی رو توضیح بدم و یه جاهایی که برام ابهام به وجود اومده بود رو بر طرف کنم...

ابتدائا از لطفتون نسبت به خودم واقعا متشکرم...شرمنده میکنید...

خیلی خوشحال شدم خیلی جاها که از طرف کسایی که قبولشون دارم تایید شدم...!!

و اینکه آهان قبل از اینکه شروع کنم به سایر دوستان هم خواستم یه حرفی بزنم اونم اینکه صندلی داغ با این نقدها کامل شد....خب قطعا باید دوستان از سوالاتی که میپرسیدن هدف داشته باشن از جمله شناخت طرف مقابل...حالا اگر به شناختی رسیدن نکات مثبت و به خصوص منفی که به ذهنشون رسید رو حتما بگن...نه فقط من جناب آبی بیکران و ملک الشعرای عزیز و سایر دوستان متشکرم

**********************************

جناب نظری...بله اکثر اوقات متوجه میشدم و همیشه خوشحال هم میشدم از اینکه نظراتتون رو همیشه بیان میکنید.

و به خاطر همین سعی می کنی بعضی وقتا از جایی که ممکنه ایده ها و تفکرات تو به چالش کشیده بشه،فرار کنی!

خیلی خوب و دقیق گفتید مثل تاپیک خدا منتظره...

راه حلش یه مقدار سخته البته برای شروع....ان شاء الله که بتونم"نترسم"

در مورد امادگی گفته بودید برای رویایی با مشکلات...مثلا بزرگ ترین ترس من در زندگی از دست دادن عزیزانم هست....شاید باورتون نشه اما من از الان دارم خیلی به این قضیه فکر میکنم اما هیچ وقت نتونستم بفهمم چطور میتونم باهاش کنار بیام...چطور تحملش کنم...در واقع حرفم اینه که چجوری میتونیم خودمون رو اماده کنیم؟؟؟

بیشترین ترس ما از ترسیدن است،نه موضوعات ترسناک!!!

اصلا نفهمیدم این یعنی چی؟؟؟

در مورد ترس از اشتباه خوشبختانه همه اطرافیان من یا لااقل اکثرشون خیلی کم و به ندرت اشتباه میکنن...

این یکی از اون دلایل من برای ترس از اشتباه هست...

و در مورد خلق کردن...نمیدونم چطور گفتید هر لحظه دارم خلق میکنم تو این مورد کاملا که نه ولی خیلی مطمئنم...بارها خواستم خلاقیت داشته باشم اما همیشه مثلا نوشته هام یعنی مثلا داستان هام کلیشه بودن...

این موضوع رو بعضی از دوستان مثل گیگیلی یا مکلارن و سایر دوستان از نزدیک چون داستان هام رو خوندن میدونن...یا خودم تو کارام مثلا یه زمانی کارت پستال خیلی درست میکردم با فتوشاپ همشون مثل همن...با تفاوت های جزیی...اینو بارها خانوادم بهم گفتن که چرا چیزهای جدید درست نمیکنی چرا همیشه یه موضوع داری و...

واقعا منظورتون از این که هر لحظه دارم خلق میکنم نفهمیدم

یلدای عشق میخواد خلق کنه اما ناخواسته اون قبلیه کپی میشه ...

قدرت تلقین و باور ایمان رو قبول دارم چون بارها تجربش کردم ولی در موارد منفی مثلا سوختن با کتری آب جوش که سرد سرد بود...

این از اون مواردیه که خیلی قبولش دارم و با کمک یکی از دوستان که ازشون تشکر میکنم همینجا دفترچه ای دارم به نام دفترچه انرژی که خیلی مفید و خوب و انرژی بخش هست

در مورد عمل کردن درسته همین حالا باید عمل کرد اخرین تجربه من مربوط به همون چادر بود که تو یه لحظه تصمیم گرفتم و عمل کردم خیلی قبولش دارم درسته باید عمل کرد همین حالا...

و اماااااااا

قضاوت کردن رو اصلااااااا قبول ندارم اونم قضاوت بد کردن...در مورد آدمها در مورد99% شون متاسفانه یا خوشبختانه قضاوت بد نمیکنم...این جزو اون دسته خلقیات من هست که درش شکی ندارم...و البته نکته خیلی خوبی گفتید که قابل تامل هست که چجوری رفتار کردم که شما دومین نفری بودید که این حرف رو گفتید...

ولی در مورد نحوه حرف زدنم قبول دارم و بارها گفتم متاسفانه وقتی رو دور متعادلم نباشم دقیقا همونجور حرف میزنم یا ناراحت یا عصبانی و...که تجربه خوبی در صندلی داغ آبی بیکران داشتم که هنوز که هنوزه احساس میکنم شرمندم پیش ایشون...و راه حلش هم رو هم میدونم...حرف نزدن در همچین شرایطی

مدیریت زمان رو هم خیلی قبول دارم...رعایت نمیکنم متاسفانه...فکر میکنم یه سخت گیری اساسی که البته ناخواسته پیش اومده برای خودم داشته باشم...

هدف مند درس خوندن...جای بحث زیادی داره...باید به فکری براش بکنم!!!خودم هم همیشه حس میکنم درس نمیخونم...درست نمیخونم...هیچ کمکی به هدفم نمیکنه متاسفانه...

جذابیت آدمها رو تو چیزای خیلی قشنگ تر و اصیلتری می تونی جستجو کنی

میشه در این مورد توضیح بدید؟؟؟براساس کدوم حرفم این رو گفتید؟؟؟

متوجه نشدم...

حرفاتون به شدت اعتماد به نفس میده آقای نظری...حقیقت جستجوی حقیقت است...

فریدون مشیری:

گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان

پویندگی تمام معنای زندگی است...

هرگز"نگرد نیست"

سزاوار مرد نیست...

فقط میتونم تشکر کنم...ان شاء الله اینجور که میگید باشم

جز راست نباید گفت،هر راست نشاید گفت

مثلا در چه مواردی؟؟؟

فکر میکنید چه حرفایی زدم که نباید میزدم؟؟؟

هر چقدر تشکر کنم بازم کمه....نکات خیلی خوبی بود...هیچ کدوم اشتباه نبود جز همون قضاوت که اونم خیلی خوب شد که اشاره کردید بهش که خیلی من بعد حواسم جمع باشه...و مطمئن باشید کمک بزرگی بهم میکنه...و اینکه همه نکات قابل توجهتون در دفترچه مخصوصم ثبت خواهد شد ان شاء الله برسه روزی که بیام تو همین تاپیک و بگم که همشون رو رفع کردم...با دعای خیر شما دوستای خوبم و با همت خودم...ان شاء الله...

خیلی خیلی از حضورتون متشکرم...ان شاء الله که جبران کنم!!

موفق باشید.

**یا علی از تو مدد**

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
دوشنبه 6/12/1386 - 20:52 - 0 تشکر 31705

هوالمعشوق

دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خدا معشوقه من بالایی است.

*******************************************************

سلام

جناب روح زنگار زده عزیز...

منم دو نکته رو متذکر بشم مثل خودتون:

اولا که تکرارت مکررات نبود و هر کس عقیده ای داره و من دوست دارم نظر همه رو بدونم

دوما من افتخار میکنم که برادرای خوبی در تبیان دارم که دلسوزانه برای بهتر شدن به من کمک میکنن...

و ازشون متشکرم

و اینکه خواهش میکنم اگر بدونید که من به شدت استقبال میکنم صبح تا شب منو نقد میکنید!!!

لطف دارید نسبت من...

یلدا خانوم اكثر اوقات خودش نیست! یعنی نمیخواد باشه. یعنی خودشو گول میزنه! بیشتر وقتا نمیخواد باور كنه كه میتونه. شاید به همین خاطر بعضی جاها زود جا میزنه.

ببینید فکر میکنم این جمله هاتون با هم فرق داشت...اولش که خوندم جمله اول رو جا خوردم...فکر کردم منظورتون ریا و دو رویی و ...هست...هنوزم درست متوجه نشدم....منظورتون این بود که خودمو اونجوری که نیستم نشون میدم یعنی همون ریا یا اینکه خودمو باور ندارم و...

مثل همون قضیه چادر كه البته فكر میكنم الان دیگه باهاش كنار اومده باشه. ایشالله كه كنار اومده.

بله قضیه چادر برای من تموم شد خوشبختانه...

همیشه کسایی که دوستشون داره رو اذیت میکنه ...دست خودش نیست... و این خیلی جاها خوب نیست. چرا كه ناخواسته موجب رنجش دیگرون میشه.

این اذیت کردن ها عمدی نیست...من نمیتونم ببینم برادرم به غیر از من به کس دیگه ای بگه آبجی...حساسیت هایی که در این مورد نشون میدم باعث اذیت شدنش میشه...

و بعضا دلخوری پیش میاد...

چجوری میشه احساسات رو تحت کنترل در آورد؟؟؟

یلدا خانوم خیلی تحت تأثیر شرایط دور و برشه!

به این دلیل که همه دور و بریهام رو بالاتر از خودم میدونم...سعی میکنم ازشون تاثیر بپذیرم...اگر جایی حس کنم بالاترم تاثیر گذار میشم مثل دوران دبیرستان...

مطیعم چون قبولشون دارم و میدونم حرفی که میزنن به نفعمه...

یلدا خانوم بعضی وقتا خیلی تنبله! یعنی برای اون چیزی كه میخواد تلاش نمیكنه. دوست داره براش آماده كنن تا اینكه خودش بدست بیاره. این برای كسی كه خواهان تغییره خوب نیست. البته همیشه اینطور نیست. و گاهی وقتا اونقدر مایه میذاره كه همه انگشت به دهن میمونن!

متاسفانه متوجه نشدم کی؟؟؟

یعنی مثلا کی شما از من تنبلی دیدید یا کی انگشت به دهن موندید؟؟؟

تعجب کردم از این حرفتون هر چند قبولش دارم ولی شما از کجا میدونید؟!؟!؟!؟!

البته نسبت به خودش. همیشه به خودش سوء ظن داره و فكر میكنه دیگرون اونو جور دیگه‌ای تصور میكنن. همیشه و همه جا تردید داره! به همین خاطر خیلی زود مجبور به معذرت‌خواهی میشه.

این ناشی از همون اعتماد به نفس هست که دارم یه کارایی براش میکنم...

نه دلیل زود عصبانی شدنم توقع بالایی هست که از دوستام دارم...

یلدا خانوم با دنیای مجازی انس زیادی داره! این میتونه ناشی از همون خجالتی بودنش باشه؛ كه باید بهش غلبه كنه؛ چون ممكنه باعث بشه كه از رویارویی با چهره‌های حقیقی فرار كنه. یلدا خانوم باید بدونه كه دنیای حقیقیه كه دنیای مجازی رو میسازه. پس باید با اجتماع حقیقی دور و برش ارتباط بیشتری برقرار كنه. یلدا خانوم باید این كارو بكنه.

یلدا خانوم اینجا راحت تره چون چشمی نیست که بهش نگاه کنه...یلدا خانوم میخواد اینکارو بکنه اما....هر چی میکشم از این اعتماد به نفس هست

نظرتون در مورد عشق رو قبول ندارم چون مصرانه میگم عاشق نیستم...من مادرم رو وحشتناک دوست دارم برادرام رو دیوانه وار دوست دارم طاقت اخمشون رو ندارم حتی اما عاشقشون نیستم یه بار برادر بزرگم بهم گفت اول عاشق خودت شو تا عاشق خدات بشی قطعا تا وقتی من عاشق خودم نباشم عاشق برادر و مادر و ...هم نیستم حالا چرا میگم عاشق خودم نیستم چون کارایی که میکنم مثلا همین رنجش های بیمورد غصه خوردن های الکی باعث میشه که خودم رو اذیت کنم و هیچ عاشقی همچین کاری نمیکنه...

در مورد ازدواج هم خب حقیقت ازدواج همینه...هدف همینه....رسیدن به کمال...رشد...و ...نمیگم تنها هدف اما اصلی ترین هدف همینه...

اگر قرار باشه انتخاب کنم که به کدوم یکی از حرفام اعتقاد بیشتری دارم همون جمله بود...اینو خیلی مطئنم ازش...خیلی...

تو زندگیم بیشتر از هر چی سعی کردم به اون عمل کنم

ازتون خیلی ممنونم...همیشه و همه جا هم شما هم آقای نظری به من لطف داشتید هر دوتون برادرانه همراهم بودید هم در قران و عترت هم در سایر بخش های انجمن...از اینکه همچین برادرایی دارم به خودم میبالم...

بازم ممنون

علی یارتون...

خیلی دوست دارم دوستای دیگه هم حتما تو این برنامه شرکت کنند...

**یا علی از تو مدد**

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
سه شنبه 7/12/1386 - 21:23 - 0 تشکر 31805

**به نام حضرت دوست**

سلام سلام سلاااااااااام...

به به به به... پس از مدت ها دوباره برگشتم و دلم میخواد این بازگشت رو با نقد داغ آبجی عزیزم یلدا جون، متبرک کنم!! ( یو ها ها ها) .اولا بگم که من تقریبا کل نوشته های دوستان رو خوندم و با خوندنشون فقط و فقط یه چیز تو ذهنم اومد! اونم این بود که صندلی داغ بر خلاف عقیده ی خیلی ها که فقط برای سرگرمیِ و شایدم خیلی وقت تلف کنیه....چقدر مفید بوده و هست... چقدر میتونه کمک کنه به آدم... اونم نه فقط در یک زمینه بلکه در کل زندگی آدم!! آخه مگه وجود انسان از چه چیزی جز خودش پر هست؟ وقتی این قدر به خود شناسی نزدیک بشی. مطمئنا به خیلی چیز های دیگه هم نزدیک میشی.... پس باید بگم که واقعا خوشحالم برای همه مون... و از همه بیشتر برای یلدای عزیزم... یلدا خانوم ببینیم از این به بعد چی جوری میشی...

و اما حرف من!! من فقط چند مورد رو میگم که خودم در واقعیت از یلدای عزیز دیدم.. شاید مفید واقع بشه...

اولا اینکه یلدا ی عشق هیچ وقت این جوری نبوده که اون چه که تو دلش میگذره تو رفتارش با دیگران تاثیر نزاره... مثلا اگه ناراحت باشه، اصلا!! یا بهتر بگم خیلی کم به این فکر میکنه که چی داره میگه یا چی کار داره میکنه!! و فقط دوست داره ناراحت باشه.. و به خاطر خیلی از خصوصیتهایی که داره( مثل راحت نوشتن.. ساده نوشتن و حرف دل نوشتن) ناراحتیش کاملا آشکاره! اما طرز برخوردش برای دوستش یا هر کس دیگه کمتر قابل درک هست.. مگر اینکه از سر عادت به این اخلاقش کلا کاریش نداشته باشه و سر به سرش نزاره و بیخیال این بشه که اصلا یلدایی هست! یا این قدر این قضیه تکرار شده و اون همیشه درکش کرده دیگه خسته شده.... پیش خودش فک میکنه چرا یلدا همیشه این جوریه... چرا؟ چرا ؟و... در غیر این صورت حتما سو تفاهمات ایجاد میشه .. همون طور که هم من دیدم و هم خودت و هم خیلی های دیگه... خیلی وقتا اصلا منظور خاصی نداشتی اما چون ناراحت بودی حرفی زدی و چیزی نوشتی که باعث شده کسی فک کنه از دست اون ناراحتی یا سو تفاهمات دیگه!...

ادامه در پست بعدی....

ندای آسمانی من

در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست

میبینمت عیان و دعا می‏فرستمت.

سه شنبه 7/12/1386 - 21:30 - 0 تشکر 31808

**به نام حضرت دوست**

من یه حرفی رو به آبجی خودم یلدای عشق میزنم امیدوارم که مفید باشه.. اول اینکه یلدا جان دلیلی نداره که آدم همیشه شاد باشه... هر کسی میتونه غم و ناراحتی داشته باشه... منم اینو قبول دارم... فقط و فقط یه چیزی خیلی خوبه.. اینکه آدم همشه بدونه تو چه شرایطی هست... طرف صحبتش کی هست... اصلا خیلی جاها دلیلی نداره که مثلا خانم ایکس یا ... بدونه تو ناراحتی...ولی تو وقتی ناراحتی فقط دوست داری ناراحت باشی... و اون لحظه اصلا به این فکر نمیکنی اون که طرف صحبتت هست کی هست...اصلا چقدر توانایی درک غم و ناراحتی تو روداره... اصلا چقدر ازش شناخت داری... اصلا چرا باهاش ناراحت حرف میزنی!؟؟ کسی که اصلا به ناراحتی تو ربطی نداره با این اخلاق تو ، تو ناراحتی های تو غرق میشه! حواست هست که من منظورم به همه کس نیست! مثلا کسی مثه من باید پای حرفات بشینه... باید درکت کنه وقتی ناراحتی... اما همین ناراحتی های تو بدون اینکه بخوای یه انرژی منفی برای یگران ایجاد میکنه...چون وقتی ناراحتی فقط دوست داری ناراحت باشی(چن بار تکرار کردم!!!منم گیر دادما... ههههههه) !!!! من ندیدم خودت کاری انجام بدی برای شاد شدنت... برای اینکه از حال بد به حال خوب برگردی!! میگم من ندیدم... ینی من این جوری احساس کردم! در حقیقت حقیقت میدونم که خیلی هم تلاش میکنی هاااااا... اما وقتی ناراحت میشی بیشتر دوست داری یه دلیلی از خارج ، مثل یه اتفاق خوب... یه خبر خوب خوشحالت کنه... خودت دست نمیجنبونی... البته دیدم که خودتم تلاش میکنی اما کی؟ شاید وقتی که از اون اتفاق خوب ناامید میشی...این حرف رو زدم فقط و فقط به این دلیل که بهت بگم.. آبجی خوب من هیچ کسی.. هیچ کسی بهتر از خود آدم نمیتونه تو روحیه ی آدم اثر بزاره... حتی اگه اون فرد عزیزترین فرد برای آدم باشه..و احساس میکنم تو اینو قبول نداری... تو با خودت خیلی غریبه رفتار میکنی... تو به خودت اعتقاد نداری... تو به خودت ایمان نداری... تو هنوز نفهمیدی اینکه میگن روح خدا تو وجود ما دمیده شده ینی چی!!( خودمم تازه تازه دارم میفهمم!!) اگه فهمیده بودی این قدر این روح آسمونیتو.. این روح بزرگتو تو ناراحتی نگه نمیداشتی....

آبجی جان... صبوری... ینی داری صبور میشی... این خیلی خوبه...

آبجی جان .... میخوای وانمود کنی که خیلی چیزا برات مهم نیست... اما دارم میگم که .. داری وانمود میکنی... امااااااااا... اماااااااا.. بازم بهت تبریک میگم.... چون از همین وانمود کردن هاست که شروع میشه...

ادامه در پست بعدی.....

ندای آسمانی من

در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست

میبینمت عیان و دعا می‏فرستمت.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی