• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن طنز و سرگرمی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
طنز و سرگرمی (بازدید: 476)
سه شنبه 6/2/1390 - 22:30 -0 تشکر 312115
خارج دقیقا کجا میشه؟

 

  به طواف كعبه رفتم ،به حرم رهم ندادند          كه برون درچه كردي، كه درون خانه‌آئي

 

                                    

چهارشنبه 7/2/1390 - 0:19 - 0 تشکر 312138

البته واضح و مبرهن است كه خارج كجا می باشد. معلم ما گفته معنی دیگر خارج همان "بیرون" است. البته خارجها انواع و اقسام دارند. بعضی ها خارجشان خیلی دور است مثل ما ولی بعضی ها هم بیچاره ها خارجشان نزدیك است مثل اصغر تپلی همكلاسی من. مثلا یك روز بابای ما به مامان ما گفت می خواهیم برویم خارج هوایی عوض كنیم (البته نگفت "خارج". گفت "بیرون". ولی چون معلم ما گفته خارج با بیرون هم معنی است من از این كلمه استفاده كردم). مادرما هم خیلی ذوق كرد. ماهم همینكار را كردیم. یعنی خیلی ذوق كردیم. بعد مامان پیك نیك و قابلمه غذا را با یك زنبیل پر از آجیل و نخودچی كشمش آماده كرد . فردا صبحش نشستیم پشت ونت بابا (ونت همون پیكان وانت است كه ما اصفهانیها بهش می گوییم ونت) و راه افتادیم به سمت خارج. از صبح كله سحر كه راه افتادیم رفتیم و. رفتیم و رفتیم تا بعد از ظهر رسیدیم یه جا كه بهش می گفتن "پل زمان خان" اینجا كه ما رفتیم خیلی خارج دوری بود چون ما حدود 7-8 ساعت در راه بودیم.
اما همانطور كه گفتم بعضی خارج ها خیلی الكی اند و آنقدر نزدیك اند كه آدم زودی می رسد .مثلا اصغر تپلی تعریف می كرد كه پارسال عید رفته بودند خارج. می گفت صبح سوار آژانس شدیم رفتیم فرودگاه و از اونجا هم سوار هواپیما شدیم رفتیم دبی. بیچاره ها فقط 5 ساعت در راه بودند. زود رسیده بودند.اخه این چه خارجی است كه آدم زود می رسد.
پس نتیجه می گیریم موضوع این انشا اشتباه است. و باید عوض شود به : "این خارج ها كه می گن كجاها هستند؟" اون كلمه "دقیقا: هم از وسط جمله برداشته شود.
یك نتیجه اخلاقی هم می گیریم و آن اینكه در موقع خارج رفتن به ماردمان در جمع كردن بساط و وسایل كمك كنیم
این بود انشای من

هزار دشمنم ار مي كنند قصد هلاك  گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك

حافظ عليه الرحمه

امضا: نيري

چهارشنبه 7/2/1390 - 0:23 - 0 تشکر 312142

ای كه هر دم فكر خارج رفتنی*كی شود شیر یخی چون بستنی
قدیمها كه ما كوچك بودیم بودیم و هنوز مثل حالایمان بزرگ نبودیم تابستانها كه می شد موقع صبحانه شیر هایمان را كه مامان عزیز در كاسه استیل برایمان درست كرده بودند نمی خوردیم و به عشق خوردن بستنی تصمیم به ساخت بستنی این مایه حیات (البته بعد از آب و شیرپگاه) می گرفتیم. یادم هست در كاسه شیر یك من (من تبریز نه ها بلكه من خودمان) شكر می ریختیم تا بقول معلم علوم اشباع می شد. بعد آنرا در قیفهای پلاستیكی (جابستنی) میریختیم و می گذاشتیم در یخدان یخچال تا یخ بزند . از شوق درست شدن بستنی ده با در ساعت درب یخچال را باز می كردیم و هی انگشتان مبارك را در آن فرو می كردیم كه ببینیم یخ زده است یا نه كه عموما یخ نزده بود و از آنجا كه ما دیگر طاقتمان طاق می شد همان نیمچه بستنی یخی را بعد از یك ساعت كه جلوی شكممان را گرفته بودیم در می آوردیم وشیرهایی كه هنوز شیر بودند و بستنی نشده بودند را درجا سر می كشیدیم و آن قسمتی هم كه مثل یخمك نیمچه یخ زده بودند با قاشق مربااز دل قیفها بیرون می كشیدیم و می خوردیم و كلی هم پز می دادیم كه ما بستنی خورده ایم و چقدر هم خوشمزه بوده و كلاس آموزش هم برای بچه محل های كوچكتر راه می انداختیم.بعضی شبها كه بابایمان زودتر از سركارش كه در نجف اباد بود برمی گشت به اصفهان سر راه از روبروی منارجنبان بستنی می خرید برای اهل خانه كه ما باشیم. حلقه می زدیم دور سینی بزرگی كه مامانمان اورده بود وسط اتاق روی گل قالی گذاشته بود و با چشمهای از حدقه در آمده زل می دیم به بستنی زعفرانی وسط سینی كه مامان داشت قسمتش می كرد. عجب معركه بود. شیریخی ما كجا و بستنی منارجنبان كجا!
حالا منظور؟
منظور خاصی نداشتم.این توضیح مصراع دوم بود. مصراع اول كه خودش گویاست.

هزار دشمنم ار مي كنند قصد هلاك  گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك

حافظ عليه الرحمه

امضا: نيري

چهارشنبه 7/2/1390 - 8:45 - 0 تشکر 312176

سلام

وای....بابا احسنت....خیلی خوب بود nayyeri1982گرامی....خیلی روون انشایی بود:)..دوست دارم بازم طنزهاتون بنویسید واسمون....كیف كردم:)

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

چهارشنبه 7/2/1390 - 11:58 - 0 تشکر 312287

سلام

من كه دقیقا نمودونم خارج كجاست ولی زیاد هم  نظر خوبی نسیبت به خارج ندارم چون هر چی شنیدم بد شنیدم.چند تاشو خدمتتون عرض می كنم:

1-قدیم ندیما كه من جوانی بیش نبودم یعنی زمان رژیمی كه رابطه ش با " خارج"خوب بود .در بعضی جاهای جنوب شهر حونه های مردم رو خراب می كردند.مامورا می گفتند اونا در "خارج "از محدوده خونه ساختند.من از اون موقع از خارج زیاد خوشم نمیاد

2-یه بار كه در مسجد محلمون بودم آقای مسجد داشت راجع به وضو وچیزهایی كه وضو رو باطل میكنه صحبت می كرد.آقا می گفت:

اگه كسی كه وضو داره ازش.... "خارج" بشه،وضوش باطل میشه.اینجا هم فهمیدم خارج چیز خوبی نیست

3-هروقت از بابام می خواستم چیزی برام بخره.می گفن "مخارج: زیاد نمیتونم بخرم

4-هر مشكلی كه در مملكتمون پیش میاد خیلی ها میگن كار كار "خارجی"هاست

5-اگه در یك جمعی كسی حرف مخالف جمع بزنه میگن فلانی "خارج"میزنه

یه سری چیزای دیگه هم هست...بعدا میگم

                          این نیز بگذرد.....
چهارشنبه 7/2/1390 - 12:32 - 0 تشکر 312291

سلام

جالبب بود جناب برزخ...همچنان درانتظار ادامه باقی میمانم:)

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

پنج شنبه 8/2/1390 - 14:19 - 0 تشکر 312651

با نام خدا و سلام
منم چندتا خارج میشناسم اما نمدونم کدومشه
یکی تو کتاب ریاضی کلاس اول دیدم گردی داخل خط بسته یا گردی روی خط بسته یا گردی خارج خط بسته
درس خارج فقه که نمدونم خارج از فقه میخونن یا فقه رو خارج میخونن
یه دستفروشم میومد محله ما هرچی داشت رو میگفت خارجیه از قاشق چنگال تا جوراب و خودکار و داس و میخ و...

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم» 

رواق منظر چشم من آشیانه توست         کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

انجمن تعلیم و تربیتیها 

پنج شنبه 8/2/1390 - 15:10 - 0 تشکر 312680

سلام

ماشاءالله هم خارج شناسن....هه..من خارج نیدونم كجاست....من بی كلاسم؟

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

پنج شنبه 8/2/1390 - 17:34 - 0 تشکر 312733

nayyeri1982 گفته است :
[quote=nayyeri1982;434716;312142]ای كه هر دم فكر خارج رفتنی*كی شود شیر یخی چون بستنی
قدیمها كه ما كوچك بودیم بودیم و هنوز مثل حالایمان بزرگ نبودیم تابستانها كه می شد موقع صبحانه شیر هایمان را كه مامان عزیز در كاسه استیل برایمان درست كرده بودند نمی خوردیم و به عشق خوردن بستنی تصمیم به ساخت بستنی این مایه حیات (البته بعد از آب و شیرپگاه) می گرفتیم. یادم هست در كاسه شیر یك من (من تبریز نه ها بلكه من خودمان) شكر می ریختیم تا بقول معلم علوم اشباع می شد. بعد آنرا در قیفهای پلاستیكی (جابستنی) میریختیم و می گذاشتیم در یخدان یخچال تا یخ بزند . از شوق درست شدن بستنی ده با در ساعت درب یخچال را باز می كردیم و هی انگشتان مبارك را در آن فرو می كردیم كه ببینیم یخ زده است یا نه كه عموما یخ نزده بود و از آنجا كه ما دیگر طاقتمان طاق می شد همان نیمچه بستنی یخی را بعد از یك ساعت كه جلوی شكممان را گرفته بودیم در می آوردیم وشیرهایی كه هنوز شیر بودند و بستنی نشده بودند را درجا سر می كشیدیم و آن قسمتی هم كه مثل یخمك نیمچه یخ زده بودند با قاشق مربااز دل قیفها بیرون می كشیدیم و می خوردیم و كلی هم پز می دادیم كه ما بستنی خورده ایم و چقدر هم خوشمزه بوده و كلاس آموزش هم برای بچه محل های كوچكتر راه می انداختیم.بعضی شبها كه بابایمان زودتر از سركارش كه در نجف اباد بود برمی گشت به اصفهان سر راه از روبروی منارجنبان بستنی می خرید برای اهل خانه كه ما باشیم. حلقه می زدیم دور سینی بزرگی كه مامانمان اورده بود وسط اتاق روی گل قالی گذاشته بود و با چشمهای از حدقه در آمده زل می دیم به بستنی زعفرانی وسط سینی كه مامان داشت قسمتش می كرد. عجب معركه بود. شیریخی ما كجا و بستنی منارجنبان كجا!
حالا منظور؟
منظور خاصی نداشتم.این توضیح مصراع دوم بود. مصراع اول كه خودش گویاست.

جناب نیری ورود شما رو به انجمن طنز و سرگرمی خوش آمد می گم . آقا دست مریزاد! منتظر نوشته های شیرین چون شیریخی تان كه حالا دیگه نسبت به دوران كودكی نیمچه و نیم بندنیست هستیم.

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.