• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 831)
چهارشنبه 10/1/1390 - 16:48 -0 تشکر 302470
سرمشق امروز

سلام

روند تاپیك هدف را مشخص خواهد كرد...پس چیزی نمیگم و مینشینیم سر كلاس ...فقط برای هر كسی سوال پیش اومد حتما بیان كنه تا بحث كنیم.

 

سرمشق از سخنان حضرت على (علیه السلام)

اخلاق و گنج هاى روزى

 

قال على (علیه السلام):

«فى سَعَةِ الاَْخْلاقِ كُنُوزُ الاَْرْزاقِ»;

«اخلاق خوش كلید گنج هاى روزى است»

1. میزان الحكمة، باب 1114، حدیث 5079، (جلد سوم، صفحه 151).

 

شرح و تفسیر

 حسن خلق، خوشرویى، ادب، برخورد مناسب با مردم، از اساسى ترین مسایل اسلام است. روایات زیاد با تعبیرات كم نظیر و تأكیدات فراوان نشان مى دهد كه پیامبر (صلى الله علیه وآله)اهمیّت بسیار زیادى براى حُسن خُلق قایل بوده است. متأسّفانه در میان گروهى از مسلمانان یا به این مسأله اهمیّت داده نمى شود، یا بر خلاف آن عمل مى شود تا آن جا كه بعضى خیال مى كنند كه آدم خوب باید عبوس، ترشرو، خشن، خشك و بداخلاق باشد! در حالى كه این اشتباه بزرگى است.

 

در واقع آنچه در این روایت آمده یكى از فواید دنیوى اخلاق خوش است. تجربه نشان داده كسانى كه اخلاق خوشى داشته اند، كار و زندگی آن ها هم رونق داشته است. چهل سال قبل آمارى از رونق كسب و كار برخى از كسبه دیدم كه طبق آن آمار، كسبه خوش اخلاق 70% و كسبه بداخلاق 30% موفّق بودند; یعنى سهم خوش اخلافى 40% است! چرا كه حسن خلق مردم را به سوى خود مى كشاند و اخلاق بد دافعه دارد.

 

همه مسلمانان مخصوصاً كسانى كه با مردم برخورد بیش ترى دارند باید اخلاقى نیكو داشته باشند، كه اخلاق خوش هم جامعه را آباد مى سازد و هم باعث طول عمر مى شود، چنانكه در حدیث آمده است: «اِنَّ الْبِرَّ وَ حُسْنَ الْخُلْقِ یَعْمُرانِ الدّیارَ وَ یَزیدانِ فِى الاَْعْمارِ»

 

یا علی

 

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

چهارشنبه 10/1/1390 - 16:51 - 0 تشکر 302472

سلام سلام

با این مطلب درس امروز تموم میشه

سؤال: چرا حسن خلق باعث وسعت روزى مى شود؟

پاسخ: در مثال فوق مشترى زمانى از یك كاسب جنس مى خرد كه به او اعتماد كند. اگر نسبت به كاسب مشكوك و بدبین باشد از او فرار مى كند. بنابراین كاسب باید اعتماد مشترى را جلب كند و یكى از طرق جلب اعتماد برخورد خوب است. مشترى حسن خلق فروشنده را به حساب درستى و امانت و صداقت و اعتماد او مى گذارد.

شخصى نقل مى كرد كه براى معالجه به یكى از كشورهاى غربى رفته بودم، پس از پایان معالجه و پذیرایى بسیار شایسته، درخواست صورت حساب كردم، آن ها در كمال ادب و احترام گفتند: در این باره عجله نكنید، شما به سلامت به ایران بازگردید، آن گاه ما صورت حساب را براى شما ارسال مى كنیم و شما هزینه بیمارستان را سر فرصت به شماره حسابى كه درون آن نامه است ارسال دارید!

در مقابل، بیمارستان هایى در كشور اسلامى ما وجود دارد كه تا پول نگیرند، بیمار را اساساً پذیرش نمى كنند! این كجا و آن كجا؟

متأسّفانه آنچه را حضرت على (علیه السلام)نسبت به آن بیمناك بود ـ سبقت دیگران در عمل به اسلام ـ در برخى از امور تحقّق یافته است!.

یا علی

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

پنج شنبه 11/1/1390 - 12:46 - 0 تشکر 302694

سلام سلام
كی حاضره كی غایب؟؟
میكرو حاضر
خودم حاضر
حسین حاضر

مدیر حاضر D:

و بقیه هم غایب و صفررررررررر

حالا ادامه كلاس مولامون حضرت علی علیه السلام :



سرمشق امروز:

ارزش واقعى اعمال


قال على (علیه السلام):

«یا كُمَیْلُ! لَیْسَ الشَّأْنُ اَنْ تُصَلِّیَ وَ تَصُومَ وَ تَتَصَدَّقَ، اَلشَّأْنُ اَنْ تَكُونَ الصَّلاةُ بِقَلْب نَقِیٍّ وَ عَمَل عِنْدَ اللهِ مَرضِیٍّ، وَ خُشُوع سَوِیٍّ»;


«اى كمیل! مهمّ این نیست كه نماز بخوانى و روزه بگیرى و در راه خدا انفاق كنى، مهمّ این است كه در نماز (و سایر اعمال) با قلبى پاك و به طور شایسته در پیشگاه خدا قرارگیرى، و عملت آمیخته با خشوع بوده باشد».

تحف العقول مترجم، صفحه 186.

شرح و تفسیر

جنبه هاى واقعى اعمال و چگونگى و كیفیّت عمل است كه ارزش واقعى آن را تعیین مى كند، نه ظاهر و مقدار آن. همان طور كه على (علیه السلام) به كمیل تأكید مى كند كه به جاى پرداختن به ظاهر عمل و اهمیّت دادن به زیادى مقدار آن، به روح عمل بپردازد; زیرا هدف نهایى از این اعمال تربیت و پرورش و تكامل انسان است و آن در گرو پاكى عمل است، نه زیادى عمل.

توضیح این كه: عبادت داراى روح و جسم است، جسم عبادت همان اعمال و افعال ظاهرى است. جسم نماز، قرائت صحیح، ركوع، سجده و سایر افعال و اركان نماز است كه باید به طور صحیح انجام شود، ولى روح



نماز توجّه به مضامین بلند اذكار، و صیقل دادن روح زنگار گرفته در پرتو قرآن و توجّه به خداوند و تقویت توحید در شاخه هاى مختلفش و توجّه به نبوّت و معاد و مانند آن و خلاصه بودن در راه مستقیم الهى است.



عبادت واقعى توجّه به هر دو جنبه عبادت را مى طلبد، همان گونه كه نماز بى روح نماز نخواهد بود، نماز بى جسم نیز نماز نیست و همان طور كه مسلمانى كه بدون توجّه به مضامین و معانى اذكار نماز و خلوص نیّت، فقط به جسم نماز قناعت مى كند در اشتباه است، مسلمان نماهایى كه به بهانه واصل شدن به معرفة الله، نماز یا سایر عبادات را رها مى كنند و مدّعى اند كه به روح و عمق نماز توجّه دارند، نیز در اشتباه بزرگ ترى هستند!


یا علی

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

جمعه 12/1/1390 - 18:34 - 0 تشکر 303052

سرمشق از سخنان حضرت على (علیه السلام)

سلام سلام

درس امروز:

بدترین دوستان

قال على (علیه السلام):

«شَرُّ اِخْوانِكَ مَنْ داهَنَكَ فى نَفْسِكَ وَ ساتَرَكَ عَیْبَكَ»;

«بدترین دوستان تو آن هایى هستند كه با تو مداهنه و چرب زبانى مى كنند و عیوب تو را مى پوشانند».

 غرر الحكم، جلد 4، صفحه 173، شماره 5725.

شرح و تفسیر

مردم در برخورد با واقعیّت ها و حقیقت ها بر دو دسته تقسیم مى شوند:

گروهى در مقابل واقعیّت ها تسلیم هستند، و حقیقت ها را، هر چند تلخ و ناگوار باشد، مى پذیرند و با عبرت از آنچه رخ داده، در صدد اصلاح خویشتن برمى آیند.

ولى گروه دوم، كه متأسّفانه تعداد آن ها كم نیست، واقعیّت ها و حقایق را انكار كرده و از آن فرار مى كنند، در حالى كه گریز از واقعیّات و پرده پوشى بر حقایق، نه مشكلى را حل مى كند و نه خدمتى به كسى محسوب مى شود. به همین دلیل دوستانى كه به جاى انتقاد سازنده و صحیح، سعى دارند عیوب را كتمان كنند و براى ارضاى كاذب خاطر دوست خود، نقایص او را بپوشانند و یا آن را حُسن جلوه دهند، در عالم دوستى و رفاقت نه تنها خدمتى نكرده اند، بلكه مرتكب خیانتى بزرگ شده اند! خیانتى كه گاه به قیمت حیثیت و آبرو و سعادت دوست آن ها تمام مى شود.

بدین جهت، اسلام نه تنها دستور مى دهد از چنین دوستانى پرهیز شود، بلكه سفارش مى كند كه انسان هاى با ایمان، بسان آینه یكدیگر باشند(2) و تمام حقایق و واقعیّات را بدون كم و كاست براى دوستان مؤمن خویش بیان كنند تا با درك و توجّه به آن، در صدد اصلاح و رفع آن برآیند.

یا علی

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

شنبه 13/1/1390 - 0:30 - 0 تشکر 303146

سلام

كلاس خوبیه...خیلی استفاده كردم...:)....آقا اجازه..ما دیگه بریم....

درپناه حق

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

يکشنبه 14/1/1390 - 22:6 - 0 تشکر 303605

dehkade2010 گفته است :
[quote=dehkade2010;591792;303146]سلام

كلاس خوبیه...خیلی استفاده كردم...:)....آقا اجازه..ما دیگه بریم....

درپناه حق

سلام سلام

eeeee...موجود زنده D:...بلاخره یكی پیدا شد...

اصلن كلاس كاملا خصوصیه...دهكده خانوم قیمت كلاس خصوصی رو كه میدونید!...پس از الان پولاتون رو جمع كنید تا آخر ماه حساب كنیم

پیش قسط اول هم عیدی هاتون رو بدید كافیه D:

یا علی

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

چهارشنبه 17/1/1390 - 11:56 - 0 تشکر 304589

سلام

یه شاگرد داشتیم كه اونم فرار كرد...
كلاس رو برای خودم پیش میبرم

پى آمد آرزوهاى طولانى

قال على (علیه السلام):

«اَطْوَلُ النّاسِ اَمَلا اَسْوَئُهُمْ عَمَلا»;

«طولانى ترین آرزوهاى انسانى، متعلّق به انسان هایى است كه بدترین اعمال و كردار را دارند». 

 میزان الحكمة، باب 117، حدیث 720، (جلد اوّل، صفحه 144).

شرح و تفسیر

حضرت، بین آرزوهاى طولانى و اعمال زشت و بد، رابطه اى برقرار مى كند، و مى فرماید: نه تنها آرزوهاى طولانى بد است، بلكه هر چه طولانى تر باشد اعمال زشتى كه از انسان سر مى زند نیز زشت تر مى باشد.

در مورد «طول امل» (آرزوهاى دراز) مباحث مختلفى، مطرح گشته است، كه در این جا به طرح دو سؤال و پاسخ آن اكتفا مى شود:

سؤال: در روایاتى كه پیرامون «آرزوها» بحث مى كند، تضادّى دیده مى شود; از یك سو روایاتى، مانند آنچه در بالا آمد، «آرزو» را یك امر منفى و غیرارزشى معرّفى كرده و مردم را از آن برحذر مى دارد، و از سوى دیگر مى دانیم كه اگر امید و آرزو نباشد زندگى متلاشى مى شود; چرا كه انسان با امید و آرزو زنده است.

پاسخ: آرزو در حدّ معمول و معقول چیز خوبى است و این همان چیزى است كه رحمت است و مایه ادامه زندگى; امّا آرزوهاى طولانى و نامعقول، آرزوهایى كه تمام ذهن و فكر انسان را اشغال كند، آرزوهایى كه میان او و سعادتش فاصله بیندازد، بدون شك چنین آرزوهایى مطلوب نیست و روایت فوق و مانند آن اشاره به چنین آرزوهایى دارد.

سؤال دیگر: چرا آرزوهاى طولانى آثار بسیار منفى و نامطلوبى بر اعمال انسان مى گذارد؟

پاسخ: زیرا انسان را از مرگ، حساب و كتاب و دادگاه عدل الهى غافل مى نماید، انسانى كه از جهان آخرت غافل شود، سالم نخواهد ماند.

علاوه بر این كه وقتى انسان فكر و استعداد و نیروى محدود خویش را در مسیر تحقّق آرزوهاى طولانى به كار گرفت، دیگر توانى برایش باقى نمى ماند كه اعمال نیك انجام دهد. در روایت تكان دهنده اى از پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله)مى خوانیم: «وَ الَّذى نَفْسُ مُحَمَّد بِیَدِه ما طَرَفْتُ عَیناىَ اِلاّ ظَنَنْتُ اَنَّ شَفَراىَ لایَلْتَقیانِ حَتّى یَقْبِضَ اللهُ روُحى; قسم به خدایى كه جان محمّد در دست اوست، هر زمان كه پلك هاى چشمانم را بر روى هم مى گذارم، قبل از این كه چشمانم را باز كنم، احتمال مى دهم قبض روح شوم!». كمترین واحد زمانى در ادبیّات ما «یك چشم بر هم زدن» است، تضمینى براى ادامه زندگى ما حتّى به اندازه یك چشم بر هم زدن نیست، بنابراین باید آرزوهاى خویش را كوتاه كنیم و بیش تر به فكر تهیّه زاد و توشه اى براى جهان آخرت، كه مقصد اصلى است، باشیم.

«كسى كه یقین دارد بالاخره (با مرگ) از دوستان خود جدا مى شود، و (در نهایت) همنشین خاك مى گردد و مواجه با حساب (و كتاب الهى در یوم المعاد) مى گردد و نیازى به آنچه در دنیا جمع كرده ندارد و محتاج چیزهایى است كه براى آخرتش فرستاده است، سزاوار است چنین انسانى آرزوهاى خویش را كوتاه و اعمال نیكش را فراوان كند».

یا علی

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

چهارشنبه 17/1/1390 - 15:2 - 0 تشکر 304688

به نام خدا
سلام
سال نو مبارک
تاپیک خوبیه
استفاده کردیم
موفق باشید

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

پنج شنبه 18/1/1390 - 18:16 - 0 تشکر 305144

سلام گلهای عزیز

ایشالله كه سال پر خیر و بركتی در انتظارتون باشه

خیلی ممنونم از توجهتون

و اما ادامه بحث:

تا زبان اصلاح نشود

قال على (علیه السلام):

«وَ لَقَدْ قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله علیه وآله): لایَسْتَقیمُ ایمانُ عَبْد حَتّى یَسْتَقیمَ قَلْبُهُ، وَ لایَسْتَقیمُ قَلْبُهُ حَتّى یَسْتَقیمَ لِسانُهُ»;

«حضرت على (علیه السلام) مى فرماید: پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) فرمود: ایمان هیچ بنده اى اصلاح و محكم نمى شود، مگر این كه قلبش اصلاح گردد و قلب هیچ كس اصلاح نمى گردد، مگر این كه زبانش اصلاح شود».

نهج البلاغه، خطبه 176

شرح و تفسیر

براى ایجاد و تقویت ایمان دو راه وجود دارد: نخست راه عقل و استدلال و دیگر راه شهود و باطن. جستجوى ایمان از هر یك از دو راه فوق، بدون اصلاح دل امكان پذیر نیست. اگر بخواهیم از راه استدلال وارد شویم، معرفت موانعى دارد كه اگر آن موانع را برطرف نكنیم موفّق نخواهیم شد. شیطان با آن هوش سرشارش از مطلبى روشن و واضح غافل شد و در پاسخ به این سؤال: چرا بر آدم به همراه سایر فرشتگان سجده نكردى؟ گفت: (لمْ اَكُنْ لاَِسْجُدَ لِبَشَر خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصال مِنْ حَمَإ مَسْنُون); «من هرگز براى بشرى كه او را از گل خشكیده اى، كه از گل بدبویى گرفته شده است، آفریده اى سجده نخواهم كرد». در حالى كه عظمت آدم به خاطر جسم او نبود، بلكه بر اثر روح الهى كه در او دمید شد، عظمت پیدا كرد. ولى شیطان متوجّه این مطلب نشد; چون براى این معرفت مانع داشت و آن تكبّر و حبّ ذات بود. بنابراین انسان هوى پرست هم نمى تواند از راه استدلال خداپرست شود. نتیجه این كه اگر از راه استدلال بخواهیم به ایمان برسیم اصلاح قلب و دل لازم است.

و امّا اگر قرار باشد این راه از طریق شهود و باطن طى شود، از طریقى كه بتوان همچون على (علیه السلام) ادّعا كرد: «ماكُنْتُ اَعْبُدُ رَبّاً لَمْ اَرَهُ; پروردگارى را كه نبینم پرستش نمى كنم»، روشن است كه نیاز به قلب و دل پاك و اصلاح شده اى دارد.باید گرد و غبار قلب را گرفت تا بتوان یار را دید!

جمال یار ندارد غبار و پرده *** ز دل غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد

رابطه قلب و زبان

آن روز كه حضرت على (علیه السلام) از قول پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) این حدیث را فرمود، علماى اخلاق نبودند; ولى آن ها اكنون مى گویند كه بزرگ ترین و بیش ترین گناهان به وسیله زبان انجام مى شود. بعضى از علماى اخلاق، گناهان كبیره اى كه به وسیله زبان انجام مى شود را بیست عدد شمرده اند، در حالى كه ما در كتاب اخلاق در قرآن تا 30 گناه كبیره براى زبان نوشته ایم! گناهانى كه بعضى از آن ها شدیدتر از زناست!.

تا زبان اصلاح نشود هیچ كس به هیچ جا نمى رسد.

چرا كه زبان ابزار و وسیله اى است كه در همه جا در اختیار انسان هست; امّا ابزار سایر گناهان همیشه در اختیار نیست. و از این بدتر این كه متأسّفانه قبح و زشتى گناهان زبان كاسته شده و در برخى موارد از بین رفته است. اگر كسى خداى ناكرده در مسجد بساط قمار پهن كند همه به او اعتراض مى كنند، ولى اگر شخصى غیبت كند، كه بدتر از قمار است، كمتر كسى به او اعتراض مى كند.

بنابراین باید مواظب زبان خویش، مخصوصاً به هنگام عصبانیّت، حسادت، بروز مشكلات و مصائب باشیم، كه اصلاح زبان یكى از گام هاى سیر و سلوك و مقدّمه اصلاح قلب است.

یا علی

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

جمعه 19/1/1390 - 20:5 - 0 تشکر 305498


بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یا بقیة الله الاعظم

سلام

از مباحث خوبتان ممنونم.از این درسها كمال استفاده را می بریم.خدا كند بتوانیم آنها را سرمشق زندگی خود قرار دهیم.

*********

براى پرهیز از خطرات هر موجود خطرناک قبل از هر چیز توجّه کامل به خطرات آن لازم است، هر روز که انسان از خواب بیدار مى شود باید به خودش توصیه کند که باید مراقب خطرات زبانش باشد زیرا این عضو مى تواند تو را به اوج سعادت برساند و یا بر خاک ذلّت و شقاوت بنشاند; اگر غافل شوى همچون حیوان درّنده غافلگیرى، تو را مى درد.
این معنى بطرز زیبائى در روایات اسلامى وارد شده است.
در حدیثى از «سعید بن جبیر» از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که فرمود:
«اِذا اَصْبَحَ ابْنُ آدَمَ اَصْبَحَتِ الاَْعْضاءُ کُلُّها تَسْتَکْفِى اللِّسانُ اَنّى تَقُولُ اِتَّقِ اللّهَ فِینا فَاِنَّکَ اِنْ اِسْتَقِمْتَ اِسْتَقَمْنا وَ اِنْ اِعْوَجَجْتَ اِعْوَجَجْنا; هنگامى که فرزندان آدم صبح مى کنند تمام اعضاى بدن به زبان هشدار مى دهند و مى گویند تقواى الهى را در مورد ما مراعات کن، چرا که اگر تو به راه راست بروى ما نیز به راه راست مى رویم و اگر تو به راه کج بروى ما نیز به راه کج مى رویم!»(1)
در حدیث دیگرى از امام علىّ ابن الحسین(علیه السلام) آمده است: «اِنَّ لِسانَ ابْنِ آدَمَ یُشْرِفُ عَلى جَمیعِ جَوارِحِهِ کُلَّ صَباح فَیَقُولُ کَیْفَ اَصْبَحْتُمْ؟! فَیْقَولُونَ بِخَیْر اِنْ تَرَکْتَنا وَ یَقُولُونَ اللّهَ اللّهَ فینا، وَ یُناشِدُونَهُ وِ یَقُولُونَ اِنَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بِکَ; زبان انسان هر روز صبح به تمام اعضاء بدن نظر مى افکند و مى گوید: صبح شما چگونه است؟ مى گویند خوب است اگر تو ما را به حال خود واگذارى! (سپس اضافه مى کنند) خدا را، خدا را، رعایت حال ما را بکن، و به او قسم مى دهند و مى گویند ما به واسطه تو مشمول ثواب یا عقاب واقع مى شویم!»(2)
1. محجّة البیضاء، جلد 5، صفحه 193.
2. کافى، جلد 2، صفحه 115، حدیث 13.





اللهم عجل لولیك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

شنبه 20/1/1390 - 16:37 - 0 تشکر 305757

سلام 

شكری عزیز و بزرگوار از مطالبتون كه در ادامه كنترل زبان بود بهرمند شدیم

و اما ادامه سرمشق ها:

چراغى از پیش بفرست!

قال على (علیه السلام):

«ما تُقَدِّمْ مِنْ خَیْر یَبْقَ لَكَ ذُخْرُهُ، وَ ما تُؤَخِّرْهُ یَكُنْ لِغَیْرِكَ خَیْرُهُ»;

«آنچه پیش از خود بفرستى براى تو ذخیره مى شود و آنچه (را براى بعد از مرگت) تأخیر بیندازى، فایده اش تنها براى دیگران است (و مسؤولیّتش متوجّه توست!)».

نهج البلاغه، نامه 69

شرح و تفسیر

جنون ثروت اندوزى در دنیاى امروز بیش از هر زمان دیگر به چشم مى خورد، بدون این كه حساب كنند، و از خود بپرسند كه هدف اصلى و فلسفه ثروت چیست؟ آن ها كه دیوانهوار در فكر جمع ثروتند و حتّى كمترین توجّهى به راه هاى تحصیل آن، از نظر حلال و حرام و ظلم و عدالت ندارند، آیا هیچ فكر نمى كنند ثروت هاى كلان را نه با خود مى توان برد، و نه همه آن را مى توان خورد؟! آیا با خود نمى اندیشند كه جمع كردن و گذاشتن و رفتن، سپس تمام مسؤولیّت هاى آن را به دوش كشیدن، كار عاقلانه اى نیست؟!.

توجّه و تفكّر در مضمون این روایت براى همگان، مخصوصاً براى اغنیاء و ثروتمندان، مى تواند زندگى آن ها را دگرگون سازد و مسیر آن ها را تغییر دهد. به داستان زیر توجّه كنید:


«یكى از ثروتمندان بزرگ به یك ضیافت و میهمانى دعوت مى شود، شب هنگام به همراه خدمتكار خود به سمت محلّ میهمانى حركت مى كنند، خادم كه براى رفع تاریكى و روشن شدن مسیر چراغى در دست داشت، عمداً پشت سر ارباب خود حركت مى كند.

ارباب مى گوید: چراغى كه از پشت سر حركت كند براى من چه فایده اى دارد؟ بیا جلوتر از من حركت كن تا از نور چراغ استفاده كنم.

خادم، كه فردى باهوش و نكته سنج و موقعیّت شناس بود، ضمن تصدیق و تأیید سخن ارباب خویش گفت: «آقاجان! من هم همین عقیده را دارم، مى گویم: خیرات و مبرّاتى كه پس از مرگ انسان انجام مى شود، مانند چراغ پشت سر است و اثر چندانى ندارد، براى جهان آخرتت چراغى از پیش بفرست!».

این سخن پرمغز خادم در آن موقعیّت مناسب اثر فراوانى بر آن فرد ثروتمند گذاشت; به گونه اى كه بسیارى از املاكش را وقف بر كارهاى خیر كرد. تا آن جا كه مى گویند: بعد از موقوفات حضرت امام رضا (علیه السلام)بیش ترین موقوفات در مشهد توسّط ایشان انجام شده است!.

ya ali 

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.