• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 397)
سه شنبه 10/12/1389 - 13:1 -0 تشکر 292379
گفتگوی نشریه آیه با استاد خسروشاهی درباره كتاب امام علی (ع) و صدای عدالت انسانی

مصاحبه شونده :  استاد سیدهادی خسروشاهی
موضوع مصاحبه: فرهنگی
خلاصه :  این كتاب كه به واكاوی عدالت در زمان حضرت علی و نقش حكمرانی حضرت در برپایی عدالت اجتماعی می پردازد مشتمل بر پنج جلد است كه جرداق در آنها سعی كرده بحث عدالت حضرت امیر(ع) را به صورت تطبیقی با اتفاقات و اشخاص بزرگ دنیای غربی و جامعه عرب بررسی كند...



اشاره: «صوت العدالة الانسانیة» در زمان خودش و با نوشتار یک نویسنده مسیحی به قدری در جهان اسلام تأثیر گذاشت که بسیاری از علما و مراجع تقلید و دانشمندان مسلمان از سرتاسر دنیا به تمجید از این کتاب پرداختند و آن را اثری ارزشمند نامیدند و این کتاب که به واکاوی عدالت در زمان حضرت علی و نقش حکمرانی حضرت در برپایی عدالت اجتماعی می پردازد مشتمل بر پنج جلد است که جرداق در آنها سعی کرده بحث عدالت حضرت امیر(ع) را به صورت تطبیقی با اتفاقات و اشخاص بزرگ دنیای غربی و جامعه عرب بررسی کند. این کتاب در ایران برای اولین بار به صورت کامل توسط استاد سید هادی خسروشاهی از سال 1338 ترجمه شد و کار ترجمه کامل پنج جلد آن تا اواسط دهه 40 طول کشید. به بهانه پرونده کتاب خدمت استاد رسیدیم تا گپ و گفتی کوتاه درباره کتاب و سیر ترجمه آن داشته باشیم.
 
استاد سیدهادی خسروشاهی جرج جرداق کتاب امام علی
 از راست: دکتر شهیدی، استاد خسروشاهی، جورج جرداق، علامه جعفری
 
جنابعالى چطور با كتاب الامام على آشنا شدید و چرا به فكر ترجمه آن افتادید؟

از سال 1332 به بعد اینجانب از طلاب ساكن مدرسه حجتیه در قم بودم. در كوچه حجتیه، منزل چند نفر از مراجع، از جمله: مرحوم آیت آلله سید محمد حجت و مرحوم آیت آلله سید صدر الدین صدر، و آیت آلله سید محمد تقى خوانسارى قرار داشت كه همة آنان به رحمت حق پیوسته بودند، اما بر خلاف بیوت دیگر، بیت آیت آلله صدر با داشتن فرزندان برجسته و فرهیخته­اى چون آیت آلله سید رضا صدر و امام موسى صدر همچنان مركز اشعاع نور و علم و معرفت بود و شب هاى پنجشنبه، آیت آلله سید رضا صدر جلسات عام اخلاقى براى طلاب حوزه داشت كه صدها نفر از طلاب در آن شركت مى كردند و همه اطاق­ها و حیاط منزل و كوچه متصل به بیت، مملو از طلاب علاقمند به دروس اخلاقى بود.

علاوه بر این جلسات كه بنده نیز همیشه سعى مى كردم در آن حضور داشته باشم، اغلب روزهاى هفته، یكى دو ساعت به غروب مانده در بیت الشرف صدر، فضلاى معظم وقت، حضور مى­یافتند و ضمن دیدار و گفتگو، درباره مسائل روز، بحث­هاى گوناگون علمى، فلسفى، كلامى، فقهى، روائى و تاریخى نیز مطرح مى­شد كه هر كدام از آقایان نظرات مفید و ارزشمند خود را ابراز مى­داشتند و بنده هم به اندازه استعداد خودم، از آن مجالس، در روزهایى كه توفیق شركت داشتم، بهره­مند مى­شدم.

فضلایى كه در آن جلسات یومیه شركت مى­كردند، حدود ده - دوازده نفر بودند كه اسامى بعضى از آن ها كه بخاطرم مانده بدین قرار است آقایان: سید رضا صدر، سید مهدى روحانى، شیخ على احمدى میانجى، شیخ احمد آذرى قمى، امام موسى صدر، سید موسى شبیرى زنجانى، اثنى عشرى، میرمحمدى... و شاید دو سه نفر از طلاب علاقمند مانند حقیر هم در آن جلسات - گهگاهى حضور مى­یافتند.

مرحوم آیت آلله سید رضا صدر به علت آشنایى و سابقه رفاقت با اخوى بزرگوار من مرحوم آیت الله سید احمد خسروشاهى، به اینجانب اظهار محبت مى كردند و با توجه به ذوق و سلیقه و علاقه­ام هم، كتاب هاى جدید عربى را كه از لبنان به دستشان مى­رسید و پس از آن كه در جلسه معرفى مى­كردند براى مطالعه به اینجانب مى­دادند كه دقیقا یادم هست كه یكى از آن كتاب­ها: «تذكرة الدعاة» به قلم دكتر بهى الخولى یكى از رهبران اخوان المسلمین مصر بود كه درباره وظایف «دعوتگران اسلامى» تألیف شده بود دیگرى كتاب «مذكراة الدعوة و الداعیة» كه شامل خاطرات شهید شیخ حسن البناء مؤسس حركت اسلامى اخوان در مصر بود كه من هر دو كتاب را مطالعه كردم و شاید گرایش من به اخوان المسلمین هم از همان زمان آغاز شد. آیت الله صدر روزى با مسرت كامل خبر چاپ كتاب جدیدى را درباره امام على علیه السلام دادند كه توسط یك مسیحى تألیف شده بود. و سپس خطاب به بنده فرمودند: «البته آقاى خسروشاهى اجازه می­دهند كه من خود نخست كتاب را مطالعه كنم و بعد آن را به ایشان بدهم»!

... یكى دو هفته بعد، ایشان كتاب را به من دادند كه نام آن: «الامام على صوت العدالة الانسانیه»، تألیف مسیحى لبنانى، جرج سجعان جرداق بود. كتاب در قطع وزیرى و با كاغذ تقریبا مرغوب، در چند صد صفحه در بیروت چاپ شده بود... و من كتاب را با اشتیاق گرفتم و با خود بردم تا مطالعه كنم. و پس از مطالعه به فكر افتادم كه آن را ترجمه كنم كه به علت آشنایى با كتاب­هاى جدید عربى، به این امر علاقه­مند شده بودم، ولى عبارات و ادبیاتى كه در كتاب بكار رفته بود، ادبیات عادى نبود و جنبه دقیق ادبی، فلسفى، شاعرانه و رمانتیك داشت و ترجمه آن توسط اینجانب كه تازه وارد میدان ترجمه مى شدم، سخت بود و مشكل بنظر مى­آمد.

موضوع را با آیت الله صدر در میان گذاشتم ایشان فرمودند: «براى هر مشكلى مى­توان راه حلى پیدا كرد... جنابعالى ترجمه را شروع كنید، هر كجا كه با مشكلى برخورد كردید، من در خدمت شما هستم!» این بیان تشویقى همراه با وعده كمك فكرى، مرا به فكر انداخت كه به ترجمه كتاب اقدام كنم... اما چندى بعد آیت الله صدر به من اطلاع دادند كه كتاب را علامه شعرانى در تهران ترجمه كرده و «توسط انتشارات اسلامیة»، منتشر شده است...

... من نسخه اى از آن ترجمه را در تهران تهیه كردم و به دنبال پى­گیرى امر، معلوم شد كه قبل از ایشان استاد سید صدر الدین بلاغى، به دستور آیت الله سید حسین بروجردى مرجع وقت، به ترجمه آن پرداخته بوده و چون محتویات آن با مذاق حكومت وقت سازگار نبوده، ضمن مصادره بخش­هاى ترجمه شده كتاب، براى جلوگیرى از ترجمه مجدد آن توسط دیگران، علامه شعرانى كه مرد عالم و فرهیخته و جامع بود، به توصیۀ بعضی از دوستان، به ترجمه آن پرداخته و مواردى را هم كه صحیح نمى­دیده حذف كرده و یا با تعلیقاتى آن ها را اصلاح نموده است!

بدین ترتیب بود كه من از ترجمه آن كتاب منصرف شدم، چون احتمال می­دادم كه با توجه به حساسیت رژیم، ترجمه من یا مجوز انتشار نیاید و یا اگر بخواهد منتشر گردد، باید با حك و حذف و اصلاحاتى همراه باشد كه من با این نوع اقدام در ترجمه كتاب­هاى دیگران، موافق نبودم. این چگونگى آشنایى من با كتاب «الامام على صوت العدالة الانسانیة» و فكر ترجمه آن بود.
 
چرا مطالب این كتاب از نظر رژیم شاه ناپسند بوده كه مانع ترجمه صحیح آن شد؟

برداشت­هایى كه جرج جرداق از مضامین كلام امام در نهج البلاغه، درباره مسائل: اقتصادى، سیاسى، اجتماعى و حقوق انسانى افراد كرده بود و یا شرح مظالم شاهان و زورمداران حاكم در دوران خلفاى اموى و عباسى، كه با نوع مظالم نظام هاى شاهنشاهى ایران تطبیق مى­كرد، رژیم را به مخالفت عملى با ترجمه و نشر آن وادار نمود. و شاید براى همین هم بود كه مرحوم علامه شعرانى در ترجمه خود،فصلى را درباره «صفات ملوك عادل»! اضافه كرده است! تا تحلیل هاى جرج جرداق از كلام امام، با نظام حاكم در ایران، تطبیق نكند!

جرج جرداق مثلا درباره مسائل اقتصادى، با استناد به مطالب موجود در نهج البلاغه، به ثروت اندوزى یك عده معدود كه نتیجه طبیعى آن فقر و ندارى اكثریت مردم جامعه است، مى تازد و این البته مورد پسند نظام همایونى! نبود و روى همین اصل خواست كه بجاى تغییر ساختار روش ظالمانه اقتصادى، یا پاسخگوئى به مشكلات مردم، صورت مسئله را پاك كنند!

چطور شد كه جنابعالى بعدها به ترجمه مجموعه كامل پنج جمله­اى كتاب امام على افتادید و به آن پرداختید؟

پس از آنكه كتاب جرج جرداق با استقبال بى­نظیر مراجع و علما عظام ایران و عراق و لبنان و توده­هاى مردم و روشنفكران بلاد عربی قرار گرفت، هجمه متحجرین و عناصر ظاهر بین آغاز گردید. و آنها مدعى شدند كه مؤلف كتاب نظریه و دیدگاه «اشتراكى» دارد و اصولاً هدف او از تألیف این كتاب، نشر اندیشه هاى ماركسیستى - سوسیالیستى در میان جوانان مسلمان بوده است... استشهاد به چند جمله از كتاب و به كارگیرى كلماتى توسط مؤلف درباره اشتراكیت اسلامى و عدالت اجتماعى و حقوق بشر، و: «جامعه از همه و براى همه بطور یكسان»، براى داورى این آقایان گویا كافى بود كه عملا حكم به «تحریم نشر كتاب» دادند... اما مؤلف كه امام على(ع) را شناخته بود، به جاى عقب­نشینى، به شرح و بسط مطالب كتاب خود پرداخت و این بار آن را در پنج جلد و در 1500 صفحه منتشر ساخت... و من هم در سال 1338 تصمیم گرفتم كه هر پنج جلد را ترجمه و منتشر سازم و بهمین منظور از مؤلف محترم اجازه ترجمه آن را خواستم كه طى نامه اى- به همراه مختصرى از شرح حال و عكسى از آن دوران - موافقت خود را اعلام نمود، ولى بعلت سنگینى مطالب و ادبیات بكار رفته در كتاب و جو حاكم بر حوزه ها، فقط بخش­هایى از جلد اول آن كه توسط این جانب ترجمه شده بود در مطبوعات مذهبى قم و تهران ـ هفته نامه های: استوار، ندای حق، وظیفه ـ منتشر گردید... و همین امر موجب شد كه شخصیت­هاى محترم و برجسته­اى مانند شهید آیت الله سید محمد باقر صدر و بعضى از بزرگان حوزه علمیه قم، ضمن تقدیر از اقدام بنده بر ترجمه كتاب، تذكر دهند كه اگر در مواردى، مطالبى بر خلاف مسائل مسلمه اسلامى باشد، در پاورقى ها توضیح دهم و آن نكات را یادآورى كنم كه این خود خدمت بزرگى است... البته من نیز چنین كردم و از سال 1340 به بعد به تدریج به ترجمه كامل همه مجلدات پنج گانه با رعایت نظریات متین اساتید معظم، اقدام كردم و توضیحات مفیدى بر آن افزودم كه بعلت كثرت و وسعت آنها، كتاب در شش جلد منتشر گردید كه در واقع یك جلد آن اضافات اینجانب بود.

خوشبختانه در سالهاى اخیر و پس از ویرایشى جدید، كتاب در پنج جلد و 2500 صفحه و بارها، تجدید چاپ شده و در دهها هزار نسخه در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

در مسیر ترجمه كتاب از تجربیات مرحوم صدر بلاغى هم استفاده كردید؟

البته من آشنائى دیرینه اى با خطیب توانا و محقق عالیقدر، استاد بزرگوار مرحوم سید صدر الدین بلاغى داشتم و چون ایشان در ترجمه كتاب تك جلدى، پیشگام بود،از ایشان خواستم كه شرحى درباره ماجراى توقیف و مصادره ترجمه خود بنویسند و همراه نامه آیت الله بروجردى، باینجانب بفرستند تا در مقدمه چاپ پنج جلدى كتاب، آن را بیاورم، ولى ایشان طى نامه اى ضمن ابراز خوشحالى از اقدام بنده به ترجمه مجموعه كامل كتاب، یادآور شدند كه به علت كسالت، مقدورشان نیست كه چیزى بنویسند اما بطور حضورى مى توانند مطالب را بیان كنند...

این بود كه من به تهران آمدم و خدمت ایشان رسیدم و در این زمینه گفتگویى داشتیم كه من خلاصه آن را در مقدمه چاپ جدید كتاب، همراه نامه آیت الله بروجردى به ایشان و نامه آقاى بلاغى به اینجانب، آورده ام. و از آنجا كه نامه آیت الله بروجردى یك سند تاریخى است، نخست متن نامه ایشان به مرحوم صدر بلاغى را در اینجا نقل مى كنم.

متن نامه مرحوم آیت الله العظمی بروجردی درباره کتاب امام علی(ع)
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
به عرض عالى مى­رساند مرقوم محترم واصل و از محتویات آن مستحضر شدم. امیدوارم زحماتى كه در راه نشر معارف الهیه و تالیف كتب مفیده متحمل شده­اید مورد استفاده عموم و مقبول صاحب شریعت مقدسه باشد.
سابقا نسخه اى هم از كتب خودتان فرستاده بودید مقدارى از آن را ملاحظه نمودم گمان مى كنم براى جوانان از ذكور و اناث مفید باشد. فعلاً نسخه­اى كه از كتاب جرج سجعان جرداق فرستاده بودید. خود شخص مرقوم در ماه رمضان گذشته نسخه­اى از آن كتاب به عنوان هدیه براى حقیر فرستاده و مكتوبى هم كه حاوى سبب تألیف كتاب و زحماتى كه متحمل شده، نوشته بود. حقیر مقدارى كه وقت مساعدت مى­كرد، مطالعه كرده­ام، كتابى است مفید و ممكن است گفته شود كه در موضوع خود عادم النظیر است. روز عید اضحى جماعتى از تجار طهران به وشنوه آمدند و حقیر این موضوع را مذاكره كردم. جناب عمدة الاعیان آقاى حاج حسین آقا شالچیلار اظهار میل كرد كه اگر ترجمه شود این كتاب به فارسى، ما در طبع آن حاضر هستیم. لذا گمان مى­كنم مقتضى است یا خود جناب مستطاب عالى یا دیگرى را وادار نمایید كه ترجمه شود. پس از ترجمه وسایل طبع آن از این طریق و یا غیر این طریق فراهم خواهد شد. امیدوارم خداوند عزشانه موجبات آسایش جناب مستطاب عالى را فراهم فرماید. مرجو آن كه در مواقع توجه، حقیر را فراموش نفرمایید.
و السلام علیكم و رحمة الله و بركاته 18 محرم 1376. حسین الطباطبائى.
 
 
استاد صدر بلاغى مى­گفت: من در واقع به دستور آیت الله بروجردى به ترجمه كتاب پرداختم و قسمت عمده آن را هم آماده كرده بودم كه رژیم ضد فرهنگ از آن آگاه شد و روزى مأمورى به منزل من آمد و هم ترجمه كتاب و هم مرا با خود به ساواك برد که البته من آزاد شدم ولی کتاب توقیف شد! اما متن نامه آقاى صدر بلاغى به اینجانب، به عنوان سندى در این زمینه به قرار زیر است: به قرار زیر است:
 
بنام خدا
دوست دانشمند بسیار عزیز و شریفم جناب حجت الاسلام و المسلمین آقاى خسرو شاهى- دام بقائه و عزه-
نامه مهرآمیز آن جناب چند روز قبل وصول یافت. از توجه و تفقدى كه نسبت به این ارادتمند بذل فرموده اید بسیار سپاس گزارم. اما در خصوص ماجراى كتاب الامام على علیه السلام باید به عرض برسانم كه: شرایط حال و مزاج بنده آمادگى براى انشاى مطالبى راجع به آن كتاب ندارد، ولى همان طور كه در مذاكرات تلفنى معروض داشتم هرگاه سؤالاتى به صورت مصاحبه پیرامون آن كتاب طرح شود، شاید بتوانم اطلاعات خود را در جواب بیان كنم. ضمنا نامه­اى هم كه حضرت آیت الله العظمى بروجردى در این باره براى بنده فرستاده اند موجود است، و هرگاه مطالب آن منتشر شود، كمك مؤثرى به روشن شدن وضعیت خواهد كرد.
در پایان سلامت و توفیق آن جناب را در نشر حقایق، از خداى كریم مسئلت دارم، و به دیدار آن بزرگوار بسیار مشتاقم.
و السلام علیكم و رحمة الله و بركاته ارادتمند صدر بلاغى

اگر بخواهید مقایسه اى بین این كتاب و سایر كتاب­هایى كه در مورد حضرت امیر نوشته شده بكنید، نتیجه چه خواهد شد؟

اجازه بدهید پاسخ این سؤال شما را از قول مرحوم علامه شیخ محمد جواد مغنیه از علماى برجسته لبنان كه خود تألیفات بسیارى، از جمله در شرح نهج البلاغه دارد، نقل كنم.

علامه مغنیه در اواخر كه در اواخر عمر خود در حوزه علمیه قم مقیم شده بود، روزى در پاسخ اینجانب در رابطه با كتاب جرج جرداق و تالیفات دیگران، گفت: «... علماى بزرگ شیعه و سنى تألیفات و آثار بسیارى درباره امام على علیه السلام دارند و حتى یكى از این بزرگان كتابى در 32 جلد درباره آن حضرت تالیف كرده است و یا شخصیتى مانند علامه حلى كتاب «الفین» را با نقل هزار دلیل عقلى و هزار دلیل نقلى، درباره اولویت على(ع) بر امامت و خلافت تالیف نموده است كه در اختیار همگان قرار دارد، اما جرج جرداق در كتاب خود نه از آن كتاب 32 جلدى و نه از دو هزار دلیل عقلى و نقلى شیخ حلى استفاده نكرده است، بلكه او با عشق و علاقه ویژه خود به امام، كوشیده است كه على علیه السلام را آنگونه كه هست بشناسد و بشناساند و اندیشه­هاى او را در اختیار نسل جوان معاصر عرب و مسلمان قرار دهد.»

بنابراین بیان اصولا نمى­توان درباره این كتاب و آثار و مؤلفات بسیارى كه در طول صدها سال گذشته از سوى شخصیت هاى برجسته شیعه و سنى و یا غیر مسلمان، تألیف و منتشر شده است، مقایسه­اى به عمل آورد. چون جرج جرداق، كاشف امام على علیه السلام است، یعنی در واقع على(ع) را پس از هزار و چهار صد سال، «از نو شناخته» و آنگاه به معرفى آن پرداخته است.
مطالبى را كه او با استفاده از مفاهیم بیانات علوى درباره: مردم و جامعه، استثمار و استعباد انسان، حقوق اساسى بشر و ضرورت برقرارى حكومت عدل و قسط و تقسیم عادلانه ثروت و منابع طبیعى جهان، بین ابناء بشرى و... كشف و بیان كرده است، براى ما و نسل امروز قابل فهم تر و آشناتر است... نیم قرن پیش، متأسفانه این حقایق را حمل بر اندیشه هاى ماركسیستى نمودند، در حالیكه این لبّ حقایق تعلیمات مكتب علوى است.

جنابعالى در مورد نخستین تالیف تك جلدى جرج جرداق چه اقدامى كردید یا چرا آن را ترجمه ننمودید؟

البته محتویات كتاب نخستین و تك جلدى جرج جرداق درباره امام على علیه السلام، در واقع در مجموعه پنج جلدى بطور مبسوط تر و مشروح ترى آمده است... و اتفاقاً بنده در یكى دو سال اخیر با توجه به نیازی که نسل جوان كه به یك كتاب مختصر دارند تا مطالعه آن براى آن ها امكان پذیر و آسان باشد.. باین كار پرداختم یعنى به تنقیح و تكمیل ترجمه آن نسخه تك جلدى، اقدام نمودم كه با ویرایشى نو، از سوى موسسه «بوستان كتاب» قم، در 700 صفحه به چاپ رسید و در طول این مدت كوتاه، تاكنون سه بار تجدید چاپ شده است.

البته فكر مى كنم كه مطالعه آن،براى كسانى كه فرصت لازم براى مطالعه 2500 صفحه را ندارند. سودمند باشد. با تشکر از شما که فرصت این گفتگو را درباره کتاب امام علی، صدای عدالت انسانی، فراهم آوردید.
 
از: ماهنامه «آیه» مورخ آذرماه 1389 ـ تهران
 

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.