• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 1005)
دوشنبه 9/12/1389 - 14:10 -0 تشکر 291825
حقوق بشر در نهج البلاغه

مفهوم حقوق بشر و چگونگى شکل گیرى آن


حقوق بشر به معناى اصطلاحى آن، حتى در سنت اندیشه و حقوق غرب نیز سابقه تاریخى کهنى ندارد، اگر ما مثلاً در کتاب هاى بزرگترین فیلسوف عصر روشن گرایى (قرن هجدهم)، یعنى کانت، که بیش از هر فیلسوف دیگرى انسان و کرامت او را ملاک و مبدا فلسفه علمى خود قرار مى دهد، این اصطلاح را بجوییم، اثرى از عبارت حقوق بشر نمى یابیم.


این اصطلاح در متن یک نهضت اجتماعى، سیاسى در فرانسه پدید آمد و پیوسته تا امروز، پیوند ناگسستنى خود را با اصل مضمون و محتواى سیاسى خود حفظ کرده است و بدون آن قابل تصور نیست، بنابراین، اصطلاح حقوق بشر در عمل متوجه آن گروه از قدرتمندانى است که در قلمرو سیادت خویش، صاحبان نظر و عقیده مخالف را تحت فشار و تعقیب قرار مى دهند، براین اساس، رئوس حقوقى که تحت پدیده «حقوق بشر» گردآورى شده، عبارتند از:


حق حیات، آزادى، برابرى، عدالت، دادخواهى عادلانه، حق حفظ در مقابل سوء استفاده از قدرت، حفاظت در مقابل شکنجه، حفاظت شرافت و خوشنامى، حق پناهندگى، حقوق اقلیت ها، حق شرکت در حیات اجتماعى، حق آزادى فکر، ایمان و سخن، حق آزادى دین، حق تجمع و اعلان، حقوق اقتصادى (حق حفظ مال، حق انتخاب کار، حق فرد بر اشتراک در امور ضرورى مادى و معنوى)، حق تشکیل خانواده، حق تعلیم و تربیت، حق حفظ حیات فردى شخص و حق انتخاب آزاد محل زیست.


روشن است که اصل مسلم و نخستین شرط ایفاى این حقوق، عدم تناقض با حق دیگر انسان ها و عدم شکستن حق بشرى افراد دیگر است.
 
در اسلام، آن گونه که قرآن سخن مى گوید: «خدا» در مرکز جهان بینى قرار دارد و انسان ها براساس تقوا از یکدیگر متمایز مى شوند، «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» (حجرات: 13).


ولى در جهان بینى غرب انسان مرکزیت دارد و انسان میزان سنجش تمام اشیا است (اومانیسم) و به جاى خدا محورى انسان محورى اصل است.


در این مقاله، ابتدا اصول کلى و مبانى حقوق بشر از دیدگاه امام على (ع) را بررسى مى کنیم و سپس به اصلى ترین حق، یعنى حق حیات خواهیم پرداخت، سپس دو اصل بنیادین، یعنى آزادى و مساوات را بررسى خواهیم کرد.
 

دوشنبه 9/12/1389 - 14:11 - 0 تشکر 291827

اصول کلى و مبانى حقوق بشر


الف، اصل کرامت انسانى


مهم ترین اصل و پایه حقوق بشر، «کرامت انسانى» است، قرآن کریم با عبارت وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ ؛ (اسرا‎/آیه 70) «همانا فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم»، به این حقیقت اشاره مى کند.


امام على (ع) در خطبه اى با شرح آفرینش آدم (ع) مى فرماید: «پس خداوند از فرشتگان خواست تا آنچه در عهده دارند، ادا کنند و به عهدى که پذیرفته اند وفا کنند، او را از بن دندان بپذیرند، خود را خوار و او را بزرگ گیرند، و فرمود: «آدم را سجده کنید اى فرشتگان! فرشتگان به سجده افتادند جز شیطان» که دیده معرفتش از رشک تیره شده و بدبختى بر او چیره، خلقت آتش را ارجمند شمرد و بزرگ مقدار و آفریده از خاک را پست و خوار» (نهج البلاغه‎/ ترجمه سید جعفر شهیدى‎/ خطبه ،1 ص 5)


امام على (ع) در همین خطبه مى فرماید: و ان ناس کلهم احرار «مردم همه آزادند.»


امام در حکمرانى نیز به اصل کرامت توجه داشته و کارگزاران خود را به رعایت آن تذکر داده است؛ به طور مثال در فرمان حکومتى خویش به مالک اشتر مى فرماید:


مهربانى بر رعیت و دوستى ورزیدن با آنان و مهربانى با همگان را براى دل خود پوششى گردان و مباش همچون جانورى شکارى که خوردنشان را غنیمت شمارى! چه رعیت دو دسته اند؛ دسته اى برادر دینى تو هستند و دسته دیگر در آفرینش با تو همانند‎/ گناهى از ایشان سر مى زند یا علت هایى بر آنان عارض مى شود، یا خواسته و ناخواسته خطایى بر دستشان مى رود‎/ به خطاشان منگر و از گناهشان در گذر(نهج البلاغه، نامه 53).


امام در خطبه 217 نهج البلاغه مى فرماید: شنیدن حق را بر من سنگین مپندارید، و نمى خواهم مرا بزرگ انگارید، پس از گفتن حق و یا مشورت دادن در عدالت کوتاهى نکنید

دوشنبه 9/12/1389 - 14:13 - 0 تشکر 291829




ب) اصل خداجو بودن انسان


انسان اصالتاً خدا را مى طلبد، در مکتب على (ع) انسان به دنبال خدایى است که با او آشنایى دارد و شیفته اوست، از طرف دیگر، خداوند هم به بنده اش توجه دارد و او را مورد رحمت خویش قرار مى دهد.


ذعلب یمانى از حضرتش پرسید، آیا پروردگار خود را مى بینى؟


پاسخ داد، آیا چیزى را نبینم مى پرستم.


گفت: چگونه او را مى بینى؟


فرمود: دیده ها او را آشکارا نتوان دید، اما دل ها با ایمان درست بدو خواهند رسید، به هر چیزى نزدیک است ولى نه بدان پیوسته، و از آن دور است نه جدا و گسسته (خطبه 179).





ج) اصل جاودانه بودن انسان


امام على (ع) این دنیا را محل گذر مى داند و اعلام مى کند که انسان براى جهان آخرت آفریده شده است (نامه 31 نهج البلاغه در وصیت خطاب به فرزند ارشدش امام حسن (ع).

دوشنبه 9/12/1389 - 14:14 - 0 تشکر 291832

مهم ترین موارد حقوق بشر در نهج البلاغه


الف: حق حیات
عدالت


امام على (ع) حق حیات را براى انسان ها بسیار محترم شمرده و نسبت به آن سفارش هاى فراوانى کرده است.


امام در اهمیت این مطلب مى فرماید: از رسول الله (ص) دو کتاب به ارث برده ام، کتاب خدا و کتابى در غلاف شمشیرم. پرسیدند: اى امیر مومنان! چیست آن کتابى که در غلاف شمشیر دارى؟


فرمود: هر کس غیر قاتل را بکشد و یا غیر ضاربش را بزند، لعنت خدا بر او باد.


حضرت با این بیان کاربرد شمشیر و سلاح را در جایى مجاز مى داند که منجر به قتل بى گناهى نشود.


امام به مالک اشتر نخعى مى فرماید:


... و بپرهیز از خون ها، و ریختن آن به ناروا، که چیزى چون ریختن خون به ناحق آدمى را به کیفر نرساند و گناه را بزرگ نگرداند، حکومت خود را با ریختن خونى به حرام نیرومند مکن (نامه 53 نهج البلاغه).


امام على (ع) در بستر شهادت براى قاتل خود سفارش کرد: «پسران عبدالمطلب! نبینم در خون مسلمانان فرورفته اید و گویید امیر مومنان را کشته اند، بدانید جز قاتل نباید کسى براى خون من کشته شود (نامه 47 نهج البلاغه).
ب) حق آزادى


درباره تعریف و ماهیت آزادى، اختلاف بسیار است، اما با توجه به آموزه هاى دینى در بیانى اجمالى مى توان گفت: آزادى در تعبیر حقوقى آن نوعى استقلال و خود سامانى در زمینه هاى گوناگون زندگى است که از لحاظ رشد شخصیت انسان ضرورت داشته است و در چارچوب مقررات و ممنوعیت هاى الهى و عقلایى قرار دارد.


امام على (ع) با گفتار و کردار خویش به فرهنگ سازى و ایجاد زیرساخت هاى اجتماعى جهت استفاده از آزادى اقدام کرد، حضرت براى نهادینه نمودن آزادى در اجتماع بر موارد زیر تأکید داشت.



سعه صدر حاکمان


امام على (ع) در بیانى پرمعنا ابزار ریاست را سعه صدر معرفى مى کند (حکمت ،176 نهج البلاغه).


سعه صدر هنگامى خود را به خوبى نشان مى دهد که فرد با داشتن قدرت و توان بر مجازات به عفو اقدام کند (نهج البلاغه، حکمت 52).


اگر خداوند اجازه کبر ورزیدن را به یکى از بندگانش مى داد، به یقین منتى را بر پیامبران گزیده و دوستانش مى نهاد، لیکن خداى سبحان، تکبر را بر آنان نپسندید و فروتنى شان را پسندید.»

دوشنبه 9/12/1389 - 14:16 - 0 تشکر 291834

ترغیب مردم به مشارکت هاى اجتماعى و نقد حاکمان


امام در خطبه 217 نهج البلاغه مى فرماید: شنیدن حق را بر من سنگین مپندارید، و نمى خواهم مرا بزرگ انگارید، پس از گفتن حق و یا مشورت دادن در عدالت کوتاهى نکنید.


على (ع) بارها نه تنها مورد انتقاد و خرده گیرى بلکه مورد دشنام و ناسزا قرار گرفت ولى هیچ کس را به خاطر شخص خود مجازات نکرد (خطبه ،174 برخورد با خوارج).


و در خطبه 172 آمده است که شخصى به ایشان گفت: «اى پسر ابوطالب! تو بر امر حکومت حریص هستى» و امام نه نتها خشمگین نشده بلکه با استدلال به او پاسخ داد.


ج) مساوات


لزوم اجراى مساوات و عدالت به کرات در بیان و افعال حضرت دیده مى شد، در مکتب على (ع) مساوات مصداقى از عدالت است، و در سه مورد زیر قابل ملاحظه است:


1- مساوات در بهره مندى از بیت المال


2- مساوات در برابر قانون


3- مساوات در رجوع به محکمه صالح و رسیدگى عادلانه
امام على (ع) در بستر شهادت براى قاتل خود سفارش کرد: «پسران عبدالمطلب! نبینم در خون مسلمانان فرورفته اید و گویید امیر مومنان را کشته اند، بدانید جز قاتل نباید کسى براى خون من کشته شود


1) مساوات در بهره مندى از بیت المال


امام در روز پس از بیعت با مسلمین در بخشى از یک سخنرانى که در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید ج‎ 2 صفحه 171آمده است، فرمودند:


شما بندگان خدا هستید و مال از آن خداست که آن را بین شما به صورت مساوى تقسیم مى کنم و هیچ کسى را در برابر کسى دیگر برترى نیست و افراد پرهیزکار در قیامت پاداش از خداوند مى گیرند. نزد من مالى است که میان تان تقسیم خواهم کرد و درباره هیچ یک از شما تخلف نخواهد شد چه عرب باشد، چه عجم، اهل بخشش باشد یا نه...

دوشنبه 9/12/1389 - 14:17 - 0 تشکر 291835

درباره مساوات در بهره مندى از بیت المال در نهج البلاغه مطالب بسیار فراوانى وجود دارد که به دلیل ضیق وقت تنها دو مورد را مطرح مى کنم:


1- برخورد امام على (ع) با خزانه دار بیت المال به دلیل عاریه دادن یک گردنبند به دختر امام


2- برخورد تند با برادر خویش عقیل که نابینا بود و تقاضاى سهم بیشترى از بیت المال مى کرد.



2) مساوات در برابر قانون
عدالت


امام در مقابل قانون همه را داراى حق مساوى مى دانست، از تبعیض، اغماض و یا زیاده روى به شدت پرهیز مى کرد. در خطبه 127 نهج البلاغه به سیره پیامبر اکرم در عین تنبیه خطاکاران به رعایت حقوق آنان و خانواده شان اشاره مى کند.


در کتاب وسایل الشیعه ج 18 ص 156 آمده است که حاکم کوفه را به دلیل فساد و شکایات مردمى از حکومت خلع کرد و دستور داد تا او را شلاق بزنند و براى این که کسى حاضر نشد او را حد بزند امام على (ع) خود شلاق را گرفت و به سوى او رفت. حاکم مخلوع امام را قسم داد تا او را به خاطر حفظ آبرو شلاق نزند ولى امام فرمودند: ساکت شو، بنى اسراییل به علت عدم اجراى حدود نابود شدند و سپس او را شلاق زد.





3) مساوات در رجوع به دادگاه صالح و رسیدگى عادلانه


رعایت مساوات از سوى حاکمان براى مردم، از جمله اصول مسلم در زمامدارى امام على (ع) است. او در بخشنامه اى به والیان دستور داد که حتى در نگاه کردن به فراخواندن مسلمانان با همه یکسان عمل کنند (نهج البلاغه، نامه 47).


امام این گونه برخورد را به محمد بن ابوبکر و شریح قاضى توصیه مى کند و مى فرماید این نوع برخورد طمع ورزان را به تو نزدیک نمى کند و دشمنانت را مأیوس مى نماید.


امام چند قاضى از جمله ابولاسود دئلى را به دلیل برخورد با مراجعین از سمت قضاوت خلع کرد (نهج البلاغه 53).


امام در جلسه دادگاهى که به دلیل شکایت از او تشکیل شده بود، وقتى قاضى از ایشان با احترام نام برد و کنیه اباالحسن ایشان را خطاب کرد به قاضى خرده گرفت که در دادگاه با طرفین دعوى با مساوات رفتار کند ولو در یک طرف امیر مومنان باشد.

دوشنبه 9/12/1389 - 14:19 - 0 تشکر 291836

تطبیق بیانیه جهانى حقوق بشر با نهج البلاغه


ماده 25 بیانیه جهانى حقوق بشر مى گوید:


هر کس حق دارد از سطح یک زندگى برخوردار باشد که سلامت و رفاه او و خانواده اش از جمله خوراک، لباس، مسکن و بهداشت را تأمین کند، همچنین حق دارد از خدمات ضرورى اجتماعى در هنگام بیکارى، بیمارى، درماندگى، بیوگى و پیرى یا در سایر موارد که بنا به اوضاع و احوال بیرون از اراده او، وسایل معاش وى را مختل گرداند استفاده کند.


امام على (ع) در این باره مى فرماید:


در طبقه اى از مردم که مشکل معیشتى دارند، آنان که چاره ندانند و از درویشان و نیازمندان و از بیمارى بر جاى ماندگانند، مستحق عطایند و سپس دستور داد بخشى از بیت المال را به این افراد اختصاص دهند (نامه 53 نهج البلاغه).


حضرت بر پیرمردى گدا گذشت و وقتى حال زار او را دید به اطرافیانش گفت: از او کار کشیدید تا پیر شد، حال که عاجز شده است چرا از او دریغ مى دارید؟ از بیت المال به او بازنشستگى بپردازید (وسایل الشیعه، ج ،11 ص 49). در موردى حضرت با پیرزنى روبه رو شد که مشک آبى بر دوش داشت، پس از دقت دریافت که او همسر یکى از شهداست، با طعام به منزل او رفت و با فرزندانش بازى کرد، آن گاه صورت خود را نزدیک آتش گرفت و به خود گفت: «بچش اى على! این جزاى کسى است که حقوق بیوه زنان و یتیمان را ضایع کند» (بحارالانوار، ج ،41 ص 52).

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.