• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 259)
پنج شنبه 5/12/1389 - 22:16 -0 تشکر 290047
در انتظار نگاه محبت‌آمیز برادر

خراسان: به هر کجا نگاه می‌کنم حضورش را حس می‌کنم و وقتی در خیابان‌های شلوغ راه می‌روم با خودم می‌گویم شاید الان برادرم در بین این جمعیت باشد و حتی از کنارم عبور کند ولی ما همدیگر را نمی‌شناسیم!

در این ۲۷ سال عمری که از خدا گرفته‌ام یک لحظه هم فراموشش نکرده‌ام و تنها آرزویم این است که برادرم را ببینم و غمخوار زندگی‌اش باشم. همسر و فرزندانش را به خانه‌ام دعوت کنم و عمه گفتن‌‌هایشان را از صمیم قلبم پاسخ دهم. با حضور عزیزان گم شده‌ام میهمانی بگیرم.

زن جوان در حالی که گونه‌هایش با قطرات زلال اشک سیراب شده بود در دایره اجتماعی کلانتری نجفی مشهد گفت: پدر و مادرم هر ۲ نظامی بودند و ۲۷ سال قبل در حادثه رانندگی جاده چالوس به گرگان جان خود را از دست دادند و این آغاز تنهاییمان شد. من آن موقع ۳ ماهه بودم و به همراه برادر بزرگترم به یک پرورشگاه انتقال یافتم.

پس از مدتی یکی از اقوام مرا به فرزندی قبول کرد ولی برادرم «آریا» دنبال سرنوشت خودش رفت و از آن موقع به بعد دیگر هیچ خبری از او ندارم.

من در سن ۱۵ سالگی ازدواج کردم و شب عروسی‌ام آرزو داشتم که‌ ای کاش آریا هم در این مراسم حضور داشت و لحظه‌ای که می‌خواستم پا به خانه شوهر بگذارم مرا تا مقابل خانه‌ام بدرقه می‌کرد. گاهی به دیدنم می‌آمد. برایم از رنج‌ها و غم‌هایش می‌گفت و...!

در این لحظه صدای هق هق گریه زن جوان سکوت اتاق را شکست. او پس از مکثی کوتاه افزود: من و شوهرم زندگی خوبی داشتیم و صاحب یک پسر خوشگل شدیم که اسمش را عرفان گذاشتیم اما همسرم در حادثه دلخراش رانندگی جان خودش را از دست داد و زمانه دوباره با من سر ناسازگاری گذاشت. من دوباره تنها شدم و روزهای بسیار سختی را پشت سر گذاشتم تا اینکه ازدواج کردم. الان هم ناشکری نمی‌کنم و از زندگی‌ام راضی هستم ولی دلتنگ برادرم هستم و دوست دارم او را ببینم. دلم شکسته است و تنها نگاه‌های محبت آمیز برادرم می‌تواند بند بند وجودم را به هم پیوند دهد.

آرزو در حالی که سرش را بین دستانش گرفته بود و اشک می‌ریخت با صدایی لرزان گفت: خواهش می‌کنم کمکم کنید تا برادرم را پیدا کنم! می‌خواهم برایش ناز خواهرانه بیاورم و ناز او را بخرم! مطمئن هستم ما حرف‌های زیادی از روزهای غربت و لحظات دلتنگیمان داریم.

خدایا! یعنی روزی خواهد رسید که من هم با آرامش و فارغ از دلهر ه‌های تنهایی به چهره دوست داشتنی برادرم نگاه کنم و این دفعه این من باشم که برای دیگرانی که گرفتار توفان تنهایی شده‌اند، دعا کنم؟

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.