• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 252)
شنبه 23/11/1389 - 13:30 -0 تشکر 282458
مؤمنان در کوره آدم سوزی!

اصحاب اخدود


برگهایی از کتاب قطور تاریخ را که می گشاییم درمی یابیم که انسانهای موحد، در طول تاریخ پیوسته گرفتار انواع عذاب‏ها و شقاوت‏ها و قتل وغارت‏ها بوده اند، و به جرم پاسداری از حق وحقیقت وتوحید، انواع عذاب‏ها را به جان خریده‏اند.


به روایت قرآن مجید، پیش از رسالت حضرت ختمی مرتبت، عده ای از موحدّان و گروندگان به آیین مسیح در زمان پادشاهی ذونواس، آخرین پادشاه از طائفه"حمیر"، تنها به جرم حق پرستی، گروه گروه به گودالهای آکنده از آتش، افکنده شدند.


قرآن مجید، داستان این جنایت تاریخی را در سوره مبارکه"بروج" آورده است.


"مفسران‌ و نویسندگان‌ مسلمان‌ انگیزه اشاره قرآن‌ به‌ این‌ داستان‌ را مورد توجه‌ قرار داده‌اند و بیشتر بر این‌ باورند که‌ چون‌ در زمان‌ پیامبر اکرم‌(ص‌) مسلمانان‌ مکه‌ از سوی‌ قریش‌ مورد آزار و اذیت‌ بسیار قرار مى‌گرفتند، این‌ داستان‌ در قالب‌ آیات‌ قرآنى‌ بر پیامبر(ص‌) نازل‌ شد تا افزون‌ بر نکوهش‌ و نفرین‌ کافران‌ قریش‌ و برانگیختن‌ حس‌ مقاومت‌ مسلمانان‌، از صبر و پایداری‌ و استحکام‌ ایمان‌ ایشان‌ قدردانى‌ به‌ عمل‌ آمده‌ باشد. در این‌ میان‌ برخى‌ از گوشه‌های‌ داستان‌، همچون‌ شکیبایى‌ اصحاب‌ اخدود در برابر دشواریها، باز نمودن‌ و باز گفتن‌ حق‌ و دعوت‌ به‌ اسلام‌ همانند کردار عبدالله‌ بن‌ ثامر، ایمان‌ تزلزل‌ ناپذیر به‌ دین‌ حق‌، حتى‌ در میان‌ کودکان‌، موردتوجه‌ مفسران‌ قرار گرفته‌ است. گفتنى‌ است‌ از همین‌ رو، گاه‌ در منابع‌ اسلامى‌، به‌ سان‌ اسوه‌ای‌ در صبر بر مصائب‌، اصحاب‌ اخدود را مثل‌ آورده‌اند."1


ذونواس آخرین پادشاهی است که از طائفه حمیر بسلطنت رسید و زمام امور مردم را بدست گرفت .


او نام خود را (یوسف ) نهاد و آیین یهود را اختیار کرد، آنگاه آنرا یگانه دین رسمی روزگار خود خواند درحالیکه یهودیت با آمدن عیسی بن مریم ازبین رفت و خط بطلان بر آن کشیده شد.

شنبه 23/11/1389 - 13:30 - 0 تشکر 282459

چنانکه اشاره شد خداى متعال در قرآن مجید ، از « اصحاب اخدود » یاد کرده است . از نظر قرآن کریم اینان جرمى جز ایمان به خدا نداشتند .داستان آنان بنا به نقل پاره ای از تفاسیر چنین است:


"مردى وارد شهر « صنعا » پایتخت یمن شد و به سوى کاخ حکومتى « ذونواس » حرکت کرد ، دربان کاخ از ورودش جلوگیرى نمود و گفت : در این گرماى سوزان به چه علت به درب این خانه آمده‏اى ؟ گفت : خطر بزرگى پیش آمده است باید ذونواس را از این خطر آگاه کنم .


دربان گفت : پادشاه الآن از پذیرفتن تو معذور است ، فعلاً قتلى را پشت‏سر گذاشته و از اضطراب شهر « صنعا » کاسته و مسئله یهودیّت را به مانند زمان تبّع رسانده و اکنون آماده است ، تا در جنگى که در شرق و غرب روى مى‏دهد شرکت کند ، او قصد دارد یهودیّت را دین عمومى نموده و حکم تورات را در زمین حاکم کند .


در هر صورت پادشاه نزدیک غروب آماده ملاقات است ، مسافر گفت : خبر من با برنامه شاه فاصله زیادى ندارد و مربوط به همین دین است . دربان گفت :


لحظه‏اى صبر کن تا شاه وارد باغ شود . پس از آن که ذونواس بیرون آمد دربان به او گفت :


مردى از « نجران » واقع در کشور حجاز براى ملاقات با شما آمده است و مى‏خواهد خبر از دین جدیدى بدهد که خطر بزرگى براى یهودیّت است .


ذونواس آخرین پادشاهی است که از طائفه حمیر بسلطنت رسید و زمام امور مردم را بدست گرفت. او نام خود را (یوسف ) نهاد و آیین یهود را اختیار کرد، آنگاه آنرا یگانه دین رسمی روزگار خود خواند درحالیکه یهودیت با آمدن عیسی بن مریم ازبین رفت و خط بطلان بر آن کشیده شد

شنبه 23/11/1389 - 13:31 - 0 تشکر 282460

ذونواس گفت : دین جدید ! کدام دین ؟ او را پیش من آورید ، مرد آمد و پس از احترام گفت : اى پادشاه ! من براى درخواست کمک نزد تو نیامده‏ام ؛ بلکه براى حادثه بزرگى که در « نجران » پیش آمده است به حضورت رسیده‏ام .


ذونواس گفت : منظورت چیست ؟ گفت : مدّتى است در نجران دین جدیدى پیدا شده و به نام عیسى مسیح بشارت مى‏دهد ، بت‏پرستان نجران آسایش فکر خود را در این مسلک یافته و دسته دسته به این دین مى‏گروند . آنچه مهم است این است که عدّه‏اى از یهودیان از دین خود دست کشیده و داخل دینى مى‏گردند که بت‏پرستان با کمال اشتیاق به آن روى مى‏آورند ؛ اگر پادشاه یهودیّت را حفظ نکند به زودى آثار آن از نجران معدوم مى‏گردد .
دست به دعا


ذونواس گفت: این دین چگونه به « نجران » راه یافت ؟ گفت : در میان عدّه‏اى که به « نجران » آمده بودند دو نفر وارد شدند ، یک مرد رومى به نام « فیمیون » و دیگرى مردى به نام « صالح » یکى از بت‏پرستانى که درخت خرما مى‏پرستید فیمیون را خرید ، او را شخص بزرگوارى یافت، مى‏دید در کار خستگى ندارد و هیچ‏گونه شکایتى از سنگینى کار نمى‏کند، تمام روز را کار کرده و شب را به اتاقى براى عبادت پناه مى‏برد . یک روز او را در حال نماز دید ، از اتاقش بدون چراغ نورى مشاهده کرد ، از کارش تعجّب کرد، از او پرسید : آیا غیر از آن درخت خرما را عبادت مى‏کنى؟ فیمیون گفت : من خدایى را پرستش مى‏کنم که مالک عالم و اداره کننده آن است ، همان خدایى که مسیح به وجودش راهنمایى کرده و قدرتش را به ما نمایانده است . این درخت مالک نفع و ضرر نیست ؛ بلکه خودش را نمى‏تواند حفظ کند و ضررى را از خود دور نماید . اگر من بخواهم مى‏توانم از خداوند تقاضا کنم بادى بفرستد و آن را خشک نماید ، یا آتشى فرستاده آن را بسوزاند .


ارباب گفت : آیا مى‏توانى چنین کارى را انجام دهى؟ گفت : آرى ، اگر انجام دهم به آیین حق مى‏گروى ؟ گفت : بلى ، فیمیون نماز خواند و از خدا خواست تا دعایش را مستجاب کند ؛ بادى بر درخت وزید و درخت خشک شد . در این هنگام ارباب فیمیون به حق ایمان آورد ، این مسئله در نجران منتشر شد و بسیارى از مردم آیین مسیح را پذیرفتند . سپس آن مرد مطالب دیگرى درباره فیمیون گفت در حدّى که غضب و خشم ذونواس به جوش آمد و با لشکرى انبوه به سوى نجران حرکت کرد ، شهر را محاصره کرد بزرگان و صاحبان رأى را جمع نمود و گفت : قبل از این که دست به کشتار شما بزنم به شما مهلت مى‏دهم که یا یهودیت را قبول کنید و یا اعدام و شکنجه در انتظار شماست .


مردمى که حق را یافته بودند ، مردمى که لذّت حق‏پرستى را چشیده بودند ، مردمى که از معرفت الهى برخوردار شده بودند . مردمى که مى‏دانستند در این دنیا جز وجود او چیزى اصالت ندارد ، در پاسخ آن ستمگر گفتند : این دین جدید با جان ما درهم آمیخته و به تار و پود وجود ما راه یافته است ، ما از آن دست برنمى‏داریم چه به ما مهلت دهى ، چه ما را به کام مرگ دراندازى .


ما با خداى خود معامله کرده‏ایم و هرگز او را به هیچ چیز ترجیح نمى‏دهیم .

شنبه 23/11/1389 - 13:31 - 0 تشکر 282461

دنیا محلّى است زودگذر و سهم ما از آن بسیار اندک است و ما همه چیز خود را که خداست با این سهم اندک عوض نمى‏کنیم .
این کوره هاى آدم سوزى که به دست یهود به وجود آمد احتمالا نخستین کوره هاى آدم سوزى در طول تاریخ بود، ولى عجب اینکه این بدعت قساوت بار ضد انسانى سرانجام دامان خود یهود را گرفت


ذونواس که پافشارى مؤمنان را به این دین ملاحظه کرد ، دستور داد خندقى حفر کنند و آتشى سهمگین برافروزند ، از پیرمرد زمین‏گیر وپیره‏زن قد خمیده ، از جوان رشید و طفل شیرخوار از خرد و کلان ، چشم نپوشید و همه را در کام آتش افکند و آنان نیز از حقّ دست برنداشته ، کشته شدن را بر ننگ دنیا ترجیح دادند و جان خود را نثار معشوق حقیقى کردند[446] . و به فرموده امام صادق علیه‏السلام از آنان شدند که ایثار محبوب بر ماسوا کردند : وَدَلیلُ الحُبّ إیثارُ الْمَحْبُوبِ عَلى ما سِواهُ".


"بعضى افزوده اند که در این گیرودار یک تن از نصاراى نجران فرار کرد و به سوى روم و دربار قیصر شتافت ، و از ذونواس ‍ شکایت کرد و یارى طلبید.


(قیصر) گفت : سرزمین شما از من دور است ، اما نامه اى به پادشاه حبشه مى نویسم که او مسیحى است و همسایه شما است ، و از او مى خواهم شما را یارى دهد، سپس نامه اى نوشت و از پادشاه حبشه انتقام خون مسیحیان نجران را خواست مرد نجرانى نزد سلطان حبشه نجاشى آمد، و نجاشى از شنیدن این داستان سخت متاءثر گشت ، و از خاموشى شعله آیین مسیح (علیه السلام ) در سرزمین نجران افسوس خورد، و تصمیم بر انتقام شهیدان را از او گرفت .


لشکریان حبشه به جانب یمن تاختند و در یک پیکار سخت سپاه ذونواس را شکست دادند، و گروه زیادى از آنان کشته شد، و طولى نکشید که مملکت یمن به دست نجاشى افتاد و به صورت ایالتى از ایالات حبشه درآمد.


بعضى از مفسران نقل کرده اند که طول آن خندق چهل ذراع ، و عرض آن دوازده ذراع بوده است (هر ذراع تقریبا نیم متر است و گاه به معنى گز که حدود یک متر است به کار مى رود) و بعضى نقل کرده اند هفت گودال بوده که هر کدام وسعتش به مقدارى که در بالا ذکر شده بوده است .


از آنچه در بالا گفتیم روشن مى شود که این شکنجه گران بیرحم ، سرانجام به عذاب الهى گرفتار شدند و انتقام خونهایى که ریخته بودند در همین دنیا از آنها گرفته شد، و عذاب حریق و سوزنده قیامت نیز در انتظارشان است .


این کوره هاى آدم سوزى که به دست یهود به وجود آمد احتمالا نخستین کوره هاى آدم سوزى در طول تاریخ بود، ولى عجب اینکه این بدعت قساوت بار ضد انسانى سرانجام دامان خود یهود را گرفت ، و چنانکه مى دانیم گروه زیادى از آنها در ماجراى آلمان هیتلرى در کوره هاى آدم سوزى به آتش کشیده شدند، و مصداق (عذاب الحریق ) این جهان نیز درباره آنها تحقق یافت .


علاوه بر این (ذونواس یهودى ) بنیانگذار اصلى این بناى شوم ، نیز از شر اعمال خود بر کنار نماند.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.