• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
کتاب و کتابخوانی (بازدید: 838)
پنج شنبه 14/11/1389 - 15:50 -0 تشکر 279265
انقلاب اسلامی و ادبیات

گزارشی از تأثیر انقلاب اسلامی بر رشد حوزه نشر؛ انقلابی در تولد نسل اهل مطالعه

 

سایت شبكه ایران: واقعیت رشد تولیدات حوزه نشر، افزایش ناشران و رشد غیرقابل تصور نویسندگان و متعاقباً مخاطبان در دوران پس از انقلاب بر هیچ کس پوشیده نیست؛ منتهی بررسی ریز و آماری این حوزه حاکی از کار و تلاش مداوم لایه‌های مردمی و حضور پررنگ آنها در حوزه نشر است. انقلاب ذهن‌ها را رشد داد. هر فردی در طیف و طبقه خاص اجتماعی با شنیدن نام کتاب، به خواندن آن راغب بود و این امر خود به خود چرخه‌ای از عرضه و تقاضا را به وجود می‌آورد؛ طوری که با اشتیاق هر کتابخوان، کتابی مورداستفاده قرار خواهدگرفت و بر همین منوال به ناشری نیاز خواهد بود که دست اندرکار تولید کتاب برای او باشد. از سوی دیگر این ناشر نیازمند نویسنده یا نویسندگانی است که کتاب را بنویسند و به این شکل باچرخه‌ای از نویسنده، ناشر و مخاطب روبه‌روهستیم که امروزه بر همگان واضح است.

آمارهای گوناگون از بازدید 4 میلیون مخاطب از نمایشگاه کتاب تهران حکایت دارد؛ همچنین گردش مالی نمایشگاه کتاب تهران طی روز برپایی بالغ بر 100 میلیارد تومان بوده است. اما به راستی ما از کجا شروع کرده‌ایم که به اینجا رسیده‌ایم.

 

رشد غیرقابل تصور
اگر از آمار عناوین تولیدی سال 57 و اوج‌گیری انقلاب اسلامی که آمار تولید 274 عنوان کتاب را در ذهن ما ثبت کرده است، بگذریم، سال‌های ابتدایی دهه 50 هم چندان مورد چشمگیری ما را به خود نمی‌خواند. به گفته دکتر غلامعلی حدادعادل در دهه 50 سالیانه 600عنوان کتاب در سال منتشر می‌شد، اما امروزه تنها در یک نمایشگاه سطح شهر (یاد یار مهربان) 18هزار عنوان کتاب عرضه می‌شود.

با این حال در برخی پژوهش‌های پژوهشگران و در اندک مواردی استثنایی در بهترین شرایط ممکن با رقم 2هزار عنوان کتاب در دوران انقلاب روبه‌رو می شویم که به هیچ وجه با آمار 53 هزار عنوان کتاب در سال‌های پس از انقلاب قابل قیاس هم نیست و از رشد 27 درصدی نسبت به آمار مورد اشاره خبر می دهد. آمار چاپ 53 هزار عنوان کتاب آن چنان که کارشناسان حوزه نشر اذعان دارند، مربوط به سال 87 است. این رقم در تولیدات دو سال اخیر به مرز 56 هزار رسیده و بر رونق حوزه نشر بیش از پیش افزوده است. اگرچه در رساندن آمارهای بسیار پائین 274، 600 و حتی 2 هزار عنوان به 56 هزار عنوان تأثیر صددرصدی دولت مشهود است، اما به هیچ وجه نباید از ارتقای شعور همگانی، تقاضا برای کتاب مورد نظر و گسترش مطالعه و کتابخوانی در میان مردم به راحتی گذشت؛ بنابراین بخشی از ارتقای نشر به دلیل بالارفتن سطح شعور همگانی و اپیدمی شدن سواد در میان اقشار اجتماعی است.

 

رشد سواد
پژوهشگران حوزه مطالعه از رشد 84درصدی افراد با سواد جامعه در دوران پس از انقلاب خبر می‌دهند. اما با سوادشدن خود یک حرکت است و رشد کتابخوانی پروسه و فرایندی دیگر که نیازمند فرهنگسازی است. فرهنگسازی برای کتابخوانی و مطالعه از همان مدارس آغاز می شود و برپایی بیش از 35هزار نمایشگاه در مدارس سراسر کشور از حرکت‌های الفبایی و ساختاری این حوزه بوده است. علاوه براین شاهد اهدای کتاب رایگان به 8هزار مدرسه،‌کتابخانه‌های عمومی سطح شهر و حوزه‌های علمیه بوده‌ایم که آماری مثال زدنی است.اعطای هزینه و کمک هزینه برای کمک به اهل مطالعه چنان که در تهیه کتاب‌ها و پرداخت هزینه‌های آن دچار زحمت نشوند، برای مثال در سال 86 نزدیک به 25 میلیارد تومان کتاب توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خریداری و در اختیار کتابخانه‌های عمومی قرار داده شده است. این رقم در سال بعد به صورت اعتبار 76 میلیارد تومانی هزینه گردیده که 25 میلیارد تومان آن برای خرید کتاب و بیش از 18 میلیارد تومان آن به صورت 600هزار بن الکترونیکی 30 هزار تومانی کتاب در اختیار طلاب، دانشجویان و اهالی فرهنگ و هنر قرار گرفته است.

همچنین پس از راه‌اندازی طرح نمایشگاه کتاب استانی در سال 85 تاکنون بیش از 40 نمایشگاه استانی در کشور برپا شده و سهمی بزرگ در اعتلای کتابخوانی و گردش چرخه نشر داشته است.

همه این فعالیت‌ها همچنانکه اشاره شد از رشد سطح آگاهی همگانی، گرایش جوانان به تحصیلات دانشگاهی و بالارفتن درجه آگاهی و معلومات مردم بود. قبل از انقلاب تعداد دانشجویان کشور تنها 170 هزار نفر را دربرمی‌گرفت، این رقم هم اکنون می‌رود مرز 4 میلیون نفر را پشت سر بگذارد. همین آمار و قراین از رشد غیر قابل تصور حوزه نشر و تأثیر بی‌چون و چرای انقلاب بر صنعت نشر حکایت دارد.

 

صنف ناشران
امروز خیلی‌ها به شغل ناشری و کار در صنعت نشر همچون شغلی رؤیایی و افسانه‌ای مثل دریانوردی، قله نوردی یا جهانگردی می‌نگرند. گاهی تنها یک کتاب مرز چندصدهزار نسخه را طی می‌کند و ناشر شاهد بازدهی زحمتی است که همچون مثال قطره قطره جمع گشتن وانگهی دریا شدن است. 
صنعت نشر در کشور ما صاحب هویت خود است. امروزه ناشران و نویسندگان تعاملی خاص با همدیگر دارند و زنجیره سوم این ارتباط یعنی مخاطبان بر هماهنگی این سه مؤلفه افزوده است. با این حال در دوران قبل از انقلاب، نه تعداد ناشران قابل توجه است و نه تعداد عناوین کتاب‌هایی که پیش از این اشاره کردیم، ذهن را به خود مشغول می‌کند. بنابر پژوهش‌های انجام گرفته تعداد ناشران تهران در سال 1355 به 127 نفر می‌رسید. علاوه بر این در کشور 56 ناشر دیگر هم مشغول کار بودند که گاه حتی نمی‌توان برای آنها عنوان ناشر فعال را به کار برد.
این در حالی است که هم اکنون نزدیک به 1000 ناشر فعال در کشور کارمی‌کنند که برخی از آنها خود اهل قلم و کتابت و نویسندگی هستند و در تعامل با نویسندگان و جذب آنها به صنعت نشر سهمی خاص داشته‌اند.

 

مفهوم کلیدی تیراژ
اگر آمارهای ارائه شده درباره عناوین کتب قبل از انقلاب را یادآوری کنیم و آنها را ضربدر 2 یا حتی 3 هزار نسخه کنیم، آمار تیراژ سالیانه را مشاهده خواهیم کرد. فی‌المثل متوسط 600 عنوان را ضربدر 3 هزار نسخه کنیم، با آماری در حدود یک میلیون و 800 هزار نسخه در سال روبه‌رو هستیم؛ این در حالی است که تنها تیراژ دیوان حافظ در 10 ساله اخیر متوسط یک میلیون نسخه در سال بوده است.
بنابراین در حوزه تیراژ هم با رشدی 15-10 برابر روبه‌رو بوده‌ایم. به عنوان مثال تیراژ کتاب‌ها در سال 84 بالغ بر 217 میلیون نسخه، در سال 86 بالغ بر 196 و در سال 87 بیش از 210 میلیون نسخه بوده است. آمار کتاب‌های سال 87 با توجه به تعداد عناوین آن (53 هزار و 912 عنوان) به تیراژ 210 میلیون رسیده و 56 هزار عنوان کنونی قطعاً چند میلیون بر شمارگان کتاب‌های منتشر در سال 88 و 89 افزوده است.

 

واژه بنیادی مطالعه
کتاب یک نوستالژی سنتی و هزاران ساله در ذهن است. امروزه اگرچه شیوه‌های جدیدی در مطالعه هست و قلمروی ازجمله وسایل شنیداری و دیداری را دربرمی‌گیرد اما اکثر پژوهشگران مطالعه را تنها و تنها با کتاب می‌شناسند و تنها در این زمینه حاضرند پژوهش‌های خود را به آمار و ارقام مستدل کنند. آخرین آمارها در مواردی از میانگین سرانه مطالعه در 18 دقیقه حکایت دارند و برخی آمارهای دیگر سرانه مطالعه را 23 دقیقه در روز ذکر می‌کنند.
با این حال آنچه قابل ذکراست این رقم با مطالعات دیداری و شنیداری مخاطبان به دو یا حتی سه برابر افزایش می‌یابد. افزون بر این رسانه مکتوب را نیز باید درنظر گرفت که در برخی موارد بیشتر این زمان مخاطبان را به خود معطوف کرده است، آنچنانکه مخاطبان علاقه خاصی به خواندن کتاب و روزنامه دارند و آمار این گونه مطالعه نیز همواره باید در جمع بندی سرانه مطالعه لحاظ شود.

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

پنج شنبه 14/11/1389 - 15:53 - 0 تشکر 279266

مروری بر ادبیات حوزه انقلاب در گفتگو با محمدعلی گودینی؛ همان بهتر که برخی نویسندگان رفتند!

شبکه ایران-محسن غلامی: انقلاب اسلامی به سبب ماهیت خود که چهره‌ای فرهنگی را به تصویر کشیده، امروزه تا حدودی توانسته نشانی از ارزش‌های این رویداد را در عرصه‌های فرهنگی جامعه رونق ببخشد. اگرچه همچنان نیاز به کار مداوم را می‌طلبد.

رویدادهای فرهنگی منبعث از نام "انقلاب اسلامی" خود نشان از این ادعاست. اگرچه باید تأکید داشت که نظاره این رویداد همچنان نیاز به کار بیشتری دارد که امروز می‌توان عرصه کتاب و آثار منتشر شده در این حوزه را در این زمره دانست که با وجود رشد اما همچنان پرداخت بیشتری را به خصوص در انعکاس آن دوران می‌طلبد.

در همین رابطه محمدعلی گودینی از نویسندگان داستانی انقلاب اسلامی که چندی پیش رمان « تالار پذیرایی پایتخت» او، به عنوان اثر تقدیری در جشنواره داستان انقلاب و جایزه جلال و البته عنوان برگزیده دهمین دوره جایزه کتاب فصل، را کسب کرده، در گفتگو با شبکه ایران، اعتماد به نویسندگان جوان در کنار تلاش بیشتر در نگارش آثار این حوزه را مورد تأکید قرار می‌دهد.

همان بهتر که رفتند!
به لحاظ کمیت وکیفیت، در دوران پس از انقلاب به مراتب شاهد رشد آثار بوده‌ایم. البته این بهبود را همچنان در حوزه آثار انقلابی شاهد نیستیم. مشکل عمده‌ای که از آغاز انقلاب به یک‌باره برای ما پیش آمد، رفتن نویسندگان خوش‌قلم اما پرادعایی بود که توانایی نوشتن داشتند. البته این افراد از جنس مردم نبودند و دچار توهم روشن‌فکری شدند و گاه حتی با اقامت در دیگر کشورها علیه انقلاب اسلامی نیز نوشتند؛ اما همان بهتر که در این وادی نماندند.

در سطح جهانی نیز شاهد آثاری خوب هستیم
با این حال نویسندگان انقلابی که از خود همین مردم انقلابی برخاستند اگرچه در ابتدا از نظر قلم، ضعیف بودند اما با وجود همه مشکلات، همین نویسندگان جوان تاکنون کارهای قابل توجهی را ارائه داده‌اند که این جریان بیشتر در حوزه دفاع مقدس دیده می‌شود؛ به نحوی که امروز می‌توان ادعا کرد که در سطح جهانی نیز شاهد آثاری خوبی هستیم.

امروز بیشتر باید برنامه‌ریزی کنیم تا آثار به سمت جهانی شدن بروند و همانگونه که آثار پس از انقلاب شاهد رشد بوده و در ادامه نیز نویسندگانی جوان و صاحب سبک را معرفی کرده، این مهم را ادامه دهیم.

باید بیشتر چرایی و چگونگی انقلاب اسلامی را در آثار ثبت کنیم
ادبیات داستانی انقلاب ما در ابتدا درگیر احساس و شعار بود و چندان ساختار درستی نداشت. به خصوص با بروز دوران جنگ تحمیلی نویسندگان کمتر به تصویر دوران انقلاب پرداختند و به سمت نوشتن در وادی دفاع مقدس رفتند. بنابراین امروز نیاز است که بیشتر چرایی و چگونگی انقلاب اسلامی را در آثار ثبت کنیم.

نیازی که امروز حوزه انقلاب بدان نیاز دارد
همچنین برگزاری جشنواره‌های مرتبط با انقلاب هم در بهتر شدن رشد کمیت و کیفیت آثار قابل تقدیر است. اگرچه باید توجه داشت که برای انتشار بهتر آثار، امروز به نقد بیشتر احساس می‌شود؛ چرا که به دلیل نبود منتقدین در این حوزه، ضعف‌ها چندان از بین نمی‌رود.

نباید بی‌جهت آثار نویسندگان جوان را زیر سؤال برد
همچنین برخی اعتقاد دارند که امروز نویسندگان جوان ما چندان با فن نوشتن آشنا نیستند درحالی که چنین ادعایی درست نیست. مسلما نویسندگان جوان برای نوشتن در حوزه ادبیات دفاع مقدس و انقلاب تجربه خاصی ندارند که این نیاز به کسب آگاهی دارد. تحقیق باید در دستور کارشان باشد و دیگر آثار این حوزه را بخوانند تا ضمن کسب آگاهی با فن بهتر نوشتن نیز آشنا شوند. با این حال نباید بی‌جهت آثار نویسندگان جوان را زیر سؤال برد.

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

دوشنبه 18/11/1389 - 14:59 - 0 تشکر 280520

کنکاشی در تحول کتاب و کتابخوانی در گفتگو با راضیه تجار؛ نیاز به انقلاب قلم در ماراتن نویسندگی

شبکه ایران: امروزه عرصه کتاب و هرآنچه به فرهنگ مطالعه منتسب می‌شود، یکی از مقیاس‌های میل اجتماعات انسانی به توسعه و پیشرفت و در نهایت رشد آگاهی‌ تلقی می‌شود.

بر این اساس تهیه و تدارک امکانات لازم اعم از سخت‌افزارها، طرح‌ها و سوژه‌ها، سرمایه‌گذاری، آموزش و... در قالب برنامه‌ریزی مسئولین این عرصه، همواره جای داده می‌شود. به خصوص این امر در سال‌های پس از انقلاب اسلامی با ورود نهادهایی چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و... روند رو به رشدتری به خود گرفته است.

این نکته را در محتوا و کیفیت آثار به زیر چاپ رفته نیز می‌توان دید؛ چنانکه آثار متعددی از نویسندگان بوده‌اند که حتی قلمرو مرزها را درنوردیده و در آن سوی مرزها ترجمه و منتشر شده‌اند. با این حال بسیاری از فعالین باسابقه عرصه نویسندگی معتقدند که باید توجه بیشتری به آموزش داد تا فرد معنای واقعی نوسینده را به خود گیرد.

«راضیه تجار» دبیر انجمن قلم ایران و از فعالان عرصه نویسندگی که نگارش کتاب‌هایی همچون "کوچه اقاقیا"، "نرگس‌ها"، "سفر به ریشه‌ها"، "شعله و شب"، "جای خالی آفتابگردان‌ها" و... را در کارنامه دارد، در گفتگو با خبرنگار ما بر این مسأله تأکید داشت.

پس از انقلاب اسلامی، آمار و ارقام نشان می‌دهد که شاهد رشد قابل توجه در تولید کتاب بوده‌ایم اما آیا می‌توان گفت که با وجود امکانات و برنامه‌ریزی‌های تدوین شده، این رشد قابل اهتمام بوده است؟

بدیهی است که پس از انقلاب اسلامی، در تولید کتاب رشد کمی و کیفی داشته‌ایم و این اظهر من‌الشمس است و نمی‌توان آن را رد کرد. اگرچه باید توجه کرد که بیش از 30سال از انقلاب گذشته و طبیعی است که باید در طول زمان، این روند روبه‌رشد بوده باشد. خوشبختانه انقلاب با خود این جریان را به وجود آورد و همین امر توانست به روشن شدن افکار عمومی نیز کمک کند. در عین حال بسیاری از اتفاقات پیش آمده در این مدت به خودی خود زمینه‌ساز توجه اقشار مختلف مردم نسبت به مقوله کتاب و کتابخوانی را در پی داشت.

از سوی دیگر در سال‌های پس از انقلاب، سرمایه‌گذاری و وقت کافی نیز برای رشد فرهنگ مطالعه اختصاص داده شد؛ چرا که به دنبال یک انقلاب فرهنگی، طیف بسیاری از مردم نیز به ابزار فرهنگی از جمله کتاب، سوق پیدا می‌کنند. همچنین ما رویدادی بنام جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشته‌ایم که توانست مضامین تازه‌ای را به دست نویسندگان بدهد که در ادامه نیز همین آثار توانست مخاطبان جدیدی را به سمت کتاب بکشاند و گروه کتابخوان را افزایش دهد.

بنابراین همه این مسائل نشان می‌دهد که بعد از انقلاب به سبب کیفیت و کمیت، شاهد رشد آثار بوده‌ایم اما باید توجه کرد که در قیاس با ایده‌آل‌های ما، کاستی‌هایی هم وجود دارد.

این ضعف و کاستی از کجا نشأت می‌گیرد؟ علاوه بر این نگارش نویسندگان در پرداخت ارزش‌ها و معیارهای بازتعریف شده پس از انقلاب، به نحوی بوده که بتوان عنوان دغدغه نوشتن را بدان‌ها داد و عنوان کرد که انقلابی نیز در حوزه کتاب رخ داده است؟

باید توجه داشت که هنوز هم هستند برخی نویسندگانی که پرداخت ایدئولوژی، افکار و جهان‌بینی خاص خودشان را در دستور کار دارند و کار خود را می‌کنند. اما در کنار این طیف، بخش دیگری از نویسندگان از همان ابتدا همراه شدند با جریان شکل گرفته و همچنان هم در مسیر باقی ماندند و امروز هم می‌بینیم که نویسندگان نسل جدید به مراتب با ارائه آثار درخور توجه در حوزه‌هایی همچون انقلاب و دفاع مقدس به این گروه پیوسته‌اند و حتی خواننده را نیز به خود جذب کرده‌اند.

علاوه براین، این گروه جذابیت‌های کاذب را در نگارش آثار خود، مدنظر ندارند و براین اساس پیام خود را به‌گونه‌ای انتقال می‌دهد که در بطن مخاطب اثر خود را می‌گذارد. بنابراین این حرکت‌ها قابل توجه است و اگر بخواهیم از این منظر رصد کنیم باید عنوان کرد که در طول این سال‌ها، جشنواره‌های متعددی برپا شده که برگزیدگان و آثار بسیاری را هم به جامعه ادبی معرفی کرده است.

از آثار نویسندگان نسل جدید گفتید اما باید توجه کرد که این افراد انقلاب و جنگ را ندیده‌اند و مشاهده‌ای از آن وقایع ندارند! پس با توجه به این قضیه چگونه مخاطب می‌تواند در روایت به این کتب، اعتماد کند؟ این امر انتقال پیام را دچار ضعف نکرده است؟
اولا نویسنده باید به اصول داستان‌نویسی آگاه باشد تا خللی در کار آنها پیدا نشود. اینکه افرادی پای در این وادی بگذارند و نتوانند از عهده نگارش برآیند و به واقع ضعیف‌نویسی باشند، چندان نمی‌توانند به حیات کاری خود ادامه دهند.

از این نسل سوم هم، بوده‌اند افرادی که در قامت نویسنده ظاهر شده‌اند در حالی که نه جنگ تحمیلی را دیده‌اند و نه انقلاب را اما آثار خوبی را به چاپ رسانده‌اند. بنابراین این امر شدنی است؛ چرا که این طیف از نویسندگان می‌توانند با استفاده از مشاهدات بصری، شنیداری و تجربه دیگران در این جریان به پیش روند. در نتیجه فردی که مسلط بر نویسندگی است با تکیه بر تخیل خود براحتی این میراث شنیده‌ها و دیده‌های باتجربه‌ها را در قالب اثر خود و به زبان خود به نگارش درمی‌آورد و بدین طریق کمبود تجربه خود را با بهره از توان نویسندگی و تخیل خود، تکمیل می‌کند.

برخی مواقع گفته می‌شود که نویسندگان در دوران جنگ نیز شاید نمی‌توانستند بسیاری مسائل را به درستی مکتوب کنند چنانکه احساسات آنها در امر نگارش دخیل بوده ولی با توجه به این‌گونه مسائل، گذر زمان به مرور باعث شده است که آثار خلاقانه بیشتر از نویسندگان دیده شود.

یعنی شما معتقد هستید که آثار فعلی به نحوی خواهد بود که حتی مخاطبان نسل فعلی نیز با خواندن آنها، بتوانند خود را با آن عجین و  لحظات انقلاب، جنگ و... را درک کنند؟

اگر اثر از نظر ساختاری، استحکام لازم را دارا باشد و نویسنده هم به خوبی از عهده پرداخت و بهره از عناصر داستانی از جمله شخصیت‌پردازی، دیالوگ‌ها، فضاپردازی، پیام‌رسانی و... برآمده باشد، یقینا نویسنده می‌تواند محتوا را به مخاطب منتقل کند. بنابراین این امر به چگونه نوشتن و نگارش خوب نویسنده بازمی‌گردد. چنانکه امروز برخی کارگردانان جوان سینما و تلویزیون هم با استفاده از اسناد و مدارک و مهارت خود، به خلق چنین آثاری با محتوای انقلاب و جنگ تحمیلی می‌پردازند. به طور کلی آثار این افراد به تسلط آنان بر کار مرتبط است.

اگر بخواهیم این جریان نگارش، بیش از پیش تقویت شود و به دنبال آن شاهد رونق هرچه بیشتر کتاب و کتابخوانی باشیم، در شرایط فعلی سرمایه‌گذاری بر کدام مؤلفه‌ها لازم‌تر و مورد اهتمام بیشتری است؟

سؤال جالب و خوبی است. معتقدم که همّت اصلی باید روی بحث آموزش متمرکز شود. باید سعی کرد با راه‌اندازی کلاس‌ و مراکز متعدد در نقاط مختلف؛ اعم از شهرستان‌ها این مؤلفه را تقویت کنیم. افراد بسیاری هستند که علاقه‌مند به نوشتن هستند اما بلد نیستند! اگر این سرمایه‌گذاری انجام شود، نویسندگان جدیدی مطرح می‌شوند. در عین حال موجب آگاهی بخشیدن در چگونه‌خوانی و تعیین مسیری برای مطالعه افراد می‌شود. همچنین باید توجه کرد که این روند را باید از همان دوران آغازین تحصیل در برنامه‌ریزی‌ها جای داد.

و اینکه بستر ایجاد چنین فعل و انفعالی وجود دارد؟
بله. چنین امکانی را داریم اما باید خیلی فعال‌تر پیگیری شود.

به عنوان یکی از مولفه‌های رونق‌بخش حوزه کتاب همواره نقطه ثقل به سمت جشنواره‌های ادبی می‌چرخد اما بحث و گمان‌ها بر روی آنها به یک سمت نیست. با این حال شما به عنوان یک نویسنده چقدر به کمک این جشنواره‌ها در رونق مقوله‌ای به نام "کتاب" تأکید دارید؟

فکر می‌کنم که جشنواره‌های ادبی فعلی نه‌تنها کافی است بلکه شاید زیاد هم باشد اما وجود آنان کاملا لازم و مورد نیاز است. در عین حال همین عرصه‌ها را باید به عنوان یک موقعیت شناخت و از آن بهره کافی را برد. همچنین نیاز است نویسندگانی که کتابشان رنگ و بوی یک اثر خوب را دارد، رها نکرد بلکه آنها را باید آموزش دهیم تا همچنان ارتقاء پیدا کنند.

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

چهارشنبه 20/11/1389 - 9:51 - 0 تشکر 281295

ناگفته‌هایی از شعر انقلاب در گفت‌گو با حمید سبزواری؛ سبزواری: شعر «خمینی ای امام» را سال 42 سرودم

خبرگزاری فارس: حمید سبزواری گفت: شعر خمینی ای امام را سال 42 سرودم. زمانی كه حضرت امام(ره) از ایران به عراق تبعید شدند، اما 13 سال زمان لازم بود تا این شعر در محضر امام(ره) خوانده شود.من 12 بهمن در 4‌ـ 3 كیلومتری فرودگاه مانده بودم و نتوانستم اجرای شعرم را مقابل امام ببینم.


هنوز هم بسیاری از اهالی شعر و ادب كشور نمی‌دانند حمیدسبزواری، نامی مستعار برای حسین ممتحنی، شاعر انقلاب است اما كوچك و بزرگ با كلمه كلمه سرودهای «خمینی ای امام»، «الله اكبر»،«این بانگ آزادی است»، «برخیزید ای شهیدان» و «ای مجاهد شهید مطهر» زندگی كرده‌اند و پس از 30 سال هنوز هم شنیدن این شعرها حال و هوای روزهای انقلاب، روزهای گذشت و شهادت را در دل زنده می‌كند. تعریف شعر انقلاب را باید از زبان شاعر انقلاب شنید.

*تعریف شما از شعر انقلاب چیست؟
شعر انقلاب، شعر دگرگونی جامعه است. شاعر باید به چیزهایی بپردازد كه مردم به آن دسترسی ندارند در آن زمینه شعر بگوید، مردم را آگاه كند و نتیجه این آگاهی تلاش برای دگرگونی فكر و اندیشه مردم است.
شاعر وقتی در تنگنا قرار می‌گیرد و همه درها را به روی خود و مردمش بسته می‌بیند، مقابل ناروایی‌ها زبان به اعتراض باز می‌كند و این اعتراض در شعرش منعكس می‌شود. آرمانخواهی، توجه به مسائل عاطفی و انسانی و مبارزه با ستمگری از ویژگی‌های شعر انقلاب است. معنی شعر انقلاب در خودش نهفته است. بعضی از شاعران بی‌هدف شعر می‌گویند، بعضی مردم را نصیحت می‌كنند وعده‌ای هم از نفسانیات خود می‌گویند، این مدل شعر گفتن خجالت‌آور است، اما شعر انقلاب مردم را وادار به حركت می‌كند. با حركت مردم، شاعر به آرمانش می‌رسد و مردم به جایگاهی كه حقشان است. پیش از انقلاب مردم ما سركوب شده بودند.
شاه برگزیده مردم نبود، پدرش هم با كودتا سركار آمد. زمان رضاخان، حاكم اصلی انگلیسی‌ها بودند و زمان پسرش آمریكایی‌ها و ملت ما در محرومیت به سر می‌بردند.

*پس از پیروزی انقلاب هم می‌توانیم شعر انقلابی داشته باشیم؟
شعر انقلابی پس از انقلاب باید با آرمان‌هایی آمیخته باشد كه بتواند هدف‌های ملی را محقق كند تا مردم قدم‌های بزرگ‌تری بردارند و مملكت خود را آباد كنند.
در هر كشوری همیشه عده‌ای هستند كه ضد ملت حركت می‌كنند حتی پس از انقلاب! اینها معمولا از سوی كشورهای دیگر خریده می‌شوند بنابر این تا وقتی ملتی وجود دارد، دشمن‌های خارجی هم وجود دارند، پس شعر انقلاب باید وجود داشته باشد تا مردم مهیای حفظ حقوق و دفاع از حقشان باشند، شاعر یا نویسنده فرقی نمی‌كند. برای حفظ منافع ملی در به روی كسی بسته نیست. همه وظیفه دارند، هر كس فكر می‌كند و آگاه است باید بگوید.

*شعر انقلاب ایران می تواند مخاطب غیر ایرانی داشته باشد؟
بله، الان با وسایل ارتباط جمعی چیزی از مردم دنیا پوشیده نیست. مردم این دوره را با دوره‌های گذشته نمی‌شود مقایسه كرد. مردم هر لحظه با رادیو و تلویزیون و ماهواره در جریان آخرین خبرهای دنیا قرار می‌گیرند. برخورد حق و باطل، ظالم و مظلوم در همه جا وجود دارد و آرمان‌ها برای مردم كشورهای دیگر هم قابل درك است.

**شعرهای انقلابی ما برای مردم عراق هم آموزنده است.

*ترجمه شعر انقلاب به شكل و محتوای شعر آسیب نمی‌زند؟
اگر در ترجمه خیانت نشود، نه! مثلا كتاب‌های انقلاب فرانسه و انقلاب اكتبر روسیه در كتابخانه‌های ما بود و ما آنها را می‌فهمیدیم و از آنها استفاده می‌كردیم. شعرهای انقلابی ما برای مردم عراق هم آموزنده است. جبهه‌ ما جبهه هشیاری مردم است. نباید بگذاریم مردم بخواند یا غرق دنیا شوند، منتها شكل شعر در زمان‌های متفاوت فرق می‌كند به ویژه اینكه ما مسلمانیم. پیامبران نمی‌توانستند پرواز كنند اما با كلامشان پیام الهی را به همه می‌رساندند. زبان انقلاب اسلامی، انسانی است؛ حركت ملتی كه برای ملت‌های دیگر درس شد.

*زمان انقلاب، شعر چقدر روی مردم تاثیر می‌گذاشت؟
تاثیر شعر انقلاب را باید از حركت انقلابی مردم درك كنید. تنها شعر انقلابی نبود، شعر یك حوزه بود حوزه دیگر منبرها و عالمانی بودند كه در تكیه‌ها و مسجد‌ها حرف می‌زدند یا معلم‌هایی كه شاگردها را آماده می‌كردند. آنهایی كه از جهان‌بینی بیشتری برخوردار بودند و احساس وظیفه می‌كردند، بروز می‌دادند. كسانی هم كه دلشان را به اندك كمك دشمن خوش كرده بودند ساكت می‌ماندند. ما باید خادم را از خائن بشناسیم.

*در مبارزه‌های انقلابی هم شركت داشتید؟
من هیچ شعری را از روی هوس نگفتم. از نظر تفكر به جایی رسیدم كه احساس كردم مردم شعری را می‌خواهند كه در شعر شاعران متقدم نیست. دیدم مردم وطن دنبال اسلحه است. صاحب كلمه‌ها می‌تواند كار یك سرباز را انجام دهد حتی گاهی نقش یك فرمانده را بازی می‌كند.

*اولین شعری كه درباره انقلاب سرودید چه بود؟
مدت‌ها قبل از حادثه‌های انقلاب اسلامی شعر انقلابی گفتم. زمانی كه صنعت نفت را ملی كردند، باز هم منافع دست بیگانگان بود و ثروت مردم را می‌بردند شعری گفتم با این مطلع«نفت ملی وطن گرو رفته» البته نتوانستم این شعر را جایی چاپ كنم. آن زمان معلم بودم. به من خاتمه خدمت دادند و در مشهد محاكمه شدم. بیست و یكی، دو سالی داشتم. پس از مدتی بانك تجارت سبزوار افتتاح شد. در بانك امتحان دادم و قبول شدم و به عنوان معاون شعبه مشغول كار شدم اما عده‌ای با همكاری رئیس بانك، از پول‌ها برداشت غیرقانونی كرده و در بازار سبزوار هم كاری‌های خلاف مالی می‌كردند به مركز گزارش دادم. رئیس عوض شد رئیس بعدی هم به دلیل گزارش‌هایی كه به مركز می‌دادم از اول با من خوب نبود. به من گفتند با این وضعیت و روحیه نمی‌توانی در سبزوار بمانی و پیشنهاد دادند به مشهد یا تهران بروم. مشهد زمین داشتم اما به خاطر فامیل‌های خانمم كه تهران بودند، به تهران آمدیم. در تهران هم شعر می‌گفتم. آرشیو شعرهایم را می‌توانید در نشریه اداره‌ها پیدا كنید.


*دلیل سرود گونه بودن شعرهای شما چیست؟
دلیل سرود گونه بودن شعرهایم مشق‌های موسیقی دوران دبستانم است. قلندریان معلم موسیقی من بود. از كلاس پنجم موسیقی می‌دانستم. اولین شعرم را هم در همین سن گفتم. جد و پدرم و پدر بزرگم هم شاعر بودند. مثلا پدربزرگم در معدن كار می‌كرد و درباره معادن شعر می‌گفت. به قسمت های مختلف كشور هم سفر می‌كرد و دیده‌هایش را در قالب شعر می‌ریخت. یكی از شعرهای او با این بیت شروع می‌شد:«معدناتی كه كشف شد به جهان / قم و كاشان و یزد تا كرمان»
در دوران كودكی پدرم تشویقم می‌كرد كه در اعیاد و مناسبت‌ها درباره امامان معصوم(ع) شعر بگویم. من هم شعر می‌گفتم ولی آن سروده‌ها خیلی ضعیف بود. امدن به تهران و شركت در جلسه‌های ادبی خیلی به قوام شعرم كمك كرد.
تا دیپلم بیشتر درس نخواندم. فكر كردم عربی بیشتر به كارم می‌آید؛ به همین دلیل عربی خواندم در محضر آدم هایی مانند حبیب جوینی كه خدا رحمتش كند. فرد دیگری هم كه بسیار به من كمك كرد، هاشم تقدیری بود. الان ایشان آیت‌الله شده و در غرب كشور زندگی می‌كند. زمانی كه جوان بودم آیت‌الله تقدیری در سبزوار كفاشی می‌كرد؛ یعنی هم درس می‌خواند و هم از راه كفاشی زندگی‌اش را می‌گذراند. پشت دستگاه كفاشی‌اش یك دنیا دانش بود و من از او درس می‌گرفتم.

*اولین شعری كه برای نهضت مردمی امام خمینی(ره) سرودید چه بود؟
قبل از اینكه حضرت امام بیایند، یكسری شعرهای انقلابی می‌گفتم كه زمینه‌ساز انقلاب بود. در جلسه‌های هفتگی خانه آیت‌الله طالقانی شركت می‌كردم و در محضر ایشان شعر می‌خواندم. یك بار به قدری از شعرم خوششان آمد كه حاج احمد خیاط را صدا كرد و گفت كت و شلواری برای این آقا بدوز كه من گفتم لزومی ندارد و لباس دارم اما ایشان اصرار كردند. یكی از شعرهایی كه خدمت ایشان خواندم چنین جمله‌هایی در آن داشت: « نیك مردان بسته زندان، دردها بسیار، دردمندان تشنه درمان، دور، دور ریزه خواران است و ...»


*به دلیل شركت در این جلسه‌ها، از طرف رژیم مشكلی برای شما پیش نمی‌آمد؟
زمانی كه خدمت آیت‌الله طالقانی می‌رفتم، كسی مرا نمی‌شناخت. بعد از مدتی دیدم كه با داشتن كار دولتی نمی‌توانم شعر انقلابی بگویم و بالاخره روزی از كار بركنار خواهم شد به همین دلیل خودم را بازنشسته كردم. آن زمان معاون شعبه لاله‌زار بانك تجارت بودم؛ چون می‌دانستم اگر گیر می‌افتادم دیگر نمی‌توانستم هیچ كاری انجام دهم.


*بالاخره چه شد، دستگیر شدید یا نه؟
همیشه عده‌ای خانه را زیر نظر داشتند. چند مرتبه هم بازجویی شدم اما در جریان نهضت امام حتی بسیاری از ماموران حكومت هم دل خوشی از رژیم نداشتند.

*از كجا می‌دانید؟
این نارضایتی‌ها كاملا در رفتارشان دیده می‌شد. روشنگری‌های آیت‌الله طالقانی را نمی‌شود فراموش كرد. صحبت‌های ایشان مقدمه حركت بود. این ماموران هم چیزهایی می‌دیدند اما رو بر می‌گرداندند و خود را به ندیدن می‌زدند اما حضرت امام طور دیگری بودند. همه پرده‌ها را از جلوی چشم مردم برداشتند. آنچه مخفی بود را نشان می‌دادند و شاه را رسوا می‌كردند. امام برای همه برنامه داشت. مردم هم آگاه می‌شدند و می‌دیدند دسترنج‌شان تباه می‌شود. با شروع نهضت امام بسیاری در ساواك خود را كنار كشیدند. یادم می‌اید سال 56 از تهران به سبزوار رفتیم تا به دروازه شهر رسیدیم، قطاری از ماشین‌های ارتش را دیدیم كه پشت دروازه صف بسته بودند، حتی شنیدم كه دستور تیر هم داشتند. وارد شهر كه شدیم همه جا خون بود.
خیابان‌ها پر از مجروح و شهید بود. شیشه‌های شكسته نشان از درگیری شدیدی می‌دادند. به قدری منقلب شدم كه با گریه به خانه رفتم و شعر گفتم. بیشتر شعرهای كتاب سرود درد من مال همان سال‌ها بود.


*قبل از انقلاب جریان شعری و جلسات شعری چگونه بود؟
من در انجمن‌های ادبی شركت می‌كردم.در انجمن گاهی شعری از من چاپ می‌شد در انجمن صائب شعرهایی از من هست. اوایل كسی جرات نمی‌كرد حرف انقلابی بزند اما من اول شعر انقلابی می‌گفتم یا به گونه‌ای اشاره‌ای می‌كردم. جلسه‌ها در خانه اعضای انجمن تشكیل می‌شد هر كس شعر خودش را می‌خواند.اما رفتار سایر اعضای انجمن به دلیل سرودن شعرهای انقلابی با من درست نبود. در انجمن شعر و شاعر انقلابی وجود نداشت. از اعضای انجمن هم، روشن كردستانی، مشتاق كاشانی، محمدعلی مردانی و مزوجی را یادم می‌آید.

**در و پنجره‌ها را پتو می‌زدیم و بچه‌ها سرود خمینی ای انقلاب تمرین می‌كردند

*شعرهایتان چه طور تبدیل به سرود شد؟ آن هم سرودی كه برای استقبال از امام خوانده شود؟
شمسایی و دیگران شعرهای مرا در نشریه صائب دیدند و سراغم آمدند. شمسایی رابط من با این بچه‌ها بود كه شعرها را پیش امام خواندند. اولین بار كه خواست از شعرهایم استفاده كند، به او گفتم باید آنها را بدون كم و كاست بخوانی. شعرهای من گوشه‌‌هایی داشت. این بچه‌ها كه شعر خمینی‌ای امام را مقابل حضرت امام اجرا كردند، چند باری هم به خانه ما آمدند. در و پنجره‌ها را می‌بستیم و پتو می‌زدیم.
آن موقع اینجا (قلهك) دور تا دور باغ بود. ضبط صوت می‌آوردند و شعر تمرین می‌كردند.

*خمینی ای امام را همان روزها یعنی در بحبوحه انقلاب سرودید؟
شعر خمینی ای امام را سال 42 سرودم. زمانی كه حضرت امام(ره) از ایران به عراق تبعید شدند، اما 13 سال زمان لازم بود تا این شعر در محضر امام(ره) خوانده شود؛ یعنی روز 12 بهمن سال 57؛من 12 بهمن در 4‌ـ 3 كیلومتری فرودگاه مانده بودم و نتوانستم اجرای شعرم را مقابل امام ببینم! البته من در بحبوحه انقلاب و به مناسبت‌های گوناگون هم شعر می‌سرودم؛ یكی از حادثه‌هایی كه دل همه مردم ایران را به دردآورد و عمق بی‌رحمی رژیم شاهنشاهی را نشان داف قیام نوزدهم دی بود.ددر قیام نوزدهم دی سال 56 پس از كشتار تظاهرات كنندگان در قم، مردم شهرهای دیگر، اربعین شهیدان قم را برگزار كردند و این قیام‌ها به پیروزی سال 57 منتهی شد. من هم در رسای شهیدان قم شعری گفتم و در شعر ساحل خاموش این اتفاق را زمینه انقلاب پیش‌بینی كردم.

*اولین باری كه امام، كسی كه برایش شعرها سروده بودید، را دید كی بود؟
اولین باری كه امام را دیدم هیچ وقت فراموش نمی‌كنم. دوستانی كه در حزب تمدن اسلامی بودند به من زنگ زدند و گفتند آقای سبزواری اگر می‌خواهی امام را ببینی الان وقتش است.
شعرهای من در روزنامه این حزب چاپ می‌شد. من هم با خوشحالی همراه آنها به دیدن حضرت امام رفتم. حدود 30 نفر می‌شدیم. در آن جلسه از تبسم امام و لطفی كه نسبت به ما داشتند، خوشم آمد و همان موقع هم شعر «خوش آمدی امام ما» را سرودم.

**آیت الله خامنه‌ای گفت: آقای حمید! چرا شعرهایت را چاپ نمی‌كنی؟


*در محضر امام هم شعر خوانده‌اید؟
خیر اصلا وقت نمی‌شد. 6.5 بار با یك جمع 30 نفره خدمت حضرت امام رسیدم.امام اصلا این حوصله‌ها را نداشت. ایت‌الله خامنه‌ای موضوع‌شان فرق می‌كند. ایشان در جریان كارهای ادبی بودند و به كارهایم اشراف داشتند.

*ارتباط و مقام معظم رهبری با شما و واكنش ایشان نسبت به شعرهای شما چگونه است؟
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هم از قبل انقلاب شعرهای مرا دنبال می‌كرد سال 62 زمانی كه رئیس جمهور بودن به من گفتند: آقای حمید! چرا شعرهایت را چاپ نمی‌كنی؟ به شوخی جواب دادم: آقا! منتظر دست خط شماست. ایشان فرمودند: برای هیچ كس این كار را نكردم، اما برای شما می‌كنم. بعد هم مقدمه كتاب سرود درد را خطاطی شده برای من فرستادند. در مقدمه كتاب آمده: انتشار آثار شاعر انقلابی و مخلص جناب اقای حمید سبزواری، پیشگامی برای غنی‌سازی گنجینه ادبیات انقلاب و عرضه آن به مشتاقان و هنر شناسان است.

فارس

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

سه شنبه 26/11/1389 - 7:42 - 0 تشکر 284082

نقطه كانونی ادبیات متعهد

تاكنون درباره هنر متعهد، فراوان سخن گفته شده ‌و سخنان عالمانه و تحقیقات موشكافانه هم كم نبوده است. در دوران معاصر از منظر اغلب اهالی حكمت و فلسفه كه شأن ورود به چنین ساحت‌هایی را دارند گرفته، تا هنرمندان و عالمان دینی در این باره اظهارنظر كرده اند. آیت ا... شهید بهشتی، مرحوم علامه محمدتقی جعفری، دكتر محمد مددپور از جمله مشاهیری هستند كه تحقیق‌های ارزشمندی در این زمینه داشته اند.

جدای از رویكرد‌های مختلف زیبایی شناسانه و هستی شناسانه در دو مقوله هنر و تعهد (دین)، طرح این موضوع، با دقت نظر در ماهیت و غایت هنر و دین صورت می‌گیرد. در این زمینه، دو گرایش عمده هنر برای هنر و هنر برای انسان در حیات عقلی كه توسط علامه محمد تقی جعفری به زیبایی تبیین و نقد شده است در مقابل یكدیگر صف آرایی كرده اند. رجوع به براهین عقلی و ادله نقلی قرآن و سنت حاكی از آن است كه ماهیت هنر با تعهد آمیخته است و این دو همانند ظرف و مظروف، ماهیتی مستقل از یكدیگر ندارند‌ بلكه هنری كه فاقد روح تعهد باشد از نوع تسویل است؛ چنان كه قرآن كریم در داستان سامری و ساخت مجسمه گوساله می‌فرماید: «(موسی به سامری) گفت:‌ای سامری! چرا چنین كردی؟ سامری گفت: من چیزی دیدم كه آن‌ها ندیدند. من قسمتی از اثر رسول را گرفتم. سپس آن را افكندم و این چنین هوای نفس من این كار را در نظرم (زیبا) جلوه داد.»

احمد شاکری طی یادداشت خود در هفته نامه پنجره افزوده است: مجموعه دلایلی كه بر وجود غایتی خارج از ذات هنر حكایت كند، به حد وفور در منابع اسلامی موجود است. منابع تدوین شده كنونی، به روشنی قادر به اثبات اصل غایت برای هنر، خارج از ذات بودن غایت، ماهیت غایت و تطبیق این غایت با غایت دین خواهد بود، بخصوص در حوزه ادبیات داستانی -كه رویكرد موضوعی این یادداشت خواهد بود- رویكرد‌های فرمالیستی و غایت گریز، تك صدا‌هایی هستند كه به صورت مشخص و آشكار وارد چالش‌های جدی نظری نمی‌شوند. و تحقیقات محققان اندیشمند پیش گفته، سال هاست از طرف مقابل، با هجمه نظری جدی‌ای مواجه نبوده است. از سوی دیگر گرایش‌های فرمالیستی به دلیل موضوع گریزی در ساحت وقایع اجتماعی سیاسی و ضعف جاذبه‌های متداول داستان‌های برخاسته از جهت گیری‌های اجتماعی - سیاسی، عملا از خوانندگان كمی قابل توجهی برخوردار نیستند، بلكه میدان ادبیات همیشه صحنه تقابل ادبیات متعهد و غیرمتعهد بوده است؛ جایی كه دو گرایش عمده ادبی بر سر واقعیت و حقیقت و خیر و شر به مقابله بر می‌خیزند.

سنجه ادبیات متعهد در طول ادوار ادبیات داستانی بر درجات مختلفی از مسأله تعهد تمركز كرده است. زمانی به مقابله با ادبیاتی كه اساسا هنر را به غیر خود متعهد نمی‌داند برخاسته است و زمانی در برابر ادبیاتی كه متعهد به غایتی جز دین بوده، قد علم كرده است؛ اما اكنون، در دوران گذار و تثبیت ادبیات انقلاب و دفاع مقدس و در زمانی كه با ظهور آثار دینی، جوهره ادبیات از میان نظریات سر بر می‌آورد و ریشه می‌دواند، مسأله نه اصل تعهد، كه ماهیت آن است.

ویژگی‌های‌ دوره كنونی، حیات ادبیات داستانی را از دیگر ادوار آن متمایز می‌كند. در این دوران ادبیات داستانی انقلاب، صاحب نویسندگان اصیل است؛ در حالی كه در برهه‌ای از انقلاب، ادبیات از نویسندگان استیجاری كه كاملا با مبانی و اهداف انقلاب و معارف دینی آن آشنا نبوده اند برای شكل دهی ادبیات داستانی انقلاب كمك گرفت، نویسندگان نسل دوم و سوم انقلاب كسانی هستند كه در همین فضا نفس كشیده اند و ثمرات كارگاه‌های آموزش داستانی اسلامی و برنامه‌ریزی نهاد‌های تأسیس شده پس از انقلاب اند.

دیگر ویژگی ادبیات داستانی در دوران كنونی منابع غنی تجربی و معارفی آن است. انقلاب و سپس دفاع مقدس بستر آماده‌ای را برای شكل گیری ماهیت میمون ادبیات متعهد ایجاد كردند. برخلاف علوم عقلی و برخی شاخه‌های علوم انسانی، ادبیات به شدت برای رشد نیازمند تجربه غنی است. شاید اگر تجربه انقلاب و جنگ رخ نمی‌داد، شكل گیری ادبیات متعهد نوین بر پایه زندگی مردمان معاصر را ناممكن می‌كرد.

ویژگی دیگر، حركت به سمت گونه بندی‌های جدید است. شاید در دهه شصت، سخن گفتن از گونه‌ای جدید در ادبیات دفاع مقدس دور از تحقیق و بلندپروازانه می‌نمود؛ اما اكنون، آثاری كه با تكرار و تكثیر خویش در نمونه‌های متعدد توسط نویسندگان جوان مورد استقبال قرار گرفته اند، خود را بیش‌تر از یك قریحه شخصی و به‌عنوان گونه به ادبیات معرفی می‌كنند.

خصیصه دیگر دوران كنونی، بعد زمانی آن از تجربه انقلاب و دفاع مقدس است. تجربیات نخستین نگارش داستان متعهد كه شرایط زمان و رسالت مقطعی هنرمندان و تجربه و مهارت داستانی متوسط آنان در آن مؤثر بود، به بلوغ نزدیك می‌شود؛ بلوغی كه به جای جوانی و خامی می‌نشیند و امكان تعمیق و بازسازی تجربیات گذشته را مقدور می‌سازد. اكنون ادبیات بیش از پیش قادر است به موضوعات خود به‌عنوان تجربیات معقول بنگرد و از تجربیات محسوس گذر كند.

مجموع شرایط موجود ادبیات انقلاب كه بر مدار تعهد و مسؤولیت دینی شكل گرفت، موجب شده است سؤال از ادبیات متعهد نقطه كانونی ویژه‌ای را موردتوجه قرار دهد. این نقطه كانونی، مجرایی است كه ادبیات با عبور سلامت از آن به زایش دوباره‌ای نایل خواهد شد. و در صورت گذر سلامت از گردنه آن، مرحله جدیدی از حیات ادبیات داستانی را در كشور رقم خواهد زد. این گردنه چیزی جز تعهد نیست.

در این زمینه، ادبیات نیز همانند دوره‌های اجتماعی شاهد مقاطع تعیین كننده خواهد بود. در زمان پیامبر اكرم(ص)، موجی از دین خواهی و عدالت جویی در مسلمانان شكل گرفت و جامعه نبوی ایجاد شد؛ اما این جامعه دینی زمانی در امر دین به درجه اكمال می‌رسید كه ولایت و جانشینی امیرالمؤمنین(ع)را بپذیرد. بنابراین مهم ترین موضوعی كه در غدیر خم بر آن پای فشرده شد، «اكمال دین» بود. اكمال دین بازتعریفی بود از رابطه انسان و مولا. و همین گذرگاه بود كه عقب ماندگان از آن جاهلیت اولی را برای جامعه نبوی رقم زدند.

با واقعه غدیر، پرده از چهره جهل و نفاق برداشته شد و تبعیت پذیری الهی راه را بر هوشمندی‌های بیمارگونه و مصلحت سنجی‌های خودخواهانه بست. اصل اولیه تعبد، بندگی است. و شرط بندگی آن است كه انسان بداند در هر چیز آزاد نیست.

اكنون با بروز گسترش و ظهور اندیشه ادبیات دینی، جریان‌های فرمالیستی ادبی، قدرتی برای مجادله ندارند. گرچه ظهور و بروز جریان شبه روشنفكری ادبی در محافل دانشگاهی و مطبوعاتی و چاپ و نشر، پرطمطراق است، اما كرسی‌های مناظره و بحث‌های چالشی در زمینه ادبیات معمولا از سوی دگراندیشان خالی می‌ماند. این جریانات وابسته فكری، از آغاز شكل گیری شان حیاتی مهاجرپیشه داشته اند. هیچ گاه پیش از مبدعان غربی فكر ادبی شان نرفته اند و این ناكامی حالتی از یاس و افسردگی را بر چهره ادبیات روشنفكرانه نشانده است. از این رو، نیرو‌های نفوذی این جریان كه شاگردان اندیشه‌ای صحنه گردانان فرمالیسم ادبی در كشور هستند، از دیرباز وارد جریان ادبیات دینی شده اند. این افراد كه عرصه فعالیت‌های شفاف و بی پرده ادبی خود را ناممكن می‌دانند، سال هاست در بدنه جبهه ادبیات انقلاب نفوذ كرده اند. حوزه فعالیت این گروه گسترده است.

پرتوسخن

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

سه شنبه 26/11/1389 - 11:22 - 0 تشکر 284198

باز هم از مطالبی که گذاشتی ممنونم دوست عزیز.

 

 

 

سه شنبه 26/11/1389 - 12:11 - 0 تشکر 284219

لطف داری نیكبنیادجان

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

پنج شنبه 28/11/1389 - 13:31 - 0 تشکر 285321

انتقاد پناهیان از كند بودن ادبیات و هنر انقلاب

حجت الاسلام علیرضا پناهیان در گفت وگو با فارس درباره شاخصه‌های ادبیات انقلاب اسلامی و موضوع صدور آن گفت: اگر آثار هنری فاخری در جهت تبیین ارزش‌ها و مفاهیم انقلاب اسلامی داشته باشیم یقیناً عملیات صدور خود به خود شكل خواهد گرفت.

وی با اشاره به برگزاری جشنواره‌های ادبی اضافه كرد: جشنواره‌ها و یا سوگواره‌هایی با بیش از یك میلیون شركت كننده باید بیش از این‌ها برگزار شود؛ زیرا استعداد این مهم وجود دارد، اما با هزینه بیش‌تر و با مهم دانستن این موضوع باید اهتمام بیش‌تری به این حركت‌ها داده شود كه در این صورت آثار فاخری تولید می‌شود و بر این اساس راه و مسیر صدور نیز آسان خواهد شد.

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

چهارشنبه 18/12/1389 - 20:41 - 0 تشکر 296261

سلام

نخواستم تاپیك جدا بزنم...


***داستان دفاع مقدس باید محل تجلی تقدس باشد

امروزه، ادبیات دفاع مقدس در كشور ما یكی از شاخه‌های جدی و مهم ادبیات داستانی شناخته می‌شود. كتاب‌های دفاع مقدس در رشته‌های خاطره نگاری، حبس نگاری، اسارت نویسی، داستان كوتاه، داستان بلند و رمان و حتی پژوهش و تحقیق، مخاطب خود را پیدا كرده است، تا آن‌جا كه بسیاری از آن‌ها در رده كتاب‌های پرفروش كشور قرار گرفته‌اند و حتی عنوان پرمخاطب ترین، پرتیراژترین و پرفروش ترین كتاب در دو سال اخیر به كتاب «دا» اختصاص یافته كه خاطرات یك دختر 17 ساله از روزهای مقاومت خرمشهر است. از طرفی ادبیات دفاع مقدس ما در كشورهای دیگر هم راه پیدا كرده و در همین ابتدا با اقبال و موفقیت روبه رو شده است. رمان «شطرنج با ماشین قیامت» حبیب احمدزاده در كشور آمریكا به‌عنوان منبع درسی دانشگاه راتگرز انتخاب شده و داستانی كوتاه از همین نویسنده از كتاب «داستان‌های شهر جنگی» رتبه سوم جایزه ادبی «رایتینگ فورج» در كشور انگلیس را به دست آورده است. رمان «سفر به گرای 270 درجه» احمد دهقان در لیست پرفروش ترین‌های سایت آمازون قرار گرفته و در گوشه‌ای دیگر از دنیا، در آلبانی، مردم این كشور از رمان «شطرنج با ماشین قیامت» استقبال ویژه می‌كنند. این همه خوشحال كننده و غرور آفرین و در عین حال، مسؤولیت آور است. جایگاه و اهمیتی كه ادبیات دفاع مقدس پیدا كرده، ما را موظف می‌کند تا درباره این شاخه ادبی، جدی‌تر و مسؤولانه تر عمل كنیم. برگزاری جایزه‌های ادبی و تقدیر از برگزیدگان ادبیات دفاع مقدس یكی از راه‌های توجه به این رشته از ادبیات است كه خوشبختانه مورد توجه نیکوی مسؤولان و نویسندگان قرار گرفته است. اما نگاه نقادانه به این ادبیات و آسیب شناسی آن و تلاش در جهت رفع آسیب ها، وظیفه‌ای است كه ضرورت دارد به آن نگاه ویژه شود.

برگزاری نشست‌های نقد برای كتاب‌ها یكی از این راه‌هاست اما كافی نیست و باید ادبیات دفاع مقدس را به طور كلی و نه با نگاه به یك كتاب خاص، نقد و آسیب شناسی كرد. در همین راستا چندی پیش نشست «آسیب شناسی ادبیات دفاع مقدس» با حضور كارشناسان و نویسندگان در سرای اهل قلم خانه كتاب ایران برگزار شد. اما در این نشست، بیش‌ از آن‌كه ادبیات دفاع مقدس مورد نگاه آسیب شناسانه قرار گیرد، عنوان این گونه ادبی به بحث گذاشته شد.

احمد شاكری سخنران اول این نشست بود كه درباره انتخاب عنوان ادبیات دفاع مقدس گفت: جلوه بارز آن‌چه با عنوان ادبیات انقلاب می‌شناسیم، در جنگ است. با شروع جنگ 8 ساله نویسندگان انقلاب وارد جنگ شدند و این گونه ادبی شكل گرفت. در واقع، وقوع انقلاب گونه جدیدی از ادبیات را شكل داد كه اگر این فرض و تفاوت‌های این گونه ادبی با نمونه‌های شبیه آن را بپذیریم، باید نام جدیدی برایش انتخاب كنیم.

شاكری با اشاره به تغییر در ادبیات پس از پیروزی انقلاب تصریح كرد: پس از انقلاب تغییراتی موضوعی شامل وقایع بیرونی، اشخاص و حوادث رخ داد. این موضوع‌ها و اندیشه‌های جدید برخاسته از انقلاب بودند. در ادبیات نیز انتظار می‌رفت با ایجاد موضو‌ع‌های جدید، ژانرهای جدیدی به وجود آیند كه این اتفاق در ادبیات كشور ما صورت گرفت.

نویسنده رمان «انجمن مخفی» اضافه كرد: پس از انقلاب نویسندگان شبه روشنفكر به گوشه نشینی تمایل پیدا كردند و نمی‌توان گفت این واقعه عظیم، خیزش عظیمی توسط نویسندگان نسل اول داشته و همین موضوع سبب مغفول ماندن ادبیات انقلاب شده است. پس از آن نیز شبه روشنفكران در جنگ شركت نكردند و حتی برای آن ننوشتند و استدلال آوردند كه برای نگارش رمان باید از وقوع یك حادثه، زمان بگذرد.

این داستان نویس درباره تفاوت‌های ادبیات جنگ در ایران و سایر كشورها خاطرنشان كرد: در كشور ما توجه به عالم واقع، مفاهیم دینی و عالم غیب بسیار برجسته است كه نمونه هایش در سایر كشورها نیست و نیاز به نام گذاری مناسب دارد. عناوین مختلفی مانند ادبیات دفاع مقدس، مقاومت و ادبیات پایداری، بر اساس گفته برخی از رهبران سیاسی برای این گونه ادبی برگزیده شده كه انتخاب هیچ یك توسط محققان صورت نگرفته است.

وی با اشاره به تفاوت در نگاه به جنگ و ادبیات آن در برهه‌های مختلف گفت: در دهه 60 صدای غالب، صدای دفاع بود؛ زیرا وجهه دفاعی جنگ تحمیلی، غیرقابل انكار بوده است. در دهه 70 با ادبیات متفاوتی مواجه شدیم و اختلاف‌هایی در انتخاب نام این گونه ادبی مبنی بر ادبیات دفاع مقدس یا غیر آن صورت گرفته، كه این موضوع از ته نشین تفكر شبه روشنفكری ایجاد شده است.این نویسنده حوزه دفاع مقدس تصریح كرد: اغلب افراد، دفاع مقدس را موضوعی برای ادبیات می‌دانند كه خارج از آن قرار دارد. بنابراین برای تعیین ماهیت این گونه ادبی نباید سراغ آثاری برویم كه درباره جنگ نوشته شده؛ زیرا آن‌ها برداشت‌هایی از جنگند. در واقع ادبیات دفاع مقدس ادبیاتی است كه به ماهیتی كه بروز كرده، می‌پردازد.

شاكری اضافه كرد: دفاع، فقط جنبه تاریخی ندارد. بلكه مضمون را نیز به همراه دارد. در ادبیات دفاع مقدس، تاریخ، به نفع ادبیات كنار رفته است، اما باید روح تاریخی كه همان تقدس است، در آن متجلی باشد. در واقع انگیزه‌های جنگ برای ما دینی بوده و از آغاز تا پایان آن حفظ شده است. بنابراین اگر داستان با این روح تاریخی تطبیق نكند، بهتر است نوشته نشود. وی با اشاره به مرز ادبیات دفاع مقدس با سایر گونه‌های ادبی گفت: تمام مرزها در شناخت و عدم شناخت دین پیدا می‌شود. ادبیات ما در طول عمرش مرزهای خود را با شریعت پررنگ تر كرده است. بر همین اساس مشكل كسانی كه نمی‌توانند این گونه ادبی را نقد كنند، با خود واقعه است و معتقدند باید جنبه‌های ماورایی و معنوی ادبیات دفاع مقدس را كمرنگ‌تر كنیم.

در ادامه این نشست محمد حنیف، نویسنده و كارشناس ادبیات دفاع مقدس به سخنرانی پرداخت و اظهار داشت: مساله اساسی اینجاست كه كدام داستان را داستان جنگ یا دفاع مقدس بدانیم. آیا داستانی كه در مناطق جنگی می‌گذرد، شخصیت هایش نظامی اند و از جنگ شهرها می‌گویند، داستان دفاع مقدس اند؟ در برخی از داستان‌ها حتی یك گلوله نیز شلیك نمی‌شود، اما آن را داستان جنگی می‌نامند.

وی ادامه داد: اغلب كارشناسان اعتقاد دارند، بهتر است به این گونه ادبی، به جای ادبیات دفاع مقدس، ادبیات جنگ گفته شود، زیرا اگر بگوییم دفاع مقدس، راه را بر نقد بسته‌ایم. در واقع نه تمام داستان‌هایی كه در كشور و درباره جنگ نوشته شده را می‌توان دفاع مقدس نام گذاشت و نه می‌توان این لقب را از تمام آن‌ها گرفت.حنیف با اشاره به جنگ به‌عنوان موضوعی عام، خاطرنشان كرد: هر كشوری مفهوم خاصی را برای تعریف از ادبیات جنگ خود برگزیده است. بنابراین اشكالی ندارد، عنوان ادبیات دفاع مقدس را برای بخشی از داستان‌های این حوزه بپذیریم.این كارشناس ادبیات دفاع مقدس در یك جمع بندی درباره ادبیات دفاع مقدس اظهار داشت: هنوز مشخص نیست كه كدام داستان، داستان جنگ است یا دفاع مقدس. همچنان كه بسیاری از نظریه‌هایی كه درباره كتاب‌های ادبیات جنگ مطرح می‌شوند، اجتماعی و اقلیمی اند. همچنین نمی‌توانیم به تمام نوشته‌های جنگی، داستان دفاع مقدس اطلاق كنیم، اما می‌توان گفت تمام آن‌ها زیر چتر ادبیات جنگ قرار دارند.

وی در پایان با اشاره به انتخاب عنوان ادبیات جنگ برای باز گذاشتن راه انتقاد اضافه كرد: باید بپذیریم ادبیات دفاع مقدس نیز قابل انتقاد است. شاید این موضوع از نظر محتوایی صورت نگیرد، اما از جنبه ساختاری می‌توان ادبیات دفاع مقدس را مورد نقد و بررسی قرار داد.

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.