• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
سينما و تلویزیون (بازدید: 501)
جمعه 8/11/1389 - 21:58 -0 تشکر 277892
نتیجه اولین مسابقه "مختارنامه"اعلام شد

به گزارش روابط عمومی سریال مختارنامه، کارشناسان پس از بررسی مطالب رسیده مطالب رسیده از سوی مخاطبان، نوشته های حامد سرلکی تهران،ندا رئوفی زاده،سمیه عظیمی،امیرعلی فلاحیان و حمید رضا عنایتی را به عنوان 5 مطلب برگزیده انتخاب و معرفی کردند.
گفتنی است مسابقه دوم نیز همزمان با پخش قسمت 18 سریال مختارنامه برگزار می شود.

 

فدایی حسین (ع)
حامد سرلکی ـ میهمان ملکوت با جلوه ای تاریخی و حماسی در کنار چاشت های دراماتیک توانست تصویر زیبایی از جمله تاریخی حضرت زینب (س) که فرمودند چیزی ندیدم جز زیبایی ندیدم به بینندگان خود منتقل کند. به عقیده بنده درون مایه این قسمت به چند دسته تقسیم می شود:
الف: درون مایه هنری:
در این قسمت ما شاهد میزانسن های بجا از صحنه های رزم در کنار تجلی های عاطفی شخصیت اول داستان در یک بیابان به واسطه سلوک درونی و همگرایی مختار و وهب یکی بعنوان مسلمان زاده و دیگری  به عنوان ترسای تازه به حقیقت رسیده بودیم.
همچنین صحنه های رزم با توجه به پیشینه ضعیف آثار قبلی ساخته شده در داخل ، نقطه عطفی در سریال های تلویزیونی به شمار می رود. این رزم ها تصنعی نبودند و به همین دلیل بیننده را جذب خود می کردند.  همچنین در بُعد موسیقایی، قطعات جدیدی را با روح خود احساس کردیم. جنس استفاده شده از صداها معمولا از سازهای آرشه ای بود. این بار حضور کمانچه و نوای پر حُزن آن در صحنه هایی از شهادت وهب به زیبایی خود را نشان می داد.
جنبه های بصری و جلوه های ویژه میدانی به زیبایی به تصویر کشیده شده بودند. نمی دانم صحنه بریده شدن پای اسب وهب در تاریخ وجود داشته که کارگردان آن را نشان داده یا خیر.
ب: درون مایه روانشناختی:
در این قسمت که به عقیده من یکی از بهترین صحنه های بازی فریبرز عرب نیا در نقش مختار بود، او خشم خفته شده در وجودش را بیدار کرده و با شیطان درون خود که بسا او را به قدرت و شوکت دنیوی می کشاند مبارزه کردند. در این سلوک طریق همسر یکی از شهدای کربلا پیر و مراد او بود.  لذا شما وقتی مختاری که به لفقا آمده را می بینید، مختار از صافی گذشته و پاک شده است. همچنین سراب هایی که در بیابان در خاطر مختار می آمدند مملو از تاثیرات روانی در بیننده بود. گویی هر شیعه ای خود را در این بیابان ترسناک می یافت.
ج: نقطه عطف
این قسمت نشان داد که در صحنه نبرد خیر و شر کربلا از هر جماعتی یک نفر نقشی را ایفا می کند. از سرباز شش ماه گرفته تا حبیب نود ساله ، از صحابی پیامبر تا یک تازه مسلمان، از یک تاجر  گرفته تا. . . . گویی نقاشی حسین (ع) در روز عاشورا تجلی گاه عالمیان بود.
همچنین دیگر عطف این قسمت بازگشت مادر وهب به عنوان یک مادر شهید به صف دشمن و خطابه رسای  او با این مضمون بود:«چیزی که در راه خدا داده باشم را پس نمی گیرم».
نشان داد عاشق و فدایی حسین (ع) و اهل بیت حتی از بهترین و زیباترین موجود در زندگیش می گذرد گویی ابراهیم است که به فرمان محبوبش فرزندش را به قتلگاه می کشاند. اللهم ارزقنی شفاعة الحسین یوم الورود

هنوز در تردیدم
ندا رئوفی زاده ـ دستانی پر از خون و آسمانی خجالت زده. آسمان می گرید و زمین چشم دوخته است بر اشک های مروارید مانند آسمان. زمین هم خجالت می کشد حتی بیشتر از آسمان . نگاه چشمان منتظرم بر صفحه ای است که به رُخ میکشد روزهای غم زده زمانه را.  مختار پریشان از اسب پیاده می شود و پای بر زمین دنیایی می گذارد که هنوز دلش در بند اوست و صدایی که به او گفته بود تو هنوز رها نشدی. زانو بر خاک نهاده به یاد شیر مردی از دشت نینوا می افتد. وهب که عشق حسین (ع) روح پذیرای ایمانش را جلا داده بود. رها می کند وابستگی هایش را تا روح تشنه اش سیراب شود. عشق حسین (ع) دلش را آشوب کرده بود. در میدان چکاچک شمشیرها چنان با شیاطین زمانه اش می جنگد که حتی از ذره ای جان در وجودش دریغ نمی کند و همه را نثار راه حسین (ع) می کند. اشک نگاهم را تار می کند و من هنوز در تردیدم که اگر من در آن دوران روزگار سپری می کردم با امامم حسین (ع) می ماندم یا نه. مادری محزون که نگاهی پر معنا به سر بریده فرزندش دارد و می گوید: « در مرام ما زیبنده نیست چیزی را که در راه خدا داده ایم باز پس ستانیم». این فریاد دل مادر وهب است وقتی سرِ فرزندش را یه سمت شیطان صفتان پرت می کند. آنگاه که روح با عظمت فرزندش از تن جدا شد دیگر این تن جسم نیست خاک نیست سنگ هم نیست آخر این تن بدون روح وهب چه ارزشی دارد؟ و من هنوز در تردیدم که با امامم می ماندم یا نه ؟! «برتری به دیانت است» سخن خداست که بر زبان انسان های دوست دار خدا جاری می شود اما افسوس که همین چند روز پیش بود که در فضای مجازی پررفت و آمد کلام ها خواندم از انسان های خود دوست که باز عرب و عجم گفتنشان دهانشان را پر کرده بود و برایش مصداق می آوردند آن هم از نوع مختارنامه اما حال که سخنان زیبای یکی بودن را از زبان مختار شنیدم، خیالم راحت شد که مختارنامه همان مختارنامه ای است که نزدیک به 9 سال صدای رد پایش می آمد. مختار تر و تازه می شود تا در تکاپوی رفتن به سفری دشوار توشه ها بر دارد و باز گوشم را می نوازد صدای لالایی محزون یاد آور علی اصغر حسین (ع) و من هنوز در تردیدم.

مختارنامه از دو منظر
سمیه عظیمی ـ اول: چند سال پیش كه شیوه تكرار برنامه‌های تلویزیونی و به ویژه سریال‌ها، آغاز و كم‌كم به یك روال در سیما تبدیل شد، اغلب مردم به ویژه زنان و مردان كارمند خیلی خوشحال شدند؛ چرا كه گاهی در زمان پخش اولیه آن سریال فرصت دیدن آن را نداشتند یا از خستگی كار روزانه درست هنگام پخش آن سریال خواب شان می‌برد. از طرفی با شبانه‌روزی شدن كار شبكه‌های تلویزیونی نیاز به پخش مجدد برنامه‌ها بود تا آنتن به نحوی پر شده و برنامه‌ها تأمین شود. این شیوه پخش در بهتر دیده شدن سریال‌هایی چون امام علی(ع)، شب دهم، ولایت عشق، در چشم باد و خیلی دیگر از سریال‌های فاخر تلویزیونی تأثیرات بسیار داشت. شخصا به دلیل علاقه بسیار زیادی كه به سریال امام علی(ع) داشتم‌، تكرار این سریال را خیلی می‌پسندیدم چون خیلی مواقع درست در هنگام پخش اولیه هر قسمت كار داشتم و تكرار آن برایم بسیار مفید بود؛ برای من كه هنگام پخش قسمت پایانی سریال امام علی(ع) بسیار گریستم كه ای كاش تمام نمی‌شد و ای كاش بیش از این درباره مولایمان می‌گفت و وجوه دیگر زندگی و شخصیت آن یگانه بشریت را برایمان می‌شكافت.
از این جهت سریال مختارنامه را نیز از یكسو به دلیل علاقه به دانستن بیشتر درباره مباحث و حوادث دوران زندگی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و از سوی دیگر به دلیل علاقه به دانستن درباره شخص مختار ثقفی و همچنین به دلیل علاقه به كارهای داود میرباقری دنبال كرده و می‌كنم. تا به امروز نیز سعی كرده‌ام هیچ قسمتی را از دست ندهم و همه قسمت‌ها را هم در پخش اولیه و هم در تكرار آن دیده‌ام؛ اما...
نكته‌ای كه اینجا مطرح است،‌ این است كه سریال مختارنامه با همه زیبایی‌ها و جذابیت‌هایش امروز به نظر می‌رسد كه در حال از سكه افتادن است و ارزش‌ خود را آرام آرام از دست می‌دهد آن هم صرفا به یك دلیل؛ تكرار بیش از حد! از بسیاری از اقوام و دوستان و آشنایان بارها این جمله را شنیده‌ام كه اگر این قسمت مختار رو ندیدی، عیبی نداره، از اول تا آخر هفته كلا مختار پخش می‌كنن، می‌تونی ببینی. یا مثلا دوستانی كه به آنتن ماهواره در منزل دسترسی دارن، اعتراض می‌كنن كه باز اینا یه فیلم ساختن، كل تلویزیونشون دربست در اختیار اون فیلمه. یا مثلا وقتی كانال‌های تلویزیون را بالا و پایین می‌كنند، به اعتراض می‌گویند: اَه این شبكه هم كه مختار داره...
این روزها شاید دل خیلی از مردم تنگ شده باشد برای روزهایی كه برای پخش یك سریال مورد علاقه‌شان لحظه‌شماری می‌كردند و اگر هر قسمتی از سریال را از دست می‌دادند تأسف می‌خوردند كه دیگر تكرار نمی‌شود. حتی درباره مختارنامه، شاید خیلی از مردم حسرت روزهایی را بخورند كه برای دیدن آن قسمت از سریال مورد علاقه‌شان كه موفق به دیدنش نشده بودند، تنها یك شانس دیگر داشتند.
زیباترین جملات و آثار را اگر بسیار زیاد تكرار كنیم، بدون شك به جای جاذب، دافع خواهد بود و به نظر من این اتفاق برای سریال مختارنامه در حال رخ دادن است. از طرفی ساختن برنامه های دیگر با محوریت مختارنامه نیز حداقل با سلیقه من جور در نمی آید.
دوم؛مختارنامه در قسمت اخیر خود، به ماجرای پیوستن وهب نصرانی به حضرت سید‌الشهدا و همچنین شهادت آن جوان تازه‌داماد پرداخته بود.وهب نصرانی، یكی از شخصیت‌ها و شهدای بزرگوار دشت كربلاست كه ماجراهای مربوط به وی بسیار برای مردم عجیب و شنیدنی است. شاید خیلی از بچه‌های امروز از نعمت شنیدن قصه از مادربزرگ محروم باشند ولی من كه از فرزندان دوران جنگ تحمیلی هستم، از زبان مادربزرگ فاضل و مرحومم قصه‌های بسیار شنیده‌ام و همه را خوب به خاطر دارم. خیلی از بچه‌های هم‌دوره من یا بچه‌های نسل‌های قبل از ما، این نعمت را دیده و این لذت را چشیده‌اند. مادربزرگ من داستان وهب نصرانی را خیلی جذاب برای من تعریف كرده بود و من این شهید جوان دشت كربلا را بسیار دوست می‌داشتم؛ اما...
وهب سریال مختارنامه هم در گریم و چهره‌پردازی و هم در نوع بازی بازیگر این شخصیت و هم در بازی بازیگرانی كه نقش مادر و همسر او را ایفا می‌كردند، غیردوست‌داشتنی جلوه كرده بود. بازی سردی كه از بازیگر نقش وهب دیدیم، نه تنها تلاش كارگردان را برای قدسی نشان دادن این جوان تازه‌داماد، ساعاتی قبل از شهادت کم اثر کرده بود بلكه هرگز نمی‌توانست بیننده با آن لحظات سخت جدایی تازه‌عروس و تازه‌داماد، لحظات ملكوتی و حماسی تهییج فرزند توسط مادر شیرزنش و لحظات ملكوتی شرط و شروط گذاشتن خاص همسر وهب، همراه كند.شاید اگر اشكی هم از دیدگان جاری می‌شد به جهت آن بود كه ما بینندگان مختارنامه، هركداممان دفتری باشیم كه وقایع كربلا را در خود ثبت و ضبط دارد و از این سو و آن سو شنیده یا اگر اهل مطالعه باشیم، خوانده‌ایم و این ماجراها را اول بار نیست كه می‌شنویم؛ و همین شاید رسالت كارگردان، بازیگران و دیگر عوامل سریال مختارنامه را عظیم‌تر و مهمتر كند. مختارنامه روایت ماجرای سربداران نیست كه مردم ایران در این دوره‌های اخیر از آن صرفا یك نام می‌دانند و هیچ. مختارنامه روایت داستان كربلا و ماجرای انتقام از خون حسین است. این ماجرا را مردم ایران از كوچك و بزرگ و پیر بارها شنیده‌اند و بارها و بارها و بارها بر آن اشك ریخته‌اند؛ رسالت سازنده چنین سریالی بسیار بزرگتر و سختی كارش نیز صدچندان است.

مختارنامه‌ای كه میثم تماری می‌سازد كه با همه داشته‌های ذهنی ما از آن مرد بزرگ جور است و نه تنها مساوی كه حتی این مرد میدان دفاع از علی را برایمان قدسی‌تر و والاتر می‌كند؛ مختارنامه‌ای كه ابن زیادی می‌سازد كه همه نفرت ما را نسبت به او یكجا جمع می‌كند، مختارنامه‌ای كه عمرسعدش دارای همه ویژگی‌های عمر سعد ذهن ماست، كارگردانی كه در تجربه‌های گذشته‌اش، مالك اشتر ذهن همه ایرانیان و همه دوستداران و عاشقان علی را به تصویر می‌كشد و عمروعاصی برای اذهان می‌سازد كه با یادآوری‌اش، امواج خروشان نفرت از بنی‌امیه زنده و سركش می‌شود؛ آفرینش تلویزیونی شخصیت وهب نصرانی با این صورت و شمایل، به نظر می رسد در حد و اندازه دیگر بازیگران نبوده است.
اما به هر تقدیر، ما مختارنامه را به مثابه یك املای نوشته شده كه بدون شك اشتباه هم دارد می‌بینیم و اعتراف می‌كنیم كه مختارنامه جای خالی سریال‌های خوب را در دیگر ایام هفته پر كرده و ما را به برنامه های تلویزیون امیدوار ساخته است.

تعزیه وهب و معانی یك پیام
امیرعلی فلاحیان ـ انتخاب وهب نصرانی در بازگشت دوباره‌ مختارنامه به واقعه‌ كربلا از چند منظر قابل توجه است. خروش یك تن ترسا به امام حسین (ع) و جانبازی در راهی كه غالب مدعیان عصر از آن باز مانده‌اند، رویكردی دوسویه دارد كه در قسمت هفدهم سریال از هر دو سو به آن پرداخته شد. این اقدام از یك سو همچنان كه از زبان شمر و نمایش تصلیب وهب برآمد، اهمیت حضور یك مسیحی در سپاه كوچك امام را به دسیسه‌ای در تأیید باور رایج تبدیل كرد تا با اعلام همگانی این ماجرا خدشه‌ای به حركت كاملاً دینی امام وارد شود و پشتوانه‌ای هرچند اندك برای قضیه‌ی خروج حسین بن علی (ع) بر خلیفه‌ی وقت فراهم آید. سویه‌ای كه به تندی در تاریخ گم شد و مجالی نیافت. از سوی دیگر نمایش تعزیه‌ی وهب، نشانگر پیام والا و انسانی حركت امام است كه از مرز باورها و قالب‌های درون‌دینی می‌گذرد و معنایی
الاهی-انسانی در این ماجرا به دست می‌دهد. اما این قسمت سریال، پاسخی بر نظریه‌ كلامی جدیدی است كه تلاش دارد تا از حسین بن علی(ع)، عیسی بن مریمی اسلامی بسازد و خون او را فدیه گناه ازلی یك قوم كند. این نظریه بر این امر تأكید دارد كه آن گونه كه خداوند در قالب اناجیل و در جسد انسانی عیسی وارد تاریخ شد تا علاوه بر آموزش‌های اخلاقی-عاطفی با تحمل رنج بشری و تصلیب، نجات را برای پیروان
خود به ارمغان آورد؛ حسین بن علی(ع) نیز با دانستن سرانجام كار خود عوامل پدیداری یك صحنه‌ی تراژیك فراتاریخی را فراهم كرد و خود به همراه خانواده و یارانش به قهرمانانی ماندگار و مانا در یك سنت فراقومی بدل شد. گرایش‌های غلوآمیز در خصوص امامان كه از دوره‌ی نخستین امام شیعه در كنار
تشیع اعتدالی رشد كرد و ماهیتی غیراسلامی داشت، محمل مناسبی برای طرح دوباره‌ نظریاتی از این دست است. نظریاتی كه تلاش دارد تا از ائمه، كالبدهایی الهی بسازد و میان آنها و خلق، فاصله‌ای طی‌ناشدنی بیاندازد. این نظریه در كنار جذابیت‌های عاطفی و پیام‌های اخلاقی اساساً رویكردی عقل‌گریز است. نه تنها كنكاش تاریخ را نمی‌پذیرد بلكه آن را مخل درك و دریافت عاطفی صحیح از وقایعی همچون عاشورا می‌داند. چنان كه مسئله‌ حیات عیسای تاریخی را قابل اهمیت نمی‌داند و به تصویری اهمیت می‌دهد كه
حادثه‌ی زندگی و تصلیب عیسی در ذهن و باور انسان می‌سازد. مختارنامه اما از سنخی دیگر به واقعه‌ی عاشورا پرداخته است. عدم ورود به مباحث اصلی و دلایل و اهداف حركت حسین (ع) از مكه به سمت كوفه در نگاه نخست، خبر از تعطیل عقل در توصیف ماجرا دارد. این نظر آنجا تقویت می‌شود كه افرادی همچون زهیر و وهب، سوای مسایل تاریخی- فرقه‌ای، نه با حسین(ع) و پیام‌های حركت او، كه با امر «شهادت» بیعت می‌كنند و در یك كلام، خود را برگزیده و انتخاب‌شده می‌دانند. اما مختارنامه در دام نظریه‌ی فوق گرفتار نشده است. در طول 17 قسمت گذشته، بینندگان این سریال با شناخت فضای پیش و پس از واقعه‌ی عاشورا و آشنایی با عوامل و عناصری كه كمتر با آن روبرو شده بودند، رفته رفته هم‌پای شخصیت‌های جدید ماجرا به تصویر جامعی از این حادثه دست یافته‌اند. آشنایی با اشخاص، افكار و رویكردهایی همچون زبیریان، خوارج، فقهای اموی، باور عمومی معتقدان به خلافت اموی، گرایش‌ها و صف‌بندی‌های شیعیان عصر به‌ویژه در ماجرای مسلم، تكه پازل‌هایی را كنار هم می‌گذارد كه در كلیت آن، تصویری عاطفی-عقلانی از فرم و محتوای حركت و قیام حسین (ع) آشكار می‌شود. این تصویرهای كربلایی كه نما و برداشت‌هایی رویایی و خاطره‌ساز خلق كرده‌اند در بطن متن كلی سریال، تصویر دقیقی از فضای عصری به دست می‌دهد كه نیم قرن پس از ظهور دعوتی مبتنی بر عدالت، برابری، برادری و تقوا، عصبیت‌های قومی و تبارگرایی از نو احیا شده‌اند و وظیفه‌ی اصلاح گری را بر دوش حاملان پیام نبوی سنگین می‌كنند. انتخاب وهب نصرانی از میان شهدای بنام كربلا، نمایشی از پیام انسانی و آزادگی ذاتی حركت وقیام حسین بن علی (ع) بود.

وهب، وسیله اتصال مختار با خدا
حمید رضا عنایتی ـ در بخشی از قسمت هفدهم این سریال كه ماجرای مختار با وهب گره خورد، هر چند كه به نظر من هیچ وجه اتكالی تاریخی نداشت و صرفا برای جذابیت های بصری و فیلمسازانه مستفاد گشته بود اما ارتباطی مناسب با بیننده برقرار گشت. در این بخش از قسمت 17، این پیام به اطلاع بیننده رسید كه صرف كنار كعبه زیستن و گذراندن حیات نمی تواند شیطان را در وجود انسان نابود نماید و در نهایت خود انسان است كه باید شیطان را در وجود خود سَر ببُرد و آن را از قلبش حذف کند و این عمل میسر نمی گردد مگر با اتصال روح انسان با خدای خود كه به وسیله وسائط و وسایل موجود، به وقوع می پیوندد؛ كه وهب، وسیله  اتصال مختار با خدای خویش گشت.
همچنین استفاده از لوكیشن های بكر و تازه – به وی‍‍ژه شوره زاری كه مختار در آنجا به كاروان نینوا توسل نمود – باعث فراهم آمدن فضا سازی مناسبی گشت و امكان ارتباط بیش از پیش بیننده با شخصیت ها – بالاخص شخصیت خود مختار- را  به وجود آورد.
و نكته آخر هم، روش های جنگی تازه و نو بود كه مخاطب را از آن صحنه های جنگ کلیشه ای و تكراریِ گذشته، - كه كم و بیش در فیلم ها شاهد آن بودیم – دور نمود و بیننده را به هیجانی بیشتر وا داشت                                      منبع:سایت رسمی مختارنامه

شنبه 9/11/1389 - 14:23 - 0 تشکر 278008

با سلام این مسابقه رو کی گذاشتین که ما نفهمیدم

شنبه 9/11/1389 - 14:53 - 0 تشکر 278021

artemisshojaee عزیز ، سلام :
دوست گرامی این مسابقه مربوط به سایت تبیان نمی باشد . موفق باشید .

 

thank you for attention

شنبه 9/11/1389 - 17:28 - 0 تشکر 278052

با سلام
خوش به حالشون
یه كمی حال و حوصله و تمركز می‌خواد هم برای خوب دیدن و هم برای خوب نوشتن
یا علی

 
سیب‌سرخ‌60- غریبی‌آشنا       وبلاگم: ماه تابان من 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.