• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 448)
دوشنبه 13/10/1389 - 10:48 -0 تشکر 270165
كارنامه منافقین

در جریان انقلاب اسلامی و دوران پس از پیروزی، برخی از واژه‌ها معنا و مفهومی دوباره یافتند. یكی از این واژه‌ها «منافقین» می‌باشد كه در انقلاب اسلامی علاوه بر معنای عام آن كه در آیات قرآنی به عنوان دشمن دین و یاران شیطان معرفی شده است،‌ در معنای خاصی نیز كاربرد پیدا كرد. در حالی كه در جای جای قرآن به پرهیز از نفاق و نحوه‌ی برخورد با منافقین اشاره شده و حتی یكی از سوره‌های كتاب الهی به این نام و به این موضوع اختصاص یافته است، امام خمینی نیز از واژه‌ی «منافقین» برای مشخص نمودن منحرفان از راه انقلاب و مخالفان مكتب اسلامی استفاده نمو
مقدمه
در جریان انقلاب اسلامی و دوران پس از پیروزی، برخی از واژه‌ها معنا و مفهومی دوباره یافتند. یكی از این واژه‌ها «منافقین» می‌باشد كه در انقلاب اسلامی علاوه بر معنای عام آن كه در آیات قرآنی به عنوان دشمن دین و یاران شیطان معرفی شده است،‌ در معنای خاصی نیز كاربرد پیدا كرد. در حالی كه در جای جای قرآن به پرهیز از نفاق و نحوه‌ی برخورد با منافقین اشاره شده و حتی یكی از سوره‌های كتاب الهی به این نام و به این موضوع اختصاص یافته است، امام خمینی نیز از واژه‌ی «منافقین» برای مشخص نمودن منحرفان از راه انقلاب و مخالفان مكتب اسلامی استفاده نمود.
بر این اساس، سازمان مجاهدین خلق كه با توسل به ایدئولوژی التقاطی ماركسیسم اسلامی به خشونت، ترور و جلوگیری از بازسازی پرداخته بود و مانعی عمده بر سر راه مشاركت سیاسی ـ اجتماعی تلقی می‌شد، به عنوان مشخص‌ترین چهره‌ی نفاق در ایران شناخته شد. از این رو در بحث حاضر ضمن ریشه‌یابی «نفاق» و «منافق» در آموزه‌های دینی و قرآنی، چگونگی شكل‌گیری سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و اعمال شیطانی آنها را در جریان پیروزی انقلاب اسلامی و دوران استقرار نظام جمهوری اسلامی مرور خواهیم كرد.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

دوشنبه 13/10/1389 - 10:49 - 0 تشکر 270166

نفاق در آموزه‌های دینی مسلمانان
در طول تاریخ همواره دو اردوگاه توحید و شرك، خداپرستی و هواپرستی و قطب‌های قابیل و هابیل، ابراهیم و نمرود، موسی و فرعون، محمد(ص) و ابولهب در مقابل هم قرار داشته و درگیر بوده‌اند. از این رو مفاهیمی همانند مؤمن، كافر، مشرك، منافق، مجاهد، صدیق، شهید، متقی و صالح كه در قرآن به كار رفته نیز بیانگر جهت‌گیری اعتقادی می‌باشد.

نزد خداوند اهمیت نفاق و چندپارگی‌های ناشی از آن آنچنان زیاد است كه یكی از سو‌ره‌های كتاب الهی به این نام و به این موضوع اختصاص دارد. علاوه بر این در جای جای قرآن به پرهیز از نفاق و نحوه‌ی برخورد با منافقین اشاره شده است. كلام‌الله، منافق را دشمن دین معرفی نموده و از نابخشودگی گناهان آنان به وسیله پروردگار سخن می‌گوید.1

براساس آموزه‌های قرآنی، كافران و منافقان، هر دو یاران شیطانند: «انا جعلنا الشیاطین اولیاءاللذین لایؤمنون».2 «فقاتلوا اولیاءالشیطان».3 در آیات سوره احزاب، منافقانی كه ولایت كافران را می‌پذیرند، «حزب الشیطان» نامیده شده‌اند، اما كافران چنین نامی نیافته‌اند. این نكته بیانگر آن است كه علاقه و ارتباط منافقان با شیطان رابطه ویژه‌ای است كه به درجه «استحواذ» یعنی سیطره‌ كامل بر رهبری آنها می‌رسد: «استحوذ علیهم الشیطان». تعبیر «استحواذ» تنها در این آیه و آیه دیگری كه آن هم مربوط به منافقان است ذكر شده است: «و ان كان للكافرین نصیب قالوا الم نستحوذ علیكم و نمنعكم من المؤمنین».4 این علاقه و رابطه ممتاز سبب می‌شود كه منافقان نسبت به كافران، به عضویت در حزب شیطان سزاوارتر باشند.

افراد و گروه‌‌هایی نیز كه به دعوت اصلاحی پاسخ مثبت ندهند و با آن از در ستیز و نبرد مسلحانه برخیزند، از مفسدین هستند و با آنان نیز باید برخورد قاطع و عملی كرد تا جامعه انسان‌ها از لوث وجود آنان پاك گردد. دستور جهاد با كفار و منافقان كه درصدد تخریب پایه‌های ایمانی و عقیدتی صحیح در جامعه‌اند و با حكومت دینی پیامبر درگیر می‌شوند نیز در همین راستا ارائه شده است: «یا ایهاالنبی جاهد الكفار و المنافقین و اغلظ علیهم».5
در میان احادیث نیز می‌‌توان نمونه‌های بسیاری را در باب نفاق و منافق یافت كرد. امام علی (ع) در یكی از بیانات خود درباره وصف مخالفین اسلام و منافقین این چنین اشاره می‌كند: «...وجعلوهم حكاماً علی رقاب الناس فاكلوا بهم الدنیا». «... و حكومتشان را بر مردم تحمیل كردند و به وسیله آن به دنیا‌خوارگی پرداختند.» 6 در حالی كه در اسلام، حكومت وحكام تحمیلی نیستند و منتخب مردم می‌باشند.

امام صادق (ع) نیز در شرح منافق چنین می‌فرماید: «منافق عملهای ظاهری ریائی را به صورت عمل شرعی می‌كند،‌ و عملهای شرعی كه از خدا و پیغمبر متلقی شده است و در غایت عزت و رفعت است بازیچه انگاشته به طریق استهزاء و سخریه با او سلوك می‌نماید. و در صورت عملی كه از سیرت عاری است، از او صادر می‌شود و ظاهری كه از باطن خالی است از او به ظهور می‌رسد. و از این غافل است كه این نحو سلوك، با شارع و شرع، موجب انهدام دین است و حرمان از رحمت و وصول به سجین.»

به طور كلی در آموزه‌های اسلامی به دو نوع نفاق اشاره شده است. نخستین نفاق اخلاقی است كه تنها فرد و برخی از اطرافیان وی را گرفتار انحراف می‌كند. این نوع نفاق در احادیث با نشانه‌هایی نظیر دروغگویی، خلف وعده و خیانت در امانت مشخص شده است. دومین نوع نفاق سیاسی است كه نتیجه و شكل تكامل یافته نفاق اخلاقی می باشد. این نوع نفاق كه در آیات قرآن مكرر از آن یاد شده بخش زیادی از جامعه را دچار انحراف می‌كند. از این رو امام خمینی همواره بر ضرورت حفظ وحدت در مقابل تلاشهای منافقین و مفسدین خارج و داخل برای ایجاد شكاف بین مردم تأكید می‌نمودند.
امام در مورد نفاق سیاسی و لزوم مقابله جدی با منافقین معتقد بودند كه «منافق‌ها هستند كه بدتر از كفارند، آنی‌كه می‌گوید مسلمان هستم و بر ضد اسلام عمل می‌كند و می‌‌خواهد به ضد اسلام عمل بكند، آن است كه در قرآن بیشتر از آنها تكذیب شده تا دیگران. ما سوره منافقین داریم، اما سوره كفار نداریم . سوره منافقین داریم كه برای منافقین از اول شروع می‌كند اوصافشان را می‌گوید.

اسلام همیشه گرفتار یك همچو جمعیت‌هایی بوده است. درصدر اسلام زیاد جمله هست در زمان حكومت امیر‌المؤمنین (ع) اینها زیاد بودند. در زمان خود پیغمبر اكرم (ص) نیز زیاد بودند و همینطور در طول تاریخ، اسلام گرفتار یك همچون مسائل بوده است و گرفتار این كه اشخاص هم از خود مسلمان‌ها، مردم خوب، مردم اسلامی گول می‌خوردند، ازاینها،‌ از این اشخاص كه با صورت اسلامی می‌آمدند وحی می‌كردند، گول می‌خوردند.»7
براساس همین «عقل سیاسی» است كه امام می‌فرماید: «شما می‌بینید كه تمام سعی منافقین و مفسدین خارج و داخل بر این است كه بین مردم شكاف ایجاد نمایند و این خود، بهترین دلیل است كه ما باید وحدتمان را حفظ كنیم.»

در ایران پس از انقلاب اسلامی كلمه منافق علاوه بر معنای عام آن كه پیش‌تر شرح داده شد، در معنای خاصی نیز كاربرد پیدا كرد، در واقع یكی ازنتایج انقلاب، آشكار شدن ماهیت برخی گروه‌ها و جریان‌های مخالف بویژه منافقان بود كه پیش از انقلاب با بهره‌گیری از ایدئولوژی التقاطی اسلام و ماركسیسم و پس از انقلاب با گرایش به خشونت و ترور به ایجاد اغتشاش و شهادت بسیاری از چهره‌های سیاسی و مذهبی و مردم عادی دست زدند.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

دوشنبه 13/10/1389 - 10:50 - 0 تشکر 270167

سازمان مجاهدین خلق
سازمان مجاهدین خلق در سال 1345 توسط شش تن از اعضای پیشین نهضت آزادی و فارغ‌التحصیلان دانشگاه تهران (محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن، علی‌اصغر بدیع‌زادگان، احمد رضایی، محمود عسكری‌زاده و رسول مشكین‌فام) تشكیل شد.

در وهله نخست، مفسران و نظریه‌پردازان سازمان به ویژه حنیف‌نژاد و رضایی، اسلام را مطابق با دیدگاه نهضت آزادی تفسیر كردند اما به مرور زمان و با گسترش روز افزون فرهنگ ماركسیستی در میان نیروهای رادیكال مخالف رژیم، مجاهدین نیز به سهم خود تحت تأثیر این نفوذ قرار گرفتند و سعی در تبیین و تلفیق برخی از آرای پرطرفدار ماركسیسم در قالب باورهای اسلامی كردند. به نحوی كه صریحاً بیان داشتند: «... این احساس در همه ما مشترك بود كه ... مذهب بدون آمیختن ماركسیسم ـ لنینیسم در متن آن حتی یك سانتی‌متر نمی‌تواند ما را جلو ببرد.» 8

بدین ترتیب آن بخش از تعالیم و اعتقادات اسلامی كه یا بالصراحه و یا با تفسیر و برداشت‌های رایج هم جهت با اصول و اندیشه‌های ماركسیستی به نظر می‌رسیدند، از سوی مجاهدین بیشتر مورد تأكید و آموزش قرار گرفتند. در مقابل آن قسمت از اصول و احكام اسلامی كه با ادبیات ماركسیستی و اندیشه‌های رایج انقلابی حاكم بر طیف مبارزین رادیكال همخوانی نداشتند و بعضاً رو در روی این اندیشه‌ها قرار می‌گرفتنند، به حال خود رها شده و جائی در ایدئولوژی مجاهدین نمی‌یافتند.

در واقع دین‌شناسی سازمان مشتمل بر یك هسته و یك پوسته بود. هسته آن ماركسیستی و پوسته آن اسلامی بود و برخی از اعتقادات آنها با مبانی فكری شیعه مغایرت داشت. به عنوان مثال آنها عصمت پیامبر و ائمه را نفی می‌كردند و معتقد بودند كه آنها نیز از اشتباه مصون نیستند. آنها همچنین به مقوله معاد با استفاده از نظریات داروین جنبه مثالی می‌دادند و مسأله تقلید از مجتهدان را نپذیرفتند. در واقع آنها تفسیری ارائه می‌كردند كه سازمان در رهبری آن قرار می‌گرفت. 9

به تدریج ردپای نظریه‌های ماركسیسم در زمینه‌‌های تكامل اجتماعی، تضاد دیالكتیك، ماتریالیزم تاریخی و برخی دیگراز مقولات در آثار و اندیشه‌های مجاهدین پدیدار و متداول گردید. بالاخص در اقتصاد،‌ مجاهدین نزدیكی زیادی با ماركسیسم پیدا نمودند. ایران را جامعه‌ای نیمه فئودالی‌ـ نیمه استعماری باحكومت بورژوازی كمپرادور و وابسته به امپریالیزم جهانی معرفی می‌كردند. بدین ترتیب سازمان در بخش آموزش‌های سیاسی و اجتماعی تحت تأثیر ماركسیسم ـ لنینیسم قرار گرفت و در نهایت علمی بودن اصول ماركسیسم را تحت عنوان «علم مبارزه» و یا «علم تكامل اجتماعی» به رسمیت شناختند و عملاً مرز بین این جهان‌بینی و اسلام را محو نمودند.

علیرغم تمام این تلاش‌ها كارگزاران سازمان به خوبی دریافته بودند كه برای به دست‌آوردن پایگاه مردمی و رخنه در دل توده‌ها پیش از هر كار باید امام خمینی را به پشتیبانی از سازمان واداشت و از جایگاه امام در میان ملت برای سازمان بهره‌برداری نمود. از این رو نخست در پی ربودن هواپیمای تاكسی ایر از دبی و بردن آن به بغداد، سازمان از راه غیرمستقیم فشارهایی بر امام آورد تا به پشتیبانی از ربایندگان هواپیما و سازمان آنان برخیزد. اما این نقشه به سبب ژرف‌نگری امام به بار ننشست و با شكست روبرو شد.
سپس درخواست‌های متعددی برای دیدار با امام مطرح شد، ولی امام در برابر دیدارهای اعضای سازمان، ضمن مخالفت با مبارزه مسلحانه10 و تأكید بر نابودی این تشكیلات، اعلام نمودند: ‌«من از مجموع اظهارات و نوشته‌هایشان به این نتیجه رسیدم كه این جمعیت به اسلام اعتقاد ندارد، ‌لیكن چون می‌داند كه در كشوری مانند ایران كه بیش از هزار سال است اسلام در رگ و پی این ملت ریشه دوانیده است جز با نام اسلام نمی‌توان پیشرفت كرد، لذا اسلام را ملعبه كرده‌اند. بالای نوشته خود نام خدا را می‌گذارند لیكن ذیل آن همان حرف‌ها و بافته‌های ماركسیست‌‌ها و مادیون است.
این فكر در من فقط در حد یك گمان بود لیكن هر چه گذشت و نوشته‌‌هایشان بیشتر منتشر شد این گمان در من بیشتر تقویت شد. البته من نمی‌خواهم بگویم همه آنهایی كه با این جمعیت هستند این جوری‌‌اند. ممكن است در میان آنها افرادی باشند كه واقعاً به اسلام اعتقاد داشته باشند و چه بسا افرادی كه فریب آنها را خورده باشند لیكن اساس تشكیلات این جمعیت روی اعتقاد به اسلام نیست.»11

دیری نگذشت كه پیش‌بینی و ژرف‌اندیشی امام همگان را متحیر نمود. 12 به تدریج سازمان مجاهدین پس از سال 1351 به ماركسیسم گرایش بیشتری پیدا كرد. در اواخر سال 1352 اعضای سازمان به مطالعه گسترده‌ای درباره انقلابیون كوبا، ویتنام، چین و روسیه مشغول شدند. در اواسط سال 1353 اعضای فعال خود را به كارخانه‌ها فرستادند و در اواخر همان سال برخی سران آن از ضرورت تركیب ماركسیسم و اسلام سخن گفتند.

اما سرانجام در اردیبهشت 1354 بیشتر رهبران سازمان كه هنوز آزاد بودند در بیانیه‌ای به تغییر ایدئولوژی و پذیرش ماركسیست ‌ـ لنینیست و كنار نهادن اسلام از سازمان رأی دادند. كادر رهبری سازمان در جزوه‌ای با عنوان بیانیه مواضع ایدئولوژیك اعلام كرد كه پس از ده سال زندگی مخفی، چهار سال مبارزه مسلحانه و دوسال باز‌اندیشی ایدئولوژیكی گسترده، به این نتیجه رسیده است كه نه اسلام، بلكه ماركسیسم فلسفه انقلابی راستین است.آنها نوشتند «ما هرچه پوستین هزار و چهارصد ساله اسلام را با توجیهات علمی وصله می‌نمودیم، بخش دیگری از آن دچار پارگی می‌شد.» زیرا13 اسلام ایدئولوژی طبقه متوسط است ولی ماركسیسم ایدئولوژی «رستگاری و رهایی طبقه كارگر.»

با این چرخش ایدئولوژیكی كامل، شكاف عمیقی در سازمان مجاهدین پدید آ‌مد. در حالی كه برخی از اعضای سازمان به ویژه در تهران از این تغییر موضع پشتیبانی می‌كردند، اعضای دیگر بویژه در استانها، اسلامی باقی ماندند. سازمان مجاهدین به دو جناح رقیب تقسیم شد كه هر یك نشریه، تشكیلات و فعالیتهای ویژه خود را داشت و رقبای خود رابه طرح كودتا، كشتن سران و لو دادن یكدیگر متهم می‌نمود. جناح مجاهدین ماركسیست به فعالیت‌های كارگری خود شدت بخشید، خواستار تشكیل یك حزب كارگری جدید شد،‌ نشریه قیام كارگر را منتشر كرد. اما عدم همكاری نیروهای اسلامی با سازمان، اختلافات داخلی و حجم اطلاعات زیادی كه به دست ساواك رسیده بود باعث شد تا ساواك به سرعت سازمان را از هم فروپاشد.

ظرف چند ماه بقایای نیروهای سازمان اعم از ماركسیست و مسلمان به چنگ ساواك گرفتار شدند و از اواسط سال 1355 دیگر عملاً سازمان وجود خارجی نداشت.
در جریان پیروزی انقلاب، چند تن از كادرهای قدیمی آن از زندان آزاد شدند،‌به سرعت شروع به سازماندهی كردند و در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب به جمع‌آ‌وری میزان زیادی اسلحه مبادرت ورزیدند. این گروه از همان روزهای اوج انقلاب به انحاء مختلف در مقابل نظام نوپای جمهوری اسلامی ایستادند و برای جذب جوانان و توده‌های مردم و انجام كارهای سیاسی، «جنبش ملی مجاهدین» را تأسیس كردند.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

دوشنبه 13/10/1389 - 10:52 - 0 تشکر 270168

منافقین انقلاب اسلامی
همزمان با اوج‌گیری نهضت اسلامی ایران و پیروزی آن در سال 1357، سازمان مجاهدین خلق با این اعتقاد كه نظام جمهوری اسلامی نظامی مرتجع است و با بزرگ جلوه‌دادن خطر ارتجاع، مبارزه علیه انقلاب اسلامی و برنامه‌ریزی جهت به دست گرفتن حكومت را آغاز كرد. سازمان با جمع‌آوری سلاح از پادگان‌ها و جذب و اغفال نیروهای جوان و سازماندهی آنها در پی فراهم آوردن یك زمینه اجتماعی مناسب بود. در ابتدا مزورانه خود را همگام و همراه نهضت اسلامی نشان می‌داد و حتی عكس امام را نیز در كنار آرم سازمان قرار داده و از ایشان به عنوان رهبری قاطع و سازش ناپذیر یاد می‌كرد. پس از روی كار آمدن بنی‌صدر با نزدیك شدن به او آشوب‌ها و تظاهرات زیادی را آشكارا سازمان دادن و دست پنهان آنان در بسیاری از آشوب‌های منطقه‌ای محسوس بود، اما پس از عزل بنی‌صدر از ریاست جمهوری، منافقین كه تنها امید خود را از دست رفته می‌دیدند در تاریخ 30 خرداد 1360 با انتشار اطلاعیه‌ای علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اعلان جنگ مسلحانه كردند و درصدد نابودی انقلاب اسلامی برآمدند. بدین ترتیب تابستان 1360 با ایجاد آشوب و هرج و مرج در شهرها، به آتش كشیدن وسایل نقلیه عمومی، ضرب و شتم مردم بی‌دفاع و ترورهای كور، علیه نظام اسلامی آغاز گردید. منافقین اولین ضربه هولناك را در ششم تیر 1360 با انفجار بمبی در مسجد ابوذر و سوء قصد به جان آیت‌الله خامنه‌ای و سپس در هفتم تیر همان سال با انفجار دفتر مركزی حزب جمهوری اسلامی و به شهادت رساندن 72 تن از مسئولین طراز اول كشور از جمله دكتر بهشتی رئیس دیوان عالی كشور وارد آوردند. دو ماه بعد نیز با انفجار دفتر نخست‌وزیری موجبات شهادت رئیس‌جمهور رجایی و نخست‌وزیر باهنر را فراهم كردند. 14 از جمله اقدامات دیگر منافقان می‌توان به ترور شهید دكتر آیت، انفجار دفتر دادستانی، به شهادت رساندن آیت‌الله قدوسی، شهدای محراب و تعداد زیادی از مردم عادی اشاره نمود. 15
اقدامات تروریستی این سازمان از مهمترین خساراتی بود كه بر نظام نوپای جمهوری اسلامی وارد آمد. زیرا دولت انقلابی به ناگهان با از دست دادن حدود دویست‌ نفر از دولتمردان و رهبران طراز اول خود مواجه شد. از سوی دیگر تصور طراحان اعمال فوق این بود كه با از دست دادن این عده، رژیم انقلابی سقوط كرده و زمینه برای كسب قدرت ‌آنها فراهم می‌شود. با این حال سازمان مجاهدین خلق با رهبری مقتدرانه امام خمینی و حضور پرشور مردم در صحنه‌های مختلف مواجه شد و از توطئه‌های فوق راه به جایی نبرد.
از این رو رئیس سازمان همراه بنی‌صدر به پاریس گریخت و بقیه كادرهای آن تحت امر موسی خیابانی به ایجاد ترور و انفجار ادامه دادند. تقریباً تا سال 61 كلیه خانه‌های تیمی و پایگاه‌های عملیات شهری آنها از بین رفت و باقی مانده ‌آنها سعی كردند آخرین ضربات خود به انقلاب را با استقرار در عراق و ارائه اطلاعات به بعثی‌ها و بازجوئی از اسرای ایرانی وارد كنند. اوج وابستگی منافقین به رژیم تجاوزگر بعثی را می‌توان در اواخر جنگ تحمیلی مشاهده نمود كه عمده قوای خود را با پشتیبانی عراق وارد مرزهای غربی كشور كردند كه البته به لطف پایمردی رزمندگان ایرانی در عملیات مرصاد به كلی نابود شدند.
همچنین منافقین طی تمام این سال‌ها كه مستقیماً در به شهادت رساندن چند هزار نفر از ملت مسلمان ایران نقش داشتند. روابط گسترده‌ای با رژیم صهیونیستی و سازمان‌های جاسوسی غربی نیز برقرار كرده بودند. اگر چه فعالیت‌ های منافقین در عراق و مناطق مرزی تحت نظر عراقی‌‌ها صورت می‌گرفت، با این حال فعالیت‌های سازمان در بیرون از عراق خارج از كنترل رژیم بعثی بود و شامل رابطه بابسیاری از سرویس‌های اطلاعاتی غربی به ویژه سازمان اطلاعاتی اسراییل (موساد) می‌شد.
نخستین همكاری‌های سازمان با موساد در اوایل دهه 80 شكل گرفت و از آن زمان تاكنون، منافقین از حمایت سرویس‌های صهیونیستی برخوردار می‌باشند. به هر حال با توجه به این مطلب كه میان رژیم صهیونیستی و فرقه‌ای نامتعارف كه ایدئولوژی خود را ملغمه‌ای دروغین از ماركسیسم و مذهب شیعه قرار داده است،‌ هیچگونه وابستگی ایدئولوژیك یا اهداف دراز مدت نمی‌تواند وجود داشته باشد،‌ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت كه صهیونیست‌ها از اعمال وطن فروشانه و خائنانه‌ی این گروهك به نفع خود نهایت استفاده را می‌برند و در عوض منافقین چیزی به جز ننگ به دست نمی‌آورند.
امام خمینی كه آگاهانه وقایع را نظاره می‌كردند، ضمن منافق نامیدن سازمان مجاهدین خلق آنان را چنین معرفی نمودند: «اینان كه از امپریالیسم انتقاد سرسختانه منافق‌گونه می‌كردند، اكنون معلوم شد كه چهره واقعی آنان چه چهره كریهی است و امروز به خوبی روشن است كه اینان به دامان امپریالیست‌ها پناهنده و با كمك آنان به توطئه علیه جمهوری اسلامی برخاسته‌اند و با شایعه‌سازی و دروغ‌پردازی می‌خواهند جوانان معصوم را به دام بكشند و با استفاده از خون مظلومان، امر اربابانشان را اجرا كنند. باید در همه منابر به این جوان‌هایی كه گول خورده‌اند از این منافقین و امثال آنها نصیحت بشود، دعوت به حق بشود، باید آنها را فهماند كه اینهایی كه شما را دعوت می‌كنند به ضد جمهوری اسلامی قیام كنید، اینها با اسلام بد هستند،‌ با اسم اسلام می‌خواهند اسلام را از بین ببرند. اینهایك روز با مقاصد اسلامی همراه نبوده‌اند، اینها نهج‌البلاغه و قرآن را اسباب دست قرار دادند برای این كه نهج‌البلاغه و قرآن را از بین ببرند و این جوان‌های بی‌اطلاع، این پسرهای بی‌اطلاع، دستخوش این تبلیغات سوء اینها شده‌اند و در مقابل ملت ایستاده‌اند.» 16
اهمیت نفاق و منافق در نزد امام آنچنان زیاد بود كه حتی ایشان در وصتیت‌نامه سیاسی ـ الهی خویش نیز توصیه‌هایی را درباره مقابله با منافقین مطرح كردند: «امروز و در آتیه نیز آنچه برای ملت ایران و مسلمانان جهان باید مطرح باشد و اهمیت آن را در نظر گیرند، خنثی كردن تبلیغات تفرقه‌افكن خانه‌برانداز است. توصیه اینجانب به مسلمین و خصوص ایرانیان بویژه در عصر حاضر، آن است كه در مقابل این توطئه‌ها عكس‌العمل نشان داده و به انسجام و وحدت خود، به هر راه ممكن افزایش دهند و كفار و منافقان را مأیوس نمایند.» 17

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

دوشنبه 13/10/1389 - 10:52 - 0 تشکر 270169

نتيجه‌گيري
انقلاب اسلامي و حوادث پس از آن چهره‌ي واقعي بسياري از افراد و گروه‌ها را آشكار ساخت. يكي از اين گروه‌ها، كه به سبب ناديده گرفته شدن از سوي مردم به اعمال خشونت‌آميز روي آورد و بسياري از بزرگان انقلاب و مردم عادي را به شهادت رساند، سازمان مجاهدين خلق است كه از سوي امام خميني با عنوان «منافقين» ياد شد. بنابر آموزه‌هاي ديني و قرآني، نه تنها اعمال خشونت‌آميز اين گروه در داخل، بلكه همكاري منافقين با دشمنان ايران، نيز كاملاً مردود شناخته شده است؛ زيرا مطابق با آيات قرآن، كساني كه دم از اسلام مي‌زنند اما با دشمنان اسلام رابطه برقرار مي‌كنند و حرف‌هاي دشمنان اسلام را ترويج مي‌كنند، همان منافقيني هستند كه جايگاهشان همچون كافران در جهنم است.
با توجه به آن‌چه گذشت از يك سو مي‌توان به عمق اعمال خائنانه، وطن‌فروشانه و منافقانه‌ي اين گروهك تروريستي پي‌برد و از سوي ديگر مي‌توان دلايل انزجار ملت ايران نسبت به گروهك منافقين را به خوبي درك نمود.
شعيب بهمن
پي‌نوشت‌ها:
1. قرآن مجيد،‌ سوره المنافقون، آيات 4 و 6.
2. قرآن مجيد،‌سوره اعراف، آيه 27.
3. قرآن مجيد، سوره نساء، آيه 76.
4. قرآن مجيد، سوره نساء، آيه 141.
5. قرآن مجيد، سوره توبه، آيه 73 و سوره تحريم،‌آيه 91.
6. نهج‌البلاغه، باب خطب، كلام 210.
7. صحيه‌نور، ج 12، صص 192 ـ 202.
8. حميد روحاني، نهضت امام خميني، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1372، ج 3، ص 355 ـ 345.
9. روزنامه جمهوري اسلامي، سال دوم، شماره 317، تيرماه 1359، ص 3.
10. حسين روحاني،‌نشريه پيكار، شماره 80، ص 17.
11. رسول جعفريان، جريان‌ها و سازمان‌هاي مذهبي سياسي ايران، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1383، ص 683، و همچنين ر. ك. وصيت‌نامه سياسي ـ‌الهي امام خميني، تهران، مؤسسه چاپ و نشر عروج، 1379، ص 72 و 115.
12. علي‌اكبر هاشمي رفسنجاني، دوران مبارزه،‌زير نظر محسن هاشمي، تهران:د فتر نشر معارف انقلاب، 1384، ج1، ص 245 ـ 249.
13. پيشين، حميد روحاني، ص 499.
14. وصيت‌نامه سياسي ـ الهي امام خميني، تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج، 1379، ص 193.
15. جمعي از نويسندگان،‌انقلاب اسلامي و چرايي و چگونگي رخداد آن، قم: دفتر نشر معارف، 1382، ص 187.
16. صحيفه‌نور، ج 15، صص 201 ـ 208.
17. پيشين، وصيت‌نامه سياسي ـ الهي امام خميني، ص 25.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

دوشنبه 13/10/1389 - 11:9 - 0 تشکر 270180

در تفکری که در آن هدف وسیله را توجیه می‌کند داوری با خوش‌رقصی‌های فراوان آن‌قدر پیش رفت که به‌عنوان نماینده تام‌الاختیار در معاملات وطن‌فروشانه و خیانت‌های آشکار سازمان در کنار رژیم بعث قرار می‌گرفت. برای آگاهی خوانندگان محترم از زندگی او شرح حال اجمالی وی را می‌خوانیم:
"عباس داوری" با نام مستعار "رحمانگ، به سال 1322 در تبریز متولد و از 12 سالگی به کارگری در همان شهر مشغول شد. در سال 45، به‌عنوان نماینده کارگران خیاط تبریز از طرف این صنف انتخاب شد تا از حقوق آنان دفاع کند لیکن پس از مدتی زیر فشارهای ساواک مجبور به استعفا شد. سال 46 وارد انستیتو راه‌آهن در تهران شد تا پس از طی دوره دو‌ساله فنی در راه‌آهن استخدام شود. در همین ایام بود که او ضمن تماس‌هایی که با بعضی از اعضای سازمان داشت با مواضع و نظرگاه‌های مجاهدین آشنا شد و به‌شد‌ت به آن گرایش یافت. در سال 47 به عضویت سازمان در‌آمد و به‌سرعت مراحل رشد تشکیلاتی را طی کرد. او سپس مسئولیت‌هایی را در سازمان بر عهده گرفت. عباس داوری در این سال‌ها زیر نظر محمود عسگرزاده، با مفاهیم مبارزاتی‌، ضد‌استعماری و ایدئولوژیکی آشنا شد. او متقابلاً دیدگاه‌های مجاهدین را به افراد و واحدهای تحت مسئولیتش آموزش می‌داد. در سال 48 به استخدام راه‌آهن در‌آمد و به‌عنوان راننده لوکوموتیو و تکنسین راه‌آهن مشغول به کار شد. در این زمان او مدتی تحت مسئولیت علی‌ میهن‌دوست و نیز در ارتباط با محمد حنیف‌نژاد قرار داشت. به دنبال واقعه شهریور 50، عباس‌ داوری در 11 شهریور توسط ساواک دستگیر‌، محاکمه و به 5 سال زندان محکوم شد. در زندان با سعید محسن هم‌سلول بود و با وی در یک دادگاه نظامی محاکمه شد‌. سال 51 به زندان شیراز تبعید و در شهریور 54 مجدداً به کمیته انتقال یافت.
در سال 56، بلافاصله پس از آزادی، به سازمان مجاهدین پیوست. در آن مرحله، نقش او در بازسازی تشکیلات و انتقال تجارب و دستاوردهای ایدئولوژیک تشکیلاتی داخل زندان به کادرهای بیرون بسیار مهم و حیاتی بود‌. او در کنار سایر اعضای مرکزیت سازمان، بارها به تجدید حیات سازمان پرداخت.
وی در حال حاضر مسئولیت کمیسیون کار شورای پوشالی مجاهدین را به عهده دارد و یکی از سران شکنجه و ارعاب در اردوگاه اشرف است عباس داوری نیروهای جداشده از فرقه را پس از شکنجه و فشار، بنا به دستور سازمان، به سرویس‌های مخوف اطلاعاتی عراق تحویل می‌داده است. او در بین اعضای سازمان، معروف به دلقکِ رجوی است و چون چاپلوس و تملّق‌گوی شخصِ مسعود رجوی است مورد اعتماد وی نیز هست و اکثر سرکوب‌ها در سازمان توسط وی اعمال می‌‌شود.
در دوران شکنجه‌های طاقت‌فرسا که از سال 1373 علیه اعضای جدا‌شده به عمل می‌آمده داوری از سران و مهره‌های فرقه رجوی بوده است. داوری از مسئولان و برگزار‌کنندگان نشست‌های سیاسی در بین اعضای سازمان بوده و در این نشست‌ها با نیرنگ و فریب، نیروهای فرقه را شست‌و‌شوی مغزی می‌داده است همچنین از برگزارکنندگان تفتیش عقاید قرون وسطایی در فرقه، به نام غسل هفتگی بوده است که در طی آن نیروها و اعضا را با فشار و زور، در جمع وادار به اقرار پنهانی‌ترین و خصوصی‌ترین نکات درونی و عقاید شخصی‌شان می‌کردند. این نوع شکنجه از نادرترین و منحصربه‌فردترین شیوه‌های شکنجه و تفتیش عقاید قرون وسطایی است که در حال حاضر در قرن 21 در اردوگاه اشرف به دست دیگر سران فرقه نیز اجرا می‌شود. عباس داوری نخستین مسئول رابطه فرقه با سرویس‌های اطلاعاتی عراق (‌مخابرات و‌...) است و هماهنگی و تحویل نیروها و اعضای جدا‌شده از فرقه را به زندان مخوف ابوغریب به عهده داشته است.
در سریال مستند تلویزیونی گرگ‌ها خیانت‌های داوری در کنار مسعود و مریم رجوی، بیش از همه به چشم می‌آید و طبق اسناد تصویری ضبط‌شده او مسئول مستقیم تبادل اطلاعات با پول نقد به شمار می‌رود.

منبع:ساجد

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.