• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 521)
چهارشنبه 8/10/1389 - 19:49 -0 تشکر 268976
امام حسین (ع) و کربلا

 

اگر امام حسین(علیه السلام) علم به شهادت خود داشتند، چرا به کربلا رفتند؟ و اگر علم نداشتند، ...?

 

پاسخ از حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی (حفظه الله):
الف. گاهی شرایط به گونه*ای است که آدمی، بناچار برای رسیدن به مقصد و مقصود خویش، هر کاری انجام می*دهد؛ حتی اگر بداند به مرگ او می*انجامد. رزمندگان اسلام که در دوران دفاع مقدس، برای عبور از میدان مین، بر هم سبقت می*گرفتند، می*دانستند سرانجام داوطلب شدن و سبقت گرفتن برای رفتن به میدان مین، شهادت آنان است، لیکن چون می*دانستند برای دفاع از نظام اسلامی، چاره*ای جز این نیست، پا در این میدان بی*بازگشت می*گذاشتند.
حرکت امام‏حسین(علیه*السلام) به سوی کربلا نیز از این قبیل بود؛ زیرا انحراف در حکومت اسلامی به جایی رسیده بود که اگر قیام عارفانه آن حضرت و یاران باوفایش نبود، اسلام به پایان رسیده بود: «و علی الإسلام السّلام إذ قد بلیت الأمّة براع مثل یزید» و این انحراف، جز با شهادت امام‏حسین(علیه*السلام) قابل اصلاح نبود.
ب. پیغمبراکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) و ائمه اطهار(علیهم*السلام) از دو علم برخوردارند: علومی که از راههای عادی به دست می*آید و علومی که از راههای غیر عادی و غیر متعارف به دست می*آید. با توجه به اینکه دنیا نشئه تکلیف است و آن پیشوایان نور نیز همانند سایر مردم، مکلّف به تکالیف الهی بودند، مکلّف به استفاده از علوم غیر عادی نبودند و تنها باید طبق علم عادی رفتار می*کردند. البته در مواردی که خداوند به آنها اجازه می*داد، از علوم غیر عادی برای اعجاز و اثبات حق بودن دعوت یا دعوا استفاده می*کردند. پس استفاده از علوم غیر عادی به اذن خاص الهی بستگی داشت، نه به اراده خودشان. چون آن ذوات نورانی در تمام ابعاد علمی و عملی، معصوم و مصون بودند و اراده آنان تابع اراده الهی بود، هرگز در استفاده از علوم غیر عادی، از امر خداوند سرپیچی نمی*کردند. حتی در قضا نیز مأمور بودند که به علم عادی عمل کنند. به همین سبب، پیغمبراکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) فرمود:
هرگز به قضای من مغرور نشوید و نگویید چون پیغمبر در این نزاع به نفع ما داوری کرد، پس حق با ماست؛ زیرا من نیز در بین شما با شهادت و قسم حکم می*کنم؛ درحالی‏که برخی از شما در اقامه دلیلِ مَحکمه*پسند، قوی*تر و خوش*بیان*تر از طرف مقابل خود است. پس هر کسی که من به نفع او حکم کردم، ولی حق با طرف مقابل بود، بداند که قضای من چیزی را تغییر نمی*دهد، بلکه او قطعه*ای آتش را به خانه خود خواهد برد: «إنما أقضی‏بینکم بالبیّنات و الأیمان و بعضکم ألحن بحجته من بعض، فأیّما رجل قطعتُ له من مال أخیه شیئاً فإنما قطعتُ له به قطعة من النار».[1]
بنابراین، آگاهی ائمه(علیهم*السلام) از سرنوشت غیبی خودشان تکلیف آور نبود. از این جهت از آن علم استفاده نمی*کردند؛ مگر در مواردی خاص که از سوی خداوند متعال مأمور استفاده از آن می*شدند؛ وگرنه معیار تکلیف، علم عادی بود، نه علم غیر عادی. از این‏رو، اگر از راههای عادی، به نقشه دشمن پی می*بردند و شرایطشان همانند شرایط امام‏حسین(علیه*السلام) نمی*بود، حتماً برای خنثی کردن آن، اقدام می*کردند.[2]
ج. ابو بصیر از امام(صلّی الله علیه وآله وسلّم)ادق(علیه*السلام) نقل کرده است:
هر امامی که نداند به چه مصیبتی گرفتار خواهد شد و چه بر سر او خواهد آمد، چنین کسی، اساساً حجّت خدا بر خلق او نیست: «أیّ إمام لا یعلم ما یصیبه و إلی ما یصیر فلیس ذلک بحجة لله علی خلقه».[3]
در برخی روایات آمده است:
امام‏معصوم(علیه*السلام) به جزئیات آنچه بر سر او خواهد آمد، آگاهی دارد و این آگاهی را از صحیفه*ای که در اختیار او قرار می*گیرد، کسب می*کند و آنگاه که مأموریت*های ذکر شده در آن صحیفه به پایان می*رسد، می*فهمد که عمر او نیز به پایان رسیده است: «… إن لکلّ واحدٍ منّا صحیفة فیها ما یحتاج إلیه أن یعمل به فی‏مدّته فإذا انقضی مافیها ممّا أُمر به عرف أنّ أجله قد حضر… ».[4]
از امام(صلّی الله علیه وآله وسلّم)ادق(علیه*السلام) رسیده است:
قبل از وفات رسول*اکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) خدای عزّ و جلّ کتابی را که با مهرهایی از طلا مهر شده بود، بر آن حضرت نازل کرد و گفت: ای محمد! این وصیّت تو به نجبای از اهل‏بیت توست. پیغمبراکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) از جبرئیل پرسید: نجبای من چه کسانی هستند؟ جبرئیل گفت: علی‏بن*بی‏طالب و فرزندان او(علیهم*السلام). پیغمبراکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) آن کتاب را به امیرمؤمنان(علیه*السلام) داد و به او فرمود یک مهر آن را باز کند و به آنچه در آن است، عمل کند. امیرمؤمنان(علیه*السلام) چنین کرد و سپس آن را به فرزند خود، امام‏حسن(علیه*السلام) داد. او نیز با گشودن مُهری به محتوای آنچه در آن بود، عمل کرد. آنگاه آن را به امام‏حسین(علیه*السلام) داد. او نیز با گشودن مهر مربوط به خود، دید که در آن آمده است: همراه با گروه خود، برای شهید شدن خارج شو که بدون تو شهادت نصیب آنان نخواهد شد و جانت را به خدا بفروش. او نیز چنین کرد و آنگاه کتاب را به علی‏بن*الحسین(علیهماالسلا٠ ?) داد. آن حضرت باگشودن مهر مربوط به خود، دید که در آن نوشته شده: سکوت اختیار کن، در منزل خود بنشین و به عبادت پروردگارت بپرداز تا مرگت فرا رسد. او نیز چنین کرد و آنگاه کتاب را به فرزند خود محمدبن‏علی(علیهماالسلام) سپرد. آن حضرت با گشودن مهر مربوط به خود، این گونه مأموریت پیدا کرد: به مردم حدیث بگو و فتوا بده و از کسی جز خدای عزّوجلّ نترس؛ زیرا کسی توان آسیب رساندن به تو را ندارد. او نیز چنین کرد و سرانجام کار خود را به فرزندش جعفر بن محمّد(علیهماالسلام) سپرد. او نیز با گشودن مهر مربوط به خود، این*گونه مأمور شد: به مردم حدیث بگو، فتوا بده و علوم اهل*بیت(علیهم*السلام) را منتشر کن. پدران صالح خود را تصدیق کن و از کسی جز خدای عزّ و جلّ هراسان مباش؛ زیرا تو در پناه و امان هستی. او نیز چنین کرد و آن را به فرزند خود، موسی بن جعفر(علیهماالسلام) سپرد. در اینجا امام(علیه*السلام) بدون اینکه به شرح وظایف امام‏کاظم و ائمه بعدی(علیهم*السلام) که هنوز زمان امامتشان فرا نرسیده بود اشاره کند، فرمود: موسی بن جعفر(علیهماالسلام) آن را به امام بعد از خود می*سپارد و او نیز… تا آنکه حضرت مهدی‏ (عجل الله تعالی فرجه الشریف)* قیام کند.[5]
پی نوشتها:
[1] ـ تهذیب*الأحکام، ج۶، ص۲۲۹، ح۵۵۲
[2] ـ همچنین در این باره ر.ک: ج۱ همین کتاب، ص۱۷۶
[3] ـ کافی، ج۱، ص۲۵۸
[4] ـ کافی، ج۱، ص۲۸۳، باب أن الأئمة(علیهم*السلام) لم یفعلوا شیئاً و لا یفعلون إلاّ بعهد من الله عزّوجلّ و أمر منه لا یتجاوزونه.
[5] ـ کافی، ج۱، ص۲۸۳

چهارشنبه 8/10/1389 - 19:51 - 0 تشکر 268979

آیا حضرت سید الشهداء(علیه السلام) هنگام مواجهه با دشمن، نمی*توانستند با تصرّف تکوینی، دشمن خود را نا...?


پاسخ از حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی (حفظه الله):
الف. بی*تردید، ائمه اطهار(علیهم*السلام) که واسطه فیض الهی هستند، قدرت تصرّف در تکوین و نابود کردن دشمن را با یک اراده دارا بودند؛ زیرا استمرار حیات دشمنانشان، حرکت دست و پا، بینایی چشم و… حتی تیزی و برّندگی سلاح آنان که همگی فیض الهی است به برکت اذن تکوینی ائمه(علیهم*السلام) و وساطت آنها در فیض است، لیکن چنین قدرتی تکلیف*آور نیست؛ یعنی پیغمبراکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) و ائمه اطهار(علیهم*السلام) برای تبلیغ دین، پیشبرد اهداف دینی، دفاع از خویشتن و… از چنین قدرتی استفاده نمی*کنند. البته، اختیار استفاده از این قدرت غیر عادی به اراده الهی وابسته است و هر گاه خداوند متعال اراده کند، آنها از آن استفاده خواهند کرد.
سرّش آن است که دنیا نشئه تکلیف است و بر مدار علم عادی و تکلیف معمول اداره می*شود. اگر خداوند می*خواست، خود از دشمنانش انتقام می*گرفت، لیکن اراده کرد تا برخی از مردم را با برخی دیگر بیازماید: ﴿و لو یشاء الله لانتصر منهم و لکن لیبلوا بعضکم ببعض﴾.[1] از این*رو ائمه(علیهم*السلام) نیز مانند دیگران، مکلّف هستند برای تبلیغ و پیشرفت دین، با استفاده از اسباب و عوامل عادی تلاش کنند. اگر بنا باشد آنان برای پیشبرد اهدافشان از قدرت غیر عادی استفاده کنند و دشمنان خود را با یک اراده از بین ببرند و … اساس تکلیف از هم می*پاشد؛ زیرا نه خودشان امتحان خواهند شد و نه هواداران صادق آنها.
یکی از خوارج با دیگری نزاع داشت. به امیرمؤمنان(علیه*السلام) مراجعه کردند و آن حضرت بر اساس حکم الهی، بین آنها داوری کرد. خارجی در اعتراض به آن حضرت گفت: عدالت نورزیدی! حضرت علی(علیه*السلام) گفت: دورشو ای سگ! ناگهان دیدند آن مرد خارجی به شکل سگ درآمد، لباسهایش به هوا پرید و همانند سگ، دم می*جنباند و اشک از چشمانش جاری شده است. امیرمؤمنان(علیه*السلام) در حقّ وی رقّت کرد و با دعا به درگاه الهی، او را به حالت انسانی برگرداند. ناگهان دیدند لباس وی نیز به سوی او برگشت. آنگاه امیرمؤمنان(علیه*السلام) فرمود: آصف که خداوند در باره او فرمود: ﴿قال الذی عنده علم من الکتاب… ﴾ وصّی سلیمان بود. به نظر شما مقام سلیمان نزد خدا بالاتر است یا مقام پیامبر شما؟[2] در اینجا شخصی پرسید: با این همه قدرتی که شما دارید، در جنگ با معاویه، چه نیازی به یاری انصار دارید؟ حضرت‏علی(علیه*السلام) فرمود: من، تنها برای اتمام حجّت، آنها را به یاری می*طلبم؛ وگرنه اگر اذن دعا به من داده شود و مجاز به استفاده از قدرت غیر عادی خود باشم، بین اجابت دعای من و فرا رسیدن اجل معاویه، تأخیر نخواهد افتاد و بدون درنگ نابود خواهد شد: فقیل: ما حاجتک إلی قتال معاویة إلی الأنصار؟ قال(علیه*السلام): «إنّما أدعوا علی هؤلاء بثبوت الحجة و کمال المحنة و لو أذن لی فی الدعاء لما تأخر».[3]
بنابراین، فریاد «هل من ناصر ینصرنی» امام‏حسین(علیه*السلام) برای اتمام حجّت بوده است.
ب. امام(علیه*السلام) الگوی دیگران در تبلیغ و ترویج دین است. اگر قرار باشد او در مواجهه با مشکلات، از قدرت غیرعادی استفاده کند و موانع را از سر راه بردارد. دیگر نمی*تواند الگوی دیگران باشد و نمی*تواند به دیگران بگوید: برای حفظ اسلام، از مرگ، تشنگی، زندان، گرسنگی، شکنجه، اسارت و … نترسید؛ زیرا امّت خواهند گفت: چرا خودت ترسیدی و با قدرت غیر عادی، این موانع را از راه خود برداشتی؟
ج. مقام*های بلندی که پروردگار متعال برای ائمه(علیهم*السلام) مقدّر کرده بود، با تحمّل شهادت، شکنجه و… فعلیت پیدا می*کند. نه تنها حضرت ابوالفضل(علیه*السلام) با تحمّل شهادت، تشنگی و… مغبوط شهدا شد: «إنّ للعباس عندالله عزّوجلّ منزلةً یغبطه بها جمیع الشهداء یوم القیامة»[4]، بلکه جایگاه رفیع امام‏حسین(علیه*السلام) در میان سایر ائمه(علیهم*السلام) نیز ناشی از تحمّل مصائب کربلاست که موجب به فعلیت رسیدن مقام*های مقدّر الهی برای آن حضرت شد.
پی نوشتها:
[1] ـ سوره محمّدص، آیه ۴
[2] ـ در حقیقت، با این جمله فهماند که چون مقام پیغمبراکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) از مقام سلیمان بالاتر است، مقام وصّی او نیز باید بالاتر از مقام وصی سلیمان باشد.
[3] ـ نورالثقلین، ج۴، ص۹۱، ح۷۸، ذیل آیه۴۰ سوره نمل، هرچند که اثبات همه جزئیات این*گونه روایات با خبر واحد، دشوار است، لیکن اثبات خطوط کلّی آن، که همان اثبات قدرت آن ذوات مقدس بر تکوین است، به کمک آیات و روایات قطعی، بسیار آسان است.
[4] ـ بحار، ج۴۴، ص۲۹۸؛ سفینة البحار، ج۶، ص۱۳۳

شنبه 11/10/1389 - 22:15 - 0 تشکر 269815

ادامه گفتاری از استاد میرباقری درباره بلاو کربلا

مهمترین چیزی که جامعه بشری را از مراحل تاریخی عبور می دهد تا به عصر ظهور و عصر بندگی اجتماعی برسد بلای اجتماعی است. ابتلائات عظیمی که برای جامعه مؤمنین آمده است ابتلائاتی که برای امم پیشین پیش آمده تا ابتلائی که برای امت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پیش آمد و در این بین عظیم ترین ابتلا که محور حرکت همه عالم به سوی خداست و کل جامعه بشری را رشد می دهد و تهذیب می کند و قدم به قدم ظرفیت پاک سازی کل جامعه بشری را دارد حادثه عاشوراست. این ابتلا از یک سو تصرف تاریخی نبی اکرم وسیدالشهدا برای هدایت تاریخ و برای عبور دادن جامعه بشری از مراحل شرک تا به مرحله توحید است و از سوی دیگر این ابتلاء عظیمی است که انسان را سیر می‌دهد و تدریجاً جامعه مؤمنین را با این بلا درگیر می‌کند تا مدارج سلوکشان اتفاق می‌افتد. همانطور که اولین حلقه­ای که بر محور سیدالشهدا جمع شدند مهمترین مرحله قربشان مرحله‌ای بود که حضرت آنها را شریک در بلاء خودش کرد. آنها مراحل قبل را پشت سر گذاشته بودند، یعنی بیشتر از دنیا را می‌خواستند و با خواستن بیشتر از دنیا یعنی فراغت و زهد، تدریجاً به معرفت به ولی خدا و محبت به ولی خدا رسیده بودند، و این بود که آنها را از راههای دور به حضور حضرت کشانده بود اما آنچه بیش از هر چیز اینها را آماده کرد تا توانستند به مقام سبقت وقرب برسند این است که سیدالشهدا آنها را با بلاء خودشان شریک کردند و این آخرین مرحله ای بود که نصییشان شد. در سیری که انسان به طرف خدای متعال دارد دیگریست که او را می‌برد. هدایت از آن طرف می‌آید رشد و نور از آن طرف می‌آید، مؤمن حداکثر کاری که می‌کند این است كه این رشد را می‌پذیرد و جذب می‌کند. این طور نیست که رشد را خود مؤمن برای خودش ایجاد کند این سیری که اولیای خدا داشته اند از معصومین گرفته تا مادون همه برمی‌گردد به هدایت خدای متعال البته در عالم مادون، همه درجات وفا و فداکاری در اتصال مؤمنین به انبیاء و اولیاء به معصومین علیهم السلام است، ریشه اش در سرپرستی و هدایت آنهاست. یعنی اگر ما الان گرد شمع وجود سیدالشهداء جمع می‌شویم، واقعاً هدایت ازآن طرف می‌آید که ما را جذب می‌کند؛ درجات نزدیکی ما و درجات محبت ما با هدایت باطنی خود سیدالشهداء اتّفاق می‌افتد، هنر ما این است که این هدایت را می‌پذیریم ومتولی هستیم و راه خود را از راه حضرت جدا نمی‌کنیم. حضرت اباعبدالله برای صحنة عظیم عاشورا یاران خود را خیلی پالایش کرده بودند، این جمع محدود را گزینش کرده بودند آنها را از دیرباز آماده کرده بودند طیق عهدشان با خدای متعال از یک یک آنها مراقبه کرده بودند. این که اینها اجابت کردند آمدند، شبهه‌ها فتنه‌ها تهدیدهاتطمیع‌ها از همه مهمتر آن فضای تاریک و ظلمانی نتوانست اینها را زمین‌گیر بکند با هدایت سیدالشهداء بود؛ ولی مهمترین مرحلة عنایت سیدالشهدا به آنها که موجب شد بتوانند آن سختی روز عاشورا را پشت سر بگذارند شریک کردن آنها در بلاء حضرت بود. ابتلای عظیمی که در باطن عاشورا بود برای هر کسی مشهود نیست، آن صف آرایی سنگین که می خواست به هر نحو ممكن در جبهه حق تردید و تزلزل ایجاد کند و آن استواری و استقامت که کانون روشنایی تاریخ و هدایت تاریخ است موضوع کوچکی نیست؛ عاشورا روزی بود که شیطان تمام هستی و توان خود را به میدان آورده بود تا در درگیری با سیدالشهداء حضرت را زمین‌گیر کند همة جنود جهل را آورده بود. چه بسا شیطان از طریق تحریک یک فاسق، مؤمن را از مسیر بیرون می­کند. واقعاً آن ظلم ستمی که روز عاشورا اتفاق افتاد می‌توانست کاری کند که اصحاب حضرت را از مسیر عدل بیرون ببرد؛ ولی آنها ذره‌ای از آن راهی که سیدالشهداء برایشان در نظر گرفته بود عدول نکردند. تمام خوبیها و جلوة تمام یک جامعه موحّد در روز عاشورا ظهور پیدا کرد، همه آنها با خشوع وسجدة سیدالشهداء در مقابل خداوند متعال خاشعند و در مقابل این بلاء عظیم خداوند صبر داشتند آن چیزی که اینها را به این صبر جمیل این فداکاری، سبقت، وفاء، خشوع وخضوع کشاند چیزی جز عنایت حضرت وشریک کردن اینها را در بلاء خودش نبود. من احساس می‌کنم آن چه در شب عاشورا اتفاق افتاد وحضرت در آخرین مرحله‌ای که اینها امتحان دادند واستقامت کردند و ماندند به ایشان عنایت کردند همین شریك شدن در بلا بود. آنها آن ابتلاء عظیم سیدالشهدا را در ظرف خودشان احساس و شهود کردند، این به آنها بی‌تابی داده بود و با تمام وجود تلاش می‌کردند به گونه‌ای عمل کنند که ذره‌ای از زحمت سیدالشهداء بکاهند ذره‌ای از این غبار اندوه را از چهرة سیدالشهداء بردارند باید این حالت تدریجاً بر محور سیدالشهداء در عصر ظهور اتفاق بیفتد تا همه جامعه شیعه و جامعه بشری را از ضلالت‌ها و تاریکی‌ها عبور دهد و وارد عصر ظهور کند. این است علت این که حادثه عظیم و بلای عظیم سیدالشهداء (علیه السلام) یک حادثه زنده و پایدار است. عاشورا هر سال جوشش دارد، جریان رو به پیش است یک حرکت دوری نیست که هر سال تمام شود و سال دیگر به همان نقطة قبلی برگردد و ما قرارداد کنیم که آن حادثه را از نو یادآوری کنیم حقیقت عاشورا یک حقیقت و یک بندگی و یک بلای عظیم جاری در تاریخ است و با حضور مستمر خودش جامعه بشری را به سمت قرب به خداوند و عصر ظهور پیش می‌برد. همانگونه که در روایات است که شب قدر یکبار نبوده بلکه هر سال تکرار می‌شود، هر سال حقیقت قرآن به یک معنی تنزلی پیدا می‌کند، قرآن متناسب با آن مرحله از سیر عالم تنزل پیدا می‌کند، عاشورا این ابتلاء، این عبادت عظیم هم یک جریان زنده و رو به پیش است که هرسال جوشش جدیدی پیدا می‌کند. حقیقت ملکوتی عاشورا یک حقیقت پایدار و مستمر است و نه تنها تا عصر ظهور بلکه تا رجعت و روز قیامت این حقیقت جریان دارد و آثارش در عالم تجلی می‌کند. در این ایام در ملکوت عالم اتفاق جدیدی می‌افتد و ظهور جدیدی از عاشورا واقع می‌شود.

شنبه 11/10/1389 - 22:15 - 0 تشکر 269816

ادامه گفتاری از استاد میرباقری درباره بلاو کربلا

هر سال این جوشش یک مرحله جدید از درگیری سیدالشهداء(علیه السلام) با دستگاه ابلیس برای فرو نشاندن شبه‌ها و فتنه‌ها و تاریکی‌هاست. و لذا یک بستر جدید برای سیر با عاشورا و رشد با عاشوراست همانطوری که در باب شب قدر اینجوری است که واقعا وقتی شب قدر نو می‌شود انسانی که شب قدر سال گذشته را پشت سر گذاشته و این شب برای او «خیر من الف شهر» بوده است راه به روی او بسته نمی­شود دوباره شب قدر جدیدی می­آید كه نزول جدیدی از رحمت و حقیقت است، تنزل جدیدی از خیرات به ولی خداست که صلوات جدید خدا بر ولی خداست. و این صلوات و رحمت که می‌آید همه مؤمنین را پوشش می‌دهد و مؤمنین می‌توانند با هر درجه ای که دارند یک مسیر نو داشته باشند یعنی انسان اگر در سال قبل هزار ماه پیش افتاده باشد دوباره امسال می‌تواند در ظرف خودش هزار ماه دیگر جلو بیفتد. عاشورا هم همین طور است وقتی محرم تکرار می‌شود جوشش جدیدی در ملکوت عالم بر محور عاشورا اتفاق می‌افتد این ابتلاء عظیم یک ظهور جدید در عالم مؤمنین ودر دنیا پیدا می‌کند و فتنه‌های ابلیس و تار و پودی که در طول این سال برای زمین‌گیر کردن مؤمنین درست کرده را ویران می‌کند.در روایات مکرر آمده است كه هر روزی که طلوع می‌کند به مؤمنین و به انسان‌ها می­گوید که من روز جدیدی هستم، سهم خود را از من ببر. وقتی من رفتم دیگر بر نمی‌گردم. امروز تکرار دیروز نیست، حقیقت جدیدی است. هر سال محرم هم واقعاَ عاشورای جدیدی است میدان ابتلاء و تطهیر و پالایش مجددی است برای اینکه مؤمنین رادر مقابل آن فتنه‌ها و ظلمت وضلال که در جامعه بشری ایجاد شده دوباره به نور و طهارت برساند. پس در هر محرمی باید دنبال بهره‌مندی جدید خودمان از این ابتلاء عظیم باشیم و تلاش کنیم که بهره جدیدی از عاشورا ببریم. به خصوص برای سیر اجتماعیمان در مقابل فتنه‌هایی که هر چه به عصر ظهور نزدیکتر می‌شویم سنگین‌تر می‌شود به بهره‌مندی جدید از عاشورا احتیاج داریم. همین طوری که مؤمن هر چه از درجات شرک عبور کند سیر او سنگین‌تر می‌شود واقعاً آن امتحانی که مؤمن در درجه دهم می‌دهد قابل مقایسه با امتحان مؤمن درجه اول نیست و شدت آن امتحان را اگر بین مؤمنین درجه اول تقسیم کنند همه مردود می‌شوند، اما او ظرفیت پذیرش و قبولی دراین مرحله رابه دست آورده است جامعه مومنین هم همین گونه است این جامعه وقتی از مراحل تاریک تاریخ عبور می­كند و به بلوغ در درک توحید و به بلوغ در تحمل ولایتی که در عصر غیبت است می‌رسد برای ظهور و آن امتحان عظیمی که در عصر ظهور به ولایت امام زمان (علیه السلام) است آماده می‌شود هر چه به عصر ظهور نزدیک‌تر می‌شویم ابتلائات اجتماعی مؤمنین سنگین‌تر می‌شود لذا آیة نورانی«و لَنَبلُوَنَّکم بشئٍ من الخوف و‌الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشرالصابرین» به حوادث نزدیک ظهور تفسیر شده‌ است ظرفیت سازی اخلاص و قدرت عبور از این امتحانات بزرگ جامعة شیعه با جریان عاشوراست. جامعه مؤمنین وجامعه شیعه برای درک عصر ظهور و درگیری در برابر این فتنه‌ها با بهره­گیری از عاشورا راسختر و آماده‌تر و قویتر می‌شود و لذا الان که فتنه‌های اجتماعی سنگین شده احزاب باطل دست به دست هم داده‌اند و می‌بینید جریان کفر و مسیحیت صهیونیستی که مدعی جنگ صلیبی بود و می‌خواست یک‌جا کار همة دنیای اسلام را تمام کند و طرح خاورمیانه بزرگ را مطرح می‌کرد در مقابل مقاومت شیعه کارش به جائی رسید که مجبور شد با چند صد هزار لشکری که اطراف ما چیده و مدعی بود که می‌تواند به راحتی کار را تمام کند برنامه خود را عوض نماید. یک زمان با یک حرکت ساده اینها، دولتها سقوط می‌کردند، حالا جنگ بر علیه تروریسم راه انداخته‌اند، لشکر کشی کرده­اند چهارصد پانصد هزار لشکر ناتو را آورده‌‌‌‌‌‌‌‌اند و دور و بر ما چیده‌اند و چهار پنج سال هزینه کرده‌اند، محصول این چهار پنج سال زحمت این شده است که طرح خاورمیانة بزرگشان به هم ریخت و مجبور شدند دوباره با اهل نفاق یعنی وهابی‌ها و ادامة یهود در دنیای اسلام مشترک شوند. یعنی جبهة نفاق دوباره کنار مسیحیت صهیونی و یهود قرار گرفت. اما صفوف دارند پالایش می­شوند، این جنگ و مبارزه‌ای که شیعه بر علیه کفار و یهود کرد باعث شد جبهة دنیا خواهی یک طرف و جبهة تشیع و اسلام طرف دیگر قرار بگیرد، این مبارزة شیعه دو تجزیه در جهان ایجاد می‌کند؛ یک تجزیه در عالم مسیحیت که مسیحیت صهیونی را از مسیحیت به اصطلاح مؤمن، مسیحیتی که منحل در دنیاگرایی اُمانیزم و تجدد نشده است جدا می‌کند؛ و هم چنین اهل سنتی که محب هستند و مستضعفند را از وهابیت و جریان نواصب جدا می‌کند و این اتفاق بسیار میمونی است «اذا قیل لهم اِنَّ‌الناس قد جمعوا لکم فاخشواهم فزادهم ایماناً و علی ربهم یتوکلون» واقعاً جریان بسیار شیرینی در حال اتفاق است، این جبهة نفاقی که مدعی بود درگیر با یهود است درگیر با کفار است کنار مسیحیت صهیونی و یهود قرار گرفته است. این عامل پالایش دستگاه اهل سنت می‌شود عبور از این مراحل با دمیدن روح جدید عاشورا در جامعة شیعه اتفاق می‌افتد لذا سعی کنیم به استقبال این حادثه واین جریان برویم و این عاشورای جدیدی که می‌آید و آن بذر ابتلائی که در قلوب شیعه پاشیده می‌شود بذر بسیار مبارک ومیمونی است که باید به صورت جمعی و فردی به استقبال آن برویم و سعی کنیم با دریافت آن عنایتی که در این صلوات بر سیدالشهداء(علیه السلام) بر جامعه شیعه می‌شود ان‌شاءالله آماده برای گذار از این فتنه‌ها شویم، این جریان ان‌شاءالله بستر عبور و گذار ما را از فتنة عظیم اتحاد احزاب کفر و شرک و نفاق و توطئه علیه توحید است. امیدوارم ذائقة جامعة شیعه در این ایام بتواند آن صلوات و رحمتی را که خداوند بر سیدالشهدا(علیه السلام) می فرستند بچشند و با چشیدن این صلوات از این ابتلاء سنگین و این مسیر پرخطر، ان‌شاالله با عافیت و آسایش عبور کنیم.

پنج شنبه 16/10/1389 - 14:13 - 0 تشکر 271056

  آیا می دانید چرا سر مبارک امام حسین (ع) بعد از شهادت هم، بر سر نیزه قرآن می خواند ؟

آیات و احادیثی که آقا امام حسین (ع) درمسیرحرکت خویش ازمدینه تا کربلا قبل ازشهادت و از کربلا  تا کوفه و شام  بعد ازشهادت مظلومانه خود  تلاوت و بیان  فرمود ه اند بطور اجمالی یادآوری می شود   .

یحیى حرانی مؤلّف روضة الشهداء، - که ساكن حّران و یهودى بود- نقل می کند  چون كاروان اسیران كربلا در مسیر كوفه به شام به این مكان رسید، یحیى كه در قلعه‏اى، بالاى كوه مى‏زیست براى تماشاى آنان و سرهاى بریده شهیدان به آنجا آمد، سر مبارك سید الشهدا امام حسین ( علیه السلام)  را دید كه لب‏هایش مى‏جنبید. وقتى نزدیك رفت و گوش فرا داشت چنین شنید:
«وَ سَیْعلَمُ الَّذینَ ظَلمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ»

 آنها كه ستم كردند به زودى مى‏دانند كه باز گشتشان به كجاست‏.


همچنین حضرت امام حسین(ع) پس از آنکه افرادی از بنی اسد که می خواستند به او بپیوندند نتوانستند و با مقابله ازرق بن حرث مواجه شدند، فرمود:
«لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظیم!».
ابن شهرآشوب مى‏نویسد: ابو مخنف به نقل از شعبى گوید: سر امام حسین (ع) را در صیارف كوفه بر دار زدند. پس سر به صدا در آمد و سوره كهف را قرائت كرد تا به این آیه رسید:

 «إنَّهُم فتیةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِم وَ زِدناهُم هُدىً»

(آنان جوانى بودند كه به پروردگارشان ایمان آوردند و ما برهدایت شان افزودیم )

 همچنین امام حسین علیه السلام پس از افتادن مسلم بن عوسجه به سوى او شتافت و فرمود: اى مسلم خدا تو را رحمت كند. سپس این آیه را تلاوت فرمود:

فَمِنْهُم مَنْ قَضَى‏ نَحْبَهْ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرْ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلا
وقتى خبر شهادت مسلم بن عقیل (ع) را به حضرت امام حسین (ع) دادند، چشم‏هایش پر از اشك شد ولى فوراً این آیه شریفه را تلاوت كرد:
وَ مِنَ الْمُؤْمِنین رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیه فَمِنْهم مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظر وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلًا


امام حسین (ع) در حین خروج از مدینه آیه شریفه را تلاوت نمود كه:

 «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنى‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ»

 و چون وارد مكه معظمه شد این آیه قرائت كرد كه:

«وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْیَنَ قالَ عَسى رَبّى‏ انْ یَهْدِیَنى‏ سَواءَ السَّبیلِ»

سرمبارک امام حسین (ع) این آیه شریفه سوره كهف را تلاوت فرمود:

 «ام حَسِبتَ أَنّ اصحابَ الكَهفِ وَ الرَّقیمِ كانُوا مِن آیاتِنَا عَجَباً»

 شاید سرّ تلاوت این آیه مشتركات میان اصحاب كهف و امام حسین (ع) واصحاب امام (علیه السلام)  است. اما با وجود این مشتركات ، خداوند، داستان حسین (ع) را شگفت‏تر ساخته است. در تاریخ آمده است كه سر شریف امام حسین (ع) این آیه شریفه را تلاوت فرمود:


فَسَیَكْفیكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمیعُ العَلیمُ       
«لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه»

حضرت على اكبر علیه السلام  دراثناء رسیدن به کربلا شنید كه آقا امام حسین (ع) آیه

 «انَّا لِلَّهِ وَ انَّا الَیْهِ راجِعُونَ» را تلاوت مى‏فرمودند

حضرت در برخورد با سعید بن عاص والی یزیدی مدینه، این آیه را تلاوت فرمود:


«لى‏ عَمَلى‏ وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنْتُمْ بَریئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرى‏ءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ»


امام حسین علیه‏السلام از عبیدالله بن حر جعفی پس از آنکه دعوت امام را نپذیرفت و گفت اسبم را به شما هدیه می دهم، روى گرداند و فرمود: حال كه در راه ما از نثار جان دریغ مى‏كنى، ما نیز به مال تو نیازى نداریم. سپس این آیه را تلاوت نمود:
ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلّینَ عَضُداً؛ (كهف/ 51)

من هرگز گمراه كنندگان را یار و مددكار نمى‏گیرم

پنج شنبه 16/10/1389 - 18:48 - 0 تشکر 271099

به نام خدا
سلام
با تشکر از حضور فعال شما ومطالب خوبتون
خواستم یک پیشنهاد بدم اگر مطالب رو ویرایش کنید بهتره وبعضی از قسمتهای متن رو رنگی کنید
تا کاربر بتونه بهتر از مطالبتون استفاده کنه
موفق باشید

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

يکشنبه 19/10/1389 - 23:24 - 0 تشکر 272271

سلام علیكم ،
بفرمایید چه جوری یك قسمت هایی رو رنگین كنم؟
من زیاد به كار كردن با كامپیوتر اونم در انجمن ها آشنایی ندارم.

سه شنبه 21/10/1389 - 7:46 - 0 تشکر 272938

ashrostaghi گفته است :
[quote=ashrostaghi;549918;272271]سلام علیكم ،
بفرمایید چه جوری یك قسمت هایی رو رنگین كنم؟
من زیاد به كار كردن با كامپیوتر اونم در انجمن ها آشنایی ندارم.

به نام خدا

سلام

بله منظورم همینه که گفتید

کم کم یاد میگیرید نگران نباشید

از مطالب خوبتون سپاسگزارم

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.