انجمن ها > انجمن اجتماعي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
اجتماعي (بازدید: 433)
سه شنبه 9/9/1389 - 11:40 -0 تشکر 255807
نقش آزدای در تربیت کودک

نقش آزدای در تربیت کودک

عشق الهی

یكی از آیاتی كه در جلسه گذشته تفسیر شد و لازم بود درباره اش بیشتر بحث كنیم ـ و به امشب موكول شد ـ آیه 160 از سوره بقره است

مضمون آیات این است كه گروهی از مردم در كنار خدا افراد دیگری را می پرستند و همتای خدا قرار می دهند؛ آنها را همان اندازه دوست دارند كه خدا را، اما مردم با ایمان دوست شان نسبت به خدا از همه بیشتر است ای كاش آنها كه چنین ستمی روا داشته اند لحظه ای را می دیدند كه عذاب در برابر دیدگان آنهاست؛ می دیدند كه قدرت یكجا از آن خداست خدا به موقعش ناسپاسان را سخت كیفر می دهد آن موقع كه رشته این دوستیهای نابجا پاره می شود، مرادها از مریدها اظهار بیزاری و تنفر می كنند و عذاب را پیشاپیش چشمان خود می بینند، در حالی كه دیگر وسیله‌ای برای خلاصی ندارند آنها كه مرید بوده اند و به آنها ارادت ورزیده اند می گویند ای كاش ما بار دیگر به سوی زندگی باز می گشتیم تا دیگر به اینها ارادت نمی ورزیدیم و از آنها می بریدیم، همان طور كه آنها امروز از ما بریده اند خدا در آن روز این گونه كارهای این مردم را به صورت حسرت وار در برابر چشمانشان پدیدار می سازد و جاودانه در آتش اند و از آتش راه بیرون رفتن ندارند

شاید دوستان خیلی از مطلبها را با این نوع بیان و مضمون استنباط كرده باشند، ولی چون یك بحث اساسی دینی، اجتماعی، انسانی است حیفم آمد لااقل یك جلسه پیرامونش صحبت نكنم این سیستمی كه به صورت تفسیر قرآن داریم، و من قبلاً هم داشته ام، یك امتیاز دارد و یك عیب امتیازش این است كه گوناگونی بحث و تنوع آن، به شیوه تنوع خود قرآن، آهنگ خاصی دارد، بخصوص كه انس ما را با قران با همین وضعی كه جمع آوری شده بیشتر می كند عیبش این است كه بحثهای منظم اسلامی و اسلام شناسی به صورت دوره ای به انسان مكان بهتری می دهد كه بتواند گروههایی را در یك دوره معین با مسائل اسلامی و تعالیم اسلامی آشنا كند یكی از آرزوهای من این است كه روزی موفق بشوم و ترتیب یك چنین دوره بحثهایی را بدهم شاید به خواست خدا، با ترتیبی كه در نظر هست، بعد از مدتی بتوانیم این مطلب را با همكاری عده ای از رفقا آغاز بكنیم تا این امر آغاز نشده، ناچار هستیم كه هر جا در تفسیر قرآن به این آیات برخورد می كنیم لااقل گاهی درنگ كنیم و برخی از این بحثهای مؤثر سازنده را با دوستان در میان بگذاریم البته اگر خداوند توفیق داد و آن دوره بحثها شروع شد، آن وقت باید بحثها با نوعی ترتیب منطقی منظم باشد حتی طرح این كار را، ‌به توفیق الهی، در این چند ماه اخیر تهیه كردیم شاید واقعاً این توفیق نصیب بشود كه برنامه ای به این شكل داشته باشیم

توجه بفرمایید؛ یكی از بزرگترین امتیازات زندگی بشر این است كه جوّ زندگی اش جوّ محبت، مهر، صفا و دوستی باشد جوّ قهر و خشونت حیوانی اصلاً مطلوب و مطبوع انسان نیست و انسان از آن خوشش نمی آید البته زندگی انسانی را بدون قهر و پرخاش اداره كنیم حرفی غیر واقع بینانه زده و ناآگاه است و به طبع بشر آشنایی كافی ندارد منتها مسئله این است آیا قهر مسئله اول است یا محبت؟ زندگی انسان بدون قهر نمی گذرد و به همین جهت خداوند در آفرینش انسان قوه غضبیه، یعنی حالت خشمگین شدنِ به موقعِ خود را آفریده، والاّ اصلاً انسان دچار خشم نمی‌شد معلوم میشود خشم به صورت طبیعی جزو برنامه زندگی انسان است منتها كدام بر زندگی بشر غالب باشد محبت، یا قهر و خشونت؟ این است سؤال تا آنجا كه مطالعه طبیعتِ بشرِ سالم نشان داده، و تا آنجا كه من توانسته ام از مبانی و مبادی اسلام استنباط كنم، زندگی بشر باید در درجه اول بر محور مهر و محبت بگردد و هر جا انحرافی از این محور پیش آمد آن موقع باید داروی خشم به كار افتد بنابراین، می توانم این طور تعبیر كنم انسانها باید در پی ساختن محیطی برای زندگی خود باشند كه در آن محیط مهر و محبت حكومت كند و حاكم باشد و چهره مقدّم باشد هر گاه زندگی بشر، زندگی جامعه ها، زندگی یك فرد یا زندگی یك جامعه، به شكلی درآید كه خشم چهره اول آن زندگی گردد، ‌باید بگوییم آن فرد و آن جامعه از طبیعت انسانی اش منحرف شده و بیمار گونه است این مطلب را خودتان با یك مثال خیلی عادی می توانید استنباط كنید شما اگر یك نفر را دیدید كه از شانزده ساعتی كه بیدار است چهارده ساعت را عصبانی باشد؛ چه می گویید و چه تعبیر می كنید؟ می گویید این آقا دچار بیماری عصبانیت است و از نظر روحی وضع سالمی ندارد من گمان می كنم این داوری خیلی طبیعی باشد حالا اینكه ریشه های این بیماری چیست ـ آیا این آقا عقده های روانی دارد، آیا محرومیتهای فردی، غذایی، جنسی، جاهی، عاطفی دارد، ـ بحث دیگری است؛ ولی بالاخره این آقا سالم است یا بیمار است؟ هر قدر هم درباره زیر بنای عصبانیت مداوم این فرد، این ور و آن ور بزنیم و عصبانیتش را با علتهای گوناگون توجیه كنیم ـ مثلاً بگوییم این آقا را كه عصبانی است خیلی ملامت نكنید، علتش این است كه در بچگی چنین و چنان عقده ای كودكی داشته است؛ در بچگی غذای كافی به او نرسیده؛ در بچگی مهر و عاطفه در محیط خانوادگی اش كم بوده، محبت كم دیده، حالا كه بزرگ شده و می بیند به حقوقش تجاوز می كنند و او نمی تواند حق خودش را از دست دیگران بگیرد عصبانی می شود؛ هر قدر هم عصبانیت او را با این حرفها توجیه كنیم ـ بالاخره اگر بپرسند این آقا آدمی است سالم یا غیر سالم، پاسخ چیست؟ غیر سالم است منتها، علت عدم سلامت او آن جور چیزهاست؛ اما بالاخره نمی شود گفت آدم سالمی است جامعه هم همین طور است حتی در طرز تفكر طبقاتی و جامعه طبقاتی صرف این مطلب كه ما بگوییم طبقه محروم علیه طبقه استثمارگر دارای عقده های دیرینه است و قهر این طبقه امری است اجتناب ناپذیر و معلول تجاوز طبقه استثمارگر به طبقه استثمار شده، ـ وقتی مطلب را به این صورت تبیین و توجیه كنیم ـ مسأله تمام نمی شود و بالاخره این سؤال پیش می‌آید كه آیا خصلت طبیعی زندگی همین طبقه محروم این است كه همواره خشمگین و پرخاشگر باشد یا اینكه این پرخاش مستمر یك نوع بیماری اجتماعی است و ریشه این بیماری اجتماعی تجاوز طبقه استثمارگر است، اما جامعه حق ندارد در این وضع بماند؛ چون این وضع، وضع سلامت اجتماعی نیست بالاخره باید جامعه را از این مرحله خشم عبور داد و آن را به مرحله زندگی همراه با محبت، ـ محبت اجتماعی، محبت نسبت به انسانهای دیگرـ‌ رساند آیا شما دوستان، مطلب را با همین بیان نسبتاً ساده ای كه می كنم همین طور استنباط می كنید یا نه؟ به هر حال، استنباط من این است كه چهره نخستین در زندگی و در جامعه سالم انسانی چهره محبت است، نه چهره خشم و قهر ولی زندگی بشر تا كنون بدون خشم و قهر اجمالاً اداره نشده است اگر بپرسید فلانی، آیا می شود از زندگی انسانها خشم و قهر را یكسره بیرون كرد؟ پاسخ این است كه برآورد علمی و واقع بینانه خصلت طبیعی بشر چنین آینده ای را نوید نمی دهد چنین آینده ای مخصوص زندگی دیگر است قیامت؛ یا یك مرحله قبل از قیامت، كه ان شاء الله در شب یكشنبه آینده درباره اش به مناسبت نیمه شعبان صحبت خواهد شد ولی آیا خشم و قهر باید بر زندگی انسان حاكم باشد و چهره اول باشد؟ نه! این هم انحراف از طبیعت زندگی انسان است آدم سالم دوست دارد در درجه اول نسبت به همگان مهر بورزد؛ مگر اینكه یك جا ببیند دیگران از مهر ورزیدن او سوء استفاده می‌كنند و مهر و محبت و برادری را دامی برای تجاوز به او و برده كردن او و اسیر كردن او و خوار كردن او و بی قیمت كردن او قرار داده اند آن وقت كه انسان خود به خود، به صورت اتوماتیك و طبیعی، به صورتی كه خدایش آفریده، خشمگین می شود و با خشمش آتش ظلم را می سوزاند، با اینكه آن آتش است، اما آتشی است كه از آتش ظلم سوزنده تر است پس نیاز بشر به محبت، حتی حكومت محبت در محیط زندگی و روابط اجتماعی او، از نظر من امری است روشن باید بكوشیم محیط زندگی ما محیط محبت و انس و برادری و صفا و صمیمیت باشد

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی