• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
سينما و تلویزیون (بازدید: 546)
دوشنبه 8/9/1389 - 19:19 -0 تشکر 255605
لطفا مزاحم نشوید وسیاه دنمایی از جامعه برروی پرده سینما


محسن عبدالوهاب را پیش از این، در همكاری با رخشان بنی اعتماد در پروژه‌های "گیلانه" و "خون بازی" می‌شناسیم.
"لطفاً مزاحم نشوید" اولین فیلم مستقل سینمایی این كارگردان است كه با نگاه اجتماعی در قالب سه اپیزود ساخته شده است. قبل از اینكه به فیلم بپردازیم كمی به تاثیرات سبك فیلمسازی رخشان بنی اعتماد بر محسن عبدالوهاب اشاره خواهم كرد.
از آنجا كه خانم رخشان بنی اعتماد از آغاز، در اولین ساخته‌های خود آسیب‌های اجتماعی را چاشنی آثارش كرده، تقریباً در تمامی كارهایش به قربانیان اجتماع می‌پردازد. قربانیانی كه می‌توانستند خوشبختی را احساس كنند و زندگی شادمانه‌ای داشته باشند، اما شرایط حاكم بر اجتماع وضعیت آنان را به گونه‌ای رقم می‌زند كه دستیابی به این آرزو یا محال و ناممكن و یا دور از دسترس می‌نماید. در واقع این فیلمساز در بسیاری از فیلمهای خود نگاه یك سویه را پیش می‌گیرد و جامعه را مقصر اصلی قلمداد می‌كند نه فرد خطا كار را.
جامعه‌ای كه در آن خشونت، اعتیاد، بی عدالتی و ظلم بیداد می‌كند و انگار چیزی بنام خوشبختی، زیبایی، آسایش و امید در این جامعه وجود ندارد!
نگاهی كه بدور از واقعگرایی است؛ روندی كه بسیاری از كارگردان‌ها آن را خط اصلی فیلمهای خود قرار داده و كشور ایران را كشوری عقب مانده، سنتی، بدون دمكراسی و بدور از تمدن و فرهنگ به تصویر می‌كشند كه تعداد این دست فیلمها بسیار زیاد و هر روز بر تعدادشان افزوده می‌شود و متاسفانه بدون هیچ محدودیتی اینگونه آثار به جشنواره‌های كشورهای خارجی فرستاده می‌شود تا آبروی فرهنگ غنی و اسلامی ایران را از بین ببرند.
بی شك محسن عبدالوهاب تحت تاثیر این نگاه، كار مستقل خود را كلید زد. فیلم "لطفا مزاحم نشوید" داستان شهری است كه تنش، خشونت، درگیری خانوادگی، كیف قاپی، نا امنی، نبود آرامش و اعتیاد در آن موضوعیت دارد.
كارگردان در اولین پلان فیلم، تصویر بازی از فضای شهر را نشان می‌دهد كه با همراهی موسیقی مناسب به مخاطب خود این پیام را می‌دهد. این فیلم قرار است از این شهر حرف بزند، شهری كه در زیر پوسته به ظاهرآرام آن، اتفاقات نابهنجار و تلخی در حال شكل گیری است.
در قاب بازی كه از فضای شهر دیده می‌شود، كارگردان سه نمونه زندگی از این شهر را انتخاب كرده و به آن می‌پردازد و به قضاوت كل می‌رسد. در هر اپیزود مخاطب طعم مشكلات را می‌چشد و فیلم اینگونه القاء می‌كند كه در این شهر چیزی غیر از این مشكلات اجتماعی و فرهنگی وجود ندارد.
در اپیزود اول فیلم یك روز از زندگی زوج جوانی را می‌بینیم كه با یكدیگر به شدت مشاجره دارند. مجری یكی از شبكه‌های تلویزیون كه در ادامه جرّ و بحث، بر روی زن خود دست بلند كرده و بر اثر این ضربه از دماغ زنش خون جاری شده و زنش با عصبانیت بر سر او داد زده و از خانه بیرون میرود.
شاید با دیدن این سكانس فیلمهای تهمینه میلانی را بخاطر بیاورید. كارگردانی كه همیشه در فیلمهای خود دائماً بر شخصیت مردهای زن ستیز و لزوم احقاق حقوق زن و گرفتن حقوق تضییع شده زنان در خانواده‌های مرد سالار جامعه ایرانی اسلامی پای می‌فشارد. فیلمهایی كه با این پیش فرض ساخته شده و خبر از این می دهند كه زن در اجتماع از ابتدایی‌ترین حقوق مدنی و آزادی برخوردار نیست و زنان در جامعه اسلامی دارای كمترین جایگاه انسانی بوده و بصورت نا عادلانه به آنها ظلم می‌شود. كارگردانی كه چشمش بر روی خیلی از حقایق بسته و فیلمهایش را براساس باورهای غلط و مغرضانه می‌سازد،كسی كه خود را مدافع مطلق حقوق پایمال شده زنان می‌داند و لقب فمنیست ایران را برای خود برگزیده!
در اپیزود دوم به زندگی یك روحانی كه دفتر ثبت طلاق و ازدواج دارد پرداخته می‌شود. چند سالی است كه كاراكترهای مذهبی و یا روحانیت در فیلم‌های سینمایی سوژه شده و فیلمسازان این قشر را به شكل‌های مختلفی دستمایه خود قرار داده و یا در فیلمهای طنز، رفتارها و باورهای این قشر به سخره كشیده می‌شود.
از آنجا كه در پوستر این فیلم عكس روحانی به چشم می‌خورد كه كنار زن شیك پوشی در خیابان ایستاده و با توجه به اینكه مردم هنوز فیلم مارمولك را در ذهن بخاطر دارند، در نگاه اول داستانی شبیه به داستان آن فیلم در ذهن تداعی می‌شود و به مخاطب خود می‌گوید كه این فیلم هم در همان ژانر می‌باشد و به این ترتیب مخاطب را به سینما می‌كشاند، البته اعتراضات زیادی به پوستر این فیلم در برخی از شهرها شده است و پوستر آن به پایین كشیده شد كه كارگردان این فیلم هم اشاراتی داشته است.
در این فیلم مجری تلویزیونی با خانمهای بدحجاب به گرمی برخورد می‌كند و حتی با آنها عكس می‌اندازد، اما پاسخ سلام روحانی را نداده و با بی محلی و چشم غره از كنارش رد می‌شود و یا مسافری كه متلك‌هایی را به روحانی در داخل تاكسی می‌اندازد و یا در سكانسی كه زن و مردی برای جاری كردن صیغه عقد به دفتر كار او می‌آیند اما این روحانی صیغه عقد را جاری نمی‌كند و حتی به آنها تهمت زده و با نگاهی بدبینانه به آنها می‌نگرد و یا دست انداختن كیف قاپ نسبت به روحانی و درخواست روضه خوانی برای مادر پیرش كه در فیلم افراطی‌ها هم دیده می‌شود.
اپیزود سوم درباره پیر زن و پیر مردیست كه در خانه به تنهایی زندگی می‌كنند و از این تنهایی هراس دارند. تلویزیون ‌شان خراب می‌شود و مجبور می‌شوند تعمیركار را به خانه‌ بیاورند آنها تعمیركار را مجبور می‌كنند از پشت حفاظ آهنی، تلویزیون را تعمیر كند...
در این سكانس كارگردان از نبود امنیت در ایران حرف می‌زند. آنقدر در این كشور امنیت نیست كه پیر مرد و پیر زن حتی به تعمیر كاری كه بچه در دست دارد و ابزار خود را جهت اینكه ثابت نماید تعمیر كار می‌باشد نشان می‌دهد باز هم نمی‌توانند به آ ن اطمینان كنند و در را بررویش باز نمی‌كنند.
در ادامه پیر مرد متوسل به تپانچه خود شده و به معنای اینكه با این ابزار می‌توان امنیت را برقرارنماید كه پیر زن ممانعت می‌كنه و به او می‌گوید خرابه و فشنگ نداره.
كارگردان با این روش تماشاگر را به یاد فیلمهای آمریكایی می‌اندازد فیلمهایی كه به مخاطب خود می‌آموزد برای برقراری امنیت باید هر كسی تفنگ به همراه و یا در خانه داشته باشد تا بتواند امنیت داشته باشد.
به هر حال كارگردان با نگاهی تلخ و بدبینانه فضای شهر تهران را به تصویر می‌كشد در حالی كه می‌توانست یك اپیزود برعكس همه این اپیزودها، داستان متفاوت و روشنی را به تصویر بكشد تا فیلم یك مسیر تك بعدی و یك طرفه را نرفته و تعادل را حفظ می‌كرد و تبلیغ منفی و نادرستی نسبت به تهران نمی‌شد...
در مورد ساختار فیلم نیز از آنجا كه در این فیلم سعی شده فضایی مستند گونه به تصویر كشیده شود ولی به دلایل ذیل، نه تنها نتوانسته این فضا را به درستی مهیا كند بلكه در باور پذیر شدن داستان نیز نا كام بوده است.
نحوه فیلمبرداری و تمام تصاویر میزانسن‌ها با تك نماهای طولانی و لرزشهای بی مورد دوربین باعث شده مخاطب نتواند حتی به عنوان ناظر بیطرف، ارتباط درستی را با جریان فیلم برقرار كند و حتی در برخی از سكانسها باعث خستگی بیش از حد می‌شود.
نور پردازی بسیار ضعیف تا آنجا پیش می‌رود كه در لوكیشنهای داخلی چهرها بسیار تاریك و بعضاً دارای تضاد شدید نوری است كه تماشاگر را می‌آزارد
و همچنین محتوای ضعیف فیلمنامه و عدم رعایت تتابع علت و معلولی در روایت داستانها، نتوانسته قابلیت‌ها و ویژگی‌های یك اثر ماندگار را به تصویر بكشد.

* سیاه نمایی از جامعه و ارائه تصویری سیاه از جامعه ایرانی، خطی است كه فیلم "لطفا مزاحم نشوید" آنرا دنبال می‌كند

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

جانم فدای رهبر

لبیک یا خامنه ای

دوشنبه 8/9/1389 - 19:56 - 0 تشکر 255679


ممنون از اطلاع رسانی تون محمد جان

خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب
دوشنبه 8/9/1389 - 21:13 - 0 تشکر 255698

شما هم که همه اش سیاسی می نویسیا.دی:

 

 

 

دوشنبه 8/9/1389 - 21:34 - 0 تشکر 255702

ممنون از اطلاع رسانی

راز یک زندگی زیبا این است

که امروز با خدا گام برداری

و برای فردا به او اعتماد داشته باشی.....

شنبه 19/6/1390 - 0:12 - 0 تشکر 363983

 در مورد خانم تهمینه میلانی با شما هم نظر هستم اما کارهای خانم بنی اعتماد آنگونه که گفتید نیست  نگاه انتقاد گونه ایشان کاملا برخواسته از دل جامعه است ونباید این نگاه را به کل جامعه بسط دهیم وبا آن اینگونه برخورد کرد وبا فیلمهای کارگردانانی نظیر خانواده مخملباف وبهمن قبادی امثال اینها جدا کرد  اگرقرار باشد فیلم انتقادی ساخته نشود باید فیلمهایی امثال افراطی ها و اخراجی های سه و... ساخته شود  اما فیلم لطفا مزاحم نشوید در اپیزد اول کاملا از موضوعی باور پذیرو ملموس سخن میگوید که ما اطراف خود میبینیم ودر سکانسی که به قول شما  جواب سلام روحانی را نمیدهد شما نگاه کنید مجری از نظر روحی در چه اوضاعی قرار دارد اما اپیزود دوم که راننده تاکسی با آن مهربانی رفتار میکند حتی میخواهد به روحانی کمک کند شما نادیده میگیرید هیچ گاه نشان دادن یک کیف قاپی وپیرزنی که در را روی تعمیرکار باز نمیکند نشان دهنده ی نا امن بودن جامعه نیست وقتی بسیاری ازما مشکلات درد دل ها وبسیاری از حرف های خود را با روحانیون در میان میگذاریم نشان دهنده مهم بودن این افراد درمتن زندگی مردم میباشد ونمیشود این افراد را با نقش مهمی که در جامعه دارند آنها را از سینما و تلویزیون حذف کرد البته با کلیشه شدن آنها باید جلوگیری کرد. ازسکانسی   که در مورد روضه خوندن پشت تلفن است  خیلی مورد قبول من هم نیست .قرار نیست اگر یک اپیزود منفی وجود دارد یک موضوع مثبت هم کنارش بیاید نشون دادن گل وبلبل هیچ دردی از جامعه دوا نمیکند در آخر باید بجای اینکه بیاییم یک کیف قاپی رابه امنیت کل کشور ربط دهیم کمی واقع بینانه تر نگاه کنیم

البته جا دارد  از نقد شما در مورد فیلم بعد ازظهرسگی سگی تشکر کنم

سنگی از روی زمین بردار و احساس  بودن  کن 
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.