• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
سينما و تلویزیون (بازدید: 515)
چهارشنبه 3/9/1389 - 14:16 -0 تشکر 253804
سینمای هالیوود و دیگر هیچ........

سینمای سیاسی آمریكای لاتین در جست‌وجوی فیلمی است كه هم ویرانگر و هم سازنده باشد. این سینما علاوه بر ثبت و ضبط و مستندسازی می‌كوشد تا در شرایط و محیط دخالت كند و در تغییر شكل‌ها چیزهایی تازه سازد و این امكان‌پذیر نیست مگر نیروهای معتقد، مؤمن و انقلابی سازمان‌یافته و هماهنگ عمل كنند.


مضامینی كه در سینمای سیاسی ارایه می‌شود، توجه به هویت ملی است و مضامین دیگری هم در این آثار قابل مشاهده است؛ مضامینی كه به استعمار نو و عقب‌ماندگی می‌پردازد. این سینماگران لزوم همبستگی ملی و افزایش آگاهی مردم درباره‌ی ارزش‌های فرهنگی كشورشان را به عنوان شرایط لازم برای رهایی از بندهای استعمار قلمداد می‌كنند. خودآگاهی به هر تقدیر، به خودشناسی نیاز دارد. مضمون آگاهی سیاسی شرطی لازم برای تغییرات انقلابی است. «گوته» در این باب گفته است: «رومانتیسم نوعی از بیماری است و كلاسیسم نوعی تندرستی».


سینمای سیاسی، نوعی تفكر سینمایی است كه كوشش می‌كند مرگ حقیر هالیوود را باعث شود. فعالیت‌های گذشته‌ی فیلمسازان اروپای شرقی و فرانسه به‌ویژه در دهه‌ی 60، نوعی سینمای متفاوت و بالنده را پدید آورد كه سینمای متعهد و دارای معیارهای خاص خود بود. این سینما نظاره‌گر مرگ سینمای متأثر از تفكرات هالیوودی است.

كتاب «سیاست» نوشته‌ی «ارسطو» به ما یاد داد كه هر گاه تعداد افراد از یك حدی فراتر رود، بسیاری از اشكال ارتباطی بین افراد دچار دگرگونی می‌شود. ازدیاد افراد در یك جامعه، تفاوت‌ها و اختلافات را به همراه دارد. افزایش جمعیت به‌تدریج روابط افراد را از بین می‌برد. هر فردی در شبكه‌یی از حلقه‌ها جایگاه شخصی را اشغال می‌كند.


در جوامع شهری و كلان‌شهرها، با افزایش جمعیت، امكان دوستی و رفاقت و ارتباط مستقیم بین مردم تغییر می‌یابد. در چنین شرایطی برقراری ارتباط به واسطه‌ی وسایل ارتباط جمعی صورت می‌پذیرد. یكی از تأثیرگذارترین وسایل ارتباط جمعی یعنی سینما می‌تواند میان طبقات مختلف اجتماعی در سطح ملی پیوند ایجاد كند.


سینمای سیاسی شیلی در سال 1968 با تولید چهار فیلم به نام‌های «ببرهای غمگین» ساخته‌ی «رائول روییز»، «شوره‌زار خونین» ساخته‌ی «هل ویوسوتو»، «والپا راییز» و «عشق من» ساخته‌ی «آلدو فرانسیا» و «شغال ناهوئولتورو» توسط چهار سینماگر تازه‌كار آغاز گردید.


سینمای سیاسی و سینماگرانی كه آن دم و بازدم سینما را توان می‌بخشند و در مبارزه با سینمای هالیوودی نفس از سازندگان و صاحبان نظام سرمایه‌داری می‌گیرند، قابل ارج نهادن هستند.

بدون تردید در بین فیلمسازان هالیوودی هم پایگاه فكری متفاوتی وجود دارد كه قابل بحث و بررسی است اما آن چه كه اهمیت دارد، روش بیانی و تطبیق آن با نوعی اندیشه‌ی به بیان آمده است كه سخنی تازه دارد و همراه است با زیبایی‌شناسی ویژه‌ی خود و روش بیانی آن راهی است كه می‌تواند پویایی مداوم و بالندگی داشته باشد. شكل و محتوای این سینما با هم مورد بررسی قرار می‌گیرد.

بافت درهم این دو یك اثر را می‌سازد. بالندگی یك اثر تنها با دو عامل محدود نمی‌شود، آن چه هست یك مفهوم است. روشی كه تنها آن مفهوم می‌تواند در ارایه‌ی خویش داشته باشد، فكری است و كلمه‌یی كه آن را بیان می‌كند. جدایی‌ناپذیری سینمای سیاسی بسان یك فیلسوف انسان و محیط را بررسی می‌كند

 این عنوان از نویسنده‌ی كوبایی قرن نوزده آمریكا گرفته شده است (خوزه مارتی) كه از آتش سرخپوستان كه به‌وسیله‌ی «ماژلان» و دیگر جویندگان نخستین در سواحل «تیرادول فوكو» دیده‌شده سخن می‌گوید.

 

 

 

چهارشنبه 3/9/1389 - 15:24 - 0 تشکر 253919

نگرانی سینماگران متعهد درباره‌ی سرمایه‌ی فراوان برای تولید و نگرانی از پخش و نمایش آثار تولیدشده امروز تا حدودی مرتفع شده است. با سرمایه‌یی اندك و به اشكال مختلف می‌توان آثار تولیدشده را به صورت سی‌دی در سطح گسترده‌یی پخش و توزیع كرد.

شاید تنها راه مقابله برای جلوگیری از تفتیش عقاید تحمیلی، كه بسیاری از سینماگران به آن گرفتار شده‌اند یعنی سینماگرانی كه در داخل حصار بیننده از منافع نظام حاكم به دام افتاده‌اند، استفاده از ساختار و شكل دیگری از سینماست كه به كمك تجهیزات و ابزار جدید امكان‌پذیر باشد. تأسیس گروه‌های كوچك فیلمسازی، نقطه‌ی شروع نخستین كوشش‌ها برای انتقال و اشاعه‌ی اندیشه‌های متعالی، مترقی و انسانی است.

این گونه نگاه كردن به سینما، شاید در پیش روی خود مرگ حقارت‌بار سینمای هالیوود را در نظر داشته باشد؛ آن چیزی را كه در آمریكای لاتین، اروپای شرقی سابق و زمانی در فرانسه، شاهد آن بودیم كه عوامل متعددی مانع از رشد و گسترش آن شد.

سینماگران متعهد و معتقد باور دارند كه هالیوود در هر مقطع تاریخی سینما، تولید آثار خاص مضامین گوناگون را تغییر هویت می‌دهد و ساختن آثار شبه‌سیاسی، شبه‌فلسفی و شبه‌انقلابی شرایط رشد سینمای آگاهی‌دهنده را سد می‌كند.

آن‌گاه هیچ فیلسوفی با بیان فلسفی خود نمی‌تواند به ستایش از فیلمی كه توسط فیلمسازان صاحب‌ اندیشه ساخته شده است، برخیزد. شرایط به گونه‌یی طراحی می‌شود تا رمان نو و سینمای نو نتوانند برادروار كنار هم قرار گیرند.

در سینمای غیرهالیوودی آن چه هست روش بیانی و تطبیق آن با نوعی اندیشه‌ی به بیان آمده است كه هر دو در كنار هم می‌تواند چیزی به جز 120 دقیقه فانتزی یا تعلیق باشد؛ فیلمی كه حرفی دارد و از زیبایی‌شناسی خاص خود مایه می‌گیرد، روش بیانی آن هم راهی به غیر از الگوهای تحمیلی طراحی ‌شده است.

پویایی سینمای غیرهالیوودی، یك مفهوم است و ظرایفی كه آن مفهوم می‌تواند در ارایه‌ی خویش داشته باشد، می‌توان گفت فكری است و كلمه‌یی كه آن را بیان می‌كند؛ جداشدنی نیست، كلمه را نمی‌توان از مفهوم آن جدا كرد.


تعلیق به عنوان یك عنصر سینمایی هم‌چنان بر ساختار سینمایی هالیوود جاری است و هم‌چنان درگیر نوعی خاص از داستان‌پردازی در سینماست كه تنها ارزش و مفهوم آن اضطراب عصبی تماشاگران فیلم در هنگام دیدن فیلم است.


سینما صنعت است، یك پدیده‌ی اقتصادی كه وجود دارد، چه در نظام سوسیالیستی و چه در نظام سرمایه‌داری. سینماگران نمی‌توانند همانند هنرمندان قدیمی باشند. چنان‌چه متأثر از هنرمندان گذشته باشند،‌ نمی‌توانند فیلم خود را بسازند و پخش كنند؛ در جریان تهیه و تولید یك فیلم سینمایی ممكن است اختلاف نظری كه موجب درگیری آن‌ها با تهیه‌كننده شود، ایجاد شود. سینماگر جوانی كه مورد حمایت تهیه‌كننده قرار گرفته باید همه‌ی توان خود را به كار ببندد تا فیلمی بسازد كه امكان نمایش آن فراهم آید. همه‌ی تهیه‌كنندگان سوداگر نیستند.

هزینه‌یی كه برای تولید یك فیلم صرف می‌شود، باید دستِ كم سرمایه را پس دهد. یك هنرمند فیلمساز باید بداند كه سینما یك پدیده‌ی اقتصادی نیز است. باید توجه داشت كه فیلمساز گرفتار نوعی عوام‌فریبی سیاسی با ابزار سینماییِ در هم ‌آمیخته نشود. گاهی مشاهده می‌شود كه تمایلات سیاسی سازندگان فیلم‌های بسیار مبتذل كه غالباً اثری از این تمایلات حتی در سطح خود فیلم نیز دیده نمی‌شود و جنبه‌ی ذهنی محض دارد، ابزاری برای توجیه‌گری سازندگان فیلم به ظاهر سیاسی می‌شود.

باید توجه داشت كه سینما یك واقعیت امروزی و نو است؛ نظری و عملی باید به هم پیوسته باشند. سینماگران باید مسئولانه به شكل تولید نظر داشته باشند. اگر تصمیم دارید فیلمی بر ضد سیستم بسازید كه امكان عرضه‌ی آن در سالن‌های سینما نیست و بازگشت سرمایه‌ی تولید فیلم را هم نتواند تضمین كند، بدون تردید نظام تولید شما را در چرخ‌دنده‌های سیستم خود خرد خواهد كرد. اگر سازمان‌یافته و نظام‌مند با این سیستم رو در روی نشوید گرفتار خواهید شد.


برخی از نظریه‌پردازان سینمایی عقیده دارند كه رئالیسم سوسیالیستی، رئالیسم انتقادی و رئالیسم سوررئالیست، ارتجاعی‌تر از استتیك عامه‌پسند سینمای آمریكایی است و به همین خاطر می‌گویند ثمربخش بودن یك اثر سینمایی مهم‌تر و برتر از هیستری دسته‌جمعی است كه در جریان انقلاب فرهنگی چین و شرایط سانسور فاشیستی، اعمال می‌گردد.


هر سینمایی، سیاسی است، چون منعكس‌كننده‌ی نظرات سیاسی موافق و یا این‌كه مخالف نظام ایدئولوژیكی است كه در آن ساخته می‌شود.هم «كلاه‌سبزها» و هم «نمك زمین» هر دو فیلم سیاسی هستند اما شاید جنبه‌ی سیاسی آن‌ها تأثیرات متفاوتی را به وجود می‌آورند.

در سینمای رئالیست یا رئالیست سوسیالیست كه عموماً سیاسی تلقی می‌شوند، به سختی می‌توان فیلمی را عنوان كرد كه در آن به صورت روشن و واضح، از برانداختن نظام حاكم حمایت شده باشد.

بدیهی است در بین آثار سینمایی آنارشیست‌ها و سوررئالیست‌ها می‌توان به فیلم‌هایی اشاره داشت كه تمایل فراوانی دارند به آشفتگی، اغتشاش و شورش و در برخی آثار سینمای سیاسی در شرایط رفرم به اعتراض مردم توجه كنند نه انقلابی مردمی.

از منظر برخی از فیلمسازان، سینما صرفاً ماشین رؤیاپرداز است و فقط برای تنهایی و دیدن در سالن‌های تاریك سینما مناسب است. به همین خاطر فیلم‌هایی چون «مستر اسمیت به واشنگتن می‌رود» و یا این‌كه سینمای سیاسی كه تنها به وسیله‌ی ارضای توهمات مردم عادی و فریب‌خورده مشاهده می‌شود، سرپا مانده است.


در دهه‌ی 60، سینماگران آمریكای لاتین كه متأثر از تفكرات «گودار» بودند در برزیل، آرژانتین، بولیوی و شیلی فعالانه به تولید سینمای سیاسی پرداختند. از منظر و دیدگاه این سینماگران، سینما محصولی وابسته به ضوابط فرهنگی و تجاری نیست؛ فیلم یك عمل است و تماشاگر موجودی بی‌اراده نیست، بلكه او شریكی فعال در ادامه‌ی یك گفتمان بی‌پایان سیاسی است.

سینماگران آمریكای لاتین در دهه‌‌های 60 و70 به خاطر و برای مردم فیلم می‌سازند. به همین خاطر است كه فیلم «خون لاشخور» اثر سانخینس مورد استقبال مردم قرار می‌گیرد.


فیلم «هنگام كوره‌ها»۱ ساخته‌ی دو تن از نظریه‌پردازان سینمای سیاسی آمریكای لاتین یعنی فرناندو سولاناس و اوكتاویو گتینوی آرژانتینی، فیلمی چهار ساعت و بیست دقیقه‌یی است و بیانگر تئوری این نوع سینما از سینمای سیاسی كه هدف اصلی آن «استعمارزدایی فرهنگ» است و مردود شمردن رفتارهای اجتماعی كه سبب می‌شود انسان به عنوان موجودی بی‌اراده و مصرف‌كننده در نظر گرفته ‌شود.

سینماگر سینمای سیاسی آمریكای لاتین نماینده‌یی است كه دوربین فیلمبرداری‌اش واقعیات عینی و موقعیت سیاسی را كه تماشاگر هم در آن قرار دارد ضبط و تجزیه و تحلیل می‌كند، نه مثل هنرمندی ذهنی كه در خدمت هوش و تصورات فردی خود و ارایه‌ی آن‌ها به مردم است.

آن چه كه تحت عنوان استعمارزدایی فرهنگی در سینمای سیاسی آمریكای لاتین مورد توجه قرار می‌گیرد، سعی برای افشا كردن ارزش‌های فرهنگ غربی است. در تفكر سرمایه‌داری غربی،‌ همه چیز به صورت فریبنده‌یی ارایه می‌شود كه ظاهر جذابی دارد؛ تصویری كه از واقعیت ارایه می‌دهند، از خود واقعیت مهم‌تر است.

 

 

 

چهارشنبه 3/9/1389 - 15:25 - 0 تشکر 253925

هالیوود و پایان دنیا


مدت ها بود که دلم می خواست نقدی بر سینمای هالیوود بنویسم که آنها در فیلم هایشان با استفاده از صنعت سینما و اثرگذاری روی فکر و ذهن مردم دنیا، پایان جهان را چگونه به دروغ تعبیر می کنند... البته در این بین دانشمندان غربی هم با فرضیه ها و نظریه های خود، فیلمنامه های ساختگی را در اختیار هالیوودی ها می گذارند تا آنان به خواسته شان که همان خواسته سیاستمداران است، دسترسی داشته باشند. «سینمای غرب»، به عبارتی دیگر «جادوی غرب»، در پی یافتن موضوعاتی محرک برای جلب تماشاگر و ایجاد زمینه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی برای محقق ساختن اهداف جریان پشت پرده سلطه و حکمرانی غرب نشینان است... و در این بین، «فیلمسازی» یکی از مهم ترین قالب ها و روش های غرب برای زمینه سازی و جا انداختن فرهنگ و ایدئولوژی غربی و از جمله طرح موضوع «پایان دنیا» می باشد.

آنها در این زمینه از تمامی امکانات و توان، استفاده و کمپانی های هالیوودی، مهم ترین نقش را در این زمینه ایفا می کنند. در این نوع فیلمسازی، با استفاده از ژانرهای علمی – تخیلی، همواره تصویری از آینده به شکل داستانی و گیرا ترسیم شده است. هالیوود همواره درباره جنگ جهانی آینده، خطر بمباران هسته ای، انفجار جمعیت، فاجعه گرسنگی، آلودگی محیط زیست، بیماری های همه گیر و مهلک و... تبلیغات فراوانی از طریق فیلم، نوار ویدئویی، سی دی و دی وی دی به سراسر جهان داشته است. هدف اصلی و پشت پرده سیاستگزاران سینمایی آمریکا تنها ترساندن مردم دنیا، تحمیل راه حل های از پیش آماده و محکم کردن بندهای بردگی و اسارت آنهاست و نه متوجه کردن آنان به خطراتی که در پیش رو دارند، آنها در سه دهه اخیر دائما به دنبال فیلم هایی هستند که پایان زمین را تشبیه کنند.

فرجام جهان از دیدگاه هالیوود اصولا براساس دو اصل پایه گذاری شده است. محقق خوب کشورمان سیدابوالحسن علوی طباطبایی در کتابش تحت عنوان «هالیوود و فرجام جهان» درباره این دیدگاه ها نوشته است:

۱) بشر، به دلیل پرداختن به انرژی هسته ای و در نهایت بمب اتمی باعث نابودی حیات در کره زمین خواهد شد.

۲) یک برخورد نهایی بین نیروهای شر و کافر علیه اسرائیل در قالب یک جنگ هسته ای رخ خواهد داد، که این جنگ به نابودی و تخریب اکثر شهرهای جهان می انجامد و این همان جنگ «آرمگدون» است که بخشی از اعتقادات بنیادگران انجیلی آمریکا را تشکیل می دهد که این افراد، یک پنجم جمعیت آمریکا را تشکیل می دهند.

در دهه اول قرن بیستم میلادی دو نظریه جدی پیرامون مدینه فاضله یا آرمان شهر مطرح شد. یکی «نظم نوین جهانی» که از طرف «جورج بوش» پدر مطرح و دیگری «پایان تاریخ» که توسط «فوکویاما» ژاپنی مطرح شد که این دو مسئله به نحوی نیت سیاسی غرب در جهانی شدن و ایجاد یک فرهنگ جهانی و تحمیل آن بر جهان را نشان می داد.

سینمای آمریکا با استفاده از ایدئولوژی صهیونیست مسیحی و کلیسای ایوانجلیست ها در مجموع چهار الگوی روانی را در فیلم های هالیوودی مطرح می کند:

۱) ظهور منجی و بردن امت خود به سرزمین موعود

۲) حفظ جهان از خطراتی که آینده آن را تهدید می کند، تنها توسط غرب و به ویژه آمریکا صورت می گیرد.

۳) خلیج فارس مرکز حرکت های تروریستی جهان است

۴) جنگ بعدی، نبردی نهایی بین دنیای کفر و جهان آزاد خواهد بود.

«ایوانجلیست ها» معتقدند که دولت ایالات متحده این جنگ نهایی و مقدس را(از نظر خودشان) رهبری خواهد کرد، آنها موشک های هسته ای قاره پیمای آمریکا و اسرائیل را شمشیرهای جنگ مقدس می نامند و «عملیات توفان صحرا» علیه عراق در سال ۱۹۹۱ میلادی را زمینه ساز مقدمه ای برای جنگ نهایی مقدس می دانند، حال به چند فیلم سینمایی از این دست دقت کنید، تا به اهداف دروغین شان که در واقع ضد دین است بیشتر پی ببرید.

مضامین فیلم های سینمایی
از آغاز دهه اول قرن بیستم میلادی تاکنون مضامین فیلم های سینمایی ساخته شده در غرب به ویژه هالیوود، به جز مضامین موجود در فیلم های سال های قبل در زمینه ژانر افسانه ای – علمی، براساس الگوهای روانی که به آن اشاره شد، ادامه یافته است، البته در خصوص خطرات بمب اتمی و پایان کار دنیا مضامین فیلم ها تا حدی تکراری بوده و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، دشمن مهاجم یا از سوی سیاره ای دیگر، یا از سرزمینی ناشناس و از شرق، به ویژه خاورمیانه در فیلم ها مطرح شده است.

در فیلم «با اولین نور سپیده دم» (۱۹۹۰ م) به کارگردانی «جک شولدر» می بینیم که خدمه یک بمب افکن اتمی به اتحاد جماهیر شوروی حمله می کنند، در حالی که رئیس جمهور آمریکا سعی دارد نومیدانه کنترل ارتش خود را پس از آن که هلیکوپتر او طی یک حادثه و در یک تبادل هسته ای سقوط می کند، به دست گیرد.

فیلم «نابودگر» (روز داوری) به کارگردانی «جیمز کامرون» که در سال(۱۹۹۱ م) ساخته شد، دو روبات با ظاهری انسانی را نشان می دهد که از زمان آینده می آیند. فیلم به ما می گوید که قهرمان فیلم یک ناجی است و می خواهد بگوید که رستگاری نسل بشر از دوزخی که خود آفریده، تنها به دست ماشین مخلوق خودش میسر می شود و تکنولوژی است که پایان زمین را مشخص می کند. که اشاراتی عمیق و ریشه دار انحرافی به منجی آخرالزمان و رستگاری انسان ها از این طریق دارد و یک دنیای ماشینی و رایانه ای بسیار در هم پیچیده را برای آینده بشر پیش بینی می کند و فاجعه جهانی را در غفلت بشر از عدم کنترل ماشین ها و کامپیوتر می داند.

نوستر آداموس

فیلم «نوستر آداموس» یا «مردی که آینده را می دید» در سال ۱۹۹۳ م. به کارگردانی «راجر کریستیان» براساس کتاب «پیشگویی های نوسترآداموس» ساخته شد و توسط «اورسن ولز» حکایت می شود. در این فیلم ما ابتدا کشور فرانسه در قرن شانزدهم را می بینیم.

مضمون اصلی فیلم این است که: «در آینده، زندگی بشر روی کره خاکی در فضا منجر خواهد شد.» و «افزایش مسلمانان معتقد باعث بحران خواهد بود.»

زیرا بیش از یک میلیارد نفر مسلمان در جهان وجود دارند که اکثرشان در خاورمیانه ساکن اند و اخیرا به ارزش های اسلامی خود که قرن ها به وسیله ابرقدرت ها سرکوب شده است، پی برده اند. این مردم با در دست داشتن ثروت فراوان می توانند برای غرب خطر بزرگی به حساب آیند. او تاکید می کند که: «خاورمیانه مرکز اصلی جنگ بزرگ آینده است.»

در فیلم می بینیم که سال ۱۹۹۹ م. فرا می رسد. مصلح ظهور می کند. جهان وارد سال ۲۰۰۰ م. می شود مردی در کسوت مصلح جهانی با لباس عربی وارد سالنی مجهز در یک پایگاه فضایی می شود. بر صندلی سلطنتی تکیه زده و سپس دستور حمله را به نیروهای تحت امر خود صادر می کند. علل و انگیزه شروع این جنگ مشخص نیست و در فیلم به آن اشاره نمی شود. بر عمامه فرمانده علامتی از ستاره، ماه و داس وجود دارد. نیروهای تحت امر او برخی دارای لباس و کلاه نظامی و نیمی دارای عمامه و دستار عربی هستند. علامت ستاره، ماه و داس بر روی موشک های دوربرد نیز وجود دارد. بالاخره جنگ موشکی آغاز می شود. رئیس جمهور آمریکا در مقر پنتاگون دستور تدافعی حمله را صادر می کند و تعدادی از موشک های شلیک شده در هوا منفجر می شوند. اما در نهایت چند موشک شلیک شده از پایگاه نظامی اعراب به وسط شهرهای بزرگ اصابت می کنند. نمایی از شهرهای پرجعیت به تصویر کشیده می شود. زنان، مردان و کودکان در حال انجام کارهای روزمره یا تفریح، بی خبر مورد تهاجم قرار می گیرند. اولین موشک به مجسمه آزادی اصابت کرده و آن را منهدم می سازد و این کنایه از آن است که با ظهور این شخص، آزادی از میان می رود. برج ایفل و چند نقطه دیگر از جهان مورد تهاجم موشکی قرار گرفته و ویران می شوند و جهان در موجی از جنگ و خون غوطه می خورد.

فیلم پیشگویی های «نوستر آداموس» ظهور مصلح را به عنوان دشمن بشریت و آزادی مطرح می کند و تاییدکننده دیدگاه های غرب و به ویژه گروه های مذهبی ایوانجلیست و صهیونیستی است که اسلام گرایی را یک عامل خطرناک برای جهان غرب و دنیای سرمایه داری می داند و در واقع قصد نهایی فیلم ترساندن مردم جهان از رشد و نفوذ اسلام و گسترش آن در جهان است.



هالیوود و پیشگویی های آینده

سیاستگذاری مسیحیت صهیونیستی بالاترین نقش خود را در قضیه پیشگویی ها درباره آینده جهان و بشریت دارد. هدف آنها تاثیرگذاری بر مردم آمریکا از نظر جدی و حتمی بودن آن و ایجاد انعفال در میان سایر ملل و مسلمانان است.

در سال ۲۰۰۱ فیلم «آرمگدون» اشاره ای است به این که در این منطقه یک جنگ بزرگ اتمی اتفاق می افتد و بعد از این جنگ که منجر به کشته شدن تعداد بی شماری از مردم می شود (حدود سه میلیارد نفر)، در این زمان اسرائیل بسیار قدرتمند است و درگیری بزرگ اتمی در منطقه «هرمجدون» (دره ای بین اسرائیل و سوریه) فراهم خواهد شد.

صهیونیست های آمریکا از دهه هشتاد میلادی در رسانه های تحت اختیار خود موارد زیادی را مطرح می کردند که به نوعی جنبه پیشگویی آینده داشت و قصدشان جوسازی سیاسی و فرهنگی و ایجاد حال و هوای مطابق امیال و آرزوهایشان بود و در واقع آنچه در دل داشتند یا با طرح در مجامع رسانه ای یا با ساختن فیلم های سینمایی ارائه می دادند. ابطال هایی که به نام «نوستر آداموس» در فیلم مطرح می شود در واقع نوعی جوسازی برای آینده و آرزوی قلبی آنها است.

واکنش هراس آمیز غرب از شروع پیش لرزه های نخستین زلزله آخرالزمان که با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی بر پا شد، شکل گرفت و فیلم می خواهد بگوید که حتی اگر انقلاب اسلامی به حیات خود ادامه داده و به ظهور منجی موعود وصل شود، باز هم برای غرب مشکلی نخواهد بود، زیرا طبق این پیشگویی ها، غرب برنده نهایی این نبرد است. به عبارت دیگر فیلم، دروغی دیگر برای تجدید روحیه شیفتگان قدرت است.



ترس هالیوود از شیعه

فیلم «تهدید» در سال ۱۹۹۹ میلادی ساخته می شود، اما سال ۱۹۹۸ را نشان می دهد، رئیس جمهور آمریکا در حال مبارزات انتخاباتی است، او در بیشتر ایالات اکثریت آرا را به دست آورده است و با مشاوران خود این خبر را می شنود که «عدی حسین» پسر «صدام حسین» به کویت حمله کرده و تعدادی از سربازان حافظ صلح آمریکا را قتل عام کرده است. رئیس جمهور با عصبانیت اعلام می کند که اگر «عدی حسین» نیروهای خود را از کویت بیرون نبرد، او بغداد را با سلاح های اتمی مورد حمله قرار می دهد. عراق پاسخ می دهد که در صورت حمله به عراق ۲۳ شهر آمریکا و کشورهای متحدش را با خاک یکسان خواهد کرد. بقیه ماجراهای فیلم در خصوص بررسی عواقب احتمالی این جنگ می گذرد و مردم برای مقابله با یک جنگ جهانی اتمی آماده می شوند، اما در نهایت مسایل به خوشی و با موفقیت آمریکا!! به پایان می رسد!!

سوژه فیلم، ترس از تروریسم است که آمریکا مرکز آن را خاورمیانه و خلیج فارس می داند، که در ۲۰ سال اخیر جایگزین وحشت از دنیای کمونیسم و تهدید از سوی آنها بود که دیگر در بازار نمایش و سینما هم بازاری ندارد. در دهه های ۵۰، ۶۰ و ۷۰ فیلم های سیاسی هالیوود به «شوروی» باز می گشت آنچه مسلم است، این که برای غرب شناخت محورهای اسلام و به ویژه شیعه بسیار مطرح است، آنها در طول تاریخ متوجه شدند که «شیعه» قدرت بسیار عظیمی دارد، در گفتار روی فیلم نوسترآداموس هم گفته می شود که: «۶۰۰ میلیون مسلمان در خاورمیانه جمع شده اند و ثروت عظیمی دارند و برای صلح جهانی خطرناکند.»

هدف در اینجا صرفا تخریب امواج انقلاب اسلامی و ارائه تصویر و تفسیر بدی از آن است، حضرت امام(ره) از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، منبع تصمیم های نهایی و بزرگ را از جای دیگری می دانستند و در جنگ، نقش محوری امام زمان(عج) مطرح شد. غربیان دیدند اگر بیانیه امام زمان(عج) شیعیان را نفی کنند، حتما یک ارزش داشته است که به نحو دیگری اثباتش کرده اند. بنابراین تصمیم گرفتند به جای آن که این طرف را تخریب کنند، طرف مقابل اثبات کنند و بهترین روش هم در سال های اخیر، فیلمسازی با هدف های خاص و تبلیغات غیرمستقیم رسانه های مطرح گروهی بوده که در اختیار آنان است.

به عبارت دیگر روش غرب در حال حاضر آموزش و تربیت است نه تهاجم، مهدویت مورد نظر شیعه کوبیده می شود. ولی «منجی تخیلی» خودشان ترویج پیدا می کند و این در قسمت های دوم و سوم فیلم ماتریکس، کاملا با استفاده از استعاره های صهیونیستی آشکار است. در شماره های آینده باز هم در مورد طرز فکر ضداسلام هالیوودی برایتان خواهیم نوشت.

آنها پنج سال قبل از حادثه ۱۱ سپتامبر فیلم آن را ساخته بودند و مردم دنیا آن فیلم را به خوبی به یاد دارند، زمانی که برج های دوقلو بر اثر برخورد هواپیما منفجر شد تا سیاسیون آن را به گردن مسلمانان بیندازند، آن فیلم برای مردم آمریکا تداعی شد آنها با ساختن فیلم هایی که به بشقاب پرنده ها می پردازند به دنبال تغییر افکار عمومی مردم دنیا می باشند تا اگر جایی بشقاب پرنده دیدند، با خود بگویند که این شی ها از فضا و سیاره های دیگر آمده است و به سوی آن حمله نکنند تا این ابزار جاسوسی به راحتی به کار خود ادامه دهند.

 

 

 

چهارشنبه 3/9/1389 - 15:25 - 0 تشکر 253927

ترکیب دین و سینما در هالیوود!

با اشاره به تحقیقات یک پایگاه اینترنتی تحت عنوان راهنمای فیلم "MOVIEGUIDE" فیلم‌هایی که جهان بینی قوی دینی را در محتوا و پیام خود مدنظر دارند بسیاری بیش از فیلم‌هایی که اشاعه کننده بی بند و باری و به کارگیری زبان نامناسب بوده در گیشه موفق است.
تحلیلگران اعتقاد دارند که ارائه فیلمی با جهان بینی دینی نه تنها هدف پیروان ادیان است بلکه هدف هر فردی است که اعتقاد دارد فیلمهای امروز بیش از حد با مسائل خشن و غیر اخلاقی در ارتباط هستند.

کوین مک کالوو مدیر مدارس دینی جوانان و کودکان وستمینستر به عنوان یک کلیسای پروتستان مشایخی گفت : برخی کلیساها و برخی فیلمها به سختی می توانند صدای خود را به گوش مردم برسانند درحالی که باید چنین وضعیتی تغییر کند. فیلمها باید به مردم مفاهیم مورد نظر دین را بیاموزند. زینا دل استفان فیلمنامه نویس، کارگردان و تهیه کننده و کارشناس تولید فیلمهای دینی نیز در این زمینه اظهار داشت تلاش می کند به دانشجویان خود بیاموزد همه ما توانایی انجام کارهای بسیاری داریم اما باید از انجام بسیاری از آنها پرهیز کرده و به دنبال تقوی و رستگاری باشیم.

سینمای امروز غرب به شدت در پی کم کردن فاصله بین دین و سرگرمی است و در این راستا به کرات با انتقادات بسیاری رو به رو شده است چرا که زمانی که صنعت سینما با دین آمیخته شده و نتیجه آن به کمدی دینی تبدیل شود ممکن است به انتقادات شدید الحن و تقویت و تحکیم دیوار حائل میان دین و فیلم منتهی شود. نمونه بارز این امر فیلم " بروس قدرتمند" و دنباله آن " ایوان قدرتمند" است که به رغم تلاش تهیه کنندگان برای ساخت فیلم دینی براساس فرمول تازه هالیوودی در جهت جلب مخاطب به گیشه با انتقادات رهبران دینی رو به رو شد. بی تردید تهیه کنندگان این فیلم قصد داشتند سیل عظیم مخاطبان " مصائب مسیح" را راهی گیشه های " ایوان قدرتمند" کنند.

مشکل سیستماتیکی که بسیاری استودیوهای بزرگ هالیوود از آموختن درس آن از فیلم "مصائب مسیح" سرباز زدند این بود که فیلم باید 6 تا 9 ماه پیش از اکران برای رهبران دینی جوامع مختلف به نمایش در آید تا علاوه بر حمایت آنها از مضمنون فیلم می تواند از انتقادات شدید آتی نیز جلوگیری کند.

پس از موفقیت "مصائب مسیح" و نارنیا" تهیه کنندگان فیلمهای هالیوودی به این نتیجه رسیدند که شرکت کنندگان در مراسم دینی از جمله اقشاری هستند که به تماشای فیلم نیز می روند، اما حقیقت اینجاست که آنها پیام صحیح دین را در بسیاری از موارد از یاد برده اند.

هالیوود پیش از ساخت مصائب مسیح نیز به دین روی کرده بود. نگاهی به فیلم "ردا" ، "ده فرمان" و "بن هور" می تواند نمونه های مناسبی باشد اما در اواسط دهه 60 فیلمهای دینی جای خود را به فیلمهای موزیکال داده و ساخت آن محدود تر شد.

اکنون تهیه کنندگان بار دیگر به عرصه ترکیب دین و سینما پای گذاشته اند و با این استراتژی قصد دارند از فیلمهای دینی به دوره های فروش سه ساله در گیشه دست یافته و مؤمنان ادیان را به مخاطبان دائمی هالیوود تبدیل کنند.

در نهایت با اشاره به تحقیقات یک پایگاه اینترنتی تحت عنوان راهنمای فیلم " MOVIEGUIDE" فیلمهایی که جهان بینی قوی دینی را در محتوا و پیام خود مدنظر دارند بسیاری بیش از فیلمهایی که اشاعه کننده بی بند و باری و به کارگیری زبان نامناسب بوده در گیشه موفق است. در حقیقت فیلمهای دینی دو تا هفت برابر و حتی 3 تا 5 برابر فیلمهای غیر اخلاقی درآمد دارد.
این نتایج پس از تحلیل 2 هزار و 400 فیلم طی سالهای 1998 و 2006 به دست آمده است .

برای نمونه در سال 2006 فیلمهایی چون بازگشت سوپر من، داستان تولد، راکی بالبوا، به فروشی میانگین 39 میلیون دلار دست یافت اما فیلمهایی چون اره 3، خوابگاه و مردگان با درآمدهای 9، 16 و 23 میلیونی رو به رو بودند.

براساس این تحقیق طی 9 سال گذشته کمترین درآمد فیلمهای دینی بین 30 تا 106 میلیون دلار بوده است، درحالی که درآمد فیلمهای غیر اخلاقی که بی بند و باری را به صورت واضح اشاعه می کنند بین 6 تا 27 میلیون دلار تخمین زده شده است.

بنابراین می توان نتیجه گرفت که بیشتر مخاطبان سینما که 142 میلیون نفر در ایالات متحده محسوب می شوند در مراسم و آداب دینی جامعه خود شرکت می کنند و به فیلمهای دینی با پیام صحیح و غیر تحریف شده علاقه نشان می دهند.

 

 

 

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.