• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
سينما و تلویزیون (بازدید: 319)
سه شنبه 2/9/1389 - 15:23 -0 تشکر 253350
ترجیح می دم احمق فرض نشم !

 

مهراوه شریفی نیا درباره نقش شیوا در سریال قلب یخی چنین می گویدكه بسیار احساسی است، مثل خودم. با شیوا زندگی كردم، لذتی كه از نقش شیوا بردم برایم در دوره بازیگری بی سابقه بوده و شاید فقط در روز حسرت چنین حسی را داشتم.» اینها جملاتی بود كه مهرآوه شریفی نیا صحبت اش را در پشت صحنه «قلب یخی» با آن آغاز كرد. با هیجان از درگیری ذهنی اش با نقش شیوا برای مان می گفت و از اینكه در فصل اول بازی اش به پایان می رسد و باید با شیوا، برای مدتی خداحافظی كند، ناراحت بود. مهرآوه برای هر چه بهتر درآوردن این نقش زحمت بسیاری كشیده، آنقدر كه حتی از تفریحات خود گذشته اما الان خوشحال است كه شیوا جای خود را در دل بینندگانی كه عادت به دیدن سریال های شبكه خانگی ندارند، باز كرده و توانسته آنها را درگیر قصه خود كند. حالا او آنقدر به شیوا نزدیك شده كه شاید برای ما هم به دلیل این شباهت سخت باشد بدانیم مهرآوه شیواست یا شیوا، مهرآوه.

 

* سریال فرار از زندان رو دیدی؟

 

نه.

 

* این رو قبول داری كه ساختار سریال شبیه ساختار سریال های آمریكائیه دیگه؟

 

بله و به نظرم این بزرگ ترین حسن این سریاله.

 

* با تمام این اوصاف چیزی كه در قلب یخی جلب توجه می كنه مشخص نبودن ژانر قصه است. البته من به عنوان یك مخاطب قلب یخی رو دوست دارم و دنبال می كنم ولی معلوم نیست این قصه جنائیه، اجتماعیه، عاطفیه...

 

خب این چه اشكالی داره؟

 

* این یك مقدار آشفتگی ایجاد می كنه.

 

به نظر من نبود یك ژانر مشخص آشفتگی ایجاد نمی كنه. اصلا مهم نیست كه ژانر قصه چیه. مهم اینكه كه تو بتونی یكسری قصه كه هم از لحاظ موضوع و هم از لحاظ پرداخت با هم متفاوت هستند رو به هم مرتبط كنی طوری كه بیننده هم كاراكترها رو خوب و كامل بشناسه، هم درگیر خط اصلی قصه بشه و هم بتونه ربط بین داستان های موازی رو كشف كنه. نكته این سریال اینه كه مخاطب رو بسیار باهوش فرض كرده و از بیننده می خواد تا با درایت قصه ها رو دنبال كنه و خودش به یكسری نتایج برسه.

در قسمت ۷ و ۸ ارتباط این قصه ها با هم معلوم می شه. من تلفیق ژانر جنایی با ملودرام یا اجتماعی رو دوست دارم و به نظرم تشتت ایجاد نمی كنه. اگر ساختار درست باشه خیلی هم جذابه. سلیقه شخصی من هم اینه كه ترجیح می دم احمق فرض نشم و یك قصه كشدار بی هیجان كه كاملا قابل حدس زدنه رو نبینم. من واقعا چارچوب كلی قلب یخی رو از نظر نوشته دوست دارم و فكر می كنم با نوع ساخت آقای لطیفی، در هم تنیده شدن قصه ها خوب در اومده باشه. ولی خب هر كسی هم از من بپرسه كارتون در چه سبكیه من نمی دونم چی بگم چون تا یك قسمتی جنائیه و بعد اجتماعی می شه و به مسایل مربوط به گروه های زیرزمینی و فراماسونری می پردازه. در واقع بحث اصلی قصه همینه. بحث گروه های زیرزمینی و تاثیرشون بر جامعه و ناخودآگاه مردم، بحث فریب دخترها به وسیله مد و شهرت و این جور چیزهاست. حالا در كنارش چاشنی عشق هم هست. جنایت هم رخ می ده.

به هر حال از نظر من مشخص نبودن ژانر، نقطه ضعف نیست. اگر قصه ای درست پرداخت شده باشه و بیننده رو دنبال خودش بكشونه و با خودش درگیر كنه حتما از چارچوب محكمی برخورداره. البته اینها همه نظر شخصیه منه. در مورد قصه آقای عنقا باید پاسخ بدن كه قطعا توضیحات جامع و كاملی دارند.

 

*اصلا شیوا چه جذابیتی داشت و كلا قلب یخی؟

 

شیوا یكی از بهترین نقش هائیه كه من تا امروز بازی كردم. یك دختر وكیل تازه كار كه بسیار بی تجربه و خام است. این موضوع خودش به تنهایی برای من خیلی جذاب بود. یك وكیل به خاطر شغلش دیالوگ های خوبی داره و در موقعیت های خاصی قرار می گیره. مثل ارتباط با یك قاتل كه بعدا منجر به عشق می شه. همه این شرایط به نظرم برای یك بازیگر خیلی ویژه و دوست داشتنی بود. من با خواندن ۳ قسمت اول این سریال، نقش شیوا رو پذیرفتم. حتی به جرأت می تونم بگم با خواندن سكانس اول جذب شیوا شدم. یك دختر جسور، كنجكاو، اهل ریسك، خام و بی تجربه، سمج، پر از هیجان و .. برای من جای كار زیادی داشت. من از لحظه لحظه بودن به جای شیوا، لذت بردم.

جدای از همه این حرف ها كار كردن با آقای لطیفی اتفاق بسیار جذابی بود. من همیشه به خاطر تعریف هایی كه از بازیگران دیگر در مورد آقای لطیفی شنیده بودم، دلم می خواست در یكی از كارهاشون بازی كنم كه خوشبختانه این اتفاق افتاد.

 

* تو می گی فقط ۳ قسمت اول فیلمنامه رو خوندی و قبول كردی، در حالی كه این نقش در قسمت های اول خیلی پرهیجان و پرتحرك بود و كلا در همه چیزش نوعی اغراق وجود داشت. چه چیزی در كاراكتر شیوا تو رو جذب كرد؟

 

اغراق اگر در بازی بوده كه ایراد من می شه. البته نمی دونم منظورت كجاست ولی هیجان زدگی و شیطنت شیوا عامدانه بوده، قرار هم نبود كه اغراق بشه، اگر شده من معذرت می خوام و متاسفم. ولی در مورد نقش همونطور كه اشاره كردم كلا قرار گرفتن در موقعیت یك وكیل برای من خیلی جذابه چون فعاله، همش در حال انجام كاره و در هیچ سكانسی ساكن نیست. منفعل نیست. این موضوع از همون قسمت اول مشخص بود. بعد هم متن اینقدر قوی و پرقصه بود كه واقعا من رو به خودش جذب كرد. خیلی دلم می خواست به عنوان یك خواننده بدونم ادامه جریان چی می شه.

 

* خب همین نداشتن متن برات مشكل ایجاد نمی كرد، سر صحنه مثلا با آقای لطیفی یا آقای عنقا؟

 

چرا، خیلی. آقای عنقا واقعا داشت از دست من دیوانه می شد. راستش كار برای من زیادی جدیه یعنی واقعا برام مهمه كه سرنوشت شیوا چه سیری رو طی می كنه. بعضی روزا به دلیل پاره ای از مشكلات آقای عنقا مجبور می شد سكانس هایی رو به ما بده كه مربوط به دو قسمت بعد بودن. یعنی با اینكه هنوز قسمت ۴ رو نخونده بودیم یك سكانس از قسمت ۵ رو باید بازی می كردیم. این اتفاق خیلی بد بود. من هیچ جور حاضر نبودم زیر بار چنین چیزی برم چون برام مهم بود كه بدونم برای شیوا در قسمت ۴ چه اتفاقی می افته كه به چنین جایی می رسه. هر دفعه هم نتیجه اش این می شد كه آقای عنقا می اومد سر صحنه و كل جریانات رو برای من توضیح می داد و بعد از كلی بحث و جدل و تاخیر، صحنه ها گرفته می شد. این اواخر دیگه تا سكانس جدید می اومد كه مربوط به چند قسمت بعد بود خود آقای عنقا قبل از من می گفت: «مهراوه خودم میام برات توضیح می دم. خودم می دونم. بیخود با اون قیافه مستاصل نیا اینجا. خودم میام همه چیز رو روشن می كنم برات.» بعضی وقت هام به شوخی (احتمالا) می گه: «در اولین فرصتی كه بشه این شیوا رو می كشم كه از شر این همه سوال مهراوه خلاص بشم.» خلاصه كه برای زنده موندن شیوا باید دعا كنم! جدای از شوخی سرنوشت شیوا خیلی برام مهمه. آقای عنقا و آقای لطیفی هم این رو می دونن و همیشه با صبر و حوصله به سوالات من پاسخ می دن و حرف های من رو می شنوند. در نهایت نتیجه اش مثبته.

آقای لطیفی بسیار صبورانه و نكته بین با بازیگرانشون برخورد می كنند. هیچ مساله ای برای آدم مبهم نمی مونه. در عین حال هم همیشه جوری بازیگر رو راهنمایی می كنند كه در جهت مسیر صحیح حركت نقش باشه. در كل همه دارند سعی می كنند كه بهترین كار ارائه بشه حالا اینكه چقدر موفق بوده رو شما باید قضاوت كنید.

منبع :پایگاه خبری ـ تحلیلی سینمای ما

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

                                     هرکجا هست خدايا به سلامت دارش

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.