• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 10564)
يکشنبه 23/8/1389 - 17:23 -0 تشکر 250862
تفسیر «سوره یوسف»

 

 

تفسیر نور

 

«سوره یوسف»

 

تألیف: حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ محسن قرائتى

 

سوره یوسف از سوره هاى مكّى و داراى یكصد و یازده آیه است. نام حضرت یوسف، 27 مرتبه در قرآن آمده، كه 25 مرتبه آن در همین سوره است. آیات این سوره به هم پیوسته و در چند بخش جذاب و فشرده، داستان زندگى یوسف را از كودكى تا رسیدن او به مقام خزانه دارى كشور مصر، عفت و پاكدامنى او، خنثى شدن توطئه هاى مختلف علیه او و جلوه هایى از قدرت الهى را مطرح مىكند.داستان حضرت یوسف فقط در همین سوره از قرآن آمده، در حالیكه داستان پیامبران دیگر در سوره هاى متعدد نقل شده است.(1)داستان حضرت یوسف در تورات، سِفر پیدایش از فصل 37 تا 50 نیز نقل شده است، امّا در مقایسه با آنچه در قرآن آمده، به خوبى اصالت قرآن و تحریف تورات معلوم مىگردد.در میان آثار ادبى نیز داستان یوسف و زلیخا، براى خود جایگاهى برگزیده است كه از آن جمله مىتوان منظومه یوسف و زلیخا، از نظامى گنجوى و یوسف و زلیخا منسوب به فردوسى را نام برد.قرآن در داستان یوسف علیه السلام بیشتر به شخصیت خود او در گذر از كوران حوادث مىپردازد، در حالیكه در داستان پیامبران دیگر، بیشتر به سرنوشت مخالفان و لجاجت و هلاكت آنان اشاره نموده است.در برخى از روایات آموزش سوره یوسف به زنان و دختران نهى شده است، ولى به نظر برخى صاحب نظران این روایات اسناد قابل اعتمادى ندارند.(2) و از طرفى آنچه استناد این نهى است طرح عشق از سوى زلیخا همسر عزیز مصر است كه با بیان قرآنى، نقطه منفى در آن وجود ندارد.

 

به امید ظهوراقا

شنبه 20/9/1389 - 17:57 - 0 تشکر 260898



بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحِیِمْ
1 - الَّر تِلْكَ ءَایَتُ الْكِتَبِ الْمُبِینِ
ترجمه:
الف لام را. آن است آیات كتاب روشنگر.
2- إِنَّآ اءَنْزَلْنَهُ قُرْءَناً عَرَبِیّاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
ترجمه:
همانا ما آن را قرآنى عربى نازل كردیم، باشد كه بیاندیشید.
نكته ها:
* قرآن به هر زبانى كه نازل مىشد، دیگران باید با آن زبان آشنا مىشدند. امّا نزول قرآن به زبان عربى داراى مزایایى است، از جمله:
الف: زبان عربى داراى چنان گستردگى لغات و استوارى قواعد دستورى است كه در زبان هاى دیگر یافت نمى شود.
ب: طبق روایات زبان اهل بهشت، عربى است.
ج: مردم منطقه اى كه قرآن در آن نازل شد، عرب زبان بودند و امكان نداشت كه كتابِ آسمانى آنها به زبان دیگرى باشد.
* خداوند در مورد نحوه ى فرستادنِ قرآن تعبیر به نزول نموده است، همچنانكه در مورد باران نیز نزول استفاده شده است. بین قرآن و باران، مشابهت هایى است كه ذكر مىكنیم:
الف: هر دو از آسمان نازل مىشوند.انزلنا(3)
ب: هر دو طاهر و مطهرند.لیطهركم (4)، یزكیهم (5)
ج: هر دو وسیله حیاتند. دعاكم لِما یحیكم (6)، لنحیى به بلدة میتا(7)
د: هر دو مبارك و مایه بركت اند. مباركاً(8)
ه‍: قرآن چون باران، قطره قطره و آیه آیه نازل شده است.(نزول تدریجى قرآن)
* شاید تاءكید بر عربى بودن قرآن، ردّ كسانى باشد كه مىگفتند: قرآن را فردى عجمى به پیامبر آموخته است.(9)
پیام ها:
1- قرآن كه خود معجزه و انواع معجزات علمى، عینى و تاریخى در آن آمده، از همین الفباى عادى است كه در گفتگوى شما بكار مىرود.الَّر
2- قرآن داراى مقامى بس والا است.تلك
3- قرآن تنها كتابى براى تلاوت، تبّرك و حفظ نیست، بلكه وسیله ى تعقل و رشد بشر است. لعلّكم تعقلون
4- قرآن، عربى است و ترجمه آن به زبان هاى دیگر نمى تواند جایگزین آن در نماز شود. قراناً عربیاً
5- نزول قرآن به زبان عربى از یك سو و فرمان تدّبر در آن از سوى دیگر، نشانه ى آن است كه همه ى مسلمانان لازم است با زبان عربى آشنا شوند. قرآناً عربیاً

به امید ظهوراقا

شنبه 20/9/1389 - 17:59 - 0 تشکر 260899



3 - نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْكَ اءَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَآ اءَوْحَیْنَآ إِلَیْكَ هَذَاالْقُرْءَانَ وَ إِن كُنتَ مِنقَبْلِهِ لَمِنَ الْغَفِلِینَ
ترجمه:
ما با این قرآن كه به تو وحى كردیم بهترین داستان را بر تو بازگومى كنیم، در حالى كه تو پیش از آن، از بى خبران بودى.
نكته ها:
* كلمه قصص هم به معناى داستان و هم به معناى نقل داستان است.
* قصّه و داستان در تربیت انسان سهم بسزایى دارد. زیرا داستان، تجسم عینى زندگى یك اُمت و تجربه عملى یك ملّت است. تاریخ آئینه ى ملّت هاست و هر چه با تاریخ و سرگذشت پیشینیان آشنا باشیم، گویا به اندازه عمر آن مردم زندگى كرده ایم. حضرت على علیه السلام در نامه سى ویكم نهج البلاغه خطاب به فرزندش امام حسن علیه السلام جمله اى دارند به این مضمون كه فرزندم؛ من در سرگذشت گذشتگان چنان مطالعه كرده ام و به آنها آگاهم، كه گویا با آنان زیسته ام و به اندازه ى آنها عمر كرده ام.
شاید یكى از دلایل اثرگذارى قصّه و داستان بر روى انسان، تمایل قلبى او به داستان باشد. معمولاً كتاب هاى تاریخى و آثار داستانى در طول تاریخ فرهنگ بشرى رونق خاصى داشته و قابل فهم و درك براى اكثر مردم بوده است، در حالى كه مباحث استدلالى و عقلانى را گروه اندكى پیگیرى مىكرده اند.
* قرآن، داستان حضرت یوسف را به عنوان احسن القصص نام مىبرد. ولى در روایات به كل قرآن احسن القصص اطلاق شده است و البته منافاتى ندارد كه در میان تمام كتب آسمانى، تمام قرآن احسن القصص باشد و در میان سوره هاى قرآن، این سوره احسن القصص باشد.(10)

به امید ظهوراقا

شنبه 20/9/1389 - 18:0 - 0 تشکر 260900



* تفاوت داستان هاى قرآن با سایر داستان ها:
1- قصّه گو خداوند است. نحن نقص
2- هدفدار است. نقص علیك من ابناء الرّسل ما نثبت به فؤادك (11)
3- حق است نه خیال. نقصّ علیك نباءهم بالحق (12)
4- بر اساس علم است نه گمان. فلنقصنّ علیهم بعلمٍ(13)
5- وسیله تفكر است نه تخدیر. فاقصص القصص لعلهم یتفكّرون (14)
6- وسیله عبرت است نه تفریح وسرگرمى. لقد كان فى قصصهم عبرة (15)
* داستان حضرت یوسف احسن القصص است، زیرا:
1- معتبرترین داستان هاست. بما اوحینا
2- در این داستان، جهاد با نفس كه بزرگترین جهاد است، مطرح مىشود.
3- قهرمان داستان، نوجوانى است كه تمام كمالات انسانى را در خود دارد. (صبر و ایمان، تقوى، عفاف، امانت، حكمت، عفو و احسان)
4- تمام چهره هاى داستان خوش عاقبت مىشوند. مثلا یوسف به حكومت مىرسد، برادران توبه مىكنند، پدر بینایى خود را بدست مىآورد، كشور قحطى زده نجات مىیابد و دلتنگى ها و حسادت ها به وصال و محبت تبدیل مىشود.
5- در این داستان مجموعه اى از اضداد در كنار هم طرح شده اند: فراق و وصال، غم و شادى، قحطى و پرمحصولى، وفادارى و جفاكارى، مالك و مملوك، چاه و كاخ، فقر و غنا، بردگى و سلطنت، كورى و بینایى، پاكدامنى و اتهام ناروا بستن.
* نه فقط داستان هاى الهى، بلكه تمام كارهاى خداوند اَحسن است زیرا:
بهترین آفریدگار است. احسن الخالقین (16)
بهترین كتاب را دارد. انزل احسن الحدیث (17)
بهترین صورت گر است. فاحسن صوركم (18)
بهترین دین را دارد. و من احسن دیناً ممّن اسلم وجهه لله (19)
بهترین پاداش را مىدهد. لیجزیهم اللّه احسن ما عملوا(20)
و در برابر آن بهترین ها، خداوند بهترین عمل را از انسان خواسته است. لیبلوكم ایّكم احسن عملاً(21)

به امید ظهوراقا

شنبه 20/9/1389 - 18:0 - 0 تشکر 260901



* غفلت در قرآن به سه معنى مطرح شده است:
الف: غفلت بد، نظیر آیه ى انّ كثیراً من الناس عن آیاتنا لغافلون (22) همانا بسیارى مردم از آیات ما به شدت غافلند.
ب: غفلت خوب، نظیر آیه ى الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فى الدنیا و الا خرة (23) كسانى كه بر زنان پاكدامن و بى خبر از فحشا تهمت زنا مىزنند در دنیا و آخرت لعنت شده اند.
ج: غفلتِ طبیعى به معناى بى اطلاعى، نظیر همین آیه ى مورد بحث و ان كنت من قبله لمن الغافلین
پیام ها:
1- در داستان هاى قرآن، قصّه گو خداوند است. نحن نقصّ
2- براى الگو دادن به دیگران، بهترین ها را انتخاب ومعرفى كنیم.احسن...
3- قرآن احسن الحدیث وسوره ى یوسف احسن القصص است. احسن القصص
4- بهترین داستان، آن است كه بر اساس وحى باشد. احسن القصص بمااوحینا
5- قرآن بازگوكننده ى داستان ها، با بهترین وزیباترین بیان است. احسن القصص
6- پیامبر امّى قبل از نزول وحى نسبت به تاریخِ گذشته، بى خبر و ناآشنا بود....لمن الغافلین

به امید ظهوراقا

شنبه 20/9/1389 - 18:1 - 0 تشکر 260902



4- إِذْ قَالَ یُوسُفُ لابِیهِ یاءَبَتِ إِنِّى رَاءَیْتُ اءَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَالشَّمْسَ وَ الْقَمَرَرَاءَیْتُهُمْ لِى سَجِدِینَ
ترجمه:
آنگاه كه یوسف به پدر خویش گفت: اى پدر همانا من (در خواب) یازده ستاره با خورشید و ماه دیدم، آنها را در برابر خود سجده كنان دیدم.
نكته ها:
* داستان حضرت یوسف با رؤیا شروع مىشود. به گفته علامه ى طباطبایى در تفسیرالمیزان، داستان یوسف با خوابى شروع مىشود كه او را بشارت مىدهد و نسبت به آینده روشن وامیدوار مىسازد، تا او را در مسیر تربیت الهى صابر و بردبار گرداند.
* یوسف، یازدهمین فرزند حضرت یعقوب است كه بعد از بنیامین متولد شده است. به جز بنیامین، دیگر برادران او از مادر جدا بوده اند. حضرت یعقوب نیز فرزند حضرت اسحاق و او فرزند حضرت ابراهیم است.(24)
* خواب اولیاى الهى، متفاوت است؛ گاهى نیازمند تعبیر است، مثل خوابِ حضرت یوسف و گاهى به تعبیر نیاز ندارد، بلكه عین واقع است. مانند خواب حضرت ابراهیم كه ماءمور مىشود تا اسماعیل را ذبح كند.
* سخنى درباره ى رؤیا و خواب دیدن
پیامبر اكرم صلّى الله علیه وآله مىفرماید: الرؤیا ثلاثة: بشرى من اللّه، تحزین من الشیطان، والذى یحدث به الانسان نفسه فیراه فى منامه (25) یعنى خواب بر سه قسم است: یا بشارتى از سوى خداوند است، یا غم و اندوهى از طرف شیطان است و یا مشكلات روزمره انسان است كه در خواب آنرا مىبیند.
برخى از دانشمندان و روان شناسان، خواب دیدن را در اثر ناكامى ها و شكست ها دانسته اند و به ضرب المثلى قدیمى استشهاد كرده اند كه: شتر در خواب بیند پنبه دانه و برخى دیگر خواب را تلقینِ ترس گرفته اند، بر اساس ضرب المثلى كه مىگوید: دور از شتر بخواب تا خواب آشفته نبینى و بعضى دیگر خواب را جلوه غرائز واپس زده دانسته اند. امّا علیرغم تفاوت هایى كه در خواب ها و رؤیاها وجود دارد. كسى اصل خواب دیدن را انكار نكرده است و البته باید به این نكته توجه داشت كه همه خواب ها با یك تحلیل، قابل بررسى نیستند.

به امید ظهوراقا

شنبه 20/9/1389 - 18:1 - 0 تشکر 260903


* مرحوم علامه در تفسیر المیزان (26) مىگوید: سه عالم وجود دارد؛ عالم طبیعت، عالم مثال، عالم عقل. روح انسان به خاطر تجردّى كه دارد، در خواب با آن دو عالم ارتباط پیدا مىكند و به میزان استعداد و امكان، حقایقى را درك مىكند. اگر روح كامل باشد، در فضاى صاف حقایق را درك مىكند. و اگر در كمال به آخرین درجه نرسیده باشد، حقایق را در قالب هاى دیگر مىیابد. همانطور كه در بیدارى، شجاعت را در شیر و حیله را در روباه و بلندى را در كوه مىبینیم، در خواب، علم را در قالب نور، ازدواج را در قالب لباس و جهل و نادانى را به صورت تاریكى مشاهده مىكنیم. ما نتیجه ى بحث را با ذكر مثال هایى بیان مىكنیم؛ كسانى كه خواب مىبینند چند دسته اند:
دسته اول، كسانى كه روح كامل و مجردى دارند و بعد از خواب رفتنِ حواس، با عالم عقل مرتبط شده و حقایقى را صاف و روشن از دنیاى دیگر دریافت مىكنند. (نظیر تلویزیون هاى سالم با آنتن هاى مخصوص جهت دار كه بر فراز قلّه ها و بلندیها امواج ماهواره اى را از نقاط دور دست مىگیرد.) اینگونه خوابها كه دریافت مستقیم و صاف است نیازى به تعبیر ندارد.
دسته دوّم، خواب كسانى است كه داراى روح متوسط هستند كه در عالم رؤیا حقایق را ناصاف و همراه با برفك و تشبیه و تخیّل دریافت مىكنند (كه باید مفسّرى در كنار دستگاه گیرنده ماجراى فیلم را به دور از برفك ها توضیح دهد و به عبارتى، عالمى آن خواب را تعبیر كند.)
دسته سوم، خواب كسانى است كه روح آنان به قدرى متلاطم و ناموزون است كه خواب آنها مفهومى ندارد. (چنانكه آشنایانِ با فیلم هم، از صحنه هاىِ مختلف و پربرفك تلویزیونى، چیزى سردرنمى آورند.) این نوع رؤیاها قابل تعبیر نیستند كه در قرآن به اضغاث احلام تعبیر شده است.

به امید ظهوراقا

شنبه 20/9/1389 - 18:2 - 0 تشکر 260904



در كتاب تعبیر خواب ابن سیرین آمده كه به او گفتند، در خواب شخصى مُهر بر دهان و فرج مردم مىزند، در جواب گفت، او مؤذن ماه رمضان خواهد بود كه با اذان دادن، خوردن و نكاح را ممنوع اعلام مىكند!
* قرآن در سوره هاى مختلف، از رؤیاهایى نام برده كه حقیقت آنها به وقوع پیوسته است. از جمله:
الف: رؤیاى یوسف علیه السلام درباره سجده ى یازده ستاره و ماه و خورشید بر او، كه تعبیر و تاءویل به قدرت رسیدن او و تواضع برادران و پدر و مادر به او گردید.
ب: رؤیاى دو یار زندانىِ یوسف كه بعداً یكى از آنها آزاد ودیگرى اعدام شد.
ج: رؤیاى پادشاه مصر درباره خوردن گاوِ لاغر، گاو چاق را كه تعبیر به قحطى و خشكسالى بعد از فراخ شد.
د: رؤیاى پیامبر اسلام صلّى الله علیه وآله درباره عدد اندك مشركان در جنگ بدر كه تعبیر به شكست مشركان شد.(27)
ه‍: رؤیاى پیامبر اسلام صلّى الله علیه وآله درباره ورود مسلمانان با سر تراشیده به مسجدالحرام، كه با فتح مكه و زیارت خانه خدا تعبیر شد(28)
و: رؤیاى مادر حضرت موسى كه نوزادش را در صندوق گذاشته و به آب بیاندازد. اوحینا الى امك ما یوحى ان اقذ فى التابوت (29) كه روایات بر این دلالت دارند كه مراد از وحى در این آیه، همان رؤیاست.
ز: رؤیاى حضرت ابراهیم در مورد ذبح فرزندش حضرت اسماعیل.(30)

به امید ظهوراقا

شنبه 20/9/1389 - 18:3 - 0 تشکر 260905



از قرآن كه بگذریم در زندگى خود افرادى را مىشناسیم كه در رؤیا از امورى مطلع شده اند كه دست انسان به صورت عادى به آن نمى رسد. سید قطب مىگوید: در امریكا خواب دیدم كه چشم فرزند خواهرم خونریزى كرده است، نامه اى به مصر نوشتم، جواب دریافت كردم كه درست است با اینكه خونریزى در ظاهر چشم نبوده است.
از آخوند ملاعلى همدانى كه از مراجع تقلید بود، نقل شده است كه مىگفت: یكى از علما پیامبر اكرم صلّى الله علیه وآله را در خواب دید كه به او فرمود: حال كه از ایران پیغام فرستاده اند امسال وجوهاتى به سامرا نمى رسد، نگران مباش در دولاب، صدتومان پول است آنرا بردار. وقتى از خواب بیدار شدم نماینده میرزاى شیرازى در خانه را زد و مرا نزد آقا احضار كرد. همین كه وارد شدم میرزا فرمود: در دولاب، صد تومان است در را باز كن و بردار. و به من فهماند كه موضوع خواب را اظهار مكن.
حاج شیخ ‌عباس قمى صاحب مفاتیح الجنان، به خواب فرزندش آمد وگفت: كتابى نزدم امانت بوده، آنرا به صاحبش برگردان تا من در برزخ راحت باشم. وقتى بیدار شد به سراغ كتاب رفت، با نشانه هایى كه پدر گفته بود، تطبیق داشت آنرا برداشت. وقتى مىخواست از خانه بیرون برود، كتاب از دستش افتاد و كمى ضربه دید. او كتاب را به صاحبش برگرداند و عذرخواهى كرد. ولى دوباره پدرش به خواب او آمد و گفت: چرا به او نگفتى كتاب تو ضربه دیده است تا اگر خواست تاوان بگیرد و یا اینكه با توجه به نقص كتاب، راضى شود!.
پیام ها:
1- پدر و مادر، بهترین مرجع براى حلّ مشكلات فرزندان هستند.یااَبت
2- والدین باید به خواب هاى فرزندانشان توجه كنند. یااَبت
3- گاهى رؤیا وخواب دیدن، یكى از راه هاى دریافت حقایق است. انى راءیت
4- در فرهنگِ خواب، اشیاء، نماد حقایق مىشوند. (مثلاً، خورشید نشان پدر و ماه تعبیر از مادر و ستارگان نشان برادران است) راءیت احد عشر كوكباً...
5- گاهى در نوجوان، استعدادى هست كه بزرگترها را به تواضع وامى دارد. ساجدین
6- خواب دیدن اولیاىِ خدا، دیدنِ واقعى است. راءیت
در این آیه راءیتُ تكرار شده است تا بگوید حتماً دیدم و گمان نشود ماجرا خیالى بوده است.
7- حضرت یوسف از ابتدا، تعبیر خواب نمى دانست و لذا براى تعبیر رؤیایش از پدرش استمداد كرد. یااَبت

به امید ظهوراقا

شنبه 20/9/1389 - 18:3 - 0 تشکر 260906



5 - قَالَ یَبُنَىَّ لاَ تَقْصُصْ رُءْیَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَیَكِیدُواْ لَكَ كَیْداً إِنَّ الْشَّیْطَنَ لِلاِْنْسَنِ عَدُوُّ مُّبِینٌ
ترجمه:
(یعقوب) گفت: اى پسر كوچكم خوابت را براى برادرانت بازگو مكن، كه برایت نقشه اى (خطرناك) مىكشند. زیرا شیطان، براى انسان دشمنى آشكار است.
نكته ها:
* یكى از اصول زندگى، رازدارى است. اگر مسلمانان به مفاد این آیه عمل مىكردند، این همه سرمایه و استعداد، كتب خطى، آثار علمى، هنرى و عتیقه هاى ما، در موزه كشورهاى خارجى جاى نمى گرفت و به اسم كارشناس، دیپلمات، جهانگرد از منابع و امكانات و منافع ما آگاه نمى شدند و در اثر سادگى یا خیانت، اسرارمان در اختیار كسانى كه دائماً در حال كید و مكر بر علیه ما هستند، قرار نمى گرفت.
* حضرت یوسف، خواب خود را دور از چشم برادران به پدر گفت. كه این خود نشانه ى تیزهوشى اوست.
پیام ها:
1- لازم است والدین، از روحیات فرزندانشان نسبت به هم آگاه باشند تا بتوانند اعمال مدیریت كامل نمایند. فَیَكیدُوا لَك كَیداً
2- در پیش بینى هاى صحیح نسبت به مسایل مهم، گاهى اظهار سوءظن و یا پرده برداشتن از خصلت ها مانعى ندارد. فَیَكیدوا لَك كَیدا
3- دانسته ها و اطلاعات، باید طبقه بندى شود و محرمانه و غیرمحرمانه از هم جدا گردد. لا تقصص
4- هر حرفى را به هر كسى نزنید. لا تقصص
5- زمینه هاى حسادت را شعله ور نكنید. لا تقصص...فیكیدوا
6- كید وحیله انسان، كار شیطانى است. فیكیدوا... انَّ الشَیْطان...
7- اگر گاهى رؤیا، قابل گفتن نیست، پس بسیارى از دیده ها در بیدارى، نباید بازگو شود. لا تقصص
8- در خانواده انبیا نیز، مسایل اخلاقى همچون حسد و حیله مطرح است.یا بنّى لا تقصص
9- شیطان با استفاده از زمینه هاى درونى ما بر ما سلطه مىیابد.
حسادت برادران، زمینه را براى بروز دشمنى شیطان نسبت به انسان فراهم ساخت. فیكیدوا... انّ الشیطان للانسان عدو مبین

به امید ظهوراقا

شنبه 20/9/1389 - 18:3 - 0 تشکر 260907



6 - وَكَذَلِكَ یَجْتَبِیكَ رَبُّكَ وَیُعَلِّمُكَ مِن تَاءْوِیلِ الاَْحَادِیثِ وَیُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْكَ وَعَلىَّ ءَالِیَعْقُوبَ كَمَآ اءَتَمَّهَا عَلَىَّ اءَبَوَیْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَهِیمَ وَ إِسْحَقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِیمٌ حَكِیمٌ
ترجمه:
و اینگونه پرودگارت تو را برمى گزیند و از تعبیر خواب ها (و سرانجام امور) به تو مىآموزد و نعمت خویش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام مىكند همانگونه كه پیش از این بر دو پدرت ابراهیم و اسحاق تمام كرد. همانا پرودگارت داناى حكیم است.
نكته ها:
* تاءویل خواب به معناى بیانِ باطن و نحوه ى تحقق خواب است. كلمه احادیث جمع حدیث به معناى نقل ماجراست. از آنجایى كه انسان رؤیاى خود را به این و آن نقل مىكند، به خواب نیز حدیث گفته اند. بنابراین تاءویل الاحادیث یعنى تعبیر خواب ها.
* حضرت یعقوب در این آیه، خواب فرزندش یوسف را براى او تعبیر مىكند و از آینده اش خبر مىدهد.
پیام ها:
1- اولیاى خدا از یك خواب، آینده افراد را مىبینند.یَجتبیك رَبُّك ویُعَلِّمك
2- پیامبران، برگزیدگان خداوند هستند. یَجْتبیك
3- انبیا، شاگردان بلاواسطه خداوند هستند. یعلمك
4- مقام نبوت و حكومت، سرآمد نعمت هاست. و یتّم نعمته
5- انتخاب انبیا، بر اساس علم و حكمت الهى است. یجتبیك... علیمٌ حكیمٌ
6- علم، اولین هدیه الهى به برگزیدگان خود است. یجتبیك ربّك و یُعلّمك
7- تعبیر خواب، از امورى است كه خداوند به انسان عطا مىكند. یُعلّمُك من تاءویل الاحادیث
8- علاوه بر لیاقت، اصل و نسب هم در گزینش افراد مهم است. یجتبیك... و ابویك من قبل
9- در فرهنگ قرآن، اجداد در حكم پدر هستند. اَبَویك مِن قبل ابراهیم واسحق

به امید ظهوراقا

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.