• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 842)
چهارشنبه 31/6/1389 - 18:24 -0 تشکر 233967
ادبیات آیین دفاع

 

                                      

 

 
شعر آیینی از حقیقتی که در ماورا هستی وجود دارد آغاز می شود. 

شعر آیینی از حقیقتی که درماورا هستی وجود دارد آغاز می شود. باتوجه به نکات فلسفی در شعر آیینی؛پس اشعارخیام نیز آیینی محسوب می شودو اگر بازتر فکر کنیم؛هر ادبیاتی آیینی است.یا اینکه ما اصلا ادبیات غیر آیینی نداریم.ادبیات آیینی ادبیاتی جدی محسوب می شود؛چون امری جدی در میان است.روی هم رفته همیشه ادبیات با نوآوری وسیلان همراه است.ایجاد فضاهای نو درقالبها وفرمهای بدیع و شناخت حوزه زبانی متفاوت در راستای عملکرد ادبیات است.

 

انتقال پیام ومعارف اصیل ازاین کانال انجام می پذیرد.ادبیات روی هم رفته مقوله ای انسانی است وتغییر وتحول درآن لازمه زبان است.اگرجنگ پیش نمی امد ما ادبیات دفاع مقدس نداشتیم.جنگ بستری برای بروز انسانیت بود.حتی کسانی که می توانستند در موضوعات دیگر عرض اندام کنند؛به سوی جنگ آمدند و درزمینه دفاع وفضای رزم توانایی خود را به نمایش گذاشتند.روی هم رفته ژانرهای مختلفی ازادبیات جنگ؛مختصاتی مانند گزارش نویسی را در ادبیات دفاع مقدس به وجود آورد و چیزی فراتر از خاطره نویسی و زندگی نامه نویسی تا اوایل دهه هفتاد نداشتیم.اما پس ازپایان قطعی جنگ وبازگشت آزادگان؛ما با یک منشور ادبی یا یک تکثیر حوادث روبرو شدیم که هرکسی را میتوانست راوی کند.این ادبیات سنگر است که حفظ شده بود.این قالب برتر است که این ادبیات آیینی را در میان گونی های ماسه کشانده بود.به معبر.به سربند سرخ وسبز.ومیرود تلاقی عناصر تکنیکی وادبیات جدید با عشق وآیین شهادت باشد.

در بحث ادبیات آیینی این بحث وجود دارد که کسی با اعتقاد می رود ومی نویسد ویا از او می نویسند وتاریخ از او تجلیل می کند.امروز تفاوت در این است که ادبیات آیینی در تلفیق خود به جنگ تحمیلی یک مشکل اساسی دارد.مشکل این است که این ادبیات هم عصر با ماست وبه سختی می پذیریم که ادبیات دفاع مقدس آخرین ادبیات آیینی این مرزو بوم است.تفاوتی بین ادبیات آیینی و ادبیات دفاع مقدس نیست.چرا که در هردو خلاقیت وجود دارد.نفی ستم پذیری وافتخار حسینی امری همگانی است.ادبیات آیینی ما در کربلا اموزش لازم را دیده است.تاثیر ادبیات عاشورا بر مردم این مرز و بوم یعنی زنده بودن یک نهضت وادامه آن.ادبیاتی که از عاشورا روزی خود را می گیرد هرگز

نمی میرد.مایا کوفسکی می گوید:شعر زاده یک سفارش اجتماعی است.پس وقتی یک سفارش تبدیل به اپیدمی می شود؛ما با یک مضمون بزرگ طرف هستیم وبه آن مقوله می پردازیم.خاصیت جنگ این بود که هنر پروری نمود.البته دور شدن از خود جنگ ضرباتی را به پیکر ادبیات دفاع مقدس زد.ابعاد عاطفی وخشن جنگ تحمیلی یک ادبیات از پیش تعیین شده وضد ونقیض برای ما نیست.

به طور مثال بسیاری از کتب شعر نشان دهنده دور شدن از فضای جنگ و ارزشهای انسانی آن دوران است.هرچند مانند مجموعه ازنخلستان تا خیابان علیرضا قزوه ازقوانین شعری به دور باشد اما صراحت وآزادی بیان دارند ومشروعیت خود را از دیدارهای جنگی می گیرند.

در ادبیات دفاع مقدس(که در پرانتز میتوانم به آن ادبیات آیین دفاع بگویم)دیدگاه رویایی وفانتزی وپلاستیک به کار نمی اید.بلکه حقیقتی بزرگ در ابتدا جلوه

می کند و جایی برای فکر باقی نمی گذارد.امام می فرماید:«امریکا شیطان بزرک است وحتی رییس جمهور امریکا در جستجوی خداست اما خود نمی داند«بله آیینی بودن جنگ هشت ساله در این است که در جبهه ها حق علیه باطل می جنگند وباطل را چیزی جز جلوه دیگر گون حق نمی دانند.

به خاطر تمام اعتقادات ایدئولوژیکی نام ان واقعه جنگ باقی نماند؛وادبیات دفاع از همین نقطه آغاز شد.به همین اعتبار ادبیاتی به نام ادبیات جنگ شکل گرفته بود و پس از جنگ ساختار آن به دفاع تغییر کرد.جنگ ودفاع دو کلمه قدرتمندند که ساختار زیرین خود را شکل می دهند و ایفای قدرت زبانی

می کنند.گواینکه المان تصویری وروانی که ما برای دفاع قایلیم برای جنگ قایل نیستیم.ادبیات به خودی خود امری اجتماعی وانسانی است.هرچند ادبیات جنگ یا دفاع باشد.در جنگ نیازها وکمبود ها پررنگ می شوند و ادبیات مخالفین نیز شکل می گیرد.طبعا جنگ یک حادثه اجتماعی است وامری خدادادی نیست.پس رزمنده ای که احتیاج به تشویق ومشروعیت برای تیر اندازی به سوی دشمن دارد . آن خانواده ای که سوگ دیده است ودلاورانی که باید تمجید شوند و جاویدالاثرهایی که برای خود ادبیات دردناکی را رقم می زنند؛هرکدام حوزه گفتار خود را دارند.این یعنی حوزه ادبیات پایداری.همیشه پایان جنگ رکود ادبیات را به دنبال می آورد.اما در ایران ما وقتی هنوز با این رکود مواجهه نشدیم یعنی نه تنها نجنگیدیم؛بلکه عملی مخالف انجام داده ایم.ما دفاع کرده ایم.

ما جنگهای بیشماری را در تاریخ این مرزو بوم می خوانیم ؛اما صرفا برای فتوحات؛ بسط قلمرو و کشور گشایی بوده اند.آنها ادبیات ماندگار پایداری را رقم نزده اند.سبکی از آنها نیز به جا نمانده وادبیات آن نوع جنگ در کلمه کشتگان جنگ پایان می پذیرد.این دقیقا رویدادی اجتماعی نیست وصاحب نظر؛شاه یا طبقه مسلط بوده است.دیگر کسی نمی آید حمله اشرف ومحمود افغان را به اصفهان در زمان سلطان حسین صفوی تبدیل به شعر کند.اصلا در این مورد کسی علاقه ای به شعر گویی ندارد .گذشته از اینها اثر وواژه تازه ای هم خلق نمی شود.در یک کلام به تاریخ صفویه رجوع می کنیم ومی بینیم که جنگ یکی از ذخایر مهم تاریخ صفویه بوده است.هرچند کنش پذیری وخرد جمعی و تاثیر گذاری اش در آن زمان قابل بررسی است.

پس دفاع مقدس سه ویژگی خاص دارداول اینکه صرفا به امر ودستور طبقه حاکم نبوده است و طیف اجتماع با تمام اجزا خود با آن در حال زندگی بوده است.ثانیا آنقدر به زمان حال وحاضر نزدیک است که نمی توانیم آیینی بودن آن را به سادگی بپذیریم.ثالثا ارتزاق خود را از فرهنگ عاشورا می گیرد.

اگر فرهنگ ما جنگ بود؛دفاع کردن ومظلومیت را به دشمن واگذار می کردیم. اما می بینیم اینطور نیست.به ادبیات دفاع مقدس که برگردیم ؛می بینیم در نوارها وفیلم های بایگانی فیلم هایی از آزادی خرمشهر وشکست حصر آبادان و... وجود دارد؛ که ما امروز بیشتر از آن نمی توانیم مطلبی به ادبیات پایداری اضافه نماییم.چرا که از یک سو شعرای نسل سوم فضای جنگ را درک نکرده اند،اما جنگ در بستر مجروحان شیمیایی ادامه دارد.از سویی دیگر ارادت قلبی،رحمت،عطوفت،مضامین ادبیات دفاع مقدس شده است و یاد وخاطره ای لطیف از خشونت ذاتی جنگ عجیب است وما را مبهوت می سازد.شاید به دلیل گذشت ایام است.به قول صائب تبریزی:هرچه رفت از عمر یاد آن به نیکی می کنند چهره امروز در ایینه فردا خوش است.

مخاطب امروز این ادبیات؛هنوز جنگ ومردم جنگ را از نزدیک حس می کندو ارتباط برقرار می نماید.کسانی که مدعی عدم هر نوع برقراری ارتباط با جنگ تحمیلی هستند در اقلیت دشمن قرار دارند.تنها اهل بیت ودفاع مقدس وآیین انتظار، شعر آیینی ما نیستند و حتی به قول بعضی ها شعر اعتراض هم می تواند شعرآیینی باشد.چرا که اهل بیت ودفاع مقدس در بستر اعتراض روییده اند.اما دیالکتیک اعتراض نباید جایگاه مقدس خود را با بدل خود تعویض نماید.وسعت اندیشه وگستردگی روحانی نباید فراموش شود.به قول هانری هاینه:آنجا که روح بزرگ تجلی کرد قتلگاه شد.

مطلب دیگر اینکه اگر بدانیم همه چیز در تولید خلاصه می شود،وبدانیم که ما می توانیم ادبیاتی را تولید کنیم که ارتباط ظاهری به ادبیات آیینی نداشته باشد،اما در باطن همان مضمون را یادآ ور باشد به بهترین وجه توانسته ایم هم گسترش ادبیات آیینی وحفاظت آنرا به عهده بگیریم وبه نشر آن بدون مشکل ترجمه برای صدور انقلاب به پیش برویم.ما در کشوری هستیم که زمان ما دراین دوره به پس وپیش انقلاب تقسیم نمی شود.ما به دوران تا جنگ وبعد از جنگ متعلقیم.ادبیات آیینی ؛آیین این کشور است.دقیقا در دوره ای هستیم که یا الشعرا تلامیذ الرحمن یا غیر آن.وقتی قالب های شعری وموسیقی آنها را بررسی

می کنیم(مثل وزن رباعی) می بینیم همه قوالب شعری نغمه آیینی دارند.داراب نامه وسمک عیارو امیرارسلان ومثنوی هایی که شاعران ساخته اند،نمی توانند در ادبیات آیینی امروز جایگاهی داشته باشند.چون هم مسایل ملی را رعایت نکرده اند وهم جامعه امروز ایران سهمی از آنها ندارد.

اساسا با نگاهی ظریف تر می بینیم همانطور که عاشورا حتی در ادبیات وضرب المثل اثرگذاشت.مثل شمر هم جلودارش نمی شود،جنگ توانسته این رفتار را با ادبیات ایران انجام دهد.ادبیات آیینی در سی سال اخیرپیشرفتهای بسیاری از دیدگاه فنی وهنری نموده است وتشکیل حوزه ادبیات پایداری را نموده است و یقینا ماندگار است .اما به درستی به آن پردازش نمی شود.ترمینولوژی عاشورا ودفاع مقدس وپایداری هنوز به نقطه تلاقی مشترک نرسیده است.

هرچند کم شدن نگاه ها باعث کم شدن ارزشها نیست.پیدا نمودن ارتباطات بیشتر حسی با دفاع مقدس که حقیقتا انسان را به سوی حقیقت سوق می دهد نیز در حیطه ادبیات آیینی است.ادبیات آیینی جنگ وسپس دفاع مقدس زیر نگاه باورهای اصیل تعریف شد وحماسه در ادبیات ما دارای تعریف رئالیستی شد.با انقلاب و به خصوص دفاع مقدس ،مفاهیم ارزشی مانند زنده شدن دین وسنتها از ابتدا تعریف شدند.

اما نگاه متفاوت جوان امروز،فقط می تواند با استفاده ازتکنیک هنری وادبی،به سوق دادن آن یاری برساند.واقعا اگر جنگ وآموزه های پیر جماران نبود؛کسانی چون علی معلم دامغانی؛حمید سبزواری،موسوی گرمارودی،طاهره صفارزاده،سید حسن حسینی،قیصر امین پور،احمد عزیزی،محمود شاهرخی وعباس براتی پورونصرالله مردانی درچه نوع ادبیاتی به سر می بردند؟اما از آنجا که همیشه مسافر کسی دیگر است وسفر نامه نویس شخصی دیگر،زیاد نمی توان توقع داشت.ما نباید به زور محفل ونشست وبزرگداشت این آتش را شعله ور سازیم.همیشه هنرمند در حین اتفاق هنری حضور ندارد.

امروز تنشهای سیاسی در نسل سوم،اثرات نامطلوب ایدئولوژیکی به جا گذاشته است.وتفسیرهای شخصی از دفاع مقدس ،مشخصا ادبیات آن را دچار زبانی شخصی تر خواهد کرد.فاصله دفاع مقدس از اجتماعی بودن آن(که زمانی درصدر جامعه بود)به اضافه تنزل به برداشت شخصی از آن،می رود که دفاع مقدس را دوباره تبدیل به جنگ تحمیلی در اذهان بنماید.وقتی همه چیز و همه کس سیاسی بشود؛ روح حقیقت در هیچ چیز نباشد.همه چیز به عنوان یک پدیده قابل نقد دیده می شود.

قضیه الهی بودن دفاع مقدس،در حد یک تنش اجتماعی پایین می آیدو تندیس آن در موزه افکار به جا می ماندو تاریخ باید به آن بپردازد وحتی تاریخ سازی از دست می رود.

همچنین تفکیک ادیبان جنگ که در ادبیات تئاتر وسینما وشعر وداستان دفاع مقدس پرچم دارند،با دیگرانی که می خواهند خالصانه وارد حیطه دفاع شوند،اثرات نامطلوبی به جا می گذارد.چرا که ما ایرانی هستیم ودارای ذایقه بهاری می باشیم.هدف نباید کنگره ها وجشن ها باشد.

در آن صورت ما باید به ادبیات کنگره ها بپردازیم وبه آیین جشنواره ها ودفاع از ایدئولوژی.

ادبیات آیینی ودفاع مقدس نباید فراموش شود نه حاشیه ها.ادبیات کودک ونوجوان نیز از این مقوله مستثنی نیست که به پردازش درستی نرسیده است وتنها در زمان هشت سال دفاع مقدس پربار تر خود را به منصه ظهور رسانید.اما اگر باز به تفاوتها برگردیم،بین دهه۶۰ و۷۰ تفاوتهایی هست که فضای ادبی را رقم می زند.رزمنده وجانباز دو نفر محسوب می شوند و آزاده واسیر دوشخص دیگر،حتی اگریک نفر باشند.آنکس که سال ۵۹ به امر پیر جماران رفته بود در سال ۶۹ با واژه امام راحل برخورد می کند.نگاهی که جدایی وفراق می بیند دیگر یک چشم شورانگیز نیست.و نوشتار آن نوعی دیگر می شود.مضامین جنگ وارد ادبیات دفاع می شوندو گویی ادبیات دفاع مقدس ،خودآیینی دیگر است.ایجاد واژگان ، فضا سازی،رئال جادویی در نهایت می روند ضمیر هفتم را بسازند.ضمیر جمع تر ، جامع تر.دیگر اینکه هنرمند امروزی فضای جنگ را تجربه نکرده است وتنها به دیده ها وشنیده ها اکتفا می کند.این قضیه بین طیف وسیعی از هنرمندان جنگ دیده و جنگ ندیده ایجاد جدایی می کند.سینما وشعر دفاع مقدس امروز در حالت دیگری قرار گرفته است و می توان حتی به راحتی فاصله از دفاع را در آن ادبیات مشاهده نمود.سالهای جنگ یعنی ادبیاتی خیلی دور از نسل امروزکه می توانیم آنرا فقط در لبنان وفلسطین وادبیات انها مشاهده کنیم.دغدغه های مربوط به جنگ را آنها امروز در جریان اند.به قول امام راحل :«دفاع مقدس میراث بزرگی است.»

این میراث در طیف ارتباط خود به عاشورا دلبستگی خاصی دارد که با همین تفاوت با تمام پایداری ها فرق دارد.چرا که زنده بودن آن بسته به عاشورا است.سخن آخر اینکه پس زمینه های اجتماعی پررنگ با موضوعاتی مدرن تر که جنک را ذره بینی تر در معرض دید همگان بگذارد ،لازمه ماست. این موضوع در گرو ارتباط بیشتر با فضای خانواده های بازماندگان شهدا و مفقودین وارتباط فرهنگی تر با آزادگان وجانبازان است.


مجتبی حدیدی
روزنامه کیهان ( www.kayhannews.ir )
ادبیات‌دفاع‌مقدس

 

من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم كه از تراكم اندیشه های پست تهی باشد                                                                مسعود خادمی                                        
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.