• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن اجتماعي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
اجتماعي (بازدید: 1287)
سه شنبه 18/10/1386 - 11:54 -0 تشکر 22944
همسران

روزی ، روزگاری پادشاهی 4 همسر داشت. ...

او عاشق و شیفته همسر چهارمش بود. با دقت و ظرافت خاصی با او رفتار می کرد و او را با جامه های گران قیمت و فاخر می آراست و به او از بهترین ها هدیه میکرد. همسر سومش را نیز بسیار دوست می داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسایه فخر فروشی می کرد. اما همیشه می ترسید که مبادا او را ترک کند و نزد دیگری رود. همسر دومش زنی قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه که این پادشاه با مشکلی مواجه می شد، فقط به او اعتماد می کرد و او نیز همسرش را در این مورد کمک می کرد. همسر اول پادشاه، شریکی وفادار و صادق بود که سهم بزرگی در حفظ و نگهداری ثروت و حکومت همسرش داشت. او پادشاه را از صمیم قلب دوست می داشت، اما پادشاه به ندرت متوجه این موضوع می شد .
روزی پادشاه احساس بیماری کرد و خیلی زود دریافت که فرصت زیادی ندارد. او به زندگی پر تجملش می اندیشید و در عجب بود و با خود میگفت " من 4 همسر دارم ، اما الان که در حال مرگ هستم ، تنها مانده ام ."
بنابراین به همسر چهارمش رجوع کرد و به او گفت" من از همه بیشتر عاشق تو بوده ام. تو را صاحب لباسهای فاخر کرده ام و بیشترین توجه من نسبت به تو بوده است. اکنون من در حال مرگ هستم، آیا با من همراه میشوی؟ " او جواب داد "به هیچ وجه !" و در حالی که چیز دیگری میگفت از کنار او گذشت. جوابش همچون کاردی در قلب پادشاه فرو رفت. پادشاه غمگین، از همسر سوم سئوال کرد و به او گفت "در تمام طول زندگی به تو عشق ورزیده ام، اما حالا در حال مرگ هستم. آیا تو با من همراه میشوی؟" او جواب داد " نه، زندگی خیلی خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم کرد ." قلب پادشاه فرو ریخت و بدنش سرد شد. بعد به سوی همسر دومش رفت و گفت " من همیشه برای کمک نزد تو می آمدم و تو همیشه کنارم بودی. اکنون در حال مرگ هستم. آیا تو همراه من می آیی؟ او گفت " متأ سفم! در این مورد نمیتوانم کمکی به تو بکنم، حداکثر کاری که بتوانم انجام دهم این است که تا سر مزار همراهت بیایم ". جواب او همچون گلوله هایی از آتش پادشاه را ویران کرد. ناگهان صدایی او را خواند، "من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقی نمی کند به کجا روی، با تو می آیم ." پادشاه نگاهی انداخت، همسر اولش بود ! او به علت عدم توجه پادشاه و سوءتغذیه، بسیار نحیف شده بود. پادشاه با اندوهی فراوان گفت: ای کاش زمانی که فرصت بود به تو بیشتر توجه می کردم .
در حقیقت، همه ما در زندگی کاری خویش 4 همسر داریم . همسر چهارم ما سازمان ما است. بدون توجه به این که تا چه حد برایش زمان و امکانات صرف کرده ایم و به او پرداخته ایم، هنگام ترک سازمان و یا محل خدمت، ما را تنها می گذارد . همسر سوم ما، موقعیت ما است که بعد از ما به دیگران انتقال می یابد . همسر دوم ما، همکاران هستند . فرقی نمی کند چقدر با هم بوده ایم، بیشترین کاری که می توانند انجام دهند این است که ما را تا محل بعدی همراهی کنند . همسر اول ما عملکرد ما است. اغلب به دنبال ثروت، قدرت و خوشی از آن غفلت مینماییم. در صورتی که تنها کسی است که همه جا همراهمان است .
همین حالا احیاءش کنید، بهبودش ببخشید و مراقبش باشید

در وفای تو چنانم که اگر خاک شوم / آید از تربت من بوی وفاداری تو . . .

منتظر شما در وبلاگ دل شکسته
چهارشنبه 29/3/1387 - 0:9 - 0 تشکر 43874

واقعا دستتون درد نكنه خیلی جالب و آموزنده و تاثیرگذار بود.

درد را از هر طرف نوشتم درد بود.

يکشنبه 31/6/1387 - 2:3 - 0 تشکر 59392

خیلی متاثر شدم .

واقعا اگه از خودت گفتی ، خیلی ذهن خلاقی داری .

ازت واقعا ممنونم به خاطر این مطلب پر محتوات .

کاش میدانستم که کجا دلها به ظهور تو آرام خواهد گرفت  

يکشنبه 31/6/1387 - 4:23 - 0 تشکر 59411

به نام خدا

سلام

مطلب آموزنده ای بود، اما با عرض معذرت باید عرض کنم که این مطلب ارتباطی به انجمن زنان نداشت. درسته که درش از زن نام برده شده بود، اما در این جا زن ها فقط به نوعی نماد مسائل مختلف در زندگی ما بودند، و درون مایه ی این مطلب به مسئله ای در خصوص خانم ها نپرداخته.

شاید بهتر بود این داستان آموزنده در انجمنی دیگر ثبت می شد.

و در عین آموزنده بودن، یکی دو موردش به نظرم اشتباه (یا به نوعی توهین آمیز) اومد. (که شاید این انتقادم مربوط به انجمن زنان باشه) این که گفتید:

«  همسر سوم ما، موقعیت ما است که بعد از ما به دیگران انتقال می یابد . »

وقتی چیزی را سمبل چیزی می نامیم، باید خصوصیت مشترکی بین اون دو وجود داشته باشه. اما در این مورد که ذکر کردم، مثال ِ چیزی که بعد از ما به دیگران منتقل می شه اصلاً برای زنان شایسته نیست و هیچ وجه اشتراکی بین یک زن و موقعیت و اموال یک فرد وجود نداره، مگر در برخی عقاید قرون وسطایی. این امکان هست که یک خانم بعد از شوهرش به خواست و اختیار خودش مجدداً ازدواج کنه، اما این که اون رو شیئی بدونیم که بعد از فردی به فرد دیگه منتقل می شه اصلاً صحیح نیست. از هر منظر که به این قضیه نگاه کنیم می بینیم که این موضوع به هیچ عنوان در شأن یک زن نیست. 

ببینید، من کاملاً متوجه هستم که منظور این داستان چیه، و در اون به نکته ی خیلی خوبی هم اشاره شده که کمتر بهش توجه می شه؛ قصد هم ندارم که به حاشیه ی یک موضوع بپردازم و به اصلش بی توجه باشم. اما حتماً تأیید می کنید که باید در ذکر جملات و انتخاب کلماتمون کمی دقیق تر باشیم. گاهی برخی جملات (که بعضاً خیلی ساده هم هستند) شأن یک چیزی رو پایین می یارن. شاید بهتر بود به جای مثال ِ همسر (که در این جا به زن اشاره شده)، از یک مثال دیگه استفاده می شد.

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

پنج شنبه 17/11/1387 - 11:37 - 0 تشکر 87834

سلام به دوستان عزیزم

تایپیک را که من گزاشتم قصد توهین یا جسارت به کسی راندارم فقط می خواستم کمی اموزنده باشه و ما از این داستانها نهایت استفاده را بکنیم و از دوستانی که نظرهای مفیدی دادند کمال تشکر را دارم

در وفای تو چنانم که اگر خاک شوم / آید از تربت من بوی وفاداری تو . . .

منتظر شما در وبلاگ دل شکسته
چهارشنبه 30/11/1387 - 13:37 - 0 تشکر 91576

آره دوست عزیز

کاملا درسته

پس اونایی که متاهل هستن و این مطلب رو خوندن عجله کنن چون

 خیلی زود دیر میشه

اونایی هم که مجرد تشریف دارن یه جایی بنویسن که یادشون نره و مثل این پادشاه قصه ما

لحظه آخر بیدار نشن

اقیانوس   
شنبه 10/12/1387 - 19:20 - 0 تشکر 94270

سلام

دوست عزیز می تونم برداشت شخصی خودم را از این مطلب بیان کنم ؟

به نظر من با توجه به این مطلب آقایون و خانمهای محترم می فهمند که عشق اول محکمترین و پایدارترین عشق است پس تمام زندگیشون رو صرف محبت و مهربانی به همون عشق اول بکنند .

خداوندا! تقدیرم را زیبا بنویس . کمک کن آنچه تو زود خواهی ، من دیر نخواهم! آنچه تو دیر خواهی من زود نخواهم! (دکتر شریعتی)

شنبه 10/12/1387 - 19:46 - 0 تشکر 94281

سلام به دوستان خوبم

kelariss عزیز برداشت خیلی قشنگی کردی باید به شما آفرین گفت ،درسته عشق اول بهترین و پاکترین عشقه

در وفای تو چنانم که اگر خاک شوم / آید از تربت من بوی وفاداری تو . . .

منتظر شما در وبلاگ دل شکسته
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.