انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 2187)
دوشنبه 8/6/1389 - 23:7 -0 تشکر 226012
کلاس اخلاق3:صداقت وراستی

بنام خدا

با سلام

اول از اینکه قرار بود درس اخلاق این هفته را من بگم و کم کاری کردم و دیر تکلیفم را نوشتم عذر میخوام.

اما موضوعی را که انتخاب کردم صداقت و راستی است که بعنوان یکی از مهم ترین اصول اخلاقی بنظرم میاد.

چرا که راستگویی از اعمال نیكوی انسانی و نزد دین و خرد از جایگاه ویژه ای برخوردار است. فطرت پاك انسان ایجاب می كند كه آدم سالم و متعادل، دل و زبانش یكسو و هماهنگ باشد، ظاهر و باطنش یكی باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جاری کند.

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم» 

رواق منظر چشم من آشیانه توست         کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

انجمن تعلیم و تربیتیها 

دوشنبه 8/6/1389 - 23:10 - 0 تشکر 226014

با سلام مجدد
«صداقت» در گفتار و رفتار، نیت و عمل ، دوستی و ارتباط با دیگران و در همه شئون زندگی یک ارزش اخلاقی و انسانی مهم به شمار می رود ، و دروغ ، نیرنگ ، شیادی ، گندم نمایی و جو فروشی و خلاف وعده عمل کردن از مظاهر «عدم صداقت» است که بنیان جامعه را فرومی پاشد که دروغ سرآغاز زشتی است.



قرآن کریم روز قیامت را روزی می داند که راستی و صدق به فریاد راست گویان و راست کرداران می رسد: (هذا یوم ینفع الصادقین صدقهم ) آن روز ــ قیامت ــ روزی است که راستان از راستی خود نفع می برند.



«صــدق» تنها در گفتار نیست ؛ بلکه در تمام کردار و اعمال ، انسان باید صادق باشد در ایمان و دین داری ، در وعده دادن به دیگران و عمل به آن ، در دوستی و رفاقت و ابراز محبت ، در کار و فعالیت اجتماعی و حتی در امور حکومت و سیاست ورزی و تمام معاملات با دیگران ــ و حتی خود ــ به قول بایزید بسطامی : « یا چنان نمای که هستی ، یا چنان باش که می نمایی » .



باور کنیم که گل روحمان با دروغ پژمرده می شود و نهال ایمانمان به خزان ریا و نفاق می نشیند ، کام دوستی ها و محبت ها به تلخی دورویی می گراید و فضای دل پذیر اعتماد جای خود را به آلودگی تردید و کینه می دهد.



زیبا ترین و پسندیده ترین شکل عبادت خدا هم آن است که با اخلاص و راستی همراه باشد که اساس اســــــــــلام بر «صداقت» است . به قول سعدی:



طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر، که اخـــــلاص به پیشانی نیست



خدایا ما را از دروغ و ریــا و نفاق و خلف وعده و ظاهر فریبی و از هر چه ناراستی است نجات بخش ، و به بهشت «صداقت» رهنمون ساز.

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم» 

رواق منظر چشم من آشیانه توست         کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

انجمن تعلیم و تربیتیها 

دوشنبه 8/6/1389 - 23:26 - 0 تشکر 226028

به نام خدا

سلام

باتشکر از شما ،موضوع خوبی انتخاب کردید

انشالله بتونیم این صفت خوب را در زندگیمون پیاده کنیم

صداقت

و الصق باهل........ و الصدق
صداقت و درستی در انسان از بهترین عوامل موفقیت در کار و حافظ آبرو و برآورنده‏ی وجاهت اجتماعی است. چنانچه آدمی در محیط کار و صحنه‏های اجتماعی از صداقت لازم برخوردار باشد موفقیت او حتمی است و در غیر این صورت حتی اگر فرضا هم در ابتدای کار و با اغفال دیگران رسوا نگردد اما سرانجام روزی با دریده شدن و به یک سو رفتن پرده‏ها، رازش آشکار خواهد شد. که یک نفر را برای همیشه و چند نفر را برای چند وقت می‏توان فریفت، اما همگان را برای همیشه، هیهات... و به جزء صداقت روش دیگری نمی‏تواند ضامن موفقیت باشد و این است که امام علیه‏السلام نیز مالک (ره) را به تماس تنگاتنگ با اهل صدق مخصوصا در مسئولیتهای سنگین سفارش می‏فرماید.

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

سه شنبه 9/6/1389 - 16:26 - 0 تشکر 226298

با سلام

ممنون از مبحث خوبی که راه انداختین :

امام صادق علیه السلام :

إِنَّ الصّادِقَ أَوَّلُ مَن یُصَدِّقُهُ اللّه عَزَّوَجَلَّ یَعلَمُ أَنَّهُ صادِقٌ وَتُصَدِّقُهُ نَفسُهُ تَعلَمُ أَنَّهُ صادِقٌ؛

راستگو را نخستین كسى كه تصدیق مى كند، خداى عزوجل است كه مى داند او راستگوست و نیز نفس او تصدیقش مى كند كه مى داند راستگوست.

كافى، ج2، ص104، ح6

 
سه شنبه 9/6/1389 - 18:46 - 0 تشکر 226369

با سلام
صداقت و راستی از خصوصیات عالی اخلاق انسانی است که در آموزه های اسلامی از زمینه های اساسی ارجمندی و نیک بختی انسان شناخته شده است. پیشوای صادقان و مولای متقیّان، صداقت را ارجمندترین و والاترین صفت،(2) معرّفی کرده و از راستگویی به عنوان اساس هر نوع اصلاحِ فردی و اجتماعی نام برده است:

اَلصِّدْقُ صَلاحُ کُلِّ شَیْ ءٍ.(3)


در مقابل، کذب و دروغگویی را ریشه همه فسادها و سرچشمه همه تباهی ها دانسته است:

اَلْکِذْبُ فَسادُ کُلِّ شَیْ ءٍ.(4)


بنابراین اگر همه فعالیت ها و اقدامات انسان بر صدق و راستی بنا نهاده شود و از هرگونه ناراستی پیراسته باشد، زمینه های نیک بختی و گران قدری برای او فراهم می گردد؛ چنان که گشوده شدن دریچه های سعادت و بهروزی به سوی جامعه بشری، جز با استوار کردن پایه صداقت میّسر نمی شود. به همین جهت حق تعالی مؤمنان را در کنار فراخوانی به تقوا، به همراهی با صادقان نیز فرمان می دهد:

یا اَیّها الَّذینَ آمَنوا اِتَّقوا اللّهَ وَ کُونُوا مَعَ الْصّادِقِینَ.(5)


مقصود از صادقان در این آیه شریفه کسانی اند که در اندیشه و پندار و گفتار و کردار و در نهان و آشکارِ وجودشان ذره ای دروغ و ناراستی راه ندارد و وجودشان سراسر صدق و راستی است.

و نبز پیامبر مکرم اسلام صدق و راستی را مایه نجات دانستند.

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم» 

رواق منظر چشم من آشیانه توست         کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

انجمن تعلیم و تربیتیها 

چهارشنبه 10/6/1389 - 15:59 - 0 تشکر 226566

فقط یه دعا برا اعلام حضور: "رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و هبنی من لدنک سلطانا نصیرا"

تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد

it is god who cures 

مدير انجمن بهداشت و سلامت

چهارشنبه 10/6/1389 - 16:44 - 0 تشکر 226638

با سلام
راستگویی از اعمال نیكوی انسانی و نزد دین و خرد از جایگاه ویژه ای برخوردار است. فطرت پاك انسان ایجاب می كند كه آدم سالم و متعادل، دل و زبانش یكسو و هماهنگ باشد، ظاهر و باطنش یكی باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جاری كند.
دیدگاه اسلام
اسلام دینی فطری است و راستی نیز خواست فطرت است، پس این دو پیوندی ناگسستنی دارند و در روایات اسلامی با تعابیر گوناگونی بر راستگویی مسلمانان تأكید شده و آن را از اصول ایمان و تدیّن به حساب آورده اند.
رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«الصّدْقُ مُبارَك وَ الكِذْبُ مَشْؤُومٌ»
راستی، مبارك و دروغ نامیمون است.
امیرمؤمنان صلوات الله علیه، راستگویی را قویترین پایه ایمان، ملاك دین و الهام از سوی خدا دانسته، می فرماید:
«اَلصدقُ اقوی دَعائِمِ الایمانِ»
راستی قویترین ركن ایمان است.
«شَیْئانِ هُما مِلاكُ الدّین؛ الصِّدْقُ وَ ‌الْیَقینُ»
دو چیز ملاك دین است؛ راستی و یقین.
«اِذا اَحَبَّ اللهُ عَبْداً الهَمَهُ الصِّدقَ»
وقتی خدا بنده ای را دوست بدارد، راستی را به او الهام می كند.
حضرت صادق ـ علیه السلام ـ نیز می فرماید:
«اِنَّ اللهَ لَمْ یَبْعَثْ نبیًّا اِلّا بِصدقِ الْحَدیثِ وَ اداء الاَمانَهِ اِلَی البَرِّ وَ‌الفاجِِرِِ»
خداوند هیچ پیامبری برنینگیخت جز با راستی و امانتداری نسبت به نیكوكار و بدكار.
با این وصف اگر بگوییم راستی و درستی شالوده دین و ایمان را تشكیل می دهد و آن كه از این خصلت زیبا و حیاتی بركنار باشد در واقع دین در او بی ریشه است، سخن گزافی نگفته ایم.
امام صادق ـ علیه السلام ـ به این حقیقت تصریح كرده می فرماید:
«لاتَنْظُروُا الی طُولِ‌ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَ‌ سجودِهِ، فَاِنَّ ذلِكَ شَئءٌ قَدِ اعْتادَهُ وَ لَو تَرَكَهُ استَوحَشَ لِذلِكَ‌ ولكِنَ انْظُرُوا الی صدقِ حدیثهِ وَ اَداءِ‌ اَمانَتهِ»
(برای شناخت تدین افراد) به طولانی شدن ركوع و سجده او نگاه نكنید چرا كه به آن عادت كرده و اگر تركش كند، وحشت زده می شود، لیكن به راستگویی و امانتداری او توجه كنید.

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم» 

رواق منظر چشم من آشیانه توست         کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

انجمن تعلیم و تربیتیها 

جمعه 12/6/1389 - 7:3 - 0 تشکر 227278

با سلام

ممنونم از مطالبی كه در مورد شاید مهمترین عامل موفقیت "صداقت" قرار می دهید.

سوالی دارم:
صحبت هایی كه شد بیشتر در مورد اهمیت صداقت و راستی و آثار آن بود؛ حالا اگر كسی این اصل را رعایت نكرد، رفتارها با آن شخص چگونه باید باشد، كلا در این مورد چه آیات و یا روایاتی وجود دارند و نظر شما در این باره چیست؟

با تشكر
صادق باشیم و موفق

 
جمعه 12/6/1389 - 16:38 - 0 تشکر 227328

با سلام
تشکر از توجه و دقت نظرتون
اما پاسخ سوالتون:زیان های دروغ
1.ناراحتی درونی
از جمله زیان های روانی که از ناحیه دروغ، نصیب دروغگو می شود، ناراحتی درونی است. دروغگویی که می خواهد دروغ او کشف نشود، پیوسته در ناراحتی است تا مبادا سخن کنونی اش با سخن گذشته اش تناقض داشته باشد.
2. فراموشی
فراموشی نیز یکی از بیماری های روانی است که دروغگو بدان گرفتار می شود. دروغ، وجود واقعی در خارج و در مغز ندارد و واقعیت دروغ همان جعل می باشد. اموری که در ذهن وجودشان تابع جعل و اراده است، مادامی که مورد اراده هستند وجود جعلی آن ها محفوظ است. همان اندازه که غفلتی پیدا شد، وجود جعلی معدوم می شود و در مغز هم بقا ندارد. در نتیجه یادآوری آن دشوار است و احتیاج به جعل دومی دارد. بنابراین دروغ نمی تواند برای خود، در حافظه جایی باز کند که محو نشود.
3. نومیدی
وقتی دروغی از دروغگویی کشف شود، نومیدی بر او مسلط خواهد شد و کسی که نومیدی بر او حکومت کند، سرانجامش معلوم نیست.
4. پرده دری و بی شرمی
اگر کشف دروغ، روحیه دروغگو را متزلزل نکند و او همچنان به دروغگویی ادامه دهد، کشف های پی در پی، شرم را از او می برد و وی را دروغگوی ماهری می سازد که دیگر، از آن که عیبش آشکار شود، ترس و واهمه ای ندارد.
5. سوء ظن
زیان روانی دیگری که ممکن است بر اثر دروغ، نصیب دروغگو شود، سوءظن به مردم است. این بیماری روانی بر اثر دو چیز در دروغگو، پدید می آید: یکی آن که چون خودش بر خلاف حقیقت سخن می گوید، درباره دیگران هم، همین نظر را پیدا می کند. دومین چیزی که ممکن است موجب سوءظن دروغگو به دیگران شود، عکس العمل آنهاست. او وقتی می بیند دیگران نسبت به او، خوش بین نیستند و سلب اعتماد کرده اند، در او هم چنین حالتی پیدا می شود تا به آنها بدبین شود و از آن ها سلب اعتماد کند.
6. چاپلوسی
از چیزهایی که از دروغ می زاید، تملق و چاپلوسی است.
دروغگو برای آن که سخنش پذیرفته گردد، به هر وسیله ای متوسل می شود، برای صحت سخن تاکیدها می آورد، سوگندها می خورد و تملق شنونده را می گوید تا مبادا تکذیبش کند و آبرویش را در پیش دیگران ببرد.
رسول خدا صلى الله علیه و آله می‌فرماید:

«انّ المؤمنَ اذا كذب بغیرِ عُذر لَعنه سَبعونَ الفَ ملك و خرجَ مِن قلبهِ نتن حتى یبلغ‏ العرش

(1)؛ مؤمن هرگاه بدون عذر دروغ بگوید، هفتاد هزار ملك، لعنتش مى‏كنند
(یعنى از خدا مى‏خواهند كه از رحمت ‏خود دورش سازد، مورد لطفش قرار ندهد) و نیز بر اثر دروغ ، بوى تعفن از قلبش بیرون مى‏آید كه جهان را پر مى‏كند و مى‏رود تا به عرش خداى‏ برسد.»

هر گناهى صورتى در پرده دارد كه در عالم بصیرت و حقایق، بدان نمایان مى‏شود؛ كسى كه شایستگى پس زدن این پرده و دیدن حقایق را داشته باشد، شاید بتواند چهره كریه و زشت پنهانى گناه را ببیند؛ چنان كه نیكوكارى‏ها نیز هر كدام صورتى بسیار زیبا در عالم مثال دارند، كه اگر چشم دل به آن عالم گشوده شود، آن چهره‏هاى زیبا را خواهد دید.

دروغگو نیز در آن عالم، چهره‏اى زشت و صورتی منفور دارد كه یكى از خصوصیات آن، بوى گندى است كه از قلبش خارج مى‏شود كه آسمانیان و ملكوتیان‏ را از او بیزار و متنفر مى‏سازد.
دروغگو را مادامى كه دروغ مى‏گوید در آن عالم قدس راهى نیست. عالم قدس، جهان آسایش و خوشبختى است. چگونه مى‏شود كسى را در آن جهان، بار باشد، در صورتى كه قدسیان از وجودش در عذاب باشند.

دروغگو، در این جهان، رسوا و سخنانش نزد همه كس بى ارزش مى‏باشد.
مى‏گویند: دروغ كه از دور مى‏آید، یك پایش مى‏لنگد، یعنى همه كس دروغ را تشخیص مى‏دهد.
ممكن است كسانى دروغِ ‏دروغگو را به رخش نكشند، ولى در دل از او بیزار ‏باشند و براى سخنش اعتبارى ‏قائل نباشند؛ و در پشت‏ سر، دروغگویى او را به دگران ب‏گویند و تعفن رسوایى او را پراكنده‏تر مى‏سازند.

منبع :جامع الاخبار،
ص 417، فصل فی الكذب و الصدق، ....

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم» 

رواق منظر چشم من آشیانه توست         کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

انجمن تعلیم و تربیتیها 

جمعه 12/6/1389 - 23:44 - 0 تشکر 227399

به نام خدا

سلام

حضرت علی (ع) در مورد خِرّیت بن راشد گوید: او یک روز نزد من آمد و گفت در میان یارانت افرادی هستند که بیم آن میرود تو را رها کنند و بروند. با آنها چه میکنی؟ گفتم: من کسی را به صرف اتهام مؤاخذه نمیکنم و با ظن و گمان به عقوبت کسی نمیپردازم و فقط با کسی میجنگم که به مخالفت با من برخیزد، در برابر من بایستد و دشمنی آشکار کند. البته باز هم با او نمیجنگم تا هنگامی که او را بخواهم و عذر او را بشنوم، اگر پس از بحث باز هم با ما سر جنگ داشت از خدا یاری میجوییم و با او پیکار میکنیم. روز دیگر نزد من آمد و گفت: بیم آن دارم که عبداللّه بن وهب و زید بن حصین طائی بر تو برآشوبند و فتنه و فساد ایجاد کنند. چیزهایی از آنان شنیدهام که اگر تو خود میشنیدی بدون درنگ آنها را میکشتی یا تا ابد زندان میکردی. به او گفتم: در باره آن دو با تو مشورت میکنم؛ تو بگو با آنها چه کنم. گفت: به نظر من هر دو را بخواه و گردن بزن. از این سخن دانستم که او نه تقوا دارد و نه عقل. به او گفتم: نپندارم که تو را تقوا و عقلی باشد که به کار آید. شایسته بود بدانی که من با کسی که به جنگ با من دست نزده و دشمنی با من آشکار نکرده و رو در روی من نایستاده است، پیکار نمیکنم. و شایسته بود که حتی اگر من قصد قتل آنان را میداشتم تو مرا نهی میکردی و میگفتی از خدا بترس، چرا کشتنشان را روا میداری در حالی که اینان کسی را نکشتهاند و از تو بدگویی نکردهاند و از اطاعت تو خارج نشدهاند (ثقفی کوفی اصفهانی 1355: ص 372).

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

جمعه 12/6/1389 - 23:47 - 0 تشکر 227402

به نام خدا

سلام

این هفته هم به پایان رسید

کاربر بزرگوار مطالب شما تمام شد یا هنوز ادامه داره؟؟؟

اگر تموم نشده میتونید این هفته هم ادامه بدید درکنار جلسه 4 که توسط دوست دیگری برگزار میشه

اگر مطالبتون تمام شده حتما یک جمع بندی کنید .....

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی