• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن اجتماعي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
اجتماعي (بازدید: 1174)
جمعه 29/5/1389 - 15:8 -0 تشکر 222737
حجاب

بسم الله الرحمن الرحیم

 

لطفاً در مورد حجاب و چرائی آن توضیح دهید.


پاسخ :

لباس و پوشش پدیده‎ای است كه به اندازه طول تاریخ بشر سابقه و به قدر پهنة جغرافیایی زمین گسترش دارد و از دیرباز در اقوام و ملل مختلف نوعی پوشش وجود داشته است.[1]
و متأسفانه در غرب با گسترش تفكر لیبرالیسم جنسی و رواج كامیابی نامشروع، «برهنگی» فراگیر شده كه امروزه شاهد پی‎آمدهای منفی آن هستند.
لباس و پوشش جدای از حفظ بدن و آراستگی آن دارای آثار فلسفه‎ای عمیق است و رابطة مستقیمی با فرهنگ مردم دارد. در هر جامعه‎ای نوع و كیفیت لباس زنان و مردان علاوه بر آن كه تابع شرایط اقتصادی و اجتماعی و اقلیمی آن است قویاً تابع جهان‎بینی و ارزش‎های حاكم بر فرهنگ آن جامعه و حتی مبین آن جهان‎بینی است.[2]
لذا مذاهب مختلف در نوع لباس مردم نقش مؤثری داشتند و در اسلام نیز بر لزوم پوشیدگی و حجاب به ویژه برای زنان تأكید شده و در قرآن كریم[3] بر رعایت آن تصریح گردیده است.


فلسفه حجاب زن:
برای روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان توجه به مطالب ذیل لازم است.
1ـ توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینی:
براساس فرهنگ اسلامی، انسان موجودی است كه برای رسیدن به كمال و معنویت خلق گردید. لذا اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزة جنسی و توجه واقعی به هر یك از آنها در حدّ حاجت طبیعی، سبب شكوفایی همه استعدادهای انسان شد و او را به سوی كمال سوق داده است.


2ـ توجه به ساختار فیزیولوژی انسان:
نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه‎ای مستقیم با تفاوت‎های جسمی و روحی زن و مرد دارد در تحقیقات علمی در فیزیولوژی و روان شناسی زن و مرد ثابت شده مردان نسبت به محرك‎های جشمی شهوت‎‎انگیز حساس‎ترند و چون برد حس بینایی زیاد است و چشم از فاصلة دور و در میدان وسیعی قادر به دیدن است و از سوی دیگر ترشح هورمون‎ها در مرد صورتی یك نواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتی گسترده‎تر تحت تأثیر محركهای شهوانی قرار می‎گیرند، اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس‎ترند و به محركهای حسّی پاسخ می‎دهند و حس لامسه برد زیاد ندارد و فعالیتش محدود به تماس از نزدیك است و از این گذشته هورمون‎های جنسی زن به صورت دوره‎ای ترشح می‎شوند و به طور متفاوت عمل می‎كنند تأثیر محركهای شهوانی بر زن صورتی بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار كمتر است.[4] بر مطالب فوق قدرت شگرف غریزة جنسی میان غرایز را نیز اضافه كنید.[5]
با دقت بر مطالب فوق فلسفه حجاب به خوبی روشن می‎شود حجاب در اسلام از یك مسأله كلی و اساسی ریشه گرفته اسلام می‎خواهد انواع التذاذهای جنسی چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر به محیط خانوادگی و در كادر قانونی اختصاص یابد و اجتماع تنها برای كار و فعالیت باشد برخلاف سیستم غربی كه كار و فعالیت را با لذت‎جویی جنسی به هم می‎آمیزد، اسلام قایل به تكلیف میان این دو محیط است و برای تأمین این غرض پوشش و حجاب را توصیه نموده است زیرا بی‎بندباری در پوشش به معنای عدم ضابطه در تحریك غریزه و عدم محدودیت در روابط جنسی است كه آثار شوم آن بر كسی پوشیده نیست.


رعایت حجاب اسلامی آثار زیر را به ارمغان می‎آورد:
1ـ بهداشت روانی اجتماع و كاهش هیجان‎ها و التهاب‎های جنسی، و سبب كاهش عطش‎سیری‎ناپذیر شهوت است.
2ـ تحكیم روابط خانوادگی و برقراری صمیمیت كامل زوجین، با رواج بی‎حجابی و جلوه‎گری زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعی محدودیت و پایان آزادی‎های خود تلقی می‎كنند و افراد متأهل هر روز در مقایسه‎ای خطرناك كه میان آن چه دارند و ندارند قرار می‎گیرند كه این مقایسه‎ها، هوس را دامن زده و ریشه زندگی را می‎سوزاند.
3ـ استواری اجتماع و حفظ و استیفاد نیروی كار و فعالیت، دختر و پسری كه در محیط كار و دانشگاه، تحریك شهوانی شدند از تمركز و كارایی آنها كاسته می‎شود و حكومت شهوت بر اجتماع سبب هرز رفتن نیروی فكری و كاری است.
4ـ بالا رفتن ارزش و امنیت زن و جبران كننده ضعف جسمانی او حربه حیا و عفاف و حجاب می‎تواند در نفش عاطفی او و تأثیرگذاری بر مرد مؤثر باشد لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است.[6] و این حریم نگه داشتن یكی از وسایل مرموز در حفظ مقام و موقعیت زن در برابر مرد است.[7]
اسلام حجاب را برای محدودیت و حبس زن نیاورده، بلكه برای مصونیت او توصیه نموده است زیرا اسلام راضی به حبس و ركود و سركوبی استعدادهای زن نیست بلكه با رعایت عفاف و حفظ حریم اجازه حضور زن را داده است[8] و از سوء استفاده شهوانی و تجاری او منع كرده است.
اما مغرب زمین با آشكار ساختن هر چه بیشتر اعضای متحرك جنسی در عكس، فیلم و... در گردابی مهلك گرفتار شده و امروز آمار[9] كودكان نامشروع، سقط جنین، طلاق و انواع انحرافات و بیماری‎های جنسی روز به روز بیشتر شده و آنان را گرفتار مشكلات پیچیده‎ای نموده است.


منابع برای مطالعه بیشتر:
1ـ مسأله حجاب شهید مطهری، ص 1 الی 120.
2ـ نظام حقوق زن در اسلام شهید مطهری، ص 122، 157 تا 176.
3ـ فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، حداد عادل، تمام كتاب.
4ـ در حریم حجاب، محمد قدسی، حاوی نامه‎ها و حكایات از خانم‎ها پیرامون حجاب.
5ـ مقدمه‎ای بر روان شناسی زن، مجتبی كاوندی هاشمی، ص 197، 249.
6ـ زن در آیینه جلال و جمال، آیت الله جوادی آملی.


[1] . شهید مطهری، مرتضی، مسأله حجاب، ج 42، ص 21، صدرا قم، سال 1374 و هم‎چنین هاشمی كاوندی، مجتبی، روان شناسی زن، چاپ سوم، نشر شفق، قم، سال 1378، ص 213.
[2] . حداد عادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، چاپ هفتم، نشر سروش، تهران، سال 1376، ص 9.
[3] . سورة نور، آیة 31، سورة احزاب، آیة 59، 60.
[4] . دكتر محمود بهزاد، مقاله تفاوتهای زن و مرد از نظر فیزیولوژی و روان شناسی، به نقل از فرهنگ برهنگی و...، ص 64 و همچنین رجوع شود به كتاب نظام حقوق زن در اسلام، از شهید مطهری، ص 165، 171.
[5] . ویل دورانت، لذات فلسفه، چاپ هشتم، نشر دانشجویی، تهران، سال 1373، ص 95.
[6] . ویل دورانت، لذات فلسفه، ص 157، 223.
[7] . برای اطلاع بیشتر پیرامون آثار حجاب رجوع شود به كتاب مسأله حجاب، شهید مطهری، ص 78، 95، و به كتاب مقدمه‎ای بر روان شناسی زن، ص 197، 203.
[8] . مسأله حجاب، ص 221، 250، و كتاب زن در آیینه جلال و جمال، ایت الله جوادی آملی، ص 395، 397.
[9] . رجوع شود به كتاب سیمای زن در جهان، زن در آمریكا، جلیل روشندل، چاپ اول، نشر برگ زیتون، سال 1377، ص 35، 36، 97.

 

منبع: اندیشه قم

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
جمعه 29/5/1389 - 15:16 - 0 تشکر 222740

آیا حجاب ریشه در تمایلات فطری زن دارد؟

منابع مقاله:

مجموعه آثار جلد 19 ، مطهری، مرتضی؛

عللی که قبلا ذکر کردیم کم و بیش مورد استفاده مخالفان پوشیدگی زن قرار گرفته است.به عقیده ما یک علت اساسی در کار است که مورد غفلت واقع شده است. به عقیده ما ریشه اجتماعی پدید آمدن حریم و حائل میان زن و مرد را در میل به ریاضت، یا میل مرد به استثمار زن، یا حسادت مرد، یا عدم امنیت اجتماعی، یا عادت زنانگی نباید جستجو کرد و لااقل باید کمتر در اینها جستجو کرد.ریشه این پدیده را در یک تدبیر ماهرانه غریزی خود زن باید جستجو کرد.

به طور کلی بحثی است درباره ریشه اخلاق جنسی زن از قبیل حیا و عفاف، و از آن جمله است تمایل به ستر و پوشش خود از مرد.در اینجا نظریاتی ابراز شده است. دقیق ترین آنها این است که حیا و عفاف و ستر و پوشش تدبیری است که خود زن با یک نوع الهام برای گرانبها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است. زن، با هوش فطری و با یک حس مخصوص به خود دریافته است که از لحاظ جسمی نمی تواند با مرد برابری کند و اگر بخواهد در میدان زندگی با مرد پنجه نرم کند از عهده زور بازوی مرد بر نمی آید، و از طرف دیگر نقطه ضعف مرد را در همان نیازی یافته است که خلقت در وجود مرد نهاده است که او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقیت و مطلوبیت قرار داده است.در طبیعت، جنس نر گیرنده و دنبال کننده آفریده شده است.به قول ویل دورانت:

«آداب جفتجویی عبارت است از حمله برای تصرف در مردان، و عقب نشینی برای دلبری و فریبندگی در زنان...مرد طبعا جنگی و حیوان شکاری است، عملش مثبت و تهاجمی است.زن برای مرد همچون جایزه ای است که باید آن را برباید.» وقتی که زن مقام و موقع خود را در برابر مرد یافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست همان طور که متوسل به زیور و خودآرایی و تجمل شد که از آن راه قلب مرد را تصاحب کند، متوسل به دور نگه داشتن خود از دسترس مرد نیز شد.دانست که نباید خود را رایگان کند بلکه بایست آتش عشق و طلب او را تیزتر کند و در نتیجه مقام و موقع خود را بالا برد.

ویل دورانت می گوید:

«حیا امر غریزی نیست بلکه اکتسابی است.زنان دریافتند که دست و دل بازی مایه طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند.» ویل دورانت می گوید:

«خودداری از انبساط، و امساک در بذل و بخشش بهترین سلاح برای شکار مردان است. اگر اعضای نهانی انسان را در معرض عام تشریح می کردند توجه ما به آن جلب می شد ولی رغبت و قصد به ندرت تحریک می گردید.مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیاست و بی آنکه بداند حس می کند که این خودداری ظریفانه از یک لطف و رقت عالی خبر می دهد.»

ادامه در پاسخ بعدی

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
جمعه 29/5/1389 - 15:20 - 0 تشکر 222741

مولوی، عارف نازک اندیش و دوربین خودمان، مثلی بسیار عالی در این زمینه می آورد.اول درباره تسلط معنوی زن بر مرد می گوید:

زین للناس حق آراسته است زانچه حق آراست چون تانند رست چون پی یسکن الیهاش آفرید کی تواند آدم از حوا برید رستم زال ار بود وز حمزه بیش هست در فرمان اسیر زال خویش آنکه عالم مست گفتارش بدی کلمینی یا حمیرا می زدی

آنگاه راجع به تاثیر حریم و حائل میان زن و مرد در افزایش قدرت و محبوبیت زن و در بالا بردن مقام او و در گداختن مرد در آتش عشق و سوز، مثلی لطیف می آورد: آنها را به آب و آتش تشبیه می کند، می گوید مثل مرد مثل آب است و مثل زن مثل آتش، اگر حائل از میان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه می کند و آن را خاموش می سازد، اما اگر حائل و حاجبی میان آندو برقرار گردد مثل اینکه آب را در دیگی قرار دهند و آتش در زیر آن دیگ روشن کنند، آن وقت است که آتش آب را تحت تاثیر خود قرار می دهد، اندک اندک او را گرم می کند و احیانا جوشش و غلیان در او به وجود می آورد، تا آنجا که سراسر وجود او را تبدیل به بخار می سازد.می گوید:

آب غالب شد بر آتش از لهیب ز آتش او جوشد چو باشد در «حجیب » چونکه دیگی حایل آمد آندو را نیست کرد آن آب را کردش هوا

مرد برخلاف آنچه ابتدا تصور می رود، در عمق روح خویش از ابتذال زن و از تسلیم و رایگانی او متنفر است.مرد همیشه عزت و استغناء و بی اعتنایی زن را نسبت به خود ستوده است.

ابن العفیف می گوید:

تبدی النفار دلالا و هی آنسة یا حسن معنی الرضا فی صورة الغضب

نظامی می گوید:

چه خوش نازی است ناز خوبرویان ز دیده رانده از دیده جویان

به طور کلی رابطه ای است میان دست نارسی و فراق از یک طرف و عشق و سوز و گرانبهایی از طرف دیگر، همچنانکه رابطه ای است میان عشق و سوز از یک طرف و میان هنر و زیبایی از طرف دیگر; یعنی عشق در زمینه فراقها و دست نارسی ها می شکفد و هنر و زیبایی در زمینه عشق رشد و نمو می یابد.

ادامه در پاسخ بعدی

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
جمعه 29/5/1389 - 15:23 - 0 تشکر 222742

برتراند راسل می گوید:

«از لحاظ هنر مایه تاسف است که به آسانی به زنان بتوان دست یافت و خیلی بهتر است که وصال زنان دشوار باشد بدون آنکه غیر ممکن گردد.» هم او می گوید:

«در جایی که اخلاقیات کاملا آزاد باشد، انسانی که بالقوه ممکن است عشق شاعرانه ای داشته باشد عملا بر اثر موفقیتهای متوالی به واسطه جاذبه شخصی خود، ندرتا نیازی به توسل به عالیترین تخیلات خود خواهد داشت.» ویل دورانت در لذات فلسفه می گوید:

«آنچه بجوییم و نیابیم عزیز و گرانبها می گردد.زیبایی به قدرت میل بستگی دارد و میل با اقناع و ارضاء، ضعیف و با منع و جلوگیری قوی می گردد.» از همه عجیب تر سخنی است که یکی از مجلات زنانه از آلفرد هیچکاک - که به قول آن مجله به حسب فن و شغل فیلمسازی خود درباره زنان تجارب فراوان داردنقل می کند.او می گوید:

«من معتقدم که زن هم باید مثل فیلمی پر هیجان و پر آنتریک باشد، بدین معنی که ماهیت خود را کمتر نشان دهد و برای کشف خود مرد را به نیروی تخیل و تصور زیادتری وادارد.باید زنان پیوسته بر همین شیوه رفتار کنند یعنی کمتر ماهیت خود را نشان دهند و بگذارند مرد برای کشف آنها بیشتر به خود زحمت دهد.» ایضا همان مجله در شماره دیگری از همین شخص چنین نقل می کند:

«زنان شرقی تا چند سال پیش به خاطر حجاب و نقاب و رویبندی که به کار می بردند خود به خود جذاب می نمودند و همین مساله جاذبه نیرومندی بدانها می داد، اما به دریج با تلاشی که زنان این کشورها برای برابری با زنان غربی از خود نشان می دهند حجاب و پوششی که دیروز بر زن شرقی کشیده شده بود از میان می رود و همراه آن از جاذبه جنسی او هم کاسته می شود.» می گویند: «مشتاقی است مایه مهجوری.» این صحیح است اما عکس آن هم صحیح است که: «مهجوری است مایه مشتاقی » .

امروز یکی از خلاهایی که در دنیای اروپا و امریکا وجود دارد خلا عشق است.

در کلمات دانشمندان اروپایی زیاد این نکته به چشم می خورد که اولین قربانی آزادی و بی بند و باری امروز زنان و مردان، عشق و شور و احساسات بسیار شدید و عالی است.در جهان امروز هرگز عشقهایی از نوع عشقهای شرقی از قبیل عشقهای مجنون و لیلی، و خسرو و شیرین رشد و نمو نمی کند.

نمی خواهم به جنبه تاریخی قصه مجنون و لیلی، و خسرو و شیرین تکیه کرده باشم، ولی این قصه ها بیان کننده واقعیاتی است که در اجتماعات شرقی وجود داشته است.

از این داستانها می توان فهمید که زن بر اثر دور نگه داشتن خود از دسترسی مرد تا کجا پایه خود را بالا برده است و تا چه حد سر نیاز مرد را به آستان خود فرود آورده است!قطعا درک زن این حقیقت را در تمایل او به پوشش بدن خود و مخفی کردن خود به صورت یک راز، تاثیر فراوان داشته است.

منبع

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
جمعه 29/5/1389 - 15:27 - 0 تشکر 222745

حجاب موجب افزایش التهاب و اشتیاق می شود!

منابع مقاله:

مجموعه آثار جلد 19، مطهری، مرتضی؛

یک ایراد دیگر که بر حجاب گرفته اند این است که ایجاد حریم میان زن و مرد بر اشتیاقها و التهابها می افزاید و طبق اصل «الانسان حریص علی ما منع منه » حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در زن و مرد بیشتر می کند.به علاوه، سرکوب کردن غرایز موجب انواع اختلالهای روانی و بیماریهای روحی می گردد.

در روانشناسی جدید و مخصوصا در مکتب روانکاوی فروید روی محرومیتها و ناکامیها بسیار تکیه شده است.فروید می گوید ناکامیها معلول قیود اجتماعی است، و پیشنهاد می کند که تا ممکن است باید غریزه را آزاد گذاشت تا ناکامی و عوارض ناشی از آن پیش نیاید.

برتراند راسل در صفحه 69 و 70 (ترجمه فارسی) کتاب جهانی که من می شناسم می گوید:

«اثر معمولی تحریم، عبارت از تحریک حس کنجکاوی عمومی است.و این تاثیر، هم در مورد ادبیات مستهجن و هم در موارد دیگر مصداق پیدا می کند...اکنون برای اثر تحریم مثالی می زنم: فیلسوف یونانی «امپدکل » جویدن برگهای شجرة الغار را خیلی شرم آور و زشت می پنداشت.او همیشه جزع و فزع می کرد از اینکه باید ده هزار سال به علت جویدن برگ درخت غار در ظلمات خارجی (دوزخ) به سر برد. هیچ وقت مرا از جویدن برگ غار نهی نکرده اند و من هم تاکنون برگ چنین درختی را نجویده ام ولی به «امپدکل » تلقین شده بود که نباید این کار را بکند و او هم برگ درخت غار را جوید.» سپس در جواب این سؤال که «آیا شما عقیده دارید انتشار موضوعهای منافی عفت علاقه مردم را به آنها زیاد نمی کند؟ » جواب می دهد:

«علاقه مردم نسبت بدانها نقصان می یابد.فرض کنید چاپ و انتشار کارت پستال های منافی عفت مجاز و آزاد گردد.اگر چنین چیزی بشود این اوراق برای مدت یک سال یا دو سال مورد استقبال واقع شده سپس مردم از آن خسته می شوند و دیگر کسی حتی به آنها نگاه هم نخواهد کرد.» پاسخ این ایراد این است که درست است که ناکامی، بالخصوص ناکامی جنسی، عوارض وخیم و ناگواری دارد و مبارزه با اقتضای غرایز در حدودی که مورد نیاز طبیعت است غلط است، ولی برداشتن قیود اجتماعی مشکل را حل نمی کند بلکه بر آن می افزاید.

در مورد غریزه جنسی و برخی غرایز دیگر برداشتن قیود، عشق به مفهوم واقعی را می میراند ولی طبیعت را هرزه و بی بند و بار می کند.در این مورد هر چه عرضه بیشتر گردد هوس و میل به تنوع افزایش می یابد.

اینکه راسل می گوید: «اگر پخش عکسهای منافی عفت مجاز بشود پس از مدتی مردم خسته خواهند شد و نگاه نخواهند کرد» درباره یک عکس بالخصوص و یک نوع بی عفتی بالخصوص صادق است، ولی در مورد مطلق بی عفتی ها صادق نیست یعنی از یک نوع خاص بی عفتی خستگی پیدا می شود ولی نه بدین معنی که تمایل به عفاف جانشین آن شود بلکه بدین معنی که آتش و عطش روحی زبانه می کشد و نوعی دیگر را تقاضا می کند; و این تقاضاها هرگز تمام شدنی نیست.

خود راسل در کتاب زناشویی و اخلاق اعتراف می کند که عطش روحی در مسائل جنسی غیر از حرارت جسمی است.آنچه با ارضاء تسکین می یابد حرارت جسمی است نه عطش روحی.

بدین نکته باید توجه کرد که آزادی در مسائل جنسی سبب شعله ور شدن شهوات به صورت حرص و آز می گردد، از نوع حرص و آزهایی که در صاحبان حرمسراهای رومی و ایرانی و عرب سراغ داریم.ولی ممنوعیت و حریم، نیروی عشق و تغزل و تخیل را به صورت یک احساس عالی و رقیق و لطیف و انسانی تحریک می کند و رشد می دهد و تنها در این هنگام است که مبدا و منشا خلق هنرها و ابداعها و فلسفه ها می گردد.

میان آنچه «عشق » نامیده می شود و به قول ابن سینا «عشق عفیف » و آنچه به صورت هوس و حرص و آز و حس تملک درمی آید - با اینکه هر دو روحی و پایان ناپذیر است - تفاوت بسیار است.عشق، عمیق و متمرکز کننده نیروها و یگانه پرست است و اما هوس، سطحی و پخش کننده نیرو و متمایل به تنوع و هرزه صفت است.

ادامه در پاسخ بعدی

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
جمعه 29/5/1389 - 15:32 - 0 تشکر 222748

حاجتهای طبیعی بر دو قسم است.یک نوع حاجتهای محدود و سطحی است; مثل خوردن، خوابیدن.در این نوع از حاجتها همینکه ظرفیت غریزه اشباع و حاجت جسمانی مرتفع گردد، رغبت انسان هم از بین می رود و حتی ممکن است به تنفر و انزجار مبدل گردد. ولی یک نوع دیگر از نیازهای طبیعی، عمیق و دریا صفت و هیجان پذیر است مانند پول پرستی و جاه طلبی.

غریزه جنسی دارای دو جنبه است.از نظر حرارت جسمی از نوع اول است ولی از نظر تمایل روحی دو جنس به یکدیگر چنین نیست.برای روشن شدن، مقایسه ای به عمل می آوریم:

هر جامعه ای از لحاظ خوراک یک مقدار معین تقاضا دارد; یعنی اگر کشوری مثلا بیست میلیون جمعیت داشته باشد مصرف خوراکی آنها معین است که کمتر از آن نباید باشد و زیادتر هم اگر باشد نمی توانند مصرف کنند.فرضا اگر گندم زیاد داشته باشند به دریا می ریزند.درباره این جامعه اگر بپرسیم مصرف خوراک آن در سال چقدر است، جواب مقدار مشخصی خواهد بود.ولی اگر درباره یک جامعه بپرسیم که از نظر علاقه افراد به پول چقدر احتیاج به ثروت هست؟ یعنی چقدر پول لازم دارد تا حس پول پرستی همه افراد آن را اشباع کند به طوری که اگر باز هم بخواهیم به آنها پول بدهیم بگویند دیگر سیر شده ایم، میل نداریم و نمی توانیم بگیریم، جواب این است که این خواست حدی نخواهد داشت.

علم دوستی هم همین حالت را دارد.در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمده است: «منهومان لا یشبعان طالب علم و طالب مال » یعنی دو گرسنه هرگز سیر نمی شوند: یکی جوینده علم و دیگر طالب ثروت، هر چه بیشتر به آنها داده شود اشتهاشان تیزتر می گردد.

جاه طلبی بشر هم از همین قبیل است.ظرفیت بشر از نظر جاه طلبی پایان ناپذیر است. هر فردی هر مقام اجتماعی و هر پست عالی را که به دست آورد باز هم طالب مقام بالاتر است; و اساسا هر جا که پای حس تملک به میان بیاید از پایان پذیری خبری نیست.

غریزه جنسی دو جنبه دارد: جنبه جسمانی و جنبه روحی.از جنبه جسمی محدود است.از این نظر یک زن یا دو زن برای اشباع مرد کافی است، ولی از نظر تنوع طلبی و عطش روحی ای که در این ناحیه ممکن است به وجود آید شکل دیگری دارد.

قبلا اشاره کردیم که حالت روحی مربوط به این موضوع دو نوع است: یکی آن است که به اصطلاح «عشق » نامیده می شود و همان چیزی است که در میان فلاسفه و مخصوصا فلاسفه الهی مطرح است که آیا ریشه و هدف عشق واقعی، جسمی و جنسی است و یا ریشه و هدف دیگری دارد که صد در صد روحی است و یا شق سومی در کار است و آن اینکه از لحاظ ریشه جنسی است ولی بعد حالت معنوی پیدا می کند و متوجه هدفهای غیر جنسی می گردد؟

این عطش روحی فعلا محل بحث ما نیست.این نوع از عطش همیشه جنبه فردی و شخصی دارد یعنی به موضوع خاص و شخص خاص تعلق می گیرد و رابطه او را با غیر او قطع می کند.این نوع از عطش در زمینه محدودیتها و محرومیتها به وجود می آید.

نوع دیگر عطش روحی آن است که به صورت حرص و آز درمی آید که از شؤون حس تملک است و یا آمیخته ای است از دو غریزه پایان ناپذیر: شهوت جنسی و حس تملک.آن همان است که در صاحبان حرمسراهای قدیم و در اغلب پولداران و غیر پولداران عصر ما وجود دارد. این نوع از عطش تمایل به تنوع دارد.از یکی سیر می شود و متوجه دیگری می گردد.در عین اینکه دهها نفر در اختیار دارد در بند دهها نفر دیگر است و همین نوع از عطش است که در زمینه بی بند و باری ها و معاشرتهای به اصطلاح آزاد به وجود می آید.این نوع از عطش است که «هوس » نامیده می شود.

همان طور که در گذشته گفتیم عشق، عمیق و متمرکز کننده نیروها و تقویت کننده نیروی تخیل و یگانه پرست است و اما هوس، سطحی و پخش کننده نیروها و متمایل به تنوع و تفنن و هرزه صفت است.

این نوع از عطش که «هوس » نامیده می شود ارضاء شدنی نیست.اگر مردی در این مجرا بیفتد، فرضا حرمسرایی نظیر حرمسرای هارون الرشید و خسرو پرویز داشته باشد پر از زیبارویان که سالی یک بار به هر یک نوبت نرسد، باز اگر بشنود که در اقصی نقاط جهان یک زیباروی دیگر هست، طالب آن خواهد شد.نمی گوید بس است دیگر سیر شده ام.حالت جهنم را دارد که هر چه به آن داده شود باز هم به دنبال زیادتر است. خدا در قرآن می فرماید: یوم نقول لجهنم هل امتلات و تقول هل من مزید (1) (به جهنم می گوییم پر شدی؟ سیر شدی؟ می گوید آیا باز هم هست؟ ) چشم هرگز از دیدن زیبارویان سیر نمی شود و دل هم به دنبال چشم می رود.به قول شاعر:

دل برود چشم چو مایل بود دست نظر رشته کش دل بود

در این گونه حالات، سیر کردن و ارضاء از راه فراوانی امکان ندارد و اگر کسی بخواهد از این راه وارد شود درست مثل آن است که بخواهد آتش را با هیزم سیر کند.

به طور کلی در طبیعت انسانی از نظر خواسته های روحی محدودیت در کار نیست. انسان روحا طالب بی نهایت آفریده شده است.وقتی هم که خواسته های روحی در مسیر مادیات قرار گرفت به هیچ حدی متوقف نمی شود، رسیدن به هر مرحله ای میل و طلب مرحله دیگر را در او به وجود می آورد.

اشتباه کرده اند کسانی که طغیان نفس اماره و احساسات شهوانی را تنها معلول محرومیتها و عقده های ناشی از محرومیتها دانسته اند.همان طور که محرومیتها سبب طغیان و شعله ور شدن شهوات می گردد، پیروی و اطاعت و تسلیم مطلق نیز سبب طغیان و شعله ور شدن آتش شهوات می گردد.امثال فروید آن طرف سکه را خوانده اند و از این طرف سکه غافل مانده اند.

ادامه در پاسخ بعدی

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
جمعه 29/5/1389 - 15:35 - 0 تشکر 222750

ناصحان و عارفان ما کاملا بدین نکته پی برده بودند.در ادبیات فارسی و عربی زیاد بدین نکته اشاره شده است.

سعدی می گوید:

فرشته خوی شود آدمی ز کم خوردن و گر خورد چو بهائم بیفتد او چو جماد

مراد هر که برآری مطیع امر تو گشت خلاف نفس که فرمان دهد چو یافت

مراد بوصیری مصری در قصیده معروف «برده » که از شاهکارهای ادبیات اسلامی است و در مدح رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است و ضمنا پند و اندرزهایی هم دارد می گوید:

النفس کالطفل ان تهمله شب علی حب الرضاع و ان تفطمه ینفطم

یعنی نفس همچون طفلی است که به پستان علاقه مند است.اگر او را به حال خود بگذاری با همین میل باقی می ماند و روز به روز ریشه دارتر می شود و اگر او را از شیر بگیری به ترک پستان خو می گیرد.دیگری می گوید:

النفس راغبة اذا رغبتها و اذا ترد الی قلیل تقنع

یعنی هر چه موجبات رغبت نفس را فراهم کنی بر رغبت می افزاید ولی اگر او را به کم عادت دهی قناعت پیشه می کند.

اشتباه فروید و امثال او در این است که پنداشته اند تنها راه آرام کردن غرایز ارضاء و اشباع بی حد و حصر آنهاست.اینها فقط متوجه محدودیتها و ممنوعیتها و عواقب سوء آنها شده اند و مدعی هستند که قید و ممنوعیت، غریزه را عاصی و منحرف و سرکش و ناآرام می سازد.طرحشان این است که برای ایجاد آرامش این غریزه باید به آن آزادی مطلق داد، آنهم بدین معنی که به زن اجازه هر جلوه گری و به مرد اجازه هر تماسی داده شود.

اینها چون یک طرف قضیه را خوانده اند توجه نکرده اند که همان طور که محدودیت و ممنوعیت، غریزه را سرکوب و تولید عقده می کند، رها کردن و تسلیم شدن و در معرض تحریکات و تهییجات درآوردن آن را دیوانه می سازد، و چون این امکان وجود ندارد که هر خواسته ای برای هر فردی برآورده شود، بلکه امکان ندارد همه خواسته های بی پایان یک فرد برآورده شود، غریزه بدتر سرکوب می شود و عقده روحی به وجود می آید.

به عقیده ما برای آرامش غریزه دو چیز لازم است: یکی ارضاء غریزه در حد حاجت طبیعی، و دیگر جلوگیری از تهییج و تحریک آن.

انسان از لحاظ حوائج طبیعی مانند چاه نفت است که تراکم و تجمع گازهای داخلی آن خطر انفجار را به وجود می آورد.در این صورت باید گاز آن را خارج کرد و به آتش داد ولی این آتش را هرگز با طعمه زیاد نمی توان سیر کرد.

اینکه اجتماع به وسائل مختلف سمعی و بصری و لمسی موجبات هیجان غریزه را فراهم کند و آنگاه بخواهد با ارضاء، غریزه دیوانه شده را آرام کند میسر نخواهد شد. هرگز بدین وسیله نمی توان آرامش و رضایت ایجاد کرد، بلکه بر اضطراب و تلاطم و نارضایی غریزه با هزاران عوارض روانی و جنایات ناشی از آن افزوده می شود.

تحریک و تهییج بی حساب غریزه جنسی عوارض وخیم دیگری نظیر بلوغهای زودرس و پیری و فرسودگی نیز دارد.

از اینجا معلوم می شود که عارفان و نکته سنجان ما که می گویند:

مراد هر که بر آری مطیع نفس تو گشت خلاف نفس که فرمان دهد چو یافت مراد

با روشن بینی و روشن ضمیری عارفانه خود به نکاتی برخورد کرده اند که این آقایان روانشناس روانکاو که در عصر علوم نامشان جهان را پر کرده متوجه نشده اند.

اما اینکه می گویند: «الانسان حریص علی ما منع منه » مطلب صحیحی است ولی نیازمند به توضیح است.انسان به چیزی حرص می ورزد که هم از آن ممنوع شود و هم به سوی آن تحریک شود; به اصطلاح تمنای چیزی را در وجود شخصی بیدار کنند و آنگاه او را ممنوع سازند. اما اگر امری اصلا عرضه نشود یا کمتر عرضه شود، حرص و ولع هم نسبت بدان کمتر خواهد بود.

فروید که طرفدار سرسخت آزادی غریزه جنسی بود، خود متوجه شد که خطا رفته است، لذا پیشنهاد کرد که باید آن را از راه خاص خودش به مسیر دیگری منحرف کرد و به مسائل علمی و هنری نظیر نقاشی و غیره منعطف ساخت و به اصطلاح طرفدار تصعید شد; زیرا تجربه و آمار نشان داده بود که با برداشتن قیود اجتماعی، بیماریها و عوارض روانی ناشی از غریزه جنسی بیشتر شده است.من نمی دانم آقای فروید که طرفدار تصعید است از چه راه آن را پیشنهاد می کند.آیا جز از طریق محدود کردن است؟

در گذشته افراد بی خبر به دانشجویان بی خبرتر از خود می گفتند انحراف جنسی، یعنی هم جنس بازی، فقط در میان شرقیها رایج است و علتش هم دسترسی نداشتن به زن بر اثر قیود زیاد و حجاب است.اما طولی نکشید که معلوم شد رواج این عمل زشت در میان اروپاییها صد درجه بیشتر از شرقیهاست.

ما انکار نمی کنیم که دسترسی نداشتن به زن موجب انحراف می شود و باید شرایط ازدواج قانونی را سهل کرد، ولی بدون شک آن مقدار که تبرج و خودنمایی زن در اجتماع و معاشرتهای آزاد سبب انحراف جنسی می شود به مراتب بیشتر از آن است که محرومیت و دست نارسی سبب می گردد.

اگر در مشرق زمین محرومیتها باعث انحراف جنسی و همجنس بازی شده است، در اروپا شهوترانیهای زیاد باعث این انحراف گشته است، تا آنجا که در بعضی کشورها - همان طور که در روزنامه های خبری خواندیم - رسمی و قانونی شد، و گفته شد چون ملت انگلستان عملا این کار را پذیرفته است قوه مقننه باید از ملت پیروی کند، یعنی نوعی رفراندم قهری صورت گرفته است.بالاتر اینکه در مجله ای خواندم در بعضی کشورهای اروپایی پسرها رسما با یکدیگر ازدواج می کنند.

در شرق هم محرومین آن قدر سبب رواج انحراف جنسی نبودند که صاحبان حرمسراها بودند، و به اصطلاح اعراب این انحراف از «بلاط » ملوک و سلاطین آغاز شده است.

پی نوشت:

1- ق/ 30.

منبع

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
جمعه 29/5/1389 - 16:13 - 0 تشکر 222765

حجاب اسلامی در چه چیزهایی تعریف می شود؟


پاسخ :

شایسته است پیش از پرداختن به پاسخ این پرسش، توضیح كوتاهی دربارة حجاب و حدود آن ارائه گردد تا براساس آن بتوان به نحو خوبتری مصادیق عینی و خارجی آن را بیان كرد. حجاب از نظر لغوی به معنای پرده است و لذا در متون فقهی اصلاً به مفهوم پوشش زن مسلمان به كار نرفته و بدین منظور از واژه «ستر» بهره گرفته شده است. از این جهت، علی رغم اینكه از نظر عرفی به معنای پوشش زن به كار می رود، اما قدری دارای ابهام بوده و گمراه كننده است. چون ممكن است، بخاطر معنای لغوی آن چنین تصور شود كه معنای باحجاب بودن زن مسلمان این است كه وی پرده نشین باشد و از حضور در صحنه‌های سیاسی و اجتماعی محروم گردد. در حالی كه واقعیت غیر از این است و زن می تواند با حفظ پوشش لازم، در این عرصه ها حضور یابد.
قرآن مجید در مقام بیان حكم پوشش زن مسلمان، صرفاً بر لزوم و وجوب آن تأكید می كند و می فرماید: «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها؛[1] به زنان با ایمان بگو چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ كنند و زینت خود را، جز آن مقدار كه نمایان است، آشكار ننمایند... از این رو، اكثر مفسران همانند علامه طباطبایی[2] و دیگران در مقام تفسیر این آیه شریفه این وجه را بیان كرده اند؛ بر آن اند كه مراد از زینت، مواضع و جاهای آن است. چنانكه صاحب تفسیر كشاف در این رابطه می گوید: ذكر زینت و نه مواضع آن به منظور تأكید و مبالغه در ستر و پوشش است. زیرا زینت در مواضع و قسمت هایی از بدن قرار می گیرد كه برای نامحرمان نگاه به آن جائز نیست؛ همانند ذراع (فاصله میان آرنج تا مچ دست) ساق، سینه، گردن، بازو، گوش و سر. از این جهت، نهی از اظهار و یا آشكار نمودن خود زینت به این معنا است كه وقتی نظر بر زینت، بدلیل قرار داشتن در قسمت هایی از بدن، حرام است،نظر بر خود آن جاها قطعاً و به طریق اولی حرام می باشد.[3]
بنابراین، مراد از زینت، همان مواضع و آن قسمت از بدن انسان است كه زینت در آن جاها قرار می گیرد. حال این سؤال مطرح می شود اینكه چه مقدار از بدن یا كدام مواضع زینت باید پوشانده شود تا معلوم شود پوشش اسلامی زن، رعایت شده است؟ زیرا بعضی از مواضع زینت یا قابل پوشاندن نیست و یا پوشاندن آن موجب دشواری و به سختی افتادن است. چنانكه دست ها محل انگشتر و چشم ها محل سرمه كشیدن كه هر كدام زینت به شمار می آید، می باشد.
و اگر پوشاندن دست و صورت هم واجب باشد، زن مسلمان دچار سختی ها و ناراحتی های زیادی خواهد شد. لذا قرآن كریم در ادامه همان آیه شریفه، بعضی از اعضای بدن را از مشمولیت وجوب حجاب خارج نموده آن عده از مواضع زینت را كه خود بخود آشكار است و نمی توان آن ها را پوشاند، از حكم یاد شده بیرون كرده است. بر این اساس، مفسران با استناد به روایت امام صادق ـ علیه السلام ـ[4] در این زمینه گفته اند : مراد آیه شریفه از اعضایی كه خود بخود آشكار و نمایان است، صورت، دست ها و پاها می باشد. هم چنانكه در بعضی روایات آمده است كه پوشاندن زینت های آشكار، مثل سرمه كشیدن و انگشتر لازم نیست.
پس یقیناً صورت، دست ها و پاها از حكم وجوب پوشاندن خارج است و در هیچ حالتی لازم نیست این قسمت از بدن كه بطور طبیعی و ناخواسته آشكار و نمایان است، پوشانده شود.
در نهایت به این نتیجه می رسیم كه از نظر اسلام، آنچه لازم است پوشاندن تمام بدن، به جز صورت، دست ها و پاها است و این از ضروریات و مسلمات است. نه از نظر قرآن و حدیث و نه از نظر فتاوی در این باره اختلاف و تشكیكی وجود ندارد.[5]


[1] . نور، 31.
[2] . المیزان، ج 15، ذیل آیه 31 سوره نور.
[3] . فضل الله؛ تفسیر من وحی القرآن؛ الطبعة الثانیه؛ جلد 16؛ لبنان: دارالملاك؛ 1998، ص 300ـ304.
[4] . كافی، ج 5، ص 520، حدیث 1.
[5] . شهید مطهری، مسئله حجاب، چاپ 34؛ تهران، صدرا، 1370، ص 181.

ادامه در پاسخ بعدی

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
جمعه 29/5/1389 - 16:17 - 0 تشکر 222767

تاكنون اصل وجوب پوشش و حدود آن بیان شد اما كیفیت و نوع آن كه ظاهراً سؤال بیشتر بر آن متمركز است، باید گفت در این باره از نظر شرعی محدودیتی وجود ندارد و انتخاب آن تابع عرف و شرایط اجتماعی است. و طبعاً به دلیل تفاوت عرف و آداب جوامع، در یك جامعه پوشیدن چادر، در جامعة دیگر مثلاً مانتو و شلوار بلند همراه با روسری و در جامعه سوم پوشیدن بُرقع و غیر آن، بهترین پوشش به شمار می آید. هم چنانكه زمان و شرایط زمانی هم بر این مسئله تأثیر می گذارد. در یك مرحله زمانی همانند اوایل انقلاب اسلامی، بدلیل وجود حال و هوای انقلابی گری، زنان مسلمان و در كل جامعه نسبت به نوع لباس و پوشش آنان حساسیت بیشتری دارند و سعی می شود آداب و رسوم سنّتی مردم در این زمینه بخوبی حفظ شود و این مسئله آنقدر اهمیت پیدا می كند كه بعضی از خانم های مبارزه در جبهه جنگ هم چادر سنّتی را كنار نمی گذارند. اما با گذشت زمان و پیدایش تحولات اجتماعی و فرهنگی در جامعه، نوع لباس كم كم تغییر می كند و آنگونه كه امروزه دیده می شود، در تعدادی از شهرها، زنان و دختران نسبت به پوشیدن چادر، آزاداند و بیشتر علاقمنداند تا بدون چادر و با مانتور و شلوار در بیرون از خانه، ظاهر شوند.
بنابراین، همانطوریكه تفاوت و اختلاف جوامع از یك كشور به كشور دیگر و حتی از یك شهر به شهر دیگر در نوع و كیفیت لباس و پوشش زنان، اثرگذار است، اختلاف زمانی نیز بر این مسئله اثر می گذارد. امّا آنچه از نظر شرعی نباید تغییر كند و همواره ثابت و پابرجا بماند، اصل پوشش و حفظ حجاب است، نه نوع و شكل آن و از نظر شرعی آنچه اهمیت دارد، همین مسئله است. پس، زن مسلمان می تواند مطابق آداب عرفی و رسوم اجتماعی محیط زندگی خود، هر نوع لباسی را بپوشد و از نظر شرعی، حجاب خود را هم حفظ كند. زیرا، از نظر شرعی، نوع و كیفیت و یا رنگ و مدل لباس و پوشش زن مسلمان تعیین نشده و بلكه انتخاب آن، یك امر عرفی و اجتماعی است كه در زمان ها و مكان های متفاوت، فرق دارد.
هم چنین در مورد رنگ و سایر ویژگی های لباس و پوشش نیز آداب و رسوم اجتماعی تعیین كننده می باشد و از نظر شرعی آنچه اهمیت دارد، پوشش مطلوب و كامل است، نه رنگ و نوع و كیفیت خاص آن. چنانكه در صدر اسلام زنان عرب، اطراف روسری های شان را بالا انداخته و یا به پشت رها می كردند و در اثر آن گردن و مقداری از سینه های شان نمایان می شد. قرآن كریم دستور می دهد زنان مسلمانان باید اطراف روسری های شان را روی سینه بیندازند تا بدن آنان پوشش كامل داشته باشد. امّا راجع به اندازه، رنگ، كیفیت و مشخصات جزیی آن بیانی ندارد. بنابراین انتخاب پوشش، حق خود زنان است امانكته ای كه باید در این رابطه مورد توجه باشد این است كه نوع و كیفیت پوشش نباید به گونه ای باشد كه با فلسفه حجاب و حكمت تشریع آن منافات داشته باشد و لذا در این جهت، وجه دوم تفسیر آیه شریفه كه قبلاً بیان شد قابل دقت و تأمل می باشد.
از این رو، شأن زن مسلمان اقتضا دارد تا لباس، متناسب با شأن و متانت وی باشد و طبعاً لباس زشت و زننده و چسبیده به تن مغایر با وضعیت زن مسلمان و مخالف با حكمت تشریع حجاب و وجوب ستر است.
منبع برای مطالعه بیشتر
1. پوشش زن در اسلام، اثر ابوالاعلی مودودی، ترجمة احمد صادقی.
2. پوشش زن در گستره تاریخ، نوشته طیبه پارسا.
3.حجاب و كشف حجاب در ایران، نوشته فاطمه استادملك

منبع

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
دوشنبه 19/2/1390 - 14:8 - 0 تشکر 316242

مقدار حجاب چقدر باید باشد؟ 
حجاب تنها برای خانم ها نیست که آقایان هم باید مراقب گرد و خاک کردن ها باشند که طوری رفتار نکنند که دل های دیگران را به لرزه در آورند. که قلب های نامحرمان را به خود گره نزنند که هر کس بر سر راه دل ها بنشیند و آنها را برای خود به لرزه در آورد، راهزن است و طاغوت.
شاید درک این نکته برای خیلی ها سخت باشد ولی تو این را در نظر بگیر که حتی زن و شوهر هم نباید بر دل یکدیگر حکومت کنند. (این حکومت کردن فراتر از دوست داشتن و عشق ورزیدن است) زن و شوهر هر دو باید در راه رسیدن در راه وصال حضرت حق طی مسیر بدهند و این حکومت یکی بر دیگری که همه ی قلب و دل دیگری را در خود نگهدارد، مانع از طی این راه و رسیدن به خداست و هر کس خلق را در خود نگهدارد و با تلاق استعدادهای عظیم او بشود او هم طاغوت است. 

دوشنبه 19/2/1390 - 14:19 - 0 تشکر 316245

مقدار حجاب

مقدار این حجاب که دیگر تنها منحصر به خانم ها نیست با همراهی این بینش و این زاویه ی دید تعریف می شود و همیشه یک شکل و یک مقدار نداردکه تو می بینی آنجایی که مرض بیشتر است که جامعه ات که اعضای جامعه ات با کوچکترین حرکت های تو، که با لباس تو با کفش تو با نوع نگاه تو با حرف زدن تو تحریک می شود. بیشتر حد نگه می داری ، که بیشتر دور می شوی که مبادا کاری انجام دهی که جامعه ات را به نابودی بکشانی.

نه این که از جامعه دل ببری و به گوشه ای پناه بیاوری که با نوع درست برخورد که با دوری از گرد و خاک به این جامعه ی مریض روی می آوری تا درمانش کنی.

این غلط است که تا وقتی من می توانم بدون آنکه دل هم جنس خود را بلرزانم او را اصلاح کنم، وقتی مردها می توانند مردهای مریض را درمان کنند و خانم ها خانم ها را . راه را اشتباه برویم و حوزه ها را با هم مخلوط کنیم.

هنگامی که خانم ها می توانند در مجالس زنانه با روی خوش و لباسی زیبا نسبت به جذب خانم های دیگر و رشد آنها اقدام کنند، چه ضرورتی دارد که این مجالس را با ورود آقایان به حاشیه بکشانند و همینطور برای آقایان.

اینجا با این بینش، نوع برخوردها و مقدار حجاب با جامعه مرتبط است. که تو همواره باید حجابت حجاب اسلامی باشد اما گاهی باید فراتر بروی که گردی بلند نکنی. و آنجا که ضرورت دارد در حوزه ای که تکلیف توست وارد عمل شوی آنجا که حضرت فاطمه (س) خطبه می خواند، آنجا که حضرت زینب (س) به میان جمع می آید خطبه می خواند با این بینش قابل تفسیر است.

تا آن زمان که ضرورتی برای حضور نبود، خطبه ای هم نبود و آنجا که باید به میدان بیایند و روشنگری کنند خطبه می خوانند که راه را از بی راهه ها نشان می دهند. مقدار حجاب و نوع برخورد ها و ورود به عرصه ها همیشه یک شکل نیست و براساس تکلیف ها و ضرورت ها تعریف می شود. با چنین ملاک هایی می توانی تفاوت ها را در چگونگی ورود به عرصه های مختلف درک کنی، که اسلام نه تنها عمل که عامل ها و انگیزه ها را در نظر دارد و با این ملاک ها و معیارها، احکامش را طرح می کند.

برگرفته از دفتر ازدواج از سلسله مباحث طرحی برای زندگی، به قلم: سید محمد زاهدی.ش

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.