• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن اجتماعي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
اجتماعي (بازدید: 1282)
چهارشنبه 27/5/1389 - 10:7 -0 تشکر 222017
غیرت

بسم الله الرحمن الرحیم

 

- غیرت همراه با محبت و از ایمان نشأت میگیره و انسان نسبت به کسانی که بهشون محبت داره یا نسبت به ارزشهایی که براش محترمن غیرت نشون میده

- انسان و بطور خاص مرد بعنوان مظهر قدرت و اقتدار خداوند مأموریت دفاع از ارزشها رو به عهده داره و اجازه و قدرت لازم برای انجام این کار رو خود خداوند بهش عنایت فرموده تا هر باطلی که بخواد در مقابل حق عرض اندام کنه رو به خاک سیاه بشونه

- مرد بطور خاص وظیفه محافظت از زن و به طریق اولی حفظ حریم خانواده خود را هم بر عهده دارد و اجازه دست‌درازی به ناموس و حریمش رو نمیده حتی اگه به قیمت خون اون افراد پست مهاجم تموم بشه

- زن مسلمان ناموس مرد مسلمان و مرد باید نسبت به ناموسش غیرت توأم با خیرخواهی داشته باشه و برادر مسلمان باید دورادور مراقب خواهر مسلمانش باشه

- غیرت ایجاب میکنه که مرد در مواجهه با زن حس مراقبت و محافظت از زن رو داشته باشه نه حس بهره گیری و تصاحب و نه بی‌تفاوتی

- غیرت مرد برای زن رحمت و امنیت و اگه این غیرت درست و بجا باشه برای زن شیرین و دلخواه و مرد هر چقدر باغیرتتر باشه نسبت به زن مهربانتر که این مفهوم از مضمون این دو حدیث هم بدست میاد که اولا غیرت از ایمان و ثانیا بعید ایمان کسی بیشتر شود و نسبت به زن مهربانتر نشود

 

- نقش زن در قبال غیرت مرد

زن باید خودش هم قدر خودش رو بدونه و مراقب خودش باشه کاری نکنه که به خطر بیفته تا مرد بدونه که اعمال غیرتش بی‌فایده نیست

زن هر چقدر کانون خانواده رو گرمتر کنه غیرت مرد بیشتر میشه تا از نفوذ سردی بیرون به گرمای درون خانواده جلوگیری کنه

زن باید مرد رو تکیه‌گاه خودش قرار بده و جوری رفتار نکنه که انگار به کسی نیاز نداره و خودش از پس همچی بر میاد

زن باید اقتدار مرد رو حفظ کنه و مدیریت رو به مرد واگذار کنه بدون اجازه شوهرش کاری نکنه و اجازه بده مرد جوانب کار رو بسنجه بعد اقدام کنه

زن نباید به هر کسی اعتماد کنه چون از لحاظ ظاهری مرد بودن دلیل بر وجود غیرت و مردانگی نیست و مردها با اندازه خدا ترسی و پرهیزگاری که دارن قابل اعتمادن

زن باید غیرت مرد رو طلب کنه و قدردان حمایت و محافظت مرد باشه حتی اگه از این بابت متحمل زحمتی هم شد باید اون زحمت رو بر خودش هموار کنه

زن باید به خواسته‌های ناشی از غیرت مرد توجه داشته باشه و اونا رو لحاظ کنه چون میزان اثربخشی و اعمال غیرت مرد به میزان پذیرش این غیرت از طرف زن بستگی داره

 

- غیرت باعث پر رنگ شدن مرز بین درون و بیرون خانواده میشه و مثل حائل، حریم خانواده رو از شر آلودگیها و بدیها حفظ میکنه و محیط خانواده رو برای رشد و شکوفایی آماده و مساعد نگه میداره

- غیرت باید از درون بجوشه و جوری ظهور و بروز داشته باشه که کسی جرأت نداشته باشه کاری کنه که این غیرت بجوش بیاد و پستی‌ها و رذالتها در نطفه خفه بشن و کار به برخورد نرسه

- اگر غیرت انسان در حد بالایی باشه لازم نیست حتما به خود شخص یا ارزشهاش اهانت صورت گرفته باشه تا انسان غیرت به خرج بده بلکه با هر تعدی و هر ظلمی به هر کس و اهانت به هر ارزشی اون غیرت خدادادی و خدایی به جوش میاد و انسان بخاطر حق و محافظت از ارزشها قیام میکنه

- غیرت یعنی راضی نشدن به ذلت و خواری و راضی نشدن و چشم فرو نبستن به روی انجام معصیت خدا به هیچ وجه و به هیچ دلیلی و به هیچ قیمتی یعنی دفاع از ناموس، شرافت و ارزشها به هر قیمتی که شده و این برندگی از ایمان قلبی نشأت و از غیرت خداوندی سرچشمه میگیره و همانا که خداوند غیورترین غیرتمندان است و غیرتمندان را دوست میدارد

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
چهارشنبه 27/5/1389 - 10:15 - 0 تشکر 222024

یامبر اعظم صلی الله علیه و آله فرموده است اِنَّ اللّه َ تَعالی یَغارُ لِلْمُسلمِ فَلْیَغَرْ

همانا خداوند نسبت به مسلمان غیرت دارد. پس مسلمان نیز باید غیرت داشته باشد

حضرت علی علیه السلام فرموده است قَدْرُ الرَّجُلِ عَلی قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ عِفَّتُهُ عَلی قَدْرِ غَیْرَتِهِ

ارزش آدمی به اندازه همت او و پاک دامنی او به اندازه غیرت اوست

حضرت علی علیه السلام فرموده است غَیْرَةُ المُوْمِنِ بِاللّه ِ سُبحانَهُ؛

غیرت مؤمن برای خدای سبحان است

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید اِنَّ اللّه َ تَعالی یُحِبُّ مِنْ عِبادِهِ الغَیُور

خداوند متعال، بندگان غیرتمند خویش را دوست می دارد

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود لا اَحَدَ اَغْیَر مِنَ اللّه ِ فِلِذلِکَ حَرَّمَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ

هیچ کس، غیرتمندتر از خدا نیست. پس از همین رو، زشت کاری ها را از آشکار و نهان، حرام کرده است

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود اِنّی لَغَیُورٌ وَاللّه َ عَزَّوَجَلَّ اَغْیُر مِنّی وَ اِنَّ اللّه َ تَعالی یُحِبُّ مِنْ عِبادِهِ الْغَیورِ

به راستی که من غیرتمندم و خدای عزوجل، از من غیرتمندتر است و خداوند متعال، بندگان غیرتمند خویش را دوست می دارد

حضرت علی علیه السلام می فرماید اِنَّ اللّه َ یَغارُ لِلْمُؤْمِنِ فَلْیَغَرْ مَنْ لا یَغارُ فَاِنَّه مَنْکُوسُ الْقَلْبِ

راستی خداوند نسبت به مؤمن غیرت دارد. پس بی غیرت، از خود غیرت نشان دهد؛ زیرا آدم بی غیرت، واژگونه دل است

از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کنند اَلْغَیْرَةُ مِنَ الاِیمان وَ الْمَذاءُ مِنَ النِّفاقِ

غیرت، از ایمان است و بی غیرتی، از نفاق

امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: «عَلی قَدْرِ الْحَمِیَّةِ تَکُونُ الْغَیْرَة؛

غیرت، به اندازه تعصب بستگی دارد

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می فرماید اَلْغَیْرَةُ مِنَ الاِیمانِ وَ الْبَذاءُ مِنَ الْجَفاءِ

غیرت، از ایمان است و بدزبانی، از نافرهیختگی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمود اَرْغَمَ اللّه ُ اَنْفَ مَنْ لا یَغارُ مِنَ الْمُؤْمِنینَ

خداوند، بینی مؤمنی را که غیرت ندارد، به خاک می مالد

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله فرمود: «اِنَّ الغَیْرَةَ مِنَ الاِیمانِ؛

همانا غیرت از ایمان است

از امام صادق علیه السلام نقل است اِنَّ اللّه َ تبارَکَ وَ تَعالی غَیُورٌ یُحِبُّ کُلَّ غَیورِ وَ لِغَیْرَتِهِ حَرَّمَ الْفَواحِشَ ظاهِرَها وَ باطِنَها

خدای تبارک و تعالی غیرتمند است و هر غیرتمندی را دوست می دارد و از غیرت مندی اوست که زشت کاری ها را از پیدا و پنهان حرام کرده است

منبع

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
چهارشنبه 27/5/1389 - 10:23 - 0 تشکر 222034

غیرت و مردانگی


«غیرت» به معنای رَشك و حسد مردانه و سرشار از صفات آن است و در تداول فارسی زبانان به معنای حمیّت و محافظت عصمت و آبرو و ناموس ونگهداری عزّت و شرف آمده است.[1]
علمای اخلاق نیز غیرت را چنین تعریف كرده اند، غیرت و حمیّت، یعنی تلاش در نگهداری آنچه كه حفظش ضروری است، این صفت در قالب مطلوبش از شجاعت، بزرگ منشی و قوت نفس انسان سرچشمه می گیرد و یكی از ملكه های نفسانی انسان و سبب مردانگی است و مردِ بی غیرت از زمره مردان خارج است.[2]
اگر غیرت بری با درد باشی وگر بی غیرتی نامرد باشی[3]
ضرورت غیرت
«غیرت» یكی از كمالات انسانی است كه دست پرتوان آفرینش، اسباب آن را در وجود آدمی تعبیه كرده است. غیرت ورزی در حد عالی آن، لازمه انسانیت آدمیان مخصوصاً مؤمنان پرهیزكار است. امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ فرمود:
«اِنَّ اللهَ یَغارُ لِلْمؤمِنِ فَلْیَغَرْ، مَنْ لا یَغارُ فَاِنَّهُ مَنْكُوسُ الْقَلْبِ»[4]
خداوند برای مؤمن، غیرت می ورزد، پس او نیز باید غیرت آورد. هر كس غیرت نورزد، دلش وارونه است.
شاید مراد از وارونگی دل این باشد كه شخص بی غیرت از حالت طبیعی انسان خارج شده و به ورطه پوچی و تباهی سقوط كرده است.
وجود غیرت در جامعه انسانی تا آنجا ضروری و حیاتی است كه شارع مقدس اسلام در تشریع احكام نیز به آن عنایت داشته است. رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:
«اَلا وَ اِنَّ اللهَ حَرَّمَ الْحَرامَ وَ حَدَّ الحُدودَ وَ‌ ما اَحَدٌ اَغْیَرَ مِنَ اللهِ وَ مِنْ غَیْرَتِهِ حَرَّمَ الْفواحِشَ»[5]
آگاه باشید كه خداوند، محرمات را حرام و حدود را وضع كرد و هیچ كس غیورتر از خدا نیست كه از روی غیرت، زشتیها را حرام كرده است.
بر همین اساس، خدا به هر غیرتمندی نظرلطف و مرحمت دارد. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
«اِنَّ اللهَ غَیوُرٌ یُحِبُّ كُلَّ غَیورٍ»[6]
خداوند، غیور است و هر غیرتمندی را دوست دارد.
از آنچه گذشت، به اهمیت، ضرورت و تقویت غیرت پی می بریم، ذكر این نكته نیز ضروری است كه انسان با شنیدن واژه غیرت، ناموس و حریم خانواده در ذهنش تداعی می شود در حالی كه مرز غیرت از این حد فراتر رفته انواع و اقسام دیگری را شامل می شود كه اهمیت آنها نیز از غیرت ناموسی كمتر نیست. در این جا به انواع غیرت اشاره می شود.
انواع غیرت
شاید بتوان انواع غیرت را به تعداد پدیده هایی كه نزد انسان تقدّس و حرمت دارد، گسترش داد كه در این صورت از مرز شمارش فراتر می رود. اما از دیدگاه دیگر می توان همه پدیده های مقدّس را در قالب دین، ناموس و آبرو و میهن خلاصه كرد كه در نتیجه، غیرت به سه نوع: دینی، ناموسی و ملّی تقسیم می شود.


[1] . لغت نامه دهخدا، واژه غیرت.
[2] . جامع السعادات، ج 1، ص 266.
[3] . لغت نامه دهخدا، واژه غیرت، (شعر از نظامی).
[4] . بحارالانوار، ج 79، ص 115.
[5] . همان، ج 76، ص 332.
[6] . فروع كافی، ج 5، ص 535، دارصعب، بیروت.

ادامه در پاسخ بعدی

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
چهارشنبه 27/5/1389 - 10:27 - 0 تشکر 222037

الف ـ غیرت دینی
منظور از غیرت دینی، این است كه انسان مسلمان نسبت به كیان اسلام و آنچه بدان مربوط می شود حسّاس باشد، با تمام توان در اثبات و اجرای آن بكوشد و از كوچكترین خدشه و تعرّضی نسبت به آن جلوگیری كند. بر این اساس، جهاد، امر به معروف و نهی از منكر، سفارش به حق‌ و صبر، تعلیم و تعلّم و... می تواند در راستای غیرت دینی قرار گیرد، چرا كه هر یك از موارد یاد شده از یك سو، در تحكیم احكام اسلام مؤثر است و از سوی دیگر، با ضدّ آن سرستیز دارد.
قرآن مجید با لحن تحریك آمیزی از مسلمانان می خواهد كه ضمن تقویت غیرت دینی خویش در موارد لزوم، آن را به كار گیرند و از اسلام و مسلمانان بی یاور دفاع كنند:
«وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلوُنَ فی سَبیلِ اللهِ وَ الْمُستَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ و النِساءِ وَ الْوِلْدانِ»[7]
شما را چه شده كه در راه خدا و مردان و زنان و كودكان مستضعف نمی جنگید؟
پیام این آیه نشانگر آن است كه جنگیدن در راه خدا و تلاش در رهاسازی مستضعفان خواستِ خدا و لازمه مسلمانی است كه اگر انجام نپذیرد، دور از انتظار و مورد اعتراض خدا قرار می گیرد.
امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ نیز غیرت را عین دیانت دانسته، فرمود:
«غَیْرَهُ الرَّجُلِ ایمانٌ»[8]
غیرت مرد (عین) ایمان است.
همه غزوه ها و سریّه های پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ جنگ های سه گانه امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ مبارزه و صلح تحمیلی امام مجتبی ـ علیه السلام ـ و حماسه جاوید عاشورا و مبارزات بی امان پیشوایان معصوم ـ علیهم السّلام ـ و علمای دردآشنا در طول تاریخ، جملگی رنگ «غیرت دینی» دارد، خداوند می فرماید حتی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از اینكه مردم ایمان نمی آورند، نزدیك بود هلاك شود.
«لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ اَلّا یَكُونوُا مُؤْمِنینَ»[9]
گویا از اینكه ایمان نمی آورند. می خواهی جانت را از دست بدهی!
امام علی ـ علیه السلام ـ از این كه مسلمانان نسبت به اجرای احكام اسلام و جهاد در راه خدا، بی تفاوتی نشان می دادند، دلش چركین بود و از خدا مرگ طلب كرد.
«... قاتَلَكُم اللهُ لَقَد مَلَاتُم قَلْبی قَیحاً وَ شَحَنْتُم صَدری غَیظاً...»[10]
خدا مرگتان دهد كه دلم را چركین كردید و سینه ام را از خشم آكندید!
همچنین می فرماید:
«وَ لَوَدِدْتُ اَنَّ اللهَ فَرَّقَ بَیْنی وَ‌ بَیْنَكم وَ الْحَقَنی بِمَنْ هُوَ اَحق بی مِنْكُم...»[11]
دوست دارم كه خدا میان من و شما جدایی افكند و به كسی كه سزاوارتر از شما به من است، ملحقم سازد.


[7] . نساء (4)، آیه 75.
[8] . شرح غررالحكم، ج 4، ص 377.
[9] . شعرا (26)، آیه 3.
[10] . نهج‌البلاغه، خطبه 27، ص 96.
[11] . همان، خطبه 115، ص 364

ادامه در پاسخ بعد

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
چهارشنبه 27/5/1389 - 10:29 - 0 تشکر 222040

ب ـ غیرت ناموسی
حمایت و حفاظت از ناموس، ارتباطی تنگاتنگ با شرف و مردانگی شخص مسلمان دارد و اسلام با تأكید از او خواسته كه از ناموس خود و هم كیشانش در برابر هر گونه گزند داخلی و خارجی به شدت دفاع كند و كمترین مسامحه ای از خود بروز ندهد، حتی روایت شده كه:
«اگر كسی ببیند كه مرد بیگانه ای با همسرش نزدیكی می كند، می تواند هر دو را بكشد»[12]
فتوای امام راحل (قدس سرّه) نیز چنین است:
اگر به ناموس كسی ـ خواه همسرش باشد یا دیگران ـ به قصد تجاوز حمله شود، واجب است به هر وسیله ممكن آن را دفع كند گرچه به كشتن مهاجم بیانجامد، بلكه اگر قصد آبروریزی به كمتر از تجاوز هم داشته باشد، به ظاهر حكمش همین است.»[13]
همچنین، مسلمانان وظیفه دارند كه در میان خود ـ در روابط اجتماعی و خانوادگی ـ عفّت شخصی و عمومی را رعایت كنند. زنان با حجاب كامل اسلامی و رعایت شؤون اجتماعی، از هر گونه خودنمایی و تحریك مردان امتناع ورزند و مردان نیز با متانت و حفظ امانت نسبت به پاكدامنی خود و دیگران همت گمارند. نیز ناموس خویش را از رفت و آمدهای غیرضروری، پوشیدن لباسهای جلف و زننده، هر گونه خودآرایی در اجتماع، سخن گفتن و روبرو شدن با نامحرم و... باز دارند تا زمینه های ناامنی ناموسی محو شده، جای خود را به امنیت و عفت بدهد.


[12] . وسائل الشیعه، ج 28، ص 149.
[13] . تحریر الوسیله، امام خمینی، ج 1، ص 87

ادامه در پاسخ بعدی

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
چهارشنبه 27/5/1389 - 10:31 - 0 تشکر 222043

ج ـ غیرت ملّی
مراد از «غیرت ملّی» احساس مسؤولیت در برابر تمامیت ارضی كشور اسلامی و دلسوزی و حمایت از مسلمانان و عزت و شرف آنان است كه به شكلی با «غیرت دینی» و «غیرت ناموسی» نیز پیوند دارد.
ناگفته مشخص است كه «ملّی گرایی»‌ به معنای امروزی از نظر اسلام محكوم و نامعقول است؛ ولی وطن دوستی و مشاركت در دفاع از میهن و هم میهنان مسأله ای است كه با سرشت انسانی عجین و از سوی اسلام نیز به رسمیت شناخته شده است و روایت زیر گواه آن می باشد:
«حُبُّ الْوَطَنِ مِنَ الْایمانِ»[14]
وطن دوستی از ایمان است.
پس از جنگ صفّین و فتنه حكمیّت، نیروهای معاویه یك سلسله عملیات ایذایی در نوار مرزی و شهرهای تحت فرمان امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ انجام داند، آن حضرت از چنین جسارتی بسیار دلگیر شد و با جدّیت از نیروهای خویش خواست كه به این حملات پاسخ دهند و پس از آنكه شنید ضحّاك بن قیس به زائران خانه خدا حمله كرده و اموالشان را به غارت برده است، به مردم فرمود:
«... لایُدرَكُ الْحَقُّ الّا بِالْجِدّ اَیَّ دارٍ بَعْدَ دارِكُمْ تَمْنَعُونَ وَ‌ مَع اَیّ اِمام بَعْدی تُقاتِلُونَ»[15]
حق، جز در سایه تلاش و كوشش به دست نمی آید، پس از (تصرف و غارت) این میهن از چه دیاری دفاع خواهید كرد و بعد از من، همراه كدام پیشوا خواهید جنگید؟
امام خمینی (قدس سرّه) در این باره چنین فتوا داده است:
«اگر دشمنی به كشور اسلامی یا مرزهای آن حمله كند و اسلام و جامعه اسلامی مورد خطر قرارگیرد، بر مسلمانان واجب است كه به هر وسیله ممكن و با بذل جان و مال از آن دفاع كنند.»[16]


[14] . سفینه البحار، قمی، ج 2،ص 668، (برای اطلاع بیشتر از حدود و مرز میهن اسلامی به المیزان، ج 4، ص 2، رجوع كنید).
[15] . نهج‌البلاغه، خطبه 29، ص 103.
[16] . تحریرالوسیله، ج 1، ص 485.

منبع: اندیشه قم

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
چهارشنبه 27/5/1389 - 11:2 - 0 تشکر 222057

غیرت حسینى

غیرت در فرهنگ انسانى و دینى کاربرد و قلمرو گسترده اى دارد. واژه شناسان در معناى این واژه نوشته اند:

«واکنشى طبیعى است که آدمى نسبت به دخالت هاى نابجا و نارواى دیگران، در آنچه دوست مى دارد از خود نشان مى دهد».(1)

غیرت از لوازم محبت است، چه هر که محب است، به ناچار غیور بود.

«غیرتمند کسى است که نگاهدار عصمت و آبرو و شرف و عزت است و از قبول اهانت بر عرض خود ابا دارد».(2)

در نظام آفرینش غیرت جایگاه ویژه اى دارد. در بسیارى از حیوانات این حس دفاع به چشم مى خورد و در تمامى انسان ها این حس وجود دارد که در برابر هجوم به آنچه دوست مى دارند، مانند مال، فرزند، ناموس، آبرو و دین، آرام نمى نشینند و با یورش گران درگیر مى شوند و به دفاع از جان، مال و...خود برمى خیزند وجود این حالت، یک ارزش انسانى است که از اراده اخلاقى او سرچشمه مى گیرد. به هر نسبت که آدمى در گرداب خواسته هاى شهوانى و حیوانى فرو رود و از عفاف و تقوى و طهارت دور شود، این حالت رنگ مى بازد و به جایى مى رسد که این احساس در او مى میرد و بى تفاوت و بى غیرت مى گردد.

غیرت در فرهنگ دینى

اسلام دینى است هماهنگ با فطرت و عقل بشرى. آنچه در تکوین و آفرینش انسان به عنوان وسیله حراست و نگاهبانى گوهر انسانى او پیش بینى شده و در نهاد او به ودیعت گذاشته شده؟، در تشریع و قانون گذارى شرع نیز مورد تأیید و حمایت قرار گرفته است. امام صادق(ع) ده چیز را به عنوان بزرگوارى اخلاق (مکارم اخلاق) نام برده که غیرت از آن شمار است.

پیامبر اکرم(ص) مى فرماید:«الغیرة من الایمان؛(3) غیرت جزئى از ایمان است.»

امام على(ع) فرمود: «ما زنى غیور قط؛(4) انسان غیرتمند هرگز آلوده دامن نمى شود.»

در برخى از احادیث مى خوانیم: «خداوند غیور است و حرام ها را دوست نمى دارد».(5)

از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمود: «ما احد اغیر من اللّه و من غیرته انه حرّم الفواحش وحد الحدود؛(6) هیچ کس از خدا با غیرت تر نیست. از این روى، خداوند تمام کارهاى زشت را حرام کرده و براى آنها مرزهایى معین کرده است.»

این سخن اشاره است به آیه شریفه:

«قلّ انّما حرّم ربّى الفواحش ما ظهر منها و ما بطن؛(7) (اى پیامبر،) بگو خداى من هرگونه کار زشت را چه در آشکار و چه در نهان منع فرموده است.»

در نگاه دین، غیرت ارزش است و پسندیده که بالاترین و شریف ترین مرحله آن از آنِ پروردگار عالم است و بندگان او نیز، هر یک به اندازه برخوردارى از این ارزش اخلاقى و انسانى، به او نزدیک مى شوند.

از چشم انداز عالمان دین، حساسیت مثبت و احساس مسؤولیت در برابر آنچه که مورد علاقه و عشق آدمى است و یا ایده و مرامى است که آن را برگزیده و حق مى شمارد و مى داند، نه تنها ناپسند نیست، بلکه نوعى تکلیف و وظیفه به شمار مى رود.

مرحوم نراقى مى نویسد:

«دانستى که حمیّت و غیرت آن است که آدمى نگاهبانى کند دین خود و اولاد و اموال خود را و از براى محافظت و نگاهبانى هر یک، طریقه اى است که صاحب غیرت و حمیّت از آن تجاوز نمى کند... بى غیرتى و آن کوتاهى و اهمال کردن در محافظت آنچه نگاهبانى آن لازم است، از دین و عرض و اولاد و اموال.»(8)

براى ریشه یابى غیرت در فرهنگ دینى و روشن شدن مفهوم آن، به واژه هاى هم افق آن نیز باید نگریست:


1. لغت نامه دهخدا، واژه غیرت.

2. مجموعه آثار شهید مطهرى، ج 19، ص 414.

3. مستدرک الرسائل،ج 14، ص 224.

4. نهج البلاغه، حکمت 305.

5. جامع السعادات، نراقى، ج 1، ص 265.

6. بحارالانوار، ج 73، ص 361.

7. سوره اعراف، آیه 33.

8. معراج السعادة، ص 152.

ادامه در پاسخ بعدی

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
چهارشنبه 27/5/1389 - 11:4 - 0 تشکر 222058

غیرت و حمیّت

واژه حمیّت در اصل از ماده حمى به معناى حرارتى است که از آتش یا خورشید یا بدن انسان و مانند آن پدید مى آید. به همین جهت به حالت تب حمّى گفته مى شود و به حالت خشم و تعصب و خشم آلود حمیّت گویند.

پژوهشگران واژه شناس، مفهوم و گونه هاى حمیّت را این گونه کالبد شکافى کرده اند:

«حمیّت یعنى خشمگین شدن، هیجانى شدن و ناخوش داشتن، اسمى است که جایگزین مصدر شده، مانند سکینه که به معناى سکون است.»

حمیّت دو گونه است:

الف. حمیّت پسندیده: و آن در جایى به کار مى رود که نگاهداشت آن بر او لازم است و آن عبارت است از: دین، خانواده و وطن. این گونه پاسداشت و حمیّت را غیرت مى نامند که مثبت و سازنده است و در ردیف مکارم اخلاقى به شمار مى رود.

ب. حمیّت ناپسند: و آن در حالت روگردانى از حق و زورگویى و غارتگرى است که از آن به عصبیّت و حمیّت جاهلى یاد مى شود. ریشه این خوى زشت، خشم و غضبى است که همراه با خودبینى، خودشیفتگى و خود بزرگ بینى باشد.(9)

حمیّت ناپسند و تعصّب کور، حالتى است که بر اثر جهل و کوته بینى و سستى در اندیشه و فرهنگ به وجود مى آید. این حالت بیشتر در میان مردمانى رواج دارد که از فرهنگ و تمدن بشرى بى بهره اند و به جنگ و درگیرى و قتل و غارت خو کرده اند.

این خوى، با این ویژگى در هر فرد و جامعه اى پدید آید، تباهى مى آفریند. بسیارى از سنّت هاى غلط، خرافى و انحرافى و پافشارى قوم ها و ملت هاى منحرف در برابر انبیاء و رهبران الهى، ریشه در همین حمیّت جاهلى دارد:

«اذ جعل الّذین کفروا فى قلوبهم الحمیّة حمیّة الجاهلیّة فأنزل اللّه سکینته على رسوله و على المؤمنین و ألزمهم کلمة التّقوى؛(10) آن گاه که کافران در دل هاى خود تعصّب، (آن هم) تعصّب جاهلیت ورزیدند، پس خدا آرامش خود را بر فرستاده خویش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آرمان تقوا را ملازم آنها ساخت.»

در این آیه شریفه حمیّت جاهلى و آرامش ایمانى در برابر هم قرار گرفته است.

فرهنگ جاهلى، همواره مردمان را به تعصّب و خشم کور و سوزان فرا مى خواند. مرز شکنى و حرمت نگه نداشتن و بى اعتنایى به قانون ها و آیین هاى فردى و اجتماعى، از نشانه هاى بارز آن است،اما فرهنگ دینى که ریشه در سکینه و آرامش درونى برخاسته از

ایمان دارد، نمونه هاى روشنى همچون رفتار همراه با بردبارى و وقار و متانت و تحمّل و بزرگوارى را در جامعه رواج مى دهد و مردمان را به آن سمت و سو فرا مى خواند.

به هر حال، حمیّت مثبت و سازنده خاستگاه غیرت است.

امام على(ع) مى فرماید:

«على قدر الحمیّة تکون الغیرة.»(11)

و مى فرماید:

«قدر الرجل على قدر همّته و عفّته على قدر غیرته؛(12) ارزش مرد همسان همت اوست و عفت او هم تراز غیرت او.»


9. ریاض السالکین فى شرح صحیفة سید الساجدین، سید على خان مدنى، ج 2، ص 348.

10. سوره فتح، آیه 26.

11. میزان الحکمه، ج 7، ص 357.

12. نهج البلاغه، حکمت 47.

ادامه در پاسخ بعدی

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
چهارشنبه 27/5/1389 - 11:5 - 0 تشکر 222060

غیرت و عصبیّت

عصبیّت و تعصّب به معناى جانبدارى از شخص یا جریان، مرام و اندیشه اى است که آدمى به آن گرویده است. به آن جمعى که داراى سازمان و تشکیلات گروهى باشند و دسته جمعى از یکدیگر طرفدارى کنند عصابه گویند.

طریحى در مجمع البحرین مى نویسد:

«التعصّب من العصبیّة و هى الحاماة و المدافعة عمن یلزمک امره او تلزمه لغرض؛(13) واژه تعصّب، برگرفته از عصبیّت است، و آن به معناى جانبدارى و دفاع از کسى است که فرمان او بر تو لازم است یا طرفدارى از کسى است که او را به خاطر هدفى برگزیده اى.»

عصبیّت، هم افق با حمیّت است و مانند آن به دو گونه مثبت و منفى در خور تصویر است، زهرى مى گوید:از امام على بن الحسین(ع) معناى عصبیّت را پرسیدم، فرمود:

«العصبیّة التى یأثم علیها صاحبها ان یرى شرار قومه خیراً من خیار قوم آخرین و لیس من العصبیّة ان یحبّ الرجل قومه و لکن العصبیّة ان یعین قومه على الظلم؛(14) تعصّب ناپسندى که دارنده آن گناهکار به شمار مى رود آن است که: بدى خویشان خویش را نیک بیند و آن بدى ها را بر نیکى دیگران ترجیح دهد، لکن دوست داشتن و طرفدارى از خویشان امرى است پسندیده، آنچه مصداق عصبیّت منفى است آن است که کسى قوم و قبیله اش را بر ستم و ستمگرى یارى رساند.»

درد دین داشتن، در گسترش ارزش ها کوشیدن، جبهه حق را قدرت بخشیدن، ستمدیدگان را یارى رساندن، از حق و حقیقت حمایت کردن، مصداق هاى روشن و گویایى از تعصّب مثبت هستند که در کلام امام على(ع) به آن اشارت شده است:

«ان کنتم لامحالة متعصّبین فتعصّبوا نصرة الحق؛(15)اگر قرار است از خود تعصّب نشان بدهید، آن را در راستاى یارى حق، به کار گیرند.»

نیز مى فرماید:

«تعصّبوا لخلال الحمد من الحفظ للجار و الوفاء بالذمام و الطاعة لبرّ و المعصیة للکبر و تحلّوا بمکارم الخلال؛(16) براى خوبى هاى ستوده تعصّب بورزید که عبارتند از: نگاهداشت حرمت همسایه، وفا کردن به پیمان ها، گسترش نیکى و نیکوکارى و پرهیز از تکبر و خود را به این خصلت هاى ارزنده بیارایید.»

پاى بندى به ارزش ها

پاى بندى به اصول شریعت و نگاهداشت مرزهاى حلال و حرام، حرمت در مسیر گسترش ارزش ها و پیشگیرى از آلوده شدن فضاى جامعه به ناهنجارى ها و رفتارهاى فسادانگیز و فتنه ساز، دفاع از دین، در افتادن با فتنه ها و شایعه ها و شبهه ها، تعصّب روا و پسندیده است که با فرهنگ دین سازگارى دارد و عالمان دینى آن را مورد ستایش و سفارش قرار داده اند.

ملا احمد نراقى مى نویسد:

عصبیّت و آن عبارت است از سعى نمودن در حمایت خود یا چیزى که با خود نسبت دارد، از دین و مال و قبیله و عشیره و اهل شهر، یا اهل صنعت خود و امثال اینها، یا فعل و آن بر دو قسم است، زیرا آن را که حمایت مى کند و سعى در دفع بدى از آن مى کند.

اگر چیزى است که حفظ و حمایت آن لازم است و در حمایت کردن از حق تجاوز نمى کند و انصاف را از دست نمى دهد، این قسم ممدوح و پسندیده و از صفات فاضله است و آن را غیرت گویند.

و اگر چیزى را که حمایت مى کند، چیزى است که حمایت آن شرعاً خوب نیست، یا در حمایت از حق و انصاف تجاوز مى کند و به باطل داخل مى شود، این قسم از عصبیّت مذموم است و از رذایل صفات متعلقه به قوه غضبیه است.(17)

در این فراز چند نکته اساسى نهفته است:

1. عصبیّت، قلمرو گسترده اى دارد: قومى و قبیله اى، شهروندى، صنفى و دینى.

2. عصبیّت مثبت گاهى در گفتار انسان نمود پیدا مى کند و گاهى در رفتار خود را نشان مى دهد.

3. آنچه انسان نسبت به او تعصّب مى ورزد، باید ارزشمند و امرى مباح و روا باشد.

4. دفاع از آنچه پشتیبانى از آن لازم است، باید از چارچوب حق و انصاف خارج نشود.

5. از چیزى باید پشتیبانى کرد و نسبت به آن عصبیّت داشت که عقل و شرع آن را پسندیده باشند.

6. عصبیّت، باید همراه با بصیرت باشد وگرنه مشکل ساز و خطرآفرین مى گردد.

بدین سان، روشن شد که:حمیّت، عصبیّت و غیرت اگر درست و بجا به کار رود پیامدهاى سازنده و سودمندى در جامعه دینى به دنبال خواهد داشت.


13. مجمع البحرین، واژه عصب.

14. اصول کافى، ج 2، ص 308.

15. غررالحکم، ج 3، ص 20.

16. نهج البلاغه، خطبه 192.

17. معراج السعادة، ص 215.

ادامه در پاسخ بعدی

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
چهارشنبه 27/5/1389 - 11:8 - 0 تشکر 222061

غیرت و ستم ناپذیرى

اباء الضیم در عربى، برابر است با ستم ناپذیرى، مفهوم این واژه در محتوا هم افق است با مفهوم غیرت، ضیم به معناى ستم پذیرى و اباء به معناى سرباز زدن و زیر بار ستم نرفتن است.

ستم بر دو گونه است:

1. پاره اى ستم ها در خور تحمّل و گذشتند، به گونه اى که نادیده انگاشتن و چشم پوشى از آنها، خوارى و ننگى به دنبال ندارد. در این گونه موارد خردمندانه ترین راه که شریعت نیز به آن سفارش کرده آن است که انسان با بزرگوارى و بردبارى و فروبردن خشم خویش از آن بگذرد، تا در ردیف نیکوکاران قرار گیرد:

«والکاظمین الغیظ و العافین عن النّاس و اللّه یحبّ المحسنین».(18)

2. ستم هایى که اگر انسان در برابر آنها نایستد و استوارى و واکنش نشان ندهد گرفتار نوعى خوارى و پستى مى گردد. در برابر این گونه ستم ها، ایستادگى باید کرد که از آن به عنوان اباء الضیم نام برده مى شود. در فرهنگ دینى به نمونه هاى گویا و روشنى بر مى خوریم که این ویژگى را به گونه اى زیبا و با شکوه نمایانده و پیام ذلت ناپذیرى و غیرتمندى به مسلمانان راستین داده است.

در جنگ صفین، سپاه معاویه، شریعه آب را بر سپاه على(ع) بست. امام در آغاز مى خواست این جریان را به گونه غیرنظامى، حل کند. لکن هنگامى که احساس کرد، دشمن از این مسأله استفاده نادرست مى کند و مى خواهد سپاه را ذلیل و خوار سازد. در یک فرمان عزت مندانه، لشکریان را با این جمله ها بسیج کرد و روح غیرت و ستم ستیزى در کالبد آنان دمیده و فرمود:

«قد استطعموا کم القتال فأقروا على مذلة و تأخیر محله او روّوا السیوف من الدماء ترووا من الماء فالموت فى حیاتکم مقهورین و الحیاة فى موتکم قاهرین؛(19) از شما خواستند تا دست به جنگ بگشایید. پس یا به خوارى برجاى بپایید و از رتبه اى که دارید، فروتر آیید، یا شمشیرها را از خون تر کنید و آب را از کف آنان به در کنید. خوارگشتن و زنده ماندنتان، مردن است و کشته گشتن و پیروز شدن، زنده بودن.»

این سخنان موجى از عزّت و غیرت آفرید و در نخستین هجوم و حمله، سرداران سپاه على(ع) شریعه از دست دشمن به در کرد و به آب دست یافتند.

در این هنگام، شمارى از لشکریان به آن حضرت پیشنهاد دادند که ما نیز، با دشمن همان کنیم که با ما کرد. امام على(ع) به آنان اجازه نداد و فرمود:

«ما با ستم ستیز کرده ایم، نباید خود گرفتار ستم گردیم.»


18. سوره آل عمران، آیه 134.

19. نهج البلاغه، خطبه 51.

ادامه در پاسخ بعدی

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
چهارشنبه 27/5/1389 - 11:10 - 0 تشکر 222064

امام حسین(ع) نماد کامل غیرت

فرزند رشیدش امام حسین(ع) نیز، جلوه و نماد کامل غیرت و ستم ناپذیرى است تا آن جا که او را با عنوان سرور ستم ستیزان لقب داده اند.

ابن ابى الحدید مى نویسد:

«سید اهل الأباء الذى علم الناس الحمیّة و الموت تحت ظلال السیوف اختیاراً له على الدنیّة، ابو عبداللّه الحسین بن على بن ابى طالب، عرض علیه الامان و اصحابه، فانف من الذل و خاف من ابن زیاد ان یناله بنوع من الهوان ان لم یقتله؟، فاختار الموت على ذلک...و من کلام الحسین(ع) یوم الطف...الا و انّ الدعى ابن الدعى قد خیّرنا بین اثنین: السلّة والذلة و هیهات منّا الذلة، یأبى اللّه ذلک لنا و رسوله و المؤمنون و حجور طابت و طهرت، و انوف حمیّة و نفوس ابیّة؛(20) سید و سالارى که به مردم حمیّت و مرگ زیر سایه شمشیر را آموخت و آن را بر پستى و زبونى برگزید، ابوعبداللّه الحسین(ع) است که بر او و یارانش امان عرضه شد ولى به خوارى تن در نداد و بیم آن داشت که ابن زیاد، بر فرض که او را نکشد، به گونه اى او را خوار و زبون سازد. از این رو مرگ را بر آن برگزید... از گفتار آن حضرت است در روز عاشورا که گفت: همانا پسر خوانده اى که پسر خوانده است روسپى زاده، پسر روسپى زاده ما را در میان دو چیز مختار کرده است: کشیدن شمشیر و پذیرش زبونى. و زبونى سخت از ما دور است. خداوند و رسولش و مؤمنان و دامن ها و آغوش هاى پاک و پارسا و سرشت ها و جان هاى غیرتمند، آن را براى ما نمى پذیرند.»

البته رسیدن به این قله، کارى است کارستان، همت عالى مى طلبد و اراده قوى. آن که بنده نام و نان است و در پى شهرت، توانایى پرواز در این میدان را ندارد. سرشت پاک مى خواهد و خانواده اى شیر دل و مسؤولیت شناس و دین باور، تا فرزندى غیرتمند و قوى دل بپروراند که سید الاحرار، سید الابرار و سید اهل الاباء و در آخر هم سید الشهداء گردد.

بزرگى نفس و بزرگوارى روح، ریشه غیرت و غیرت مندى است، سستى و زبونى نفس و روحیه پذیرش ذلت و ستم، پایه و مایه بى تفاوتى و بى غیرتى است.

غارتگران غیرت

غارتگران غیرت، همواره کوشیده اند که نمادهاى غیرت ورزى را از مسلمانان بگیرند، تا بتوانند آنان را ستم پذیر و سلطه پذیر سازند. اما دست پروردگان مکتب اهل بیت(ع) و جرعه نوشان کوثر زلال محمدى، علوى و حسینى، با الگوگیرى از این راست قامتان، همواره شعار هیهات منّا الذلّه را مشعل راه ساخته و بوستان شریعت را سرسبز نگاه داشته اند:

حمیّت دین را نشانى دیگر استکه از آن آتش جهانى اخضر است


20. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید(بیست جلدى) ج 3 4، ص 249.

منبع

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.