• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 1771)
پنج شنبه 24/4/1389 - 17:13 -0 تشکر 211452
نیلوفران آبی

سلام بر شهدای غواص!

ای اروند چه آسوده برادرانمان را بلعیدی. تو مگر آنان را نمی شناختی، تك تك آن فرشتگان كه آنها را در خود جا داده ای، صد رستم را آموزگار بودند تو چطور توانستی؟ شاید تو هم صدای اشكها و روانی ناله شان را درك كردی، و آنچه كه از خدا می خواستند را اجابت كردی. از آنان یسیار شنیدند كه می گفتند دنبال جنازه ی  ما نیایید پیدا نمی كنید.

 

 شهدای غواص
با تشنگی مفرط و جانكاه زیر آب
سرگرمی اش شده رصد ماه زیر آب
ما شكوهمند و قشنگی كه یك نهنگ
در چشم اوست مثل پركاه زیر آب
دریا سكوت كرده برای تلافی
ماه و نهنگ خنده كوتاه زیرآب
فرقی نمی كند كه كجا عاجزت كند
عشق است گاه روی زمین گاه زیر آب
قبری برایشان متصور نشد كسی
گاهی كنار ساحل و ناگاه زیر آب
تیری به باله می خورد ورد خونشان
دالان قرمزی است یك راه زیر آب
از درد عشق وباله ی زخمی و آب شور
سرگذشته است یك چاه زیر آب
حالا سه هفته است كه بالا نیامده است
دریا بخار می شود از آه زیر آب

منبع: كتاب "امواج ارغوانی "

به كوشش : سید ضیاء الدین شفیعی
برگزیده آثار هفدهمین كنگره ی شعر دفاع مقدس
ناشر: بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


سه شنبه 26/9/1387 - 11:38 - 0 تشکر 77906


دو خاطره از شهدای غواص از زبان دکتر حسن رحیم پور

من در یکی از شب آموزشی که تب هم داشتم به مسئولمون که آقای سعیدی نام داشت گفتم که تب دارم اگه اجازه بدین برگردم و ایشون در جواب من گفت نه بیا،دوباره رفتیم وقتی نزدیک چند کیلومتری بهمن شیر که رسیدیم ،و آماده بشیم که بریم داخل آب،دیدم چشم هام داره سیاهی میره حالم مساعد نیست،بهش گفتم برادر سعیدی من دیگه نمی تونم بیام بر میگردم.

بهم برگشت گفت:فلانی من الان بهداری بودم،درجه گذاشتن دمای بدن من همین الان41 درجه است.بعد بهم گفت که:یه چیز بهت بگم باور نمیکنی،من دیشب شب زمستان،تو آب از شدت تب عرق می کردم،این حرفی بود که خودش بهم زد.بعد برگشت بهم گفت:فلانی،بیا بریم این آب شفاست،این آب شفاست.دیگه نه چنین شب هایی گیرت خواهد آمد،نه چنین بچه هایی،نه چنین آبی...

نمونه دیگر در کربلای چهار یکی از همین بچه های غواص که شهید شد باز ایشونم مفقود شد و چند سال بعد بقایای پیکرش رو اوردن،ایشون می خواست وارد بشه ،وقتی من ازش پرسیدم،منطقه ای که شما میرین چه جور جاییه،که ما باید پشت سر اینا می رفتیم،خیلی آرام یه بچه ی هجده ساله به من برگشت گفت:امشب ما رو میزنن،ایشون میگفت ما که غواص جلو داریم،اونقدر تله های انفجاری و مین و میادین و کمین سر راه ماست،که تقریبا محال که ما برسیم جزیره بوارین،ما میریم ،امشب مارو میزنن،ولی شماهایی که پشت سر ما میاین،انشالله وارد جزیره میشن و این (مطلب)رو خیلی آرام میگفت.

این ها (مطالب)چیزایی هست که اگه شما هر جای دنیا برین تعریف کنید فکر میکنند داریم مبالغه میکنیم؛نه اینجوری نیست،بنده خودم این ها رو دیدم و شنیدم و نمونه دومی برادر خودم بود...

کلیپ سخنرانی دکتر رحیم پور را از اینجا دانلود کنید

برای شادی روح شهدای غواص صلوات...

فطرس كه پرش در شرر قهر خدا سوخت

باز آنكه بدادش پــــــر پروازحسین ع است

چهارشنبه 27/9/1387 - 15:46 - 0 تشکر 78164

بسم رب شهدا

یادشهدای اروندکنار گرامی

اروند جبهه ها یادش بخیر ...

http://rahpoyvesal.blogfa.com
پنج شنبه 24/4/1389 - 17:16 - 0 تشکر 211455

شهدای غواص،

به راستی كه مظلوم ترین شهدایند. همین است كه روایت داریم :اجر شهید زیر آب اندازه ی دو شهید است. شنیده ام كه این شهدا حق الناس هم ندارند. نمی دانم تا به حال غواصی كرده ای یا نه بسیار مفرح است،انگار در دنیای جدیدی آمده ای، حس تولد داری، لذت بخش است، البته نه در جنگ، وقتی زیر آبی و در آرامش ناگهان می بینی كه خطوطی از حباب با سرعت از جلوی چشمانت عبور می كنند، بسیار زیباست، فقط تا قبل از اینكه این حباب ها دوستت را به پرواز در بیاورند، آری جنگ زیر آب بسیار درد آور است نه راه پس داری نه راه پیش و نه می توانی سنگری پیدا كنی، اگر شانس بیاوری ، یك جباب ترا هدف بگیرد وگرنه باید پرپر شدن برادرانت را شاهد باشی،بسیار درد ناك است كه عملیات تمام شود و دوستانت كنارت نباشند، در حالی كه حتی لباست هم سالم است.


وصیتنامه غواص شهید علی اصغر پولکی

بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایها الذین آمنو ما لکم اذا قیل لکم انفروا فی سبیل الله اثا قلتم الی الارض ارضیتم بالحیوه الدنیا من الاخره فما متاع الحیوه.الدنیا فی الاخره الا قلیل

...ای کسانی که ایمان آورده.اید جهت چیست که چون به شما امر شود که برای جهاد در راه دین (جنک با کشور روم) بیدرنگ خارج شوید (چون بار گران) به خاک زمین سخت دل بسته.اید.
آیا راضی به زندگانی (دو روزه) دنیا عوض حیات ابدی آن شدید؟ (درصورتیکه) متاع دنیا در پیش عالم آخرت بسیار اندک و ناچیزاست.


سلام - ملت خانواده:
با یاد خدا و سپس با سلام بر مهدی(عج) سرورما و با سلام بر رهبرم و با سلام بر سر بریده سرور شهیدان امام حسین(ع) و بدن قطعه قطعه و لبهای تشنه و با سلام بر شهیدان مظلوم و گمنام و بدنهایی که زیر آفتاب مانده.اند.
خداوندا شکر میگویم ترا که که چنین نعمت بزرگی را برای انسانها قرار دادی. آری شهادت چه زیبا و چه با ارزش.
خداوندا شکر میگزارم که سرور ما را امام حسین(ع) قرار دادی که با بدنی خ.ن آلود و بی سر نزد تو آمد.
از تو سپاسگزارم که چنین گوهر با ارزشی را به ما عنایت فرمودی و انقلاب اسلامی را به ما ارزانی داشتنی و چنین رهبری که امیدوارم تا انقلاب مهدی(عج) او را از ما نگیری.
ملت عزیز و سروران من!
از شما می.خواهم که که بعد از من نگذارید سلاح خمنینم بر زمین بماند و قدر و اغرزش این انقلاب را بدانید و مقام خود را که در چنین دوره.ای زندگی میکنید.
عزیزان نگذارید کسی به انقلاب و مسئولان توهین کند که با این کار خداوند مخالف است و پیغمبر و امامان نیز ناراحت خواهند شد و چه خوب است خداوند و پیغمبر عزیزمان را از خود راضی نگه دارید.
عزیزان! به چنین رهبر بزرگواری در تمام دنیا افتخار کنید و قلب او را نشکنید و او را یاری دهید که مانند مردان اهل کوفه نشوید که بد مردمانی بودند و فریب دنیا را خوردند.
خدا ترس باشید و گریه کنید.
نه برای شهیدان بلکه برای ابا عبد الله که چه مظلومانه شهید شد و راه را به ما نشان داد و هدف را روشن و حجت را تمام ساخت
عزیزان نگذارید خون شهیدانمان را پایمال کنند.


والسلام علی من اتبع الهدی
علی اصغر پولکی

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


پنج شنبه 24/4/1389 - 17:20 - 0 تشکر 211456

گردان غواص لشکر 41 ثارالله کرمان از جمله گردانهای خط شکن بود که با موفقیتهای خود پیروزی عملیاتها را رقم می زد. اولین فرمانده این گردان سردار شهید « حاج احمد امینی » بود که برای آموزش گردان زحمات فراوانی را به جان خرید.

در خصوص نحوه شکل گیری گردان غواص لشکر 41ثارالله کرمان و به بهانه و یادی از سردار شهید حاج احمد امینی خاطراتی از برادر این شهید بزرگوار سردار حاج محمود امینی را از نظر شما می گذرانیم .

تولد گردان غواص

بعد از عملیات خیبر که طرح فوندانسیون عملیات والفجر 8 ریخته شد حاج احمد بعنوان فرمانده گردان غواص کار آموزش غواصی بچه ها را در بندرعباس و در کنار دریای پر امواج و پر جزر و مد آب سرشار از نمک شروع کرد و از برادران نیروی دریایی ارتش برای آموزش کمک گرفت . از آنجا که ما فرصت چندانی برای آموزش نداشتیم و برادران ارتشی فرصت زیادی را برای آموزش مشخص کرده بودند لذا حاج احمد تصمیم گرفت خارج از آموزشهای کلاسیک کار را دنبال کند. لذا بچه ها را به دو گروه تقسیم و کار را شبانه روز دنبال کردیم و در کنار آموزش مسائل معنوی هم دنبال می شد. آب شور دریا بدنها را اذیت می کرد و بدن بچه ها تاول می زد , اما توکل و اخلاصشان بیشتر می شد وقتی از تمرین غواصی برمی گشتند با آن حال به نافله شب می پرداختند تا اینکه بالاخره با تمرینات مدام بچه ها آموزش دیده و عزم بازگشت به منطقه را نمودند.

روز آخر آموزش در بندرعباس , سوار بر قایق بودیم که حاج احمد از قایق به داخل آب پرت شد و پره قایق پشت سر او را چاک داد. آب پر از خون شد. او را بالا آوردیم و به بیمارستان رساندیم . چندتا بخیه زدند. بعدها همان محل آسیب دیدگی , محل اصابت ترکش نهایی بود که حاج احمد را به شهادت نائل کرد.

فرمانده بی ادعا

یکی از افراد مسن گردان 410غواص آقای باقری اهل کشکوئیه رفسنجان بود . او تعریف می کرد یک بار ساعت 2 نیمه شب برای انجام نافله شب بلند شدم , دیدم در دستشویی بسته است ولی از داخل صدای شیر آب و شستشو می آید. هر چه در زدم کسی باز نکرد بالاخره فریاد زدم تا در را باز کند. در باز شد و دیدم حاج احمد پاچه های شلوار را تا زانو بالا زده و در حال تمیز کردن دستشویی های پادگان است . من شرمنده این حرکت ارزشمند فرمانده گردان شدم قبل از اینکه من باب سخن را باز کنم حاج احمد گفت : مبادا تا من زنده ام جایی این مطلب را عنوان کنی که من در روز قیامت دامن تو را می گیرم .

در آن فضای جنگ مبارزه با نفس و بالابردن اخلاص این حداقل کاری بود که رزمندگان انجام می دادند.

خط شکنان پراشتیاق

کار غواصی و کار در آب نسبت به کار خشکی بسیار مشکل تر بود. رزمنده باید جسم و جانش توان مبارزه با جزر و مد آب رودخانه را داشته باشد. به همین جهت حاج احمد تلاش می کرد در آموزشها سخت گیری کند و نیروها را زبده تربیت نماید. سپس از آنها امتحان می گرفت و هرکس آمادگی لازم را نداشت باید به گردانهای دیگر می رفت . روز آزمایش برای نوجوانها , مسن ترها و همه , روز التماس و گریه زاری بود. همه می خواستند بمانند و اولین گردانی باشند که وارد خاکریز دشمن می شوند , ولی حاج احمد بسیار سختگیر بود. با این وجود همیشه بین بچه های گردان از پیر و جوان تا نوجوان مجادله و بحث بود و همه می خواستند نوک پیکان گردان خط شکن باشند.

اصرار پیرمرد عشایر

شهید قباد شمس الدینی از عشایر منطقه بافت خیلی اصرار و گریه می کرد که در گردان غواص 410 حضور داشته باشد ولی حاج احمد می گفت شما نمی توانید در عملیات شرکت کنید. او که مسن هم بود می گفت شما می خواهید مرا از شهادت محروم کنید. واسطه های بسیاری آورد , ولی حاج احمد نپذیرفت و گفت می تواند در گردانی که پشت سر گردان غواص حرکت می کند حضور داشته باشد. او هم پذیرفت و در آن عملیات وقتی گردان غواص خط را شکست او در همان لحظات اولیه به شهادت رسید.

وصال با سیم خاردار

شب عملیات کربلای 5 وقتی وارد آب شدیم ماه کاملا بالا بود . به سمت خاکریز عراقیها حرکت کردیم . حاج قاسم (سردار سلیمانی ) با دوربین دید در شب بچه ها را نگاه می کرد می گفت : « دلهره عجیبی پیدا کردم , چون آسمان مهتابی بود و من از شروع کار تا نزدیک دشمن شما را می دیدم و مرتب متوسل به حضرت زهرا (س ) می شدم که عملیات لو نرود. »

ما وسطهای آب بودیم که دشمن دو تا خمپاره ایذایی شلیک کرد. بچه ها مشغول ذکر و پیشروی بودند . به پشت موانع که رسیدیم با 100متر سیم خاردار فرشی مواجه شدیم . به تخریب چی گفتم سیم ها را بچین , با اولین چیدن , منور هشدار دهنده را شلیک کردند. وقت بسیار تنگ بود در این میان شهید « حسین عالی » نوجوان شجاع زابلی بر روی سیم خاردارها خوابید و بچه ها از روی او عبور کردند و خط دشمن را شکستند. حسین عالی در همانجا به شهادت رسید.

علمدار لشکر

وقتی حاج احمد از سفر حج بازگشت گفت در مکه با خدا عهد کرده ام در عملیات بعدی شهادت را نصیبم کند. و این اتفاق افتاد. ما سه برادر بودیم که با هم در جبهه حضور داشتیم و هر از گاهی یکی از ما مجروح می شد , لذا مادرمان آمادگی پذیرش شهادت را داشت .

حاج حسین اخوی بزرگمان در والفجر یک در سال 61 , به شهادت رسید و حاج احمد در سال 64 در والفجر 8به شهادت رسید .

حاج قاسم (سردار سلیمانی ) او را علمدار لشکر خطاب می کرد. مادر ما نه تنها بعد از شهادت حاج احمد بی تابی نکرد , بلکه به سراغ دیگر خانواده شهدا می رفت و به آنها دلداری می داد. او باغبان خوبی برای باغی بود که دو لاله شهید تقدیم انقلاب نمود.

ادامه دارد...

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


پنج شنبه 24/4/1389 - 17:20 - 0 تشکر 211457

گلچین

حاج احمد بچه های گردان 410 غواص را از بین بسیجی های قدیمی که در گردانهای مختلف بودند تشکیل داد.

امتیاز گردانهای خط شکن این بود که فرماندهان آنها خودشان نیرو برای خود جدا می کردند و از طرفی همه علاقمند بودند وارد گردانها خط شکن شوند ولی ظرفیت محدود بود . اکثر بچه هایی که در والفجر 8 به حاج احمد ملحق شدند , شهید شدند. اصلا آنها برای همین آمده بودند , فقط زمان برایشان متغیر بود.

شب پر خاطره

هنگامی که بچه ها در زمستان در بهمن شیر تمرین غواصی می کردند , شرایط بسیار سخت بود. آب سرد بود و کلیه بچه ها عفونت می کرد. سر را زیر آب می کردی سردی آب به پیشانی فشار می آورد. وقتی بچه ها سرشب به آب می زدند بچه های تدارکات کنار رودخانه منتظر می نشستند و آتش روشن می کردند تا غواصها هنگام خروج از آب خود را گرم کنند. به قدری سخت بود که وقتی بچه ها از آب خارج می شدند انگشتهایشان قادر به باز کردن زیپ لباس غواصی نبود و بچه های تدارکات این کار را برایشان انجام می دادند.

بالاخره ایام عملیات فرا رسید. دو روز قبل از عملیات بچه ها شب وداع برگزار کردند , حاج احمد بلندگو را برداشت و روضه حضرت زهرا (س ) خواند , بچه ها یکدیگر را در آغوش گرفته حلالیت می طلبیدند. آن شب یکی از پرخاطره ترین شبهای وداع در طول تاریخ لشکر 41 ثارالله بود .

نور شهادت

معمولا یک شب قبل از عملیات , فرمانده گردان و مسئول محور شناسایی , محور عملیات را چک می کردند. آن شب نیز حاج احمد و مسئول محور برای آخرین چک رفتند. من نگران بودم .تلاطم عجیبی وجودم را ناآرام می کرد و به سنگر رفته و سعی کردم بخوابم . خوابم نمی برد. منتظر بازگشت حاج احمد بودم . تا اینکه ساعت 5/3 نیمه شب او آمد . سنگر تاریک بود , با ورود او فضای سنگر روشن شد. خود را به خواب زدم . حاج احمد لباسهای غواصی را بیرون آورد و بادگیر پوشید و پتویی دور خود پیچید و شروع به خواندن نماز کرد. آرام آرام گریه می کرد. نوری که بواسطه حضور حاج احمد سنگر را روشن کرده بود به دلم گواهی داد که حاج احمد شهید می شود و چنین شد.

عجز کارشناسان

8 سال دفاع مقدس سکوی پرش انسانهای با ارزش برای رسیدن به لقاالله بود . 8سال دفاع مقدس جز با امدادهای غیبی و الطاف الهی پیش نرفت . اگر مرحله به مرحله عملیات مختلف را برای بهترین کارشناسان نظامی تشریح کنیم , مطمئنا در مقابل امکانات کم و موفقیتهای بزرگ رزمندگان اسلام دچار عجز و سردرگمی می شوند. بچه ها از تیوپ ماشین برای آب بندی بیسیم ها استفاده می کردند. روشهایی که بچه ها بکار می بردند برای هیچ تحلیل گری پذیرفته نیست ولی لطف خدا و رهبری امام راحل (ره ) باعث پیروزی رزمندگان اسلام شد.

هشت سال دفاع مقدس جز با امدادهای غیبی و الطاف الهی پیش نرفت . اگر مرحله به مرحله عملیات های مختلف را برای بهترین کارشناسان نظامی تشریح کنم , مطمئنا در مقابل امکانات کم و موفقیت های بزرگ رزمندگان اسلام دچار عجز و سردرگمی می شوند

حاج قاسم با دوربین دید در شب بچه ها را نگاه می کرد و می گفت : « دلهره عجیبی پیدا کردم , چون آسمان مهتابی بود و من از شروع کار تا نزدیک دشمن , شما را می دیدم و مرتب متوسل به حضرت زهرا(س ) می شدم که عملیات لو نرود

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


پنج شنبه 24/4/1389 - 17:22 - 0 تشکر 211459

یا صاحب الزمان سلام بر شما.

بار ها این جمله را از من شنیده ای كه به خاطر تو به آب و آتش می زنم، ولی هیچ كس نمی تواند معنای آن را درك كند، جزء شهدای غواص هم آب بود هم آتش.

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


پنج شنبه 24/4/1389 - 17:23 - 0 تشکر 211461

شهید: محمد مهدی رهسپار

نام پدر : سید جلال

تاریخ تولد: ۵/۶/۴۸

تاریخ شهادت: ۴/۱۰/۶۵

محل شهادت: اروند رود

عملیات: کربلای ۴

اعزامی از : همدان

گزیده ای از وصیت نامه شهید: عزیزان و دوستان امیدوارم در هر جای کشور اسلامی

که هستید مانند گذشته مخلصانه و با سعی و کوشش وظیفه خود را انجام دهید تا انشاالله این انقلاب از ایران به همه نقاط عالم صادر شود .

ملت جهان از تعالیم الهام بخش اسلام بهره مند شوند و در مراسم دعای کمیل و توسل و تشییع جنازه ها و نماز جمعه شرکت کنید و این نباشد که دوری از اینها باعث کم شدن سایه لطف و رحمت خداوند از سر ما شود. مطلب دیگر اینکه برادران و خواهران سعی کنید که این موضوع مرض بی درمان یعنی بی تفاوتی را از خود دور کنید که منشاء تمام ضربه هایی که اسلام متحمل میشود از بی تفاوتی

است.

بایدسعی کنید که بی تفاوت از کنار مسائل عبور نکنید و هر مسئله کوچکی چه در خانه و چه در مدرسه و در همه جا دیدید با دید عمیق نسبت به آن نگاه کنید.

مهمترین مسئله ای که میخواهم آنرا متذکر شوم پیروی از خط ولایت فقیه است .

این را بدانید که اگر بهترین کارها و بهترین اعمال را با صادقانه ترین نیت انجام دهید ولی امر

ولایت در آن مطرح نشود ذره ای ارزش نخواهد داشت .

ناخودآگاه روزی نیاید که قلب امام از ما ناراحت شود .

انشاالله سعی کنید هر کاری میخواهید در زندگی انجام دهید مطابق با دستور امام و تعالیم اسلام باشد .

سید مهدی رهسپار

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


پنج شنبه 7/5/1389 - 19:1 - 0 تشکر 215978

حماسه یاسین

نویسنده: سیدمحمد انجوی‌نژاد

تعداد صفحات: 96

قیمت: 850 تومان

شابک 3 ـ 604 ـ 471 ـ 964

 قطع: رقعی

نوبت چاپ: هشتم: 1385

 شمارگان: 2200

معرفی کتاب:
كتاب حاضر، خاطرات خود نوشته‌ای سید محمد انجوی‌نژاد از رزمندگان گردان یاسین، و گروهان قهار كه وظیفه غواصی را در ایام جنگ ایران و عراق داشتند. كه انجوی‌نژاد آن را به صورت خاطرات داستانی روایی در 99 صفحه نوشته است. كتاب حاضر، خاطرات است از رازها، شب زنده‌داریها، عملیات كربلای 4، همرزمان گردان نوح، گروهان ستار، اسماعیل قاآنی، فرماندهان لشكر 21 امام رضا (ع)، مخلصین جبهه‌های جنگ گردان یاسین، شهید امیر نظری، معاون گردان یاسین و معاون تخریب لشكر 21 امام رضا (ع)، شهید خلیل محدثی فرمانده گردان یاسین كه بیشتر خاطرات بر اساس این بزرگان و حوادث گردانها و شهادت شهیدان گردانها، می‌چرخد. حركت از مشهد مقدس، حركت به سمت اهواز، پیوستن به لشكر تخریب 21 امام رضا، آشنایی با گردانهای نظیر نوح، ستار، یاسین، شركت در عملیات كربلای 4، شهادت هم‌رزمان و عزیزان كه از دوران دبستان با هم بوده‌اند، مانند شهید شیبانی، نحوة شهادت، شوخیهای شهادت‌گونه شهیدان در هنگام آماده شدن برای رحل سفر، رو به رو شدن با نیروهای عراقی، پیروزی پس از جنگ، تمرین غواصی، جنگهای دریایی غواصی از اهم مطالب كتاب حاضر است. كتاب تقدیم شده است به همة شهدای غواص و خانواده‌های شهدای گردان یاسین. در كتاب همواره از دو شهید علی شیبانی و سید هادی مشتاقیان یاد می‌كند كه بیشتر حوادث كتاب دور و بر او و دوستانش می‌گردد. كتاب حائز رتبه اول كتاب دفاع مقدس، ادبیات دفاع مقدس و جشنوارة ایثار، ادب و پایداری 1379 گردیده است.

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


سه شنبه 12/5/1389 - 16:53 - 0 تشکر 217705

سلام خدا قوت به تمام عزیزانی که در این راه قدم برمیدارند
خدا اجرتون بده
با خواندن این مطالب اشکمونا در اوردین خیلی زیبا بود این اشکها این گریه ها یه حس خوبی به ادم میده حسی که قابل توصیف نیست
اجرتون با شهدا

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.