• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 558)
دوشنبه 17/3/1389 - 21:5 -0 تشکر 204475
شاعری که قربانی جنگ شد

ایسکانیوز: « فدریکو گارسیا لورکا» یکی ازنامدارترین شاعران جهان بود که مانند هزاران انسان دیگر قربانی جنگهای داخلی اسپانیا شد. شاعری که در واقع زندگی ، ادبیات ، موسیقی و حتی مرگش از پیچیدگی خاص و منحصر به فردی برخوردار بود.
«فدریکو گارسیا لورکا» در 5 ژانویه سال 1898 ، در خانواده ای کوچک اما ثروتمند در روستای «فونته واکه» روس در چندکیلومتری شمال شرقی شهر گرانادا به دنیا آمد . خانواده وی از مالکین بزرگ زمین در روستای خود بودند، پدری مرفه و مادری تحصیل کرده فدریکو را در ابتدای زندگی همراهی می کردند ، فدریکو در کودکی دچار نوعی بیماریی شد که تا 4 سالگی با آن دست و پنجه نرم کرد در این مدت آوازهای کولیان و شنیده داستانهای آنها تنها مونس و سرگرمی او بود . شاید همین دوران باعث علاقه مندی عجیب لورکا به سنتهای عمیق آندالس شد.
در همین زمان بود که لورکا توسط مادر با موسیقی آشنا شد و در مدت کوتاهی چنان در نواختن پیانو و تا حدودی گیتار متبهر شد که همگان او را از نوابغ آینده موسیقی اسپانیا می پنداشتند . اما درگذشت معلم موسیقیش (۱۹۱۶) چنان وی را تحت تاثیر قرارداد که نوازندگی موسیقی را تقریباً تا آخر عمر کنار گذاشت .زمان به سرعت بی تابی خود برای خلق نابغه جوان را نشان می داد و به زودی خانواده باید مقدمات تحصیل فدریکو فراهم می نمود . هرچند لورکا در مدرسه هیچ پیشرفتی نکرد اما تمامی شواهد بیانگر نبوغ استثنایی او و تفاوت فاحش این کودک با سایر همسالانش بود .
در سال 1909 پدر خانواده را به شهر گرانادا کوچ داد و در واقع مهاجرت نقطه آغاز رشد و نمو لورکا را رقم زد . در گرانادا لورکا به محفلهای هنری محلی راه یافت و این رابطه روز به روز عمیق و عمیق تر می شد ، خود لورکا بعدها اعلام کرد که همین محفلها باعث آشنایی او با سنتهای اصیل آندلس شد . سنتهایی که لورکا همیشه عاشقانه به آنها می پرداخت و سعی در حفظ آنها می کرد .
او هیچ گاه خود را از عامه مردم جدا نکرد و علاقه خود به فرهنگ مردمی را همیشه نشان می داد ، فرهنگی که الهام بخش او در خلق بسیاری از شاهکارهای هنریش شد. گارسیا لورکا اولین مجموعه شعرهای خود را با نام در سال 1918 منتشر کرد ، این اثر اگرچه مورد استقبال وسیع عمومی قرار گرفت اما به لحاظ مالی برای لورکای جوان موفقیتی در بر نداشت . درست در همین زمان بود که او به شکل دهی انجمنهایی با نام «کلوپهای هنری گرانادا» پرداخت و فعالیت در همین کلوپها بود که باعث شد در سال 1919 زمانی که لورکا به ناحیه معروف مادرید رفت دارای شخصیت و جایگاه هنری بسیار مستحکم و قوی باشد .
او در مدرسه فلسفه دانشگاه مادرید با ستارگانی که بعدها از تاثیر گذارترین اشخاص در هنر اسپانیا محسوب شدند آشنا شود ، ستارگانی نظیر : «لوئیس بونوئل» و « سالوادور دالی» در همین دوران برخورد تصادفی لورکا با کارگردان مطرح مادریدی «گرگوریو مارتینز سی یرا» و تشویقهای این کارگردان بزرگ باعث شد او اولین نمایش نامه خود با نام «دوران نحس پروانه‌ها» را بین سالهای 1919 تا 1920 بنویسد و با همکاری گروهی از دوستان هنرمند خود آن را به روی صحنه ببرد .
این اثر به یک عشق غیر ممکن بین یک سوسک و پروانه می پرداخت اما این اثر پس از حدود چهار ساعت اجرا با کم لطفی و تمسخر تماشاگران قدر ناشناس روبرو شد و همین عامل باعث شد دید لورکا نسبت به تماشاگران تئاتر تا آخر عمر عوض شود ، البته بعدها گارسیا لورکا گفت که برای همیشه این نمایش نامه را از خاطر برده و اولین نمایش نامه خود را«ماریانا پیندا» سال 1927 معرفی می کرد .
سالها به سرعت برای لورکای جوان می گذشت و او به طور روزافزونی در هنر و اندیشه های تازه اسپانیایی غرق می شد. در این مدت او آثاری نظیر «ترانه‌ها» و «ترانه‌های کولی» (1928 که البته در سال 1953 با نام ترجمه شد را خلق کرد . این آثار از جمله شناخته شده ترین آثار او محسوب می شوند. در سال 1927 لورکا دومین نمایشنامه خود با نام «ماریانا پیندا» که تدراک صحنه آن برعهده سالوادور دالی بود را در بارسلونا به روی صحنه برد . این نمایشنامه با استقبال بی نظیری روبرو شد که لورکا را به آینده هنری خود بسیار امیدوار کرد .
اما او قبل از این، نمایشنامه ، نمایشنامه دیگری با نام «همسر عجیب و غریب کفاش» را در سال 1926 به رشته تحریر در آورده بود که این اثر عملاً تا اوایل دهه 1930 به روی صحنه نرفت ، این اثر داستانی کمدی بود از رابطه یک زن عشوه گر و بهانه گیر با یک کفاش زن ذلیل و بی خیال .
در اواخر دهه 20 لورکا با افسردگی رو به افزایشی دست و پنجه نرم می کرد و او که درست در همین زمان تحت تاثیر موفقیت اثر خود قرار گرفته بود با دوگانگی شخصیتی متفاوتی روبرو شده بود .شخصیت شاعر و نویسنده ای موفق که مجبور بود در محافل عمومی حفظ اش کند و وجدانی آزرده که در خلوت به شدت عذابش می داد و همین دوگانگی شخصیتی باعث جدایی او از دوستان و نزدیکانش شد. جدایی که روز به روز در حال افزایش بود زمانی به نقطه اوج رسید که سورئالیستهایی نظیر دالی و بونوئل با همکاری هم در سال 1929 فیلمی با نام «یک سگ آندلسی» را ساختند ، لورکا به شدت به این فیلم حمله ور شد واین فیلم را توطئه ای شرورانه بر علیه خود حساب کرد و در واقع همین فیلم باعث جدایی لورکا با سالوادور دالی شد و این در شرایطی بود که دالی در حین همین فیلم با همسر آینده خود آشنا شد ، دختری به نام Gala که بعدها باهم ازدواج کردند .
اما لورکا که با دوستان صمیمی خود قطع رابطه کرده بود آخرین ضربه را در رابطه دوستانه اش را از ایملیو آلاردن مجسمه ساز خورد،زیرا رابطه ای پر شور و شوق اما یک طرفه را با ایملیو برقرار کرده بود که این دوستی هم به شدت در حال پایان یافتن بود. تاثیرات بد روحی این حوادث به شدت لورکا را عذاب می داد . آگاهی از این مشکلات سبب شد خانواده لورکا او را برای تغییر روحیه در تابستان سال 1929 تا 1930 با یک تور بلند مدت به آمریکا بفرستند .
گارسیا لورکا در شهر نیویورک در مدرسه مطالعات عمومی دانشگاه کلمبیا برای مدت کوتاهی مشغول تحصیل شد ولی به شدت خود را در این شهر غریبه دید به همین دلیل به سرزنش از شهر نیویورک با معماریهای سرد و بی روحش پرداخت و در همین زمان مجموعه شعری با نام شاعر در نیویورک را در همین شهر خلق کرد از لحن اشعار این مجموعه می توان به خوبی بیگانگی لورکا با فرهنگ آمریکا و تنهایی او در کنار همدردی با سیاهان این کشور را به خوبی حس کرد .
او در این زمان دو نمایشنامه یا بهتر است بگوییم دو شاهکار هنری با نامهای و که فراتر از زمان خود بودند را خلق کرد نمایشنامه هایی که به علت درک پایین عموم مردم تا سال 1970 به چاپ نرسیدند و اوخود هیچ گاه انتشار این دو اثر را ندید .
بازگشت لورکا در سال 1930 مقارن بود با فروپاشی حکومت دیکتاتوری و تاسیس دوباره جمهوری اسپانیا . در سال 1931 لورکا به عنوان کارگردان گروه تئاتر دانشجویی شناخته شده به نام «کلبه» مشغول به کار شد . بودجه لازم برای گروه آنها توسط وزیر آموزش عالی جمهوری اسپانیا تامین می شد که این بودجه خرج سفر به نواحی روستایی و دور افتاده اسپانیا به منظور جذب تماشاگرانی که می توانستند تفسیرهای جدید و بنیادی از تئاتر کلاسیک اسپانیا داشته باشند می شد . لورکا در این گروه در کنار کار کارگردانی به ایفای نقش هم می پرداخت در حین انجام این سفرها با گروه لورکا مشهورترین نمایشنامهای خود که در واقع یک مجموعه شامل سه داستان با مظمومی و داستانهایی روستایی بودند با نامهای «عروسی خون»، و «یرما» را نوشت.
او تئوری های خود را در مورد آفرینش و اجرای هنری در یک سخنرانی معروف با عنوان نمایش و تئوری بیان کرد ، این سخنرانی اولین بار در سال 1933 در بوئنس آیرس و سپس در هاوانا ایراد شد . در این سخنرانی ها لورکا در مورد اینکه یک هنرمند بزرگ بودن بستگی به آگاهی روشن از مرگ ، ارتباط با وطن و تصدیق محدودیت شعور دارد را به بحث گذاشت .
در همین زمان بود که لورکا اولین نمایش از سری نمایشنامه های روستایی خود را به نمایش می گذاشت البته شرایط نسبت به قبلا برای این گروه سخت تر شد زیرا کمکهای مالی دولت به این گروه در سال 1934 با روی کار آمدن دولت جدید به نصف تقلیل یافت و ادامه این روند باعث زوال گروه شد تا اینکه گروه آخرین اجرای خود را در آوریل 1936 به مردم عرضه کرد و پس از آن از هم پاشید.
در ماههای قبل از مرگش «خانه‌ برنارداآلبا» شاهکار نمایشی او پایان یافت . در این سال اسپانیا روزگار سختی را می‌گذراند. جنگ‌های داخلی منجر به دخالت ژنرال فرانکو و ‌راستی‌های افراطی شد البته کمک ایتالیا و آلمان نیز باعث شد به سرعت جمهوری نوبنیاد اسپانیا درهم شکند .
لورکا مانند هزاران انسان دیگر قربانی این جنگ شد. چند روز قبل از آن‌که افراد فرانکو دستشان به لورکا برسد دوستی به لورکا پیشنهاد کرد به مادرید برود و از آن‌جا به فرانسه یا آمریکا مهاجرت کند و لورکا پاسخ داد « من یک شاعرم. آن‌ها شعر را نمی‌کُشند. » و تندروهای اسپانیا در صبح 19 سپتامبر 1936 او را بیرون شهر تیرباران کردند. محل دفن او برای همیشه پنهان ماند و کسی نمی‌داند در کجا به خاک سپرده شد ، اماامروزه لورکا برای همه چهرهای شناخته شده و بزرگ است .
منبع: iscanews.ir
خبرنگار:342

زندگی چیدن سیبی است باید چید و رفت / زندگی تکرار پاییز است باید دید و رفت

زندگی رودی است جاری که هرکه آمد شادمان / کوزه ای پر کرد و رفت . . .

پورتال بندری های خونگرم

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.