• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 911)
پنج شنبه 6/3/1389 - 23:58 -0 تشکر 202566
غلام کویتی پور: از دنیا دلگیرم!

مثل موجی‌ام كه می‌خواد سر به صخره ها بكوبه...

به دریا رفته می‌داند....

اخبار موسیقی ایران _ فرنوش آبا: آلبوم جدیدی كه اخیرا از غلام كویتی‌پور منتشر شد و ایام عزاداری اما حسین (ع) بهانه‌ی كافی برای رفتن به سراغ این هنرمند و خواننده‌ی مردمی بود. سعی كردیم در مصاحبه با ایشان از سكوت 5 ساله‌شان و هم‌چنین مسائل دیگری مثل تحریفات عزاداری و خاطرات جنگ و ... بپرسیم و ایشان هم با متانت و لطف زیاد همراهی‌مان كردند.  شما را به خواندن این گفت‌وگو دعوت می‌كنیم

 

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

پنج شنبه 6/3/1389 - 23:59 - 0 تشکر 202567

شما در مصاحبه‌های قبلی‌ای كه داشتید تاكید می‌كردید که شما را به عنوان مداح نشناسیم، مگر با عنوان مداحی مشکلی دارید؟

نه این‌طور نیست. مداحی و نوحه‌خوانی اهل بیت (ع) سعادتی می‌خواهد که شاید من ندارم و اگر نوحه خوان باشم این افتخار من است.

حالا شما را خواننده صدا کنیم یا مدیحه‌سرا؟

قبلا هم بارها گفته‌ام که من در دوره‌ای سعادت داشتم که حماسه‌خوان رشادت‌های جوانان این مرز و بوم باشم و برای همین حماسه‌خوان جنگم. هنوز هم پای این حرفم ایستاده‌ام. ما حماسه‌خوان دلیرمردی‌هایی بودیم که دوباره گفتن‌اش گرچه وظیفه‌ی ماست ولی الان حرفی کلیشه‌ای می شود. مداح بودن آن‌قدر مقدس است که امیدوارم این عنوان در مورد هرکسی هم استفاده نشود. مدت‌هاست باب شده که خیلی‌ها با ارزش‌ها بازی می‌کنند و اسم‌شان هم مداح اهل بیت (ع) است.

یعنی معتقدید که خیلی از نوحه خوان‌های ما در مسیر انحراف قدم برمی‌دارند؟

بله. متاسفانه این‌گونه است.

می‌توانید این انحراف را کمی بیشتر توضیح دهید؟

هم در موسیقی و هم در مفهومی که از ائمه‌ی اطهار و مخصوصا واقعه‌ی کربلا انحرافات زیادی قابل مشاهده است. در مورد موسیقی به شخصه باید بگویم که هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند کارهایی که من در طی این‌همه سال فعالیت خوانده‌ام کپی کار دیگری‌ست. یعنی حتی یک کار هم نمی‌توانید پیدا کنید که ملودی آن، کپی کارهای ایرانی یا خارجی باشد. ولی متاسفانه امروزه شاهد هستیم که بعضی از مداح‌ها بر روی فلان ملودی که کلیپ‌های آن‌چنانی‌اش در ماهواره پخش می‌شود، روضه‌ی امام حسین (ع) می‌خوانند. به عنوان نمونه یک‌بار وقتی در مجلسی بودم که از مقامات بزرگ مذهبی و کشوری هم حضور داشتند، یکی از روضه‌خوان‌ها داشت برروی ملودی «آره وای وای، وای وای وای وای» روضه‌ی حضرت ابالفضل (ع) می‌خواند. این کارها هم توهین به بزرگان دینی‌ست و هم توهین به شعور مردم ما. یا خیلی بد است كه روی ملودی مدرسه‌ی موش‌ها نوحه بخوانیم. این یعنی چی؟ توهین است دیگر. اعتراض من به بد بودن ملودی این‌كار كه از ساخته‌های آهنگ‌ساز خوب مان آقای علیقلی نیست، روح عزاداری ربطی به مدرسه‌ی موش‌ها و ملودی آن ندارد. از طرفی حركات و مناسبت‌هایی در عزاداری ها رایج شده كه نمی‌دانم از كجا آمدهو خود نمایی‌های من در آوردی كه جز خراب كردن روح عزاداری و یك فرهنگ وارداتی مهاجم چیزی نیست و هدفی را دنبال می‌كند كه دشمنان اسلام می‌خواهند.

شاید به‌خاطر جذب بیشتر مردم به مراسم سوگواری‌ست که چنین کاری می‌کنند.

مردم عاشق امام حسین (ع) و ائمه هستند و نیازی به این مدل کارها برای جذب جوانان نیست. از طرفی چنین کاری نتیجه‌ی عکس می‌دهد. چون دیده‌ام که همین مردم هم بابت این قضایا گلایه دارند. بیشتر از این‌ها، وقتی تاسف می‌خورم که می‌شنوم فلان نوحه‌خوان می‌گوید، تلاش دارم موسیقی‌های به‌روزی که مورد پسند جوان‌هاست را در قالب ذکر اهل بیت (ع) استفاده کنم. یعنی هم یک کار اشتباه را انجام می دهند و هم به آن می‌بالند.

اولین‌بار کی سراغ خواندن آمدید و چه شد که حماسه‌خوان شدید؟

من قبل از انقلاب هم فعالیت موسیقیایی داشتم. با توجه به علاقه‌ای که به موسیقی دارم، پیگیر موسیقی روز ایران و دنیا بودم. پینک‌فلوید، الوی، دیپ‌پارپل و اوسوبیسا گوش می‌کردم و چون برادرم هم دستی بر آتش داشت، مرا به این کار ترغیب می‌کرد. خاطرم هست کوچک بودم که که داداشم یک‌بار به من گفت: «اگر می‌خواهی وارد این حیطه بشوی حتما اصول و آداب اولیه‌اش را یاد بگیر.»

دنبال تحصیل موسیقی رفتید؟

نه به‌صورت آن چنانی، ولی در پیشاهنگی و خانه‌ی جوانان موسیقی یاد می‌گرفتم، آن‌جا کلاس‌های مختلفی بود که موسیقی هم یکی از بخش‌هایش می‌شد.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

جمعه 7/3/1389 - 0:0 - 0 تشکر 202569

انقلاب و جنگ بین شما و موسیقی فاصله انداخت؟

بله. به‌هرحال ما آرمان‌هایی داشتیم که از علایق شخصی‌مان مهم‌تر بود و سراغ آن ها رفتیم. یکی دو سال پیش دو پسر 17-18 ساله را در یکی از میدان های شهر مرا دیدند و شناختند، یکی از آن‌ها گفت: «آقای کویتی‌پور، پدرم می‌گوید شما و آهنگران با صدای تان خیلی‌ها را به کشتن دادید.» جواب دادم کشته شدن برای خدا و میهن لیاقت می‌خواهد، قطعا صدای حاج صادق این قابلیت روحانی را داشت که نیروی دلگرم‌کننده ای برای جوانان آن روزها باشد تا از وطن و ناموس‌شان دفاع کنند ولی کاش من هم این لیاقت را داشتم. متاسفم که خود من خیلی کم لیاقت‌تر از دلیرمردان آن روزها بودم. البته خیلی‌ها فکر می‌کنند که من فقط در پشت صحنه‌ی جبهه بودم و کارم هم فقط حماسه‌خوانی بوده، درحالی که مسئولیت اصلی من آموزش نظامی بود و در کنار این‌ها به زمزمه‌ی عشق هم می‌پرداختم. حالا اگر بگویند با آموزش نظامی‌ات جوانان را به کشتن دادی قبول می‌کنم.

شما علاقه‌ی خاصی به محمد جهان‌آرا دارید و همیشه هم از این ناراحتیت که چرا جهان‌آرا‌ها رفتند و خرمشهر هنوز بعد از گذشت این‌همه سال از جنگ آباد نشده است.

محمد جهان‌آرا و برادرش از دوستان من بودند. هنوز یکی از بهترین دوستانم اخوی شهید جهان‌آراست. پدر شهید جهان‌آرا هم بارها از مسئولین خواسته است که نگاه ویژه تری به خونین‌شهر داشته باشند تا دوباهر خرمشهر شود اما نمی دانم چرا این‌قدر کم‌کاری می‌شود.

شما خودتان در روز حمله‌ی عراق به خرمشهر آن جا بودید؟

متاسفانه آن‌روز من در شهر نبودم و برای مداوای یک بیمار به شیراز رفته بودیم. در شیراز توی تاکسی بودیم که راننده لهجه‌ی ما را شناخت و گفت خبر دارید که آبادان و تهران بمباران شده‌اند؟ خبر را که شنیدم معالجه‌ی بیمار را رها کردیم و خودم را به خرمشهر رساندم. از روز سوم جنگ در خرمشهر بودم.

شهر چگونه بود؟

خدا آن روز را برای هیچ‌کس نیاورد. وارد شهری می‌شوی که خاطرات، زندگی و آرزوهایت در آن‌جا سپری شده است و هیچ‌چیزی شبیه به آن‌چه قبلا به‌خاطر داشتی نمی‌بینی. البته همیشه می‌گویم که ما خرمشهری ها 10 سال جنگیدیم نه 8 سال. چون از همان روزهای اول انقلاب به‌خاطر بمب‌گذاری‌های عوامل صدام و منافقین هر روز کشته‌های زیادی را در شهر و بازار و معابر می‌دادیم. مردم بی‌دفاع از بین می‌رفتند و مقدمات جنگ فراهم می‌شد. درتاریخ همیشه همین‌طور بوده و همیشه وقتی انقلابی را تجربه می‌کنیم چنین اتفاقاتی برای شهرهای مرزی هر کشوری می‌افتد. خرمشهر در تاریخ سه بار با خاک یکسان شده است. به خرمشهر که وارد شدم دیدم شهر خالی از سکنه شده و فقط مردها در شهر مانده بودند. یعنی همه‌ی زن ها و بچه‌ها به خارج از آن جا انتقال یافته بودند. شهید جهان‌آرا کل شهر را مسلح کرده بود و حتی شاید خیلی از افرادی که با انقلاب یا نظام مخالف بودند برای دفاع از خاک وطن هم‌دل بودند. جهان‌آرا می‌گفت الان بحث کشور، خاک و ایران مطرح است. اگر مردید بسم‌اله... در روزهای دفاع اصلی‌ترین مشکل ما کمبود سلاح بود. مرحوم جهان‌آرا هم آدم روشنی بود و از خیانت بنی‌صدر خبر داشت. خاطرم هست وقتی دستورهای بی‌ربطی از اهواز یا تهران می‌رسید پای تلفن علنا به رییس‌جمهور وقت توهین می‌کرد و می‌گفت که بی‌خود کرده چنین دستوراتی داده. او از اتفاقات پشت پرده باخبر بود و برای همین هم مردانه ایستاد تا شهید شد. گاهی فکر می‌کنم اگر مردم ما روزی جهان‌آراها را فراموش کنند روز مرگ این آب و خاک است.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

جمعه 7/3/1389 - 0:0 - 0 تشکر 202570

قصد ندارید کاری برای خرمشهر یا جهان‌آرا بخوانید؟

همیشه این یکی از دغدغه‌هایم بوده و با خیلی از دوستان و دوستان عزیزی که ترانه‌سرایان آلبوم «خاموش» بودند هم در این مورد صحبت کرده‌ایم و فکر‌هایی در سر داریم. اگر عمری باشد و دوباره آلبومی بدهم حتما وظیفه‌ام را نسبت به خرمشهر و جهان آرا ادا خواهم کرد.

اگر تئوری شهید باکری را در مورد افراد بعد از جنگ به‌خاطر دارید شما خودتان را جزو کدام دسته می‌دانید؟

نمی‌دانم... یک‌بار دخترم از من سوال کرد که ما چرا نباید خانه‌ای برای خودمان داشته باشیم و هم چنان به زندگی اجاره ای ادامه دهیم؟ این ها مظلوم‌نمایی نیست ولی خدا را شاکرم که رنگ عوض نکرده‌ام و اعتقادم را به مال دنیا نفروخته‌ام. حالا اگر اجره‌خانه‌ام سه ماه عقب بیفتد هم خدا کریم است.

ولی خیلی‌ها فکر می‌کنند که حاج غلام کویتی‌پور که آلبوم جدیدش هم منتشر شده و از رادیو و تلویزیون دائما صدایش پخش می‌شود باید انسان متمولی باشد.

من که 6 سال بود آلبوم نداده بودم. از جایی هم حقوق نمی‌گیرم. رادیو و تلویزیون هم که برای خودشان پخش می‌کنند و چیزی از این به ما نمی‌رسد. گفتن ندارد ولی من حتی یک کاغذ پاره ندارم که برای جنگیدنم پرونده شود. آن‌ زمان‌ها یکی از دوستانم می‌گفت این‌ها را ثبت کن چون بعدها به دردت می خورد، ولی من دنبال این مسائل نبودم. یعنی نه حقوق بگیر دولت و نظام هستم و نه به دنبال این‌ها بوده‌ام که از رانت و پارتی استفاده کنم. البته الان هم اگر بخواهم به راحتی می‌توانم یک زندگی خوب برای خانواده‌‌ام فراهم کنم، ولی حیف که ما برای چیز دیگری جنگیدیم! خیلی‌ها هستند که شده بگئیند من این‌قدر جنگیده‌ام و جانبازی دارم و چیزی هم ندارم، می‌گویم مگر برای امتیاز جنگیده ای که حالا هم طلب‌کاری؟

بعد از این‌همه سال سكوت چطور شد كه آلبوم «خاموش» را منتشر كردید؟

باید برگردیم به 5-6 سال پیش. من از هیچ‌كدام غریبانه‌ها راضی نیستم و آن‌ها را آلبوم خودم نمی‌دانم. غریبانه 1 كه هم تست صدای من بود و متاسفانه به بازار داده شد و هم این‌كه جنس صدای من نبود. من به احترام دل پاك مردمان سرزمینم كه با كار ارتباط برقرار كرده بودند و دوستش داشتند چیز نگفتم. برای من بسیار عجیب بود كه حالا اگر می‌خواستند تست صداها را منتشر كنند، چرا رنگ صدا را عوض كرده‌اند؟ شاید خواننده ای فالشی یا ناكوكی جزئی داشته باشد و آن را با امكانات نرم‌افزار حل كرد، اما این‌كه رنگ و جنس صدا را دست‌كاری كنیم از كارهای نامردانه و عجیبی بود كه متاسفانه صورت گرفت. 5تا از كارهای غریبانه 1 اتود بود و باید دوباره خوانده می‌شد. من به حرمت شعور مردم سكوت كردم ولی نمی‌دانستم ادامه‌ی آن منجر می‌شود به غریبانه 2 كه نه تنها صدای من نبود بلكه تقلیدی دم دست از كارهای من بود. من به رسم امانت ملودی‌ها و اتودهایی را در دست تهیه‌كننده و ناشر آلبوم داشتم كه ایشان آن‌ها را با همراهی چند نوازنده و آهنگساز تبدیل كرده‌ بودند به آلبوم غریبانه‌ی 2. در این بین فقط 2 كار با صدای من و آن هم اتود بود و بقیه تقلید صدای من بود. متاسفانه در هر حیطه‌ای خیلی‌ها هستند كه دنبال منافع مالی هستند و از هرچیزی می‌خواهند بدانند چقدر برایشان باقی می‌ماند و می‌فروشد. در این راه فقط آن عشق و حس الهی‌ست كه نادیده گرفته می‌شود و شعور و حس هنرمند است كه اهمیتی ندارد.

انگار حتی از عكس روی جلد آلبوم‌ها هم ناراضی بودید.

این یك موضوع كلی‌ست و ربطی به آن دو آلبوم ندارد. من معتقدم كه خواننده نباید عكس تكی روی جلد داشته باشد و در آلبوم‌ها مهم دنیا هم می‌بینیم كه كمتر پیش می‌اید عكس خواننده را روی جلد بزنند. اگر یك عكس كلی از همه‌ی عوامل باشد خیلی هم خوب است، اما با عكس تكی خواننده موافق نیستم. حالا شاید بعضی از خواننده‌های جوان باشند كه دوست دارند عكس‌شان روی جلد آلبوم باشد، ولی این یك سلیقه‌ی شخصی‌ست و سلیقه‌ی من این‌طوری‌ست كه با عكس موافق نیستم.

چه فرقی بین یك كار خوب با كاری‌ست كه خود تولید كننده راضی نیست ولی با استقبال مواجه می‌شود؟

شاید این استقبال به‌خاطر خود اثر نباشد و عوامل دیگری مثل لطف مردم به هنرمنده و ... هم در استقبال دخیلند. مهم و اصل آن روح خدایی‌ست كه باید در كار باشد. دل‌هایی پاك كه هم‌دل شده‌اند تا از نعمتی به اسم هنر كه خدا در ذات بشر نهاده است استفاده كنند. هدف و غایت خود اوست و ما هرگز مطلق نیستیم. این كار درستی نبود كه از حماسه‌خوانی من و زجر و مصیبتی كه در 8ساال دفاع مقدس كشیدیم سوءاستفاده شود و جنس تقلبی را به خورد مردم بدهیم. كاری را عرضه كنیم كه فاقدحداقل استاندارهای هنری‌ست و هیچ چیزش سرجا نیست. خدا را شاكرم كه خودم هیچ‌وقت چشمداشت مالی از كاری نداشته‌ام و از آن دو آلبوم هم هیچ‌چیزی نگرفتم. غریبانه‌ی 2 كه به بازار عرضه شد خیلی غافلگیر شدم. چیزی بود كه من نخوانده بودم اما اسم من روی آلبوم بود. با این‌همه اگر فقط بحث من و اسم من بود هیچ شكایتی نداشتم ولی وقتی بحث انقلاب و 8سال دفاع مقدس و كلی ارزش است و به شهدا و ... هم بی‌احترامی می‌شود مجبور شدم از شركت پخش آلبوم شكایت كنم و آلبوم را هم از بازار جمع كردند. من از هركدام از ملودی‌ها آن آلبوم كلی خاطره دارم، هكدام من را به شهیدی گره می‌زند و اگر مردم ایران و اهالی جبهه و جنگ هم خاطره‌ای داشته باشند كه باعث افتخا من است، كاری كه شد، بی‌احترامی به همه‌ی آن‌هاست. خدا به من حقیر عنایت كرد كه كنار نفس متبرك این عزیزان نفس بكشم و اگر هم چیزی خواندم روایت تاریخ بود و مظلومیت این مرزوبوم. ده‌ها كشور حمله كرده بودند به یك كشور، چه قدرتی بود جز قدرت ایمان و علاقه به آب و خاك و در راس آن كلام خدا كه باعث شد آن حماسه‌ها اتفاق بیفتد؟ متاسفانه این دوستان موازین واصول را به هم ریختند و فكر نمی‌كنم خاطره‌ی بد این دو آلبوم هرگز از ذهنم پاك شود. این كار توهین بود به همه، چه آن جانبازی كه غریبانه گوشه‌ی آسایشگاهی لحظات آخر زندگی‌اش را طی می‌كند و چه من روسیاهی كه تا دنیا دنیاست بدهكار این آب و خاك و مردم با اخلاصش هستم.

از آلبوم جدید راضی هستید؟

حداقل مسكنی بود در حد 50 درصد. 50 درصدش هنوز آن احساس و حق مطلب و حق موسیقی زیبا و شعرهای زیبایی‌ست كه از طرف من پرداخت نشد. عشق من جوان هاست و خوشحالم كه در این آلبوم با چند جوان بسیار كاربلد و هنرمند آشنا شدم. با یك آهنگساز خوب و شاعر خوب و كلی نوازنده‌ی خوب كه همه هم جوانان برومندی بودند همكار بودم. برای من بسیار ارزشمند بود كه نوازنده ای علاوه بر شاكارش در قطعات، یك قطعه را هم به عشق اما حسین به صورت رایگان ساز زد و دستمزدی دریافت نكرد. این ارزش و فرهنگ ایرانی‌ست كه متاسفانه می‌بینم این‌روزها رنگ و بوی كمی از آن است. همه‌ی عوامل از اسپانسر و تهیه‌كننده گرفته تا صدابردارها زحمت شبانه‌روزی كشیدند و ممنونم كه حداقل 50 درصد از اهدافم هست و امیدوارم اگر عمری باشد در آلبوم بعدی به معیار بهتری هم برسیم. امكان رسیدن به صد كه میسر نیست چون هیچ‌كدام ما كامل نیستیم و كامل مطلق خود اوست، اما هدف من رسیدن به 80 از صد است و برای آن هم باید تلاش كنیم. امیدوارم در آینده آلبومی منتشر كنم كه لیاقت مردم ما و احساس بی‌نظیرشان است.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

جمعه 7/3/1389 - 0:1 - 0 تشکر 202571

با این‌همه همیشه شما مخاطبان خودتان رادارید و از كارهایتان استقبال می‌شود.

انشاالله بتوانم امانت دار خوبی برای رسالتی باشم كه جانبازان، شهدا، آزاده‌ها و باقیمانده‌های جنگ بر دوشم گذاشته‌اند. چرا اشعار فردوسی جاودانه است؟ چون حماسه‌ای ملی و میهنی را روایت می‌كند. شهدا هم در عمل این حماسه را روایت كردند. مادرم با دل بی‌سوادی‌اش حرفی به یكی از خواهرهایم زد كه هنوز توی گوش من است. می‌گفت: «یك بار غذا را با بسم‌الله درست كن و یك بار بدون آن، ببین مزه‌اش حتما فرق خواهد كرد.» شهدا همان بسم‌الله بودند كه نور الهی در جان و حماسه‌شان بود. تصویر اصلی ایثار آن‌ها نه چیزی‌ست كه من میخوانم و نه عكس هایی كه ثبت شده‌اند. چیزی‌ست كه در تصویر كائنات ثبت می‌كوبد. در این ایام محرم حیف است از مصیت زینب نگوییم به جا طوفان نخوانیم زینب كه: «به دریا رفته می‌داند مصیبت‌های زینب را»... هر خانه ای یك زینب دارد و مادر من هم زینب ما بود كه در 9 سالگی زادواج كرد و وقتی 33 سال داشت شوهرش را كه 42 ساله بود از دست داد. شد پرستار یتیم‌ها مثل زینب. مادر من نمونه ای از مادران دلیر ایرانی و افتخار می‌كنم به چنین مادرانی كه هم در ایمان و هم در عمل ادامه روی زینب‌ها بودند.

جوان‌های امروز را که كارهای شما را هم دوست دارند چطور می‌بینید؟

گفتم كه این‌ها آبرو ما هستند و انسان‌هایی برگند با دل‌هایی پاك. فقط خواهشی از آن ها دارم كه اگر هرزمان اعتراضی هم به چیزی دارند، حواس‌شان به ارزش‌ها باشد و آب در آسیاب دشمن نریزند. شهدا ارزش‌های ما هستند و نگرانم حواس جوان‌ها به این گنجینه‌ها نباشد. خود من هم شاید زمانی از چیزی اعتراض داشته باشم و انتقاد طبیعت انسان است، اما سختی هایشان را از چشم حماسه‌سازانی نبینند كه آب و خاك و آبروی این سرزمین را خریدند. ما باید علاوه بر اسطوره‌ها شهدایمان را هم فراموش نكنیم و همیشه این را به جوانان هم گوش‌زد كنیم. از رسانه‌ی ملی هم گلایه دارم كه وقتی مثلا می‌گوید شهد علی مرادی نمی‌گوید كه این سومین شهید خانواده بود. وقتی می گوید محمد جهان‌آرا نمی گوید كه محمد یك برادر به اسم علی داشت كه قبل از انقلاب توسط ساواك كشته شد و یك محسن داشتند كه در درگیریهای خرمشهر در اوایل انقلاب از خانه ربوده شد و هرگز به خانه برنگشت و محمد شهید سوم آن‌ها بود. از طرفی هم باید كمك كنیم جوانان مان اهل مطالعه باشند، خود من كتاب زده هستم ولی همیشه به جوانان توصیه می‌كنم بخوانند و بخوانند و بخوانند. باید شرایط را هم برای فهمیدن و دانستن این عزیزان فراهم كنیم. خود من خیلی چیزهای زندگی‌ام را از دكتر شریعتی و مخصوصا كویرش دارم.

منبع :اخبار موسیقی ایران

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

جمعه 7/3/1389 - 1:14 - 0 تشکر 202576

سلام علیکم

خیلی عالی بود کلی استفاده کردم و درس گرفتم از صحبتهای دلنشین آقای کویتی پور...
ای کاش همونطور که فرمودن یادمون نره شهدایی داریم که از جان و دل برای راحتی ما تلاش کردند
شهدایی که با شهادتشون مرزبان و پاسدار این مرز و بوم شدند
تا من و توی چوون امروز با افتخار فریاد بزنیم که من ایرونی هستم...
ایرانی که آسایش و آبادی و آزادیش رو مدیون گلهای پرپر شده ای هستیم که به سوی خدا شتافتند
شهدای گلگون کفنی که از این زمین خاکی دل بریدند و افلاکی شدند ....
حرفهای شما مداح اهل بیت رو با جان و دل شنیدیم و بر دیده می گذاریم...
ای کاش ما هم بتونیم در رکاب بزرگ مردانی همچون شما افتخار ایران مون باشیم...
ای کاش بین این همه یاد کردن از شهدای ذفاع مقدس و انقلاب ، درسهایی بیاموزیم ...
درسهایی که هر کدوم پلی هستند برای رسیدن مون به سعادت و خوشبختی و استقلال...
و در نهایت نیز قرب الی الله... ان شالله

و با تشکر از شما دوست گرامی بابت ارائه این مصاحبه ی آموزنده و عالی

یا حق...

ای نگاهت دوای هـــــر دردی *** آرزو می کنم که بـــــــرگردی
کاش من باخبر شـــوم روزی *** لحظه ای بر دلم گــــذر کردی

ای که بر درد و غم دوا هستی *** نور عشقی و با وفـــا هستی
بی تو طاقت ندارد این دل بیا *** صبر تا کی کنم؟ کجا هستی؟

«اللهم عجل لولیک الفرج»

http://yaahu.persianblog.ir

 

 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.