• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن مهدویت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
مهدویت (بازدید: 680)
دوشنبه 27/2/1389 - 15:58 -0 تشکر 200774
یاران حضرت مهدی

جای تردید نیست كه امام مهدی(ع) این رهبر الهی برای اجرای برنامه‏‌های نهضت جهانی خود علاوه بر دیگر اسباب و عوامل، نیاز به یارانی عاشق، متحد، باوفا، مؤمن، شجاع، فهیم و مخلص دارد؛ چرا كه تجربه تاریخی نشان داده هیچ رهبر و مصلح اجتماعی بدون داشتن یارانی وفادار نتوانسته است اهداف خویش را محقّق سازد. در طول تاریخ، بسیار شاهد بوده‏ایم كه رهبرانی شایسته و توانمند تنها به دلیل نداشتن یارانی همدل و همراه از حركت اصلاحی خود باز ایستاده‏اند. هر یك از یاران آن حضرت نیز قوة چهل مرد را دارا و از نظر صلابت همچون پاره‏‌های آهن هستند. اینها نشانگر آن است كه حضرت جنگ سختی در پیش خواهند داشت و اگر كار‌ها با معجزه تمام می‏شد دیگر نیازی به یارانی با چنین قدرت جسمانی و صلابت و شجاعت نبود. در حالی كه روایات به ما می‏فهمانند كه كار حضرت حجت(ع) سخت‏تر از كار جدش رسول خدا(ص) خواهد بود؛ زیرا مردمی كه در برابر پیامبر خدا ایستاده بودند افراد جاهلی بودند كه سنگ و چوب و... می‏پرستیدند ولی جاهلانی كه در مقابل امام عصر(ع) می‏ایستند كسانی هستند كه قرآن به دست می‏گیرند و با تأویل كردن آیات قرآن و متمسّك قرار دادن آن با حضرت می‏جنگند1. لذا باید ایشان یاورانی باهوش داشته باشد كه مانند یاوران حضرت امیر(ع) در جنگ صفین فریب مكر‌ها و حیله‏‌های دشمن را نخورند. در اینجا ما به بعضی از خصال یاوران آن حضرت كه از قرآن كریم و روایات معصومین(ع) رسیده، اشاره می‏كنیم. تا این عزیزان را بهتر بشناسیم و الگوی راه خود قرار دهیم و اوصاف و ویژگی‌های آنها را در راه خودسازی خویش به‏كار گیریم تا زمینه‏ساز حضور حضرتش شویم و از جمله اصحاب و یاران آن عزیز قرار گیریم. ان‏شاءالله 1. یارانی بلند آوازه از روایات به خوبی استفاده می‏شود كه یاران امام مهدی(ع) افرادی شناخته شده، خوش‏نام و حسب و نسبشان كاملاً معلوم و صاحب مناصب اجتماعی، اشراف و قضات و حكّام‏اند: آنها از افراد نیك‏نژاد، قاضیان، فرمانروایان و فقهای در دین هستند.2 حتی بر روی سلاح آنها نام و نسب و اوصاف آنها نوشته شده است.3 چنان‌كه مولای متقیان علی(ع) می‏فرمایند: آنها در آسمان شناخته شده‏اند و در زمین [تا آمدن آن حضرت] ناشناخته می‏مانند.4 صادق آل محمد(ع) در تأویل و تفسیر آیة 148 سورة بقره می‏فرماید: این آیه كه می‏فرماید: «در هر كجا باشید خداوند همة شما را حاضر می‏كند» دربارة ناپدید شوندگان از اصحاب قائم(ع) نازل گشته است. آنان شبانگا‌هان از بستر‌هایشان ناپدید می‏شوند و بامدادان در مكه خواهند بود و بعضی از آنها در روز بر ابر‌ها حركت می‏كنند كه نام آنها و نام پدرشان و خصوصیات و نسبشان معروف است. راوی می‏گوید: عرض كردم: فدایت شوم، كدام یك ایمانشان قوی‏تر است؟ حضرت فرمودند: آنكه در روز بر ابر حركت می‏كند.5 2. پیشگامان در كار‌های خیر یكی از اوصاف و ویژگی‌های «عباد الرحمن» اقدام در كار‌های خیر است. آنها نه تنها در كار‌های خیر وارد می‏شوند و از انجام كار‌های نیك بهره‏مند می‏گردند، از خداوند نیز می‏خواهند كه آنها را امام و پیشوای نیك‏اندیشان و نیكوكاران قرار دهد. قرآن كریم ضمن شمارش دوازده صفت از اوصاف «عبادالرحمن» می‏فرماید: یكی از اوصاف آنها این است كه از خداوند می‏خواهند آنها را از رهبران و پیشگامان راه خیر قرار دهد: و ما را برای پرهیزكاران، پیشوا گردان6. از این‏رو یكی از اوصاف یاران حضرت مهدی(ع) سبقت گرفتن در كار‌های خیر است. چنان‌كه امام صادق(ع) در تفسیر آیة 148 سورة بقره كه می‏فرماید: پس در كار‌های خیر بر یكدیگر پیشی گیرید. هر جا باشید، خداوند همة شما را حاضر می‏كند. می‏گویند: منظور از خیرات «ولایت» است و منظور از «یأت بكم الله جمیعاً»، 313 تن از یاران قائم(ع) هستند. به خدا سوگند! در یك لحظه همچون قطعات ابر پاییزی گرد شمع وجود حضرتش جمع می‏شوند. و به خدا قسم «امة معدودة» (ذكر شده در قرآن) آنها هستند.7 آری مصداق بارز و اتمّ خیرات، «ولایت» است؛ ولایت خدای متعال، ولایت رسول خدا(ص) و ائمة هدی(ع) كه اصحاب حضرت با جان و دل آن را پذیرفته و تا آخرین قطرة خون در احیا و ترویج و دفاع از آن سر از پا نمی‏شناسند. 3. دارای شخصیتی بی‏نظیر شخصیت انسان ـ كه برگرفته از مجموعة عوامل اعتقادی، اجتماعی، وراثتی و... است سبب می‏گردد تا هر فردی در درجة خاصی از مكانت اجتماعی و موقعیت دینی قرار گیرد و مجموعة رفتار‌های عملی انسان نیز از این شخصیت ریشه می‏گیرد. لذا امیرمؤمنان(ع) در اشاره به شخصیت منحصر به فرد یاران حضرت مهدی(ع) می‏فرماید: آنان به مقامی رسیده‏اند كه نه گذشتگان بر آنان پیشی گرفته‏اند و نه آیندگان به مقام والای آنان می‏رسند.8 برخی از آنان به مقامی می‏رسند كه با ابر‌های آسمان از مكانی به مكان دیگر سیر می‏كنند.9 بعضی دیگر زمین بسان طوماری در زیر پایشان درهم پیچیده می‏شود (طیّ الأرض) و آنان مسافت طولانی را در مدتی كوتاه می‏پیمایند. امام صادق(ع) نیز در مورد آنان می‏فرمایند: یاران مهدی از نقاط مختلف زمین به سوی او حركت می‏كنند و زمین زیر پای آنان درهم پیچیده می‏شود.10 لازم به ذكر است ویژگی طیّ‌الارض در عاصف بن برخیا نیز وجود داشت كه در كمتر از چشم بر هم زدنی تخت بلقیس را از كشور صبا به نزد سلیمان آورد.11 4. ذخیره‏‌های الهی اصحاب حضرت حجت(ع) همچون امامشان ـ كه « بقیةالله» و « ذخیرةالله» است ـ از جمله افرادی هستند كه خداوند وعدة عذاب حكّام جور و ستم و مشركان و كفّار را به دست آنها داده و مقرر ساخته است كه پایان حكومت جباران و شروع حكومت صالحان با دست توانای آنها و رهبری امام زمان(ع) واقع شود. قرآن‏كریم از آنها تحت عنوان «أمّت معدوده» نام می‏برد. خداوند متعال در قرآن خطاب به كفّار منحرف می‏فرماید: اگر ما عذاب را تا [آمدن] «امت معدوده» از آنها به تأخیر بیندازیم می‏گویند: چه چیز آن را باز می‏دارد؟ آگاه باش! هنگامی كه آن روز بیاید، عذاب از آنها برگردانده نمی‏شود، و آنچه را كه مسخره می‏كردند آنها را فرو خواهد گرفت.12 از امام باقر و امام صادق(ع) روایت شده كه آن دو بزرگوار در تفسیر این آیه فرمودند: «منظور از «امت معدوده» (امت شمرده شده)، همان اصحاب حضرت مهدی(ع) در آخرالزمان هستند كه 313 نفر به تعداد اهل «بدر» هستند و همانگونه كه پاره‏‌های ابر پاییزی به هم می‏پیوندند آنان نیز در آن واحد گرد می‏آیند.»13 و در روایت دیگر امام صادق(ع) می‏فرماید: منظور از «عذاب» خروج حضرت قائم(ع) است (كه سبب عذاب كافران و مفسدان خواهد شد) و منظور از «امت معدوده» اصحاب اوست كه به تعداد اهل بدر هستند.14 6. ایمان یاوران مهدی(ع) بنابر آنچه از قرآن كریم و روایات معصومین به ما رسیده، ایمان نیز مانند بسیاری از حقایق دیگر دارای رتبه و درجه است؛ لذا مؤمنان به نسبت علم و معرفت و یقینی كه نسبت به حقیقت دین ـ به ‏ویژه ذات باری‏تعالی ـ پیدا می‏كنند دارای درجات مختلفی هستند (والمؤمنون والمؤمنات بعضهم أولیاء بعض)15 لذا هر چه پایة یقین فرد قوی‏تر باشد و كمتر شكّ و تردید در قلب او راه یابد دارای ایمانی قوی‏تر است و از رتبه و ارزشی والاتر برخوردار خواهد بود. یاوران امام مهدی(ع) به درجه‏ای از ایمان رسیده‏اند كه هیچ شكّی در دلشان راه نمی‏یابد: مردانی هستند فولاددل كه همة وجودشان یقین به خداست و هیچ شكّی در دلشان راه نمی‏یابد، مردانی سخت‏تر از صخره‏‌ها... 16. با معرفت، به خدا ایمان آورده‏اند، و ایمان به خدا در اعماق جانشان نفوذ كرده است. امام صادق(ع) در روایتی، ضمن بیان اوصاف آنان، شیعیان را به الگو گرفتن از آنان سفارش می‏كند: ...پس مبادا به راست و چپ روی آوری كه به خدا سوگند امر روشن است. به خدا سوگند! اگر اهل آسمان و زمین همدست شوند كه این امر را از جایگاهی كه خداوند آن را قرار داده، جدا سازند نخواهند توانست و چنانچه همة مردمان كفر ورزند تا جایی كه هیچ‏كس نماند، خداوند كسانی را خواهد آورد كه شایستگان باشند. سپس فرمود: آیا نمی‏شنوی كه خداوند می‏فرماید: «ای كسانی كه ایمان آورده‏اید، هر كدام از شما كه از دین روی گردانید، پس به زودی خداوند قومی را كه آنها را دوست می‏دارد و آنها نیز خدا را دوست می‏دارند و با مؤمنان فروتن و با كافران سرسخت‏اند، به نصرت اسلام برمی‏انگیزد...»17 (تا آخر آیه را تلاوت فرمود) و در آیة دیگر فرمود: «پس اگر این قوم به آن كفر ورزند، همانا قومی را كه هرگز به آن كافر نشوند، بر آن می‏گماریم.» سپس حضرت فرمود: «اهل این آیه، همان كسانی‏اند كه در آیة قبل بودند.» در آیه‏ای كه امام صادق(ع) آن را تلاوت فرموده‏اند، اوصاف مؤمنانی كه باید این رسالت بزرگ را انجام دهند، چنین بیان گردیده است: 1. آنها به خدا عشق می‏ورزند و جز به خشنودی او نمی‏اندیشند: «یحبّهم و یحبّونه»؛ 2. در برابر برادران دینی‏شان خاضع و فروتن هستند: « أذلّة علی المؤمنین»؛ 3. برای بسط عدل و اجرای فرامین الهی همواره در راه جهاد فی‏سبیل‏الله هستند: «یجاهدون فی سبیل‏الله»؛ 4. برای نابودی كافران و برچیدن بساط ستمگران، كوشا هستند و از هیچ ملامتی پروا ندارند: «ولا یخافون لومة لائم». این صفات پسندیده كه از اعتقاد به خدا و ایمان به مقصد نشأت گرفته، از آنها انسان‌هایی ساخته است كه در شكستن سنت‌های نادرست ـ كه اكثر مردم بدان‌ها پایبندند و مخالفان خود را به استهزا می‏گیرند ـ پروایی ندارند. بسیاری را می‏شناسیم كه صفات ممتازی دارند، امّا مقابل غوغای محیط و هجوم افكار عوام و اكثریت منحرف، بسیار محافظه‏كار و ترسو می‏گردند و در مقابل آنها میدان را خالی می‏كنند. در حالی كه برای یك رهبر سازنده و افرادی كه برای اجرای افكار او وارد میدان می‏شوند، قبل از هر چیز چنین شهامتی لازم است. عوام‏زدگی، محیط‌زدگی و مانند آن، كه همه نقطة مقابل این امتیاز عالی روحی هستند، سدّ راه بیشتر اصلاحات محسوب می‏گردند. آری به دست آوردن این امتیازات و موقعیت‌ها در هر درجه كه باشد، علاوه بر كوشش خود فرد، مرهون فضل خداوند است كه به هر كس بخواهد و شایسته بیند عطا می‌كند.18 7. برپا دارندگان نماز دربارة اصحاب صاحب‏الامر(ع) می‏خوانیم: برخی از آنان شب را نخوابند و زمزمة نماز و مناجات شبانه‏شان همچون صدای زنبوران عسل فضا را آكنده سازد19. آری، با یاد خدا و برپایی نماز، جان و دلشان را روشن نموده‏اند: « كأن ّّقلوبهم القنادیل»20 و چهرة ظاهریشان نمایانگر سیرت پاك درونیشان است: سجده‏‌ها در پیشانی آنها اثر گذارده است. آنان شیران روز و پارسایان شبند21. و به فرمودة قرآن: نشانة آنها در صورتشان از اثر سجده، نمایان است22. 8. پرداخت كنندگان زكات زكات نیز، همچون نماز، نشانة بارز یك مسلمان واقعی است: « و یؤتون الزكاة»23. همچنان كه یك مسلمان از اقامه نماز به رشد و كمال و معراج می‏رسد از طریق پرداخت زكات نیز به این مقامات می‏رسد: « خذ من أموالهم صدقه تطهرّهم و تزّكیهم بها»24؛ چرا كه زكات، انسان را از بخل و دنیاپرستی و رذائل اخلاقی پاك می‏كند، و نهال نوع دوستی، سخاوت، رعایت حقوق دیگران به ‏ویژه فقرا، مستمندان و درماندگان را در نهاد او پرورش می‏دهد و با پرداخت زكات زمینة فساد را در جامعه از بین می‏برد. لذا امام صادق(ع) می‏فرماید: كسی كه یك قیراط از زكات را نپردازد نه مؤمن است و نه مسلمان و نه ارزشی دارد.25 لذا یكی از اوصاف بارز اصحاب امام زمان(ع) كه از برگزیدگان شاگردان مكتب وحی بوده و الگوی راستین رهپویان طریق انبیا و اولیا هستند، پرداخت زكات است. بنابراین بعد از استقرار حكومت عدل جهانی حضرت مهدی(ع) اوّلین اقدام آنها اقامة نماز و ادای زكات و احیای امر به معروف و نهی از منكر است. چنانكه امام باقر(ع) در تفسیر آیة 41 سورة حج كه می‏فرماید: كسانی كه چون در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز برپا می‌دارند و زكات می‌دهند و به كارهای پسندیده وا می‌دارند و از كارهای ناپسند باز می‌دارند و فرجام همة كارها از آنِ خداست. می‏گوید: این آیه دربارة آل محمد(ص) و حضرت مهدی(ع) و اصحاب او است. خداوند، شرق و غرب عالم را تحت سیطره آنها درمی‏آورد و دین را به وسیله آنها در جهان آشكار می‏سازد، و دیگر از ظلم و ستم و بدعت نشانی در روی زمین باقی نمی‏ماند.26 9. امركنندگان به معروف و پیكاركنندگان با منكر امام باقر(ع) دربارة این واجب الهی می‏فرمایند: آن، طریقه و راه انبیا و سیره و روش نیكان است؛ فریضه‏ای كه در زیر سایة آن دیگر واجبات به انجام می‏رسد، راه‌ها امن، و كسب و كار‌ها حلال می‏شود و حقوق افراد داده می‏شود و زمین آباد می‏شود و از دشمنان انتقام گرفته می‏شود و امور دین و دنیای مردم راست می‏گردد».27 رسالت حضرت مهدی(ع) و یاران او، احیای دین خدا و اتمام رسالت انبیا و اولیا و مبارزه با بدعت‌ها و پاك ساختن زمین از وجود ظالمان و فاسدان است و شاید همة این رسالت را در دو كلمه بتوان خلاصه كرد؛ اجرای قسط و عدل: البته این رسالتی است كه همواره بر دوش همة مؤمنان بوده و هست، امّا در وجود حضرت حجت(ع) و یارانش عینیت كامل می‏یابد.28 امام صادق(ع) در تفسیر آیة: همان كسانی كه هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‏دارند و زكات می‏دهند و امر به معروف و نهی از منكر می‏كنند، و پایان همة كار‌ها از آن خداست.29 می‏فرماید: خداوند به وسیلة مهدی(ع) و اصحاب او، مشرق‌ها و مغرب‌های زمین را به تصرف درمی‏آورد، دین را آشكار می‏سازد، بدعت‌ها و باطل را از بین می‏برد، همچنان كه سفیهان حق را میرانده بودند، تا جایی كه اثری از ظلم دیده نشود. آنها امر به معروف و نهی از منكر خواهند نمود و عاقبت كار‌ها به دست خداست.30 پی‏نوشت‌ها: 1 . بحرانی، هاشم، حلیةالأبرار، ج5، ص327. 2 . بحرانی، هاشم، البر‌هان فی تفسیر القرآن، ج2، ص24. 3 . فیض كاشانی، نوادر الأخبار، تصحیح مهدی انصاری، ص269. 4 . قندوزی، ینابیع المودة، ص437. 5 . البر‌هان، ج2، ص22؛ صدوق، كمال‏الدین و تمام‏النعمة، ج2، ص672؛ حلیة الأبرار، ج5، ص312. 6 . سورة فرقان (25)، آیة 74، «و ما را برای پرهیزكاران پیشوا گردان». 7. البر‌هان، ج2، ص22. 8. معجم أحادیث الإمام المهدی، ج3، ص100. 9. حلیة الأبرار، ج5، ص312، ح6؛ المحجة، ص21. 10. معجم احادیث الإمام المهدی، ج3، ص29. 11. سورة نمل (27) آیه 38ـ40. 12. سوره هود (11) آیة 8. 13. طبرسی، مجمع البیان، ج6، ص185؛ البر‌هان، ج5، ص105. 14. البر‌هان، ج5، ص103؛ نعمانی، كتاب‏الغیبة، ص241. 15. سورة توبه (9) آیة 71. 16. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج52، ص308. 17. سورة مائده (5) آیه 54. 18. تفسیر نمونه، ج4، ص416. 19. بحار الأنوار، ج52، ص308. 20. همان. 21. صافی گلپایگانی، لطف‌اله، منتخب‏الأثر، ص486. 22. سورة فتح (48) آیة 29. 23. سورة توبه (9) آیة 71. 24. همان، آیة 103. 25. وسائل الشیعه، ج6، ص20، ب4، ح9. 26. ینابیع المودة، ج3، ص244؛ البر‌هان، ج6، ص570. 27. وسائل الشیعه، ج11، ح6، ب1. 28. بحرانی، هاشم، غایة المرام، ج7، ص80؛ السیوطی، الحاوی للفتاوی، ج2، ص58. 29. سورة حج (22) آیة 41. 30. المحجّة، ص143.

دوشنبه 27/2/1389 - 15:48 - 0 تشکر 200766

آیا امام زمان در دوران غیبت یاران وهمراهانی دارد؟

یکی از پرسش‌های مطرح دربارة امام مهدی(عج) این است که آیا آن حضرت در دوران غیبت یاران و همراهانی دارد یا خیر؟ در پاسخ این پرسش باید گفت: از برخی روایات و سخنان دانشوران بزرگ شیعه چنین برمی‌آید که در این دوران، گروه‌های برگزیده‌ای از مؤمنان راستین، مسئولیت یاری امام عصر(ع) و انجام دستورهای ایشان را برعهده دارند. ابراهیم شفیعی سروستانی یکی از پرسش‌های مطرح دربارة امام مهدی(عج) این است که آیا آن حضرت در دوران غیبت یاران و همراهانی دارد یا خیر؟ در پاسخ این پرسش باید گفت: از برخی روایات و سخنان دانشوران بزرگ شیعه چنین برمی‌آید که در این دوران، گروه‌های برگزیده‌ای از مؤمنان راستین، مسئولیت یاری امام عصر(ع) و انجام دستورهای ایشان را برعهده دارند. برای روشن‌تر شدن این موضوع، ابتدا به برخی از این روایت و سخنان اشاره می‌کنیم و در ادامه نیز به بررسی طبقات مختلف یاران آن حضرت می‌پردازیم. 1. بررسی روایات و سخنان علمای شیعه در روایتی که از امام محمد باقر(ع) نقل شده است، در این زمینه چنین می‌خوانیم: «صاحب این امر [امام مهدی(ع)] ناگزیر از کناره‌گیری است و او در [زمان] کناره‌گیری خود ناگزیر از [داشتن] نیرو و توانی است. او با وجود آن سی نفر هیچ هراسی ندارد. چه خوب جایگاهی است [مدینه] طیبه.»1 از این روایت برمی‌آید که در دوران غیبت، حداقل سی نفر در خدمت امام مهدی(ع) هستند و آن حضرت را یاری می‌کنند. در روایت دیگری که از آن بزرگوار نقل شده است، ایشان به ترکیب یاران آن حضرت اشاره کرده، می‌فرماید: «سیصد و اندی به عدد اهل بدر، بین رکن و مقام با قائم بیعت می‌کنند. در میان آنها، برگزیدگان (نجبا) از اهل مصر، مردان صالح و پرهیزکار (ابدال) از اهل شام و نیک مردان (اخیار) از اهل عراق وجود دارند.»2 اگرچه این روایت دربارة زمان ظهور است، ولی از برخی کلمات بزرگان می‌توان استفاده کرد که همین گروه‌ها در دوران غیبت هم در خدمت آن حضرت هستند. شیخ کفعمی(ره) در حاشیة كتاب «المصباح» خود در شرح بخشی از دعای «ام داوود» كه در آن از «اوتاد» و «ابدال» سخن به میان آمده است،3 مطلبی نقل می‌کند که در زمینة پرسش مورد نظر ما بسیار راهگشاست. ایشان می‌گوید: «گفته شده است زمین هرگز از [یک] قطب، چهار نفر از اوتاد، چهل نفر از ابدال، هفتاد نفر از نجبا و سیصد و شصت نفر از صالحان خالی نمی‌ماند. پس قطب همان مهدی است که درود خدا بر او باد. اوتاد هم کمتر از چهار نفر نخواهند بود؛ زیرا جهان مانند خیمه‌ای است و [امام] مهدی مانند عمود این خیمه و اوتاد طناب‌های آن هستند. البته گاهی اوتاد از چهار نفر هم بیشتر می‌شوند. ابدال بیش از چهل نفر، نجبا بیش از هفتاد نفر و صالحان بیش از سیصد و شصت نفرند. چنین به نظر می‌رسد که خضر و الیاس از اوتاد و پیوسته پیرامون قطب هستند.»4 گفتنی است، محدث نوری5 و شیخ عبّاس قمی6 نیز در كتاب‌های خود این مطلب را از شیخ كفعمی نقل كرده‌اند. حضرت آیت الله ناصری نیز دربارة گروه‌های مختلف یاران امام عصر(ع) می‌فرماید: «همواره پنج گروه از اولیا در محضر آن ولی مطلق به سر می‌برند و در خدمت ایشان از جانو دل می‌کوشند. اینان اوتاد، نجبا، نقبا، رجال الغیب و صلحا هستند.»7 2. گروه‌های مختلف یاران امام مهدی(ع) از روایات و سخنان یاد شده دانستیم که یاران امام مهدی(ع) در دوران غیبت، همه در یک سطح نیستند و به گروه‌های مختلفی تقسیم می‌شوند. در اینجا به اجمال هر یک از این گروه‌ها را بررسی می‌کنیم: الف) اوتاد «اوتاد» جمع «وَتِد» یا «وَتَد» و در اصل به معنای تکه چوب یا فلزی بوده است که برای بستن طناب خیمه در زمین فرو می‌کرده‌اند و موجب پایداری و استواری آن می‌شده است. با توجه به این معنا، در زبان عرب به هر چیز که مایة پایداری و استواری چیز دیگری می‌شود، اوتاد گفته می‌شود. چنان که کوه‌ها را اوتاد زمین، دندان‌ها را اوتاد دهان و رؤسا و بزرگان را اوتاد شهرها می‌نامند.8 در «دائرة المعارف بزرگ اسلامی»، اوتاد این گونه معرفی شده‌اند: «اوتاد در لغت به معنی میخ‌هاست. در قرآن کریم از کوه‌ها به عنوان اوتاد ارض یاد شده است که در کتب روایات آن را به گروه‌های مختلف اولیا تعبیر و تفسیر کرده‌اند. در روایات شیعه واژه اوتاد گاه به پیامبر(ص) و ائمة دوازده‌گانه(ع) و گاه به گروهی از اولیا اطلاق شده است که در سلسله مراتب ابدال و عبّاد و سیّاح قرار دارند و از محبوبترین بندگان خدا هستند ... در روایات صوفیه اهل سنت اوتاد گروهی از اولیا شمرده شده‌اند که شمار آنها 4 یا 7 و یا 40 تن هستند که بر خُلق موسی(ع) و یا بر قلب جبرئیل خلق شده‌اند و یا دارای یقینی همچون یقین ابراهیم(ع) هستند که به برکت ایشان باران می‌بارد و بلا از زمین دور می‌شود و مردم به واسطة ایشان روزی می‌یابند ... . ابن عربی گاهی الیاس، عیسی، ادریس و خضر(ع) را از اوتاد معرفی می‌کند که با جسم خود در دنیا حضور دارند.»9 در مورد ویژگی‌های اوتاد،‌ مطالب گوناگونی در روایات و سخنان بزرگان نقل شده است که از جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: در قسمتی از «حدیث معراج» خدای متعال، خطاب به رسول گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: «ای احمد! می‌دانی به خاطر چه چیز تو را بر دیگر پیامبران برتری دادم؟» رسول گرامی اسلام عرض می‌کند: به خدا سوگند، نه. پس خداوند می‌فرماید: «به خاطر [نوع] آفرینش، خوش خلقی، بخشندگی و مهربانی نسبت به مردمان. این چنین هستند اوتاد زمین و کسی از جملة اوتاد نمی‌شود مگر به واسطة وجود این صفات».10 امام علی(ع) در یکی از خطبه‌های خود در وصف اوتاد می‌فرماید: «ای بندگان خدا! دوست داشتنی‌ترین بندگان خدا بنده‌ای است که خداوند وی را علیه نفس یاری دهد. پس اندوه را شعار خود سازد و خوف از عذاب را تن‌پوش خویش، از این رو چراغ هدایت در دلش افروخته و برای روز قیامت خود توشه‌ای مهیا کرده، مرگی را که دیگران دورش می‌پندارند نزدیکش انگاشته، تن به سختی‌ها سپرده، نگریسته و نیکو نگریسته، خدا را یاد کرده و فراوان یاد کرده ... . به مرحله‌ای از یقین رسید که چهرة یقین را که چون آفتاب تابان بود مشاهده کرد. خود را وقف برترین کارها یعنی فرمان خدا کرد تا هر وظیفه که بر عهدة اوست به انجام رساند و هر فرعی را به اصلش باز گرداند... . او یکی از معادن دین و اوتاد زمین است. خود را ملزم ساخته به داد رفتار کند و نخستین گام در این راه نفی هواهای نفسانی است از خود...» .11 شیخ کفعمی(ره) نیز اوتاد را این گونه توصیف می‌کند: «آنها گروهی هستند که یک چشم بر هم زدن هم از پروردگارشان غافل نمی‌شوند و از مال دنیا مگر به اندازة لازم و ضروری جمع نمی‌کنند و لغزش‌های بشری از آنها سر نمی‌زند در آنها عصمت شرط نشده، ولی در قطب شده است.»12 ب) ابدال «ابدال» از نظر لغوی جمعی بَدَل، بِدل یا بدیل به معنای جانشین و نیز به معنای کریم و شریف است.13 علامه فخرالدینی طریحی (م 1085 ق.) دربارة معنای اصطلاحی «ابدال» می‌نویسد: «ابدال گروهی از صالحان هستند که هرگز جهان از وجود آنها خالی نمی‌ماند. هرگاه یکی از آنها بمیرد، خداوند فرد دیگری را به جای او قرار می‌دهد. در [کتاب] قاموس آمده است: «ابدال گروهی هستند که خداوند به وسیلة آنان زمین را برپا می‌دارد. آنها هفتاد نفرند؛ چهل نفر در شام و سی نفر در دیگر سرزمین‌ها. یکی از آنها نمی‌میرد مگر اینکه به فرد دیگری از مردم جایگزین او می‌شود.»14 در برخی منابع در معرفی ابدال چنین آمده است: «این اسم بر جمعی از بندگان خاص خدا اطلاق می‌شود که در میان اولیا دارای مرتبتی مخصوص بوده‌اند. تعداد ابدال ثابت و معین است و هرگاه عمر یکی از آنان به پایان رسد، فرد دیگری از طبقة فروتر اولیا جایگزین او می‌گردد. دربارة وجه تسمیة این گروه به ابدال اختلاف است. به موجب برخی از روایات شیعه اینان از آن رو که جانشینان انبیا شمرده می‌شوند، ابدال نامیده شده‌اند. بعضی گفته‌اند که چون تعداد ابدال ثابت است و به محض درگذشت یکی از آنان، فرد دیگری جانشین او می‌گردد، چنین نامیده شده‌اند. گاه نیز گفته شده است که چون آنان می‌توانند به هنگام ضرورت صورتی مثالی و یا شخصی روحانی را به عنوان بدل به جای بگذارند و جایگاه خود را ترک کنند، ابدال خوانده شده‌اند ... . در روایات و ادعیه شیعه این کلمه گاه بر اوصیای پیامبر اسلام(ص) که خداوند آنان را بدل و جانشین انبیا قرار داده، اطلاق شده است و گاه مراد از آن اصحاب خاص ائمه(ع) بوده است. اهل سنت نیز روایاتی نقل کرده‌اند که در آنها ویژگی‌هایی برای ابدال به دست داده‌اند. از علی(ع) نقل کرده‌اند که گفت: ابدال، که شمارة آنان چهل نفر استٰ در شام هستند، هرگاه یکی از آنان وفات کنند، خداوند یک تن دیگر را جایگزین او می‌کند. خداوند به برکت وجود آنان باران بر زمین می‌باراند و به سبب آنان مسلمانان بر دشمنان پیروز می‌گردند و عذاب الهی از اهل شام برداشته شود.»15 برخی اهل تحقیق نیز ابدال را این گونه تعریف کرده‌اند: «در نظام صوفیه، یکی از طبقات اولیا و خاصان خدا که مردم آنها را نمی‌شناسند و به همین جهت رجال‌الغیب نیز خوانده می‌شوند.»16 در روایاتی که از پیامبر اکرم(ص)‌ نقل شده،‌ ویژگی‌های متعددی برای ابدال برشمرده شده است که از آن جمله می‌توان به راضی بودن به قضای خداوند، صبر بر محارم خدا، خشمگین شدن برای خدا، بخشش و گذشت، احسان به کسانی که در حقّ آنها بد کرده‌اند، مواسات، جود و سخا و خیرخواهی اشاره کرد.17 در یکی از این روایات ابن مسعود از پیامبر گرامی اسلام(ص) چنین نقل می‌کند: «پیوسته چهل نفر از امت من هستند که قلب‌هایشان همانند قلب حضرت ابراهیم است. خداوند به وسیلة آنها بلاها را از اهل زمین دور می‌گرداند که به آنان ابدال گفته می‌شود. سپس رسول خدا فرمود: بدانید که اینان هرگز این مقام را از خواندن نماز و گرفتن روزه و پرداخت صدقه به دست نیاوردند. عرض کردند: ای رسول خدا! پس به چه چیز به این مقام رسیدند؟ پیامبر فرمود: «به وسیلة جود و بخشش و خیرخواهی برای مسلمانان».18 همچنین در مورد جایگاه و مرتبه ابدال گفته‌اند: «ابدال از نظر مراقبه، در مرتبه‌ای پایین‌تر از اوتاد قرار دارند و گاه از آنان غفلت سر می‌زند، ولی با یاد کردن [از خدا] آن را جبران می‌کنند. و عمداً از آنها گناهی سر نمی‌زند.»19 گفتنی است در مورد تعداد ابدال روایات متفاوتی نقل شده است. حداقل تعداد نقل شده در روایات سی نفر و حداکثر آنها هشتاد نفر است.20 ج) نجبا نجبا جمع «نجیب» در لغت به معنای مردمان نجیب و اصیل و بزرگزاده و گرامی گوهر است و در اصطلاح صوفیه بر چهل مرد که مأمور اصلاح احوال مردم و حمل اثقال آنها و متصرف در حقوق خلق هستند، اطلاق می‌شود.21 در «فرهنگ معارف اسلامی»22 و «دایرة المعارف معارف و معاریف»23 نیز بر همین معنا تاکید شده است. نجبا از نظر جایگاه و مرتبة معنوی در درجه‌ای پایین‌تر از ابدال قرار دارند.24 د) صلحا (صالحان) صلحا، جمع «صلیح»، به معنای صالح است.25 این واژه در بر گیرندة عموم انسان‌های شایسته‌ای است که به وظایف و تکالیف شرعی خود عمل و از گناهان پرهیز می‌کنند. شیخ کفعمی دربارة این گروه می‌نویسد: «صالحان، مردمان پرهیزکاری هستند که به صفت عدالت آراسته شده‌اند. گاه از آنان گناه سرمی‌زند، ولی با طلب آمرزش و پشیمانی آن را جبران می‌کنند. خدای تعالی می‌فرماید:«در حقیقت، کسانی که [از خدا] پروا دارند، چون وسوسه‌ای از جانب شیطان بدیشان برسد [خدا را] به یاد آورند و بناگاه بینا شوند.»26 و 27 گفتنی است، شیخ کفعمی(ره) پس از بیان مراتب چهارگانه یاد شده، اضافه می‌کند: «گفته شده است: هرگاه یکی از اوتاد چهارگانه کم شود، یک نفر از گروه چهل نفره (ابدال) جانشین او می‌شود. و هنگامی که یک نفر از گروه چهل نفره کاسته شود، فرد دیگری از گروه هفتاد نفره (نجبا) به جای او قرار می‌گیرد. و اگر یکی از گروه هفتاد نفره از دست برود، به جای او کسی از گروه سیصد و شصت نفره (صالحان) گذاشته می‌شود. و در صورتی که یکی از این گروه سیصد و شصت نفره کم شود، شخصی از سایر مرد جایگزین او می‌شود.»28 افزون بر گروه‌های چهارگانه یاد شده، در كلمات برخی بزرگان به عناوین دیگری برای گروه‌های مختلف یاران امام زمان(ع) اشاره شده است كه به نظر می‌رسد با گروه‌های قبلی هم‌پوشانی داشته باشد. عناوین این گروه‌ها به قرار زیر است: ه‍) نقبا (نقیبان) نقبا، از نظر لغوی، جمع «نقیب» به معنای سالار، پیشوا، رئیس، سرپرست گروه، سردسته، بزرگ‌تر و کسی است که معرفت به احوال مردم داشته باشد.29 در «لغت‌نامة دهخدا» در بیان معنای اصطلاحی نقبا چنین آمده است: «نقبا، در اصطلاح صوفیه، کسانی هستند که بر خفایای باطن مردم اشراف دارند و خفایای ضمایر مردم بر ایشان آشکار است، چه پرده‌ها از برابر چشم باطن ایشان برداشته شده است و ایشان سیصد تن هستند. [آنها] از اصناف اولیا و رجال الغیب باشند که مأمور دستگیری بندگان خدایند.»30 و) رجال الغیب برخی علمای لغت، رجال الغیب را این گونه معنا کرده‌اند: «گروهی از مردان خدا که از نظر مردم دنیا پوشیده‌اند و جهان به وجود ایشان قوام دارد.»31 نویسندة کتاب «معارف و معاریف» نیز در تعریف این واژه می‌نویسد: «رجال الغیب یا نجبا هفت تن‌اند که در عالم پراکنده و از دید همگان پنهان‌اند.»32 با توجه به مطالب یاد شده شاید بتوان گفت که رجال الغیب همان ابدال یا نجبا هستند. ماهنامه موعود شماره 110 پی‌نوشت‌ها: 1. محمد بن یعقوب الکافی، ج1، ص 340، شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص 102؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 6. 2. بحارالأنوار، ج 52، ص 334، ح 64. 3. در بخشی از این دعای شریف كه از امام صادق(ع) نقل شده و از اعمال روز نیمة رجب به شمار می‌آید، چنین آمده است: «اللّهمّ صلّ علی الأبدال و الأوتاد و السیّاح و العبّاد و المخلصین و الزّهاد و أهل الجدّ و الإجتهاد و... ؛ خدایا بر ابدال، اوتاد، روزه‌داران، عبادت‌كنندگان، مخلصان، زاهدان و اهل كوشش و تلاش [در راه اطاعت خدا] درود فرست و... » (شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، اعمال نیمة رجب و دعای امَ داوود). 4. ابراهیم بن علی كفعمی، المصباح، قم، الرضی و زاهدی، 1405 ق، ص 534. 5. میرزا حسن نوری، جنـة المأوی، مندرج در: بحارالأنوار، ج 53، ص 301. 6. شیخ عباس قمی، سفینـة البحار، چاپ اوّل، دارالاسوة، 1414 ق، ج 7، ص 327. 7. آب حیات: مجموعه سخنرانی‌های حضرت آیت الله ناصری در مورد امام زمان(ع)، گردآوری: مجید هادی زاده، چاپ چهارم: قم، خُلُق، 1386،ص359. 8. دائرة المعارف بزرگ اسلامی، چاپ اوّل: تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج10، ص410، همچنین ر.ک: لغتنامه (دهخدا)، ج3، ص3620، ماده اوتاد؛ سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف: دایرة المعارف جامع اسلامی، چاپ سوم: تهران مؤسسه فرهنگی آرایه، 1379،ج 2 ص 637. 9. ر.ک: محمد مرتضی الزبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، چاپ اوّل: بیروت،‌دار الفکر، 1414 ق، ماده «وتد» ؛ فخرالدین الطریحی، مجمع البحرین، تهران، المكتبـة المرتضویه، 1386 ق، ج 3، صص 153 و 154. 10. شیخ حر عاملی، الجواهر السنیـة فی الأحادیث القدسیـة، قم، مكتبـة المفید، ص 200. 11. نهج البلاغه، ترجمه: محمَدمهدی فولاوند، چاپ سوم، تهران، صاائب، 1384، صص 98 و 99. 12. المصباح، ص 534؛ همچنین ر.ك: بحارالأنوار، ج 53، ص 301. 13. ر.ک: ابن منظور، لسان العرب، ج ، ص ، تاج العروس من جواهر القاموس، ج ، ص. 14. مجمع البحرین، ج 1، ص 319. 15. دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 2، ص 384، همچنین ر.ک: لغتنامه (دهخدا)، ج 1، ص 289، ماده ابدال. 16. غلامحسین مصاحب، دایرة المعارف فارسی، چاپ دوم: تهران، امیرکبیر، کتاب‌های جیبی، ج1، ص5، ماده ابدال. 17. ر.ک: فردوس الاخبار، ج 2،‌ص 84؛ حلیة الاولیاء، ج 5، ص 8؛ المعجم الکبیر، ج 10، ص 224؛ به نقل از محمد جواد مروجی طبی، «ابدال یا پیشکاران امام زمان(ع)»، موعود، سال دوازدهم، شمارة 86، فروردین 1387. 18. المعجم الکبیر، ج 10، ص 224؛‌ به نقل از همان. 19. ر.ک: بحارالأنوار، ج 53، ص 103. 20. ر.ك: «ابدال یا پیشكاران امام زمان(ع). 21. لغت نامه (دهخدا)، ج 14، ص 22345. 22. سیّد جعفر سجّادی، فرهنگ معارف اسلامی، چاپ سوم: تهران، کومش، 1373، ج3، ص 1990. 23. معارف و معاریف، ج 10، ص 78. 24. ر.ک: بحارالأنوار، ج 53، ص 301. 25. لغت نامه (دهخدا)، ج10، ص 15026. 26. سوره اعراف (27)، آیه 201. 27. المصباح، ص 535؛ همچنین ر.ک: بحارالأنوار، ج 53، ص 301. 28. همان. 29. لغتنامه (دهخدا)، ج 14، ص 22681 ماده نقیب؛ همچنین ر.ک: معارف و معاریف.ج10، صص 196و197. 30. لغت نامه (دهخدا)، ص 22654، ماده نقباء. 31. محمد معین، فرهنگ فارسی، چاپ هشتم، تهران، امیرکبیر، 1371، ج 2، ص 1639. 32. معارف و معاریف، ج 5، ص 628، همچنین ر.ک:. لغت نامه (دهخدا)، ج 8، ص 11928، مادهی رجال الغیب؛ فرهنگ معارف اسلامی، ج 2، صص903و 904.

دوشنبه 27/2/1389 - 15:57 - 0 تشکر 200773

از دیگر صفت‌های یاوران مهدی (ع)، قلب قوی و پولادین آنهاست كه از آنها در روایت‌های مختلف به پاره‌ای آهن یاد شده است: در زمان ظهور حضرت مهدی (ع) پرچم‌های سیاه از جانب شرق خواهد آمد كه بر گرد آنها افرادی هستند با دل‌هایی همچون پاره‌های آهن سخت و محكم. اشاره: از مهم‌ترین شرایط ظهور امام عصر(ع) تربیت یاران جان بر كف و مجاهدی است كه در كشاكش فتنه‌ها و حوادث ظهور به یاری امام بشتابند و فرماندهان سپاه حضرتش باشند. شناخت این یاران و ویژگی‌های شخصیتی‌شان موضوعی است كه در مقالة حاضر، مورد توجه قرار گرفته است. 1. ایمان و اعتقاد یاوران مهدی (ع) ایمان، از مهم‌ترین سرمایه‌های انسان خداجوست. پایداری، رشادت و فداكاری مؤمن ریشه در ایمان حقیقی وی دارد. یاران راستین مهدی از مؤمنانی هستند كه ایمانشان آنها را به مرحله‌ای رسانده كه هرگونه شك و شبهه‌ای را از دلشان زدوده است.1 همان كسانی كه به نقل از روایت‌های بزرگان دین، ترنم روح‌بخش تلاوت قرآن و مناجات شبانه آنان، همچون صدای زنبوران عسل در هم می‌پیچید و از شب تا صبح به راز و نیاز با خدای خویش مشغولند.2 (آنان كسانی هستند كه) خدا را با بصیرت درون شناخته‌اند و ایمان به خدا در اعماق جانشان نفوذ كرده است. در راه تقویت ایمان و اجرای دستورهای الهی از هیچ چیز هراس ندارند و از نكوهش هیچ سرزنش‌كننده‌ای بیم به دل راه نمی‌دهند. اینان مصداق این آیه قرآنی هستند كه: به زودی خداوند قومی را كه آنها را دوست می‌دارد و آنها (نیز) او را دوست دارند و نسبت به مؤمنان فروتن و بر كافران سرافراز و مقتدرند، به نصرت اسلام برمی‌انگیزد.3 مؤمنان واقعی، كسانی هستند كه تنها به خدا عشق می‌ورزند و جز به خشنودی او نمی‌اندیشند «یحبّهم و یحبّونه»، در برابر برادران دینی‌شان فروتن هستند «أذلّةً علی المؤمنین»، با كافران ستمگر و كج‌اندیش، سرسخت، خشن و در برابرشان سرافرازند «أعزّةً علی الكافرین»، برای بسط عدل و اجرای فرمان‌های الهی همواره در حال جهاد فی سبیل‌الله هستند «یجاهدون فی سبیل‌الله» و در جهت نابودی كافران و برچیدن بساط ستمگران، كوشا و از هیچ ملامتی پروا ندارند «و لا یخافون لومة لائمٍ» همة این ویژگی‌ها در انسان مؤمن، از اعتقاد حقیقی او به خدا و ایمان به مقصد اصلی نشئت گرفته است. آنان به چنان شهامتی رسیده‌اند كه از شكستن سنت‌‌های غلط و مخالفت و ایستادگی در مقابل باورهای نادرست محبط و هجوم افكار عوامانه و محافظه‌كاران منحرف هیچ‌گونه تردیدی به خود راه نمی‌دهند. آری بدست آوردن چنین موفقیتی افزون بر كوشش خود فرد، به سبب فضل خداوند است كه به هر كس بخواهد و شایسته ببیند، عطا می‌كند «ذلك فضل‌الله یؤتیه من یشاء». 2. عبادت یاران مهدی (ع) آنان پارسیان شب‌اند كه تا بامدادان به ذكر و راز و نیاز و قیام و قعودند. آتش عشق به معشوق و معرفت به ذات باری تعالی، خواب را از دیدگان آنان ربوده است: جز خم ابروی یارم، هیچ محرابی ندارم جز غم هجران رویش من تب و تابی ندارم گفتم اندر خواب بینم چهرة چون آفتابش حسرت این خواب در دل ماند چون خوابی ندارم سر نهم بر خاك كویش، جان دهم در یاد رویش سر چه باشد، جان چه باشد، چیز نایابی ندارم4 مردانی كه شب هنگام زمزمة تلاوت قرآن و ذكر مناجاتشان، همچون صدای زنبوران عسل در هم بپیچد و هیبت الهی، آنان را به قیام وا دارد و بامدادان سوار بر مركب‌ها شوند، آنان راهبان شب‌اند و شیران روز.5 این همه، حاصل ایمان نهفته در قلب آنان است و هر چه درجة ایمان آنها بالا رود، اینگونه اعمال نیز در زندگی‌شان فزونی خواهد یافت و هیچ مانعی بر سر راه آنان نخواهد ماند. جهاد و كوشش، نه تنها آنها را از عبادت و راز و نیاز به درگاه الهی باز نمی‌دارد، بلكه سبب می‌شود تا حلاوت ایمان را بیشتر بچشند و همة كارها و رفتارهای خود را جلوة الهی دهند كه چه رنگی بهتر از رنگ الهی! رنگ الهی و چه رنگی نیكوتر از رنگ الهی؛ و ما او را پرستش می‌كنیم. 6 3. یاران مهدی (ع) آمران به‌معروف و ناهیان از منكر رسالت حضرت مهدی (ع) و یاران باوفایش، احیای دین خدا و اتمام رسالت انبیا و اولیا و اصلاح زمین از بدعت‌ها و ظلم‌هایی است كه ظالمان و فاسدان بر زمینیان تحمیل كرده‌اند. منتظران حقیقی مهدی می‌خواهند نقاب تزویر را از چهرة مزوّران بركشند و رسالتشان را در برپایی قسط و عدل می‌دانند: «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً.»7 سیرة رسول گرامی اسلام و امامان معصوم (ع) مبتنی بر امر به معروف و نهی از منكر بود و از بدو دوران كودكی تا واپسین لحظه‌های حیات، همواره بر آن اساس رفتار كرده‌اند. یعقوب سراح خدمت امام صادق (ع) می‌رسد، درحالی‌كه حضرت در كنار گهوارة فرزندش حضرت موسی‌بن‌جعفر ایستاده بود و با او سخن می‌گفت. یعقوب می‌گوید من نشستم تا امام از سخن گفتن با فرزندش فارغ شد، پس برخاستم. امام صادق (ع) به من فرمود: «نزدیك سرورت بیا و او را سلام گوی». من نزدیك گهواره رفتم و به كودك سلام كردم. امام موسی‌بن‌جعفر (ع) از درون گهواره با زبانی فصیح و گویا، سلام را پاسخ گفت و فرمود: برو و آن نام را كه دیروز بر دخترت نهاده‌ای، تغیر ده، زیرا آن اسم را خدا دشمن می‌دارد. آنگاه امام صادق(ع) فرمود: «به دستور فرزندم عمل كن تا هدایت یابی». من نیز به دستور آن حضرت عمل كردم و نام دختر یك روزه‌ام را تغییر دادم.8 بنابراین، یكی از صفت‌های برجستة یاران حجّت، امر به معروف و نهی از منكر است. امام صادق (ع) در تفسیر آیة: الّذین إن مكّنّاهم فی الأرض أقاموا الصّلوة و اتوالزّكوة و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و لله عاقبة الامور. می‌فرماید: برای آل محمد (ع)، مهدی و اصحاب او، خداوند متعال مشارق و مغارب زمین را به تصرف آنها درآورد و دین را آشكار سازد و خداوند متعال به وسیلة او و یارانش بدعت‌ها و باطل را از بین می‌برد، همچنانكه سفیهان، حق را بمیرانند تا جایی كه اثری از ظلم دیده نشود و امر به معروف و نهی و از منكر خواهند كرد و عاقبت كارها به دست خداست.9 4. ولایت‌مداری اصحاب مهدی (ع) امامت و رهبری، از اركان دین اسلام و محور و اساس همة كارها، اعم از عبادی و غیرعبادی است. حضرت علی (ع) در این باره می‌فرماید: و اوـ ابوبكرـ خوب می‌دانست من در گردش حكومت اسلامی، همچون محور سنگ‌های آسیابم ـ كه بدون آن آسیاب نمی‌چرخد. 10 همة اعمال فردی و اجتماعی مردم باید تحت تأثیر امامت باشد. از این رو، ایمان به رهبری، زمینه‌ساز رستگاری مسلمانان است. مسلمانان صدر اسلام با ایمان و اطاعت از رهبری و پیامبر، در مدتی كم از حضیض ذلت به اوج عزت رسیدند، زیرا به فرمان خدا به آنچه پیامبر می‌فرمود، گردن می‌نهادند: و ما آتاكم الرّسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا.11 بعد از رسول خدا (ع)، پیروان آن حضرت همان عقیده و ایمان را به ائمه اطهار (ع) داشته‌اند و یاران حجت (ع) نیز بیش از همه به امام زمان (ع) ارادت دارند كه این عشق و ایمان، از وجود آن حضرت سرچشمه می‌گیرد. آنان برای تبرك، دست خویش را به زین اسب امام می‌كشند و بدین‌سان تبرك می‌جویند. 12 انسان خداجو به واسطة عشق به امام، سر از پا نمی‌شناسد، برای اطاعت و اجرای فرمان‌های او شب و روز او را نمی‌شناسد و در راه فرمان‌برداری او مطیع‌تر از یك كنیز نسبت به مولایش است و در هنگام بروز خطر، برای دفاع از وجود او جانش را فدا می‌كند.13 كیست كاشفتة آن زلف چلیپا نشود دیده‌ای نیست كه بیند تو و شیدا نشود ناز كن ناز كه دل‌ها همه در بند تواند غمزه كن غمزه كه دلبر چو تو پیدا نشود سر به خاك سر كوی تو نهد جان از دست جان چه باشد كه فدای رخ زیبا نشود 14 این عشق و علاقه میان امام و یارانش، به حدّی به هم گره خورده است كه «آنچه شخص امام بدان وصف شده است، آنان نیز به آن توصیف گشته‌اند. هنگامی كه به طرف مكانی حركت می‌كنند، ترس از آنان، پیشاپیش در دل مردمان می‌افتد. آنان از شمشیر خود در پیكار با دشمنان دین، دست باز نمی‌گیرند تا آنكه خدای تعالی راضی شود و این همه، به سبب آن است كه یاران مهدی(ع)، شیعة كاملی برای مولای خود هستند و افعال و صفاتشان مطابق افعال و صفات امام است».15 5. شجاعت یاران مهدی (ع) و آرزوی شهادت ترس، از خصلت‌های ناپسند یك انسان، برگرفته از ضعف ایمان، سستی یقین و ناتوانی نفس است. 16 شخصی كه به رحمت الهی و پاداش روز جزا یقین ندارد، همواره در نوعی بیم و هراس بسر می‌برد. ترس از آن دارد كه هر لحظه دفتر عمرش بسته شود و از این دیار كوچ كند، اما شخص باایمان در دنیایی پر از امید به سر می‌برد و در همه مشكلات تكیه‌گاهش خداست و یقین دارد كه «و لله العزة و لرسوله و للمؤمنین»17 با چنین اعتقادی، دلیلی ندارد كه فرد احساس ضعف و ترس كند، بلكه ترس را عار و ننگ و نقصی برای خود می‌داند و برای دوری از آن می‌كوشد: از ترس بپرهیزید كه مایه ننگ و نقصان است.18 یاران مهدی كه قلبشان لبریز از عشق به خدا و یقین به روز جزا و یاری پروردگار است، از هیچكس هراسی به دل ندارند. یكی از محك‌هایی كه خداوند با آن افراد راستگو و باایمان را از افراد دروغگو جدا می‌سازد، تمنای مرگ است.19 هر مؤمن دل‌سوخته و عاشق كوی یار، قرب الی‌الله و هم‌نشینی با اولیا را دوست دارد و همواره در تمنای مرگ است. آتش به جانم افكند شوق لقای دلدار از دست رفت صبرم ای ناقه پای بردار20 امیرالمؤمنین(ع) در وصف متقیان می‌فرمایند: اگر نبود اجلی كه برای آنها نوشته شده است، برای لحظه‌ای ارواحشان در كالبد جانشان آرام نمی‌گرفت، از شوق رسیدن به ثواب و ترس از عذاب الهی. 21 اصحاب حجت (ع) كه امام خویش را با معرفت دریافته‌اند، هستی‌شان را در وجود وی فانی می‌بینند و عاشق شهادت در راه او هستند: همواره شهادت و كشته شدن در راه خدا را آرزو می‌كنند و شعار آنان «یا لثارات الحسین؛ بیایید به طلب خون حسین» است. 22 و زبان حالشان این است: مرگ اگر مرد است گو نزد من آی تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ من ز او جانی ستانم پر بها او ز من دلقی23 ستاند رنگ رنگ دل‌های پولادین اما نورانی از دیگر صفت‌های یاوران مهدی (ع)، قلب قوی و پولادین آنهاست كه از آنها در روایت‌های مختلف به پاره‌ای آهن یاد شده است: در زمان ظهور حضرت مهدی (ع) پرچم‌های سیاه از جانب شرق خواهد آمد كه بر گرد آنها افرادی هستند با دل‌هایی همچون پاره‌های آهن سخت و محكم.24 در روایتی دیگر هم می‌خوانیم كه قلب‌های آنها حتی سخت‌تر از پاره‌های آهن است: دل‌های آنها ـ یاران مهدی (ع) ـ از پاره‌های فولاد محكم‌تر است.25 آری پنجرة قلب‌های آنها رو به آسمان معنا گشوده است و دل‌های خویش را به ریسمان الهی پیوند داده‌اند. آنان خانه‌های دل خود را با قندیل‌های ایمان روشن كرده‌اند.26 اینان با پشتوانه‌‌ای بزرگ از ایمان واقعی به خدا و یقین به روز جزا و هدفی مقدس، همچون مشعل‌هایی فروزانند كه دل‌های استوارشان بسان خدای خویش دل داده‌اند و تنها از او هراس دارند و قلبشان را به یاد او قوت بخشیده‌اند كه « ألا بذكرالله تطمئنّ القلوب» 27. قدرت جسمانی اصحاب مهدی (ع) در بسیاری از روایت‌ها قدرت یاران مهدی(ع) را برابر با چهل مرد شمرده‌اند كه این قدرت جسمانی آنها برگرفته از ایمان راسخ به خداوند، یقین به امامت و حقانیت هدف آنهاست. یاوران مهدی(ع) با چنین توانایی جسمی و روحیة عالی می‌توانند ظلم و جور را از صحنة گیتی براندازند. با این اوصاف، آنها سدّی محكم، نیزه و شمشیری برنده و ركن ركینی هستند كه حضرت لوط (ع) هنگام رویارویی با قوم كافر و منحرف خود، یارانی چون آنها را آرزو می‌كرد و می‌گفت: ای كاش مرا قوتی و یا پناهگاهی امن و استوار می‌بود كه از شرّ شما محفوظ می‌ماندم. امام صادق (ع) در تبیین این گفتار فرمود: این آرزویی است بر قدرت قائم، مهدی(ع) و استواری یارانش كه همان اركان محكم هستند. هر كدام از مردان و یاران مهدی(ع) دارای قدرت چهل مرد هستند. دل‌های آنها از پاره‌های فولاد محكم‌تر است. اگر بر كوه‌ها بگذرند، كوه‌ها در هم فرو می‌ریزند. دست از شمشیرهای خود برنمی‌گیرند تا آنكه خدای تعالی راضی شود.28 تشبیه قلب‌های آنان به پاره‌های آهن یا سنگ، برای تأكید بیشتر به استواری و شهامت آنان و نفی هر گونه ترس و وحشت از قلب‌ها و افكارشان است. بیان امام صادق (ع) به برابری نیروی هر یك با چهل مرد، به معنای محدود كردن این نیرو نیست، بلكه برای نشان دادن میزان بسیار بالای قدرت ایشان است و اشاره به اینكه هر كدام از توان و نیروی فراوانی برخوردارند.29

دوشنبه 27/2/1389 - 16:0 - 0 تشکر 200775

صفات یاران حضرت مهدی

هر یك قوة چهل مرد را دارند دل‌هایشان مانند پارة آهن یا پارة فولاد محكم می‌گردد از شیر دلیرتر می‌شوند از نیزه‌ كاری‌تر خواهند بود شمشیر آن‌ها از آسمان می‌آید، در حالی كه اسامی خود و پدراشان بر روی آن‌ها نوشته شده است عاشق و مطیع امام(ع) هستند مانند اطاعت یك كنیز از مولایش بر روی زمین كه راه می‌روند زمین افتخار می‌كند و می‌گوید «مرّ بی صاحب القائم؛ یاور حضرت قائم(ع) از من عبور كرد.» اگر بر كوه‌ها بگذرند، كوه‌ها در هم فرو ریزند دست از شمشیرهای خود باز نمی‌گیرند تا آن كه خدای تعالی راضی شود پارسایان شب شیران روز اینان تنها از خدای متعال می‌ترسند فریاد «لا إله إلّا الله» آنان بلند است همواره آرزوی شهادت را دارند بادهای مختلف آن‌ها را از مسیر حق جدا نمی‌كند اكثر این 313 نفر جوانند اكثر این 313 نفر عجمی هستند شعار یاران حضرت مهدی(ع)، «یالثارات الحسین؛ بیاید به خون‌خواهی حسین» است.1

دوشنبه 27/2/1389 - 16:2 - 0 تشکر 200778

اصحاب حضرت مهدی برادران پیغمبر

سخنرانی آیت‌الله العظمی وحید خراسانی درخصوص حضرت ولی عصر و صاحب الامر(ع) محرم غیب و امین اسرار خداوند متعال، به آنچه مورد رضایت خداوند است كه در حق ایشان بیان شود، متوسل می‏شویم. بعضی از عباراتی كه در شأن آن بزرگوار(ع) وارد شده، فهم و تصور اعماقشان دشوار است. مثل این فراز از دعای ندبه: بنفسی أنت من عقید عزٍّ لایسامی.1 یعنی خدای متعال مقامی را به تو اعطا نموده كه با آن مقام به قلة عزتی رسیده‏ای كه هیچ كس را توان رسیدن به آن نیست، یا مقام هیچ كس نمی‏تواند با آن برابری كند. درك این جمله، منوط به درك مفهوم امامت و درك این مطلب است كه امام مهدی(ع) كه امامت به او ختم می‏شود، كیست؟ تمام عالم، منتظر وجود حضرت آدم و فرزندان او بود و سرّ آن در كلام خداوند متعال نهفته است كه: إنّى أعلم ما لاتعلمون.2 من چیزی را می‌دانم كه شما نمی‌دانید. و تمام بنی آدم منتظر نبوت و رسالت پیامبران بودند، زیرا رسالت پیامبران، تعلیم و تربیت بنی‏آدم و راهبری آنها تا رسیدن به نهایت كمالشان بود. و تمام پیامبران و رسولان و رسالت آنان، انتظار خاتم انبیاء(ص) بوده است؛ به دلیل اینكه تربیت انسان‌ها و رسیدن آنها به كمال فقط با رسالت آن بزرگوار محقق می‏شد و به ثمر می‏رسید. اما عجیب‏تر و بزرگ‌تر این است كه خاتم پیامبران، خود به آمدن حضرت مهدی(ع)، خاتم امامان و تحقق دهندة اهداف رسالت، چشم دوخته بود. اگر این مسأله را بفهمی، خواهی فهمید ولی عصرو امام زمان، صلوات الله علیه، كیست. امام زمان(ع) غیب مخصوص خداوند از امام صادق(ع) در مورد تفسیر این آیه سؤال شد: الم٭ ذلك الكتاب لاریب فیه هدیً للمتّقین٭ الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون.3 الف، لام، میم. این است كتابی كه در (حقانیت) آن، هیچ تردیدی نیست، (و) مایة هدایت تقواپیشگان است. آنان كه به غیب ایمان می‌آورند، و نماز را برپا می‌دارند، و از آنچه به ایشان روزی نموده‌ایم انفاق می‌كنند. آن حضرت(ع) در جواب فرمودند: مراد از متقوّن، همان شیعیان حضرت علی(ع) هستند، و مراد از «غیب» همان حجت غائب(ع) است. و گواه آن فرمودة خداوند متعال است، كه می‏فرماید: و یقولون لولا أنزل علیه آیةٌ من ربّه فقل إنمّا الغیب لله فانتظروا إنّى معكم من‏المنتظرین.4و5 و [كافران] می‌گویند، چرا آیتی (نشانه‌ای) از پروردگارش، برای او نازل نمی‌شود؛ پس بگو همانا غیب مخصوص خداست، پس منتظر باشید كه ما نیز از منتظران هستیم. در جایی كه امام صادق(ع) اینگونه استدلال می‏كنند كه نوابغ بشریت باید عقل خود را به كار بیندازند و در اعماق كلام آن حضرت به تفكر بنشینند، امام صادق(ع) در این مورد به كلام خداوند استدلال می‏كنند.: و یقولون لولا أنزل... معنای این استدلال، این است كه نزول آیه از سوی خداوند امری است قطعی و تحقق یافته، و خداوند به پیامبرش امر نموده است كه منتظر آن باشد. و این، آیة مورد انتظار از غیب است و مختص به خداوند متعال؛ فقل إنّما الغیب لله. بنابراین، به خاتم انبیاء، اولین شخصیت عالم وجود و عصارة خلقت و بعثت، امر شده است كه مردم را به آیة غیب وعده دهد. آیه‏ای كه به دست فرزند موعودش (ع) تحقق می‏یابد و به آنها بگوید: إنّى معكم من المنتظرین. وجود عالم، از ابتدا تا انتها، در انتظار آمدن پیامبر خدا بود و او، خود، نیز در انتظار آمدن مهدی موعودش(ع). این است همان امام مهدی(عج) كه تمامی آنچه دنیا آنرا از دست داده، در وجود او پیداست. او همان كسی است كه تمام پیامبران از آدم تا خاتم، چشم به او دوخته‏اند. یاران امام مهدی(ع)، برادران پیامبر این همان مقام بزرگ و منزلت عظیم است، كه حدیثی معتبر، كه هیچ شكی در سند آن نیست، برآن دلالت می‏كند؛ رسول خدا(ص)، خاتم الانبیاء و سید رسولان، منتظر نوادة خویش مهدی موعود(عج) است و دیدار اصحاب او را آرزو می‏كند و می‏فرماید: چقدر دوست دارم برادران خود را ببینم. و یا اینكه می‏فرمایند: آه كه چقدر مشتاق دیدن برادران خود هستم. اصحاب به ایشان عرض كردند: آیا ما برادران شما نیستیم. فرمودند: شما یاران من هستید، و برادرانم، كسانی هستند كه هنوز نیامده‏اند. اصحاب عرض كردند كه: ای رسول خدا! چگونه آن دسته از امت خود را كه هنوز نیامده‏اند، می‏شناسید؟ حضرت فرمودند: اگر كسی در بین یك گله اسب، اسبی ممتاز و بی‏نظیر داشته باشد، آیا می‏تواند او را به راحتی بشناسد یا خیر؟ عرض كردند: بله، می‏تواند. سپس پیامبر(ص) فرمودند: برادران من نیز در روز قیامت نوری دارند كه آنها را از دیگران جدا می‏كند، و من پیش از آنها وارد حوض می‏شوم. و اما آگاه باشید كه عده‏ای هم هستند كه از كنار حوض من رانده می‏شوند، همچنان كه شتر گمراه رانده می‏شود. آنها را خطاب می‏كنم: آیا شتاب نمی‏كنید، گفته می‏شود: آنها بعد از تو تغییر كردند و من می‏گویم: دور شوید، دور شوید.6 ماه رمضان، ماه امام زمان(ع) است این، ماه رمضان است كه به سوی شما می‏آید، ماه خداوند متعال، و ماه قرآن: شهر رمضان الّذى أنزل فیه القرآن هدیً للنّاس و بینّاتٍ من الهدیٰ و الفرقان.7 ماه رمضان [همان ماه] است كه در آن، قرآن فروفرستاده شده است، [كتابی] كه مردم را راهبر، و [متضمن] دلایل آشكار هدایت، و [میزان] تشخیص حق از باطل است. ماه امام زمان(ع) است، كه ملائكه در شب قدر، بر او نازل می‏شوند: إنّا أنزلناه فی لیلة القدر٭ و ما أدریٰك ما لیلة القدر٭ لیلة القدر خیرٌ من ألف شهرٍ٭ تنزّل الملآئكة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ. ما آن [قرآن] را در شب قدر نازل كردیم. و از شب قدر، چه آگاهت كرد. شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است. در آن [شب] فرشتگان، با روح، به فرمان پروردگارشان، برای هر كاری [كه مقدر شده است] فرود می‌آیند. « الملائكة» دلالت بر جنس ملك و ملكوت دارد، و با آنها (ملائكه) «روح» نیز نازل می‏شود. روحی كه در مقام و منزلت با تمام ملائكه برابری می‏كند. آری، آنها تمام امر را بر ولی امر نازل می‏كنند. در این ماه، اوقات خود را به امور بیهوده، سپری نكنید. بلكه اوقات خود را فقط در ذكر خدا بگذرانید. چرا كه ماه، ماه خداست. همچنین وقت خود را با قرآن پر كنید، چرا كه ماه، ماه قرآن است؛ و قسمت سوم وقت خود را نیز به امام زمان(ع) اختصاص دهید؛ در این ماه به گونه‏ای عمل كنید كه اسم شما در دفتر او ثبت شود. خادم امام زمان(ع) باشید خادم این و آن نباشید. آیا می‏خواهید خادم كسی باشید كه با اندك قدرتی كه به‌دست می‏آورد، خود و شخصیت و تعادل خود را فراموش می‏كند، بلكه خادم كسی باشید كه خداوند به بركت وجود او، آسمان را از فرو افتادن بر زمین نگاه می‏دارد. قدر خودتان را بدانید و شخصیت والای خود را به قیمتی ارزان نفروشید. خود را به خدا بفروشید، به قرآن و، به صاحب الزمان(ع). انسان چگونه می‏تواند عاشق خدا شود، در حالی كه عشق دیگری او را احاطه كرده است؟ یا چگونه می‏تواند عاشق صاحب الزمان(ع) شود، در حالی كه عاشق كس دیگری، غیر از امام زمان(ع) است؟ مزاج عشق بس مشكل پسند است قبول عشق بر طاق بلند است یعنی اینكه یكی از صفات عشق، تكبر آن است كه در قبول عاشق حقیقی، بسیار سخت‏گیری می‏كند. هیچ‌گاه «عدم» را شریك «وجود» قرار ندهید و هیچ‌گاه معدوم را با موجود تركیب نكنید. با وجود نور وارد تاریكی نشوید و خود را وقف امام زمان(ع) كنید. امام باقر(ع) به عبدالحمید واسطی فرمودند: آیا فكر می‏كنی، كسی كه خود را وقف خدای عزوجل كند، خداوند برای او هیچ گشایشی قرار نمی‏دهد؟البته. والله، خدا برای او فرج و گشایش قرار می‏دهد. خداوند رحمت كند بنده‏ای راكه خودش را وقف ما كند، خداوند رحمت كند بنده‏ای كه امر ما را احیا نماید. عبدالحمید می‏گوید، سؤال كردم: اگر قبل از درك حجت قائم(عج) بمیرم چه؟ فرمودند: كسی كه بگوید، اگر قائم آل محمد(ع) را درك می‏كردم، هر آینه، او را یاری می‏نمودم، مثل كسی است كه در كنار او شمشیر می‏زند، بلكه مثل كسی است كه در ركاب ایشان به شهادت می‏رسد.3 اگر قدم به قدم، در این مسیر پیش بروید، شما از مخلصان هستید و نه مشركان. به دو كلمه اكتفا كنید: ـ حی و قیوم و منزهی كه وجود عالم از اوست؛ و ـ كسی كه عالم وجود به خاطر اوست؛ كه همان صاحب الزمان، ارواحناله الفداست. به غیر از این دو، چیز قابل ذكری وجود ندارد. اگر خودتان را وقف این دو نمایید، از مصادیق این حدیث شریف می‏شوید كه از امام صادق(ع) نقل شده كه ایشان فرمودند: روزی رسول خدا(ص) در بین جمعی از اصحاب خود، دوبار فرمودند: «خدایا دیدار برادرانم را نصیبم كن.» اصحابی كه دور حضرت بودند، گفتند: ای رسول خدا، آیا ما برادران شما نیستیم؟ حضرت فرمودند: خیر، شما یاران من هستید؛ و برادران من قومی هستند كه در آخرالزمان به من ایمان می‏آورند در حالی كه مرا ندیده‏اند. خدا اسامی آنها و پدران آنها را قبل از آنكه آنها را از صلب پدرانشان و رحم مادرانشان خارج نماید، به من آموخته است. آنها كسانی هستند كه پایداریشان بر دین خود، از راه روندة برخار مغیلان و از نگهدارندة آتش سوزان در دست بیشتر است. آنها در ظلمات، چراغ‌های هدایت‌اند و خداوند آنها را از هر فتنه‏ای در زمین پر از ظلمت نجات می‏دهد.10 این عبارت را پیامبر، دوبار فرموده‏اند، نه یك بار. این جمله، از كسی است كه نفسش، نگاهش، كلامش با عالم وجود برابری می‏كند. اصحاب سؤال می‏كنند كه آیا ما براداران شما نیستیم؟ می‏فرمایند: خیر، شما اصحاب من هستید و برادرانم غیر از شمایند. روح من فدای شما، ای صاحب‏الزمان(عج)، ای مرد خدایی! تو كیستی كه شاگردان مكتب تو، كسانی كه تو آنها را تربیت نموده‏ای، و خادمانی كه شرف خدمت در حضور تو را دارند، به مقامی می‏رسند كه برادران پیامبر به شمار می‏روند تا جایی‌كه پیامبر آرزوی دیدار و گفت‌وگوی با آنان را دارد. چه سرّی در وجود تو نهفته است كه از آن در وجودشان دمیده‏ای؛ ای غیب پنهان خداوند، و ای راز سربستة حق! این چه معدنی است، در وجود تو و این چگونه تربیتی است كه آنها را دردینشان سرسخت‏تر از كسی قرار می‏دهد كه در شب تار، تیغ‌های خار مغیلان دست او را می‏برند، اما او هیچ اعتنایی به آن نمی‏كند، یا سرسخت‏تر از كسی كه آتش گداخته را در دست می‏گیرد و هیچ توجهی به سوختن دست خود ندارد؟ این چه درجه‏ای از ایمان است كه سبب اشتیاق پیامبر به دیدار آنان شده است. آنها عصارة عالم خلقت و ثمر، درخت نبوت و امامت‌اند، كسانی كه امام(ع) در غیبت خود، آنها را تربیت كرده است. كسانی كه با صبر خود، امتحانات الهی را پشت سرگذاشته‌اند و به مقام برادری پیامبر نایل شده‌اند، كه مقامی بس عظیم است و بعد از مقام معصومین(ع) قرار دارد. اگرچه این مقام آنها به درجة مقام اخوت امیرمؤمنان حضرت علی(ع) با پیامبر اكرم(ص) نمی‏رسد. آنها كسانی‏اند كه با صبر خود و وقف خود برای خدا، و رسول او، و حجت او، به این مقام بلند دست یافته‏اند. عصر غیبت، عصر آزمایش اینگونه است كه عصر غیبت، عصر امتحان و آزمایش است. عصری است كه در آن گوهرهای پنهان با انواع امتحانات الهی آشكار می‏شوند. عبدالرحمان بن سیابه از امام صادق(ع) نقل كرد كه ایشان فرمودند: چگونه خواهد بود، حالتان وقتی كه بی امام هادی و راهنما شوید؟ بعضی از بعضی دیگر تبرّی می‏جویند، در آن زمان است كه از یكدیگر جدا شده، پالایش و غربال می‏شوید، و در آن هنگام «تمیّزون» (متمایز می‌شوید). و این، مرحلة نخست است كه اشاره دارد به مرحله جدا شدن خبیث از طیّب. و مرحلة دوم، «تمحّصون» (پالایش می‌شوید)؛ مانند پالایش سنگ معدن، مثل طلایی كه ذوب می‏كنند و سپس به آن موادی می‏افزایند تا ناخالصی‌هایش جدا شود. و مرحلة سوم، «تغربلون» (غربال می‌شوید)؛ مانند غربال كردن گندم، برای جداكردن گندم‌های تلخ و ضعیف كه از غربال به پایین می‏افتند. در روایتی از شیخ طوسی است، كه وقتی امام به این جا رسیدند، آن را سه بار مطرح كردند؛ لایكون فرجنا حتیّ تغربلوا ثمّ تغربلوا ثمّ تغربلوا، یقولها ثلاثاً، حتیّ یذهب الله تعالی الكدر ویبقی الصّفوّ. فرج ما نخواهد رسید، مگر آنكه غربال شوید و غربال شوید و غربال شوید، تا جایی‌كه خداوند متعال، آلودگان را از پاكان جدا نماید. یعنی این غربال مؤمنان در نزدیكی زمان ظهور، سه بار اتفاق خواهد افتاد.11 و مرحلة غربال، سخت‏ترین این مراحل است. این همان راه و مسیری است كه رسول خدا(ص) در امت خود انتظار آنرا دارد. و این همان تكامل است كه خدای متعال با قوانین و سنت‏های خود در آزمایش امت‏ها، انبیا و امامان(ع) قرار داده است، تا درخت بشریت در سایة دولت عدل الهی به ثمر بنشیند. این از اسرار غیبت است كه خدای متعال برای خاتم امامان، از عترت پیامبر(ص) تقدیر نموده است. این همان [امام] غایبی است كه خداوند، او را مظهر غیب و شهادت خود قرار داده است. او در غیبت خود، مظهر غیب الغیوب است و وقتی كه ظهور نماید، خداوند او را مظهر شهادت (احقاق كنندة هر حقی و باطل كنندة هر باطلی) قرار می‏دهد. این چه قدرتی است كه خداوند به او عطا می‏كند، و به وسیلة او هر حقی را احقاق می‏كند، و هر باطلی را باطل می‏نماید. سلام خدا بر تو ای نهایت آرزوها؛ المنتهیٰ إلیه مواریث الأنبیاء، ولدیه موجود آثار الأصفیاء، المؤتمن علی السّرّ، والولیّ للأمر.12 [كسی كه] تمام مواریث پیامبران به او رسیده و آثار برگزیدگان نزد او می‌باشد؛ امین بر اسرار (الهی) و ولی امر (پروردگار). فرازی از میراث‌های انبیاء را بخوانید تا خبرش را دریابید؛ و در آن باره خداوند می‏فرماید: و إذ قال ربّك للملآئكة إنّى جاعلٌ فى الأرض خلیفةً قالوا أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفك الدّما‏ء و نحن نسبّح بحمدك و نقدّس لك قال إنّى أعلم ما لاتعلمون٭ و علّم آدم الأسماء كلّها ثمّ عرضهم علی الملآئكة فقال أنبئونى بأسماء هؤلآء إن كنتم صادقین.13 و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در زمین، جانشینی خواهم گماشت، [فرشتگان] گفتند: آیا كسی را در آن می‌گماری كه در آن فساد انگیزد و خون‌ها بریزد؟ و حال آنكه ما با ستایش تو، [تو را] تنزیه می‌كنیم و به تقدیست می‌پردازیم؛ فرمود: من چیزی می‌دانم كه شما نمی‌دانید. و [خدا] همة [معانی] نام‌ها را به آدم آموخت، سپس آنها را برفرشتگان عرضه نمود و فرمود: اگر راست می‌گویید، از اسامی اینها به من خبر دهید. سپس این امر به صحیفه‏های آدم و ادریس و نوح، پیراهن ابراهیم، عصای موسی، انگشتر سلیمان، كمال موسی و جلال و شكوه عیسی و صبر ایوب می‏رسد و ادامه می‏یابد تا به میراث حضرت محمد(ص) كه همان قرآن منزل است، می‏رسد. سلام بر تو ای حافظ اسرار پروردگار جهانیان، سلام بر تو یابن رسول الله، ما به تو ظلم كردیم؛ ما به شما اهل بیت(ع) ظلم كردیم، در حالی‌كه هرچه ما داریم از شماست، به بركت وجود شما اهل بیت، خلایق روزی داده می‏شوند و به بركت وجود شما زمین و آسمان ثبات دارند. ما شعار خدمت به شما را سر دادیم، اما بیشتر از آنكه در خدمت شما باشیم، كمر به خدمت دیگران بستیم، بلكه ما به شما بی‏احترامی كردیم. اما كرم شما اهل بیت(ع)، حد و مرز ندارد، بابت گذشتة ما، عفو خود را شامل حالمان كنید و عنایت خود را شامل حالمان كنید تا خدا ما را برای خدمت به شما، در باقیماندة عمر قبول فرماید. ما امیدواریم كه چشم عنایتی به ما بیفكنید، از آن نگاه‌هایی كه دنیا را متحول می‏كند. تو همان كسی هستی كه به‌وسیلة او: أشرقت الأرض بنور ربّها.14 و زمین به نور پروردگارش روشن گردد. پس چه می‏شود اگر تاریكی‏های وجود ما را به روشنایی خود بزدایی؟ و تو همان كسی هستی كه خدای عزوجل درباره‏اش فرموده است: إعلموا أنّ الله یحیى الأرض بعد موتها.15 بدانید، همانا خداوند زمین را پس از مرگش، زنده می‌گرداند. پس با آنچه خدای متعال به تو ارزانی داشته، قلب‌های ما را زنده كن. پروردگارا! بر خلیفه و حجت خود درود فرست، به اندازه‏ای كه در حیطة علم توست، درودی بی‏پایان، تا تداوم ملك تو، و ما را از اعوان و انصار و شیعیان و پیروان او قرار بده. و آخر دعوانا أن الحمدلله ربّ العالمین. پی‏نوشت‏ها: ٭ این سخنرانی در تاریخ 14 شعبان 1420 ق. ایراد شده است؛ متن عربی برگرفته از: الحقّ المبین فی معرفة المعصومین، علی كورانی 1. محدث قمی، مفاتیح الجنان، دعای ندبه. 2. سورة بقره(2)، آیة 30. 3. سورة بقره(2)، آیة 3ـ1. 4. سورة یونس(10)، آیة 20. 5. شیخ صدوق، كمال‌الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 340؛ نیز تأویل الآیات، ج 1، ص 31. 6. صفار، بصائر الدرجات، ص 104 و در صحیح مسلم النیسابوری: ج1، ص150. 7. سورة بقره(2)، آیة 185. 8. سورة قدر(97)، آیة 4ـ1. 9. المحاسن البرقی: ج1، ص173. 10. صفار، همان، ص 104؛ عباس بن معروف از طریق نجاشی و او از طریق حماد بن عیسی، و او از كسانی است كه و حمادبن عیسس از ابی الجارود، به توفیق شیخ مفید(ره) مورد وثوق است، و او نیز از ابوبصیر، نقل كرده‏اند. 11. الامامة و التبصرة، ص130؛ نیز: شیخ‌ طوسی، الغیبة، ص 339 ؛ قرب الأسناد، ص 369؛ كلینی، اصول كافی، ج1، ص370 و ج8، ص67. 12. محدث قمی، همان، زیارت حضرت صاحب‌الأمر(ع). 13. سورة بقره(2)، آیة 30ـ31. 14. سورة زمر(39)، آیة 69. 15. سورة حدید(57)، آیة 17.

دوشنبه 27/2/1389 - 16:7 - 0 تشکر 200783

نشانه های یاران مهدی

« اینما تكونوا یات بكم الله جمیعا »1 هر جا باشید خداوند شما را حاضر می كند در روایت متعددی كه از ائمه اهل بیت (ع ) به ما رسیده این آیه به اصحاب مهدی (عج ) نیز تفسیر شده است . در كتاب « روضه كافی » از امام باقر(ع ) می خوانیم كه بعد از ذكر این جمله فرمود : « یعنی اصحاب القائم , الثلاثماه والبضعه عشر رجلا , هم والله الامه المعدوده , قال یجتمعون والله فی ساعه واحده قزع كقزع الخریف » 2 منظور , امام قائم (ع ) كه سیصد و سیزده نفرند , به خدا سوگند منظور از « امه معدوده » آنها هستند , به خدا سوگند در یك ساعت همگی جمع می شوند همچون پاره ای ابر پاییزی كه بر اثر تندباد , جمع و متراكم می گردد. از امام علی بن موسی الرضا(ع ) نقل شده است : « و ذلك والله ان لوقام قائمنا یجمع الله الیه جمیع شیعتنا من جمیع البلدان » 3 به خدا سوگند هنگامی كه مهدی (ع ) قیام كند , تمام پیروان ما را از تمام شهرها گرد او جمع می كند. باید توجه داشت كه این روایات در حقیقت اشاره به آن است كه خدایی كه قدرت دارد ذرات پراكنده انسانها را در قیامت از نقاط مختلف جهان جمع آوری كند , به آسانی می تواند یاران مهدی (عج ) را در یك روز و یك ساعت برای افروختن نخستین جرقه های قیام به منظور تاسیس حكومت عدل الهی و پایان دادن به ظلم و ستم جمع نماید . 4 « یا ایهاالذین امنوا من یرید منكم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذله علی المومنین اعزه علی الكافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لائم ذلك فضل الله یوتیه من یشا والله واسع علیم . » 5 ای كسانی كه ایمان آورده اید هر كس از شما از آیین خود بازگردد (به خدا زیانی نمی رساند) خداوند در آینده جمعیتی را می آورد كه آنها را دوست دارد و آنها نیز او را دوست دارند , در برابر دوستان متواضع و در برابر كافران نیرومند هستند , آنها در راه خدا جهاد می كنند و از سرزنش كنندگان هراسی ندارند. این فضل خداست كه به هر كس بخواهد (و شایسته ببیند) می دهد و فضل خدا وسیع و خداوند دانا است . علاوه بر اینكه طبق روایت زیادی كه از طریق شیعه و سنی وارد شده این آیه در مورد علی (ع ) است , در روایات دیگری می خوانیم این آیه درباره یاران مهدی (ع ) نازل شده است كه با تمام قدرت در برابر آنها كه از آیین حق و عدالت مرتد شده اند می ایستند و جهان را پر از ایمان و عدل و داد می كنند . 6 پیامبر گرامی اسلام (ص ) فرموده است : این آیه درباره قائم (ع ) و یاران اوست كه در راه خدا تلاش می كنند و از سرزنش هیچ ملامتگری ترس ندارند . 7 « فاستبقوا الخیرات , اینما تكونوا یات بكم الله جمیعا » 8 پس در عمل به خیرات سبقت جویید , كه هر جا باشید خدا همه شما را می آورد. همین است و فرمود : منظور از خیرات , ولایت و محبت اهل بیت (ع ) است , همچنانكه در جایی دیگر فرمود : « و لئن اخرنا عنهم العذاب الی امه معدوده :9 اگر عذاب را از ایشان تاخیر اندازیم , تا امت معدوده ... » كه منظور از امت معدوده اصحاب قائم (ع ) هستند كه در عرض یك ساعت همه یك جا جمع می شوند. وقتی قائم (ع ) به سرزمین « بیدا » برسد , لشكر سفیان در برابرش صف آرایی می كند , پس خدای عزوجل زمین را دستور می دهد تا پاهای ایشان را در خود فرو برد و بگیرد و درباره همین مورد است كه خدای عزوجل می فرماید : « و لو تری اذ فزعوا فلا فوت و آخذوا من مكان قریب و قالوا آمنا به » 10 می گویند اینك ما به قائم آل محمد(ع ) ایمان آورده ایم , یعنی بین آنان و عذاب نشدنشان حائل ایجاد می شود . 11 « و لئن اخرنا عنهم العذاب الی امه معدوده لیقولن مایحسبه الا یوم یاتیهم لیس مصروفا عنهم و حاق بهم ما كانوا به یستهزون » 12 اگر مجازات را تا زمان محدود از آنها به تاخیر اندازیم (از روی استهزا) می گویند چه چیز مانع آن شد آگاه باشید آن روز كه به سراغشان می آید هیچ چیز مانع آن نخواهد بود و آنچه را مسخره می كردند دامنشان را می گیرد. در روایات متعددی كه از طریق اهل بیت (ع ) به ما رسیده , امت معدوده به معنی نفرات كم , و اشاره به یاران مهدی (ع ) گرفته شده است , به این ترتیب معنی آیه نخستین چنین می شود : اگر ما مجازات این ستمگران و بدكاران را به قیام مهدی (ع ) و یارانش واگذار كنیم آنها می گویند چه چیز جلوی عذاب خدا را گرفته است ولی البته همانگونه كه گفتیم معنی ظاهر این آیه این است كه « امت معدوده » به معنی زمان معدود و معین است و اتفاقا در روایتی از امیرمومنان علی (ع ) در تفسیر آیه نقل شده « امت معدوده » همین اصطلاح « بطن آیه » بوده باشد كه البته در این صورت بیان یك قانون كلی در مورد ستمگران است نه یك مساله مربوط به مشركان و مجرمان زمان پیامبر(ص ) و می دانیم كه قرآن آیاتش معانی مختلفی دارد , معنی نخستین و ظاهر آن ممكن است درباره یك مساله خاص یا گروه معین باشد اما معنی دوم آن یك معنی عام و مجرد از زمان و گروه معین .13 « الا ان اولیاالله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون » 14 آگاه باشید اولیا (و دوستان ) خدا نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند. در كتاب « كمال الدین » از ابوبصیر از امام صادق (ع ) نقل شده كه فرموده : « طوبی لشیعه قائمنا المنتظرین لظهوره فی غیبته و المطیعین له فی ظهوره اولئك اولیاالله الذین لا خوف علیهم و لا هم یحزنون » 15 خوشا به حال پیروان امام قائم (ع ) كه در غیبتش (با خودسازی ) انتظار ظهورش را می كشند , و به هنگام ظهورش مطیع فرمان اویند , آنها اولیای خدا هستند همانها كه نه ترسی دارند و نه غمی . « فاذا جا وعده اولیها بعثنا علیكم عبادالنا اولی باس شدید فجاسوا خلال الدیار و كان وعدا مفعولا »16 هنگامی كه نخستین وعده فرا رسد مردانی پیكارجو را بر شما می فرستیم (تا سخت شما را در هم كوبند حتی برای به دست آوردن مجرمان ) خانه ها را جستجو می كنند , و این وعده ای است قطعی . در بعضی روایات , منظور از « عبادالنا الی باس شدید » حضرت مهدی (ع ) و یارانش می باشد. و در بعضی دیگر اشاره به جمعیتی گرفته شده است كه قبل از مهدی (ع ) قیام می كنند .17 جعفر شیخ الاسلامی پی نوشتها 1 ـ سوره بقره , آیه .148 2 ـ تفسیر نورالثقلین , جلد 1 , صفحه .139 3 ـ تفسیر مجمع البیان , ذیل آیه مورد بحث . 4 ـ تفسیر نمونه , جلد 1 , صفحه .503 5 ـ سوره مائده , آیه .54 6 ـ تفسیر المیزان , جلد 10 , صفحه .302 7 ـ تفسیر برهان , ج 1 , ص .479 8 ـ سوره بقره , آیه .148 9 ـ سوره هود , آیه .8 10 ـ سوره سبا , آیه 51 و .52 11 ـ تفسیر المیزان , جلد 32 , صفحه .308 12 ـ سوره هود , آیه .8 13 ـ تفسیر نمونه , جلد 9 , صفحه .32 14 ـ سوره یونس , آیه .62 15 ـ تفسیر نمونه ج 8 , صفحه 339 , به نقل از تفسیر نورالثقلین , جلد 2 , صفحه .309 16 ـ سوره اسرا , آیه .5 17 ـ نورالثقلین , جلد 3 , صفحه .138 از نشریه « جان جهان »

دوشنبه 27/2/1389 - 16:8 - 0 تشکر 200784

سیمای یاران مهدی

صفحات تاریخ بشریت با همه نشیبها و فرازها، طلوعها و افولها، سراسر مشحون است از حوادث ریز و درشت كه آفرینندگان آنها با دستهاى هم اندیشه و هم سو با خود، این صحنه ها را رقم زده اند. این دستان همفكر و هم جهت »یاران« نامیده مى شوند كه با تمام وجود در تحقق اهداف و گرایشهاى خود تلاش مى كنند و موفقیت آنان مرهون جان فشانى، اخلاص و ایثار چنین یارانى است. مطابق معیارهاى تعقّل تاریخى، رمز موفقیت یا شكست این گونه افراد غالباً در توان و صلاحیت یا عدم توان یاران خود نهفته است. پیامبران و ائمه معصومین(ع) هم از این مسئله مستثنى نیستند و به وسیله یاران خفلّص، مرام و منظور خود را پیاده كرده و رسالت الهى شان را انجام داده اند. همان طورى كه پیامبر(ص) با مساعدت مهاجرین و انصار هدف الهى خود را تحقق بخشید و حضرت على(ع) و فرزندان اطهارش هم با همدلى و همیارى یاران اندك خود در صدد اجراى منویات الهى خود بودند و در این میان رشادتها و ایثارها و جانفشانیهاى یاران حضرت سیدالشهداء(ع) جایگاه ویژه اى در تاریخ بشریت دارد. همچنین حضرت بقیةاللَّه الاعظم(ع) را در تحقق دولت كریمه، یارانى مساعدت خواهند كرد و با قلت عفدّه و عفدّه، جهان را زیر لواى آن حضرت خواهند آورد و بستر تحقق حكومت واحد جهانى را مهیا خواهند ساخت. در این نوشته قصد آن داریم كه نگاهى هر چند گذرا بر سیماى یاران آن حضرت داشته باشیم. در روایات متعددى كه از ائمه معصومین(ع) وارد شده سیماى یاران حضرتش ترسیم شده است، كه از میان آنها به مرفوعه فضیل بن یسار از امام صادق(ع) مى پردازیم: خداوند را در طالقان گنجى است نه از جنس سیم و زر و پرچمى است كه از هنگامى كه فرو پیچیده شده برافراشته نشده است و مردانى كه انگار دلهایشان پاره هاى آهن است. شك و دودلى در ذات خدا، آن را نیالوده و از سنگ با صلابت تر است. اگر بركوهها یورش برند آنها را از جاى برمى كنند و هیچ شهرى مقصد پرچمهاى آنان واقع نمى شود مگر آنكه ویرانش مى سازند. گو اینكه بر اسبانشان بازها پر گشوده اند، از راه تبرّك، دست بر زین امام برده و دور امام گرد مى آیند. در جنگها با جان خود از امام(ع) محافظت نموده و از پس هر آنچه امام(ع) از آنان مى خواهد، برمى آیند. مردانى كه شب نمى آرمند و در نمازشان زنبورسان زمزمه دارند، شب را در قیام و قعود به سر مى آورند و صبح را بر پشت اسبانشان آغاز مى نمایند، در شب رهبانند و در روز شیران. از فرمانبرى كنیز، نسبت به آقایش، براى امام فرمانبردارترند. بسان چراغهایى هستند. مثل اینكه دلهاشان چراغدان است. آنان از خشیت خدا ترسانند. شهادت را مى خواهند و آرزو مى كنند كه در راه خدا كشته شوند، شعارشان »یا لثارات الحسین« است. وقتى به حركت درمى آیند رعب و ترس [حاصل از هیبت و شكوه و انسجامشان] به مسافت راه یك ماه پیششان مى تازد. رهسپار كوى مولایند. خداوند با آنان امام حقّ را یارى مى نماید.1 در این روایت مرفوعه، خطوط برجسته سیماى یاران حضرت ولىّ عصر(ع) بیان شده است. خطوطى كاملاً همگرا با خطوط ترسیمى مولى الموحدین(ع) از سیماى فرهیختگان خود نگهدار و پرهیزكار. این خطوط نمایانگر بخش اعظمى از فضایل عالیه الهى انسان ملكوتى است كه با دارا بودن آنها برازنده خلعت خلّت و نصرت آن حضرت مى گردد. خلعتى كه از مجموعه خلقت، فقط تعداد اندكى به تشریف آن نایل مى شوند. دم از تقرّب جانان زنند ناكس و كس هماى را چه رسد همنشین شدن با خس آرى باید آراسته به اوصاف پسندیده بود تا در سلك یاران او لیاقت اندك پیدا كرد و فیض دیدار او هم تنها از تحلّى و آراستگى به این نشانه ها و خصایص حاصل مى شود. باید غبار ناهمگونى و نامتجانسى را از راه فرو نشاند تا به طراوت دیدار، دیدگان نورانى ساخت. جمال یار ندارد نقاب و پرده ولى غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد به اختصار از منظر این روایت مرفوعه به بعضى از خطوط چهره نورانى یاوران آن امام همام(ع) نظر مى كنیم. باشد كه در سرچشمه هاى جوشان این فضایل به طهارت دل بنشینیم و عنقاى لقاى او را فراچنگ آریم هر چند كه: عنقا شكار كس نشود دام باز چین اینجا همیشه باد به دست است دام را 1. خلوص اعتقاد و شدّت توحیدگرایى: »كأنّ قلوبهم زبرالحدید لایشوبها شكّ فى ذات اللَّه أشدّ من الحجر« یاران حضرت حجت در اعتقاد خود چنان از درجه بالاى خلوص برخوردارند كه لحظه اى شكّ و تردید در دل آنها سایه نمى گسترد و كنج قلبشان را به تسخیر نمى آورد، بلكه با سراسر وجود او را ادراك كرده و در همه حال خود را در حضور او مى یابند؛ چرا كه اینان از نردبان »علم الیقین« به بام بلند »عین الیقین« رسیده و از آنجا به بال ریاضت و توفیق و تقرّب در فضاى بیكران »حق الیقین« به پرواز درآمده اند. پروانه صفت در حرارت كانون شمع وجود حقّ، جلّ و علا، پر و بال سوخته اند و ققنوس وار از خاكستر خود تولدى تازه یافته اند و خود روشن است كه با این وصف قلمرو وجودشان از تنش تارهاى عنكبوتان شرك منزّه بوده و لمحه اى در هیچ یك از ابعاد، شرك نمى ورزند. از اشعه آفتاب توحیدشان هیچ زاویه مبهم و تاریكى بى بهره نمانده است، تا نامرئى ترین تارتنان شرك در آن توان تنش داشته باشند. آرى حصار قلب توحیدى اینان چنان پاره هاى آهن است كه یغماگران شرك و كفر و بى مبالاتى در آن هیچ راهى ندارند. یاران حضرت حجت در اعتقاد خود چنان از درجه بالاى خلوص برخوردارند كه لحظه اى شكّ و تردید در دل آنها سایه نمى گسترد و كنج قلبشان را به تسخیر درنمى آورد، بلكه با سراسر وجود او را ادراك كرده و در همه حال خود را در حضور او مى یابند. 2. توانمندى و قدرت اراده: »لو حملوا على الجبال لأزالوها« یاوران حضرتش چنان قوى و با اراده و ذوفنون اند كه اگر بر كوهها یورش برند از بن بر مى كنند. در راه پیشبرد اهداف و اغراض خود چنان صلب و سخت عزم اند كه اگر كوهها از جا كنده شود، اینان خم به ابرو نمى آورند و چرا اینگونه نباشند كه اهل تقوایند و »إنّ التقوى أعزّ عزّ؛ فیه نجاة كل هارب و درك كل طالب و ظفر كل غالب«2 و این اكسیر تقواست كه زندگى قدرتمندانه را به ارمغان مى آورد كه: »من اتّقى اللَّه عاش قویاً«3، البته بدیهى است كه هیچ قدرتى بى فیض علم صورت تحقّق نمى بندد، پس یاران آن حضرت از لحاظ دانش همه در مرتبه والایند. 3. عشق والا به امام(ع) و متعلقات ایشان: »یتمسّحون بسرج الإمام، علیه السلام، یطلبون بذلك البركة«. بسیارند تنگ نظرانى كه بر اعتقاد تشیع نسبت به بزرگداشت لوازم وجودى ائمه معصومین(ع) و تقبیل مشاهد متبركه خرده هاى شناعت مآب گرفته اند، حتى در اثر اینگونه القائات و جوّهاى مسموم، بر شیعیان ساده لوح هم صورت این خیال حاصل گشته كه این كارها سلوك متوحّشان و كوران و ابلهان و به دور از آئین خرد است، تا آنجایى كه گاه این كارها را به وادى شرك و كفر كشانده و بسیار مهملات بافته اند. اما درك فلسفه این كارها و ژرفاى این عوالم نه تنها چنین تخیلاتى را واهى مى داند، بلكه حقانیت آنرا مسلم مى دارد: گفت بوسم معجر لیلى از آن بوى زلف خوب لیلى دارد آن عشق مى ورزم به پاى افزار او بهر آنكه هست پاى ابزار او شانه اش بوسم گذارم بر دو چشم تا زبویش نور گیرد هر دو چشم آرى ژرفانگرى خاص مى طلبد تا فراتر از فضاى اندیشه منطق تراش بشر، علقه بین محبوب و متعلقات او را ادراك نموده و ساحت او را برتر از عرض حاجت خود شمرده و بر زینش بوسه زنند و دست ارادت بسایند، این شدت محبت و نهایت عمق اندیشى یاران حضرتش را مى رساند. من خاكى كه از این در نتوانم برخاست از كجا بوسه زنم بر لب آن قصر بلند هیچ روئى نشود آینه حجله بخت مگر آنروى كه مالند بر آن سم سمند 4. از خودگذشتگى و ایثار: »یقونه بأنفسهم فى الحروب«7 یاران حضرت حجت(ع) با دل و جان از حضرتش پاسدارى مى كنند و پیشمرگ او مى شوند و جان را فداى آن جانان مى كنند، كه جان تحفه ناقابلى است. چو جان فداى لبت شد خیال مى بستم كه قطره اى ز زلالت به كام ما مى افتد خیال زلف تو گفتا كه جان وسیله مساز كزین شكار فراوان به دام ما افتد 5. داشتن كفایت كافى و وافى: »یكفونه ما یرید فیهم« یاران حضرت مهدى كفایت فوق العاده جهت انجام وظایف محوله دارند؛ چرا كه كفایت، مشروب از زلال علم است و یاران آن حضرت چون از مشرب تقواى بى بدیل و خالص سیراب شده اند، به اقتضاى »واتقوا اللَّه و یعلّمكم اللَّه«،4 دانش وسیع هر كارى را دارند و هر آنچه حضرت از آنها بطلبد به تمام وجود خواسته، اشراف كامل دارند و آن را به نحو احسن و اتم، انجام مى دهند و مراد حضرتش را كما هفوَ المَطلوب حاصل مى نمایند. 6. شب زنده دارى: »رجال لاینامون اللّیل رهبان باللّیل«. یاران حضرت مهدى(ع) شب را به قیام و قعود و عبادت و تهجد به سر مى آورند. رهبانان شب اند. در خلوت شبان به دور از انظار ریاطلبان، سجاده نیاز و نماز را مى گسترانند و اشك خونى را بدرقه امید وصال مى گردانند. به فرمایش على(ع): »أمّا اللّیل فصافون أقدامهم تالین لأجزاء القرآن یرتّلونه ترتیلاً و یحزنون به أنفسهم«.5 ناى غرّش شیران روز در خلوت شبانگاهان باز مى شود؛ چرا كه اراذل بهایم در خواب غفلتند. مثل مار زخم خورده از شدت فراق بر خود مى پیچند و ناله هاى نیازمندانه شان میناى حیرت ملكوت را صد پاره مى كند. در شب، شیاطین شرك انگیز كمتر میدان دار معركه اند و در حظیره قدس عبادت بین عابد و معبود، حجابهاى روزانه نیست. 7. شجاعت و دلاورى: »لیوث بالنّهار« یاران حضرتش كه شب تا سحر را نغنوده اند، بر عكس شب زنده داران دنیوى روز را در خواب و غفلت نمى سپارند، بلكه شیران نهارند و پگاه را بر فراز سمندهاى تیز پاى خود پیشواز مى كنند و از هرگونه بطالت و اهمال و لهو و لعب بدورند. البته از فراز »و یصبحون على خیولهم« جهت و سوى كارها و تلاششان مشخص مى شود كه اینان یاریگران اند و یاریگر باید هماره در فكر یارى و كارهایش در جهت آن باشد. در فرهنگ قویم اینها، تلاش پربار واژه اى است كه ژرفناك ترین معانى را حمل مى كند. آرى مصداق بارز فرمایش مولاى متقیان اند كه »و أمّا النهار فحلماء علماء أبرار و أتقیا«.6 8. عبادت خالصانه: »لهم دوى فى صلاتهم كدوىّ النحل« یاران آن حضرت شیفته عبادت اند و قرةالعین شان نماز است. زمزمه عاشقانه آنها در نماز ذوق شهد مصفّا را دارد. به خاطر خدا رو به قبله عشق مى آورند و از عبادت تجارت پیشگان و برده صفتان سخت احتراز مى جویند. بلكه او را به خاطر او، جلّ و علا، مى پرستند، (فتلك عبادة الأحرار) اینان محصول كمال را از سرزمین زرافشان سجاده درو مى كنند و از خمخانه آن، هر فضیلت دیگر را صبغه الهى مى زنند و صفاى اندرون را كه لیاقت هم صحبتى و انس و یادگیرى حضرتش را ارزانى مى دارد، از میخانه سجاده حاصل مى كنند. سر رشته جان به جام بگذار كاین رشته از او نظام دارد 9. فرمانبرى و اطاعت محض: »هم أطوع له من الأمة لسیّدها« یاران امام زمان(ع) بر اطاعت بى چون و چراى مولاى خود كمر بسته اند و دل در رضاى او سپرده اند و هر آنچه او بخواهد آن را حق محض و محض حق شمرند. اینان ولایتمداران سر سپرده و بى همتایند كه به هیچ رو از خط فرمان ولىّ خود سربر نمى تابند و سالك نستوه صراط قویم »أطیعوا اللَّه و أطیعوا الرسول و أولى الأمر منكم«7 هستند. تا آنجا كه اگر دستور باشد در دل آتش مى روند و خطاب: »یا نار كونى بردأ و سلاماً«8 را به جان تجربه مى كنند. 10. روشنگرى و هدایت بخشى: »كالمصابیح كأنّ قلوبهم القنادیل« یاران مهدى(ع) چراغهاى روشن هدایت اند؛ چرا كه سرچشمه هاى حكمت در اثر تقواى محض از سرزمین قلبشان بر زبانشان جارى است و سراسر وجودشان بارقه لطف ازل را نمایان ساخته و در ظلمت اندیشه هإ؛ از قندیل قلبشان پرتو افشانیها رخ داده و مهار خرد خردورزان را بر دست با كفایت خود گرفته و به سوى كعبه مقصود هدایت مى كنند. 11. خداترسى: »و هم من خشیة اللَّه مشفقون« یاوران آن حضرت از خشیّت حضرت حق چون بید بر خود مى لرزند؛ چرا كه بصیرتشان كامل است و اعتقادشان خالص و شهودشان حق الیقین و در این مرتبه است كه نیران صاعقه جلال و هیبت و قهّاریّت خرمن هستى را مى سوزاند و ترس بر وجود، سیطره مطلق مى یابد تا جایى كه: »قد براهم الخوف برى القداح ینظر إلیهم الناظر فیحسبهم مرضى و ما بالقوم من مرض و یقول لقد خولطوا و لقد خالطهم أمر عظیم«9؛ به سوهان ترس چونان تیرهاى نازك تراشیده شده اند. تا جایى كه نظاره گر، بیمارشان مى پندارد، در حالى كه بیمارى ندارند و مى گوید: اینان دیوانه اند. در حالى كه امرى عظیم از خود بى خودشان ساخته است. 12. آرزوى شهادت: »یدعون بالشهادة و یتمنّون أن یقتلوا فى سبیل اللَّه« یاران حضرت حجت(ع) مدام دست بر دعا از حضرت حق وصال شاهد شهادت را مى خواهند. شهادت به عنوان اعلى ترین و راقى ترین وسیله تقرب به مبدأ هستى هماره آرزوى قلبى انسانهاى موحد خالص است و یاران حضرتش هم با عنایت به فیض بى منتهاى »بل أحیاء عند ربّهم یرزقون«10 پر و بال در هواى شهادت مى گسترانند و دولت این غم را به دعا از خدا مى خواهند. 13. خونخواهى از حسین: »شعارهم: یا لثارات الحسین« از نشانه هاى دیگر یاران آن حضرت(ع) آن است كه اهل شعار »یا لثارات الحسین« هستند. یعنى داعیان خونخواهان حسین(ع) و داعیه داران اخذ حق آن مظلوم تاریخ اند. قرار گرفتن راستین - نه ادّعایى - در جناح سیدالشهدا و اهتزاز لواى ولاى آن امام(ع) و اهتمام در اخذ خون آن بزرگوار حكایت از فرهنگى بس ناب دارد كه ریشه در همه خصایص و فضایل عالى دارد، اینان كارگزاران حق اند و حسین(ع) كشته راه حق. نداى »ألا ترون أنّ الحقّ لایعمل به و أنّ الباطل لایتناهى عنه«11 آن مظلوم پژواك همت عالى یاران آن حضرت(ع) است تا طنین حكومت حق را در تمامت جهان آشناى گوشهاى همگان نمایند. 14. یارى امام حق: »بهم ینصراللَّه إمام الحق« رسیدن به منزلت واسطه گرى و نصرت قائم آل محمد(ع) برترین كمالها را مى طلبد و بایستى در بى بدیل ترین فراز كمال و عشق بود تا به این خلعت عالى مخلع گردید. بدین تشریف هر كسى را مشرف نمى گردانند، باید گوهرى پاك داشت و اهل حال بود و ریاضت كش كوى عشق كه: گوهر پاك بباید كه شود قابل فیض ورنه هر سنگ و گلى لؤلؤ و مرجان نشود آرى همین خصیصه به تنهایى در ژرفاى لیاقت یاران آن حضرت كفایت مى كند كه ورود در سلك ناصران مقتضى سنخیّت و تناسب است چرا كه: ز روى دوست دل دشمنان چه در یابد چراغ مرده كجا شمع آفتاب كجا؟ چه نسبت است به رندى صلاح و تقوى را ببین تفاوت ره از كجاست تا به كجا ماهنامه موعود شماره 41 پى نوشتها: 1 . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج52، ص307 و 308: »له كنز بالطالقان ماهو بذهب، ولا فضة، و رایة لم تنشر منذ طویت، و رجال كأنَّ قلوبهم زبر الحدید لایشوبها شكّف فى ذات اللَّه أشدّ من الحجر، لو حملوا على الجبال لأزالوها، لا یقصدون برایاتهم بلدة إلاّ خرَّبوها، كأنَّ على خیولهم العقبان یتمسّحون بسرج الإمام،علیه السلام، یطلبون بذلك البركة، و یحفّون به یقونه بأنفسهم فى الحروب، و یكفونه ما یرید فیهم. رجال لاینامون اللّیل، لهم دوىّف فى صلاتهم كدوىّف النحل، یبیتون قیاماً على أطرافهم، و یصبحون على خیولهم، رهبان باللّیل لیوث بالنّهار، هم أطوع له من الأمة لسیّدها، كالمصابیح كأنَّ قلوبهم القنادیل، و هم من خشیةاللَّه مشفقون، یدعون بالشهادة، و یتمنّون أن یقتلوا فى سبیل اللَّه، شعارهم: یا لثارات الحسین، إذا ساروا یسیر الرّفعب أمامهم مسیرة شهر، یمشون إلى المولى إرسالا، بهم ینصراللَّه إمام الحقّف«. 2 . همان، ج77، ص374، از حضرت على(ع). 3 . همان، ج70، ص213، از حضرت على(ع). 4 . سوره بقره(2) آیه 282. 5 . سید علینقى فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، خطبه 184، ص612. 6 . همان، ص613. 7 . سوره نساء(4) آیه 59. 8 . سوره انبیاء(21) آیه 69. 9 . ترجمه و شرح نهج البلاغه، خطبه 184، ص613. 10. سوره ال عمران(3) آیه 169. 11. محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج44، ص381.

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.