• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن سياسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
سياسي (بازدید: 1137)
چهارشنبه 22/2/1389 - 11:26 -0 تشکر 199881
شگردهای رسانه ای در عملیات روانی

 امروزه انسان‌ها شاهد فراگیری بی‌سابقه رسانه‌‌ها و وسایل ارتباطات جمعی مدرن و نوین هستند. بالطبع آن‌ها در معرض شدیدترین امواج رسانه‌‌ها قرار دارند. رسانه‌ها کارکردی دو سویه دارند، اما بیشترین حجم بهره‌گیری از آن در دست نظام سلطه قرار دارد، چنانچه می‌توان با جرأت گفت حفظ و گسترش قدرت استکباری نظام سلطه به حضور و ظهور رسانه‌ها وابسته است. رسانه‌ها پل ارتباطی و بلکه وسیله تسلط بر افکار، اراده و احساسات بشریت در دوران معاصر به شمار می‌آیند.

 

رسانه‌ها عمدتاً به چند دسته ی دیداری، شنیداری، نوشتاری، ارتباطی و الکترونیکی تقسیم می‌شوند. در هر یک از این گروه‌ها تعداد بسیاری از ابزار‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. ابزار‌های دیداری و شنیداری شامل گروه‌های ماهواره‌ای، سینما، تلویزیون، هنر‌های نمایشی و تجسمی، خبرگزاری‌ها، بازی‌های رایانه‌ای، فرستنده‌های پرتابل؛ ابزار‌های شنیداری شامل رادیو با موج‌های کوتاه، بلند، موسیقی، آهنگ؛ ابزار‌های نوشتاری شامل کتب، نشریات، روزنامه‌ها، شب‌نامه، اعلامیه، اوراق تبلیغی، ابزار‌های ارتباطی، شامل تلفن، بی‌سیم، فکس، تلکس، تلگراف و ابزار‌های الکترونیکی شامل اینترنت، تلفن همراه و…. هستند هر یک از این وسایل و ابزار با کاربرد‌های مختلف، وظیفه اساسی انتقال پیام از مبدا پیام به گیرنده پیام (مخاطب) را برعهده دارند.

 

تلویزیونها یکی از مهم‌ترین ابزار جنگ روانی در رسانه ها هستند، تلویزیونها به دو دسته ی  عادی، خبری و ویژه تقسیم شده‌اند. تلویزیونهای عادی تلویزیونهای ملی یا فراملی هستند كه كمتر به صورت علنی به مسائل سیاسی می‌پردازند اما این نوع رسانه‌ها زمینه‌ساز یا مكمل رسانه‌های سیاسی‌تر هستند به این معنا كه آنها بدون پرداختن به موضوع و مصداق اصلی، تفكر مخاطبان را پیرامون موضوع شكل می‌دهند و زمانی كه مصداقها مطرح می‌شود، مخاطبان بعداً نتیجه‌گیری موردنظر رسانه را انجام می‌دهند. به طور مثال تلویزیونهای معمولی، فیلمها و سریالهایی پخش می‌كنند كه موضوع اصلی آنها وحشیگری تروریستها است به این ترتیب ذهن مخاطب را آماده مقابله با هر گونه تروریست می‌كند و زمانی كه عنوان تروریست به فرد یا گروه یا كشوری زده شود مخاطب بدون توجه به صدق و كذب عنوان مربوطه، طرف مقابل را محكوم می‌كند.

 

اما تلویزیونهای خبری با برجسته‌سازی و در دستور كار قرار دادن بعضی از موضوعات در جهان، می‌توانند افكار عمومی را معطوف یك مسئله ساخته و به این ترتیب با برجسته‌سازی بیش از حد موضوع، جوی نامطلوب علیه آماج ایجاد كنند. تلویزیونهای ویژه همچون تلویزیون‌ ماهواره‌ای الحره وVOA كه اولی برای عراق و دومی برای ایران توسط امریكا ایجاد شده است می‌كوشند افكار عمومی آماج را به سمت خود جلب كنند.

 

رادیو نیز به دو دسته عادی و ویژه یا موج كوتاه تقسیم می‌شود، رادیوهای عادی و با طول موج بلند برای همگام و همراه‌سازی افكار عمومی كشور مبدأ برای اقدامات بین‌المللی است و رادیوهای موج كوتاه كه بیشتر نیز در جهان سوم مرسوم است برای تحت تأثیر قرار دادن شهروندان كشور آماج است و هر چقدر یك كشور كمتر به نیازهای شهروندان خود توجه داشته باشد، تأثیر رادیوهای موج كوتاه بیشتر خواهد بود و بالعكس.

 

مطبوعات به صورت مستقیم بر كشورهای آماج تأثیر ندارد. ولی در مرحله اول مهم‌ترین عامل در ساختن افكار عمومی كشور مبدأ برای دخالت در كشور آماج است و در مرحله دوم كشورهای خاصی همچون امریكا، انگلیس و فرانسه و آلمان دارای مطبوعاتی در سطح جهان هستند كه گزارشهای این مطبوعات مانند نیوزویك می‌تواند بر افكار عمومی نخبگان و مسئولان جهان كه رهبران فكری جوامع خود هستند تأثیر بگذارد و این به معنای تأثیر نامطلوب علیه كشور ثالث است.

 

اینترنت هرچند پدیده‌ای جدید است كه عمر آن حتی به دو دهه نیز نمی‌رسد ولی رسانه‌ای تأثیرگذار در عملیات روانی و دیپلماسی رسانه‌ای شده است. اینترنت به عنوان یك رسانه متكثر شناخته می‌شود كه صدها هزار سایت در آن وجود دارد كه دسترسی به همه آنها برای همگان وجود دارد ولی فضای اینترنت به نحوی است كه شهروندان جهان از سایتهای جهانی همچون سی‌ان‌ان، بی‌بی‌سی، الجزیره و غیره كه برای همگان شناخته شده است بهره می‌گیرند. بنابراین سایتهای خبری می‌توانند به عنوان یك عامل تأثیرگذار جهانی شناخته شوند و در عملیات روانی،‌ اطلاعاتی به نفع كشور مبدأ و به ضرر كشور مقصد منتشر ساخته و جهانیان را به سمت موردنظر سوق دهند.

 

ایجاد سایتهای ویژه برای كشور آماج یكی دیگر از تمهیدات رسانه‌ای در دیپلماسی رسانه‌ای است. به طور مثالBBC Persian یاVOA Persian یا info USA Persian سایتهای خبری است كه ویژه شهروندان ایرانی ساخته شده است و این سایتها می‌توانند هر گونه تفكری را به استفاده‌كنندگان ایرانی خود القا كنند.

 

موتورهای جست‌وجوگر مانندYahoo وgoogler و غیره كه مقر اصلی آنها در امریكا است می‌توانند در هنگام پیدا كردن مطالب موردنظر استفاده كننده، مطالبی به نفع خود و به ضرر كشور آماج جست‌وجو كنند و یا اطلاعات مربوط به كشور آماج را در انتهای لیست قرار دهند كه كمتر مورد استفاده كاربران است. استفاده علنی از اینترنت مانند ارسال پست الكترونیك برای مسئولان، فیلترشكنی فیلترهای حكومتی روی اینترنت و یا هك كردن سایتهای خاص، از موارد دیگر سوء استفاده از اینترنت در عملیات روانی است (سبیلانD 1382)

 

به منظور آشنایی بیشتر خوانندگان با پاره‌ای از تكنیكهای رسانه ای در عملیات روانی به اختصار به برخی از انها می‌پردازیم:

 

استفاده از شیوه‌های ضد تبلیغی:

 

ضد تبلیغات عبارت از تبلیغاتی خاص به منظور تكذیب یا خنثی كردن تبلیغات دشمن و یا بهره‌برداری از همان تبلیغ علیه دشمن است. برای ضد تبلیغ دو رویكرد وجود دارد:

 

1-             تبلیغ و رفتار دشمن علیه كشور آماج

 

2-      امكانات ضد تبلیغ قابل بهره‌برداری توسط كشور آماج.

 

نظر به اینكه در تبلیغات از تمهیدات و ترفندهایی همچون تحریف، بزرگ‌نمایی،‌ دروغ و غیره استفاده می‌شود كشور آماج می‌تواند با افشاگری حرفه‌ای ترفندهای تبلیغاتی حریف، تأثیر تبلیغات آنها را به صفر نزدیك كرده و در بعضی مواقع حتی حریف را مجبور به عقب‌نشینی كند كه این ضد تبلیغات بر اساس رفتار دشمن است. برای مثال، امریكا در جنگ عراق ادعا می‌كرد بغداد تصرف شده ولی سعید الصحاف وزیر اطلاع‌رسانی صدام با آمدن جلوی دوربین و نشان دادن فضای بغداد، تبلیغات امریكا را خنثی می‌كرد.

 

 حذف و انكار:

 

برخی منتقدان معتقدند كه مطبوعات ذاتاً پر هیاهو، جنجالی و احساس برانگیزند، اما حقیقت این است كه در بسیاری موارد آنها را بی‌صدا، خنثی و محافظه‌كار می‌یابیم. شاید بدین سبب كه كناره‌گیری زیركانه از برخی وقایع، ایمن‌تر از جنجالی عمل كردن است (میشل پرنتی( ) ص 2ـ3). چه بسیار ماجراهای هیجان‌انگیزی كه ـ برخلاف حوادث معمولی اما جنجالی شده ـ كمتر به آنها توجه می‌شود و چه بسیار رخدادهایی كه نه تنها جزئیات اصلی بلكه كل ماجرا نادیده گرفته می‌شود، حتی آنهایی كه اهمیت‌شان انكارناپذیر است. برای مثال: در سال 1965 ارتش اندونزی با پشتیبانی مشورتی، تسلیحاتی، آموزشی و مالی سازمان سیا و ارتش امریكا، سوكارنو رئیس جمهور وقت این كشور را سرنگون كرده، حزب كمونیست اندونزی و متحدانش را به كلی از صحنه سیاست محو كرد و با كشتار نیم میلیون نفر (هر چند برخی برآوردها حاكی از یك میلیون نفر است) مرتكب هولناك‌ترین قتل‌عام سیاسی از زمان نازیها گردید. نظامیان اندونزی صدها بیمارستان، كتابخانه، مدرسه و ساختمان عمومی را ویران كردند. اما گزارش این حادثه وحشتناك و رقت‌آور كه بی‌تردید می‌توانست افكار عمومی و سازمانهای بین‌المللی را بی‌درنگ متوجه و متأثر سازد، پس از گذشت سه ماه در مجله تایم و یك ماه پس از آن در نیویورك تایمز (پنجم آوریل 1965) منعكس شد. جالب اینكه در سرمقاله نیویورك‌تایمز، «ارتش اندونزی به سبب عملكرد مدبرانه و هوشیارانه‌اش»، ستایش شده بود (پرنتی ص6).

 

 حمله و انهدام هدف:

 

زمانی كه حذف به عنوان یكی از شیوه‌های سانسور ناكارآمد تلقی شده و ماجرای مورد نظر در میان جمعیت قابل توجهی اشاعه یافته باشد، مطبوعات به اجبار از احتراز و اجتناب هدفمند، به حمله همه‌جانبه روی می‌آورند تا ماجرا یا حادثه یاد شده را بی‌اعتبار سازند.

 

نابرابر‌سازی:

 

 بر اساس قوانین رسمی روزنامه‌نگاری امریكا، ‌مطبوعات باید حقایق مربوط به دو طرف رقیب را به یكسان منتشر كنند، اما این امر به ندرت اتفاق می‌افتد. به عنوان مثال میتوان به جنگهای مورد حمایت امریكا در گواتمالا و السالوادور در دهه هشتاد اشاره کرد  هم آنهایی كه روستایشان به آتش كشیده شد و هم آنهایی كه روستاها را به آتش كشیدند به یك اندازه مسئول خونریزی و كشتاری فجیع شناخته شدند. بدین ترتیب، با ترسیم ظاهری، خنثی و بی‌طرف از این ماجرا، از حساسیت توجه عمومی به این فاجعه كاسته شد و كمی بعد به كلی فراموش گردید( پرنتی ص 7ـ6)

 

پیش‌فرض‌سازی:

 

رسانه‌های غربی غالباً سیاستهای دیكته شده‌ای را كه صحت و اعتبار آنها مستلزم نقد و بررسی جدی است، بدیهی می‌پندارند. برای نمونه هرگاه كاخ سفید افزایش بودجه در هزینه‌های نظامی را پیشنهاد كند، بحث رسانه‌ها محدود به این خواهد بود كه چه مقدار افزایش بودجه مورد نیاز است؟ تا چه حد باید بر روزآمد كردن جنگ‌افزارها سرمایه‌گذاری شود؟ آیا روند جاری كفاف افزایش هزینه‌های نظامی را می‌كند یا باید تدابیر بیشتری اتخاذ كنیم؟ هیچ رسانه‌ای نظرات متقن و دلایل مستند كسانی كه معتقدند هزینه‌های نظامی امریكا سالهاست كه بیشترین سهم بودجه را بلعیده و اكنون نیازی به تقویت بیشتر آن نیست، منعكس نمی‌كند. بلكه فرض قریب به یقین این است كه نیروهای امریكایی باید در سراسر دنیا استقرار یابند و سالانه صدها میلیارد دلار صرف این سیستم نظامی جهانی شود.

 

لقب‌سازی:

 

اصحاب رسانه نیز مانند دیگر تبلیغات‌چیان، می‌كوشند تا با القاب یا برچسبهای مثبت و منفی برداشت اولیه ما را نسبت به موضوعات مورد نظر تحت تأثیر قرار دهند. به برخی از این عناوین مثبت بنگرید: پایداری، دفاع جانانه و اقتصاد سالم. اینگونه القاب و عناوین با اجتناب از ویژگیهای واقعی دیگری كه ممكن است ما را به نتیجه‌ای متفاوت سوق دهند، نوع برداشت و نگاه ما را نسبت به یك فرد یا مفهوم خاص متأثر می‌سازند.

 

برخی عناوین منفی عبارتند از: چریكهای چپ‌گرا، محور شرارت، نظریه‌های توطئه‌آمیز و شورش‌های شهری. پر واضح است كه گستره كاربرد این لقبها غالباً محدود به رسانه‌ها بوده و به ندرت وارد بستر روابط و موضوعات اجتماعی می‌شوند. جالب اینكه به كارگیری استادانه این عناوین از سوی رسانه‌ها، گاه آنها را به حدی مستقل و نهادینه می‌سازد كه ارتباط مفهومی چندانی با ماهیت موضوع مورد بحث ندارد. برای نمونه، اصلاحات یكی از همین القاب فریبنده‌ای است كه معنای واقعی‌اش به كلی تحریف شده است و غالباً به سیاستی اطلاق می‌شود كه در پی نفی و ابطال اصلاحات و دستاوردهایی است كه پس از سالها مبارزه ملی در كشورها حاصل شده است. بنابراین، عجیب نیست كه حذف برنامه‌های كمك به خانواده در خود جامعه امریكا، اصلاح رفاه عمومی نام می‌گیرد و در سالهای پس از فروپاشی شوروی سابق و تا به امروز اصلاحات در اروپای شرقی، مصداق كامل یك فرآیند فقرزایی بی‌رحمانه در كشورهای كمونیستی سابق می‌شود.

 

ترویج مفاهیم صوری:

 

بسیاری از مفاهیم و ارزشها نه از سوی رسانه‌های خبری، بلكه توسط امریكا جعل و مصادره شده و مطبوعات بی‌هیچ انتقادی آنها را پذیرفته و در جامعه منتشر می‌كنند، بی‌آنكه محتوای واقعی این مفاهیم را بررسی كنند. تولیدات رسانه‌های غربی در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی غالباً مملو از ارزشهایی ظاهری است كه از سوی نظام بوروكراتیك حاكم، به استخدام درآمده‌اند، مفاهیمی مانند روند جهانی شدن، لیبرالیسم اقتصادی، امنیت همگانی، پلورالیسم فرهنگی، ‌بازار آزاد، نظم نوین جهانی و...

 

محتوا‌زدایی:

شاید كمتر به این واقعیت پی برده‌ایم كه رسانه‌های خبری غرب معمولاً بیش از هر چیز به سبك و شیوه حوادث مورد بحث می‌پردازند تا به ماهیت حقیقی آنها. برای نمونه اعتصابات كارگری غرب را در نظر بگیرید، در معدود مواردی كه رسانه‌ها در اعتراضهای كارگری حاضر می‌شوند، با گزارش كردن شكل و شیوه اعتصاب، آن را از هر نوع محتوای واقعی تهی می‌كنند. مثلاً می‌شنویم كه فلان اعتراض چند روز طول كشیده، صدمات و هزینه‌های آن برای مردم و اقتصاد كشور چقدر بوده و چه عواملی به شكست مذاكرات می‌انجامد؟ آنچه كمتر به گوش می‌رسد اصل و علت ماجراست. به بیان دیگر، صاحبان رسانه‌های غربی همواره از یك تصویر بزرگ‌تر سخن می‌گویند، اما واقعیت این است كه آنها توانایی و تمایل ارتباط دادن موضوعات و حوادث مستقل به روابط گسترده‌تر اجتماعی را ندارند. (جان هنریك كلارك ص1)

 

درست‌تر اینكه بگوییم آنها غالباً تصویری كوچك‌تر از موضوعات و حوادث به جهان ارائه می‌دهند و این یكی از شیوه‌های محتوازدایی است، بدون اینكه از چارچوب تعهد اطلاع‌رسانی خارج شوند!

 

جهت‌دار كردن:

 

بیشتر تبلیغات مؤثر به جای كذب و دروغ، بر جهت‌دهی هدفمند اخبار و حوادث وابسته‌اند، به این معنا كه با استفاده از تأكید و دیگر ابزارهای كمكی بیان منظور، می‌توان بدون تكذیب حقیقت، آن را به نفع خود شكل داده، تأثیر مورد نظر را بر ذهن مخاطب گذاشت؛ بدیهی است كه در این شیوه نیازی به جانبداری مستقیم از موضوعی خاص و یا دور شدن بیش از حد از واقعیت نیست. جهت‌دار كردن اخبار می‌تواند بر اساس موارد زیر انجام گیرد: انتخاب جا و اولویت انتشار آن (به عنوان نخستین خبر یا در نخستین صفحه)، لحن بیان خبر (پرحرارت یا از سر بی‌اعتنایی)، استفاده از تیترها و تصاویر و در مورد رسانه‌های غیرمكتوب، عناصر دیداری و شنیداری. حتی گاه گزارشگران و گویندگان خبر خود به ابزار كمكی بیان منظور بدل می‌شوند. آنها معمولاً با ساختار و آهنگ مشخصی سخن می‌گویند كه نوعی حس اعتبار، اطمینان و یا تجاهل عالمانه را به مخاطب القا می‌كنند. گزاره‌هایی مانند: «این ماجرا به كجا می‌انجامد؟ تنها زمان می‌تواند به این سؤال پاسخ گوید»؛ «در صورتی كه اعتصاب و اعتراض همچنان ادامه یابد، تنش و درگیری میان دو طرف شدت خواهد یافت» و یا «اگر سازمان مربوط به سرعت دست به كار نشود، همچنان شاهد حوادثی از این دست خواهیم بود.» در اخبار روزانه با این قبیل گزاره‌ها بسیار مواجه می‌شویم.

 

علاوه‌ بر این، از موضوعات متعددی كه در اخبار انعكاس می‌یابند تنها معدودی از آنها شرح و بسط داده می‌شوند و از آنجایی كه یك نظم اجتماعی حاكم بر انتخاب، توسعه و انتشار اخبار به چشم نمی‌خورد، غالباً خود را در جهانی مملو از حوادث و رفتارهای پراكنده تنها می‌یابیم، حوادث و رفتارهایی كه ظاهراً از اتفاقات، شرایط محیط، خیالات مغشوش، سهل‌انگاریها و بلندپروازیهای فردی ناشی می‌شوند. ساختار دستوری مجهول و جملاتی كه فاعل مشخصی از آنها استنباط نمی‌شود به كمك لفاظی روزنامه‌نگاری می‌شتابند تا به این اجتناب و تجاهل دامن بزنند. بنابراین، ما هر روز شبیه به جملات زیر را زیاد می‌خوانیم و می‌شنویم: «جنگ و درگیری در منطقه آغاز شد»، «مردم بسیاری در آشوبهای جاری كشته شدند»، «قحطی و كمیابی رو به گسترش است». فراتر از این، ارباب رسانه با ترویج نوعی بینش جبری، پدیده‌های بدفرجامی مانند جهانی شدن را به عنوان توسعه‌ای طبیعی و اجتناب‌ناپذیر در ذهن مخاطبان خود نهادینه می‌كنند؛ در حالی كه جهانی شدن تمهید و تدبیر زیركانه شركتهای چندملیتی است كه به چیزی جز تضعیف حاكمیت ملی كشورهای جهانی نمی‌انجامد.

 

همچنین اصحاب مطبوعات غربی به عمد از افشای این حقیقت طفره می‌روند كه موافقتنامه‌های تجارت جهانی ـ مانند گات،‌ نفتا و ... ـ با متمركز كردن بیش از پیش قدرت سیاسی ـ اقتصادی در شركتهای غول‌پیكر چند ملیتی، به واقع جهان را در مسیر غیرجهانی شدن پیش می‌برند؛‌ كودتایی جهانی كه مردم جهان را از حقوق و اختیارات ملی‌شان محروم می‌سازد.

 

آنچه آورده شد، خلاصه‌ای بود از روندها و گرایشهای متداول در رسانه‌های غربی كه برای كنترل ذهن و دخالت در تشخیص و برداشت مخاطبان صورت می‌پذیرد. بدیهی است كه در ژورنالیسم حرفه‌ای این روندها به صورت تكنیكهای مشخص و تعریف‌‌شده‌ای اجرا می‌شوند كه برای تكمیل مطالب قبل،‌ ذكر برخی از آنها خالی از لطف نیست، به ویژه اینكه می‌توان آنها را به عنوان ابزار ارزیابی انتقادی تولیدات رسانه‌‌ای به نحوی مؤثر مورد بهره‌برداری قرار داد. آنچه در پی می‌آید گزیده‌ای است از پیوست شماره 1: تكنیكهای عملیات روانی، از آیین‌نامه نظامی عملیات روانی‌ (شماره 1-33) نیروی زمینی امریكا است. هر چند این سند را نیروی زمینی امریكا منتشر كرده، تكنیكهای معرفی شده در آن برای همه كسانی كه با تبلیغات رسانه‌ای سر و كار دارند، كاملاً آشنا و بدیهی به نظر می‌آید (دورجی كارل ص1). در بسیاری موارد اطلاعات اضافه و بیشتری برای درك پیام ضرورت ندارد. تكنیكهایی كه در این خصوص مورد توجه قرار می‌گیرند عبارتند از:

 

تصریحات: اظهارات قطعی و مسلمی‌اند كه به عنوان حقیقت بیان می‌شوند. استفاده از اظهارات صریح كه ممكن است صحیح یا نادرست باشند، این دلالت ضمنی را به همراه دارد كه آنها بدیهی و مبرهن بوده، نیازی به اثبات ندارند.

 

هم‌رنگی با جماعت:

 

تكنیكی است كه از راه جمعی و همگانی و معرفی‌كردن راهكاری خاص، جمعیت هدف را به اتخاذ آن متقاعد می‌كند. در این تكنیك، رغبت طبیعی مردم به سمت طرف برنده (یا طرفی كه همه می‌گویند برنده است) متمایل می‌شود. به بیان ساده‌تر، به مخاطبان القا می‌شود كه برنامه مربوط، تجلی خواست اجتناب‌ناپذیر توده مردم است و بنابراین به سودشان است كه به توده مردم ملحق شوند. بدین ترتیب، به كسانی كه هنوز سوار قطار پیروزی نشده‌اند توصیه می‌شود كه عجله كنند و به كسانی كه سوارند تضمین داده می‌شود كه راهكار درست همین است.

 

تكنیك زشت‌سازی:

 

این تكنیك با تبلیغ اینكه فلان موضع یا دیدگاه مورد حمایت گروههایی است كه تنفر، دشمنی یا رقابت جمعیت مخاطب را بر می‌انگیزند، زمینه نارضایتی و مخالفت آنها را نسبت به موضع یا دیدگاه مورد نظر فراهم می‌سازد. بنابراین، اگر یكی از این گروهها از سیاست خاصی پشتیبانی كند ـ صرف‌نظر از درست یا نادرست بودن آن ـ این باور عمومی تقویت می‌شود كه این سیاست مورد حمایت افراد نامطلوب، طغیان‌گر و بی‌مقدار جامعه است. بدین نحو، جمعیت مخاطب ممكن است موضع خود را تغییر دهد.

 

تعمیم افراطی:

 

 در تعمیم افراطی اصولاً واژه‌ها و اصطلاحاتی به كار گرفته می‌شوند كه به لحاظ عاطفی و مجازی تداعی‌گر مفاهیم ارزشی و اعتقادات راسخی‌اند كه ثابت كردن آنها نیاز به اطلاعات یا استدلال خاصی ندارد. البته چنین واژه‌ها و اصطلاحاتی تصورات مختلفی را در اذهان افراد مختلف متبادر می‌سازند، اما دلالت ضمنی آنها همواره مطلوب و مؤثر بوده است.

 

ابهام:

 

تكنیك دیگری است كه از راه كلی‌گویی و عمومیت‌بخشی ماهرانه و حساب شده، مفهوم مورد نظر را در ذهن مخاطب مبهم و چندپهلو می‌كند، به طوری كه هركس برداشت منحصر به فردی از آن پیام دارد. تحریك مخاطبان با استفاده از عبارات نامشخص ـ بدون تحلیل اعتبار و موجه بودن آنها ـ‌ هدف اصلی این تكنیك است.

 

عمومیت‌بخشی:

 

 گاه افراد و گروهها تعمیم و عمومیت‌بخشی را برای عقلانی‌سازی باورها و اقدامات سؤال‌برانگیز و نیز برای ساده‌سازی پاسخ به معضلات پیچیده اجتماعی، سیاسی، اقتصادی یا نظامی به خدمت می‌گیرند.

 

فرافكنی:

 

 در بسیاری مواقع، ویژگیهای منفی و مثبت (تمجید یا نكوهش) یك شخص، ماهیت، هدف، یا ارزش به طرف مقابل فرافكن می‌شوند تا آن را پذیرفته‌تر یا ناخوشایند‌تر كنند. این تكنیك كه انتقال یا فرافكنی خوانده می‌شود عمدتاً برای رد كردن تقصیر از یك طرف به طرف دیگر مناقشه مورد استفاده قرار می‌گیرد. این تكنیك می‌تواند با برانگیختن واكنش هیجانی جمعیت هدف، آنها را با مواضع مقامات رسمی همگام سازد.

 

انتخاب بد از بدتر: گاه طراحان تبلیغات روانی چنین اظهار می‌كنند كه هر چند راهكار اتخاذ شده نامطلوب است، اما دیگر گزینه‌های احتمالی به نتایجی به مراتب بدتر ختم می‌شوند. این تكنیك كه انتخاب بد از بدتر نامیده می‌شود، عموماً برای توجیه ضرورت فداكاری و از خودگذشتگی و یا مشروعیت بخشیدن به اقدامات خشن و ناخوشایند به كار گرفته می‌شود، اقداماتی كه به نوعی موجب رنجش و ناخرسندی جمعیت هدف شده‌اند. مقصر شناختن دشمن برای محدودیتها و شرایط نامساعد موجود، عموماً همراه با این تكنیك مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

نام‌گذاری یا تعویض اسامی یا عناوین اخلاقی:

 

 این تكنیك می‌تواند به سادگی غرض‌ورزی و تعصب مخاطبان را تحریك كند، بدین شكل كه موضوع یا مفهوم مورد نظر با عناوینی معرفی شود كه حس هراس، تنفر و ناخرسندی آنها را برانگیزد. مصادیق مختلف این تكنیك عبارت‌اند از:

نام‌گذاری مستقیم:، به ویژه زمانی كه مخاطبان مورد نظر موافق مقامات رسمی یا خنثی باشند.

 

در این صورت، حمله به رقیب یا طرز فكر مخالف ساده و بی‌دردسر است.

 

نام‌گذاری غیرمستقیم: زمانی به كار گرفته می‌شود كه نام‌گذاری مستقیم موجب واكنش منفی جمعیت هدف گردد. طعنه و استهزا در این تكنیك بسیار كاربرد دارد.

 

كاریكاتور، تصویر و عكس نیز از جمله نمونه‌های نام‌گذاری محسوب می‌شوند كه غالباً تأثیرات عمیقی بر جای می‌گذارند.

البته نا‌گفته نماند كه استفاده از این تكنیك با مخاطراتی نیز روبه‌روست. برای مثال، نام‌گذاری به شیوه‌ای افراطی، بیانگر این است كه طراحان تبلیغات روانی توازن منطقی خود را از دست داده یا قادر به رقابت سالم نیستند. پیش از به كارگیری این تكنیك، باید از منافع آن در مقابل آسیبهای احتمالی اطمینان حاصل شود. برای نمونه، ممكن است یك گروه نسبت به یكی از رهبران خود، انتقاد، ‌ناخرسندی یا حتی تنفر داشته باشد و این احساس را آشكار سازد، اما به احتمال زیاد اجازه نخواهد داد تا كسی از خارج از گروه به وی اهانت كند.

 

انگشت‌نما كردن دشمن:

 

 شكلی از ساده‌سازی است كه یك وضعیت دشوار و پیچیده را به سطحی تنزل می‌دهد كه یك دشمن مشخص و آشكار در آن پدیدار می‌شود. برای مثال، رئیس جمهور كشور الف برای محافظت از مردم صلح‌طلب خود در مقابل ستیزه‌جوییهای خشونت‌بار گروههای معارض داخلی، در كشور وضعیت اضطراری اعلام می‌كند.

 

عرفی‌سازی:

 تكنیكی است برای متقاعد كردن مخاطب؛ با ترویج این پنداشت كه مواضع مربوط، بیانگر درك عمومی و حس مشترك مردم است. با مردمی خواندن رویكردی خاص می‌توان اعتماد مخاطبان را به آن جلب كرد.

 

در این تكنیك، طراحان تبلیغات روانی با استفاده از زبان، عادات و آداب مردم عادی (و نیز نوع لباس آنها در ارتباطات رو در رو، شنیداری و دیداری) تلاش می‌كنند تا دیدگاه مورد نظر خود را متناسب با ذائقه عامه مردم معرفی كنند. در مواردی كه جمعیت هدف نسبت به زبان و آداب رسمی یا روشنفكرانه بدگمان است،‌ استفاده از این تكنیك بسیار موثر خواهد بود.

 

نكوهش اجتماعی:

 

تكنیكی است كه طراحان تبلیغات روانی می‌كوشند با استفاده از آن پذیرش جمعی مردم را جلب كنند؛ با بیان اینكه نگرش و اقدامات مغایر با مواضع تعیین شده می‌تواند به طرد یا نكوهش اجتماعی منجر شود. این تكنیك به عنوان اقدامی كنترلی، عمدتاً در جوامع سنتی كاربرد دارد.

 

مستندسازی:

 در تكنیك مستند‌سازی معمولاً نقل قول‌هایی برای رد یا حمایت یك سیاست، عملكرد، برنامه یا شخصیت خاصی آورده می‌شود. در این تكنیك، در واقع اعتبار یا جایگاه شخص مورد استناد (یك كارشناس صاحب‌نظر یا یك چهره مورد احترام اجتماع) هزینه می‌شود؛ بدین ترتیب جمعیت مخاطب دیدگاه خود را با افكار مقامات رسمی سازگار می‌كند. در استفاده از این تكنیك، چهار عامل حائز اهمیت‌اند:

مردم اصولاً به مقام یا مقاماتی اعتماد دارند كه كارایی و توانایی قابل اعتنایی را در حوزه مورد نظر از خود به نمایش گذاشته باشند.

 

مردم معمولاً به مقاماتی بیشتر اعتماد می‌كنند كه با ایشان پیوند مشتركی داشته باشند. برای مثال، سربازان معمولاً سخنان افسری را كه با آنها در چند عملیات‌ طاقت‌فرسا همراه بوده بهتر از یك مقام غیرنظامی می‌پذیرند.

 

جایگاه رسمی مقام مورد استناد در القای اعتماد و حسن ظن به مخاطبان بسیار اهمیت دارد.

 

از اشیای بیجان نیز ممكن است برای ابزار مستندسازی استفاده شود. در اینگونه موارد، تلاش می‌شود تا ویژگیهای فیزیكی شی خاصی در پیام مورد نظر گنجانده شود. برای مثال، امروز برجهای دو قلوی تجارت جهانی امریكا آسیب‌پذیری جامعه امریكا را در اذهان تداعی می‌كنند.

 

با استناد به مطالب بالا و تحقیقات گسترده و معتبری كه در خصوص تأثیر روانی شدید رسانه‌ها ـ به ویژه رسانه‌های خبری غرب ـ در دست است،‌ تردیدی باقی نمی‌ماند كه همه مخاطبان این رسانه‌ها، بسته به ویژگیهای فردی خود، كم یا زیاد در معرض تبلیغات روانی جمعی قرار دارند. امروز وجود دروازه‌بانان فكری بر كسی پوشیده نیست، آنهایی كه به بهانه تعدد و تنوع موضوعات و محدودیت زمان پخش اخبار، راه ورود جریان اخبار به ذهن ما را سد می‌كنند، برخی را انتخاب، بعضی را انكار و بعضی دیگر را تحریف می‌كنند.

 

خوش‌بینانه‌تر بنگریم، صرف انتخاب و الویت برخی اخبار به برخی دیگر و ناآگاه ماندن از موضوعات دیگر، برای كنترل ذهن مخاطبان كافی است؛ چه رسد به اینكه تكنیكهای خاصی نیز در ارائه آنها به كار گرفته شود. آنچه غالباً به عنوان اخبار در رسانه‌های امروز غرب می‌بینیم یا می‌شنویم عمدتاً روایی و هدفمند بوده، علل و پیامد‌های یك واقعه را بر اساس دیدگاهی ویژه و منحصر به فرد بررسی می‌كنند. به ندرت به اخباری بر می‌خوریم كه دقیق و مستند ارائه شده و مبتنی بر آمار و ارقام موثق باشد. (پری و گوزن‌باخ ص230). تلخ‌تر اینكه با گذشت سالها از تبلیغات رسانه‌ای غرب و پیشرفت روزافزون فناوریهای ارتباطاتی و علوم شناختی در چند دهه اخیر، قوه قضاوت و تحلیل مخاطبان جهانی این رسانه‌ها رو به كاستی نهاده است. بر اساس تحقیقی كه در خصوص برنامه‌های خبری تلویزیون انجام شد، مشخص گردید كه اخبار روایی و هدفمند به مراتب تأثیر و نفوذ بیشتری بر ذهن بینندگان گذاشته‌اند (پری و گوزن‌باخ ص230).

محقق و نویسنده : فاطمه حسینی

منابع

1- Michael Parenti Political Archive: “Monopoly Media Manipulation” , May 2001

2- John Henrik Clarke: “In Our Image” , Sep – 1989

3- Dorje Carl: “Propaganda Techniques” , Nov – 1996

4- Appendix I : PSYOP Techniques, Psychological Operation Field Manual No. 33 – 1, Department of the Army, Washington DC, 31 August 1979

و مقاله سید حسین محمدی نجم

http://www.gerdab.ir/fa/pages/?cid=534

پنج شنبه 23/2/1389 - 9:10 - 0 تشکر 200121

بسم الله.
نقش رسانه ها در فتنه اخیر به گفته ی همه کارشناسان بسیار موثر بوده خصوصا بی بی سی.
مطلبی قرار داده شده که گاهی اوقات به شنیده هایتان بیاندیشید.
اینجا بحث فقط رسانه های غربی نیست ...اینجا بحث این است که به خبر گزاری که نام رسانه به خود می گیرد و خبری نقل می کند به راحتیه بوییدن یه گل باورش نکنیم و به پشت پرده هم بیاندیشیم.....
اگر طولانی است من واقعا عذر خواهی می کنم.

اگر قبول بشه تحلیل منه.

پنج شنبه 23/2/1389 - 9:28 - 0 تشکر 200122

دوست عزیز.
مطلبی در مورد این که ایا رسانه های لیبرال می توانند ازاد از اندیشه ای سیاسی حکومتشان عمل کنند از دیدگاه پرفسور مولانا قرار می دهم انشاا... که مفید باشه
یا حق

پنج شنبه 23/2/1389 - 10:19 - 0 تشکر 200125

مدتی پیش همایشی با عنوان «جوان، هویت و رسانه» توسط سازمان ملی جوانان در قم برگزار شد. پروفسور حمید مولانا و نادر طالب زاده، از جمله مهمانان و سخنرانان این مراسم بودند. محور سخنرانی آقای مولانا، رسانه‌های لیبرال و نقش آنها در دنیای ارتباطات امروز بود. این سخنرانی، نكات جالب و شنیدنی زیادی داشت. سخنان مولانا از این جهت قابل تامل است كه ایشان سالیان زیادی را در آمریكا ساكن بوده‌اند. سالها به امر تدریس در دانشگاه‌های آن كشور مشغول بوده‌ و با توجه به تخصصشان در حوزه ارتباطات، طبعا با رسانه‌های زیادی نیز ارتباط دارند. مولانا در این سخنرانی به آزادی در رسانه‌های لیبرال اشاره كرده ‌بود كه قسمت‌هایی از آنرا اینجا می‌نویسم:

«از قرون 17، 18 تا قرن 20 ، توانایی اجتماعی و فرهنگی انسان‌سازی رسانه‌های لیبرال كاهش می‌یابد و قدرت اقتصادی و سیاسی آنها اضافه می‌شود؛ به گونه‌ای كه وقتی پس از جنگ دوم جهانی كه آرامشی به دست می‌‌آید و در آمریكا و اروپا هم متفكران، هم دولتمردان هم نخبگان و صنعت مداران به این موضوع رسانه توجه می‌كنند، به خوبی به آسیب آن رسانه ها در جامعه خودشان پی می‌برند و می‌بینند كه رسانه‌ها یك كنترل جدی و انحصار در جامعه بوجود آورده‌اند. زیرساخت‌های آنها چنان بزرگ شده‌اند كه اگر كسی بخواهد وارد این مرحله قدرت بشود، توانایی اقتصادی بالایی را لازم دارد. بنابراین آزادی مطبوعات با توانایی میلیون‌ها دلار ثروت مساوی می‌شود، یعنی كسی آزادی دارد كه بتواند میلیون‌ها دلار سرمایه گذاری كند.. با این وصف به تدریج از تنوع و حتی كمیت رسانه‌ها كاسته می‌شود، چون رسانه‌ها خیلی هزینه دارند.

اگر كسی می‌خواهد یك روزنامه بزرگ منتشر كند، مجله‌ای چاپ كند یا رادیو تلویزیون راه بیندازد، سرمایه و هزینه‌اش از كجا تامین می‌شود؟ امروزه این هزینه از طریق پول از طریق آگهی‌ها تامین می‌شود. تقریبا تمام پولی كه باید خرج این رسانه و اداره آن شود، از طریق آگهی‌هاست. قیمت آگهی به اندازه آگهی تداوم آگهی با كیفیت و كمیت جامعه‌شناسی مخاطبان ربط دارد. پس یك معادله ایجاد می‌شود كه روزنامه باید تیراژ بالایی داشته باشد تا بتواند آگهی چاپ كند، آگهی پول می‌آورد با این پول دستمزد خبرنگاران و نویسنده‌ها را می‌دهد و این همین طور بر می‌گردد. با این فرمول از مواضع اجتماعی آن كاسته می‌شود و روزنامه به صورت یك كالا در می‌‌آید. شما می‌خواهید بیست میلیون نفر را راضی كنید و برای این كار باید گذشت‌ها و فداكاری‌هایی شود. این جاست كه محتویات رسانه‌ها به ویژه در امور آموزشی و پرورشی تنزل می‌كند؛ ولی در سرگرمی و تفریحات و حتی امور ابتذال‌آور زیاد می‌شود. یعنی سوداگری و پول در آوردن معیار اصلی محتویات و ساختارهای روزنامه می‌شود. هر روزنامه‌ای كه امروز در غرب ادعا كند هدفش اطلاع رسانی و خدمت به جامعه است، دروغ می‌گوید. مطالعات اقتصادی و جامعه‌شناسی و سیاسی نشان می‌دهد كه وقتی سهام داران یك روزنامه یعنی بنگاه‌های غول آسا نتوانند منفعت ببرند، روزنامه‌ها و مجلات و رادیو و تلویزیون‌ها را می‌بندند.‌

پنجاه سال پیش در اروپا و به ویژه آمریكا حدود دو هزار روزنامه بود. امروز در تمام آمریكا كمتر از هزار تا روزنامه روزانه وجود دارد. تمام شهرهای آمریكا به ویژه دو سه شهر فقط یك روزنامه منتشر می‌كنند. در خود واشنگتن پایتخت آمریكا در چهل سال پیش، چهار روزنامه منتشر می‌شد، امروز یك روزنامه و نیم منتشر می‌شود! یكی واشنگت پست، كه خیلی بزرگ است و دیگری واشنگتن تایمز كه خیلی كوچك و متعلق به یك گروه مذهبی دست راستی است. بنابراین تنوع افكار و محتویات هم كم می‌شود.

بعد از جنگ جهانی در آمریكا، كمیسیون آزادی مطبوعات تشكیل شد. این كمیسیون را غیر دولتی‌ها شكل دادند و خیلی‌ها در آن حاضر بودند. شاعر، نویسنده، فیلسوف و متفكران معروف ارتباط شناسی و جامعه شناسی. اینها گزارش بسیاری جالبی را بعد از سال 1948 ارائه دادند. جالب بود كه این كمیسیون توسط مجله تایم و دائره المعارف بریتانیا اداره می‌شد، آنها سرمایه‌گذاری كردند؛ یعنی بخش خصوصی نگران شده بود كه ما باید چاره‌ای برای این لیبرالیزم بیندیشیم و قرائت دیگری از آن داشته باشیم؛ چون این وضع دارد تعادل جامعه را از دست می‌دهد. وقتی این منشور به صورت یك كتاب منتشر شد اینها اعلام كردند كه ما باید در قرائت لیبرالیسم و رسانه‌های لیبرالیسم تجدید نظر كنیم. جمله خیلی جالبی را در آن منشور آوردند. گفتند: محتویات یك رسانه لیبرال نباید مطابق با خواسته‌های كامل مخاطبان باشد؛ بلكه رسانه‌ها باید آنچه را كه جامعه احتیاج دارد به مخاطبان بدهد. اگر خود روزنامه‌ها و رسانه‌ها این كار را نكنند، دولت باید دخالت بكند. این در آمریكا خیلی سر و صدا كرد چون مطابق قانون اساسی دولت نباید در این امور دخالت كند. دخالت آنها غیر مستقیم است. این یك نظریه جدید در تئوری لیبرال به وجود آورد و اسم آنرا رسانه‌های مسئولیت‌دار یا مسئولیت اجتماعی رسانه‌ها گذاشتند…

به عقیده من، هیچ تكنولوژی‌ای به خودی خود بی‌طرف نیست. اصلا تكنولوژی از فكر بشر به وجود می‌آید و فكر بشر ارزش‌هایی دارد. وقتی مخترع می‌خواهد چیزی را اختراع كند حتما فكر كرده است كه چرا من این را اختراع می‌كنم. تلگراف و ماهواره دو تكنولوژی مهم 400 سال گذشته ما هستند و اصلا قابل مقایسه با اتومبیل و تلفن نیستند. با اختراع تلگراف، تحول بزرگی به وجود آمد. اگر تلگراف نبود، ما بین‌المللی نمی‌شدیم. جنگ و اقتصاد سرمایه‌داری را عوض كرد، تا اینكه ماهواره آمد. امروز تقریبا 55 سال از تاریخ ماهواره می‌گذرد. ماهواره جدا انقلاب كرده است ولی چون در موقعی كه این ماهواره درست شد دنیای اسلام مدلولات فكری و نظری و توانایی علمی و سیاسی نداشته، اكنون تسلیم آن است. پنجاه سالی كه من در آمریكا بودم، خیلی جالب بود. تمام تحولات در این پنجاه سال اتفاق افتاد. تحولاتی چون ظهور تكنولوژی‌ها و رسانه‌های جدید و از جمله سقوط یك امپراطوری بزرگ به نام شوروی، تحولات اقتصادی سیاسی و از همه بیشتر پیروزی انقلاب اسلامی ایران. ما چون خیلی به انقلاب نزدیك هستیم، نمی‌توانیم عظمت آنرا تشخیص دهیم. هرچه بیشتر دور می‌شویم عمق این انقلاب را بهتر درك می‌كنیم.»

پنج شنبه 23/2/1389 - 10:19 - 0 تشکر 200126

بررسی تكنیك‌های پروپاگاندا در بی‌بی‌سی فارسی

BBC فارسی باتوجه به خاستگاه و اهداف و رسالت‌های خاصی كه از سوی كشور بریتانیا برای این شبكه تعریف شده در تحولات كشورهای فارسی زبان و در رآس آنها ایران نقش مهمی بازی می‌كند و اغلب در تضاد با اصول و سیاست‌های كشورهای هدف و هم راستا با منافع بریتانیا و غرب به برنامه‌سازی می‌پردازد.
با وجود این نحوه برنامه‌سازی این شبكه به گونه‌ای است كه این اهداف را پشت ژست‌های اطلاع‌رسانی عینی پنهان می‌كند و با این شگرد به جلب مخاطب می‌پردازد.


*پروپاگاندا
یكی از شیوه‌ها و تكنیك‌های رسانه‌ای،‌پروپاگاندا نام دارد؛ پروپاگاندا شامل تكنیك‌هایی است كه بوسیله یك دولت، حزب، سازمان یا یك گروه فشار برای تغییر رفتار عامه و تأثیر بر آنها به كار برده می‌شود.
در پروپاگاندا شیوه‌ها، حساب شده و جزئی است، اهداف مشخص و در عین حال محدود بوده و سرانجام موضوعات مورد تبلیغ غالباً سیاسی می‌باشد.
در این شیوه قواعدی مورد استفاده قرار می‌گیرد تا القا مفاهیم و مطالب از طریق آنها انجام شود.
در ذیل به برخی از این قواعد كه در برنامه‌های شبكه BBC فارسی مورد استفاده قرار گرفته به عنوان نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود.


۱- ایجاد شرایط سرایت روانی
در این تكنیك رسانه شرایطی ترسیم می‌كند كه مخاطب را در فضای جمعی قرار دهد و فرد همنوا با جمع به رفتارهای جمعی مبادرت می‌كند.
شبكه BBC فارسی با القا همزمان چند محور از این تكنیك استفاده می‌كند.
این رسانه اولاً باترسیم محدودیت‌های رسانه‌ای انعكاس وقایع برای خبرنگاران بخش‌هایی از اخبار و تصاویر را انعكاس می‌دهد كه شهروند ـ خبرنگاری با محدودیت به تهیه آن مبادرت ورزیده تا به مخاطب القا كند كه سطح و گستردگی اتفاقات در موارد خاص نظیر اغتشاشات پس از انتخابات در ایران فراتر از آن است كه با یك موبایل ضبط شده باشد.
ثانیاً تصاویر ارسالی توسط آن فرد را ناب و بدون دخل و تصرف می‌داند تا مخاطب به درستی آن اعتماد كند.
ثالثاً با گزینش و نشان دادن بخش‌های احساسی و هیجانی اعتراضات مخاطب را همدل با معترض نمایش دهد و نهایتاً اینكه با تكرار این تصاویر و گزارش‌ها ذهنیت افراد جامعه را برای اقدام به كنش جمعی آماده و شرایط جامعه را بحرانی نشان می‌دهد.


۲- اعتبار منبع
در این شیوه شبكه با دعوت از برخی چهره‌های شناخته شده همسو با سیاست‌ها و اهدافش به تحلیل مسائل روز می‌پردازد و به مخاطب چنین القا می‌كند كه صاحب‌نظران هم با رویكرد و نگاه او موافق‌اند؛ از آن جمله می‌توان به برنامه صفحه 2 یا به عبارت دیگر اشاره كرد كه مدعوین آن عموماً از چهره‌های دانشگاهی (البته همسو با سیاست‌های شبكه) هستند.

۳- قراردادن هدف در پس زمینه
یكی از تكنیك‌های این شبكه آن است كه اهداف خود را به صورت پنهانی و بلندمدت دنبال می‌كند. با توجه به حساسیت فرهنگی ایرانیان نسبت به نفوذ و دخالت بیگانگان در امور داخلی ایران دست‌اندركاران این شبكه از چند طریق اهداف خود را در بین مخاطبان به صورت پنهان دنبال كرده‌اند.
از جمله آنكه این شبكه از "منشور BBC فارسی و اخلاق حرفه‌ای " برای سرپوش گذاری بر اهداف خود استفاده كرده در قالب طرح كلی "بیطرفی " به تحلیل مسائل داخلی و بین‌المللی مرتبط به ایران پرداخته و با سیاست "یكی به نعل و یكی به میخ " جریان و خطر خود را دنبال كرده است. به تعبیر دیگر این شبكه با برجسته كردن مشی بی‌طرفی عملاً به طرفداری خود وجهه اخلاقی و قانونی بخشیده است.


۴- استفاده از ارزش‌ها برای اثرگذاری در نگرش‌ها
این شبكه‌ با عدم پرداختن به ارزش‌های اسلامی، چارچوب ارزشی مورد نظر خود را بر مواردی نظیر دموكراسی، آزادی، حقوق بشر و..استوار كرده است.
برای مثال در بحث حقوق بشر شبكه BBC فارسی،‌حقوق بشر را به عنوان ارزشی عام و جهان‌شمول معرفی و ادعا می‌كند كه این موضوع در ایران رعایت نمی‌شود.
این شبكه بر اساس برخی مستنداتی كه نشان می‌دهد دولت ایران برخورد دوگانه‌ای نسبت به استانداردهای حقوق بشر دارد و با نشان دادن اعمال خشونت‌ها و بازداشت‌های انجام شده در جریان اغتشاشات، دولت ایران را از جمله دولت‌های ناقض حقوق بشر معرفی می‌كند.
به تعبیر دیگر ارزش احترام به حقوق و كرامت انسان به عنوان ارزشی جهان‌شمول برجسته می‌شود و با استناد به برخی شواهد نگرش به مخاطب در جهت معرفی ایران به عنوان ناقض حقوق بشر تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

۵- استفاده از نهادهای جایگزین
در همنشینی نمادها، شبكه BBC فارسی درصدد است با همنشین كردن دو یا چند عنصر متفاوت یا متعارض در كنار هم نتیجه دیگری استنتاج نماید و از این طریق به طور ضمنی اهدافش را بیان كند كه برای این تكنیك نمونه‌های متعددی را می‌شود ذكر كرد.
مثلاً در برنامه‌های BBC برای القا تهدید آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران، ‌انرژی هسته‌ای همنشین با بمب هسته‌ای بازنمایی می‌شود.
همچنین نگرانی جامعه جهانی از برنامه‌های هسته‌ای ایران با سیاست افراطی و ماجراجویانه آقای احمدی‌نژاد و تلاش در جهت دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای برای اجرای این سیاست‌ها ( از جمله سیاست محو اسرائیل) پیونده داده می‌شود.
از دیگر قاعده‌هایی كه این شبكه برای القای مطالب خلاف واقعیت و مغرضانه خود از آنها استفاده می‌كند، می‌توان به برچسب زدن غیرحقیقی به دولت و نیروهای حامی انقلاب، تكرار مطالب مورد نظر در ساعت‌های مختلف روز، پخش مكرر برخی صحنه‌های مربوط به وقایع اخیر استفاده از اشخاصی كه شهادت دروغ می‌دهند و... اشاره كرد
.

جمعه 24/2/1389 - 0:34 - 0 تشکر 200227

هرکاری کنید،نخواهیدتوانست جلوی حقیقت طلبی انسان های حق جو رو بگیرید.
آیه ی مبارکه ی «فَبَشِّر عِبادُالّذین یستمعون القَول...»رو بخونید تا ببینید اتّفاقاً اونایی که همه ی حرفارو می شنون، بیشتر به حقایق و واقعیت ها میرسن تا کسانی که گوش و چشمشون فقط دنبال شنیدن و دیدن چیزای محدود و دیکته شده است!
زیرک باشید و بدونید که "المؤمن کیّس"،مؤمن زیرکه نه ساده اندیش.

 

ما هرگز بلندای قامت خود را نمی دانیم
مگر ما را فرا خوانند که برخیزیم و قد برافرازیم
و آنگاه ،اگر به طرح وجود خویش وفادار مانده باشیم
قامت ما از آسمان ها خواهد گذشت

        

جمعه 24/2/1389 - 8:32 - 0 تشکر 200243

بسم الله
شما تو جواب قبلی هم من رو ساده لوح و الان هم که از من می خواهید زیرک باشم.
نمی دونم چه اتفاقی افتاده که از بالا نگاه می کنید و من رو ادمی تصور می کنید که بی مطالعه و رو هوا حرف میزنه؟!
یادمه سر اون بحث که من رو ارجاع دادید به خوندن صحیفه ی امام ولی جواب من رو ندادید من گفتم چشم. درد من جوون اینه که وقتی حرف می زنم بهم می گن که سادلوح یا اینکه تو نمی فهمی ....یا هم از جواب دادن به
سوال هام فرار می کنن!؟
من هیچ وقت نخواستم جلو حق طلبی کسی رو بگیرم...حق واژ] ای است که همه تو انجمن دنبالشن من شنیده هام محدود و دیکته شدن نیست خسته نشدید از بس به مخالفین گفتید بی سواد یا به قول عزیزان دانشگاهی خواب؟!
یا حق

جمعه 24/2/1389 - 14:23 - 0 تشکر 200284

من این مطالب رو گذاشتم تا به اون چیز هایی که می شنویم بتونیم تحلیل درستی داشته باشیم.به فرض وقتی از یه رسانه خبری چیزی شنیدیم چیزی به اسم احتمال اشتباه بودن یا غرض ورزی رو در نظر بگیریم نه اینکه هر چه شنیدیم بگیم درسته درسته ... اتفاقا فکرمه اگر با چنین پیش زمینه ای به اطلاعات اطرافمون نگاه کنیم بهتر می تونیم سره رو از ناسره تشخیص بدیم...نمی شه همین جوری رو هوا به یه رسانه که همه ی بودجه اش رو دولت انگلیس میده اعتماد کرد و از خودمون هم نپرسیم که از کی تا حالا انگلیس دلش واسه ما سوخته که از بودجه ی کشور واسه ازادی کشور من مایه بذاره.
این جوری نگاه نکنیم که چون این رسانه همون حرفایی رو میزنه که من دوست دارم پس رسانه ای خوب و حق طلبه...
اگر نظر شخصی معیار شناخت حق قرار داره مشخص میشه که همه ی بقیه رو مقابل حق نگاه کنیم.
یا علی

چهارشنبه 29/2/1389 - 14:57 - 0 تشکر 201102

سیاست بی طرفی بی بی سی فارسی

شاید مهمترین ویژگی و نکته ای که دست اندرکاران این شبکه ماهواره ای بر آن تاکید داشته و به آن می بالند، تلاش برای بی طرف جلوه دادن خود به ویژه در دعواهای سیاسی این روزها در ایران است.

در تیتراژ اصلی این شبکه به ویژه قبل از اخبار ساعت 22 این عبارات پخش می شود که اخبار را از ما بی طرفانه بشنوید و مجریان این شبکه نیز دائم بر این امر تاکید می کنند اما باید دید آیا این شبکه تلویزیونی انگلیسی با 200 سال سابقه استعماری در ایران واقعا این همه هزینه راه اندازی و اداره این شبکه را متقبل شده تا صرفا اطلاع رسانی بی طرفانه به مردم ایران را در کارنامه خود داشته باشد؟!

قطعا این سوال نیاز به پاسخ ندارد، چون جهت گیری و تفکراتی که برنامه های بی بی سی به مخاطبان خود القا می کند کاملا مشخص و مبرهن است. اما سوال اصلی ژست بی طرفانه مجریان این شبکه است که شاید مخاطبان را کمی دچار تردید می نماید. پاسخ این سوال را می توان به واقع در نحوه انتخاب مهمانان این شبکه یافت.

بی بی سی فارسی در اغلب موارد مهمانان و کارشناسان خود را از اصلی ترین لایه های مخالف نظام و دولت انتخاب می کند به نحوی که مواضع افراطی این افراد در قالب کارشناس و تحلیلگر مهمان طوری است که اصلا نیازی به موضع گیری علنی خود مجریان بی بی سی نمی باشد. در واقع این شبکه هزینه موضع گیری های خود را به گردن به ظاهر مهمانان و کارشناسان خود می اندازد و مجریان آن سعی می کنند با آرام کردن مهمانان و دعوت آنان به رعایت انصاف و تعادل در موضع گیری خود را کاملا بی طرف نشان دهند؛ در حالی که موضع اصلی بی بی سی را می توان از چینش و نوع انتخاب مهمانان آن کاملا متوجه شد؛ امری که شاید مخاطبان این شبکه کمتر به آن توجه می کنند.

بی بی سی در حالی از ادعای مضحک بی طرفی در انتشار اخبار و موضع گیری ها دم می زند که مردم متدین ایران و طرفداران نظام و حاکمیت از هیچ فرصتی برای سخن گفتن و دعوت در این برنامه برخوردار نیستند و به عبارت دیگر به قدری سیاست نخ نمای بی بی سی برای این قشر به حدی واضح و مبرهن است که در حال حاضر اصلا حاضر به گفتگو با این شبکه نمی باشند چرا که در واقع این امر کمک به اثبات ادعای پوشالی بی طرفی بی بی سی فارسی است.

اوج کذب بودن بی طرفی بی بی سی زمانی آشکار می شود که برخی از افراد طرفدار نظام به ندرت با این برنامه تماس می گیرند و موفق می شوند که نظرات خود را برای لحظاتی کوتاه بیان کنند؛ در این حالت مجریان این برنامه کاملا پوستین بی طرفی را از تن کنده و به مجادله با فرد تماس گیرنده می پردازند و در صورتی که از پس وی برنیایند در حداقل زمان ممکن ارتباط وی با برنامه را به دلایلی مانند کمبود وقت قطع می کنند.

به هر حال توصیه به مدیران شبکه بی بی سی این است که به جای ادامه این سیاست عوام فریبانه مانند سایر شبکه های ضد نظام از جمله رقیب اصلی خود یعنی شبکه صدای آمریکا مستقیما سیاست خود را در قبال نظام و ملت ایران مشخص نماید و در همان راستا گام بردارد و با در پیش گرفتن این گونه سیاست ها سعی در جذب قشر خاکستری مردم نداشته باشد.

نکته تاسف برانگیز آنجاست که شبکه بی بی سی عربی برای احترام به اعتقادات مذهبی اعراب همواره سعی در استفاده از مجریان محجبه دارد ولی دست اندرکاران بی بی سی فارسی ضمن ممنوعیت حجاب اسلامی برای مجریان و عوامل خود و استفاده از مجریانی بی حجاب حتی استفاده از عباراتی مانند" امام خمینی" را هم برای مجریان جوان این شبکه ممنوع کرده و آنها را مجاب می کند از واژه "آیت الله خمینی" استفاده نمایند.

http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=694545

چهارشنبه 29/2/1389 - 15:1 - 0 تشکر 201103

نگاهی به دلایل شکل‌گیری و محتوایی برنامه‌های شبکه «بی‌.بی‌.سی» فارسی:

تحلیل وضعیت رسانه‌ها در ترسیم چشم‌انداز افکار عمومی جامعه دارای اهمیت زیادی است. امروزه افکار عمومی در معرض موارد و مصادر گوناگون اطلاعات هستند و مانند گذشته نمی‌توان با انحصاری کردن ارایه اطلاعات، کنترل کامل افکار عمومی را در اختیار داشت. افکار عمومی ایران، همان گونه که تحت تأثیر رسانه‌های داخلی با نظرات گوناگون قرار دارند، تحت تأثیر رسانه‌های خارجی نیز با شدت و ضعف قرار می‌گیرد. هرچند رسانه‌های خارجی به ظاهر شعار استقلال و بی طرفی می‌دهند، اما تقریباً بدون استثنا از بودجه‌های غربی حمایت می‌شوند و می‌خواهند، افکار عمومی کشور را به سود دولت‌های خود تغییر دهند.

یکی از مهمترین این شبکه‌ها، شبکه فارسی زبان «بی‌.بی‌.سی» است؛ شبکه «بی‌.بی‌.سی» که به شدت تحت نفوذ بهائیان فارسی زبان اداره و کنترل می‌شود، همواره در تاریخ سیاسی ایران به نوعی حضور داشته و حتی بسیاری از محققان، نقش آن را در کودتای 28 مردا به نفع رژیم شاه به اثبات رسانده‌اند. «‌حالا دقیقاً نیمه شب 24 مرداد 1332 است‌»؛ رمز عملیات آژاکس خطاب به شاه بود که آغاز عملیات منجر به کودتای 28 مرداد را در ایران کلید می‌زد.

در سال‌های منجر به پیروزی انقلاب اسلامی، رادیوی فارسی زبان «بی‌.بی‌.سی» مخاطبان بسیاری را به خود اختصاص می‌داد و مردم، بسیاری از اطلاعات خود را از این رادیو به دست می‌آوردند. این امر باعث عصبانیت شدید شاه و حامیان او شده بود؛ اما «بی‌.بی‌.سی» دل خوشی از جریان انقلاب به رهبری حضرت امام (ره) نیز نداشت. این رادیو تلاش می‌کرد، با معرفی چهره ای غیر واقعی از امام خمینی (ره) حضور گروهک‌های چپ و راست را در انقلاب پر رنگ کرده و آنها را در برابر صف مذهبیون به رهبری روحانیت و در رأس آن حضرت امام (ره) قرار دهد. این رادیو، همچنین تلاش کرده تا با استراتژی از پیش طراحی شده، برخی چهره‌های خاصی را که بعدها ماهیت آنها برای مردم و نظام مشخص شد، به عنوان چهره‌های برتر انقلاب معرفی نماید؛ از آن جمله می‌توان به مهندس بازرگان، ابوالحسن بنی صدر و قطب زاده اشاره کرد.

از دهه هفتاد، به تدریج رادیوی «بی‌.بی‌.سی» جایگاه خود را در ایران از دست داد که از دلایل اصلی این امر، می‌توان به گسترش رسانه‌های داخلی و جلب اعتماد خوب این رسانه‌ها اشاره کرد. همینطور توجه بیشتر مردم به رسانه‌های نوپدیدی همچون ماهواره و اینترنت که باعث کمرنگ شدن جایگاه رادیو شد.

در این راستا، در سال 2001 سایت خبری «بی‌.بی‌.سی» فارسی راه‌اندازی شد و پس از مدتی در سال 1385 وزیر دارایی وقت انگلیس در سخنانی در مؤسسه پژوهش (‌چتم‌هاوس‌) لندن از تخصیص سالانه پانزده میلیون پوند برای راه‌اندازی شبکه تلویزیونی فارسی زبان «بی‌.بی‌.سی» خبر داد که این امر در پانزدهم دی ماه سال 1387 تحقق یافت.

هم‌اکنون شبکه «بی‌.بی‌.سی» برنامه‌ریزی خود را برای 170 میلیون مخاطب فارسی زبان با بهره‌گیری از 150 خبرنگار، 150 نیروی فنی و 50 نیروی اداری و با تمرکز بر بیش از صد دفتر خبری در دنیا طراحی نموده است.

برخی راهبردهای تاکتیکی شبکه فارسی «بی‌.بی‌.سی»:

1- اطلاع رسانه غیر مستقیم: بر خلاف شبکه فارسی صدای آمریکا (‌VOA) که پیام‌های خود را مستقیم به بیننده القا می‌کند، تهیه کنندگان و به ویژه سردبیران شبکه «بی‌.بی‌.سی» از هوشمندی وافری برخوردارند و خبر‌ها را به گونه‌ای طراحی می‌کنند که بیننده غیر مستقیم مورد هدف قرار گیرد.

2- پیچیدگی در محتوا و پرهیز از رفتار کلیشه‌ای: شبکه «بی‌.بی‌.سی» تلاش می‌کند با بهره‌گیری از کارشناسان گوناگون و حتی از درون ایران، محتوای پیام‌ها را به گونه‌ای در هم تنیده و دقیق طراحی کند که بیننده بی مهابا در معرض پیام‌های گوناگون قرار گیرد؛ در این راه، از روانشناسی رنگ‌ها، شیوه دقیق اجرا، تقدم و تأخر هدفمند اخبار، شیوه بدیع مصاحبه‌ها و پرهیز از اظهارنظرهای صریح و دور از هر گونه رفتار کلیشه‌ای مرسوم بهره می‌گیرد.

3- کیفیت حرفه ای و فریبنده ارایه برنامه‌ها: یکی از نواقص بزرگی که در تلویزیون‌های لس‌آنجلس هست، کیفیت پایین برنامه‌ها و رعایت نکردن ابتدایی‌ترین اصول حرفه‌ای رسانه است. شبکه «بی‌.بی‌.سی» با بهره گیری از استودیوهای مجهز، دکورهای زیبا و حرفه‌ای، تولید برنامه‌های مستند قوی و گزارش‌های متنوع و نیز تولید برنامه‌های ترکیبی خاص متناسب با ذایقه ایرانی ضمن اینکه تلویزیون‌های لس آنجلسی و صدای آمریکا را دچار افت مخاطب کرده است، باب جدیدی از جنگ روانی علیه ایران اسلامی را آغاز نموده و این می‌طلبد که سیاستگذاران رسانه ملی، هوشمندانه‌تر نسبت به رسالت خود بیاندیشند.

4- رویکرد تعاملی با مخاطب: یکی از رویکردهای اصلی شبکه «بی‌.بی‌.سی»، تولید برنامه‌های اجتماعی از متن و بطن جامعه ایران البته با اهداف خاص است، به گونه ای که مخاطب ناخودآگاه احساس راحتی و تفاهم با این شبکه می‌‌کند. ساخت برنامه‌های مستند گزارشی ویژه، مصاحبه با افراد گوناگون از طبقات گوناگون و نیز انتخاب سوژه‌های به روز از مصادیق این شیوه است.

5- تلاش برای ایجاد نگرش مثبت مخاطب نسبت به دولت بریتانیا: دولت بریتانیا در طول تاریخ، ردپای زشتی از خود در مسائل سیاسی اجتماعی ایران بر جای نهاده است. دخالت در جنبش مشروطه، رویکرد استعماری دوران قاجار، تأثیر مستقیم در بر سر کار آوردن محمد رضا پهلوی، هم‌داستانی با عراق در جریان هشت سال دفاع مقدس، اشغال ایران به همراه متفقین در جریان جنگ جهانی دوم، مخالفت با ملی شدن صنعت نفت، تلاش برای کودتاهای گوناگون، تنها گوشه‌ای از این پرونده سیاه را به نمایش می‌گذارد. از استراتژی‌های مهم شبکه «بی‌.بی‌.سی» تلاش برای پاک کردن این لکه‌هاست. شاید ساخت مستند دایی جان ناپلئون و پخش آن در نخستین روزهای راه‌اندازی شبکه در همین راستا بود.

6- تلاش برای بی‌طرف نشان دادن شبکه: این شبکه، نهایت تلاش خود را می‌کند تا با تولید برنامه‌های گوناگون که در آن صدای هر دو گروه موافق و مخالف شنیده شود، بی طرفی خود را برای مخاطب به اثبات برساند؛ نمونه این رویکرد را در هر شب در برنامه ای مثل «‌نوبت شما‌» می‌بینیم. در این برنامه، هر شب تعدادی تماس تلفنی برقرار می‌شود که تقریباً 80 درصد آنها از مخالفان و 20 درصد آنها از موافقان سیاستهای ایران اسلامی هستند، همچنین از حدود شش وبلاگ مورد بررسی، یک تا دو وبلاگ موافق و چهار تا پنج وبلاگ مخالف سیاستهای نظام هستند، لیکن با ترفندهای خاص، بهره‌گیری از مجریان حرفه‌ای و آموزش دیده، تحلیل‌های ظریف، اما جانبدارانه و نیز انتقادهایی هدفمند، تلاش می‌شود تا اهداف پنهان شبکه به خوبی تأمین شود.

7- استفاده از کارشناسان و مشاوران گوناگون داخلی: برعکس بسیاری از شبکه‌های لس آنجلس و به ویژه صدای آمریکا که از کارشناسان ثابت و عموماً از مخالفان سرشناس نظام جمهوری اسلامی ایران برای برنامه‌های خود استفاده می‌کنند، شبکه «بی‌.بی‌.سی» تلاش می‌کند تا از کارشناسان متنوع و یا حتی از از افراد میانه‌رو که به گونه‌ای منصوب به نظام نیز هستند، بهره گیرد. این امر باعث بالا رفتن اعتماد مخاطبان می‌شود که مورد نظر مدیران شبکه فارسی «بی‌.بی‌.سی» نیز هست.صادق صبا که به تازگی مدیر این شبکه شده، می‌گوید: ما صدای همه کسانی هستیم که باید صدا داشته باشیم!

8- توجه به رسانه‌های گوناگون به طور همزمان: برعکس صدای آمریکا که در آن تفاوتی بین رادیو و تلویزیون شبکه وجود ندارد، برنامه‌های تولیدی رادیو «بی‌.بی‌.سی» و تلویزیون فارسی «بی‌.بی‌.سی» کاملاً متفاوت هستند. با وجود این، «بی‌.بی‌.سی» دریافته است که برای اثرگذاری و جذب مخاطبان بیشتر، باید از هر سه رسانه رادیو، تلویزیون و وب سایت استفاده کند که در این راه، هم نهایت تلاش خود را کرده است.

روش‌های رسانه‌ای مقابله با جنگ روانی (‌جنگ نرم‌):

راه‌اندازی شبکه «بی‌.بی‌.سی» از فاز جدید و پیچیده جنگ روانی غرب علیه افکار عمومی ایران، حکایت دارد که سرمایه‌گذاری هنگفتی در حال اجراست. راهکار مقابله با آن نیز استفاده از توانمندی‌های رسانه‌ای کشور است. اساساً ابزار اصلی جنگ نرم رسانه است و بالطبع ابزار اصلی مقابله با آن نیز نمی‌تواند چیزی جز رسانه باشد.

هنگامی که گفته می‌شود، رسانه مشخصاً منظور رادیو و تلویزیون و به ویژه تلویزیون است، زیرا هیچ رسانه ای در حال حاضر به گستردگی رسانه تلویزیون نبوده و به اندازه تلویزیون در سطح جامعه اثر گذار نیست. لازم است صدا و سیمای جمهوری اسلامی، برای مقابله با این جنگ نرم ـ که دقیقاً مورد تأکید رهبر معظم انقلاب نیز هست ـ برنامه‌ریزی دقیقی کرد، زیرا صدای توپ و تانک این جنگ خاموش شاید سالها بعد بگوش برسد؛ بنابراین، تعلل در اقدام ممکن است ضایعات جبران ناپذیری را به جامعه تحمیل کند. از این روی، برخی از روش‌های مقابله با جنگ نرم در حوزه رسانه را می‌توان فهرست‌وار به شرح زیر عنوان کرد که انتظار می‌رود مورد توجه مدیران و سیاستگذاران رسانه واقع شود:

1- اطلاع رسانی مناسب و درست در برنامه‌ها

2- تبیین ماهیت منابع و شبکه‌های خبری گوناگون برای مخاطب

3- ایجاد خلاقیت و نوآوری در تولید برنامه‌های متنوع و جذاب

4- تلاش برای اعتمادسازی عمومی

5- بهره‌گیری از همه ظرفیت‌های هنری برای رساندن پیام

6- پرهیز از جبهه‌گیری مشخص و آشکار درباره موضوعات و ارایه غیر مستقیم پیام برای اثرگذاری بیشتر

7- توجه به نظریات گوناگون، به ویژه منتقدان در برنامه‌ها در راستای افزایش اعتماد عمومی و غنای محتوایی برنامه‌ها

8- استفاده از برنامه‌سازان هوشمند، فکور و آگاه به سیاست‌های جامعه و در عین حال، متخصص در امور برنامه سازی

9- تلاش برای ایجاد مصونیت روانی در جامعه (‌افکار عمومی‌)

10- تلاش برای آموزش و ارتقای سطح توانایی هنرمندان و تولیدکنندگان آثار هنری در رسانه

11- بررسی و تلاش برای شناخت دقیق مخاطب و نیازهای او

12- پرهیز از تک بعدی نگری و رصد مداوم رسانه‌های غربی در راستای شناخت تاکتیک‌های جاری برای مقابله با آن

13- تغییر و بازنگری در ساختارهای تولیدات رسانه ای متناسب با نیاز روز

14- تعریف دوباره خط قرمزهای رسانه‌ای و حذف خطوط پیچیده نامدونی که بر پایه سلایق ترسیم شده است، نه مصلحت‌ها، با هدف بالا بردن حس اعتماد عمومی نسبت به رسانه

15- بازنگری و کاهش بروکراسی و سلسله مراتب طولانی تصمیم‌گیری در راستای انتشار سریع اخبار با هدف کنترل افکار عمومی

و سرانجام به باور نگارنده، تبیین دقیق استراتژی مقابله با جنگ نرم، باید از اهم موضوعات مورد توجه مدیران رسانه باشد و مهندسی پیام با بهره‌گیری از نقطه نظریات کارشناسان، متخصصان و اندیشمندان آگاه به مبانی هنری در اسرع وقت تدوین و اجرایی شود.

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=83906

چهارشنبه 29/2/1389 - 15:5 - 0 تشکر 201104


به تازگی شبکه ای به نام فارسی 1 از طریق ماهواره هات بیرد قابل دریافت شده است. این شبکه پس از مدتی تبلیغ و در انتظار نگه داشتن مخاطبان فارسی زبان خود بالاخره در روز شنبه 10 مرداد برابر با اول آگوست 2009 برنامه های خود را شروع کرد. برنامه های این شبکه اغلب شامل پخش سریال های خانوادگی و تفریحی کشورهای مختلف از جمله آمریکا و کره به زبان فارسی (دوبله) و نیز موزیک ودیوهای خاص می باشد. متأسفانه بدلیل ناآگاهی مخاطبین از اهداف پیدا و پنهان گردانندگان این شبکه در حال حاضر شبکه فارسی 1 مخاطبین بسیاری را از میان جوانان و بخصوص خانواده ها به خود اختصاص داده است. این می تواند هشدار و زنگ خطری جدی برای متولیان رسانه ملی محسوب شود و رسالت ایشان را در ارتقای کیفی برنامه های تولیدی سیما افزایش دهد.

مدیریت شبکه فارسی 1

از نکات قابل توجه در خصوص شبکه فارسی 1 مدیریت و شیوه اداره این شبکه است. به نظر نگارنده دانستن برخی اطلاعات در این خصوص ضمن اینکه می تواند جالب باشد شاید بتواند در تشریح اهداف و نیات پنهان این شبکه برای مخاطبین موثر واقع شود. شبکه فارسی 1 متعلق به فردی به نام روبرت مرداک امپراطور رسانه ای و چهارمین مرد قدرتمند آسیاست. دفتر مرکزی این شبکه در هنگ کنگ قرار دارد و توسط کمپانی معروف استار متعلق به نیوز کورپریشین واقع در نیویورک و با همکاری شرکت افغانی موبی متعلق به خانواده محسنی اداره می شود.

اما روبرت مرداک کیست؟ روبرت مرداک یهودی استرالیایی الاصلی است که به سلطان شیطانی رسانه ها معروف است او دارای 60 شبکه تلویزیونی به 13 زبان مختلف است که روزانه حداقل 300 میلیون مخاطب را به خود جلب می کند. همینطور مسئولیت 100 روزنامه و مجله معتبر همچون دیلی تلگراف، وال استریت ژورنال، تایمز، ساندی تایمز، نیویورک پست و نیز شبکه های خبری معروفی همچون فاکس، فاکس نیوز و اسکای نیوز و سایت هایی همچون "مای اسپیس" بر عهده این فرد است. روبرت مرداک که از صهیونیست های بسیار با نفوذ در دنیاست بارها شخصاً به دخالت در امور دیگر کشورها از طریق همین شبکه افسانه ای رسانه ای اذعان داشته است که شاید یکی از مهمترین این کارکردها اثرگذاری و هدایت افکار عمومی توسط شبکه فاکس نیوز در جریان جنگ آمریکا علیه عراق باشد.

شخصیت عجیب مرداک بسیار قابل تأمل است او در عین حالی که هدایت بزرگترین بنگاه های خبری را بر عهده دارد بیشترین تمرکز خود را بر برنامه های تفریحی ـ سرگرمی نهاده است. در عین حال پر تیراژ ترین مجله انگلیسی یعنی نیوز آوورلد که یک مجله جنسی است متعلق به اوست و همینطور پر تیراژترین انجیل جهان توسط انتشارات او (واندروان) در آمریکا به چاپ می رسد. همین اندک به خوبی بیانگر آن است که لقب سلطان شیطانی رسانه ها لقب برازنده ای برای مرداک است.

شبکه فارسی 1 با اهدافی هولناک

در حال حاضر شبکه فارسی 1 ظاهراً برنامه های خود را برای مخاطبان فارسی زبان افغان، تاجیک و ایران تهیه و پخش می کند، لیکن به خوبی مشخص است تمرکز اصلی برنامه ها بر روی مخاطبان ایرانی است. برنامه های این شبکه فارسی شامل پخش سریال های تفریحی و خانوادگی صرف با دوبله فارسی و نیز موسقی تصویرهای خاص با محتوای جنسی و خشونت می باشد. از این بابت این شبکه نسبت به دیگر شبکه ها، حتی شبکه 24 ساعته ام بی سی پرشیا که پیش از این پخش فیلم های سینمایی روز هالیوود با زیرنویس فارسی را در ماهواره عرب ست آغاز کرده بود متمایز است.

ویژگی های این شبکه را از دو نظر می توان بررسی کرد:

1- شاخصهای ظاهری

- این شبکه برای اولین بار اقدام به دوبله آثار نمایشی روز اروپا، آمریکا و آسیای جنوب شرقی به زبان فارسی نموده است. اگر چه کیفیت این دوبله ها بسیار ضعیف و غیر قابل مقایسه با دوبله فیلم های خارجی در داخل ایران است لیکن در مقایسه با شیوه زیرنویس فارسی این آثار که در دیگر شبکه ها صورت می گیرد توانسته است نظر مخاطبین خود را به نوعی جلب کند. پیش بینی می شود به تدریج شبکه فارسی 1 تلاش کند این نقیصه را نیز رفع نماید و به کیفیت دوبله آثار پخش شده بیافزاید.

- از ویژگی های دیگر این شبکه پخش سریال های طولانی مدت و دنباله دار خانوادگی و تفریحی معمولی است که مخاطب اصلی آن خانواده ها بوده و با هدف کاملاً تفریحی تهیه و پخش می شوند. بخشی از برنامه های این شبکه هم به پخش موزیک ویدئوهایی اختصاص دارد که غالباً مضامین جنسی و خشونت را به تصویر می کشند.

- استفاده از وله های خاص غالباً با غلبه رنگ های صورتی از ویژگی های دیگر برنامه های این شبکه است. رنگ صورتی خصوصاً آنجا که در کنار رنگ های تیره ( مشکی ) قرار می گیرد از رنگهای ویژه و مورد توجه شبکه های پورنو بوده و به شدت در تولیدات بصری (مجله ها، سایت ها و ...) با موضوعات جنسی به کار می رود. برخی روانشناسان معتقدند رنگ صورتی بخصوص در مجاورت رنگ تیره بر انگیزاننده حس و غریزه جنسی در مخاطب است.

2- شاخص های محتوایی

به هیچ عنوان نمی توان پذیرفت آقای روبرت مرداک یکی از بزرگترین مردان رسانه ای جهان تنها با هدف سرگرم کردن مخاطبان فارسی زبان جهان شرکت های متعددی در دبی، هنگ کنگ و نیویورک فعال کرده باشد و شبکه ای خاص را بر روی یکی از بهترین فرکانس های ماهواره ای هات برد راه اندازی نموده باشد اما هیچ هدف خاصی را پیگیر نباشد. شبکه فارسی 1 اولین شبکه ای است که به طور تخصصی تمام تمرکز خود را بر روی خانواده ها نهاده است و اگر قرار است جوانان را نیز مورد هدف قرار دهد آنها را در کنار خانواده مورد توجه قرار می دهد.

مدیریت شبکه فارسی 1 با دقت و وسواس خاصی برنامه های خود را انتخاب می کند و آنچنان محتوای این سریالها برایشان مهم است که و به طور شتابزده و با دوبله ای نازل اما با سرعت در اختیار بینندگان فارسی زبان قرار می دهد. نگاهی به این سریال ها به خوبی نشان می دهد که تمام آنها در پرداختن به موضوعات ذیل مشترکند و به نظر می رسد قرار است در فارسی 1 به هیچ موضوعی غیر از این پرداخته نشود:

- ترویج خانواده های بی سامان و لجام گسیخته در مقابل ساختار سنتی خانواده

- ترویج و عادی جلوه دادن خیانت زن به همسرر و البته شوهر به زن

- بی اهمیت جلوه دادن احترام به والدین

- عادی جلوه دادن رابطه جنسی دختر و پسر قبل از ازدواج تا حد باردار شدن دختر خانواده

- هویت زدایی از مفهوم خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی مستقل و مؤثر

- عادی جلوه دادن سقط جنین برای دختران قبل از ازدواج به عنوان راه حلی طبیعی برای رفع دلهره های احتمالی در روابط جنسی دختر و پسر

- تعصب زدایی از کانون خانواده و ترویج بی تفاوتی نسبت به حریم خانواده

- ترویج مفهوم زندگی با دیگران به جای ازدواج ( جالب است بدانیم این مفهوم سالهاست در برخی تولیدات روتین تلویزیونی خودمان هم تبلیغ می شود).

- ترویج فمینیسم و کم رنگ کردن نقش مرد در جامعه در حد کسی که تنها جهت رفع نیازهای جنسی زن خلق شده است!

- مخدوش نمودن رابطه فرزندان پسر و دختر در خانواده

- افزایش تأثیر پذیری جنسی و خشونت در جوانان و نوجوانان بخصوص از طریق پخش موزیک ویدئوهای خاص

- پی ریزی و ایجاد آمادگی ذهنی تفکر شیطان پرستی در نوجوانان و جوانان

کانون خانواده از مهمترین پایه های جامعه در کشورهای اسلامی و به خصوص ایران عزیزمان است و به خوبی مشخص است که گردانندگان این شبکه بر اهمیت این پایگاه مقدس در جامعه اسلامی واقفند و با مورد هجوم قرار دادن آن برنامه دراز مدتی را در ذهن طراحی نموده اند.

سخن پایانی

اگر به دقت برنامه های مختلف شبکه های فارسی زبان خارج از کشور را پیگیری کرده باشیم الحق باید بگوییم تنها جای چنین شبکه ای خالی بود!! شبکه فارسی 1 حلقه مفقوده حمله رسانه ای غرب و در رأس آن صهیونیست را علیه ایران اسلامی تکمیل می کند. حلقه ای که مشخصاً خانواده را در کانون توجه خود قرار داده و با هدف منفعل و منحرف نمودن آن، تهیه و پخش می شود.

شبکه فارسی 1 در ادامه همان سناریوی از پیش طراحی شده ای شکل می گیرد که سالها پیش رهبر انقلاب از آن به عنوان تهاجم و شبیخون فرهنگی یاد کردند و امروز بیش از هر روزی نمودهای بارز این تفکر شیطانی را احساس می کنیم اما در این کارزار لازم است از اسباب و ادوات خاص خود برای مقابله و حتی تهاجم بهره جست. این ابزار چیزی نیست جز رسانه.

متأسفانه رسانه ملی در تولید برنامه های ویژه خانواده چندان موفق نبوده. اگر چه در طول سالیان گذشته برنامه های خوب و مخاطب پسند و پر محتوایی تهیه و تولید شده است اما این امر از تداوم لازم برخوردار نبوده و به طور مشخص از استراتژی قوی و از پیش تعیین شده ای متناسب با نیاز روز تبعیت نکرده است. لازم است رسانه ملی در تعریف خود از برنامه های با موضوع خانواده بازنگری جدی به عمل آورد و ضمن شناخت دقیق نیازهای مخاطبین (به خصوص زن خانواده و جوان) به تولید برنامه های روتین و جذاب همت گمارد.

صدا و سیما می تواند با تولید برنامه های مناسب و هدفمند و با بهره گیری از نظرات کارشناسان و منتقدین، رسانه های خارجی را با چالشی جدی مواجه سازد. بی شک بسیاری از مخاطبین به دنبال پر نمودن اوقات فراغت خود به جستجو در کانال های ماهواره ای می پردازند و در این بین است که ناخودآگاه متوجه برنامه هایی می شوند که بر خلاف ظاهری فریبنده به شکار ارزش های متعالیشان خیز برداشته اند اینجاست که رسالت رسانه ملی دو چندان می شود.

به نظر می رسد توجه به راهکارهای ذیل می تواند برای برنامه سازان و برنامه ریزان رسانه ملی مفید باشد:

- توجه به تولید سریال های خانوادگی جذاب و طولانی مدت روتین (به عنوان یکی از نمونه های بارز این سریال ها می توان از مجموعه نرگس نام برد)

- توجه به محتوای برنامه ها با در نظر گرفتن لزوم ارائه غیر مستقیم پیام

- بهره گیری از فرهنگ غنی ایرانی ـ اسلامی در تولید برنامه های جذاب (به عنوان مثال سریال بر بام آسمان ویژه زندگی غیاث الدین جمشید کاشانی نمونه خوبی از این تولیدات بود)

- توجه ویژه به برنامه های ظنز خصوصاً طنزهای فاخر (بد نیست اشاره کنیم هنگام پخش سریال طنز شبهای برره صدای آمریکا در کنداکتور خود تغییراتی ایجاد می کرد تا برنامه های مهمی در آن ساعت پخش نشود)

- توجه ویژه به پخش موسیقی های اصیل متناسب با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی

- توجه ویژه به برنامه هایی با موضوع تفریحی سرگرمی از طریق تولید برنامه هایی در ساختارهای جذاب مسابقه ای

- توجه ویژه به تولید و پخش برنامه های ورزشی جذاب برای جوانان و خانواده ها به غیر از فوتبال

- همچنین لازم است رسانه ملی تولید برنامه هایی را که بتواند در آن واحد پدر، مادر، دختر و پسر یک خانواده را در کنار هم بنشاند نیز همت گمارد

http://www.shia-news.com/fa/pages/?cid=15975

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.