انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 12048)
يکشنبه 5/2/1389 - 21:33 -0 تشکر 197332
آه همسر(نفرین، خرافات یا واقعیت؟)

به نام خدا

 

سلام

 

همه‌ی ما می‌دونیم که تو خانواده‌های ما و اطراف ما، خرافات زیادی رواج داشته و دارد.

  

چند وقتی هست که در مورد خرافه‌هایی که در جامعه و خانواده ها رواج داره، فرهنگ سازی خوبی داره صورت می‌گیره. اما این حرکت مثبت شاید در برخی موارد با اعتقادات ما قاطی بشه و برخی اعتقادات واقعی و درست رو هم شامل خودش کنه. در این صورت مردم به جای اینکه از خرافات دور بشن از اعتقادات اصیل و درستشون هم دور می‌شوند.

  

اینا رو گفتم که یک داستان واقعی براتون بگم، طوری که در نگاه اول، شاید اولین چیزی که به ذهنتون خطور کنه همون خرافات بودن این اتفاق باشه و همزمانی اون رو با رفتاری که می‌گم باعث اون شده رو تنها یک حادثه بدونید.

  

در یکی از اقوام نه چندان دور ما، خانواده‌ی رو می‌شناسم که آقای همسر بدون اطلاع به خانم خود، با خانمی که در تاکسی سوارش می‌کرده و مدتی اونو به خونه و محل کار و جاهایی دیگه می‌رسونده، ازدواج می‌کنه.

 

یعنی اون خانم رو به عنوان همسر دوم انتخاب می‌کنه. در صورتی که این خانم از وضع مالی خیلی خوبی برخوردار بود، حتی خیلی بیشتر از این آقای همسر!!! و تنها دلیلی که دوست داشت با این فامیل ما ازدواج کنه، در اومدن از تنهایی و یک آقای بالاسر و یک تکیه گاه داشتن بود؟!!

  

این ازدواج فقط چند روز پنهان می‌مونه و بعد از دو سه روز، همه و به خصوص خانم اول این آقا میفهمن.

 

بیچاره این همسر اول که خیلی هم خانم زحمت کشی بود و وضع نامناسب و شغل نامناسب مردش رو تا این مدت تحمل کرده بود (چیزی نزدیک به 10 تا 12سال، شاید هم بیشتر)، وقتی میفهمه شوهرش یک همسر دیگه گرفته و به اون هم اطلاع نداده، نمیدونه چی بگه، وقتی فامیل ها رو میدید. نمیدونست باید ناراحتیش رو نشون بده، یا بخنده... . اصلاً باورش نمیشد و شوکه شده بود. شاید داشت به خودش می‌قبولوند که این زن دوم گرفتن تو خانواده‌ی شوهرش ارثی هست و پدر شوهرش هم همین طور بود... .

 

اما بعد از چند ماهی که تو این مدت همسر دوم حتی وارد خونه‌ی همسر اول هم شده بود و میخواست با همسر اول دوست هم بشه، فهمیدیم که بالاخره این آقای شوهر از خر شیطون پیاده شده و همسر دوم رو طلاق داده.

 

نمیدونستیم علتش چی بود، تا این که خود همسر اول ماجرا رو گفت.

 

اون به ما گفت وقتی که دیدم شوهرم این کار رو کرده، نفرینش کردم و گفتم:" اگه این زن رو طلاق ندی، الهی کور بشی"، و بعد از این نفرین بود که شوهر با اینکه شاید به نفرین هم اعتقادی نداشت و این نفرین رو فراموش کرده بود، احساس می‌کنه هر لحظه چشمانش در حال ضعیف شدن و تار شدن هست. طوری که دیگه نمیتونست رانندگی کنه. و یاد نفرین همسرش میفته و تصمیم میگیره همسر دوم رو طلاق بده. و وقتی این کار رو می‌کنه دوباره چشمانش رو به بهبود میره.

  

من تا این ماجرا رو نشنیده بودم، فکر نمی‌کردم رعایت نشدن حقوق زن اول تا این حد در سرنوشت یک مرد تاثیر داشته باشه. اما حالا دیدم عوض شده. و میدونم چیزی که مردها حق طبیعی خودشون می‌دونن( گرفتن زن دوم و شاید بیشتر). اگه بدون رضایت همسر اول باشه چه عواقبی داره.

 

به نظر شما آیا این همزمانی ضعیف شدن چشمها با نفرین همسر اول، یک تصادف بوده؟ و این هم خرافات به حساب میاد؟

 یا نه و این در اعتقادات ما هست و واقعیت داره؟

برا قفل هایی كه بستست یه كلید مونده تو مشتمبه جنون رسیده كارم بس كه فرصت ها رو كشتم
بازی نور و صدا نیست زندگی یه سرنوشته           یكی پیدا یكی پنهون مثل آدم و فرشته
جانشین  انجمن خانواده‌ی تبیان
يکشنبه 5/2/1389 - 22:15 - 0 تشکر 197342

با سلام
آه دلی كه واقعی باشه و از روی عقده‌ها نباشه، درصد زیادی احتمال جواب داره
هر چه كنی به خود كنی
ممكنه تلقین هم بی‌تأثیر نبوده باشه ولی خود من این باور رو دارم كه اگر واقعا دل یكی رو ناعادلانه شكونده باشی، و سعی در بهبود نداشته باشی، به عقوبتش گرفتار می‌شی و خیری هم نمی‌بینی- مگر این كه اون طرفت، دلش بزرگ باشه و ببخشه- كه به نظرم باز هم یه اتفاقاتی در زندگی اون فرد می‌افته كه بازگشت عمل اشتباهشه
علما می‌گن، اگر قرار باشه انسان در مراحل و مراتب رسیدن به خدا گام برداره، این امتحانش در زن اولش قرار داده می‌شه- به قولی دیگر: بخت، بخت اول
اگر زن خوب از آب دربیاد، كه باعث پیشرفت شوهر و كسب معرفت می‌شه و اگر بد از آب دربیاد، با سختی‌هایی كه مرد می‌كشه، امتحانش رو پس می‌ده و رشد معنوی پیدا می‌كنه و درجاتش بالا می‌ره- و بالعكس در مورد خانم‌ها هم همین‌طوره
ببخشید زیاده گویی كردم
یا علی

 
سیب‌سرخ‌60- غریبی‌آشنا       وبلاگم: ماه تابان من 

دوشنبه 6/2/1389 - 2:50 - 0 تشکر 197367

سلام

پارسا جان این دنیا دارمکافاته ....خرافات نیست عزیزم واقعیته!

واقعا خیلی برای اون زن ناراحت شدم...این اوج نامردیه....دلش سوخته و آه کشیده ....امام حسین (ع) فرمود:مبادا به کسی که جز خدا یاوری ندارد ظلم کنی

خدایا کمکم کن تا اگر روزی جایی چیزی را شکستم ،دل نباشد

بازم اون حرف استاد شریعتی رو تکرار میکنم که گفت:

زن عشق می کارد کینه درو میکند

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

دوشنبه 6/2/1389 - 10:8 - 0 تشکر 197402

به قول "vahidmiladi" گرامی خرافات نیست واقعیته
البته ازدواج مجدد مشکلی نداره به شرط اینکه با درنظر گرفتن شرایطی باشه که قرآن بیان کرده مثل برقراری عدالت میان همسران و ... در مورد آه مظلوم هم که هیچ شکی نیست یکی از دعاهایی که بی بروبرگرد مستجابه دعای مظلومه که به فرموده امام سجاد بترس از آه کسی که به جز خدا یاوری ندارد

این موضوع رو من خودم شاهد بودم (استجابت نفرین مظلومی که هیچ یاوری نداشته) البته این به این معنا نیست که هر کس حقش ضایع شد یه گوشه بشینه و فقط نفرین کنه نه اتفاقا ستمگر و ستمدیده و کسی که ستمگر رو یاری می کنه هر سه گناهکارند چون ستمدیده ای که هیچ واکنشی نشون نمی ده در واقع به ترویج ستم و تقویت ستمگر کمک می کنه

هنگامي که مقدمات نعمتها به شما مي رسد دنباله آن را به واسطه کمي شکر گزاري از خود دور نسازيد .
سه شنبه 7/2/1389 - 21:14 - 0 تشکر 197681

به نام خدا
سلام

البته من خودم قبول داشتم و دارم نفرین و آه کشیدن خیلی اثر داره
ولی این اعتقاد من اعتقاد علمی بود(شنیده بودم) اما وقتی شاهد یه مورد تو نزدیکامون بودم دیگه یقین برام حاصل شد

برا قفل هایی كه بستست یه كلید مونده تو مشتمبه جنون رسیده كارم بس كه فرصت ها رو كشتم
بازی نور و صدا نیست زندگی یه سرنوشته           یكی پیدا یكی پنهون مثل آدم و فرشته
جانشین  انجمن خانواده‌ی تبیان
دوشنبه 13/2/1389 - 14:4 - 0 تشکر 198490

سلام به نظر منم خرافات نیست منم یه بار یه داستان واقعی شنیدم که خلاصش اینه
((شخص روحانی و متدینی از همسراولش بچه دار نمیشده و هرچی خانمش اصرار میکرده که ازدواج مجدد کنه قبول نمیکرده ولی یه روز که میاد خونه میبینه خانمش ناراحت نشسته وقتی علت رو میپرسه زن جواب میده که من از شما ناراضیم!!!
مرد حسابی براشفته میشه و میگه خانم قیامت من دست شماست من چه کوتاهی کردم؟
وزن میگه که از این وضعیت راضی نیستم و شما باید ازدواج کنی اما مرد زنش رو قسم میده که اگه من ازدواج کنم شما اصلا ناراحت نمیشی؟
زن میگه خب چرا نمیتونم بگم اصلا ناراحت نمیشم
و اون مرد بزرگوار قسم میخوره که حتی حاضر نیستم ته دلت کمی از من ناراحت باشی من ازدواج مجدد نمیکنم اگر خدا بخواهد به خود شما بچه میدهد
اونها بچه دار نشدن ولی اون مرد هم هرگز همسر دوم اختیار نکرد))
به عبارت ((قیامت من دست شماست )) دقت کردید ؟معلومه زن و شوهر بیشتر از چیزی که ما فکر میکنیم در قبال هم مسئولند.

خوبي کن و خوش باش به آرامش وجدان ... بگذار بگويند فلاني بد دنياست

پنج شنبه 16/2/1389 - 15:49 - 0 تشکر 198956

به نظر من این داستان واقعی هست چون من چند نفر رو می شناسم كه با گرفتن زن دوم به وضع بدی دچار شدند یا معتاد شدند یا ثروتشان را از دست دادند و یا همسر دومشان به آنها خیانت كرد

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی