• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
پاسخ به شبهات (بازدید: 800)
دوشنبه 9/1/1389 - 12:42 -0 تشکر 192020
شبهه : جامعه ولایی انحصار گرا و مستبد است .

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

مقاله خوبی را در سایت اندیشه قم مشاهده کردم...

که خواندن آن توسط شما نیز دور از لطف نیست...

پاسخ :

ابتدا ریشه‌های استبداد را بررسی می كنیم، سپس مقایسه‌ای داشته باشیم با جامعه ولایی، آن‌گاه قضاوت را برعهده مخاطب یا مخاطبین عزیز می‌گذاریم كه آیا جامعه‌ای كه ولی فقیه در رأس آن قرار گرفته مترادف با جامعه‌ای كه یك حاكم مستبد بر آن حكومت می‌كند، خواهد بود یا خیر.
از مهم‌ترین عوامل انگیزش استبداد، بی‌تقوایی و تبعیت از هوی و هوس، فقدان مشروعیت و وابستگی قدرت‌های خارجی و ثروت‌اندوزی می‌باشد و اساساً واژه مستبد به كسی اطلاق می‌شود كه كارها را به اراده و رأی خویش و بدون مشورت با دیگران انجام دهد.
[1]

در مقابل ولی فقیه در آیات و روایات به كسی اطلاق می‌شود كه داشتن علم و تقوی و دوری از هوی و هوس از ویژگی‌های خاص او باشد ولی فقیه در انجام هر عملی باید خواست الهی و مصلحت عموم را در نظر بگیرد و آن را بر رأی و نظر شخصی مقدم بداند وی در چارچوب قوانین و مقررات الهی عمل می‌كند و نمی‌تواند همانند یك حاكم مستبد به هر كاری كه دلش خواست اقدام كند. اساساً رفتار او برخلاف فرد مستبد دل بخواهانه و مطلق نیست بلكه در واقع حكومت ولی فقیه حكومت قانون است در حالی كه فرد مستبد، قانونی جز رأی خود نمی‌شناسد. و امّا برای این‌كه حكومت یك ولی‌فقیه تبدیل به حكومت استبدادی نشود در قانون تمهیداتی اندیشیده شده است و

حداقل 4 نوع كنترل برای منتفی شدن چنین فرضی در قانون اساسیِ‌ها پیش‌بینی شده است:


1. كنترل صفاتی رهبر:

در این بخش، قانون شرائط و صفات ممتاز و خاصی را برای ولی فقیه حاكم در نظر گرفته تا به اصطلاح، یك فرد ظالم و مستبد بر جامعه حاكم نشود.[2]

2. كنترل قانونی رهبر:

كه توسط مجلس خبرگان كه خود منتخبین مردم هستند انجام می‌شود.[3]

3. كنترل مالیِ رهبر: توسط قوه قضائیه.[4]

4. كنترل رهبر به وسیله مشورت:[5]

در قانون اساسی پیش‌بینی شده كه رهبر ناگزیر از مشورت با متخصصین و كارشناسان مختلف می‌باشد تا تصمیمات او دقیقاً در راستای تأمین منافع و مصالح عموم باشد در حالی كه حاكم مستبد جز به مصلحت شخصی به چیز دیگری نمی‌اندیشد و هرگز چنین كنترل‌ها و اعمال نظرهایی بر وی وجود ندارد او آزاد است تا هر طور میل اوست عمل كند و كسی هم حق اعتراض ندارد. ولی فقیه در جامعه هیچ امتیازی بر سایرین ندارد و در برابر قانون با دیگران یكسان شمرده می‌شود.[6]

حكم و دستور ولی فقیه برخلاف حاكم مستبد،‌ هرگز حالت استبدادی و ظالمانه ندارد به این دلیل كه اگر فقیه، حكم و فتوائی صادر كرد خودش هم مشمول آن حكم خواهد بود زیرا حاكم اصلی خداست نه او تا هر آنچه بخواهد انجام دهد.[7]
با مطالبی كه بیان شد به وضوح روشن می‌شود كه اساساً حكومت و زمامداری در اسلام، یك تكلیف و وظیفه سنگین الهی محسوب می‌شود نه یك فخر و بزرگی نسبت به دیگران. لذا ولیِّ فقیه و حاكم مسلمین تا زمانی كه ولایت داشته باشد هرگز احساس نمی‌كند دیگران زیرسلطه او قرار دارند چه كه در غیر این صورت ولایت او ساقط می‌شود و بیان شد كه قانون اساسی هم به اهرم درونی نظارت تأكید بسیار كرده و بر لزوم تقوایِ رهبر و دنیاگریزی او تاكید نموده است بطوری كه قبول اوصاف لازم رهبری یا كشف خلاف بعدی را موجب عزل رهبری توسط خبرگان می‌داند و بر همین اساس هم كمیسیون تحقیق در مجلس خبرگان شكل گرفته است.

--------------------------------------------------------------------------------

[1].  فرهنگ معین.
[2] . قانون اساسی، اصول 5 و 109.
[3] . همان، اصل 111.
[4] . همان، اصل 142.
[5] . همان، اصل 112.
[6] . همان، اصل 107.
[7] . آیت‌الله جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه، مركز فرهنگی رجاء، 1367.

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
دوشنبه 9/1/1389 - 14:4 - 0 تشکر 192022

سلام

بحث خوبی هست

امیدوارم اجازه بحث داده بشه

منم میخوام با استناد به اصول و مواد قانونی بحث کنم

اگراز بدون استناد حرف زدم پست روحذف کنین

قسمت اول...جناب آملی نوشتن:

2. كنترل قانونی رهبر: كه توسط مجلس خبرگان كه خود منتخبین مردم هستند انجام می‌شود.[3]

خود ملت؟

خب من مستدل و با مدرک ثابت میکنم همچین چیزی نیست

رهبر رواعضای مجلس خبرگان انتخاب و کنترل میکنن درسته؟

ماده 2 قانون شرایط قانون انتخابات ِ تعداد و شرایط خبرگان میگه یکی از شرایط اعضا اجتهاد هست

حالا صلاحیت و اجتهاد اعضای خبرگان رو چه کسانی تعیین میکنن؟...من الان عرض میکنم خدمتتون

تبصره یک ماده 2 قانون شرایط انتخایات ِتعداد وشرایط خبر گان: :((مرجع تشخیص دارا بودن شرایط فوق، فقهای شورای نگهبان می باشند))

حالا فقهای شورای نگهبان رو چه کسی منصوب کرده ؟....همه فقهای شورای نگهبان منصوب رهبری هستن (اصل نود ویکم قانون اساسی)

یعنی کسانی باید رهبری روانتخاب کنن که صلاحیت اونها باید توسط اشخاصی منصوب از طرف خود رهبری تشخیص داده بشه

حالا نکته جالتر هم میشه

دقت کنین!

تبصره 2 ماده 2 قانون شرایط قانون انتخابات ِتعداد و شرایط خبرگان:(( کسانی که رهبر معظم انقلاب اسلامی صریحاً و یا ضمناً اجتهاد آنان را تایید کرده باشد از نظر علمی نیاز به تشخیص فقهای شورای نگهبان نخواهند داشت))

دقت کردین ؟....یعنی رهبری خودش صلاحیت اعضایی که میخوان بر رهبری نظارت کنن رو تایید میکنه

قسمت دوم.....ایشون نوشتن:

4. كنترل رهبر به وسیله مشورت:[5] ولی فقیه در جامعه هیچ امتیازی بر سایرین ندارد و در برابر قانون با دیگران یكسان شمرده می‌شود.[6]

اصلا همچین چیزی نیست

قانون برای رهبری امتیاز ویژه قائل شده

ماده 514قانون مجازات اسلامی :((هر کس به مقام معظم رهبری به هر نحوی ازانحاءتوهین نماید به حبس از شش ماه تا دوسال محکوم خواهد شد))

امیدوارم اگرکسی مخالف عرایضم هست مثل من به قانون استناد کنه ومتعصبانه با این قضیه برخورد نکنیم بلکه عاقلانه پیش بریم

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

سه شنبه 10/1/1389 - 16:23 - 0 تشکر 192129

vahidmiladi گفته است :
[quote=vahidmiladi;415987;192022]

سلام

بحث خوبی هست

امیدوارم اجازه بحث داده بشه

منم میخوام با استناد به اصول و مواد قانونی بحث کنم

اگراز بدون استناد حرف زدم پست روحذف کنین

قسمت اول...جناب آملی نوشتن:

2. كنترل قانونی رهبر: كه توسط مجلس خبرگان كه خود منتخبین مردم هستند انجام می‌شود.[3]

خود ملت؟

خب من مستدل و با مدرک ثابت میکنم همچین چیزی نیست

رهبر رواعضای مجلس خبرگان انتخاب و کنترل میکنن درسته؟

ماده 2 قانون شرایط قانون انتخابات ِ تعداد و شرایط خبرگان میگه یکی از شرایط اعضا اجتهاد هست

حالا صلاحیت و اجتهاد اعضای خبرگان رو چه کسانی تعیین میکنن؟...من الان عرض میکنم خدمتتون

تبصره یک ماده 2 قانون شرایط انتخایات ِتعداد وشرایط خبر گان: :((مرجع تشخیص دارا بودن شرایط فوق، فقهای شورای نگهبان می باشند))

حالا فقهای شورای نگهبان رو چه کسی منصوب کرده ؟....همه فقهای شورای نگهبان منصوب رهبری هستن (اصل نود ویکم قانون اساسی)

یعنی کسانی باید رهبری روانتخاب کنن که صلاحیت اونها باید توسط اشخاصی منصوب از طرف خود رهبری تشخیص داده بشه

حالا نکته جالتر هم میشه

دقت کنین!

تبصره 2 ماده 2 قانون شرایط قانون انتخابات ِتعداد و شرایط خبرگان:(( کسانی که رهبر معظم انقلاب اسلامی صریحاً و یا ضمناً اجتهاد آنان را تایید کرده باشد از نظر علمی نیاز به تشخیص فقهای شورای نگهبان نخواهند داشت))

دقت کردین ؟....یعنی رهبری خودش صلاحیت اعضایی که میخوان بر رهبری نظارت کنن رو تایید میکنه

قسمت دوم.....ایشون نوشتن:

4. كنترل رهبر به وسیله مشورت:[5] ولی فقیه در جامعه هیچ امتیازی بر سایرین ندارد و در برابر قانون با دیگران یكسان شمرده می‌شود.[6]

اصلا همچین چیزی نیست

قانون برای رهبری امتیاز ویژه قائل شده

ماده 514قانون مجازات اسلامی :((هر کس به مقام معظم رهبری به هر نحوی ازانحاءتوهین نماید به حبس از شش ماه تا دوسال محکوم خواهد شد))

امیدوارم اگرکسی مخالف عرایضم هست مثل من به قانون استناد کنه ومتعصبانه با این قضیه برخورد نکنیم بلکه عاقلانه پیش بریم

 بسم الله الرحمن الرحیم

نکته اولی که مطرح کرده اید شبهه قدیمی "دور" است که بارها پاسخ داده شده است خلاصه اینکه:

مشکل دور در یک نظام علت و معلولی رخ میدهد که به واجب الوجود و علت و العلل قائل نباشد... به عنوان مثال نظام سیاسی حاکم بر غرب از آنجا که دین را از سیاست جدا میداند و به حق حاکمیت الهی قائل نیست بشدت گرفتار "دور" میباشد... چگونه؟

امروزه نظام سیاسی غالب در غرب دموکراسی است. در دموکراسی از یک سو مشروعیت حکومتها به این است که بر آمده از رای مردم و انتخابات باشند و از دیگر سو شرط صحت انتخابات این است که توسط یک حکومت دموکراتیک برگزار شده باشد... مشکل شروع شد... اول کدام بوجود آمده اند؟ حکومتهای دموکراتیک یا انتخابات؟اولین انتخابات را کدام حکومت دموکراتیک برگزار کرده است؟ و اولین حکومت دموکراتیک برخاسته از کدام انتخابات بوده است؟ خلاصه اینکه اول مرغ بوده است یا تخم مرغ؟ ...

اما در نظام سیاسی اسلام به دلیل اعتقاد به حق حاکمیت الهی "دور" رخنه نمیکند... وقتی ولی فقیه حکمی صادر می کند مثلا وقتی فقهای شورای نگهبان را نصب می کند اعتبار این انتصاب به شخصیت فردی فقیه نیست بلکه اعتبارش به جایگاه شرعی ولایت فقیه بر می گردد و اعتبار این جایگاه به الله است و الله قائم به ذات است و در این مسیر دور محقق نمی شود.

اما نکته دومی که مطرح کرده اید به دو دلیل امتیاز ویژه ای برای شخص رهبر نیست:

1) طبق قانون توهین، تهمت، نشر اکاذیب علیه هر فرد دیگری (غیر از رهبر)هم که باشد مشمول مجازات است (مجازات اسلامی مواد 608و697و669)

2) قانون عدم جواز اهانت به مقام معظم رهبری شامل خود رهبر هم می شود و رهبر هم در برابر این قانون با افراد دیگر مساوی است

والعاقبة للمتقین

سه شنبه 10/1/1389 - 19:8 - 0 تشکر 192145

داداش كایكو گفته است :

 بسم الله الرحمن الرحیم

نکته اولی که مطرح کرده اید شبهه قدیمی "دور" است که بارها پاسخ داده شده است خلاصه اینکه:

 مشکل دور در یک نظام علت و معلولی رخ میدهد که به واجب الوجود و علت و العلل قائل نباشد... به عنوان مثال نظام سیاسی حاکم بر غرب از آنجا که دین را از سیاست جدا میداند و به حق حاکمیت الهی قائل نیست بشدت گرفتار "دور" میباشد... چگونه؟

امروزه نظام سیاسی غالب در غرب دموکراسی است. در دموکراسی از یک سو مشروعیت حکومتها به این است که بر آمده از رای مردم و انتخابات باشند و از دیگر سو شرط صحت انتخابات این است که توسط یک حکومت دموکراتیک برگزار شده باشد... مشکل شروع شد... اول کدام بوجود آمده اند؟ حکومتهای دموکراتیک یا انتخابات؟اولین انتخابات را کدام حکومت دموکراتیک برگزار کرده است؟ و اولین حکومت دموکراتیک برخاسته از کدام انتخابات بوده است؟ خلاصه اینکه اول مرغ بوده است یا تخم مرغ؟ ...

اما در نظام سیاسی اسلام به دلیل اعتقاد به حق حاکمیت الهی "دور" رخنه نمیکند... وقتی ولی فقیه حکمی صادر می کند مثلا وقتی فقهای شورای نگهبان را نصب می کند اعتبار این انتصاب به شخصیت فردی فقیه نیست بلکه اعتبارش به جایگاه شرعی ولایت فقیه بر می گردد و اعتبار این جایگاه به الله است و الله قائم به ذات است و در این مسیر دور محقق نمی شود.

اما نکته دومی که مطرح کرده اید به دو دلیل امتیاز ویژه ای برای شخص رهبر نیست:

1) طبق قانون توهین، تهمت، نشر اکاذیب علیه هر فرد دیگری (غیر از رهبر)هم که باشد مشمول مجازات است (مجازات اسلامی مواد 608و697و669)

2) قانون عدم جواز اهانت به مقام معظم رهبری شامل خود رهبر هم می شود و رهبر هم در برابر این قانون با افراد دیگر مساوی است

والعاقبة للمتقین

vahidmiladi گفته است :
[quote=داداش كایكو;219796;192129][quote=vahidmiladi;415987;192022]

سلام

بحث خوبی هست

امیدوارم اجازه بحث داده بشه

منم میخوام با استناد به اصول و مواد قانونی بحث کنم

اگراز بدون استناد حرف زدم پست روحذف کنین

قسمت اول...جناب آملی نوشتن:

2. كنترل قانونی رهبر: كه توسط مجلس خبرگان كه خود منتخبین مردم هستند انجام می‌شود.[3]

خود ملت؟

خب من مستدل و با مدرک ثابت میکنم همچین چیزی نیست

رهبر رواعضای مجلس خبرگان انتخاب و کنترل میکنن درسته؟

ماده 2 قانون شرایط قانون انتخابات ِ تعداد و شرایط خبرگان میگه یکی از شرایط اعضا اجتهاد هست

حالا صلاحیت و اجتهاد اعضای خبرگان رو چه کسانی تعیین میکنن؟...من الان عرض میکنم خدمتتون

تبصره یک ماده 2 قانون شرایط انتخایات ِتعداد وشرایط خبر گان: :((مرجع تشخیص دارا بودن شرایط فوق، فقهای شورای نگهبان می باشند))

حالا فقهای شورای نگهبان رو چه کسی منصوب کرده ؟....همه فقهای شورای نگهبان منصوب رهبری هستن (اصل نود ویکم قانون اساسی)

یعنی کسانی باید رهبری روانتخاب کنن که صلاحیت اونها باید توسط اشخاصی منصوب از طرف خود رهبری تشخیص داده بشه

حالا نکته جالتر هم میشه

دقت کنین!

تبصره 2 ماده 2 قانون شرایط قانون انتخابات ِتعداد و شرایط خبرگان:(( کسانی که رهبر معظم انقلاب اسلامی صریحاً و یا ضمناً اجتهاد آنان را تایید کرده باشد از نظر علمی نیاز به تشخیص فقهای شورای نگهبان نخواهند داشت))

دقت کردین ؟....یعنی رهبری خودش صلاحیت اعضایی که میخوان بر رهبری نظارت کنن رو تایید میکنه

قسمت دوم.....ایشون نوشتن:

4. كنترل رهبر به وسیله مشورت:[5] ولی فقیه در جامعه هیچ امتیازی بر سایرین ندارد و در برابر قانون با دیگران یكسان شمرده می‌شود.[6]

اصلا همچین چیزی نیست

قانون برای رهبری امتیاز ویژه قائل شده

ماده 514قانون مجازات اسلامی :((هر کس به مقام معظم رهبری به هر نحوی ازانحاءتوهین نماید به حبس از شش ماه تا دوسال محکوم خواهد شد))

امیدوارم اگرکسی مخالف عرایضم هست مثل من به قانون استناد کنه ومتعصبانه با این قضیه برخورد نکنیم بلکه عاقلانه پیش بریم

سلام

ما درمورد غرب بحث نمیکنیم ...درمورد قوانین خودمون بحث میکنیم...لطفا بحث رروعوض نکنین....به جای بازی باکلمات واستفاده از لغات فلسفی برای پیچوندن بحث مثل من به قوانین استناد کنین

در مورد نکته دوم:

بله اصولا قانون تصویب میشه که بطور کلی برای همه افراد امتیاز قائل بشی مثل همون موادی که فرمودین...قوانین کلی رو با امتیازات ویژه یکی محسوب میکنین؟

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

سه شنبه 10/1/1389 - 19:45 - 0 تشکر 192147

بسم الله
با سلام
درمورد شبهه دور خدمتان عارضم که دوری که محال است دور منطقی و فلسفی است و آن در جایی است که وجود یک شیأ منوط به وجود شیء اولی باشد و همان شیء اول هم وجودش منوط به آن شیء دوم باشد که اصولا چنین چیزی تحقق نمی یابد.
پس در مورد انتخاب رهبری و خبرگان این دور اصلآً متصور نیست تا در موردش بحث شود.
اما دوری که در این مورد صحبت از آن میشود و به عنوان ایراد مطرح میشود در تمامی نظام ها با سیستم جمهوری مطرح است و ایراید هم ندارد زیرا صرف وجود دو طرف در این انتخاب ها مرح نیست و اگر دقت شود مردم هستند که انتخاب نهایی را انجام می دهند.
کسانی که خواهان انتخاب شدن در مجلس خبرگان هستند اولا با اراده خود می آیند و کسی آنها را به این امر مجاب نمی نماید و در آخر هم توسط مردم انتخاب می شوند . اما وظیفه شورای نگهبان تنها تأیید صلاحیت کاندیداتور های خبرگان است .
آنهم از دو جهت یکی تشخیص دارا بودن اجتهاد و دومی تشخیص دارا بودن صلاحیت های عمومی کاندیداتوری مانند معاند نبودن با نظام که صد البته این امر معقولی است که کسی را که با نظام اسلامی مخالف است به جایگاه حساس مجلس راه ندهند و عدم آن خلاف بداهت عقل است.
اما در مورد جهت اول که تـأیید اجتهاد باشد کسانی که از طرف یک عالم ومجتهد تراز اول مدرکی دال بر اجتهاد بیاورند می توانند این تأیید را اخذ نمایند و فرق نم کند آن شخص تراز اول رهبری فقیه و عادل باشد و یا یکی از مراجع.
پس مشاهده شد که دوری در کار نیست. علاوه بر همه اینها نگاه اجمالی به شخصیت های حال حاظر خبرگان هم دال بر این است که آنها از جناح ها و سلایق متفاوتی هستند و این خود بهترین دلیل است.

چهارشنبه 11/1/1389 - 0:13 - 0 تشکر 192170

برادر عزیز آقای وحید میلادی و دیگر دوستان محترم

1- این موضوعی که مطرح شده است شبهه نیست بلکه فرضیه است و طرح اشکال. زیرا شبهه آن جایی است که حق پوشیده شده باشد و سعی در پنهان نگه داشتن حق باشد ولی در اینجا طرح اشکالی به یک موضوع مطرح شده مباشد.

2- متاسفانه جناب میلادی عزیز در طرح اشکال خود، رعایت اصول بحث و منطق را نکرده اند و دچار مغالطه شده اند چون:

اولا: موضوع بحث شیوه اداره جامعه ولایی توسط ولی فقیه و در تبع آن مصداق صحیح انتخاب ولی فقیه در جامعه ولایی است. که جناب میلادی به قسمت دوم بحث ، اشکالی وارد کرده اند.

ثانیا: در منطق بیان شده است که مواد استدلال باید درست باشد مثلا اگر بگوییم امروز دوشنبه است و دوشنبه پایتخت است پس امروز پایتخت است ، این استدلال باطل است زیرا مواد آن درست نیست.

میلادی گفته است:« تبصره 2 ماده 2 قانون شرایط قانون انتخابات ِتعداد و شرایط خبرگان:(( کسانی که رهبر معظم انقلاب اسلامی صریحاً و یا ضمناً اجتهاد آنان را تایید کرده باشد از نظر علمی نیاز به تشخیص فقهای شورای نگهبان نخواهند داشت.دقت کردین ؟....یعنی رهبری خودش صلاحیت اعضایی که میخوان بر رهبری نظارت کنن رو تایید میکنه »

آیا داشتن اجتهاد شرط کافی برای صلاحیت است یا شرط لازم؟

مثل این است که بگوییم: راننده باید چشم داشته باشد و وحید هم چشم دارد پس وحید راننده است. دقت کنید که بینایی شرط لازم برای رانندگی است ولی شروط دیگر لازم است.

اگر رهبری صلاحیت علمی کسی را تایید کرد به معنای صلاحیت تام و کمال نیست. بلکه شروط دیگری نیز لازم است که چه بسیارند مجتهدانی که صلاحیت خبره را ندارند. و از طرفی کدام صلاحیت؟ صلاحیت برای اینکه بتواند در رقابت انتخاباتی شرکت کرده و در صورت انتخاب از سوی ملت، به مجلس خبرگان راه یابد. که در واقع مردم انتخاب کننده هستند نه رهبری.

3- میلادی گفته است :« حالا فقهای شورای نگهبان رو چه کسی منصوب کرده ؟....همه فقهای شورای نگهبان منصوب رهبری هستن »

اولا : تعیین فقهای شورای نگهبان تنها برای موضوع کاندیدهای خبرگان نیست. هزاران کار دیگر دارند.

ثانیا : شورای نگهبان صلاحیت کاندید های ریاست جمهوری و مجلس شورا را هم بر عهده دارند . پس در صورت استدلال آقای میلادی، باید تمام اعمال رییس جمهور و نمایندگان مجلس را به رهبری منصوب کنیم.

ثالثا: تنها نیمی از اعضا شورای نگهبان توسط رهبری تعیین می شوند و نیمی دیگر توسط مجلس شورا انتخاب می گردند. و در تعیین صلاحیت کاندیدهای مجلس خبرگان ، حقوقدانهای شورای نگهبان شریکند.

سرتان را درد نیاورم . تا زمانی که مغالطه از بین نرود بحث به جایی نمی رسد. هرچند مواد قانونی هم به وسط بیاید.

موفق باشید.

جمعه 13/1/1389 - 7:37 - 0 تشکر 192456

بسم رب المهدی

سلام علیکم و رحمه الله
باعث خوشحالی بنده است که بعد از مدتها میتونم دوستان خوبم رو زیارت کنم .(چه تغییرات جالبی کرده اینجا! )

اما بعد ؛
جناب
mahdiseif . شما این گونه بیان کردید :
"" این موضوعی که مطرح شده است شبهه نیست بلکه فرضیه است و طرح اشکال. زیرا شبهه آن جایی است که حق پوشیده شده باشد و سعی در پنهان نگه داشتن حق باشد ولی در اینجا طرح اشکالی به یک موضوع مطرح شده مباشد.""

احسنت !
به زعم بنده نیز چنین است منتها اگر توجه کرده باشید دقیقا شبهه ی واقعی که باعث و بانی مباحث اینشکلی ست ،علاوه بر بخشی از متن اصلی تاپیک در یک جای دیگر از این بحث نهفته است !
آن هم در صحبتهای جناب داداش کایکوی عزیز که صمیمانه به ایشان ارادت دارم.
دقت بفرمائید :
""وقتی ولی فقیه حکمی صادر می کند مثلا وقتی فقهای شورای نگهبان را نصب می کند اعتبار این انتصاب به شخصیت فردی فقیه نیست بلکه اعتبارش به جایگاه شرعی ولایت فقیه بر می گردد و اعتبار این جایگاه به الله است و الله قائم به ذات است و در این مسیر دور محقق نمی شود ""

اولا : چنین اعتباری از طرف حق اگر نائل شده باشد مشخص و مبرهن است که بر چه عده و چه گروهی طبق اعتقاد حقه اطلاق میشه که آن هم مشمول چهارده نور مقدس است که انشعابات آن شامل پیامبران و انبیاء الهی ست ! نه ولی فقیه !

دوما : اگر شخص خاص بنا بر این اعتقاد، قائم بالذات الله باشد ، در صورت فوت یا .... مسئولیتش بر عهده ی دیگری که شاید فرسنگها از نظر شخصیتی و اخلاقی یا ... با اولی تفاوت دارد قرار میگیرد و این مسئله تفاوتهای مختلف نظری ،عملی، اعتقادی و شخصیتی را ایجاد میکنه ! مگر اینکه بیان بشه "کل نور واحد" که چیزی جز گمان ناقص عقلی نخواهد بود!
نتیجه اینکه نگیم حصول اعتبار بالذات خداوند است ، چرا که او نه نقصی دارد و نه تغییر تحولی پیدا میکند!!!

سوما : جایگاه شرعی را با لباس عامی که در هر برهه از زمان میتونه بر تن بره و در برهه از زمان دیگری بیرون بیاد مختلط نکنیم ! چون چنین جایگاهی طبعا نمیتونه از طرف الله باشه .

و نهایت اینکه : دقت بفرمائید دوستان عزیزم ! فرمود : شرک از مورچه ی سیاهی که در تاریکی شب بر سنگ سیاه حرکت میکند مخفی تر است !

یا ع ل ی مدد

آقا جان اگر قرار باشد من هم مثل ژول ورن دور دنيا را درهشتاد روز بچرخم ،
ترجيح ميدهم دور تو بچرخم
چون تو هم دنياي مني هم عقبي مني
شنبه 14/1/1389 - 9:26 - 0 تشکر 192635

hayat_e_tayebe گفته است :
[quote=hayat_e_tayebe;336051;192456]

 بسم رب المهدی

سلام علیکم و رحمه الله
باعث خوشحالی بنده است که بعد از مدتها میتونم دوستان خوبم رو زیارت کنم .(چه تغییرات جالبی کرده اینجا! )

بسم الله

سلام بر همه دوستان

یه صلاح گرم و صمیمی به دوست عزیزم و مدیرسایق انجمن معارف ، که انصافاً انجمن معارف خودش رو خیلی مدیون زحمات ایشون میدونه.

حیات طیبه جان امیدوارم که حضور شریفتان منحصر به این بحث نشه و در سایر بحث ها هم شاهد حضورتون باشیم.

اما پاسخ به مطالب جناب حیات طیبه رو موکول می کنم به سایر دوستان ، من شاید برای مدتی در حضور شما دوستان عزیز نباشم اگه کوتاهی دیدید به لطف خودتون ببخشید.

جمعه 3/2/1389 - 1:6 - 0 تشکر 196891

hayat_e_tayebe گفته است :
[quote=hayat_e_tayebe;336051;192456]

 بسم رب المهدی

سلام علیکم و رحمه الله
باعث خوشحالی بنده است که بعد از مدتها میتونم دوستان خوبم رو زیارت کنم .(چه تغییرات جالبی کرده اینجا! )

اما بعد ؛
جناب
mahdiseif . شما این گونه بیان کردید :
"" این موضوعی که مطرح شده است شبهه نیست بلکه فرضیه است و طرح اشکال. زیرا شبهه آن جایی است که حق پوشیده شده باشد و سعی در پنهان نگه داشتن حق باشد ولی در اینجا طرح اشکالی به یک موضوع مطرح شده مباشد.""

احسنت !
به زعم بنده نیز چنین است منتها اگر توجه کرده باشید دقیقا شبهه ی واقعی که باعث و بانی مباحث اینشکلی ست ،علاوه بر بخشی از متن اصلی تاپیک در یک جای دیگر از این بحث نهفته است !
آن هم در صحبتهای جناب داداش کایکوی عزیز که صمیمانه به ایشان ارادت دارم.
دقت بفرمائید :
""وقتی ولی فقیه حکمی صادر می کند مثلا وقتی فقهای شورای نگهبان را نصب می کند اعتبار این انتصاب به شخصیت فردی فقیه نیست بلکه اعتبارش به جایگاه شرعی ولایت فقیه بر می گردد و اعتبار این جایگاه به الله است و الله قائم به ذات است و در این مسیر دور محقق نمی شود ""

اولا : چنین اعتباری از طرف حق اگر نائل شده باشد مشخص و مبرهن است که بر چه عده و چه گروهی طبق اعتقاد حقه اطلاق میشه که آن هم مشمول چهارده نور مقدس است که انشعابات آن شامل پیامبران و انبیاء الهی ست ! نه ولی فقیه !

دوما : اگر شخص خاص بنا بر این اعتقاد، قائم بالذات الله باشد ، در صورت فوت یا .... مسئولیتش بر عهده ی دیگری که شاید فرسنگها از نظر شخصیتی و اخلاقی یا ... با اولی تفاوت دارد قرار میگیرد و این مسئله تفاوتهای مختلف نظری ،عملی، اعتقادی و شخصیتی را ایجاد میکنه ! مگر اینکه بیان بشه "کل نور واحد" که چیزی جز گمان ناقص عقلی نخواهد بود!
نتیجه اینکه نگیم حصول اعتبار بالذات خداوند است ، چرا که او نه نقصی دارد و نه تغییر تحولی پیدا میکند!!!

سوما : جایگاه شرعی را با لباس عامی که در هر برهه از زمان میتونه بر تن بره و در برهه از زمان دیگری بیرون بیاد مختلط نکنیم ! چون چنین جایگاهی طبعا نمیتونه از طرف الله باشه .

و نهایت اینکه : دقت بفرمائید دوستان عزیزم ! فرمود : شرک از مورچه ی سیاهی که در تاریکی شب بر سنگ سیاه حرکت میکند مخفی تر است !

یا ع ل ی مدد

بسم الله الرحمن الرحیم

حیات طیبه عزیز اگر برای اعتبار حکم و فتوی فقها اعم از مراجع تقلید یا ولی فقیه علتی جز الله سراغ دارید بگویید تا ما هم بفهمیم که به چه علت است که فتوی و حکم فقها را باید گردن نهاد؟!!

با این استدلال که "این لباس میتواند بر تن هر کسی برود" نمیتوان به نفی جایگاه شرعی ولایت فقیه پرداخت همچنان که غصب خلافت امیر المومنین نمیتواند نعوذ بالله دلیلی بر رد ولایت حضرتش صلواة الله وسلامه علیه باشد... (البته قبلا در مورد مراتب مختلف ولایت سخنانی عرض شد)

 وقتی سفارش 14 نور مقدس این است: فاما من کان من الفقها صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا لهواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه -احتجاج طبرسی ج2ص263

دیگر نباید در اصل قضیه دچار وسواس شویم و منشاء اعتبار حکم و فتوای فقها را غیر الهی بدانیم!!! بله در شناخت فقیهی که حائز شرایط باشد باید نهایت دقت را به عمل آورد اما آنچه از سخنان اخیر شما دریافتم نفی امکان شرعی بودن اطاعت از فقیه عاادل بود که اگر چنین باشد باید از جرکت آن "مورچه سیاه" نگران باشید... چون حدیث ائمه اطهار صلوة الله علیهم ظاهرا احتیاط شما را مردود میداند

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.